بایگانی برچسب‌ها: تبعیض

محکوم کنیم هم تروریسم و گروگانگیری و خشونت را و هم اعدام و محرومیت و تبعیض را

جیش العدل

در ارتباط با جریان موسوم به «جیش العدل»

خشونت، تروریسم و اسیر کردن ماموران مرزداری ایران که اکثرا هم عده ای سرباز وظیفه هستند کاملا محکومه، در این شکی نیست. اما از سوی دیگر نباید ستم ها، جنایتها و تبعیض وحشتناکی که جمهوری اسلامی در سالهای طولانی بر اقوام ایرانی و از جمله قوم بلوچ و اقلیت سنی مذهب کشور روا داشته است را فراموش کنیم. ۲ ماه پیش ۱۵ نفر را جمهوری اسلامی به دلایل واهی در زاهدان اعدام کرد. همین چند روز پیش شمار مشابهی را در چابهار اعدام کرد که ۷ نفر از آنها را شبانه و به شکل مخفیانه و بدون بررسی پزشکی قانونی دفن کردند! به هر حال حاصل کشت باد، درو کردن توفان است. وقتی مردم استانی را عمدا محروم و فقیر نگه میدارند و درصد بیکاری و اعتیاد سر به فلک میگذارد، وقتی با کوچکترین انتقادها با مشت آهنین و طناب دار پاسخ داده میشود، به هر حال دیر یا زود این موج خشم و نفرت به شکلی غلیان کرده و خود را نشان میدهد و آنجاست که تر و خشک احتمالا با هم خواهند سوخت!

لذا به نظر من باید هر دو روی سکه را دید اگر واقعا به دنبال یافتن راهکاری درازمدت برای حل این گونه مشکلات هستیم.

محکوم کنیم هم تروریسم و گروگانگیری و خشونت را و هم اعدام و کشتار و تبعیض را.

وجه مشترک سلطنت و امامت: انتقال قدرت و جایگاه ویژه از طریق «اسپرم»

سیستم های پادشاهی بر پایه تبعیض و نابرابری بنا شده اند.

سیستم های پادشاهی بر پایه تبعیض و نابرابری بنا شده اند.

من با سیستم های پادشاهی چه از نوع مشروطه و چه از نوع مطلقه، به شدت مخالفم زیرا اساس آنها بر پایه تبعیض و نابرابری گذاشته شده است.

به راستی چه تفاوتی است میان پادشاهی و نژادپرستی؟ مگر نه اینکه هر دو بر پایه نابرابری هستند؟ نابرابری از نوع ژنتیکی و بر اساس خصوصیات غیر اکتسابی افراد.

در نظام های فاشیستی و در میان نژادپرستان، یک قوم به دلیل نوع مذهب، نوع نژاد، یا رنگ پوست، خود را برتر و دیگران را پست و زبون میداند به گونه ای که فقط خود را شایسته رسیدن به یک سری از موقعیت های اجتماعی و سیاسی و یا برخورداری از حقوق ویژه قلمداد میکند.

در نظام های پادشاهی هم دقیقا چنین است. در این حالت یک خاندان خود را برتر از بقیه میداننند. این خانواده، نسل در نسل به پادشاهی میرسند و کسی خارج از آن حق دستیابی به آن مقام و نشستن بر کرسی قدرت را ندارد. در نظام های پادشاهی، داشتن رابطه خونی ملاک و معیار است؛ یعنی اینکه قدرت از طریق «اسپرم» منتقل میشود؛ یعنی اینکه صلاحیت های فردی و اجتماعی برای رسیدن به قدرت به کناری نهاده شده و یک فرد صرفنظر از نظر مردم تنها به خاطر رابطه خونی با پادشاه سابق بر کرسی قدرت مینشیند و خانواده سلطنتی تا پایان عمر از پول بیت المال مردم مصرف میکنند و در ناز و نعمت غوطه میخورند، بدون اینکه زحمتی برای رسیدن به آن کشیده باشند!!

در نظام های پادشاهی، رسیدن فرد به راس قدرت، بدون اینکه صلاحیت و شایستگی او بررسی شده باشد و در رقابتی بر پایه نظر مردم، شرکت کرده و انتخاب شده باشد صورت میپذیرد!! لذا به دلایل مذکور، چنین سیستمی نه تنها قابل قبول نیست که بسیار عقب مانده به نظر میرسد.

نکته جالب این است که نحوه رسیدن شاهزادگان به قدرت، دقیقا مشابه نحوه مقدس شدن امامزادگان و امامان در مذهب شیعه است. همانطور که میدانید در شیعه، فرزندان امامان به امامت (قدرت) میرسیده اند و آنهایی هم که فرصت رسیدن به قدرت را نیافته، امامزاده لقب گرفتنه اند. هم امامان و هم امامزادگان در نزد شیعیان، مقدس به شمار میروند و بر قبور آنها بارگاه و مقبره های باشکوه ساخته اند و بر ضریح آنها دخیل می بندند و از آنها مدد می جویند!! به راستی چه تفاوتی است میان شیوه قدرت گیری امامان و مقدس شدن امامان و امامزادگان در مذهب شیعه با شیوه به قدرت رسیدن شاهزادگان در سیستم های پادشاهی؟! اگر خوب بنگریم می بینیم که در هر دو حالت، ملاک و معیار اصلی، رابطه خونی است و قدرت، تقدس و برخورداری از امتیازات ویژه از طریق «اسپرم» منتقل میشود….

مطالب قبلی:

تاریخ را سیاه و سفید نگاه نکنیم!

فرح پهلوی پسرش را «رضا شاه دوم» مینامد!

در و پیکر فلزی تشکیل دهنده ضریح امامان و امامزادگان، دقیقا چه زمان و چگونه متبرک شدند؟

در نظر آخوندها زنان موجودات کم عقلی هستند که همواره نیازمند سرپرستی جنس مذکر میباشند!

ایران کشوری است که در آن یک پسر ۱۸ ساله بدون نیاز به اجازه کسی میتواند راسا برود و پاسپورت بگیرد، در حالیکه یک زن بالغ و عاقل ۴۰ ساله حتی اگر دکتر، مهندس، وکیل و یا استاد دانشگاه هم باشد نمیتواند برود پاسپورت بگیرد و حتما به اجازه قیم خود نیاز دارد!! (عطف به تصویب یک قانون ضد زن دیگر در رژیم اسلامی)

[با عرض پوزش از خانم های گرامی] در نظر آخوندها و اسلامگرایان، زنها موجوداتی کم عقل و نادان هستند که همواره به یک سرپرست و آقا بالاسر نیاز دارند! تا زمانی که ازدواج نکرده اند قیم و صاحب اختیار آنها پدر، برادر و یا عموی آنهاست، بعد از ازدواج هم شوهر این سرپرستی را بر عهده میگیرد!! حالا اگر زنی هیچ کدام از اینها را نداشته باشد، حاکم شرع (یک عدد آخوند) برای او تصمیم میگیرد که به او پاسپورت بدهد یا ندهد…!

البته سر زدن این نوع رفتار از سوی اسلامگرایان به هیچ وجه عجیب نیست! وقتی در کتاب مقدس آنها یعنی قرآن ارزش شهادت هر زن نصف ارزش شهادت هر مرد میباشد، وقتی دیه کل یک زن از ارزش دیه بیضه چپ یک مرد کمتر است، دیگر چه انتظاری دارید (داریم)؟! این حکومت جنایت و سرکوب زیاد کرده، این حکومت و به طریق اولی اسلام، به شدت ضد بشری هستند اما انصافا ستمی که اسلام و حکومت های اسلامی به زنان روا داشته اند غیر قابل توصیف است! از حجاب اجباری، نداشتن حق ازدواج و یا حق طلاق، نداشتن حق حضانت فرزند گرفته تا مجاز بودن صیغه، سهم کمتر زنان در مقایسه با مردان در دیه، حق ارث، تبعیض جنسیتی در ورود به دانشگاه و استخدام، الی آخر …!

در همین زمینه:

تبعیض جنسیتی تاریخی علیه زنان از کجا ناشی میشود؟ چگونه میتوان زنان را نیرومند کرد؟

ترور دختر نوجوان پاکستانی توسط طالبان؛ علت وحشت افراطیون مذهبی از تحصیل دختران چیست؟

جمهوری اسلامی از برگزاری نماز عید فطر توسط مسلمانان سنی در تهران جلوگیری کرد

نیروهای امنیتی حکومت از دسترسی اقلیت سنی مقیم تهران به خانه های اجاره ای در این شهر برای به پا داشتن نماز عید فطر جلوگیری کرده اند. جمهوری اسلامی به اقلیت سنی این کشور دستور داده است تا از برگزاری نماز عید فطر به شکل جداگانه در تهران خودداری کنند. همچنین به آنها دستور داده شده است که از امام جماعتی شیعه برای نمازهای خود استفاده کنند- چیزی که با اعتقادات مذهبی آنها ناسازگار است. صدها نیروی امنیتی به پایتخت آورده شده اند تا از ورود نمازگزاران سنی به خانه های اجاره ای که آنها برای برگزاری مراسم مذهبی خود از آنها استفاده میکنند، جلوگیری به عمل آورند.

در دهه های اخیر، مقام های جمهوری اسلامی از دادن مجوز ساخت مسجد به سنی های مقیم تهران خودداری کرده اند. در حال حاضر هیچ مسجد سنی در تهران وجود ندارد، حال آنکه چندین کلیسا و کنیسه برای جمعیت به مراتب کمتر مسیحی و یهودی مقیم پایتخت در تهران وجود دارد.

اخیرا شیخ عبدالحمید اسماعیل زهی، امام جماعت مقیم زاهدان، از جمهوری اسلامی به دلیل اعمال محدودیت بر سنی های مقیم ایران انتقاد کرده بود.

برگردان مقاله روز چهارشنبه گاردین

درخواست شورای هماهنگی راه سبز امید از مردم برای راهپیمایی در سکوت، خیانت به خون شهدای جنبش سبز است

اعضای ناشناس شورای هماهنگی راه سبز امید از مردم خواسته‌اند که در روز ۲۲ خرداد و در سالگرد تقلب بزرگ در سکوت راهپیمایی کنند [۱]. چرا در سکوت؟! چگونه ممکن است مردم خواسته‌های خود را در سکوت فریاد بزنند؟! یا چگونه ممکن است سکوت تظاهرکنندگان موجب تغییر رفتار حاکمیت شود؟! اساسا حکومت چگونه میتواند خواست تظاهرکنندگان را از سکوت آنها بفهمد؟! قرار دادن درخواست آنها از مردم برای انجام راهپیمایی در سکوت و عدم پاسخ به شعارها در کنار رفتارهای گذشته ایشان آنجا که به پایبندی جنبش سبز به قانون اساسی جمهوری اسلامی اشاره می‌کنند و یا استفاده مکررشان از عباراتی همچون »امام راحل» و »آرمانهای انقلاب»، نشان میدهد که آنها از داده شدن شعارهای ضد حکومتی همچون شعار »نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» و یا »جمهوری ایرانی» که اساس رژیم را هدف قرار میدهند و خواست اصلی طرفداران جنبش سبز می‌باشند، بیمناک هستند. نگویید از ترس واکنش خشونت آمیز حکومت گفته‌اند راهپیمایی در سکوت که اصلا قابل قبول نیست، چرا که تجربه دو سال اخیر به خوبی نشان داده است که این حکومت با هر نوع حرکت اعتراضی چه در سکوت و چه همراه با شعار برخورد شدید کرده است. به یاد بیاورید راهپیمایی سکوت میلیونی مردم در روز ۲۵ خرداد سال ۸۸ را که حکومت چطور وحشیانه دستکم ۱۸ نفر [۲] را به شهادت رسانید (توضیح: منابع حکومتی مدعی هستند که در این روز ۷ نفر کشته شده‌اند[۳]).

به قیام‌های منطقه‌ای بنگرید و درس بگیرید! مردم کدام‌یک از قیام‌های چند ماه اخیر منطقه با تظاهرات در سکوت موفق به شکست دادن دیکتاتورهای کشورهای خود شده‌اند؟! ببینید چطور مردم سوریه نه در سکوت که با فریاد، خواست خود را بر دیکتاتور آن کشور تحمیل می کنند. در حالی که حکومت ظالم بشار اسد به راحتی آب خوردن آدم می کشد، عزم  مردم سوریه برای تغییر، دیکتاتور آن کشور را مجبور کرده است که هر روز از موضع قبلی خود عقب‌نشینی کند؛ چند هفته پیش لغو حالت فوق العاده پس از ۴۰ سال و دیروز صدور فرمان عفو عمومی در این کشور. اساسا در هر کجای دنیا که بنگرید معترضان در راهپیمایی‌ها پلاکاردهایی حاوی شعارهای خود را حمل میکنند و خواست خود را فریاد می‌زنند.

راهپیمایی در سکوت ۲ ایراد عمده دارد:
۱- نه تنها حرکت اعتراضی مردم را در نزد حکومت بی‌آزار و معترضان را فاقد اراده لازم برای مطرح کردن خواسته‌های خود نشان میدهد، بلکه به حکومت این فرصت را می‌دهد که اعتراض مردم و اهداف آن را تحریف کند. کمااینکه در دفعات گذشته دیدیم چطور عده ای از کودتاچیان با کمال بی‌شرمی مدعی شده بودند که مردم برای خرید به خیابان آمده بوده‌اند [۴].
۲- از آنجاییکه مردم در نتیجه خفقان تحمیلی شورای هماهنگی نمی‌توانند خواست خود را فریاد بزنند و صدای فریاد یکدیگر را بشنوند، رفته رفته شور خود برای شرکت در راهپیمایی‌های بعدی را از دست خواهند داد. همچنین زمینه برای سوء استفاده نفوذی های جمهوری اسلامی از جمله اصلاحات‌چی‌ها برای مصادره حرکت مردمی به نفع منافع حزبی و جناحی خود که چیزی جز ادامه حکومت کنونی نمی‌باشد، فراهم خواهد شد و آنها خواست خود را به عنوان خواست مردم مطرح خواهند کرد. در چنین شرایطی نهایتاً شأن جنبش سبز از یک خروش ملی در اعتراض به خفقان، دروغ، فساد و تبعیض موجود در دیکتاتوری جمهوری اسلامی، به یک لشگرکشی حزبی و قدرت نمایی به رقیب تنزل پیدا خواهد کرد. اتفاق ناخوشایندی که خیانت تمام عیار به خون شهدای دو سال اخیر جنبش سبز خواهد بود.

اگر حرفهای اخیر آقای خاتمی مبنی بر عذرخواهی از رهبری، شایعه‌های منتشر شده از سوی سایت‌های حکومتی مربوط به انتشار جزوه اصلاحات نوین و طرح آشتی ملی از سوی اصلاح‌طلبان [۵-۷] و رفتارهای محتاطانه شورای هماهنگی راه سبز امید که تنها نقش سرعت‌گیر در مسیر حرکت اعتراضی مردم را داشته است را در کنار درخواست اخیر آنها مبنی بر راهپیمایی سکوت قرار دهیم، نگرانی‌ها نسبت به تلاش اصلاح‌طلبان حکومتی برای مصادره جنبش سبز به سود منافع حزبی خود به شدت افزایش می‌یابد.

ختم کلام اینکه دعوت مردم به حضور در خیابان‌ها به نشانه اعتراض امر مطلوبی می‌باشد اما درخواست از مردم برای سکوت و عدم فریاد زدن خواسته‌هایشان نه تنها منطقی نیست بلکه مشکوک است. برآوردن بانگ الله اکبر بر فراز پشت بام ها هم امر مناسبی است و موجب وحشت در دل کودتاچیان شده، روحیه جنبش سبز را تقویت خواهد کرد اما چه بهتر که شعارهای ضد حکومتی نیز چاشنی این حرکت گردد.

منابع:
۱- سایت کلمه
۲- سایت رادیو فردا
۳- سایت بی بی سی
۴- سایت آخرین نیوز
۵- مشرق نیوز
۶- آزادی نیوز
۷- انتخاب نیوز

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: