بایگانی برچسب‌ها: تقلب

ادعای تقلب در پایان نامه حسن روحانی و عکس العمل دانشگاه اسکاتلندی به این موضوع

سایت خودنویس و سپس سایت آمریکایی سیاست خارجی (Foreign Policy) در بخش «دیدگاه ها» به نقل از خودنویس مطلبی را منتشر کرده و مدعی شده اند که در نسخه اینترنتی چکیده پایان نامه دکتری حسن روحانی (فریدون) که بر روی سایت کتابخانه دانشگاه گلاسکو کالدونیان قرار گرفته است، چند جمله یافته اند که قبلا همان جملات عینا در کتاب «اصول قوانین اسلامی» نوشته محمد هاشم کمالی نویسنده افغان دانشگاه مالزی در سال ۱۹۹۱ هم نوشته شده بوده است. با ذکر این موضوع ادعا شده است که روحانی مرتکب دزدی ادبی (plagiarism) شده است.

نشریه انگلیسی زبان در ادامه بررسی های خود با دانشگاه اسکاتلندی در این ارتباط مکاتبه کرده است، سخنگوی دانشگاه در ابتدا به آنها پاسخ داده است که در هر حال حاضر نمیتوانند در این زمینه نظری بدهند زیرا باید نسخه کامل پایان نامه ۵۰۰ صفحه ای روحانی که به شکل فایل الکترونیکی هم نیست را بررسی کنند. پس از آن مدیر ارتباطات دانشگاه (Charles McGehee) با نشریه مذکور مجددا تماس گرفته و از قول کتابخانه دانشگاه تایید کرده که از کتاب «اصول قوانین اسلامی» و نویسنده آن هم در داخل متن پایان نامه و هم در لیست مراجع در انتهای پایان نامه به عنوان منبع برای نوشتن پایان نامه نام برده شده است. با این پاسخ به نظر میرسد که دانشگاه انگلیسی به طور ضمنی موضوع ادعای تقلب ادبی که اول بار توسط سایت خودنویس مطرح شد را عملا رد کرده است!

fd

 لینکها: خودنویس ، نشریه Foreign Policy

رای ندادن از ترس تقلب، همچون خودکشی کردن از ترس مرگ است…!

voteما ۴ سال پیش هم در چنین روزهایی رای دادیم اگرچه رایمان ﺭا نشمردند اما این کار برایشان به شدت هزینه در بر داشت به گونه ای که تا ماهها خواب بر چشمان دیکتاتور حرام گردید! در مقابل اگر مطابق با توصیه پاهای ثابت تحریم عمل کرده و اصلا رای نداده بودیم، هیچ هزینه ای برای نظام ایجاد نمی شد انگار که اصلا وجود خارجی نداشتیم! پس اینکه بگوییم رای نمی دهیم چون نمی شمرند در حقیقت به معنی حذف خود و نظر خود به دست خود است. چنین چیزی دقیقا مثل این است که کسی از ترس مرگ، دست به خودکشی بزند!

اگر راي ندهيم، آينده در خوشبينانه‌ترين حالت، تداوم امروز است. اما اگر راي بدهيم، آينده در بدبينانه‌ترين حالت، تداوم امروز است. پس بیایید فرصت را مغتنم شمرده و با امید به بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی و کاهش تنش با جامعه جهانی، رای خود را به نفع کاندیدای اعتدال به صندوق بریزیم، به این امید که رایمان شمرده شود. ما نمیتوانیم و نباید از ترس تقلب در آرا، این فرصت را از خود بگیریم و فردای روز انتخابات با پشیمانی به خود بگوییم ای کاش رای داده بودم تا جلیلی با آن ادبیات انقلاب اسلامی و اقتصاد مقاومتی متوهمانه اش به قدرت نرسیده بود و ۸ سال دوران تنش و بی ثباتی دوره احمدی نژاد ادامه نمی یافت!! اما اگر رایمان را نشمردند هم چیز زیادی را از دست نداده ایم چرا که حتی با فرض عدم وقوع اعتراض های خیابانی مانند سال ۸۸ هم تازه رسیده ایم به همین جایی که تحریمی ها ۳۵ سال است منفعلانه در آنجا ایستاده اند!! اینها سال ۸۸ و ۸۴ و ۷۶ و همه سالهای دیگر هم می گفتند رای ندهید!

بحث اینکه با حضور ما به نظام و سرکوبها و اعمالش مشروعیت داده می شود هم از اساس باطل است چون این رای به هیچ وجه در تایید عملکرد نظام نیست بلکه حاکی از دلبستگی و عشق به ایران و امید و تلاش برای آینده بهتر است. با وجود ۲۰۰ هزار کاندید شورای شهر، اگر فرض بگیریم هر کدام از اینها دستکم ۵۰ نفر از اقوام و بستگانشان را تشویق به رای دادن به خود کرده باشند، این یعنی اینکه تنها به خاطر برگزاری انتخابات شوراها دستکم ۱۰ تا ۱۵ میلیون نفر پای صندوقهای رای حاضر خواهند شد چیزی که به راحتی امکان بهره برداری تبلیغاتی نظام را فراهم خواهد کرد. پس چه ما برای رای به روحانی به پای صندوق برویم و چه تحریم کنیم و در خانه بنشینیم، نهایتا حکومت مشارکت را بالای ۶۰ تا ۷۰ درصد اعلام و بهره برداری تبلیغاتی خود را هم خواهد کرد. پس بیایید حداقل با مشارکت، شانس خود برای اعلام نظر و تغییر در سطح اجرایی کشور را از دست نداده باشیم!

در همین زمینه:

چرا به روحانی رای می دهم؟

حس دوگانه این روزها؛ رای بدهم یا رای ندهم؟!

اگر دیدید عده زیادی رای دادند تعجب نکنید! اما چرا؟

با در نظر گرفتن احتمال تقلب مردم در ۲ حالت برد میکنند، تحریم کامل یا حضور گسترده و رای به کاندید معتدل!

با در نظر گرفتن احتمال تقلب مردم در ۲ حالت برد میکنند، تحریم کامل یا حضور گسترده و رای به کاندید معتدل!

n00285029-bبا نگاهی گذرا به تقلب در انتخابات سال ۸۸ و اعتراض های پس از آن در می یابیم که تقلب گسترده در انتخابات ریاست جمهوری برای نظام بسیار پرهزینه است. درست است که حکومت با دست بردن در آرا، در آن سال نگذاشت فرد مورد نظر مردم به ریاست جمهوری برسد اما ما نباید هزینه های زیادی که نظام در پی آن متحمل شد، ضربه سختی که به پیکره نظام وارد گردید و میلیونها نفری که در پی آن تقلب به جمع مخالفان خامنه ای پیوستند را نادیده بگیریم. امثال نوریزاد را نگاه کنید، ببینید چه ریزش های شدیدی در حاکمیت رخ داد. همین اتحاد جهانی که الان بر ضد حاکمیت شکل گرفته است تا میزان زیادی در نتیجه همین سرکوب های سال ۸۸ است. اگر مطابق با توصیه های ۳۵ ساله اپوزیسیون منفعل خارج نشین -که توانایی حتی ۱ ساعت نشستن دور هم را هم ندارند- کسی در سال ۸۸ رای نمیداد، آیا اساسا جنبشی اعتراضی شکل میگرفت؟! آیا اساسا این ریزش ها رخ میداد؟ آیا ماهیت نظام برای شمار بسیاری از مردم روشن میگردید؟

لذا به نظر من حضور در این انتخابات به شرطی که این حضور به شکل گسترده باشد لزوما کار اشتباهی نیست بلکه میتواند به عنوان یک حرکت استراتژیک توجیه پذیر باشد تا قشر متوسط آزادیخواه و دموکراسی طلب که در شرایط کنونی دچار فقر و مشکلات اقتصادی شده است از این مشکلات رهایی یابد تا بدنه جنبش های اعتراضی مجددا تقویت شود. با روی کار آمدن افرادی معتدل مثل روحانی یا عارف در نتیجه آرای بالای مردمی در مقابل افرادی تندرو و سپاهی مثل جلیلی یا قالیباف که مورد حمایت خامنه ای و سپاه هستند، امید به اصلاح روند کنونی و حاکمیت عقلانیت دستکم در حوضه مسائل اجرایی. اقتصاد و تا حدودی مسائل اجتماعی کشور افزایش می یابد. درست است که رییس جمهور همه کاره نیست اما هیچ کاره هم نیست، وگرنه این همه تقلا نمیکردند که عده زیادی را رد صلاحیت کنند یا در انتخابات قبلی تقلب کنند! به هر حال تفاوت عمده شرایط اجتماعی و اقتصادی در دو دوره خاتمی و احمدی نژاد در حالی که رهبر در هر دو دوره یک نفر بوده است، و در حالی که نفت در دوره خاتمی یک دهم دوره احمدی نژاد قیمت داشته است، غیر قابل انکار است.

در صورت حضور گسترده مردم، محتمل به نظر نمی رسد که نظام بخواهد بار دیگر با تقلب گسترده در انتخابات هزینه سنگینی را بر خود تحمیل کند به ویژه اینکه الان از یک طرف در سوریه در حال جنگ هستند و بعید نیست که با دخالت غربی ها به طور مستقیم به وادی جنگ بیفتند، و از سوی دیگر تحریم های شدید جهانی منابع درآمدی و ارزی رژیم را به شدت کاهش داده است و در نتیجه آنها با مشکلات متعددی درگیر هستند. حتی اگر تقلب بکنند هم باز مردم ضرر نمیکنند چون این کار تیر دیگری بر ادعای نظام بر مردمی بودن آن خواهد بود و عده بیشتری از خودی ها ریزش خواهند کرد و حلقه نظام تنگتر و تنگتر خواهد شد و فشار خارجی ها بر نظام تشدید خواهد گردید. بحث اینکه نظام از این حضور مردم به نفع خود بهره برداری تبلیغاتی میکند هم به نظر حداقل در این انتخابات توجیه زیادی ندارد چون به هر حال درصدی از مردم به ویژه در شهرهای کوچک برای انتخابات شورای شهر که به طور همزمان برگزار میشود شرکت خواهند کرد و در نتیجه خواه ناخواه حکومت از آن بهره تبلیغاتی خواهد برد و درصد مشارکت را هم بالا اعلام خواهد کرد چه مردم انتخابات ریاست جمهوری را تحریم کنند و چه نکنند!

حرف آخر اینکه در ۲ صورت مردم میتوانند خواسته خود را به نظام تحمیل کنند و به هدف خود برسند، یکی تحریم کامل به گونه ای که محلهای رای گیری به طور محسوسی خالی باشد و آبروریزی بزرگی به بار بیاورد و دیگری حضور گسترده و رای دادن به کاندید معتدل! حالت اول عملا ممکن نیست چون دستکم چند میلیون وابسته به نظام هستند که همیشه شرکت میکنند. اما در صورت حضور گسترده مردم و رای به یک کاندید خاص مثل روحانی یا عارف (این ۲ حتما باید ائتلاف کنند)، احتمال اینکه نظام جرات کند بار دیگر با تقلب گسترده ریسک ماهها تنش و درگیری را برای خود بخرد، اندک است، حتی اگر این کار را بکند باز هم به دلایل ذکر شده در بالا مردم ضرر نخواهند کرد.

در همین زمینه:

سوریه باتلاق جمهوری اسلامی!

اگر دیدید عده زیادی رای دادند تعجب نکنید! اما چرا؟

حس دوگانه این روزها؛ رای بدهم یا رای ندهم؟!

نمودار جهش عظیم در «شاخص فلاکت» در ایران در ۲ سال گذشته!

هدف آمریکا از تحریم های جدید: فشار مستقیم بر ایرانیان؛ پیام تحریمها: نگذارید جلیلی رییس جمهور شود!

آقای عارف نظر شما درباره تقلب در انتخابات سال ۸۸ چیست؟ اگر باز تقلب شد چه کار کنیم؟

عرفتقلب گسترده در انتخابات سال ۸۸ بر کسی پوشیده نیست. از اعلام نتیجه انتخابات از سوی کیهان و فارس به سود احمدی نژاد ساعتی قبل از پایان زمان رای گیری گرفته تا افزایش خطی و از روی نمودار شمار آرای شمرده شده توسط صدا و سیما در روز بعد، بشتر بودن شمار آرای باطله از کل آرای اعلام شده برای مهدی کروبی که دور قبل بیش از چند میلیون رای جمع کرده بود و حتی کمتر از تعداد نفرات ستاد انتخباتی اش در کل کشور بود، تا اعلام درصد مشارکت ۱۵۰ درصدی برای برخی از شهرها و پیدا شدن برگه های سفید زیاد در گوشه و کنار کشور و بسیاری موارد دیگر! ۴ سال پیش تا مدتها مطالب زیادی در اثبات این موضوع نوشته شد و خلاصه کمتر کسی از افراد غیر وابسته به حکومت در وقوع تقلب در انتخابات شکی دارد.

حال بد نیست به بررسی موضع محمد رضا عارف -معاون اول دولت خاتمی- به عنوان یک شخصیت وابسته به طیف موسوم به «اصلاح طلبان» و از نامزدهای ریاست جمهوری آینده درباره تقلب در انتخابات سال ۸۸ و اعتراضهای مردمی پس از آن بپردازیم:

محمدرضا عارف در جمع دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف (+):

یکبار برای همیشه باید این شبهه در انتخابات برطرف شود. در انتخابات سال ۸۸ تخلفات زیادی صورت گرفت. مثلا افرادی که مسئولیت اجرایی داشتند به حمایت از یک کاندیدا پرداختند. اما طرح مساله تقلب در شرایطی که مطمئن نیستیم خوب نیست.

محمدرضا عارف در دانشگاه رازی کرمانشاه (+  +):

در حوادث سال ۸۸، تقلب صورت نگرفت، اما تخلف انجام شد و وعده‌های رأی‌آور به مردم داده شد و اینکه کسانی انتخابات را برگزار کنند و در جانب‌داری از کسی وارد شوند، تخلف است. وي افزود: تقلب بحث حقوقي و قضايي است كه بايد از سوي دادگاه رسيدگي شود؛ و سهم محافلي چون دانشگاه‌ها و تك تك گروه‌ها تعيين شود،

معاون اول دولت اصلاحات در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویان دانشگاه فردوسی (+ +):

در انتخابات ۸۸ تقلبی صورت نگرفت بلکه تخلف شد، اما متاسفانه بعضی افراد در آن سال با سوژه قرار دادن انتخابات خواستند طوری تسویه حساب شخصی کنند. وی افزود: بنده خود به تخلف در انتخابات اذعان دارم اما برای اثبات تخلف باید به مراجع قانونی مراجعه کرد و بنده منتظرم تا به پرونده سال ٨٨ به صورت دقیق پرداخته شود. وی در پاسخ به این سوال که چرا در جریان آن‌چه «فتنه ٨٨» خوانده می‌شود، سکوت کرد، گفت: در آن هنگام ترجیح دادم سکوت آگاهانه داشته باشم، در جریان فتنه اگر بنده موضع‌گیری می‌کردم وضعیت آشفته‌تر می‌شد.

عارف در جمع دانشجویان یزدی مقیم تهران (+):

یک نامزد پیروز هیچ‌گاه نمی‌گوید در انتخابات تقلب شده  و به گفته وی نامزد شکست خورده‌ هم نمی‌گوید که در انتخابات تقلب نشده است. وی با بیان اینکه وظیفه نهادهای اجرایی و نظارتی پاسداری از رای مردم است، گفت: هیچ مرجعی نمی‌گوید اگر تخلف و تقلبی صورت گرفت، پیگیری نشود اگر حقمان در انتخابات نادیده گرفته شد، مطمئن باشید تا آخرین مرحله از طریق مکانیزم‌های قانونی پیگیری می‌کنیم و صد البته اعتقادم بر این نیست برای نظامی که آن را قبول داریم و برای احقاق حق خود مردم را به خیابان بیاوریم.

همانطورکه مشاهده می کنید وی نه تنها تقلب در انتخابات سال ۸۸ را به کلی رد میکند بلکه مانند مقام های حکومتی و رسانه های وابسته به آنها، وقایع آن سال و اعتراض های مردمی را «فتنه» می نامد. او معتقد است که باید موضوع از طریق مراجع قانونی دنبال می شد، گویی مرجع قانونی که اینجا شورای نگهبان باید باشد، خیلی منصفانه و بی طرفانه عمل می کند!!

وی در یکی دیگر از سخنرانی های اخیر خود در ساری در پاسخ به این سوال که «در صورتی که مطمئن شوید در انتخابات تقلب صورت گرفته، چه اقدامی انجام می‌دهید»، می گوید (+):

تدبیر بر این است اگر مطمئن شویم در انتخابات تقلب صورت گرفته، جوانان به خیابان نیایند.

نکاتی پیرامون فایل صوتی سوم مهدی هاشمی و فاش شدن ارتباطات تنگاتنگ میان اصلاح طلبان با بیت رهبری

از راست: محمد رضا خاتمی، مسعود خامنه ای، صادق خرازی

از راست: محمد رضا خاتمی، مسعود خامنه ای، صادق خرازی

امروز یکی دیگر از فایلهای ضبط شده تلفنی صحبت های مهدی هاشمی پسر اکبر هاشمی رفسنجانی در گفتگو با نیک آهنگ کوثر خبرنگار، به شکل عمومی منتشر گردید. این فایل هم جزو همان فایلهایی بوده که در نتیجه ارسال حکم دادگاه توسط وکلای مهدی هاشمی برای نیک آهنگ کوثر به عنوان شاهد در ارتباط با پرونده شکایت بوذری از مهدی هاشمی و چند نفر دیگر از سران رژیم، به دادگاه ارائه شده و به طریقی به شکل عمومی منتشر میشود. به نظر من انتشار عمومی این فایلها به نفع مردم است و مردم به عنوان صاحب این کشور، حق دارند که بدانند سیاستمداران در پشت پرده چه میکنند و چه میگویند و طرز فکر و عملشان چگونه است و آیا ظاهر و باطنشان یکی هست یا نیست! به قول معروف آنکس که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟!

صرفنظر از اینکه چه کسی این فایلها را منتشر میکند، به نظر من چیزی که برای ما مردم عادی باید مهم باشد محتوای آنهاست و اینکه در پشت پرده چه میگذرد؟ لذا من بنا دارم هر بار که فایلی منتشر میشود، خلاصه ای از محتوای آن را به همراه تحلیل شخصی ام، در اینجا بنویسم. این فایل جدید را هم کامل گوش کردم.

در این مصاحبه یا مکالمه که ۲ سال پیش ضبط شده است، اطلاعاتی پیرامون ۳ موضوع زیر ارائه میشود:

۱- در این مکالمه به جزییات ریز سفرهای پرهزینه و چند میلیون دلاری محمود احمدی نژاد و همراهانش به نیویورک، هزینه هتل های گران قیمت، و نیز هدایای زیادی که در این سفرها به خبرنگاران خارجی داده شده است اشاره میشود.
۲- به سفرهای اروپایی خانواده محمد محمدی گلپایگانی رئیس دفتر خامنه ای و اقامت در سفارتخانه های مختلف رژیم در اروپا اشاره میشود.
۳- در نهایت مهدی هاشمی در صحبت های خود خبر از دیدارهای هفتگی مسعود خامنه ای پسر علی خامنه ای با محمد رضا خاتمی در منزل صادق خرازی میدهد.

گفتنی است صادق خرازی برادر زن مسعود خامنه ای و پسرش، داماد محمد رضا خاتمی است. ضمنا صادق خرازی همان کسی است که سال پیش و پس از رای دادن دزدکی سید محمد خاتمی در دماوند، از این اقدام او حمایت قاطع کرده بود. احتمالا این ملاقات ها در جهت متقاعد کردن خاتمی و سران اصلاح طلبان به پذیرش عدم تقلب در انتخابات سال ۸۸ و نیز به منظور ترغیب کردن آنها به شرکت در انتخابات مجلس در سال ۹۰ بوده است. البته نهایتا هم دیدیم که موفق شدند، زیرا هیچ موقع خاتمی به تقلب در انتخابات اشاره نکرد و بعد هم دیدیم که برخلاف گفته اولیه خودش، رفت و در انتخابات شرکت کرد و رای خود را به صندوق نظام ریخت…! هم از این مکالمه و هم از مکالمه قبلی به راحتی میتوان وجود تماس های مستمر و ارتباط های تنگاتنگ میان اصلاح طلبان و بیت رهبری را برداشت نمود.

بررسی استدلالهای عجیب مهدی خزعلی و چند سوال کلیدی از او

مهدی خزعلی همگام و همصدا با علی خامنه‌ای از مردم دعوت کرده است که در انتخابات حکومتی شرکت کنند. وی در این راستا به تلاشی بی وقفه و شبانه روزی دست زده و در حمایت از طرح خود مبنی بر «تک رای به علی مطهری» دلایل عجیبی را ارائه میکند. در زیر به بررسی اجمالی برخی از این استدلالهای عجیب و بعضا متناقض میپردازم:

۱- مهدی خزعلی از یک سو به موفقیت کم نظیر مردم در تحریم نمایش انتخاباتی روز ۱۲ اسفند اذعان میکند و شهر در آن روز را شهر مردگان میخواند:

در دور نخست ـ دوازدهم اسفند ـ تن به نظرسنجی فضای مجازی داده و به احترام همه، از کانديداتوری منصرف و نوشتم که از خانه بيرون نميايم و رای نخواهم داد و پيش بينی کردم که شهر بوی مرده خواهد داد. آری چنين شد و شهر شهر مردگان بود

با این وجود وی در مطلب دیگری (+) و نیز در ویدئوی منتشر کرده مدعی میشود که تحریم بی نتیجه است و برای گفته خود دلیل می‌آورد که اپوزیسیون نظام ۳۳ سال است که تحریم کرده‌اند اما به نتیجه ای نرسیده اند! وی میگوید ما هر جا به نتیجه رسیدیم از طریق شرکت در انتخابات بود و در این مورد انتخابات سال ۷۶ را مثال میزند.

استدلال اول مهدی خزعلی یک ایراد اساسی دارد و آن اینکه بعد از تشکیل حکومت از سال ۵۷ تاکنون، این اولین باری بوده است که اکثریت مطلق گروهها و احزاب از احزاب درون حکومتی مثل مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی گرفته تا رهبران نمادین جنبش سبز در کنار تحریم کنندگان سنتی انتخابات قرار گرفته بودند و در نتیجه اولین باری بود که یک تحریم تمام عیار و تقریبا بی نظیر شکل گرفته بود و به همین خاطر روز رای گیری شهر دقیقا به شهر مردگان تبدیل شده بود؛ به گونه‌ای که با گذشت چندین هفته از زمان رای گیری هنوز ریز نتایج هر حوزه را منتشر نکرده‌اند! علاوه بر این به نظر من حرکت حکومت به سمت کوتاه آمدن از مواضع قبلی خود در قضیه هسته‌ای که از ابراز رضایت کشورهای ۵+۱ از مذاکرات مشهود بود خود یکی از نتایج این تحریم گسترده بود. تحریم گسترده مردم یکی از عوامل تاثیر گذاری بود که حاکمیت را به سرکشیدن جام زهر مجبور کرد و موجب شد که سران حکومت از بلندپروازی‌های هسته‌ای خود که میرفت تا کشور را به جنگی خانمان برانداز با غرب و اسرائیل بکشاند کوتاه بیایند.

استدلال دوم مهدی خیلی هم بی اساس است، چه آنکه در دوران اصلاحات برای مدت ۸ سال، دولت و مجلس در اختیار اصلاح طلبان بود اما آنها نتوانستند کاری از پیش ببرند و شاهد لغو امتیاز فله‌ای مطبوعات، سرکوب مردم و دانشجویان در جریان کوی دانشگاه، قتلهای زنجیره‌ای و رد پی در پی طرحها و لوایح در شورای نگهبان بودیم که به روشنی و در عمل، عدم اصلاح پذیری رژیم با قانون اساسی کنونی را به اثبات رسانید.

مهدی خزعلی باید با شفافیت توضیح دهد چرا اینطور بر طبل انتخابات حکومتی میکوبد و تلاش میکند ضمن جلوگیری از تکرار حماسه تحریم گسترده انتخابات حکومتی، با فریب گروههایی از معترضان، شخصیت متحجر و واپسگرایی چون علی مطهری که مردان را چشم چران نامیده و با رسوم ایرانی و زبان فارسی سر جنگ دارد را روانه مجلس کند؟! اصلا فرض کنیم علی مطهری از بقیه بهتر است، کل مجلس اصلاحات نتوانست کاری از پیش ببرد، یک نفر در آن مجلس میخواهد چه کند؟!

۲- مهدی خزعلی در ویدئو منتشر شده از وی مدعی میشود که اکثر شخصیت‌های اصلاح طلب و مجمع روحانیون مبارز از جمله خاتمی، موسوی خویینی‌ها، منتجب نیا و غیره در نمایش حکومتی ۱۲ اسفند شرکت کرده‌اند و از این طریق میکوشد که برای طرح خود دلیل بیاورد. اگر واقعا این افراد رای داده‌اند [که داده‌اند] این افراد خیانت خود به خون کشته شدگان جنبش را نشان داده‌اند. این افرادی که رای داده‌اند دروغ گویی و بدقولی خود را اثبات کرده‌اند چرا که پیشتر اعلام کرده بودند تا مهیا نشدن شرایط شرکت نمیکنند، اما با وجود اینکه هیچ چیزی تغییر نکرده بود و بسیاری از افراد هنوز در زندان هستند و موسوی و کروبی در حصر خانگی به سر میبرند، شرکت کردند! با وجودی که مرتضوی قاتل کهریزک ارتقا مقام یافته بود و قاتلین ندا و سهراب و غیره پیدا نشده و مجازات نشده‌اند شرکت کردند! آقای خزعلی آن کسانی که رای دادند خائن هستند، شما هم اگر میخواهی به عنوان خائن شناخته بشوی برو رای بده! چه قبول کنید و چه نکنید، بازی در نمایش حکومت، تایید غیر مستقیم جنایت‌ها، دزدی‌ها و دروغهاست. شرکت در انتخابات با هر دلیل و توجیهی که باشد به معنای تایید رژیم است. از کی تا حالا کار ناشایست یک عده میتواند توجیه کننده کار ناشایست دیگری باشد؟! اینهایی که رای دادند به دنبال قدرتند، مردم ما خواهان تغییر و بهبود امور هستند که با رای دادن حاصل نمیشود زیرا رژیم از ریشه فاسد است!

۳-  مهدی خزعلی در مقاله خود در گویا مینویسد «در زندان که بودم نمی‌دانيد بازجوی من چه مانوری می‌داد که فلانی و فلانی و فلانی رای دادند». آقای خزعلی چطور شما متوجه نمیشوی که چیزی که بازجوها و بالادستی‌های آنها را خوشحال میکند همین رای دادنهاست؟ چرا تلاش میکنید که با اقدامات خود آنها را خوشحال کنید؟ روز شنبه پس از انتخابات را تصور کنید که بازجوهای اوین و رجایی شهر کرج و غیره بر سر زندانیان نگون بخت سیاسی ریخته و رای احتمالی شما را همچون پتک بر سر آنها میکوبند و تلاش میکنند که با پررونق نشان دادن انتخابات، آنها را از لحاظ روانی بشکنند. آیا با فکر کردن به این موضوع دچار عذاب وجدان نمیشوید؟ چرا با طرح خود سوهان روح زندانیان سیاسی میشوید و تن جانباختگان را در گور میلرزانید؟!

۴- مهدی خزعلی در چند مطلب مختلف در وبسایت خود مدعی میشود که به دلیل رقابت میان نماینگان دولت و اصولگرایان نزدیک به خامنه‌ای، نظارت بر انتخابات کنونی زیاد است و از این موضوع نتیجه گیری میکند که احتمال تقلب بسیار پایین می‌آید! این استدلال هم بسیار عجیب است. بالاخره ما یا تقلب در انتخابات سال ۸۸ را قبول داریم یا نداریم! اگر قبول داریم پس بایستی بپذیریم که وزارت کشور همان وزارت کشوری است که آن تقلب گسترده را انجام داد و شورای نگهبان هم تغییری نکرده است فلذا احتمال تقلب وجود دارد. آقای خزعلی باید توضیح دهد که چه تضمینی وجود دارد که تقلب و جا به جایی در آرا صورت نگیرد و آرای ما را به نفع باهنر، توکلی، کوثری، بذرپاش و بقیه نوچگان ولایت یا دولت شمارش نکنند؟

با توجه به توضیحات داده شده، از مهدی خزعلی انتظار میرود که به صراحت و با شفافیت به سوالات زیر پاسخ دهد:

۱- چه اختلافی میان دعوت علی خامنه‌ای از مردم و دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات حکومتی وجود دارد؟ چرا او همسو و همراستا با خواست حاکمیت حرکت میکند؟

۲- چرا مهدی خزعلی تلاش میکند که موفقیت باشکوه مردم در تحریم گسترده انتخابات در روز ۱۲ اسفند را لوث کند، آن را بی نتیجه نشان دهد و از تکرار آن در روز ۱۵ اردیبهشت جلوگیری کند؟

۳- چه تضمینی وجود دارد که در انتخابات پیش رو رای مردم شمرده شود و آرای مردم به نفع نامزدهای مورد حمایت رهبری یا دولت شمرده نشود؟! چرا مهدی خزعلی این انتخابات را مستثنی میداند و میگوید تقلبی نمیشود؟!

۴- وقتی کل مجلس اصلاحات (مجلس ششم) به دلیل قانون اساسی غیر دموکراتیک (وجود شورای نگهبان و رهبری) نتوانست هیچ کاری از پیش ببرد و هیچ طرح یا لایحه متفاوتی به تصویب نرسید، چطور یک فرد میتواند (اگر فرض کنیم بخواهد) نقش تعیین کننده‌ای ایفا کند؟

مطالب مرتبط:

مهدی خزعلی به دنبال چیست؟ پروژه اصلاح طلبان برای سوء استفاده از جنبش سبز

آیا آزادی مهدی خزعلی از زندان مشروط به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی بوده است؟

گمانه‌زنی‌ها درباره چرایی تلاش شبانه روزی مهدی خزعلی برای گرم کردن تنور انتخابات حکومتی

در اعتراض به دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات غیر آزاد و انتخاب «بد» از میان «بدترها»

پاسخی به پاسخ دکتر مهدی خزعلی؛ راهکار: تحریم فعال انتخابات / خودتان را از قطار انقلاب بیرون بیندازید!

دعوت جمعی از بلاگرها به تحریم فعال نمایش انتخاباتی حکومت ایران

با نامزد شدن در انتخابات فرمایشی زمینه سوء استفاده حکومت را فراهم نکنید!

تقلب در انتخابات

دکتر مهدی خزعلی منتقد حکومت در وبلاگ شخصی خود مطلبی با عنوان «همه بی‌صلاحیت‌ها کاندیدا شوند» نگاشته است. او در این مطلب خود از همه به اصطلاح رانده‌شدگان، «غیر خودی‌ها» و به طور کلی مغضوبین حکومت خواسته است که نامزد انتخابات مجلس شوند تا حکومت آنها را رد صلاحیت کند و بدین سو هرچه بیشتر رسوا شود.

به نظر من این پیشنهاد خطرناکی است که میتواند مورد سوء استفاده حکومت قرار بگیرد. ما با حکومتی طرف هستیم که پایبند به هیچ نوع ضوابط اخلاقی نیست و به راحتی دست به تقلب و سوء استفاده میزند. رد صلاحیت گسترده اگرچه به ضرر حکومت است و آبروی نداشته او را بیش از پیش بر باد خواهد داد اما حکومت از نامزد شدن غیر خودی‌ها میتواند به دو شیوه سود بزرگی ببرد:

 ۱- حکومت میتواند با تبلیغات وسیع در رسانه‌ها اینطور به مردم القا کند که مخالفان و منتقدین حکومت از راه قبلی خود برگشته‌اند، پشیمان شده و فهمیده‌اند که اشتباه کرده و در نتیجه نامزد شده‌اند. این مورد موجب سرخوردگی مردم (به هر حال عده زیادی از مردم ممکن است از هدف واقعی امثال خزعلی آگاه نباشند) و ناامید شدن از جنبش و حرکت‌های اعتراضی آینده و نیز بدبین شدن نسبت به مبارزان سیاسی شود.

 ۲- در صورت نامزد شدن عده زیادی از مخالفان و منتقدان، حکومت ممکن است سوء استفاده بزرگتری بکند. ممکن است برای ترغیب مردم برای حضور، آنها را تایید صلاحیت کند و پس از حضور مردم در پای صندوق‌های رای و بهره‌برداری سیاسی از آن، دست به تقلب گسترده بزند و نامزدهای خودی را به عنوان برنده معرفی کند! در این حالت حکومت نه تنها از حضور مردم در پای صندوق‌ها استفاده به مطلوب کرده، بلکه افراد غیر خودی را هم با تقلب، بازدنده انتخابات و بدون پایگاه مردمی معرفی میکند. چیزی که به شدت به ضرر مبارزان سیاسی و مخالفان است.

در کل به نظر میرسد که نباید چنین ریسک بزرگی کرد و حتی با هدف رد صلاحیت گسترده هم نباید نامزد انتخابات شد و خود را بازیچه دست حکومت قرار داد؛ حکومتی که به هیچ ضابطه اخلاقی پایبند نیست و ممکن است بیشترین سوء استفاده‌ها را از این حرکت بکند. تنها تحریم کامل و اعلام علنی اینکه به دلیل تقلب، در زندان بودن مبارزان سیاسی و سرکوب مردم در جریان اعتراض‌های پس از انتخابات سال ۸۸ دست به تحریم کامل انتخابات زده‌ایم، میتواند به طور کامل به ضرر حکومت تمام شود و حضور مردم را کاهش دهد.

متهم شدن ۵ تن از جمله یک ایرانی به انتقال غیر قانونی تجهیزات الکترونیکی آمریکایی به ایران جهت ساخت «بمب های ابداعی»

چهار سنگاپوری و یک ایرانی به انتقال غیر قانونی تجهیزات پیشرفته الکترونیکی به ایران متهم شده اند. تجهیزات مزبور در ساخت بمب های ابداعی (مشهور به بمب های کنار جاده ای) جهت کشتن نظامیان آمریکایی مستقر در عراق مورد استفاده قرار گرفته اند. به دنبال درخواست وزارت دادگستری آمریکا، چهار متهم پرونده در سنگاپور دستگیر شده اند. متهم ایرانی پرونده حسین لاریجانی نام دارد که شهروند ایران و ساکن این کشور است.

در کیفرخواست صادره، اتهام این افراد توطئه جهت خرید تجهیزات فرکانس رادیویی با کاربردهای تجاری چندگانه مثل مرتبط کردن کامپیوترها و پرینتر ها به صورت بی سیم به هم و همچنین جهت ساخت «تجهیزات انفجاری سرهم بندی شده» ذکر شده است.

مسئولان فدرال آمریکا میگویند که این افراد در سال ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ اقدام به خرید ۶۰۰۰ نوع از این سامانه ها از شرکتی آمریکایی در مینسوتای این کشور کرده و سپس این تجهیزات را به سنگاپور و نهایتا به ایران انتقال داده اند. آنها این کار را در شرایطی کرده اند که از خلاف قانون بودن چنین اقداماتی مطلع بوده اند. از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۰، ۱۶ مورد از این تجهیزات در بمب های منفجر نشده در عراق کشف شدند. بمب های کنار جاده ای اصلی ترین عامل مرگ نظامیان آمریکایی در عراق بوده اند.

لیسا موناکو دستیار دادستان کل آمریکا میگوید: «این مورد نمونه دیگری از تهدیدات دنباله دار شبکه های خرید وابسته به جمهوری اسلامی علیه آمریکا را نشان میدهد. این شبکه ها تلاش کرده اند تا از طریق تقلب و کلاهبرداری به تکنولوژی آمریکایی دست یابند.»

مقام های قضایی و امنیتی آمریکا میگویند که ایران شبکه های وسیعی از موسسه ها و شرکت ها را در سطح جهان ایجاد کرده است تا بتواند تجهیزات الکترونیکی آمریکایی با کاربرد نظامی را خریداری کند؛ در حالیکه فروش این نوع از تجهیزات به ایران خلاف قوانین آمریکاست.

این کیفرخواست سال پیش تنظیم شده است اما پس از آنکه چهار متهم سنگاپوری پرونده روز دوشنبه در این کشور دستگیر شدند، علنی شده است. آمریکا به دنبال انتقال این افراد به آمریکا جهت حاضر شدن در دادگاهی در واشنگتن میباشد.

لازم به ذکر است که حسین لاریجانی، متهم ایرانی پرونده، در ایران است و دستگیر نشده است.

منبع: وال ستریت جورنال ، تلگراف

نمونه ای از عمل کردن یک بمب کنار جاده ای در کنار یک خودروی نظامی ارتش آمریکا در عراق

مطالب مرتبط:

مشکوک بودن اتهامات اخیر مقام های آمریکایی در مورد دخالت ایران در انجام عملیات تروریستی در خاک آمریکا

پلیس اسپانیا فروش و انتقال غیر قانونی هلیکوپترهای آمریکایی به ایران را متوقف کرد

دزدیدن موشکهای پیشرفته سطح به هوای ساخت روسیه در لیبی توسط سپاه پاسداران و انتقال آنها به پایگاهی در سودان

کمک تسلیحاتی سپاه قدس جمهوری اسلامی به معمر قذافی با دستور مستقیم خامنه ای

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: