بایگانی برچسب‌ها: ترکیه

صادرات میلیاردها دلار شمش طلا از ترکیه به ایران

خبرگزاری رویترز در خبری ویژه از ترکیه گزارش داده است که همه روزه در فرودگاه آتاتورک در شهر استانبول، هزاران قطعه شمش طلا از طریق هواپیماهای مسافربری ترکیش ایر لاینز و امارات به دوبی و سپس به ایران منتقل میشود. طبق آمار گمرک ترکیه، حجم صادرات طلا در ماه مارس (فروردین) ۲۰۱۱ از ترکیه به ایران تنها ۱۳ میلیون دلار بوده است در حالیکه این رقم پس از اعمال تحریم های گسترده بانکی و نفتی بر ایران در عرض یک سال به ۴۸۰ میلیون دلار در ماه مارس ۲۰۱۲ افزایش یافته است. روند شتابان صادرات شمش طلا به ایران در ماههای گذشته همچنان ادامه داشته است به گونه ای که در ماه جولای (تیر) سال جاری حدود ۱/۸ میلیارد دلار طلا از ترکیه به طور مستقیم به ایران منتقل شده است. طبق آمار گمرک ترکیه صادرات مستقیم طلا از ترکیه به ایران در فاصله ماههای آوریل (اردیبهشت) تا جولای (تیر) به طور متوسط هر ماه بین ۱/۲ تا ۱/۸ میلیارد دلار در نوسان بوده است. پس از بازتاب گسترده این خبر در رسانه های ترکیه و بین المللی و احتمالا به دلیل ترس از مداخله آمریکایی ها و ایجاد مانع، صادرات مستقیم طلا به ایران در ماه آگوست (مرداد) به رقم ۱۸۰ میلیون دلار کاهش می یابد اما همزمان صادرات شمش طلا از ترکیه به امارات (دوبی) به شدت افزایش و به رقم بی سابقه ۱/۹ میلیارد دلار (معادل ۳۶ تن شمش طلا) میرسد. این در حالی است که کل صادرات طلا از ترکیه به امارات در ماه پیش از آن تنها ۷ میلیون دلار بوده است.

بررسی های خبرگزاری رویترز نشان میدهد که در بازار طلا و جواهر دوبی تغییر محسوسی در میزان طلای موجود در بازار در ماه مرداد مشاهده نشده است. این در حالی است که برخی از تجار بازار دوبی به خبرنگار رویترز گفته اند که این شمش های طلا پس از ورود به دوبی مستقیما به ایران منتقل میشود. ظاهرا علت انجام صادرات غیر مستقیم از ترکیه به دوبی و سپس ایران، این است که حداقل بر روی اسناد رسمی در گمرک ترکیه. نام ایران به عنوان مقصد نوشته نمیشود، بلکه دوبی به عنوان مقصد معرفی و به این طریق از جلب توجه رسانه ها و ایجاد مشکلات احتمالی توسط آمریکایی ها خودداری میشود. طبق قوانین ترکیه هر مسافر اجازه خارج کردن ۵۰ کیلوگرم طلا را دارد. لذا برای انتقال ۳۶ تن شمش طلا در ماه به حدود ۷۰۰ تا ۸۰۰ مسافر نیاز هست که این شمش های طلا را از طریق هوایی از ترکیه به دوبی و سپس احتمالا از طریق لنج از طریق دریایی از دوبی به ایران منتقل کنند.

مقصد نهایی این شمش ها مشخص نیست. اما با توجه به تشدید تحریم های بانکی، جمهوری اسلامی قادر نیست که درآمد حاصله از فروش نفت و گاز خود به ترکیه (سالانه حدودا ۵ میلیارد دلار) را به شکل ارزهای معتبر مثل دلار و یا یورو دریافت کند و به ناچار پول را به شکل لیره ترکیه دریافت میکند. لیره ترکیه توانایی محدودی در عرصه بین المللی دارد اما ارز قابل قبولی برای خرید طلا از ترکیه و انتقال طلا به داخل کشور است. از آنجایی که به دلیل تحریم ها حکومت درآمد ارزی چندانی ندارد، مجبور است برای واردات کالا از کشورهای دیگر به مبادله پایاپای با فلزات گرانبها مثل طلا روی بیاورد. در نهایت به نظر میرسد خوشحال ترین بازیگر در این عرصه ترکیه است که همه روزه پول هنگفت و بادآورده ای را از طریق دریافت مالیات و عوإرض بر صادرات این شمش های طلا نصیب خود میکند.

در همین زمینه:

دلیل سقوط شدید ارزش ریال چیست؟

از شعار نه شرقی نه غربی تا قرارداد ترکمانچای نفتی با چین!

اخراج ایران از سویفت به معنای نابودی کامل اقتصاد ایران است

پروژه انتقال آب دریای خزر به مرکز ایران به نفع مردم یا سرداران سپاه؟

کشاکش استراتژیک جمهوری اسلامی و ترکیه برای تبدیل شدن به قدرت منطقه‌ای

گزیده‌ای از مقاله من در سایت خودنویس:

اصطکاک دیپلماتیک میان جمهوری اسلامی و ترکیه و جنگ لفظی اخیر میان مقام‌های دو کشور را باید از زاویه‌ای بسیار فراتر از یک درگیری معمولی بر سر میزبانی ترکیه در گفتگوهای ۱+۵ با ایران و یا ناخرسندی مقام‌های حکومت از میزبانی اخیر ترکیه از مخالفان بشار اسد نگریست. دولتمردان ایرانی از زمان صفویه تاکنون، به دنبال تبدیل ایران به یک قدرت بلامنازع منطقه‌ای و احیای گذشته باشکوه امپراتوری پارس بوده‌اند. وجود امپراتوری عثمانی تا جنگ جهانی اول، کشف نفت در منطقه و حضور قدرت‌های جهانی چون بریتانیا، آمریکا و شوروی در منطقه و چنبره آنها بر مناسبات منطقه‌ای تا زمان فروپاشی شوروی و پس از آن وجود صدام حسین در عراق تا سال ۲۰۰۳، همچون موانعی سترگ در راه رسیدن ایرانیان به آرزوی دیرین خود یعنی تبدیل شدن مجدد به یک قدرت منطقه‌ای عمل کرده بودند. اما پس از حمله آمریکا به عراق و سقوط صدام حسین به عنوان دشمن اصلی ایران در منطقه، شرایط برای دستیابی به این مهم فراهم گردید. پس از سقوط صدام، جمهوری اسلامی با استفاده از نفوذ خود در عراق، از یک سو دولتی شیعه و نزدیک به خود را در آنجا بر سر کار آورد که عملا تضمین کننده منافع حکومت در آن کشور بود و از سوی دیگر با حمایت از گروههای تندروی عراقی همچون سپاه صدر و حتی فرستادن سپاه برون مرزی قدس خود به داخل عراق تلاش کرد که با افزایش شمار کشته‌شدگان عراقی و آمریکایی، علاوه بر بالا بردن هزینه حضور آمریکا در عراق و افزایش نارضایتی عراقی‌ها از حضور آمریکا در آن کشور، جنگ آمریکا در عراق را شکست خورده نشان داده و با طولانی کردن درگیری، هژمونی آمریکا در جهان و به ویژه در میان کشورهای منطقه را مخدوش نماید. خروج چند ماه پیش نیروهای آمریکایی از عراق، عملا زمینه نفوذ هرچه بیشتر جمهوری اسلامی در این کشور و بهره برداری از خلاء به وجود آمده را فراهم نمود. دستیابی ایران به [تکنولوژی] سلاح اتمی – که از طریق برنامه بحث برانگیز اتمی رژیم دنبال میشود -، حلقه آخر از زنجیره وقایعی بود که میرفت با وقوع آن عملا ایران به قدرت منطقه‌ای تبدیل شده و توازن قدرت در منطقه [بر ضد منافع غربی‌ها] به طور کامل بر هم بخورد.

در این میان اما پیدایش جنبش‌ها و قیام‌ها در برخی از کشورهای منطقه‌ موسوم به «بهار عرب»، تزلزل قدرت در رژیم حاکم سوریه به عنوان مهمترین متحد جمهوری اسلامی در منطقه و از همه مهمتر عزم دولتمردان ترکیه برای ایفای نقشی جدی‌تر در مناسبات منطقه‌، به یکباره به شکل موانعی پیش بینی نشده قد علم کرده و خواب خوش حاکمان جمهوری اسلامی را بر هم زد! ….

(ادامه مطلب را در سایت خودنویس بخوانید)

مطالب مرتبط:

افزودن نام سه ایرانی به لیست تحریمها در ارتباط با سرکوب مردمی در سوریه

«خریدن زمان» تا بعد از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، هدف اصلی اوباما از ارسال پیام به خامنه‌ای

همکاری جمهوری اسلامی با سوریه در ساخت پایگاهی نظامی جهت انتقال مستقیم محموله های نظامی به این کشور

شیوه‌های جدید دور زدن تحریمها توسط جمهوری اسلامی با کمک چین و ترکیه

جمهوری اسلامی به روشهای جدیدی برای دور زدن تحریمها متوسل شده است. به گزارش مقامهای امنیتی غربی، بانک مرکزی جمهوری اسلامی با کمک تعدادی از موسسات مالی مستقر در چین و ترکیه توانسته است به اقلام و تجهیزات مورد نیاز ایران دسترسی یابد.

در این روش جدید، پول حاصل از فروش نفت و گاز ایران به چین و ترکیه، در بانکهای این کشورها قرار داده میشود و سپس آن بانکها اقدام به خرید اقلام مورد نیاز برای ایران کرده و سپس آنها را به این کشور ارسال میکنند. به گزارش منابع غربی، چین نقش فعالی در گریز ایران از تحریمها دارد. همچنین ترکیه با توجه به رابطه نزدیک با اتحادیه اروپا، نقش مهمی را برای ایران ایفا میکند. محققان غربی میگویند موفق به دستیابی به مدارکی شده‌اند که نشان میدهد برخی از شرکتهای ترکی به نیابت از ایران اقدام به خرید شرکتهایی در داخل اتحادیه اروپا نموده‌اند که به ایران امکان میدهند که از آنها برای خرید اقلام و تجهیزات مورد نیاز خود استفاده کند.

مقامهای امنیتی مسئول نظارت بر چگونگی اعمال تحریمها بر جمهوری اسلامی میگویند سپاه پاسداران که بیش از نیمی از اقتصاد ایران را در اختیار گرفته است، به روشهای مختلفی برای دور زدن تحریمها مبادرت میورزد و در این زمینه استاد شده است. این افراد میگویند امروزه سپاه نقش فعالی در کنترل بانک مرکزی ایران بازی میکند و این موسسه مالی همانند یک «سازمان اطلاعاتی» اداره میشود!

ایران به شدت تلاش میکند که به بانکهای آلمانی که یکی از برزگترین مبادله کنندگان یورو هستند، دسترسی یابد. مقامهای وزارت خزانه داری آمریکا رد چندین مبادله مالی در بانکهای آلمان را گرفته‌اند که از حسابهایی در ترکیه انجام شده‌اند که در حقیقت تحت کنترل تهران هستند. علاوه بر آلمان، جمهوری اسلامی در تلاش است تا منابع مالی را از طریق اوکراین و بلاروس منتقل کند.

ترجمه مقاله تلگراف

مطلب مرتبط:

اخراج ایران از سویفت به معنای نابودی کامل اقتصاد ایران است

اقدام فرانسه در غیر قانونی اعلام کردن انکار نسل‌کشی ارامنه مخالف آزادی بیان و عقیده

مغایرت قانون جدید با حق آزادی بیان

امروز پارلمان فرانسه طرحی را به تصویب رساند که انکار نسل‌کشی ارامنه در اوایل قرن بیستم میلادی را غیر قانونی میکند به گونه‌ای که اگر کسی وقوع این نسل‌کشی را منکر شود به یک سال حبس و جریمه سنگین نقدی محکوم میشود (منبع).

از آنجاییکه تاریخ‌دانان نشان داده‌اند، برای من شکی وجود ندارد که صدها هزار ارمنی در زمان حکومت سنی مذهب عثمانی در اوایل قرن بیستم میلادی کشته شده‌اند. صحیح بودن یا نبودن استفاده از عنوان نسل‌کشی (genocide) برای این واقعه هم موضوع بحث کنونی من نیست. چیزی که برای من عجیب است تصویب قوانینی از سوی برخی کشورهای دموکراتیک اروپایی و پایبند به حقوق بشر چون فرانسه است که به نحوی اقدام به محدود کردن یکی از اصول اولیه حقوق بشر یعنی حق آزادی بیان و عقیده میکنند. سالهاست که در فرانسه، آلمان، اتریش، لهستان، سوئیس و چند کشور اروپایی دیگر قانونی وجود دارد که اگر کسی کشتار گروهی یهودیان توسط آلمان نازی در جریان جنگ جهانی دوم (معروف به هولوکاست) را منکر شود، مرتکب عملی غیرقانونی شده و به زندان محکوم میشود. یعنی مثلا اگر وبلاگ‌نویسی در فرانسه یا آلمان در وبلاگ خود بنویسد که هولوکاست وجود نداشته، یا شمار یهودیان کشته شده شش میلیون نبوده بلکه مثلا ۶۰۰ هزار نفر بوده، پلیس او را به زندان می اندازد! به عنوان مثال از دهه ۹۰ میلادی تاکنون چندین نویسنده و محقق اروپایی (+ ، + ، +) تنها به دلیل اینکه در کتاب‌های خود شمار یهودیان کشته شده را کمتر از ۶ میلیون نفر خوانده بوده‌اند یا معتقد بوده‌اند که مدارکی دال بر بزرگنمایی آن حادثه از سوی یهودیان وجود دارد، به زندان، اخراج از محل کار و جریمه نقدی محکوم شده‌اند. به نظر من این رفتار دقیقا بر خلاف روح آزادی بیان است. دولت فرانسه میتواند در کتاب درسی تاریخ مدارس از این دو واقعه به عنوان نسل‌کشی یاد کند و تلاش کند مردم آن کشور را به این موضوع معتقد نماید اما اینکه کسی را به خاطر قبول نکردن یا تشکیک در این وقایع به زندان بیفکنند حقیقتا عملی ضد مبانی و اصول حقوق بشر است.

من متوجه نمیشوم چطور میشود که به عنوان مثال به زندان افتادن فردی که پیامبری محمد را منکر میشود، امر بدی است اما به زندان افتادن کسی که در هولوکاست یا در نسل‌کشی ارامنه تشکیک ایجاد میکند، امر خوبی است؟! آیا این دوگانگی در استاندارد و دیدگاه فکری نیست؟ به نظر من به زندان افکندن افراد تنها به دلیل بیان نظر و عقیده خود امری کاملا غلط و دیکتاتور گونه و در جهت سلب آزادی بیان و ضد حقوق بشر است. ممکن است کسی بگوید انکار هولوکاست یا نسل‌کشی ارامنه موجب ناراحتی بازماندگان آن وقایع یا فرزندان کشته شدگان میشود. آیا انکار محمد به عنوان پیامبر، منجر به رنجش خاطر مسلمانان نمیشود؟! آیا یونانی‌ها به عنوان هموطنان اسکندر مقدونی و ایرانی‌ها به عنوان شکست خوردگان حمله وی به کشورشان، حس یکسانی نسبت به او دارند؟! اساسا بحث رنجش و احساس توهین نیست، بحث این است که هرکسی بایستی بتواند نظر خود را بیان کند. در این میان به ویژه به زندان افتادن محققان و تاریخ‌دانانی که بر اثر تحقیق و جستجو به یافته‌ای بر خلاف نظر دولت دست می‌یابند، تکان‌دهنده و ناراحت‌کننده است!

در مورد تناقض در استانداردها مثلا به استفاده آمریکا از بمب اتمی در ژاپن نگاه کنید. چطور است که دولت‌های اروپایی و دیگر کشورهای مدعی حقوق بشر از جمله فرانسه، پودر شدن چند صد هزار نفر غیر نظامی ژاپنی در یک لحظه و در نتیجه استفاده امریکا از بمب اتمی در اواخر جنگ جهانی دوم را با عنوان «نسل‌کشی» و جنایت بر علیه بشریت نام نمیبرند؟! چرا از آمریکا نمیخواهند که کسانی که در آن ماجرا آمریت یا عاملیت داشته‌اند را مجازات کند؟ یا چرا آمریکا خود هیچ‌گاه به مجازات آنها اقدام نکرد؟ آیا غیر از این است که آمریکا ابرقدرت جهانی است و فرانسه و یا دیگران نمیتوانند خواست خود را بر او تحمیل کنند؟

در نهایت با توجه به مطرح شدن این طرح از سوی نمایندگان عضو حزب نیکولا سارکوزی رئیس جمهور کنونی فرانسه، به نظر میرسد که هدف از دست زدن به چنین اقدامی بهره‌برداری سیاسی و تبیلغاتی جهت به دست آوردن آرای بیش از نیم میلیون فرانسوی ارمنی تبار ساکن این کشور در انتخابات آتی باشد. تحلیلگران بر اهمیت آرای این افراد در انتخابات بعدی فرانسه تاکید میکنند (+ ، +).

مشکوک بودن اتهامات اخیر مقام های آمریکایی در مورد دخالت ایران در انجام عملیات تروریستی در خاک آمریکا

ایران - آمریکا

اتهامات اخیر مقام های آمریکایی در متهم کردن جمهوری اسلامی به برنامه ریزی، تجهیز مالی و هدایت یک عملیات تروریستی در آمریکا جهت ترور سفیر عربستان در خاک آمریکا و همچنین منفجر کردن سفارتخانه های عربستان و اسرائیل در واشنگتن، از چند جهت مشکوک و پذیرش درستی آن بسیار دشوار میباشد.

چگونگی انجام عملیات با شیوه شناخته شده سپاه قدس متفاوت است. 

رابرت بائر، یکی از تحلیگران ارشد سابق سی آی ای با ۲۱ سال سابقه فعالیت در این سازمان در مورد مسائل خاورمیانه و دهها سال مطالعه در مورد ایران معتقد است که مقام های آمریکایی اشتباه کرده اند. او معتقد است که سابقه فعالیت های تروریستی سپاه قدس ایران نشان میدهد که «آنها بسیار بهتر از این عمل میکنند. آنها به هیچ وجه به حساب شخصی کسی در بانکی در نیویورک پول ارسال نمیکنند»، زیرا میدانند که فرد مورد نظر به راحتی لو خواهد رفت. او میگوید «معامله کردن با یک کارتل مکزیکی هم به هیچ وجه شیوه عمل آنها نیست. سپاه قدس هیچ گاه به طور مستقیم مرحله عملیاتی یک عملیات تروریستی را برعهده نمیگیرد، بلکه آنها همواره از یک پروکسی (یک عامل واسطه، مثل حزب الله لبنان) برای انجام عملیات استفاده میکند.» نمونه چنین عملیات هایی را در سال ۱۹۸۳ در بمبگذاری در سفارت آمریکا در بیروت لبنان یا حمله به برجهای خوبار در عربستان در ۱۹۹۶ هر دو توسط حزب الله لبنان شاهد بوده ایم. به عجیب بودن این عملیات منصوب به سپاه قدس همچنین در مقاله تحلیلی یکی از تحلیگران اطلاعاتی سایت استراتفور نیز اشاره شده است.

سوء پیشینه فرد دستگیر شده و سفرهای متعدد وی در سال گذشته به ایران از ناشیانه بودن انتخاب چنین فردی حکایت دارد. 

اتهاماتی که مقام های آمریکایی مطرح کرده اند همگی از اعتراف های منصور ارباب سیار فرد ایرانی- آمریکایی مقیم تگزاس آمریکا بدست آمده است. او اعتراف کرده که با سپاه قدس همکاری کرده و مقام های آمریکایی هم آن را تکرار میکنند! اطلاعات ثبت شده در اداره پلیس نوسس تگزاس نشان میدهد که منصور ارباب سیار در سال ۲۰۰۱ به اتهام سرقت محکوم و بازداشت شده بوده است. همچنین چندین مورد خلاف دیگر از جمله رانندگی بدون گواهینامه در پرونده اش دیده میشود. اثر چاقوی بر روی گونه سمت چپش هم در اثر درگیری بوده است. همچنین منصور ارباب سیار در سال۲۰۱۰ و پس از ۲۹ سال زندگی در آمریکا، جهت اقامت به ایران برمیگردد، به همین منظور در مدت مذکور سفرهای متعددی را بین دو کشور انجام میدهد. آیا سپاه قدس آنقدر احمق است که با یک محکوم و سابقه دار همکاری کند؟! یا مهره اصلی یک نقشه برنامه ریزی شده اندک زمانی پیش از اجرای عملیات مرتب به ایران سفر میکند تا خود را لو دهد؟! یا به حساب بانکی اش از خارج از کشور پول واریز میشود تا آمریکایی ها او را شناسایی کنند؟!

انجام چنین عملیاتی در خاک آمریکا به هیچ وجه به سود جمهوری اسلامی نیست. 

حتی اگر از نقطه نظر سود و زیان چنین حمله ای را مورد بررسی قرار دهیم، انجام چنین حمله ای جز تنش و فشار بیشتر بین المللی، هیچ سودی برای حاکمان جمهوری اسلامی ندارد، به ویژه در شرایطی که:

۱- جنگ داخلی قدرت در داخل خود رژیم در جریان است و دو جناح اصلی صاحب قدرت در ایران به سرکردگی خامنه ای و احمدی نژاد در حال آماده شدن برای انتخابات مجلس هستند.

۲- فشار بین المللی بر جمهوری اسلامی به شکل تحریم های همه جانبه به خاطر ادامه غنی سازی اورانیوم و عدم توجه به خواست جامعه جهانی بر لزوم توقف آنها و نیز به دلیل نقض گسترده حقوق بشر در ایران به حداکثر خود رسیده است.

۳- نگرانی مقام های جمهوری اسلامی نسبت به سرنوشت دولت بشار اسد، شریک استراتژیکشان در منطقه، در اثر ادامه قیام مردمی در سوریه به شدت افزایش یافته است و نفوذ ترکیه در منطقه روز به روز افزایش میابد.

همانطور که محمد سهیمی در مقاله خود در تهران بیورئو مینویسد برخلاف سیاست سرکوبگرایانه داخلی، مقام های جمهوری اسلامی در سالهای زمامت خود بر ایران نشان داده اند که در سیاست خارجی خود از سیاستی واقع گرایانه پیروی کرده و سعی میکنند ابتدا از هرگونه مواجه نظامی با کشورهای دیگر اجتناب کرده و خود را مصون نگاه دارند و در مرحله بعد تا جایی که ممکن است به گسترش نفوذ خود بپردازند. مذاکره با آمریکا و دریافت اسلحه از اسرائیل در جریان ایران کنترا در میانه جنگ ایران و عراق، خودداری از کمک به صدام در جریان حمله نیروهای غربی به عراق در سال ۱۹۹۰ (برخلاف وجود درخواست های زیاد داخلی برای حمایت از عراق در مقابل حمله نیروهای غربی) و کمک قابل توجه جمهوری اسلامی به آمریکا در جریان حمله این کشور به طالبان در افغانستان در سال ۲۰۰۱، نمونه هایی از این رفتار جمهوری اسلامی است.

تلاش جمهوری اسلامی برای ترور سفیر عربستان یا حمله به سفارت اسرائیل در خاک آمریکا بسیار غیر منطقی و نامحتمل به نظر میرسد.

محمد سهیمی در مقاله خود مینویسد: «چرا ایران باید به سفیر عربستان در خاک آمریکا حمله کند؟ اگر واقعا ایران میخواسته به دلیل رشد روزافزون نفوذ عربستان در منطقه به آن کشور ضربه بزند، چرا این کار را در مناطق ناآرام جهان مثل افغانستان، عراق یا یمن که سطح امنیتی سفارتخانه ها هم پایینتر است انجام ندهد؟ چرا عملیاتی تخریبی را در میدان های نفتی واقع در شرق عربستان که اکثر ساکنان آن هم شیعه هستند انجام ندهد؟» این کار نه تنها موجب افزایش قیمت نفت میشود و به اقتصاد کشورهای غربی صدمه میزند، بلکه میتواند آتش درگیری ها میان شیعیان منطقه با حکومت وهابی آل سعود را هم شعله ور کند، که هر دو به سود ایران است. «علاوه بر این ترور سفیر عربستان درست زمانی که به موعد حج نزدیک میشویم، منطقی به نظر نمیرسد.»

از سوی دیگر به دلیل وجود محافظت امنیتی شدید از سفارت اسرائیل در واشنگتن این عملیات منطقی به نظر نمیرسد. آیا آسانتر نبود اگر جمهوری اسلامی عده ای را در ترکیه، مصر یا اردن هماهنگ میکرد تا به سفارت اسرائیل در آن کشورها حمله کنند؟ چنین اتفاقی دقیقا چند هفته پیش در مصر به وقوع پیوست! پس سوالی که پیش می آید این است که چرا ایران باید علاقمند باشد چنین عملیاتی را در خاک آمریکا انجام دهد؟ چنین کاری در شرایطی که گزینه های جایگزین بسیار بهتر و کم هزینه تری وجود دارد، منطقی به نظر نمیرسد.

به دلایل فوق پذیرش داستان مطرح شده از سوی مقام های آمریکایی بسیار دشوار به نظر میرسد. چرا باید جمهوری اسلامی به چنین عملیات ناشیانه ای دست بزند در حالیکه هیچ سود و منفعتی برایش به همراه ندارد؟! ضمن اینکه همانطور که به تفصیل بیان شد، شیوه سپاه قدس به صورت انجام مستقیم عملیات نیست و همواره با استفاده از پروکسی هایی مثل حزب الله لبنان کارهای تروریستی و تخریبی خود را انجام میدهد. از سوی دیگر فرد دستگیر شده سابقه دار و به قول معروف پیشانی سفید بوده است.  به نظر من سپاه قدس آنقدر احمق نیست که از یک سابقه دار برای انجام عملیات تروریستی خود استفاده کند و یا مبلغ هنگفتی پول را به حسابی در نیویورک وایر کند! چنین رفتارهایی منطقی به نظر نمیرسد و تنها از عده ای ناشی و آماتور بر می آید و نه از سپاه قدس که همواره حساب شده عمل میکرده و پس از سالها آمریکا هنوز از اثبات دخالت عوامل آن در بمبگذاری در سفارت خود در بیروت در سال ۱۹۸۳ یا انفجار در برجهای خوبار عربستان در سال ۱۹۹۶، ناتوان است. 

ممکن است واقعا گروه کوچکی در سپاه قدس خودسرانه به این عملیات ناشیانه دست زده باشد، اما احتمال بزرگتر این است که این ماجرا سناریویی طراحی شده از سوی مقام های آمریکایی و جهت فراهم کردن بهانه لازم و نیز حمایت جامع بین المللی برای افزایش فشار بر ایران از طریق تحریم های فلج کننده مثل تحریم دریایی، هوایی و تحریم نفتی و یا شروع حمله نظامی احتمالی به ایران باشد؛ چیزی که متاسفانه به طور قطع در مرحله اول دودش نه به چشم مقام های جمهوری اسلامی که به چشم مردم ایران خواهد رفت.  

مطالب مرتبط:

دزدیدن موشکهای پیشرفته سطح به هوای ساخت روسیه در لیبی توسط سپاه پاسداران و انتقال آنها به پایگاهی در سودان

کمک تسلیحاتی سپاه قدس جمهوری اسلامی به معمر قذافی با دستور مستقیم خامنه ای

پژاک: خط لوله انتقال گاز ایران به ترکیه را ما منفجر کردیم!

پ ک ک یک گروه شورشی جدایی طلب مسوولیت انفجار در خطوط لوله انتقال گاز ایران به ترکیه را پذیرفت. این گروه در وبسایت خود نوشه است: «در روز ۱۱ آگوست، چریک های ما عملیاتی تخریبی را بر روی خط لوله گاز طبیعی ایران-ترکیه در منطقه دوگوبیازیت انجام داده است.»

این انفجار در قسمتی از خطوط لوله واقع در خاک ترکیه نزدیک مرز ایران اتفاق افتاد که میتواند موجب وقفه ای یک هفته ای در انتقال گاز به ترکیه شود.

آمریکا، حزب کارگران کردستان یا پ ک ک را گروهی تروریستی میداند.
جنگجویان کرد عضو این گروه خواستار خودمختاری در جنوب شرق ترکیه هستند و از دهه ۸۰ میلادی تاکنون (۳۰ سال پیش) درگیر جنگی خونین با دولت ترکیه بوده اند که منجر به کشته شدن بیش از ۳۰ هزار نفر شده است.
این گروه همچنین مسوولیت انفجاری دیگر در خطوط انتقال گاز در تاریخ ۳ آگوست در جنوب شرق ترکیه را نیز بر عهده گرفته است.

برگردان مقاله روز یکشنبه سی ان ان

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: