بایگانی برچسب‌ها: تندیس

احسنت به کسی که تندیس گوسفند را جایگزین تندیس علی شریعتی نمود!

امروز خبر باحال و خنده داری در رسانه‌ها منتشر شده بود. در خبرها آمده بود که به جای تندیس ربوده شده دهتر علی شنیعَ‌تی در پارکی در تهران، تندیس یک راس گوسفند قرار گرفته است. به نظر من این یکی از معدود کارهای مثبت شهرداری تهران در سالهای اخیر بوده و شایسته است که به کسی که این کار را انجام داده است، لوح تقدیری اهداء شود. مسلما سود یک گوسفند برای جامعه به مراتب بیشتر از علی شریعتی بوده است. مردم از همه اعضای بدن گوسفند از پوست و گوشت گرفته تا کله و پاچه و غیره استفاده میکنند! 🙂 اما دهتر علی شریعتی به جز مغلطه، سفسطه و تحریف جهت ماله کشی بر احکام و تاریخ اسلامی و نیز فراهم کردن بستر فکری برای پیدایش حکومت فاشیستیِ اسلامی کنونی کار دیگری در زندگی خود انجام نداد. اگر کسی فکر میکند وی کار مثبتی در زندگی خود انجام داده و خدمتی به بشریت کرده است به ما هم خبر بدهد لطفا!

در دو ویدئو زیر بهرام مشیری به بررسی برخی از مغلطه‌های فراوان در کلام و اندیشه بزرگترین مغالطه کار تاریخ معاصر ایران یعنی علی شریعتی میپردازد. علی شریعتی را شاید بتوان پدر فکری و معنوی حاج فرج دباغ دانست.

 البته من قبلا راجع به دلیل ربوده شدن تندیس چهره‌های ملی مثل آریوبرزن، ستارخان و غیره در تهران مطلبی نوشته بودم اما انصافا با برداشتن تندیس علی شریعتی هیچ مشکلی ندارم، بلکه آن را کار بسیار خوبی هم میدانم…!

چند مطلب دیگر:

این مذهب است که میتواند موجب انجام چنین کارهای وحشتناکی بشود

با شیوه «نقد راستین» از نوع سروش بهتر آشنا شویم…!؛ سروش: علی دشتی هوسرانی فرومایه و بی‌اعتقاد بود!

در ستایش کسانی که ایستاده مردن را برگزیدند؛ از احمد کسروی و فریدون فرخزاد تا شاهین نجفی …!

شدت گرفتن حرکتهای طالبانی و عزم جمهوری اسلامی برای نابودی تاریخ و هویت ملی ایرانیان

تندیس آریوبرزن در یاسوج - آریوبرزن سردار بزرگ ایران دلیرانه مقابل حمله سپاه اسکندر مقدونی به کشور ایستاد و جان خود را فدای میهن کرد.

وقتی رفتارهای افراطی و ضد ایرانی جمهوری اسلامی در نابود کردن تندیس آرش کمانگیر و اسبهایش در ساری (۱) و دستور اخیر دادستان یاسوج مبنی بر پایین آوردن مجسمه آریوبرزن در این شهر (۲) را در کنار ناپدید شدن مشکوک و شبانه مجسمه های شهر تهران (۳) در سال گذشته و نیز دستکاری کتابهای تاریخ مدارس و حذف گسترده قسمت های مربوط به تاریخ ایران پیش از اسلام (۴) قرار دهیم، درمیابیم که جمهوری اسلامی حرکتی شتابان را به سوی افراطی گری بیش از پیش آغاز کرده است. به نظر میرسد آخوندهای متحجر هدفی جز پیاده کردن اسلام خشک طالبانی در ایران دنبال نمیکنند. طبیعتا در چنین حکومت بنیادگرایی، تفکر و اندیشه انتقادی یا اساسا هرگونه ذهن پرسشگر تحمل نمیشود. اینجاست که عزم حکومت در نابودی کامل علوم انسانی از طریق اعمال سیاست من درآوردی «اسلامی کردن علوم انسانی» (۵) و نیز زندانی کردن گسترده روزنامه نگاران، اندیشمندان و منتقدان در سالهای اخیر، قابل فهم میشود.

از طرف دیگر اگر نگاهی به مجسمه های ناپدیدشده و یا تخریب شده اخیر بیندازیم متوجه میشویم که تقریبا همه آنها تندیس شخصیت هایی ملی بوده اند که در مقابل ظلم و جور حاکمان یا حمله بیگانگان ایستاده اند و حاضر به کرنش در مقابل استبداد زمان نشده اند؛ شخصیت هایی همچون ستارخان، باقر خان، استاد شهریار و این اواخر آرش کمانگیر و آریوبرزن.

پس از قیام اخیر ایرانیان برای دستیابی به آزادی در قالب جنبش سبز و سرکوب وحشیانه و شدید آن توسط حکومت، جمهوری اسلامی به این نتیجه رسیده است که بایستی راسختر از گذشته با تفکر و اندیشه مقابله کند، لذا کمر به نابودی علوم انسانی بسته است. از طرفی باید ایرانیان را از هویت ایرانی و فرهنگ کهن خود تهی و غرور و افتخار ملی- میهنی را از آنها بستاند. چیزی که از طریق نابودی کتب تاریخی و میراث فرهنگی (۶، ۷ و ۸) و نیز پرورش نسلی ناآشنا به تاریخ پرافتخار خود و غوطه خورده در فرهنگ اسلامی شیعه که به طور مستمر از طریق صدا و سیما و دیگر نهادهای حکومتی تبلیغ میشود، امکانپذیر خواهد بود. بدیهی است حکومت بر مردمانی بی هویت، ناآگاه، غیر پرسشگر و مطیع بسیار آسانتر خواهد بود.

لینکها:

۱- تخریب تندیس آرش کمانگیر و اسبهایش در ساری (لینک)

۲- دستور دادستان یاسوج به شهرداری جهت پایین آوردن مجسمه آریو برزن در این شهر (لینک)

۳- ناپدید شدن مشکوک مجسمه های شهر تهران (لینک)

۴- تغییرات گسترده در کتاب های تاریخ مدارس (لینک)

۵- مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی مبنی بر اسلامی کردن علوم انسانی (لینک)

۶- غرق شدن تخت جمشید در آب (لینک)

۷- نابودی ۱۷ اثر باستانی ایلام در اثر آبگیری سد سیمره (لینک)

۸- نابودی آثار باستانی یزد یکی پس از دیگری (لینک)

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: