بایگانی برچسب‌ها: تروریسم

چرا تحریم‌ها بر ضد حکومت، گریبانگیر ایرانیان شده است؟! مقصر کیست؟

یکی از دوستان در مطلبی با عنوان «رویکرد ضد ایرانی دولتمردان آمریکا»، از تاثیر تحریم‌های همه جانبه این کشور بر مردم ایران گله کرده است. وی به دشوار شدن انتقال ارز به کشور و یا اخذ ویزا برای ایرانیان اشاره کرده و در پاراگراف آخر مینویسد:

صحبت این نیست که بار تمام مشکلات را برعهده کشورهای غربی بیاندازیم که در وهله نخست این چوب بر سر کار بودن رژیم جمهوری اسلامی است که خورده ایم؛ مشکل، سیاست های یک بام و دو هوای آن کشورها و بی تعهد بودنشان به حقوق مردم ایران است. با این اوصاف نمی توان تحریم ها بین المللی علیه ایران را صرف برخورد با جمهوری اسلامی تلقی کرد.

در مورد این نوشته و این طرز فکر که به نظرم در نزد خیلی‌ها وجود دارد، به ۳ نکته اشاره میکنم:

۱- این تحریم‌ها به خاطر برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی اعمال شده است. هدف از این تحریم‌ها فشار بر حکومت است تا از بلندپروازی‌های هسته‌ای خود دست بردارد؛ برنامه‌ای که به باور کارشناسان صرفه اقتصادی نداشته و با وجود هزینه‌های سرسام آور تنها برای ساخت سلاح اتمی یا دستیابی به پتانسیل (تکنولوژی) ساخت سلاح از سوی حکومت پیگیری میشود. به بیان دیگر جامعه جهانی تنها دو راه برای جلوگیری از دستیابی یک حکومت ایدئولوژیک با سوابق گسترده اعمال تروریستی به سلاح اتمی دارد، یکی تحریم و دیگری جنگ. هیچ راه دیگری وجود ندارد.

۲- با توجه به حضور گسترده سپاه و سازمانهای حکومتی در بخش‌های مختلف اقتصادی، بانکی، صنایع، تجارت و سیاست، تفکیک میان مردم ایران و حکومت ایران بسیار دشوار و عملا غیر ممکن است. وقتی سپاه پاسداران بر همه بخش‌های کشور از بانکها، صنایع و وزارتخانه‌ها تا فدراسیون‌های ورزشی، گمرک و بنادر را در اختیار دارد و همان سپاه کنترل برنامه اتمی و موشکی کشور را در دست دارد، در نزد غربی‌ها همه بخش‌های مذکور مظنون به حمایت از برنامه اتمی ایران میشوند.

من از سخت تر شدن صدور ویزا برای ایرانیان استقبال نمیکنم، اما اگر بخواهیم واقع بین و بی طرفانه نگاه کنیم باید به غربی‌ها حق بدهیم که در صدور ویزا به ایرانی‌ها حساس و بدبین باشند. شما اگر به سابقه جمهوری اسلامی در صدور تروریسم به خارج، گروگانگیری، دخالت در بمب گذاری‌ها و حمایت وسیع از انواع و اقسام گروههای تروریستی خارجی از حزب الله لبنان، حماس و جهاد اسلامی گرفته تا طالبان و سپاه المهدی در عراق، نگاهی بیندازید این حساسیت غربی‌ها را درک میکنید. همین چند ماه پیش بمب گذاری عوامل رژیم در تایلند و هند و نیز تحرکاتی در این رابطه در آذربایجان برای ترور دیپلماتهای اسراییلی را شاهد بودیم. مسلما این افراد به شکل افراد عادی اول ویزا گرفته‌اند و سپس به آن کشورها رفته و کار تروریستی کرده‌اند. خوب این رفتارها در اعتماد خارجی‌ها به ایرانی‌ها تاثیر منفی میگذارد.

 یا در مورد قضیه انتقال ارز به ایران، فدراسیون فوتبال مثال زده شده است که ۱ میلیون دلار پول اهدایی فیفا در میانه راه بلوکه شده و احتمال دارد به عنوان غرامت به گروگان‌های آمریکایی داده شود. خوب اولا اصلا چرا جمهوری اسلامی شهروندان دیگر کشورها را گروگان میگیرد یا ترور میکند؟! آیا کسی در اینکه باید به این افراد غرامت پرداخته شود شکی دارد؟! و دیگر اینکه همین وزارت ورزش که فدراسیون‌ها را زیر نظر دارد و اقدام به برکناری غیر قانونی روسای فدراسیونها میکند خودش دست سپاه است. آیا وزارت ورزش که مانند دیگر نهادها و وزارتخانه‌ها دست سپاهی‌ها و عمال حکومت است نمیتواند پول مذکور را بردارد و در جهت برنامه اتمی یا موشکی رژیم استفاده کند؟! مسلما میتواند. یا حتی فراتر از این برویم میدانیم که بانک مرکزی در دست سپاه و حکومت است، بر خلاف دیگر کشورها مستقل نیست و اکثریت مطلق بانکها دولتی هستند. مگر ندیدیم که چند ماه پیش بانک مرکزی شبانه اقدام به برداشت غیر قانونی هزاران میلیارد تومان پول از حساب بانکها و حتی بانکهای خصوصی کرد؟ خوب با این اوصاف چه تضمینی وجود دارد که ارز انتقالی از خارج از کشور به داخل، مورد استفاده حکومت قرار  نگیرد؟ به نظر من حساسیت‌های غربی‌ها به هیچ وجه بی‌جا نیست و کاملا واقع بینانه است.

در مورد عدم فروش هواپیمای مسافربری و قطعات یدکی آن به ایران هم چند ماه پیش هیلاری کلینتون توضیحی داد که به نظر من جای تامل بسیار دارد. وی در مصاحبه با پارازیت گفته بود که سپاه از هواپیماهای مسافربری برای انتقال سلاح و مهمات به دیگر کشورها مثل سوریه استفاده میکند. اگر این موضوع واقعیت داشته باشد که البته به نظر من با توجه به سابقه حکومت به هیچ وجه بعید نیست، باید به خارجی‌ها حق داد که به جمهوری اسلامی هواپیما نمیفروشند. آخر موضوع این است که ما اصلا شرکت هواپیمایی خصوصی هم نداریم، همه آنها دولتی و شبه دولتی هستند و حکومت میتواند در جهت منافع خود هر استفاده‌ای که خواست از آنها بکند …!

۳- نکته آخری که باید بیان کنم این است که مسلما همه کشورهای با حکومت غیر ایدئولوژیک (اکثر کشورهای پیشرفته) به دنبال منافع ملی خود هستند و همواره منافع ملی و امنیت ملی خود را از هر چیز دیگر حتی مسائل حقوق بشری ارجح‌تر و مهمتر میدانند. اینکه ما انتظار داشته باشیم کشورهای دیگر برخلاف منافع ملی خود عمل کنند انتظار بیجایی است و مطمئن باشید چنین اتفاقی نخواهد افتاد. برای کشورهای غربی اینکه تحریم‌ها بر ضد حکومت به ایرانیان عادی فشار می‌آورد یا نمی آورد موضوعی فرعی است، اصل برای آنها جلوگیری از برنامه اتمی حکومت ایران است.

نویسنده مطلب مذکور در پاراگراف آخر از «بی تعهد بودن» کشورهای غربی به حقوق مردم ایران گله میکند. باید از افرادی با اینگونه تفکرات پرسید که با توجه به توضیحاتی که بالاتر داده شد و چنبره سپاه بر همه بخش‌های کشور، چگونه میتوان بین مردم ایران و حکومت ایران تفکیک قائل شد؟! و اینکه اساسا چرا ایشان انتظار دارد که کشورهای پیشرفته منافع ملی خود را نادیده بگیرند؟! با توجه به عملکرد خود، آیا اصلا ما حق داریم از آنها گله کنیم؟!

وقتی مردم داخل ایران گاه و بیگاه در نمایش‌های انتخاباتی حکومتی شرکت میکنند، به گرانی‌ و بیکاری‌ گسترده و نیز به برخوردهای زننده ماموران رژیم در خیابانها واکنش نشان نمیدهند و اعتراض نمیکنند، وقتی ۴ میلیون ایرانی خارج از کشور با میلیاردها دلار سرمایه و جایگاه اجتماعی مترقی از عرضه یک شبکه ماهواره‌ای مستقل و با کیفیت بر ضد حکومت عاجز است و توانایی و یا عزم لازم برای جمع کردن گروههای مختلف اپوزیسیون و در کنار هم نشاندن آنها زیر یک سقف و دور یک میز برای حتی نیم ساعت را هم ندارد، وقتی ایرانیان خارج از کشور یک تشکل و یا یک لابی نصفه و نیمه در آمریکا و دیگر کشورهای غربی ندارند تا به آن کشورها فشار بیاورند تا با حکومت سازش نکنند، برای چه کشورهای غربی باید کاسه داغتر از آش شوند؟! وقتی ما ۴ نفرمان نمیتوانیم بر ضد حکومت با هم متحد بشویم، چگونه از کشورهای دیگر انتظار حمایت داریم و آنها را به «بی تعهد بودن» متهم میکنیم؟!

من شخصا به هیچ وجه از حمله به ایران حمایت نمیکنم اما قویا از شدیدتر شدن هر چه بیشتر تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی حمایت میکنم و دلایل خودم را هم قبلا در مطلبی مفصلا توضیح داده‌ام. اگر جمهوری اسلامی به سلاح اتمی دست یابد مسلما کشور ما تبدیل به یک کره شمالی قحطی زده اما مسلح به سلاح اتمی میشود! خلاصی از دست چنان حکومتی به مراتب دشوارتر خواهد بود.

مطالب مرتبط:

با ادامه رخوت و سکوت کنونی تنها دو حالت برای آینده ایران متصور است؛ «کشوری اتمی اما قحطی زده»، یا «ویران و جنگ زده»!

سخنان امروز صالحی نشانه‌ای از در تنگنا بودن شدید رژیم / از برنامه هسته‌ای حکومت حمایت نکنیم!

در راهپیمایی‌های «ضد جنگ» و «ضد تحریم» لابی‌های رژیم در خارج شرکت نکنید!

چرا حمایت اپوزیسیون از حمله نظامی به ایران نابخردانه است؟ راهکار رهایی از وضع موجود کدام است؟

بازداشت علی اکبر صالحی در بدو ورود به قبرس

امروز خبر خنده داری منتشر شد که انصافا کام ما را برای لحظاتی شیرین نمود. گزارش شده است که علی اکبر صالحی وزیر خارجه جمهوری اسلامی، در بدو ورود به قبرس در فرودگاه توسط پلیس مقابله با تروریسم این کشور بازداشته شده است! گفته شده که این بازداشت به این دلیل بوده است که اسم وی به خاطر دخالت در برنامه اتمی رژیم، در لیست تحریم‌های مسافرتی به کشورهای عضو اتحادیه اروپا -که قبرس هم عضو آن میباشد- قرار داشته است. خداییش مسخره نیست که یک وزیر خارجه نتواند به کشورهای دیگر سفر کند؟! مثل این میماند که راننده کامیون نتواند رانندگی کند! 🙂

گویا این بابا یک چند ساعتی را هم در بازداشت پلیس و پشت میله‌های زندان میگذراند، تا اینکه وزیر خارجه قبرس دلش برایش میسوزد و به پلیس زنگ میزند و میگوید: «طفلکی علی اکبر گناه داره حالا یک غلطی کرده، مثل احمدی اوشگول فکر کرده بوده این تحریمها کاغذ پاره است و سرش را مثل بز انداخته پایین و آمده به کشور ما! ولش کنید حالا بالاخره مهمان هست و یک چند ساعت دیگر هم شرش را کم میکند و میرود پی کارش و اینـا…!» پلیس هم بالاخره با دریافت تعهد کتبی از صالحی او را ول میکند. البته تصویر واضحی از لحظه چوب در اونجای صالحی کردن پلیس قبرس و فایل ضبط شده جیغ زدن او هم موجود میباشد که فعلا منتشر نمیکنیم. بین خودمان باشد با دفتر صالحی تماس گرفته‌ام، قرار است باج هنگفتی از او بگیرم تا آن عکس را منتشر نکنم. حالا ببینیم چی میشه دیگه …!

عکس فوتوشاپی از لحظه بازداشت علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در فرودگاه قبرس

چند مطلب سرگرمی:

کارتون؛ داغ‌ترین سوژه بازار خودروهای دست دوم در ایران!

تشییع جنازه رهبر ضد آمریکایی با ماشین آمریکایی لینکلن!

برخی تصاویر جالب منتشره از حمله به سفارت بریتانیا در تهران

عدم محکومیت فتوای تروریستی بر علیه شاهین نجفی توسط گروههای سیاسی، به منزله همراهی با جنایتکاران و عدم پایبندی عملی به موازین حقوق بشر میباشد

حدود دو هفته از صدور فتواهای تروریستی و ضد بشری بر علیه شاهین نجفی میگذرد. صرفنظر از توهین آمیز بودن یا نبودن ترانه «نقی»، هر انسان پایبند به حقوق بشری با من هم عقیده است که تلاش برای به قتل رساندن یک فرد آن هم تنها به خاطر گفتن چند جمله، رذیلانه و جنایتکارانه میباشد و در تضاد کامل با همه موازین اخلاقی و انسانی قرار دارد. بدیهی است که از افراد مطرح و به ویژه از گروههای سیاسی مختلف انتظار میرود که این فتواها را شدیدا محکوم نمایند. حتی اگر این ترانه را توهین آمیز میدانند، باید خودِ نفس صدور فتوای قتل و صدور مجوز برای کشتن یک انسان بدون برگزاری دادگاه عادلانه را محکوم نمایند. سکوت کردن در این زمینه به هیچ وجه قابل قبول نخواهد بود. بالاخره باید مشخص شود فرق آنها با حاکمان جمهوری اسلامی که مردم را بدون دادگاه به قتل میرسانند در کجاست؟ عدم محکومیت این فتواها میتواند به منزله عدم پایبندی و اعتقاد عملی گروههای مختلف سیاسی به موازین حقوق بشر و یا ارزش نداشتن جان انسانها در نزد آنها، تلقی گردد.

تاکنون تنها رضا پهلوی، بنی صدر (محکومیت تلویحی) و برخی از گروهها و شخصیت‌های چپ این فتواها را محکوم نموده‌اند. اما همچنان شاهد عدم موضع‌گیری شفاف دیگر گروههای سیاسی نظیر اصلاح طلبان (خاتمی، مشارکت، مجاهدین انقلاب، …)، ملی مذهبی‌ها، شورای هماهنگی راه سبز امید، مجاهدین خلق و غیره میباشیم. این گروهها و شخصیت‌های برجسته آنها باید هرچه سریعتر موافقت یا مخالفت خود با این فتوای قتل را مشخص نمایند/ این حق مردم ایران است که از مواضع گروههای مختلف سیاسی در موارد گوناگون آگاه شوند تا از این طریق بهتر بتوانند نسبت به صداقت این گروهها در گفتار و کردار و همچنین پایبندی عملی آنها به موازین حقوق بشر تصمیم گیری نمایند. بدیهی است که عدم موضع گیری صریح نسبت به این فتواها ممکن است به «سکوت علامت رضاست» تعبیر گردد.

سکوت در این زمینه به منزله تایید آن است. 

مطالب مرتبط:

♫ نقی – شاهین نجفی ♫

شاهین نجفی مرتده؟ دمش گرم! مسلمان زاده مرتد زیاد داریم اما از ترس جونشون جرات ندارند به زبان بیاورند!

چرا ائمه‌ قدرتمندی که قادر به شفا‌ دادن مریضان صعب العلاج هستند، شاهین نجفی را ادب نمیکنند؟! علت صدور فتواهای قتل، ترس از به هم خوردن کاسبی چند صد میلیاردی مبتنی بر ترویج خرافه و مرده پرستی است!

خامنه‌ای پرورش یافته دانشگاهی روسی معروف به آکسفورد ترور؟

به مناسبت پنجاه سالگی تاسیس «دانشگاه دوستی مردم روسیه»[۱] (نام قدیمی تر: دانشگاه پاتریس لومومبا [۲])، شبکه تلویزیونی انگلیسی زبان دولت روسیه با نام راشا تودی [۳] ویدئویی را پخش کرده است که در قسمتی از آن از چهره‌های شاخص فارغ التحصیل این دانشگاه در سالهای گذشته نام میبرد. یکی از این نامها علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی است. در کنار نامهای محمود عباس رییس تشکیلات خودگردان فلسطین، پورفیریو لوبو سوسا رئیس جمهوری هندوراس، نام علی خامنه‌ای هم در سایت این شبکه خبری به چشم میخورد.

گزارشگر برنامه تاسیس این دانشگاه در سال ۱۹۶۰ را از آن لحاظ حائز اهمیت میخواند که در آن زمان بسیاری از کشورهای آفریقایی به تازگی استقلال خود را از کشورهای استعمارگر به دست آورده بودند و این دانشگاه امکان مناسبی را در اختیار آنها قرار می‌داد تا بتوانند دانش و مهارت مورد نیاز را از شوروی سابق به دست آورده و روابط خوبی را با آن کشور برقرار کنند.

بی بی سی هدف از تاسیس این دانشگاه را تعلیم و تربیت آسیایی‌ها و آفریقایی‌ها از کشورهای تازه استقلال یافته میداند تا اینکه نهایتا آنها تبدیل به افرادی وفادار به آرمانهای شوروی سابق گردند.

من نمیدانم این صحبت که علی خامنه‌ای در دهه ۶۰ میلادی دوره‌ای چند ساله را در این دانشگاه روسی در حاشیه مسکو گذرانده است تا چه حد واقعیت دارد، اما اگر درست باشد بسیار حائز اهمیت است. زیرا در دهه ۶۰ میلادی (۱۳۴۸-۱۳۳۸) ایران بسیار آرام بوده است و به جز وقایع سال ۴۲ و اعتراض‌های پراکنده، خبری از انقلاب یا فروپاشی احتمالی رژیم نبوده است که شوروی بخواهد بر روی ایرانیانی چون خامنه‌ای سرمایه گذاری کند تا آنها را برای بر عهده گرفتن پستهای سیاسی آماده کند. مگر اینکه تصور کنیم شوروی برنامه‌ای درازمدت برای فروپاشی رژیم شاهنشاهی که بسیار با غرب دوست و نزدیک بوده است و در نتیجه شوروی کمونیست از این موضوع خوشنود نبوده است، داشته و از مدتها قبل برای انقلاب ۵۷ و حکومت پس از آن سرمایه گذاری کرده است.

همچنین در صورت درست بودن این مطلب، جای تعجبی نیست که ایران کنونی در جهان بسیار منزوی است و به جز کشورهای کمونیست (با دیدگاه چپ و ضد امپریالیستی) مثل روسیه، چین، کره شمالی، کوبا و ونزوئلا دوست دیگری ندارد. علاوه بر این باج دادنهای همیشگی حکومت از ابتدای انقلاب تاکنون به روسیه هم قابل توجیه میشود، چرا که میتوان گفت احتمالا خامنه‌ای خود دست پرورده شوروی و عروسک دست آموز آنها در ایران است.

امیر عباس فخرآور در مطلبی در وبلاگ خود با عنوان «بزرگترین و ترسناکترین راز زندگی سید علی خامنه‌ای برملا شد» مدعی شده است که بسیاری از مدیران فعلی جمهوری اسلامی از جمله علی خامنه‌ای و غلامحسین محسنی اژه‌ای از این دانشگاه روسی فارغ التحصیل شده‌اند. وی به نقل از «گزارشهای موثق» ادعا میکند که دانشگاه پاتریس لومومبا در سال ۱۹۶۰ با مدیریت مستقیم سازمان امنیت شوروی معروف به «کا گ ب»[۴]  تاسیس شده و از ابتدای فعالیت به عنوان «آکسفورد تروریستها» شناخته می شده است. وی با استناد به جزوه تحقیقاتی دکتر ایلان برمن با عنوان «روسیه و خلا قدرت در خاورمیانه» منتشر شده در ژوئن سال ۲۰۰۱، این دانشگاه روسی را آکادمی تربیت نیروهای ضد آمریکایی برای کشورهای جهان سوم معرفی میکند.

یک جستجوی ساده در گوگل کردم و متوجه شدم که تاکنون در کتابها و مجلات متعددی به این موضوع که خامنه‌ای در دهه ۶۰ میلادی در این دانشگاه روسی تحت تعلیم قرار گرفته اشاره شده است. اما من به شخصه تا قبل از دیدن این ویدئو، هیچ اطلاعی از این موضوع نداشتم. در قسمت زندگینامه سایت علی خامنه‌ای هم هیچ اشاره‌ای به این موضوع نشده است.

برخی از منابعی که به این مساله اشاره کرده‌اند عبارتند از:

۱- کتاب تروریسم از دیدگاه آمریکا، صفحه ۲۹۹، سال ۱۹۷۹ (لینک)

۲- مجله نگاهی به ترکیه، جلد اول، منتشره از سوی مرکز مطالعات سیاستهای ترکیه، صفحه ۶۲، سال ۱۹۹۹ (لینک)

۳- مجله روابط بین الملل، جلد نهم، منتشره از سوی دانشگاه براون در آمریکا، صفحه ۲۰۵، سال ۲۰۰۲ (لینک ، لینک به خود مقاله)

۴- کتاب قدرتگیری ایران: چالش ایران برای آمریکا، صفحه ۱۲، سال ۲۰۰۵ (لینک)

۵- کتاب آماده شدن برای ایران مجهز به بمب هسته‌ای ، صفحه ۱۲۸، سال ۲۰۰۵ (لینک)

۶- کتاب چین و ایران: شرکای باستانی در جهان پس از امپریالیسم، صفحه ۱۰۰، سال ۲۰۰۶ (لینک)

* مقاله روزنامه معتبر کامرسانت روسیه منتشره در سال ۲۰۰۳ (لینک)

[۱] دانشگاه دوستی مردم روسیه یا دانشگاه روسی دوستی ملل، Peoples› Friendship University of Russia

[۲] دانشگاه پاتریس لومومبا (Patrice Lumumba Peoples› Friendship University)، نام قدیمی دانشگاه دوستی مردم روسیه میباشد.

[۳] راشا تودی، Russia Today

[۴] کا گ ب، سرویس اطلاعاتی شوروی سابق

لینک مرتبط به بیرون:

مقاله ی روزنامه ی کامرسانت (روسیه) به تاریخ ۲۵ نوامبر ۲۰۰۳ که از فارغ التحصیلی علی خامنه‌ای از این دانشگاه روسی میگوید

فایننشال تایمز: صرف میلیون ها دلار پول از سوی مجاهدین خلق جهت خروج از لیست سازمانهای تروریستی

لابیگری شدید مجاهدین خلق در آمریکا

یک گروه مارکسیست – اسلامی تبعیدی از ایران با صرف میلیونها دلار پول اقدام به لابیگری شدید درمیان مقام های آمریکایی جهت خروج از لیست سازمانهای تروریستی خارجی دولت این کشور نموده است. به فایننشال تایمز خبر رسیده است که مجاهدین خلق با دادن دهها هزار دلار پول به بیش از ۴۰ تن از مقام های سابق آمریکا از هر دو حزب سیاسی این کشور از جان بولتون گرفته تا هوارد دین آنها را به سخنرانی در حمایت از این سازمان واداشته اند.

لی همیلتون، رییس سابق کمیسیون روابط خارجی کنگره آمریکا، و مایکل موکاسی، دادستان کل دولت بوش، به فایننشال تایمز گفته اند که برای سخنرانی در همایش های مجاهدین خلق پول دیافت کرده اند. جان بولتون سفیر دولت بوش در سازمان ملل میگوید او این واقعیت را که برای سخنرانی به نفع مجاهدین پول دریافت کرده است را «مساله مهمی نمیداند»، هوارد دین رییس سابق کمیته ملی حزب دموکرات هم میگوید اینکه او پول دریافت کرده یا نکرده «یک موضوع انحرافی است». هیچ کدام از آنها حاضر نمیشوند بگویند چقدر پول دریافت کرده اند اما اد رندل، فرماندار سابق پنسیلوانیا، گفت که برای یک سخنرانی ۱۱ دقیقه ای در همایش مجاهدین، ۲۰ هزار دلار پول دریافت کرده است. همچنین یک مقام سابق آمریکا به فایننشال تایمز گفت در ازای شرکت در یکی از همایش های مجاهدین خلق در اروپا به او پیشنهاد ۳۰ هزار دلار پول و بلیت درجه یک هواپیما داده شد. چندین فرد آشنا با شیوه مجاهدین میگویند که این سازمان به افرادی که در همایش هایش سخنرانی کنند بین ۲۰ هزار تا ۱۰۰ هزار دلار پول میدهد. همچنین بسته های شامل ۴ سخنرانی بسیار متداول است.

 مجاهدین خلق همچنین یک شرکت لابیگری با نام اکین گامپ استراس را جهت متقاعد کردن اعضای کنگره آمریکا برای حمایت از این گروه به استخدام خود درآورده است. علاوه بر این چندین آگهی تبلیغاتی بیش از ۱۰۰ هزار دلاری را بر روی روزنامه های آمریکایی انجام داده است.

واشنگتن سازمان مجاهدین خلق که از گروگانگیری در سفارت آمریکا در سال ۱۹۷۹ هم حمایت کرده بود را در سال ۱۹۹۷ در لیست سازمانهای تروریستی خارجی قرار داد. در این لیست حزب الله و القاعده هم قرار دارند. این سازمان ادعا میکند که از سال ۲۰۰۱ تاکنون دست به تروریسم نزده و خواستار خروج از لیست میباشد. قرار است وزارت امور خارجه آمریکا ماه آینده در این خصوص تصمیم گیری کند.

منبع اصلی: فایننشال تایمز ، منبع ثانویه: آیریش تایمز و سایت وزارت امور خارجه برزیل

نکته جالب توجه این است که این گروه که حالا دست به دامن آمریکایی ها شده و مثل ریگ پول صرفشون میکنه، یکی از دلایل اصلی تشکیلش مبارزه با امپریالیسم آمریکا بوده! 🙂

مطالب مرتبط:

لابی شدید مجاهدین خلق در واشنگتن جهت خروج از لیست سازمانهای تروریستی و اثرات آن در صورت وقوع

استخدام چند شرکت لابیگری معروف توسط انجمن های ایرانیان آمریکا جهت لابیگری برای مجاهدین خلق

پس از دیکتاتوری، نقض حقوق بشر و جنایت، ساندیس نیز به وجوه اشتراک جمهوری اسلامی و مجاهدین خلق افزوده شد!

تکرار تاریخ؟ نئومحافظه کاران آمریکا، مریم رجوی را چلبی دیگری برای آغاز جنگ میبینند؛ اینبار جنگ با ایران

لیست کامل فعالیت های تروریستی سازمان مجاهدین خلق

چرا نباید بگذاریم مجاهدین خلق از لیست سازمانهای تروریستی آمریکا خارج شود؟ (ویدئو)

وزارت خزانه داری آمریکا، جمهوری اسلامی را به کمک پنهانی به القاعده متهم کرد

وزارت خزانه داری آمریکا، مقام های جمهوری اسلامی را به کمک به القاعده متهم و تحریم های مالی را بر ۶ تن از افرادی که برای القاعده در ایران، کویت، قطر و پاکستان فعالیت میکنند، وضع کرد. این وزارتخانه میگوید متقاعد شده است که عزالدین عبدالعزیز خلیل مزدور القاعده میباشد که در نتیجه توافقی که میان این گروه تروریستی و جمهوری اسلامی شکل گرفته، به راحتی در حال فعالیت در ایران است. این فرد شبکه ای را تشکیل داده است که اقدام به انتقال پول، مزدور و نیرو از منطقه خاورمیانه به جنوب آسیا و از جمله به عطیه عبدالرحمان یکی از فرماندهان ارشد القاعده که در پاکستان حضور دارد، مینماید. الرحمان یکی از ۶ فردی است که تحت تحریمهای مالی وزات خزانه داری آمریکا قرار گرفته و گفته میشود که اخیرا به نفر دوم القاعده ارتقا مقام یافته و مستقیما به رهبر جدید القاعده یعنی ایمن الظواهری که پس از مرگ بن لادن جانشین او شده است، گزارش میدهد.

دیوید کوهن، معاون تروریسم و اطلاعات مالی این وزارتخانه میگوید: «با فاش کردن زد و بندهای پنهانی جمهوری اسلامی با گروه تروریستی القاعده و اینکه آنها به این گروه اجازه میدهند تا از طریق خاک ایران به انتقال پول و نیرو بپردازد، گوشه ای دیگر از نقش ایران در حمایت از تروریسم را نشان میدهیم.»

منبع: نیویورک تایمز ، هافینگتون پست

پس از دیکتاتوری، نقض حقوق بشر و جنایت، ساندیس نیز به وجوه اشتراک جمهوری اسلامی و مجاهدین خلق افزوده شد!

اگرچه جمهوری اسلامی و مجاهدین خلق با یکدیگر مثل کارد و پنیر هستند اما وجوه تشابه زیادی هم با هم دارند که در زیر به پاره ای از آنها اشاره میشود:

۱- هر دو با تبلیغ باورهای تند مذهبی، اقدام به شستشوی مغزی افراد خود کرده و تروریست، بمب گذار انتحاری، باتوم بدست و قاتل حرفه ای پرورش میدهند.

۲- هر دو به نقض گسترده حقوق بشر دست میزنند؛ جمهوری اسلامی به نقض حقوق زنان، زندانی کردن زندانیان و روزنامه نگاران و غیره و مجاهدین خلق به شکنجه و اذیت و آزار افراد در کمپ اشرف و عدم اجازه به آنها جهت خروج از آنجا و نیز دستور به طلاق اجباری در راستای انقلاب ایدئولوژیک.  (+ لینک)

۳- جمهوری اسلامی از اصلی ترین دولتهای حامی تروریسم به شمار میرود و مجاهدین خلق هم به دلیل سابقه سیاه و اعمال متعدد تروریستی در لیست سازمانهای تروریستی قرار دارد.

۴- رهبران هر دو دیکتاتورهای مذهبی هستند که خود را تا حد امام معصوم بالا برده اند؛ به گونه ای که هوادارانشان را به اطاعت بی چون و چرا از خود فرا میخوانند.

۵- اما از همه خنده دارتر اینکه از آنجاییکه طرفداران اندکی دارند، هر دو با استفاده از پول و ساندیس ! حداکثر تلاش خود را به کار میگیرند تا هواداران خود را پرشمار جلوه دهند.

برای نمونه تصویر زیر عکس معروفی است که هجوم شرکت کنندگان در راهپیمایی حکومتی ۹ دی سال ۸۸ به غرفه توزیع ساندیس ولایی ! را نشان میدهد. حتی در بعضی خبرها آمده بود که به شرکت کنندگان ناهار هم داده شده بوده است! (ویدئو توزیع ساندیس در روز ۹ دی ۸۸ ، ویدئو توزیع ساندیس در روز ۲۲ بهمن آن سال )

جمهوری اسلامی و حماسه کیک و ساندیس!

در گزارش ویدئویی زیر که توسط شبکه فرانسوی زبان فرانس ۲۴ منتشر شده است، مشاهده میشود که چطور رهبران مستاصل مجاهدین خلق برای پرشمار نشان دادن همایش خود با صرف پول زیاد، عده ای دانشجوی بدبخت بیچاره اروپایی شرقی را به همایش خود کشانده اند. گزارشگر شبکه فرانس ۲۴ با بعضی از این دانشجویان که اکثرا لهستانی هستند مصاحبه میکند. آنها میگویند از آنجایی که مجاهدین حاضر شده بوده اند پول سفر و اقامتشان را بدهند، به عشق دیدن پاریس به آنجا آمده اند!

نتیجه گیری اینکه جمهوری اسلامی و مجاهدین با وجود دشمنی شدید با یکدیگر، اما از آنجایی که از مردابی گندیده به نام «انقلاب اسلامی» نشات گرفته اند، در پلیدی و سیاهی دست کمی از هم ندارند و روش و منششان کاملا مشابه یکدیگر است!

مرگ بر جمهوری اسلامی و مجاهدین هر دو با هم !

همکاری جمهوری اسلامی با القاعده در حملات ۱۱ سپتامبر

دو مقام سابق اطلاعاتی-امنیتی جمهوری اسلامی که از ایران فرار کرده‌اند، در دادگاهی در منهتن نیویورک آمریکا شهادت داده‌اند که مقام‌های جمهوری اسلامی پیش از حملات ۱۱ سپتامبر از قصد القاعده برای انجام این عملیات آگاه بوده‌اند. این دادگاه برای محکومیت همکاری و حمایت مالی جمهوری اسلامی به القاعده برای ترتیب دادن حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به خاک آمریکا و جهت جبران خسارت صدمه دیدگان از این حادثه شکل گرفته است.

همچنین وکلای مربوطه گفته‌اند که یکی از شاهدان در نامه‌ای که به قاضی نوشته است ادعا کرده است که جمهوری اسلامی در برنامه ریزی حملات ۱۱ سپتامبر مشارکت داشته است. در دادخواست مطرح شده در این دادگاه تاکید شده است که جمهوری اسلامی و سازمان چریکی حزب الله تحت حمایت ایران، به القاعده در برنامه ریزی حملات ۱۱ سپتامبر و نیز آموزش هواپیمارباها و مسافرت آنها، کمک کرده است. همچنین در دادخواست ذکر شده است که پس از حمله نیز جمهوری اسلامی و حزب الله لبنان به القاعده برای اجرایی کردن عملیات فرار کمک کرده و ایران برخی از اعضای القاعده را در خاک خود پناه داده است.

وکلای شاکیان پرونده در مدارک ارائه شده به دادگاه تاکید کرده اند که عماد مغنیه، فرمانده نظامی سابق حزب الله، عامل تروریستی جمهوری اسلامی بوده که در سال ۲۰۰۰ و به منظور آماده سازی القاعده جهت اجرای حملات ۱۱ سپتامبر، به عربستان سعودی سفر کرده بوده است.

آقای مغنیه که در سال ۲۰۰۸ کشته شد، از سوی مقام های آمریکایی به برنامه ریزی شماری از حملات تروریستی و گروگان گیری از جمله بمب گذاری های سال ۱۹۸۳ در سفارت آمریکا و حمله به مراسم نیروی دریایی آمریکا در بیروت لبنان متهم شده بود.

در مدارک ارائه شده به دادگاه اظهار شده است که شاهدان پیشتر در وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی کار میکرده اند که به خاطر سمت های خود، به اطلاعات محرمانه وزارتخانه مذکور دسترسی داشته و لذا از مدارک دال بر حمایت جمهوری اسلامی از تروریسم آگاهی داشته اند.

منبع: نیویورک تایمز

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: