بایگانی برچسب‌ها: تحریم

احساس عشق و نفرت نسبت به تحریم‌ها

کاریکاتوری گویا از مجله اکونومیست

کاریکاتوری گویا از مجله اکونومیست

کنگره و سنای آمریکا تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی را تشدید کرده‌اند. سال ۹۰ حکومت روزانه ۲ و نیم میلیون بشکه نفت در روز صادر می‌کرد. بر اثر تحریم‌های نفتی و بانکی، این رقم از تابستان سال ۹۱ به روزانه ۱ میلیون بشکه در روز کاهش یافت. حالا با این تحریم‌های جدید و سخت تر، عملا هدف آمریکا این هست که صادرات نفت ایران که ۸۰ درصد درآمد حکومت را تامین میکند به صفر برسد، مگر اینکه آخوندها از بلندپروازی‌های هسته‌ای خود دست بردارند!

من همواره نسبت به تحریم‌ها یک جور حس عشق و نفرت همزمان داشته‌ام! از یک طرف خیلی خوشحالم که درآمد آخوندها و سپاه روز به روز دارد کمتر و کمتر میشود و این جنایتکاران کمتر میتوانند ثروتهای ملی ایران را غارت کنند. از طرفی نیز با ادامه این روند بودجه حکومت برای سرکوب مردم در داخل و حمایت از گروههای تروریستی منطقه مثل حزب الله، حماس و جهاد اسلامی و رژیم سرکوبگر بشار اسد در سوریه به شدت کاهش خواهد یافت و این خیلی خوب است و جای خوشحالی بسیار دارد.

اما از طرف دیگر می‌دانم و می‌بینم که این تحریم‌ها چه فشار سنگینی را به مردم وارد میکند. به عنوان مثال بر اثر کاهش ورود ارز به کشور به خاطر کاهش درآمد نفتی حکومت، ارزش ریال به شدت سقوط کرد و همین موضوع موجب ۳ برابر شدن قیمت‌ها در بازه زمانی کوتاهی شد، در حالیکه درآمد قشر کارمند و حقوق‌بگیر جامعه در این مدت تنها به میزان جزیی افزایش پیدا کرده است. علاوه بر این واردات دارو به دلیل تحریم‌های بانکی به شدت دشوار شده و صدها هزار بیمار در کشور هستند که نمیتوانند داروهای خود را تهیه کنند چون وارد نمیشود اگر هم با هزار بدبختی دارو را پیدا کنند باید آن را به قیمت بسیار بالایی تهیه کنند که عملا از توان اکثریت مردم خارج است. از سوی دیگر به دلیل قطع همکاری خودروسازهای خارجی با ایران خودرو و سایپا و شرکت‌های زیر مجموعه آنها، عملا صنعت خودرو در داخل ایران برشکسته و دهها هزار نفر بیکار شده‌اند. صنایع دیگر هم به دلیل تحریم بانکی، امکان واردات مواد اولیه و قطعات مورد نیاز خود را ندارند، و از طرف دیگر از آنجایی که اقتصاد در ایران عملا در دست دولت و سپاه است و چیزی به نام بخش خصوصی وجود خارجی ندارد، با کاهش درآمد دولت، پولی برای تغذیه این صنایع غیر رقابتی و سرپا نگه داشتن آنها نمانده است. این موضوع در کنار واردات بی رویه از هند و چین در ازای فروش نفت به این کشورها، موجب تعطیل شدن یا در آستانه تعطیلی قرار گرفتن صنایع داخلی و نیز رکود شدید بخش کشاورزی شده است که به نوبه خود به گسترش بیکاری دامن زده است!

در جامعه‌ای که مردم تحت فشار شدید گرانی افسار گسیخته و بیکاری هستند و سطح درآمدشان روز به روز کمتر می‌شود، احتمال اعتراض‌های مدنی پایین است. در چنین جامعه‌ای کمتر کسی فرصت فکر کردن به دموکراسی و آزادی را خواهد داشت چون دغدغه نان شب مجالی برای افراد باقی نمی‌گذارد. حتی اگر در اثر شدت فشارها و نارضایتی عمومی، شورشی اتفاق بیفتد نه از نوع دموکراسی خواهی و برای برقراری آزادی و حقوق بشر، بلکه از نوع «انقلاب پابرهنگان» خواهد بود؛ انقلابی که تصور به قدرت رسیدن یک حکومت دموکراتیک در پی آن دشوار و دور از ذهن می‌باشد…

در همین زمینه:

اگر دیدید عده زیادی رای دادند تعجب نکنید! اما چرا؟

اگر دیدید عده زیادی رای دادند تعجب نکنید! اما چرا؟

منطق حکم میکند وقتی یک بار به شعورت توهین شد، نظرت نادیده گرفته شد و بعد در جواب اعتراض با باتوم کتکت زدند و بهت گلوله شلیک کردند، دیگه خودت را در معرض توهین مجدد قرار ندهی. دیگه مطابق با خواسته اونها پای صندوق رای حاضر نشوی، خلاصه دیگه دور رای دادن تو این رژیم را خط بکشی!

اما از اون طرف عقل بهت میگه اگه با رای دادن به فلانی، شرایط بهتر شد چی؟ اگه با اومدن اون فرد سرعت حرکت این ماشین به سمت دره کند شد چی؟ اگه شانس مصالحه با غربی ها و کاهش تحریم ها افزایش پیدا کرد چی؟ عقل بهت میگه حتی اگر ۱ درصد هم شانس هست، برو رای بده، حداقلش اینه که بعدا پیش خودت میگی خوب دیگه من از همه فرصتهایی که داشتم استفاده کردم!!

ببینید دوستان، مردم در رنج و سختی اند، عده زیادی که قبلا جزو طبقه متوسط محسوب میشدند حالا به نان شب خودشون هم محتاجند. دوران احمدی نژاد چنان نکبت بار بوده که پدیده جدید «شاغلین فقیر» ظهور کرده است! بیکاری بیداد میکند! در پی لج بازی و ماجراجویی هسته ای حکومت، تحریم ها روز به روز سخت تر و سخت تر و به عبارت بهتر فلج کننده شده اند، هزاران هزار میلیارد تومان چپاول میشود، بدون اینکه آب از آب تکان بخورد! همه برآوردها و همه پارامترهای اقتصادی نشان دهنده حرکت شتابان مملکت به سوی نابودی و ویرانی کامل است.

در این اوضاع وخیم اقتصادی، انتظارهای مردم به شدت کاهش یافته است، واقعیت این است که وقتی شکم ها گرسنه باشد، کلماتی چون «دموکراسی» و «حقوق بشر» بسیار لوکس به نظر میرسند! دیگر لازم نیست کسی برای جلب رای مردم، وعده فضای باز سیاسی، آزادی زندانیان، عدم برخورد با جوانان و دانشجویان و یا آزادی رسانه ها را بدهد. تنها و تنها کافی است کسی وعده ای اقتصادی بدهد، یا مردم به این باور برسند که کاندیدایی قادر به بهبود شرایط اقتصادی است، آن وقت است که به او رای میدهند. برای فردی که نگران نان شب و سیر کردن شکم خود و خانواده اش می باشد، بهره برداری تبلیغاتی حکومت از شرکت اش در انتخابات بی اهمیت است! حتی اگر یک هزارم درصد هم احتمال بدهد که با آمدن فردی ممکن است شرایط اقتصادیش اندکی بهتر شود رای خواهد داد، چون گزینه دیگری ندارد…! چون کوچکترین بهبود در شرایط اقتصادی کشور، تغییر عمده ای در سطح زندگیش ایجاد خواهد کرد. ما باید شرایط وخیمی که مردم درش به سر میبرند را در نظر بگیریم، اینکه ما شب و روز فقط داد بزنیم و بنویسیم تحریم کنید، تحریم کنید، کافی نیست. آیا ما گزینه دیگری جلوی پای این مردم گذاشته ایم؟! نه!

بحث دعوت کنندگان به تحریم، «حداکثری» و «ایده آلیستی» است در حالیکه خواست مردم در شرایط وخیم اقتصادی کنونی، «حداقلی» است! مردم داخل ایران به حداقل ها راضی هستند. وقتی کمر شما در حال شکستن در زیر بار سنگین تورم است، دغدغه فعلی شما کاهش این فشار است، نه رسیدن به یک حکومت دموکراتیک ِ ایده آل مثل کشورهای اروپایی یا داشتن ایده آل ترین شرایط انتخاباتی!! وقتی شما در حال غرق شدن هستید به هر گیاه کوچکی، به هر شاخه و برگی، حتی به هر علف هرزی متوسل میشوید شاید، فقط شاید شما را از غرق شدن نجات دهد! وضعیت مردم داخل ایران (تاکید میکنم مردم داخل ایران) الان این چنین است. با درک این شرایط اگر عده زیادی رفتند و رای دادند من تعجب نخواهم کرد….

این مطلب را هم بخوانید.

مطلب قبلی:

مخمصه نظام در تایید یا رد صلاحیت مشایی و هاشمی

اهدای اسکار به «آرگو» رنگ و بوی سیاسی داشت!

معرفی آرگو به عنوان بهترین فیلم سال در مراسم اسکار توسط میشل اوباما به طور مستقیم از داخل کاخ سفید!

جایزه اسکار بهترین فیلم سال به «آرگو» رسید، فیلمی درباره گروگانگیری کارکنان سفارت آمریکا در تهران؛ یعنی دقیقا موضوع حساسی که عامل اصلی قطع روابط دو کشور ایران و آمریکا و ادامه خصومت ۳۴ ساله میان دو کشور بوده است!

اصلا دوست ندارم فردی باورمند به «تئوری توطئه» جلوه بکنم اما واقعیت این است که احساسی که حالا و مدت اندکی پس از تماشای اهدای اسکار به آرگو دارم این است که این حرکت، سیاسی بود یا حداقل با رنگ و بوی سیاسی صورت گرفت! به گمانم اصلی ترین عاملی که موجب این احساس شد، اهدای جایزه از سوی میشل اوباما -همسر رئیس جمهور آمریکا- بود. برای معرفی برنده اسکار بهترین فیلم سال، ابتدا جک نیکلسون بازیگر مشهور به روی صحنه آمد اما پس از سخنانی کوتاه، تریبون در اختیار میشل اوباما در داخل کاخ سفید قرار گرفت و او از طریق ویدئو کنفرانس، نامزدهای جایزه و سپس برنده اسکار یعنی آرگو را معرفی کرد!

برای من دشوار است که بپذیرم همه اینها اتفاقی و از روی تصادف به وقوع پیوسته است! این اولین باری بوده که فردی از داخل کاخ سفید، برنده جایزه اسکار را معرفی کرده است! در این برهه زمانی خاص، به فیلمی غیر دقیق با موضوعی سیاسی درباره ایران، از سوی همسر رئیس جمهور آمریکا، اسکار داده میشود! یعنی همه اینها تصادفی است؟! شکی ندارم که این واقعه، زمینه بهره برداری تبلیغاتی رسانه های حکومتی همچون فارس، کیهان و غیره را فراهم خواهد کرد. اینها سالهاست که مدعی «ماهیت سیاسی» جوایز سینمایی غربی به ویژه اسکار بوده اند. این واقعه مطمئنا آب به آسیاب آنها خواهد ریخت!

تصور من بر این است که این اتفاق پیامی هم برای مقام های جمهوری اسلامی داشت. آرگو در دو ماه اخیر جوایز متعددی از جمله جایزه بهترین فیلم سال را در دیگر جشنواره های مطرح سینمایی از جمله بفتا و گلدن گلوب هم برنده شده بود، لذا احتمال برنده شدن این فیلم در اسکار بیش از بقیه فیلم ها بود. حال با توجه به این نکته، اینکه میشل اوباما و آنهم از داخل کاخ سفید، اقدام به معرفی برنده جایزه کرد، به نظر من حاوی پیامی برای مقام های جمهوری اسلامی بود. این قضیه به ویژه در زمانی که فشارها و تحریم ها علیه ایران بیش از گذشته شده است و اوباما مرتبا بر فشارها بر مقام های جمهوری اسلامی به منظورعقب نشینی آنها از بلندپروازی های هسته ای خود می افزاید، حائز اهمیت میباشد….

کلیپ مربوط به معرفی آرگو به عنوان بهترین فیلم سال در مراسم اسکار توسط میشل اوباما آنهم از داخل کاخ سفید را میتوانید در زیر مشاهده کنید:

مطالب قبلی:

آقای داوود رشیدی عزیز قدر خود را بدانید!

امین حیایی! ۲۷۰ میلیون تومان گرفتی و در فیلم ضد مردمی بازی کردی! آیا ارزشش را داشت؟!

فرج الله سلحشور؛ از آتش زدن سینماها و کشتار مردم بی گناه تا ساخت سریال درباره پیامبران…!

انتشار گسترده نظرسنجی غیر معتبر «موسسه گالوپ» با اهداف خاص!

تصور کنید یک آدم ناشناس به خانه شما تلفن بزند و نظرتان را درباره سیاست های کلان نظام بپرسد. واکنش شما چه خواهد بود؟ آیا شما نظر قلبی تان را خواهید گفت، یا اینکه با در نظر گرفتن سابقه طولانی حکومت در سرکوب دگراندیشان، منتقدان و مخالفان، جرات نخواهید کرد نظری مخالف سیاست کلی نظام ابراز کنید؟!

اینها را گفتم تا برسم به این نظر سنجی تلفنی جدیدی که موسسه گالوپ برگزار کرده و نتایج آن به طور گسترده و «احتمالا هدفمند» در سایتهای مختلف در حال انتشار است! افرادی از خارج از کشور با ۱۰۰۰ نفر از ایرانیان داخل کشور تماس تلفنی برقرار کرده و نظر آنها را درباره موضوع هایی سیاسی همچون «برنامه هسته ای»، «نقش تحریم ها در زندگی فردی و بر اقتصاد کشور» و اینکه «چه کسی را مسئول تحریم ها» میدانند، جویا شده اند! آخر این چه نظرسنجی احمقانه ای است؟! مسلم است که مردم عادی جرات نمیکنند پشت تلفن نظر قلبی و واقعی خود را بگویند و صد البته که این احتمال منطقی مطرح هست که رژیم تماس های تلفنی خارجی را کنترل میکند!

واقعا باید به سلامت عقل و خرد افرادی که این نوع نظرسنجی ها را انجام میدهند شک کرد و در عین حال به حسن نیت رسانه هایی همچون بی بی سی که بدون اشاره به «جو خفقان و سرکوب» حاکم بر ایران، این نوع آمارهای غیر مستند و غیر واقعی را به عنوان «تیتر اول» رسانه خود انتخاب میکنند هم باید مظنون بود. مشخص نیست این رسانه ها چه اهدافی را از انتشار وسیع این آمارها دنبال میکنند اما میتوان حدس زد که انتشار این نوع آمارها، بی ارتباط با گفتگوهای ۳ هفته آینده ۱+۵ با جمهوری اسلامی بر سر برنامه هسته ای رژیم نیست…!

شکی وجود ندارد که برنامه اتمی رژیم به دلیل عدم وجود معادن اورانیوم با کیفیت و فراوان در کشور، وجود ذخایر عظیم نفت و گاز در ایران و نیز هزینه بالای تولید برق از انرژی هسته ای، به هیچ وجه صرفه اقتصادی ندارد و تنها با اهداف سیاسی و به منظور دستیابی به سلاح اتمی یا تکنولوژی ساخت سلاح اتمی صورت میپذیرد. از سوی دیگر با توجه به اعمال تروریستی رژیم در ۳ دهه گذشته در اقصی نقاط جهان، حمایت مالی و تسلیحاتی از گروههای تروریستی، تهدیدهای مکرر کشورهای مختلف و نیز بنا نهادن سیاست خارجی بر پایه «اصول ایدئولوژیک و انقلابی» به جای «حفظ منافع ملی»، کشورهای دیگر حق دارند که نسبت به ماهیت برنامه اتمی رژیم مشکوک و بدبین باشند. لذا مسئولیت وارد آمدن هرگونه فشار بر ایرانیان عادی به خاطر وضع تحریم های بین المللی، مستقیما متوجه سران جمهوری اسلامی به ویژه شخص علی خامنه ای میباشد.

در همین زمینه:

آغاز تحریم های نفت در برابر غذا

داد و فریادهای خامنه ای و حملات به احمدی نژاد نشان میدهد که که تحریم ها در حال شکاندن کمر رژیم است

قله مد نظر خامنه‌ای کدام است؟ تحریم‌ها برای کوبا ۵۰ سال طول کشید و در مورد عراق به حمله خارجی منجر شد

آغاز تحریم های «نفت در برابر غذا»

فعلا همه سرگرم تماشای دعواهای مافیایی مراکز قدرت در داخل جمهوری اسلامی هستند، گویا فراموش کرده اند که از فردا دور جدید تحریم ها علیه ایران اعمال میشود. در نتیجه این تحریم های بسیار جدی، جمهوری اسلامی از دریافت ارز و یا فلزات گرانبها در ازای فروش نفت و گاز به کشورهای دیگر ناتوان خواهد شد. طبق مفاد تحریم های جدید، کشورهای دیگر بایستی پول ناشی از فروش نفت و گاز ایران را به شکل ارز محلی نزد بانک های خود نگاه دارند و ایران تنها میتواند با آن پول، محصولات غذایی و دارو وارد و از خدمات تولیدی کشور وارد کننده نفت استفاده کند. به عبارت دیگر تحریم های جدید، بسیار شبیه به تحریم های «نفت در برابر غذاست» که سالها پیش بر عراق اعمال شد. با توجه به سهم ۹۰ درصدی نفت و گاز در تولید ناخالص ملی ایران، تحریم های جدید جمهوری اسلامی را با مشکل اساسی در تامین ارز خارجی مواجه خواهد نمود، چیزی که سقوط ارزش پول ملی را تسریع، صنایع داخلی را نابود و فقر، تورم و بیکاری را تشدید خواهد نمود!

این همه در حالی است که رهبر جمهوری اسلامی همچنان بر بلندپروازی های هسته ای خود اصرار و بر ادامه غنی سازی غیر ضروری اورانیوم تاکید میکند! توجه به واقعیت هایی همچون وجود منابع عظیم نفت و گاز در کنار میزان کم و کیفیت بسیار پایین اورانیوم موجود در کشور که عملا تولید برق را کاملا غیر اقتصادی مینماید، شکی باقی نمیگذارد که این همه اصرار بر ادامه غنی سازی اورانیوم با وجود فشارهای بین المللی و وارد آمدن هزینه های جبران ناشدنی به اقتصاد کشور، تنها و تنها حکایت از عزم جمهوری اسلامی برای دستیابی به سلاح اتمی یا تکنولوژی تولید سلاح حکایت دارد و دقیقا به همین دلیل است که کشورهای خارجی به برنامه هسته ای ایران مشکوک و بدبین هستند!

در همین زمینه:

دلیل سقوط شدید ارزش ریال چیست؟

 سکوت و بی تفاوتی ما، چراغ سبزی است به حکومت تا مملکت را هر چه بیشتر به قهقرا بکشاند!

اتحاد مردم با بازاریان و ادامه اعتراض‌ها همراه با سر دادن شعارهای اقتصادی و مخالفت با سیاست هسته‌ای

داد و فریادهای خامنه ای و حملات به احمدی نژاد نشان میدهد که که تحریم ها در حال شکاندن کمر رژیم است

بلوف احمقانه وزیر نفت جمهوری اسلامی

تحریم ها بدجور مقامات رژیم را کلافه کرده است. امروز وزیر نفت جمهوری اسلامی در بلوفی خنده دار ادعا کرده است که اگر تحریم ها تشدید شود صادرات نفت خود را متوقف میکنیم!! این حرف آنقدر مضحک است که مرغ پخته را هم به خنده می اندازد!! جمهوری اسلامی پارسال در این موقع روزانه ۲/۵ میلیون بشکه در روز نفت صادر میکرد. در اثر تحریم ها این رقم امروز به کمتر از ۸۰۰ هزار بشکه در روز رسیده است یعنی یک سوم شده است. تازه حکومت از دریافت پول حاصل از فروش همین میزان اندک نفت هم عاجز هست زیرا مورد تحریم های گسترده بانکی و مالی قرار گرفته است.

این همه در حالی است که سال گذشته یش از ۸۵ درصد از درآمد کشور از طریق فروش نفت بوده است. لذا هرکسی به سادگی متوجه میشود که اولین کسی که از عدم فروش نفت ایران ضرر میکند، خود حکومت است. در حال حاضر وابستگی کشورهای دیگر به نفت ایران کمتر از هر زمان دیگری است زیرا ۸۰۰ هزار بشکه در روز رقم ناچیزی به شمار میرود و کافی است که عربستان. عراق، امارات یا کویت اندکی بیشتر نفت تولید کنند تا به سرعت جای خالی ایران در بازار پر شود. لذا بلوف اخیر وزیر نفت جمهوری اسلامی در تهدید به قطع صادرات نفت تنها از وضعیت اسفناک رژیم حکایت میکند که هیچ اهرم فشاری بر غربی ها ندارد و به ناچار مجبور شده است به لفاظی و جنگ روانی روی بیاورد تا شاید بتواند اندکی قیمت نفت در بازار جهانی را افزایش دهد. البته طبق گزارش اخیر نیویورک تایمز، جمهوری اسلامی در این امر هم شکست خورده است زیرا اظهارات اخیر وزیر نفت جمهوری اسلامی هیچ تاثیری بر قیمت نفت در بازار جهانی نداشته است.

صادرات میلیاردها دلار شمش طلا از ترکیه به ایران

خبرگزاری رویترز در خبری ویژه از ترکیه گزارش داده است که همه روزه در فرودگاه آتاتورک در شهر استانبول، هزاران قطعه شمش طلا از طریق هواپیماهای مسافربری ترکیش ایر لاینز و امارات به دوبی و سپس به ایران منتقل میشود. طبق آمار گمرک ترکیه، حجم صادرات طلا در ماه مارس (فروردین) ۲۰۱۱ از ترکیه به ایران تنها ۱۳ میلیون دلار بوده است در حالیکه این رقم پس از اعمال تحریم های گسترده بانکی و نفتی بر ایران در عرض یک سال به ۴۸۰ میلیون دلار در ماه مارس ۲۰۱۲ افزایش یافته است. روند شتابان صادرات شمش طلا به ایران در ماههای گذشته همچنان ادامه داشته است به گونه ای که در ماه جولای (تیر) سال جاری حدود ۱/۸ میلیارد دلار طلا از ترکیه به طور مستقیم به ایران منتقل شده است. طبق آمار گمرک ترکیه صادرات مستقیم طلا از ترکیه به ایران در فاصله ماههای آوریل (اردیبهشت) تا جولای (تیر) به طور متوسط هر ماه بین ۱/۲ تا ۱/۸ میلیارد دلار در نوسان بوده است. پس از بازتاب گسترده این خبر در رسانه های ترکیه و بین المللی و احتمالا به دلیل ترس از مداخله آمریکایی ها و ایجاد مانع، صادرات مستقیم طلا به ایران در ماه آگوست (مرداد) به رقم ۱۸۰ میلیون دلار کاهش می یابد اما همزمان صادرات شمش طلا از ترکیه به امارات (دوبی) به شدت افزایش و به رقم بی سابقه ۱/۹ میلیارد دلار (معادل ۳۶ تن شمش طلا) میرسد. این در حالی است که کل صادرات طلا از ترکیه به امارات در ماه پیش از آن تنها ۷ میلیون دلار بوده است.

بررسی های خبرگزاری رویترز نشان میدهد که در بازار طلا و جواهر دوبی تغییر محسوسی در میزان طلای موجود در بازار در ماه مرداد مشاهده نشده است. این در حالی است که برخی از تجار بازار دوبی به خبرنگار رویترز گفته اند که این شمش های طلا پس از ورود به دوبی مستقیما به ایران منتقل میشود. ظاهرا علت انجام صادرات غیر مستقیم از ترکیه به دوبی و سپس ایران، این است که حداقل بر روی اسناد رسمی در گمرک ترکیه. نام ایران به عنوان مقصد نوشته نمیشود، بلکه دوبی به عنوان مقصد معرفی و به این طریق از جلب توجه رسانه ها و ایجاد مشکلات احتمالی توسط آمریکایی ها خودداری میشود. طبق قوانین ترکیه هر مسافر اجازه خارج کردن ۵۰ کیلوگرم طلا را دارد. لذا برای انتقال ۳۶ تن شمش طلا در ماه به حدود ۷۰۰ تا ۸۰۰ مسافر نیاز هست که این شمش های طلا را از طریق هوایی از ترکیه به دوبی و سپس احتمالا از طریق لنج از طریق دریایی از دوبی به ایران منتقل کنند.

مقصد نهایی این شمش ها مشخص نیست. اما با توجه به تشدید تحریم های بانکی، جمهوری اسلامی قادر نیست که درآمد حاصله از فروش نفت و گاز خود به ترکیه (سالانه حدودا ۵ میلیارد دلار) را به شکل ارزهای معتبر مثل دلار و یا یورو دریافت کند و به ناچار پول را به شکل لیره ترکیه دریافت میکند. لیره ترکیه توانایی محدودی در عرصه بین المللی دارد اما ارز قابل قبولی برای خرید طلا از ترکیه و انتقال طلا به داخل کشور است. از آنجایی که به دلیل تحریم ها حکومت درآمد ارزی چندانی ندارد، مجبور است برای واردات کالا از کشورهای دیگر به مبادله پایاپای با فلزات گرانبها مثل طلا روی بیاورد. در نهایت به نظر میرسد خوشحال ترین بازیگر در این عرصه ترکیه است که همه روزه پول هنگفت و بادآورده ای را از طریق دریافت مالیات و عوإرض بر صادرات این شمش های طلا نصیب خود میکند.

در همین زمینه:

دلیل سقوط شدید ارزش ریال چیست؟

از شعار نه شرقی نه غربی تا قرارداد ترکمانچای نفتی با چین!

اخراج ایران از سویفت به معنای نابودی کامل اقتصاد ایران است

پروژه انتقال آب دریای خزر به مرکز ایران به نفع مردم یا سرداران سپاه؟

کاپیتان شهبازی گرامی! خراب کردی آقا، خراب کردی…!

کاپیتان شهبازی! خیلی ممنون که پارسال با مهارت خودت جان مردم را نجات دادی، اما آخه گرامی، بزرگوار، عزیز!! اینها چه حرفهایی بود که بر زبان آوردی؟! خراب کردی آقا، خراب کردی خودتو! با این حرفهات هر چی عزت و احترام داشتی، در چشم بر هم زدنی نابود کردی که! ارزش کارت از دست رفت! ای داد بیداد…!

کاپیتان شهبازی در مصاحبه اخیرش در اعتراض به بازنشستگی اجباری اش از ایران ایر، دو جا به خامنه ای جنایتکار و سرکوبگر که سالهاست خون مردم ایران را در شیشه کرده است، ابراز ارادت کرده است! او در یک قسمت از مصاحبه، خود را «سرباز ولایت» میخواند و در قسمتی دیگر میگوید: «در واقع در این موفقیت بیش از من امام زمان (ع)، دعای مقام معظم رهبری و خون شهدا نقش داشتند تا من به عنوان قهرمان ملی انتخاب شوم.»

آخه عزیز من مقام گنده رهبری اگر عرضه داشت و دعایش مستجاب میشد، یک فکری به حال خودش میکرد که رژیمش با سرعت صوت در حال سقوط به زباله دان تاریخ است! امام زمان هم اگر عرضه داشت خودش را از ته چاه جمکران نجات میداد تا این همه آخوند دو زاری به نفع خودشان از اسمش سوء استفاده نکنند! چی بگه آدم آخه… ؟!

مطلب قبلی این وبلاگ:

بیلاخ ماهواره هاتبرد به جمهوری اسلامی با قطع پخش ۱۹ شبکه رادیویی و تلویزیونی حکومتی!

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: