بایگانی برچسب‌ها: تحریم

علت افزایش حملات حکومتی به موسوی و کروبی و تشدید نقض حقوق بشر در ایران چیست؟

بازنشر سخنان تقابل جویانه ۲ سال پیش علی خامنه ای در سایت رسمی اش با این پوستر حاوی عبارت"نابخشودنی"
بازنشر سخنان تقابل جویانه ۲ سال پیش علی خامنه ای در سایت رسمی اش با این پوستر حاوی عبارت»نابخشودنی»

در روزهای اخیر بعد از مدتها مجددا از تریبونهای حکومتی مانند نماز جمعه یا صدا و سیما شاهد درخواست اعدام برای موسوی و کروبی از سوی شخصیت های تندرو وابسته به حکومت هستیم. حتی سایت رسمی رهبر جمهوری اسلامی با انتشار یادداشتی با عنوان «نابخشودنی» به بازشر اظهارات ۲ سال و نیم پیش خامنه ای در حمله و تخطئه جنبش سبز پرداخته و صراحتا عزم حکومت برای افزایش تقابل و برخوردها را نشان داده است. این  همه در حالی روی میدهد که بسیاری از مردم و حتی فعالان سیاسی امیدوار بودند که با ریاست جمهوری روحانی و شعار «اعتدال» وی، رفته رفته شاهد کاهش فشارها بر زندانیان سیاسی و نهایتا رهایی موسوی، کروبی و رهنورد از حصر باشیم.

بررسی اظهارنظرها و تحلیل رفتار مقام های حکومتی به ویژه رهبری رژیم در ماههای اخیر نشان می دهد که حکومت از دو اتفاق مهم امسال به شدت به خود غره شده و به قول معروف کبکش خروس میخواند و لذا فرصت را برای تسویه حساب های سیاسی، افزایش فشار بر مخالفان و عقده گشایی از منتقدان و رقبای سیاسی سابق مناسب یافته است تا همانطور که چهره های حکومتی مختلف هم در اظهارات خود به اشکال مختلف اذعان کرده اند، درس عبرتی را به دیگر منتقدان و مخالفان خود داده باشند. دو اتفاق مهم امسال یکی انتخابات ریاست جمهوری و دیگر توافق هسته ای با کشورهای ۱+۵ است.

مقام های ارشد رژیم و در صدر آنها علی خامنه ای، از برگزاری آرام، نسبتا پررونق و به زعم خود «موفقیت آمیز» انتخابات ریاست جمهوری و به روی کار آمدن فردی از حلقه خودی ها با سابقه ۳ دهه حضور در مناصب ارشد امنیتی و مدیریتی نظام به عنوان ریاست جمهور، بسیار خرسند هستند. درست است که بخشی از مردم به ناچار و برای کاهش فشار سنگین تحریم ها به روحانی که در مقایسه با بقیه کاندیدهای به شدت تندرو، میانه رو محسوب میشد رای دادند اما شکی نیست که همین حضور درصد بالایی از مردم در انتخابات علیرغم تقلب گسترده ای که در انتخابات قبلی رخ داد و سرکوب و کشتار وحشیانه معترضان پس از آن، به نوعی ثبات رژیم را دستکم در کوتاه مدت تضمین کرد. این اتفاق و نیز رفتن احمدی نژاد دردسر ساز و بلندپرواز، یک آرامش نسبی و اطمینانی را در فضای سیاسی حکومتی حاکم کرد. شاید همین موضوع دلیل اصلی افزایش بی سابقه اعدام ها در ماههای اخیر پس از انتخابات ریاست جمهوری باشد.

این فضای آرامش و اطمینان از آینده با توافق نصفه و نیمه هسته ای با قدرتهای جهانی و در نتیجه آن از بین رفتن احتمال هرگونه حمله نظامی و یا تشدید تحریم ها در آینده نزدیک و نیز آزادی ۸ میلیارد دلار از پولهای ایران در خارج از کشور، بیشتر و بیشتر شده است. علم به این واقعیت که مساله نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر در ایران، سرکوب مخالفان و روزنامه نگاران و نیز حصر موسوی و کروبی اساسا در جریان مذاکرات هسته ای مطرح نشده و حکومت هیچ گونه فشاری را از این ناحیه متحمل نگردیده است، افزایش شمار اعدام ها و نیز حملات اخیر به موسوی و کروبی و عقده گشایی ها علیه آنها را قابل درک می سازد!

شکی نیست که حملات اخیر به موسوی و کروبی و فراخوانهای اعدام برای آنها در رسانه ها و تریبونهای حکومتی، جهت افزایش فشار بر آنها به منظور نوشتن «توبه نامه» می باشد تا خامنه ای که مدتهاست به دیکتاتوری خودکامه تبدیل شده است بار دیگر از طریق تحقیر مخالفان و منتقدان خود به نوعی «ارضا» شود. اما سوال اینجاست که آیا نمی شد در ماههای اخیر به نحوی به حکومت فشار آورد؟ آیا اصلاح طلبان و در صدر آنها خاتمی نمیتوانستند به جای حمایت همه جانبه و بی چون و چرا از شخص روحانی در انتخابات، حضور خود و نیروهای حامی خود را مشروط به آزادی موسوی و کروبی بنمایند؟ آیا اگر آن گروه از رای دهندگان به روحانی که در سال ۸۸ به موسوی و کروبی رای داده بودند به جای «تشکر»های گاه و بی گاه خود از وی، هرچه صریح تر و قاطع تر از وی میخواستند که کاری برای رفع حصر و کاهش فشار از زندانیان سیاسی انجام دهد، اکنون کار به اینجا کشیده بود؟!

سوال دیگر این است که چگونه کشورهای غربی و در راس آنها آمریکا که بانگ حمایت از حقوق بشرشان همه جا را فرا گرفته، در جریان مذاکرات هسته ای که مناسبترین موقع برای گرفتن امتیاز از رژیم است کوچکترین صحبتی از موارد نقض حقوق بشر در ایرانِ تحت حاکمیت جمهوری اسلامی نکردند و نمیکنند؟! چرا ادامه مذاکرات را مشروط به آزادی مخالفان سیاسی از جمله موسوی و کروبی نمیکنند؟! چرا اپوزیسیون خارج از کشور با این همه شوراهای جور واجور که همگی صفت «ملی» را یدک میکشند با این کشورها لابی نمیکنند تا در حین مذاکرات مساله نقض حقوق بشر و زندانیان سیاسی و از جمله حصر موسوی و کروبی را با طرف ایرانی مطرح کنند؟! اگر این دورنگری ها و فعالیت ها از سوی منتقدان داخلی و مخالفان خارجی رژیم صورت میگرفت آیا اکنون جمهوری اسلامی جرات میکرد که این چنین به خود غره شود و دست خود را باز ببینند تا سرکوب ها و فشارها را تشدید کند؟!

توافق هسته‌ای: دستاورد بزرگ قدرتهای جهانی، دستاورد ناچیز جمهوری اسلامی و بی تاثیر بر زندگی مردم عادی

AP_Kerry_Geneva_p51_432_2

* دستاورد عمده قدرتهای جهانی *

با نگاهی به مفاد توافق هسته ای موقت صورت گرفته میان قدرتهای جهانی (گروه موسوم به ۱+۵) و جمهوری اسلامی میتوان دریافت که این توافق، شامل عقب نشینی جمهوری اسلامی و دستاوردی بزرگ برای قدرتهای جهانی است. بعد از حدود ۸ سال گسترش بی وقفه برنامه هسته ای جمهوری اسلامی و افزایش شمار سانتریفیوژها از حدود ۱۵۰ به ۱۹ هزار دستگاه، قدرتهای جهانی موفق شده اند که در اولین گام بدون هیچ هزینه ای جلوی گسترش برنامه هسته ای جمهوری اسلامی را بگیرند.

جمهوری اسلامی به میزان بسیار زیادی عقب نشینی کرده است. جمهوری اسلامی موافقت کرده است که کلیه فعالیتهای غنی سازی بالای ۵ درصد را متوقف کند و همه سوخت ۲۰ درصد انباشته شده خود را از بین ببرد. جمهوری اسلامی پذیرفته است که بر خلاف روند ۱۰ سال گذشته، از نصب سانتریفیوژهای جدید یا از احداث تاسیسات هسته ای جدید خودداری کند. همچنین قدرتهای جهانی موفق شده اند جلوی فعالیت راکتور آب سنگین اراک را بگیرند؛ راکتوری که در صورت فعالیت میتوانست با تولید پلوتونیم، راه سریعی را برای دستیابی به سلاح اتمی در اختیار سران جمهوری اسلامی قرار بدهد. علاوه بر این جمهوری اسلامی به نظارت بسیار گسترده تر بازرسان آژانس تن داده است.

دستاورد بزرگ دیگر کشورهای غربی از این توافق این است که این توافق بار دیگر نشان میدهد که سیاست «چماق و هویج» برای رژیم های دیکتاتوری و خودکامه به خوبی جواب میدهد. علت اصلی این عقب نشینی آشکار سران جمهوری اسلامی، فشار سنگین و بی سابقه تحریم ها به ویژه در ۲ سال اخیر است. اگر این تحریم ها اعمال نمیشد و درآمد نفتی رژیم به یک سوم کاهش نمی یافت و اگر نبود این نظام فراگیر تحریم های بانکی که جمهوری اسلامی را از انتقال درآمدهای ارزی محروم کرده است، سران رژیم به هیچ وجه حاضر به عقب نشینی نمی شدند.

* دستاورد ناچیز جمهوری اسلامی *

در مقابل تمام این عقب نشینی های جمهوری اسلامی، قدرتهای جهانی عملا امتیاز خاصی نداده اند. آنها موافقت کرده اند که از اعمال تحریم های جدید خودداری کنند. همچنین برای شیرین کردن معامله آنها موافقت کرده اند که رقم ناچیزی (حدود ۷ میلیارد دلار) از پولهای نفتی بلوکه شده رژیم در خارج از کشور را به شکل چند قسط و به تدریج در طول ۶ ماه آزاد کنند. (توضیح: میگویم ناچیز زیرا برای رژیمی که هنوز مزه ۸۰۰ میلیارد دلار پول بادآورده نفتی در طی ۸ سال احمدی نژاد را زیر دندان دارد، رقم ۷ میلیارد واقعا ناچیز است!) این در حالی است که ساختار اصلی تحریم های فراگیر و همه جانبه سازمان ملل، اتحادیه اروپا و آمریکا متشکل از تحریم های بانکی، تحریم سوئیفت، تحریم های نفتی و نیز تحریم فروش سلاح و تجهیزات با کاربرد دوگانه همچنان به قوت خود باقی مانده و به هیچ وجه کاهش نیافته است. ازسوی دیگر برخلاف ادعاهای جواد ظریف، در هیچ کجای توافق امضا شده اشاره ای به «حق غنی سازی» برای جمهوری اسلامی نشده است؛ نکته ای که جان کری وزیر خارجه آمریکا هم صراحتا به آن اشاره میکند.

* قدرتهای جهانی در موضع قدرت و جمهوری اسلامی در موضع ضعف *

از سوی دیگر، مفاد این توافق این طور القا میکند که تنها در صورت توقف کامل برنامه ای هسته ای جمهوری اسلامی، امکان لغو تحریم ها وجود خواهد داشت! درست است که این موضوع به روشنی در توافق ذکر نشده است، اما سوالی که پیش می آید این است که وقتی در مقابل توقف کامل غنی سازی بالای ۵ درصد، توقف کار راکتور اراک و نیز عدم نصب و استفاده از سانتریفیوژهای جدید، قدرتهای جهانی تنها حاضر شده اند که تحریم های جدیدتری اعمال نکنند، پس در چه حالتی امکان لغو کامل تحریم ها وجود خواهد داشت؟! آیا جواب غیر از این است که جمهوری اسلامی باید عقب نشینی های به مراتب بزرگتری بکند تا شاید تحریم های موجود لغو شوند؟! اصولا برای جمهوری اسلامی چه چیزی به جز غنی سازی ۵ درصد برای چانه زنی در مذاکرات بعدی وجود خواهد داشت؟! با توجه به دست نخورده ماندن اکثریت مطلق تحریم ها، دست کشورهای غربی در مذاکرات بعدی برای امتیاز گیری بیشتر و موثرتر از جمهوری اسلامی بسیار باز خواهد بود و جمهوری اسلامی از موضع ضعف در مذاکرات شرکت خواهد جست.

* تاثیر بر زندگی مردم عادی *

اما برخلاف دلخوشی امروز اکثر ایرانیان، به نظر نمی رسد که این توافق هسته ای تاثیری بر زندگی مردم عادی داشته باشد. دلیل این ادعا هم مشخص است زیرا صرفنظر از دو عامل اصلی «سوء مدیریت» و «فساد شدید دستگاه حاکمه«، عاملی که از طریق کاهش شدید درآمد جمهوری اسلامی موجب رکود بی سابقه در بخش اقتصادی و بیکاری گسترده در سطح کشور شده است، چیزی نیست جز تحریم های بانکی و نفتی گسترده ای که اغلب هم به صورت یک جانبه از سوی آمریکا بر جمهوری اسلامی اعمال شده است؛ به گونه ای که جمهوری اسلامی را عملا از بخش بزرگی از درآمد نفتی محروم کرده است. در این توافق این تحریم ها دست نخورده باقی مانده است و به گفته اوباما همانند سابق به شدت اعمال خواهند شد. با توجه به این واقعیت، انتظار بهبود شرایط معیشتی مردم در نتیجه این توافق غیر واقعی و خوش بینانه به نظر میرسد.

امکان لغو تحریم ها «دستکم» تا آبان ۹۳ وجود ندارد

کاریکاتوری گویا از مجله اکونومیست

کاریکاتوری گویا از مجله اکونومیست

مقدمه:
سادگی است اگر تصور کنیم رفتارهای ظاهرا «متفاوت» اخیر در عرصه سیاست خارجی جمهوری اسلامی و سخن گفتن خامنه ای از «نرمش» در عرصه دیپلماتیک، نشان دهنده تغییر در دکترین و جهان بینی مقام های رژیم از جمله علی خامنه ای است! بلکه به نظر میرسد که این تغییر رویه محدود به تغییر در لحن و ادبیات سیاسی و البته همراه با کمپینی رسانه ای باشد. علت همین تغییر رویه هم البته نه انتخاب حسن روحانی که در نتیجه موفقیت تحریم های بین المللی و به ویژه تحریم های بانکی و نفتی اعمالی از سوی آمریکا بر جمهوری اسلامی می باشد که موجب از دست رفتن گسترده درآمد نفتی رژیم شده و در داخل آنها را با مشکلات عدیده اقتصادی از جمله ناتوانی در پرداخت یارانه ها، سقوط شدید ارزش ریال، تورم بی سابقه و بیکاری گسترده و در خارج دشواری در ادامه حمایت مالی از رژیم اسد و گروههای تروریستی بین المللی مواجه ساخته است. این مشکلات رژیمی که برای مدت ۶ سال و در باد پولهای بادآورده نفتی به لطف افزایش شدید قیمت نفت از مذاکره جدی رویگردان شده بود را به میز مذاکره با قدرتهای جهانی بازگردانده است!

در شرایط فعلی علی خامنه ای و سرداران سپاه هنوز تمایلی برای متوقف کردن برنامه هسته ای خود که بدون شک جز ضرر اقتصادی برای مردم ایران ندارد، نشان نمی دهند. دلیل آن هم این است که آنها به دنبال دستیابی به «قابلیت» ساخت سلاح هسته ای (و احتمالا نه خود آن) هستند تا از این طریق مشابه رژیم کره شمالی برای خود «بازدارندگی دفاعی» ایجاد کنند و از خطر سقوط در نتیجه دخالت نظامی خارجی مصون بمانند. دلیل افزایش شدید شمار سانتریفیوژها هم دقیقا همین است. با این وجود آنها میدانند که با ادامه این تحریم ها از نظر امنیت داخلی با مشکل مواجه خواهند شد و لذا با «دیپلماسی لبخند» به دنبال لغو آنها هستند. اما چنین چیزی جز با تعلیق گسترده برنامه هسته ای محقق نخواهد شد.

در قطع نامه های شورای امنیت که اتفاقا «الزام آور» هم هستند، از ایران موکدا خواسته شده که غنی سازی اورانیوم را به طور کامل متوقف کند، یعنی حتی غنی سازی ۳ و نیم درصد هم باید متوقف شود. به نظر نمیرسد جمهوری اسلامی راضی شود که چنین عقب نشینی عمده ای را انجام دهد چرا که سران رژیم چنین چیزی را شکست «مقاومت» و «انقلاب اسلامی» در برابر «استکبار» و «جهان سلطه» تلقی میکنند که با آرمانها و شعارهای آنها همخوانی ندارد. آنها میخواهند خود را پیروز عرصه نشان دهند و دقیقا برای همین است که دولت جدید از «توافق برد – برد» در موضوع هسته ای سخن میگوید!

چرا امکان لغو تحریم ها دستکم تا ۱ سال دیگر وجود ندارد؟!
واقعیت این است که تقریبا تمامی تحریم های آزاردهنده از سوی آمریکا و کنگره آن کشور به طور یک جانبه بر ایران اعمال شده اند. یعنی حتی اگر [فرضا] تحریم های سازمان ملل و اتحادیه اروپا همین امروز لغو شوند، باز هم تاثیر قابل توجهی در بهبود شرایط اقتصادی ایران نخواهند داشت. تحریم های آزاردهنده بانکی و نفتی از طرف کنگره آمریکا اعمال شده و تنها کنگره آمریکاست که می تواند آنها را لغو کند! فعلا کنگره آمریکا در تسلط حزب جمهوری خواه قرار دارد و بیش از ۵۰ نماینده آن از جناح راست افراطی معروف به «تی پارتی Tea Party» می باشند که با اسرائیل کاملا هم عقیده و به شدت با برنامه هسته ای ایران مخالفند. جمهوری خواهان کنگره به شدت خواستار تشدید تحریم های فعلی و به صفر رسیدن صادرات نفت ایران می باشند.چه بسا اگر رویکرد جدید جمهوری اسلامی نبود، تاکنون تحریم های جدید به شکل قانون درآمده بودند. برای درک عمق مشکلی که این گروه میتوانند برای جمهوری اسلامی ایجاد کنند کافی است به این نکته توجه شود که دقیقا همین گروه افراطی هستند که یک هفته است بر سر قضیه بودجه دولت آمریکا  -که در دست دموکراتها می باشد- را به طور موقت به «تعطیلی» کشانده و به شدت مقابل دموکراتها و شخص اوباما ایستاده اند و کوتاه نمی آیند.

در چنین شرایطی و با وجود چنین کنگره ای امکان لغو و یا حتی کاهش تحریم های اعمالی بر جمهوری اسلامی به هیچ وجه وجود ندارد مگر آنکه [فرض تقریبا محال] جمهوری اسلامی برنامه هسته ای خود را به طور کامل متوقف و تاسیسات خود را نابود کند! در نتیجه به نظر میرسد حتی با نگاه خوش بینانه به موضوع و در صورت توافق جمهوری اسلامی با ۱+۵ در شش ماه آینده (آنطور که ظریف و روحانی از آن سخن گفته اند)، امکان لغو تحریم ها دستکم تا آبان (نوامبر) سال آینده یعنی زمان انتخابات بعدی کنگره آمریکا وجود نخواهد داشت، تازه اگر فرض بگیریم که در انتخابات آینده همین افراد یا افرادی تندروتر مجددا انتخاب نشوند!

البته رییس جمهور آمریکا میتواند با استفاده از حق قانون اساسی خود با نام «دستور اجرایی Execution Order» به طور موقت و کوتاه مدت پاره ای از تحریم ها را به حالت تعلیق درآورد، اما قطعا لغو تحریم ها نیازمند رای گیری مجدد در کنگره و موافقت حداکثری ۴۳۵ نماینده مردم آمریکا در آن مجلس می باشد. علاوه بر این مگر آنکه جمهوری اسلامی عقب نشینی عمده ای بکند، موافقت اوباما با هرگونه تعلیق موقت و نیم بند هم به شدت بعید است زیرا به نظر نمیرسد که او بخواهد بیش از این و آن هم برای ایران خود را با جمهوری خواهان درگیر و از سوی دیگر ناخشنودی مقام های اسراییلی را فراهم کند!

در همین زمینه:

بلوف احمقانه وزیر نفت جمهوری اسلامی

نمودار جهش عظیم در «شاخص فلاکت» در ایران در ۲ سال گذشته!

داد و فریادهای خامنه ای و حملات به احمدی نژاد نشان میدهد که که تحریم ها در حال شکاندن کمر رژیم است

آقای ظریف لطفا دروغ نگویید؛ خامنه ای در چندین نوبت هولوکاست را افسانه خوانده است! + سند

zarifدر ادامه تلاشهای دولت جدید برای نشان دادن چهره ای متفاوت از جمهوری اسلامی، جواد ظریف وزیر امور خارجه امروز در برنامه زنده شبکه ای بی سی آمریکا هولوکاست را نسل کشی خواند و آن را محکوم کرد. اما وقتی با پرسش مجری برنامه مبنی بر اینکه سخنان او با علی خامنه ای رهبر حکومت که هولوکاست را «افسانه» خوانده متفاوت است مواجه شد، مجبور گردید که دروغ بگوید و با عنوان کردن اینکه ترجمه سخنان خامنه ای به خوبی انجام نشده است تلاش کرد که قضیه را به شکلی ماستمالی کند!

اینکه جواد ظریف به عنوان وزیر خارجه به طور صریح به کشتار سیستماتیک یهودیان توسط نازی ها در جنگ جهانی دوم اذعان میکند بسیار پسندیده و خوب است به ویژه با توجه به اینکه احمدی نژاد سالها در مجامع بین المللی هولوکاست را انکار و بازماندگان آن جنایات وحشتناک را آزرده خاطر نمود. از سوی دیگر همین نفس محکوم کردن هولوکاست و گرفتن بهانه «یهودی ستیزی» از لابی های قدرتمند یهودی موثر در سیاست خارجی آمریکا میتواند در کاهش تنش بین ایران و کشورهای غربی که در قالب تحریم های فزاینده و فراگیر نقش منفی خود را در زندگی مردم عادی نشان داده است، موثر باشد.

اما جواد ظریف در این راستا مجبور شد یک دروغ بزرگ هم تحویل بینندگان غربی و مجری تلویزیونی شبکه ای بی سی بدهد و آن اینکه او مدعی شد که علی خامنه ای به عنوان فرمانده کل قوا و نفر اول مملکت، هولوکاست را انکار نکرده و ایراد از ترجمه است!! این یک دروغ محض است و با بررسی اجمالی وب سایت رسمی رهبری جمهوری اسلامی و وبسایت شخص خامنه ای میتوان به این موضوع پی برد. خامنه ای اولین بار در روز ۱۸ بهمن ۸۴ در جمع پرسنل نیروی هوایی و آخرین بار در ۲۷ شهریور ۹۱ در دانشگاه علوم دریایی نوشهر، در مورد هولوکاست تشکیک ابراز و آن را «افسانه» و «مجهول الحال» دانسته است.

جناب ظریف شاید بتواند با چنین توجیهی بر سر مخاطب انگلیسی زبان کلاه بگذارد اما مسلما مخاطب فارسی زبان به راحتی میتواند با مقایسه متن و فیلم صحبتهای خامنه ای و ترجمه صحبتهای او متوجه بشود که اتفاقا ترجمه هیچ ایرادی ندارد بلکه ایراد از کسی است که این سخنان را بر زبان رانده است! لذا آقای ظریف بهتر است به جای ماستمالی سخنان خامنه ای، او را متقاعد کند که هولوکاست افسانه نیست و واقعا اتفاق افتاده است!

برای شفاف سازی در زیر چند اسکرین شات از مواردی که علی خامنه ای در سخنرانی های خود در سالهای گذشته هولوکاست را انکار و آن را «افسانه» نامیده، با استناد به وبسایت شخصی او آورده شده است.

ویدئو سخنان خامنه ای درباره هولوکاست که آن را افسانه میخواند.

قسمتی از سخنان خامنه ای در ديدار پرسنل نيروى هوايى، ۱۸ بهمن ۸۴

قسمتی از سخنان خامنه ای در ديدار پرسنل نيروى هوايى، ۱۸ بهمن ۸۴

لینک به مطلب اصلیلینک مطلب فریز شدهلینک ترجمه انگلیسیلینک ترجمه انگلیسی فریز شده 

قسمتی از سخنان خامنه ای در ديدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى‌، ۱۸ اسفند ۹۰

قسمتی از سخنان خامنه ای در ديدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى‌، ۱۸ اسفند ۹۰

لینک به مطلب اصلی – لینک مطلب فریز شده – لینک ترجمه انگلیسی – لینک ترجمه انگلیسی فریز شده

قسمتی از سخنان خامنه ای در دانشگاه علوم دريايى امام خمينى نوشهر، ۲۷ شهریور ۹۱

قسمتی از سخنان خامنه ای در دانشگاه علوم دريايى امام خمينى نوشهر، ۲۷ شهریور ۹۱

لینک به مطلب اصلی – لینک به مطلب فریز شده 

تا حالا: رای به روحانی درست بود!

درسته که هنوز هم مثل قبل شاهد اعدام و زندان و گشت ارشاد و اینها هستیم اما نمیتوان از یک طرف باز شدن نسبی فضای فرهنگی – اجتماعی در داخل کشور و از طرف دیگر رخت بر بستن گنده گویی و حریف طلبیدن در سیاست خارجی و عزم دولت جدید برای کاهش تنش با کشورهای دیگر را نادیده گرفت. به نظر من قابل تصور نبود که با رییس جمهور شدن جلیلی یا حتی قالیباف خانه سینما به این سرعت بازگشایی بشود، به جای انکار هولوکاست، سال نو به یهودیان تبریک گفته بشود، به چندین روزنامه جدید مجوز انتشار داده بشود و بر خلاف سیاست دروغ گویی دولت احمدی نژاد، نرخ واقعی تورم بدون پرده پوشی در تلویزیون اعلام بشود! تا اینجای کار به نظر میرسد که رای دادن به روحانی کار درستی بوده است. درسته که روحانی «ایده ال» نیست اما در میان کاندیدهای تایید صلاحیت شده قطعا از همه بهتر بود، حداقلش این است که حالا دیگر سایه شوم جنگ و حمله نظامی به طور کامل از ایران دور شده و از روند شتابان سقوط ارزش ریال به طور جدی کاسته شده است!

البته ما نباید به این چیزها بسنده کنیم، انتظارات ما بیشتر از این حرفهاست. باید موسوی و کروبی و دیگر زندانیان سیاسی آزاد بشوند، باید تحریم ها با افزایش شفافیت فعالیت هسته ای ایران و موافقت حکومت با نظارت بیشتر آژانس و با دیپلماسی قوی کاهش و نهایتا لغو بشوند و مهمتر از همه موازین حقوق بشر در کشور اجرایی بشود. اما در شرایطی که فعلا امکان تغییر نظام در آینده نزدیک وجود ندارد و جایگزینی پراکتیکال برای آن متصور نیست، و از طرف دیگر با علم به اینکه اولویت مردم تحت فشار شدید اقتصادی نه آزادی و دموکراسی و مسائل این چنینی که رفع مشکلات اقتصادی روزمره است، به نظر میرسد که بهترین کار همین انتخاب گزینه ای بود که با زبان نرم و دیپلماسی آشتی جویانه خطر جنگ را از کشور دور و به سمت کاهش تحریم ها حرکت کند.

به نظر میرسد که دولت و در مقیاس بزرگتر حکومت دریافته است که با وجود این تحریم ها و عدم امکان انتقال درآمد ارزی حاصل از فروش نفت به داخل، امکان رونق اقتصادی و کاهش تورم و بیکاری وجود نخواهد داشت و در نتیجه عزم خود را جزم کرده اند که تحریم ها را کاهش بدهند، گرفتن مسئولیت مذاکرات اتمی از آدم تندرو و افراطی مثل جلیلی و انتقال آن به دیپلمات پراگماتیک و باتجربه ای مثل ظریف نشان دهنده همین واقعیت است.

در کل من به آینده امیدوار هستم! در ضمن امیدوارم در حاشیه جلسه ۱۰ روز دیگر سازمان ملل، روحانی یا ظریف با اوباما یا جان کری دیداری حتی شده غیر رسمی و کوتاه، حتی شده در راهروهای سازمان ملل داشته باشند، امیدوارم مثل خاتمی نروند در توالت سازمان ملل قایم بشوند که با آمریکایی ها دست ندهند!! چنین دیداری و چنین مکالمه ای بین مقام های ارشد ایرانی و آمریکایی بعد از ۳۴ سال قطعا موجب کاهش محسوس تنش ها میان دو کشور خواهد شد؛ چیزی که بر کاهش و نهایتا حذف تحریم ها که فشار شدیدی را بر ایرانیان وارد کرده است، تاثیر شدیدی خواهد داشت.

در همین زمینه:

چرا به روحانی رای می دهم؟

حس دوگانه این روزها؛ رای بدهم یا رای ندهم؟!

منم مثل خیلی های دیگه در این چند روز در برزخ به سر می برم و خیلی خلاصه بگم حس دوگانه ای دارم! یک دل میگه نباید رای داد چون حتی اگر تقلب نکنند رییس جمهوری فقط مسئول اجرایی مملکت هست و در واقع همه کاره نیست، بخش عمده ای از اختیارات از جمله فرماندهی کل قوا، سیاست خارجی و سیستم قضا به طور مستقیم توسط رهبر کنترل میشه که از طریق مردم انتخاب نمیشه. از طرف دیگه باید به خاطر تقلبی که در سال ۸۸ کردند و توهینی که به مردم روا داشتند گوشمالی داده بشوند و نباید با شرکت در انتخابات به سیستم مشروعیت داد، نباید در شرایطی که هنوز آمران و عاملان کهریزک مجازات نشده اند رای داد …

اما خودم به خودم جواب میدم که چون همزمان انتخابات شوراها هم برگزار میشه به هر حال خواه ناخواه درصدی پای صندوق حاضر شده و رای خواهند داد و نظام بهره برداری تبلیغاتی مورد نظر خودش را خواهد کرد. از طرفی مگر هر نوع حضوری در انتخابات، مشروعیت میاره؟! آیا حضور حداکثری مردم در سال ۸۸ به سیستم مشروعیت داد یا برعکس اندک آبرویش را نزد مردم و جهانیان بر باد داد؟! به نظر من بزرگترین ضربه را همین اعتراض های سال ۸۸ به نظام زد و چندین میلیون بر شمار مخالفان خامنه ای افزود! آیا اگر ما در سال ۸۸ شرکت نمیکردیم و در خانه می نشستیم میتوانستیم با شعار «رای من کو؟» به خیابانها بریزیم و رژیم را به چالش بکشیم و برای چندین ماه خواب را از کودتاچیان برباییم؟! آیا اگر ما  سال ۸۸ شرکت نمیکردیم، اساسا فرصتی برای حضور و اعلام نارضایتی ایجاد می شد؟! آیا جنبش سبزی به وجود می آمد؟!

اما یک دل دیگه میگه وقتی تحریم هستیم، وقتی بیکاری و فقر به شدت زیاد شده، وقتی کسی مثل جلیلی بر ادامه همین مسیر تاکید میکنه، و وقتی در نبود یک اپوزیسیون قدرتمند، فراگیر و قابل اعتماد هیچ امکان تغییر بنیادینی در کوتاه مدت حتی در میان مدت متصور نیست، وقتی خطر حمله نظامی وجود داره، تلاش برای اصلاح از داخل عاقلانه تر به نظر میرسه به ویژه اینکه وقتی طبقه متوسط قوی نیست مثل الان و روز به روز هم داره ضعیفتر میشه، وقتی حجم اصلی مشکلات مردم اقتصادی شده، خواسته های دموکراسی خواهانه و آزادی خواهانه رو به افول میره… پس با علم به اینکه حمله نظامی نمیخواهیم و انقلاب پا برهنگان هم منجر به دیکتاتوری دیگری خواهد شد، پس چرا نباید برای جلوگیری از ادامه روند فعلی و تقویت قشر متوسط و آزادیخواه که داره زیر فشار اقتصادی له میشه، به عارف یا روحانی رای داد؟ این ۲ نفر حداقل نشان داده اند که اختلاف دیدگاه فاحشی با بقیه نامزدها دارند. این دو هیچ دخالت مسقیمی در سرکوبها و جنایات رژیم نداشته اند. حتی اگر این دو بتوانند اندکی شرایط را بهبود ببخشند و حرکت پرشتاب این قطار نابودی و نیستی را کند کنند، باز هم برد کرده ایم!! البته عارف و روحانی اگر واقعا میخواهند پیروز بشوند باید حتما ائتلاف کنند چون اینطوری با حضور هر دو، رایهایشان قطعا تقسیم خواهد شد و تجربه ۸۴ تکرار.

این چند پاراگراف خلاصه ای بود از چالشی که در چند روز گذشته خودم با خودم دارم! در هر حال به نظر من هیچ کس نباید به افرادی که به دلایل ذکر شده در بالا تشخیص میدهند رای بدهند یا اونهایی که به دلایل مختلف رای نمیدهند و تحریم میکنند، توهین کند! هیچ کس نمیتونه ادعا کنه که حق مطلقه و او تنها کسی است که درست فکر میکنه و بقیه اشتباه میکنند!!

در همین زمینه:

اگر دیدید عده زیادی رای دادند تعجب نکنید! اما چرا؟

هدف آمریکا از تحریم های جدید: فشار مستقیم بر ایرانیان؛ پیام تحریمها: نگذارید جلیلی رییس جمهور شود!

تحریم های جدید مردم عادی را هدف قرار داده است.

تحریم های جدید مردم عادی را هدف قرار داده است.

در عرض ۳ روز گذشته و در حالی که کمتر از ۱۰ روز تا انتخابات ریاست جمهوری در ایران باقی مانده است، آمریکا حجم عظیمی از تحریم های جدید را بر ایران اعمال کرده است (+). از یک طرف ریال و از طرف دیگر صنایع پتروشیمی و خودرو مورد تحریم های جدید قرار گرفته اند. گفته شده است که منظور از تحریم ریال بی ارزش کردن آن در خارج از ایران است و هدف، مورد تحریم قرار گرفتن بانکها، موسسات، شرکتها و افرادی است که حجم بالایی از ریال را در خارج از ایران مبادله می کنند. همانطور که می دانید اصولا ریال در خارج از ایران مبادله نمی شود و لذا این تحریم، تنها جنبه روانی بر بازار خواهد داشت. اما دو تحریم دیگر، یعنی تحریم پتروشیمی و صنعت خودرو ایران، تاثیر بسیار شدیدی بر اقتصاد کشور و سطح زندگی و رفاه ایرانیان بر جای خواهد گذاشت.

صنعت پتروشیمی ایران در سال ۲۰۱۲ بیش از ۱۲ میلیارد دلار صادرات داشته است یعنی چیزی حدود ۲۰ درصد کل درآمد ارزی ایران متعلق به این بخش بوده است. مسلما تحریم آن جلوی فعالیت کشورها و شرکتهای خارجی در ایران را خواهد گرفت، صادرات را متوقف خواهد کرد و منجر به بیکاری عظیمی در این بخش خواهد شد و با کاهش حجم درآمد ارزی دولت، منجر به کاهش ارزش ریال می گردد.

از طرف دیگر، تا ۲ سال گذشته، بیش از ۳۰۰ هزار نفر به طور مستقیم در صنعت خودرو کشور و تولید قطعات خودرو مشغول به کار بوده اند؛ صنعتی که وابستگی شدیدی به کشورهای خارجی دارد. از ۲ سال گذشته و با توسعه ابعاد تحریم ها از جمله تحریم های بانکی به تدریج همکاری خودروسازهای خارجی با بخش خودرو ایران کاهش یافت، چیزی که منجر به رکود در این بخش و کاهش تولید گردید. اکنون آمریکا بخش خودرو را به طور مستقیم هدف قرار داده است. یعنی اینکه دیگر هرگونه همکاری با صنعت خودرو ایران و از جمله صادرات خودرو و قطعات آن به ایران ممنوع شده است و هر شرکتی که با ایران معامله کند، از سوی آمریکا جریمه خواهد شد. این موضوع منجر به افزایش رکود در این صنعت، افزایش دامنه بیکاری ها، افزایش قیمت خودرو و قطعات خودرو خواهد شد. همچنین دارندگان خودروهای خارجی، با مشکلات متعددی برای تامین قطعات یدکی مورد نیاز خودرو خود مواجه خواهند شد.

هدف از تحریم های جدید:

اگر بتوان با خوش بینی، هدف از تحریم صنعت پتروشیمی ایران را کاهش درآمد ارزی حکومت و اعمال فشار مضاعف بر آن دانست، اما با هیچ ترفندی نمیتوان نسبت به حسن نیت آمریکا در تحریم صنعت خودرو خوش بین بود. شکی نیست که هدف آمریکا از تحریم خودرو و ریال ایران، اعمال فشار مستقیم بر مردم ایران است. آمریکا تقریبا تمامی منابع ارزی و درآمدی رژیم را مسدود کرده است و حالا کم کم وارد فاز تحریم هایی می شود که مستقیما مردم ایران را هدف قرار میدهد. هدف آمریکا از اعمال این تحریم ها، دشوار کردن زندگی مردم عادی و افزایش نارضایتی ایرانیان می باشد به این امید که شاید گسترش نارضایتی ها منجر به شورش و آشوب علیه حکومت بشود تا در نتیجه حکومت از بلندپروازی های هسته ای خود دست بردارد و یا اینکه به طور کلی حکومت سرنگون بشود!

اما تجربه نشان داده است که آمریکا از این ترفند راه به جایی نخواهد برد و این سیاست شکست خورده است. به چند دلیل: ۱- در طول تاریخ ایرانیان نشان داده اند که انسانهای مغروری هستند. فشار بیشتر بر آنها نه تنها آنها را وادار به حرکت به سوی خواسته های آمریکا نخواهد کرد، بلکه در طول زمان کینه عمیقی در دل مردم ایران ایجاد خواهد نمود و نهایتا منجر به پافشاری جمعیت بیشتری از مردم بر حق استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای خواهد گردید. ۲- اصولا با توجه به تجربه تلخ انقلاب سال ۵۷، عدم وجود آلترناتیوی مشخص و قابل اعتماد و نیز به دلیل سابقه سرکوبهای وحشیانه حرکتهای اعتراضی از سوی حکومت، وقوع هرگونه حرکت اعتراضی از سوی مردم به دلیل اعمال تحریمها، دستکم در کوتاه مدت منتفی به نظر میرسد.

پیام تحریم های جدید:

نکته مهم دیگر که نباید از آن غافل شد، «زمان» خاصی است که این تحریم های سه گانه بر ایران و ایرانیان اعمال میشود. در کنار دلایل مطرح شده در بالا، بدون شک یکی از اهداف آمریکا از اعمال تحریم های جدید، پیام به مردم ایران است. پیام آمریکا به ایرانیان این است که اگر تحریم های بیشتری نمی خواهید، از به قدرت رسیدن هر شخصی که به دنبال افزایش تنش با غرب می باشد و بر موضع لجوجانه حکومت بر ادامه برنامه هسته ای خود اصرار می ورزد جلوگیری کنید. منظور از این چنین فردی به طور اخص شخص «سعید جلیلی» می باشد که در ۵ سال گذشته زیر نظر علی خامنه ای، مسئولیت تلف کردن وقت غربی ها در مذاکرات متعدد اما بی حاصل را بر عهده داشته است و در مبارزات انتخاباتی خود به طور مکرر بر «مقاومت» و «گفتمان انقلاب اسلامی» تاکید کرده است! اگر نگاهی به حامیان او بیندازید می بینید که اکثریت افراد و گروههای حکومتی که سال ۸۴ از احمدی نژاد حمایت میکردند، اکنون از جلیلی حمایت میکنند، لذا پر بیراه نیست اگر او را نامزد اصلی حاکمیت بدانیم.

اگرچه سیاست خارجی رژیم از جمله تصمیم گیری درباره برنامه هسته ای مستقیما زیر نظر علی خامنه ای است اما رییس جمهور به هر حال تا میزانی در تصمیم گیری ها موثر است. به قدرت رسیدن فردی همچون حسن روحانی که به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی و مذاکره کننده هسته ای ایران، سابقه تعامل سازنده و اعتماد سازی با غرب را در پرونده خود دارد میتواند از یک طرف به عنوان شاخه زیتونی به نشانه صلح از سوی مردم ایران تعبیر شود و از طرف دیگر گویای «نه بزرگ» ایرانیان به سیاستهای تنش زا و ماجراجویانه خامنه ای و مردود شدن او در رفراندوم هسته ای باشد! مردم ایران اگرچه با استفاده صلح آمیز از برنامه هسته ای موافقند اما خواهان همکاری کامل با آژانس اتمی هستند، چیزی که خامنه ای و جلیلی مانع آن بوده اند. آمریکایی ها امیدوارند مردم ایران از خارج شدن اسم جلیلی از صندوق رای جلوگیری کنند، هرچند حاکمیت نشان داده است که در مواقع لزوم ابایی از تقلب و دست بردن در آرای مردم نخواهد داشت…!

در همین زمینه:

احساس عشق و نفرت نسبت به تحریم‌ها

نمودار جهش عظیم در «شاخص فلاکت» در ایران در ۲ سال گذشته!

نمودار جهش عظیم در «شاخص فلاکت» در ایران در ۲ سال گذشته!

نمودار تغییرات "شاخص فلاکت" در ایران در ۲۰ سال گذشته.

نمودار تغییرات «شاخص فلاکت» در ایران در ۲۰ سال گذشته.

این نمودار که تغییرات شاخص فلاکت و بدبختی در ایران در ۲۰ سال گذشته را نشان میدهد به خوبی گویای دوران فاجعه بار دولت احمدی نژاد است و نتیجه ادامه بلندپروازی های هسته ای جمهوری اسلامی را نشان میدهد.

همانطور که می بینید این شاخص در ۴ سال گذشته به طور مکرر افزایش یافته و این افزایش در ۲ سال گذشته به ویژه در سال قبل به شدت زیاد بوده است، به گونه ای که به شکل جهشی بزرگ در سمت راست تصویر خودنمایی میکند. به نظر میرسد علت این جهش عظیم و ناگهانی مجموعه عوامل زیر باشد:

۱- سوء مدیریت و فساد شدید در دولت و بدنه حاکمیت

۲- تشدید هدفمندی یارانه ها

۳- اعمال تحریم های بانکی و نفتی بین المللی به دلیل ماجراجویی های هسته ای جمهوری اسلامی که منجر به کاهش شدید منابع مالی حکومت و در پی آن سقوط شدید ارزش ریال گردیده است.

۴- کمک های بی حساب و کتاب میلیاردی به رژیم جنایتکار بشار اسد در سوریه و گروههای تروریستی بین المللی

همه این موارد دست به دست هم داده تا شاهد این وضع اسفبار در کشور باشیم!

توضیح اینکه شاخص فلاکت «هانکه» از مجموع نرخ تورم + نرخ بیکاری + نرخ بهره بانکی منهای  درصد تغییر سالانه درآمد سرانه به دست می آید.

در همین زمینه:

اگر دیدید عده زیادی رای دادند تعجب نکنید! اما چرا؟

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: