بایگانی برچسب‌ها: بیکاری

نمودار جهش عظیم در «شاخص فلاکت» در ایران در ۲ سال گذشته!

نمودار تغییرات "شاخص فلاکت" در ایران در ۲۰ سال گذشته.

نمودار تغییرات «شاخص فلاکت» در ایران در ۲۰ سال گذشته.

این نمودار که تغییرات شاخص فلاکت و بدبختی در ایران در ۲۰ سال گذشته را نشان میدهد به خوبی گویای دوران فاجعه بار دولت احمدی نژاد است و نتیجه ادامه بلندپروازی های هسته ای جمهوری اسلامی را نشان میدهد.

همانطور که می بینید این شاخص در ۴ سال گذشته به طور مکرر افزایش یافته و این افزایش در ۲ سال گذشته به ویژه در سال قبل به شدت زیاد بوده است، به گونه ای که به شکل جهشی بزرگ در سمت راست تصویر خودنمایی میکند. به نظر میرسد علت این جهش عظیم و ناگهانی مجموعه عوامل زیر باشد:

۱- سوء مدیریت و فساد شدید در دولت و بدنه حاکمیت

۲- تشدید هدفمندی یارانه ها

۳- اعمال تحریم های بانکی و نفتی بین المللی به دلیل ماجراجویی های هسته ای جمهوری اسلامی که منجر به کاهش شدید منابع مالی حکومت و در پی آن سقوط شدید ارزش ریال گردیده است.

۴- کمک های بی حساب و کتاب میلیاردی به رژیم جنایتکار بشار اسد در سوریه و گروههای تروریستی بین المللی

همه این موارد دست به دست هم داده تا شاهد این وضع اسفبار در کشور باشیم!

توضیح اینکه شاخص فلاکت «هانکه» از مجموع نرخ تورم + نرخ بیکاری + نرخ بهره بانکی منهای  درصد تغییر سالانه درآمد سرانه به دست می آید.

در همین زمینه:

اگر دیدید عده زیادی رای دادند تعجب نکنید! اما چرا؟

احساس عشق و نفرت نسبت به تحریم‌ها

کاریکاتوری گویا از مجله اکونومیست

کاریکاتوری گویا از مجله اکونومیست

کنگره و سنای آمریکا تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی را تشدید کرده‌اند. سال ۹۰ حکومت روزانه ۲ و نیم میلیون بشکه نفت در روز صادر می‌کرد. بر اثر تحریم‌های نفتی و بانکی، این رقم از تابستان سال ۹۱ به روزانه ۱ میلیون بشکه در روز کاهش یافت. حالا با این تحریم‌های جدید و سخت تر، عملا هدف آمریکا این هست که صادرات نفت ایران که ۸۰ درصد درآمد حکومت را تامین میکند به صفر برسد، مگر اینکه آخوندها از بلندپروازی‌های هسته‌ای خود دست بردارند!

من همواره نسبت به تحریم‌ها یک جور حس عشق و نفرت همزمان داشته‌ام! از یک طرف خیلی خوشحالم که درآمد آخوندها و سپاه روز به روز دارد کمتر و کمتر میشود و این جنایتکاران کمتر میتوانند ثروتهای ملی ایران را غارت کنند. از طرفی نیز با ادامه این روند بودجه حکومت برای سرکوب مردم در داخل و حمایت از گروههای تروریستی منطقه مثل حزب الله، حماس و جهاد اسلامی و رژیم سرکوبگر بشار اسد در سوریه به شدت کاهش خواهد یافت و این خیلی خوب است و جای خوشحالی بسیار دارد.

اما از طرف دیگر می‌دانم و می‌بینم که این تحریم‌ها چه فشار سنگینی را به مردم وارد میکند. به عنوان مثال بر اثر کاهش ورود ارز به کشور به خاطر کاهش درآمد نفتی حکومت، ارزش ریال به شدت سقوط کرد و همین موضوع موجب ۳ برابر شدن قیمت‌ها در بازه زمانی کوتاهی شد، در حالیکه درآمد قشر کارمند و حقوق‌بگیر جامعه در این مدت تنها به میزان جزیی افزایش پیدا کرده است. علاوه بر این واردات دارو به دلیل تحریم‌های بانکی به شدت دشوار شده و صدها هزار بیمار در کشور هستند که نمیتوانند داروهای خود را تهیه کنند چون وارد نمیشود اگر هم با هزار بدبختی دارو را پیدا کنند باید آن را به قیمت بسیار بالایی تهیه کنند که عملا از توان اکثریت مردم خارج است. از سوی دیگر به دلیل قطع همکاری خودروسازهای خارجی با ایران خودرو و سایپا و شرکت‌های زیر مجموعه آنها، عملا صنعت خودرو در داخل ایران برشکسته و دهها هزار نفر بیکار شده‌اند. صنایع دیگر هم به دلیل تحریم بانکی، امکان واردات مواد اولیه و قطعات مورد نیاز خود را ندارند، و از طرف دیگر از آنجایی که اقتصاد در ایران عملا در دست دولت و سپاه است و چیزی به نام بخش خصوصی وجود خارجی ندارد، با کاهش درآمد دولت، پولی برای تغذیه این صنایع غیر رقابتی و سرپا نگه داشتن آنها نمانده است. این موضوع در کنار واردات بی رویه از هند و چین در ازای فروش نفت به این کشورها، موجب تعطیل شدن یا در آستانه تعطیلی قرار گرفتن صنایع داخلی و نیز رکود شدید بخش کشاورزی شده است که به نوبه خود به گسترش بیکاری دامن زده است!

در جامعه‌ای که مردم تحت فشار شدید گرانی افسار گسیخته و بیکاری هستند و سطح درآمدشان روز به روز کمتر می‌شود، احتمال اعتراض‌های مدنی پایین است. در چنین جامعه‌ای کمتر کسی فرصت فکر کردن به دموکراسی و آزادی را خواهد داشت چون دغدغه نان شب مجالی برای افراد باقی نمی‌گذارد. حتی اگر در اثر شدت فشارها و نارضایتی عمومی، شورشی اتفاق بیفتد نه از نوع دموکراسی خواهی و برای برقراری آزادی و حقوق بشر، بلکه از نوع «انقلاب پابرهنگان» خواهد بود؛ انقلابی که تصور به قدرت رسیدن یک حکومت دموکراتیک در پی آن دشوار و دور از ذهن می‌باشد…

در همین زمینه:

اگر دیدید عده زیادی رای دادند تعجب نکنید! اما چرا؟

آغاز تحریم های «نفت در برابر غذا»

فعلا همه سرگرم تماشای دعواهای مافیایی مراکز قدرت در داخل جمهوری اسلامی هستند، گویا فراموش کرده اند که از فردا دور جدید تحریم ها علیه ایران اعمال میشود. در نتیجه این تحریم های بسیار جدی، جمهوری اسلامی از دریافت ارز و یا فلزات گرانبها در ازای فروش نفت و گاز به کشورهای دیگر ناتوان خواهد شد. طبق مفاد تحریم های جدید، کشورهای دیگر بایستی پول ناشی از فروش نفت و گاز ایران را به شکل ارز محلی نزد بانک های خود نگاه دارند و ایران تنها میتواند با آن پول، محصولات غذایی و دارو وارد و از خدمات تولیدی کشور وارد کننده نفت استفاده کند. به عبارت دیگر تحریم های جدید، بسیار شبیه به تحریم های «نفت در برابر غذاست» که سالها پیش بر عراق اعمال شد. با توجه به سهم ۹۰ درصدی نفت و گاز در تولید ناخالص ملی ایران، تحریم های جدید جمهوری اسلامی را با مشکل اساسی در تامین ارز خارجی مواجه خواهد نمود، چیزی که سقوط ارزش پول ملی را تسریع، صنایع داخلی را نابود و فقر، تورم و بیکاری را تشدید خواهد نمود!

این همه در حالی است که رهبر جمهوری اسلامی همچنان بر بلندپروازی های هسته ای خود اصرار و بر ادامه غنی سازی غیر ضروری اورانیوم تاکید میکند! توجه به واقعیت هایی همچون وجود منابع عظیم نفت و گاز در کنار میزان کم و کیفیت بسیار پایین اورانیوم موجود در کشور که عملا تولید برق را کاملا غیر اقتصادی مینماید، شکی باقی نمیگذارد که این همه اصرار بر ادامه غنی سازی اورانیوم با وجود فشارهای بین المللی و وارد آمدن هزینه های جبران ناشدنی به اقتصاد کشور، تنها و تنها حکایت از عزم جمهوری اسلامی برای دستیابی به سلاح اتمی یا تکنولوژی تولید سلاح حکایت دارد و دقیقا به همین دلیل است که کشورهای خارجی به برنامه هسته ای ایران مشکوک و بدبین هستند!

در همین زمینه:

دلیل سقوط شدید ارزش ریال چیست؟

 سکوت و بی تفاوتی ما، چراغ سبزی است به حکومت تا مملکت را هر چه بیشتر به قهقرا بکشاند!

اتحاد مردم با بازاریان و ادامه اعتراض‌ها همراه با سر دادن شعارهای اقتصادی و مخالفت با سیاست هسته‌ای

داد و فریادهای خامنه ای و حملات به احمدی نژاد نشان میدهد که که تحریم ها در حال شکاندن کمر رژیم است

از قتل ۲ جوان تهیدست ایرانی توسط آخوندهای جنایتکار تا وجدان بیدار ایرانیان آزاده!

قتل ۲ جوان تهیدست ایرانی توسط آخوندهای جنایتکار تنها به جرم دزدی!!

قتل ۲ جوان تهیدست ایرانی توسط آخوندهای جنایتکار تنها به جرم دزدی!!

بهمن، ماه به قدرت رسیدن آخوندها در سال ۵۷ در ایران و آغاز سقوط کشورمان به دره تباهی و نابودی است و چه تقارن عجیب و هولناکی که صبح امروز مصادف با اولین روز بهمن ماه سال ۹۱، آخوندهای حکومتی، جنایتی دیگر را مرتکب شدند و ۲ جوان تهدیست ایرانی را به قتل رساندند.

جرم این دو جوان که تنها ۲۳ و ۲۰ سال سن داشتند، «زورگیری» یا به عبارت دیگر تهدید یک فرد با چاقو و دزدیدن پولهای او بوده است. هر انسان بالغ و عاقلی میداند که باید میان جرم و مجازات، تناسبی وجود داشته باشد. علم به این موضوع، به داشتن تحصیلات حقوقی نیازی ندارد. این یک چیز منطقی و بسیار بدیهی است. این دو جوان حداکثر مرتکب جرم دزدی و تهدید با استفاده از چاقو شده اند که حداکثر مجازات آن، زندان است و شکی نیست که اعدام این دو جوان، قتل عمد محسوب میشود.

قتل این دو جوان ایرانی که به خاطر فقر و برای تامین ۴ میلیون تومان پول مورد نیاز برای درمان مادر بیمار متهم ردیف اول به دزدی متوسل شده بوده اند، قلب هر انسان آزاده ای را به درد می آورد. هر ایرانی با وجدانی باید به این رفتار وحشیانه حاکمان جمهوری اسلامی اعتراض کند.

جمهوری اسلامی نه تنها مرتکب قتل دیگری شده است که حتی در متوسل شدن این دو جوان به دزدی هم مسئولیت مسقیم دارد. بر اساس اصل ۴۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی، حکومت موظف است که نیازهای اساسی مانند تحصیل، مسکن، خوراک، پوشاک و درمان را به شکل رایگان در اختیار همه مردم ایران قرار دهد. اگر آخوندها به جای دزدی های چند هزار میلیاردی و صرف پول نفت برای کشتن مردم سوریه توسط رژیم بشار اسد و حمایت از تروریسم در سطح منطقه و یا باج دادن به چین و روسیه و دیگر کشورها، پول بیت المال را صرف همین مردم و در داخل ایران و صرف ایجاد شغل و مسکن و فقر زدایی میکردند، مادر این جوان در بیمارستان درمان میشد و چه بسا این دزدی اصلا صورت نمیگرفت!

لذا به عنوان نتیجه گیری نکات زیر را متذکر میشوم:

۱- دزدی و زورگیری کار زشت و ناپسندی است و شکی نیست که فرد مجرم باید مجازات شود، اما مجازات همواره بایستی با جرم، متناسب باشد. اعدام یک فرد به خاطر دزدی، غیر منطقی، ضد بشری و غیر قابل قبول است و قطعا و یقینا «قتل عمد» محسوب میشود.

۲- اعدام، قطع کردن آخرین حلقه از زنجیره ی وقوع جرم یعنی مجرم میباشد. در واقع مجازات مرگ، همچون پاک کردن صورت مساله است. سلسله عوامل زیادی دست به دست هم میدهند تا جرمی صورت بگیرد. باید به همه این حلقه های زنجیر پرداخت و مشکلاتی همچون «فقر»، «بیکاری» و «تبعیض» که در اغلب موارد از دلایل اصلی وقوع جرم میباشند را برطرف کرد، وگرنه قطعا کشتن مجرم، موجب جلوگیری از تکرار جرم در آینده نخواهد شد.

۳- در سال ۲۰۱۲،جمهوری اسلامی حدود ۵۸۰ نفر را اعدام کرده است که در مقایسه با سالهای پیش، جهشی شدید و هشدار دهنده را نشان میدهد. این افزایش قابل توجه از یک سو به خاطر عزم حکومت برای تشدید فضای رعب و وحشت حاکم بر جامعه به منظور جلوگیری از وقوع اعتراض ها به سوء مدیریت سران رژیم و گرانی های فزاینده است و از طرف دیگر حکایت از عدم نتیجه بخش بودن مجازات مرگ در کاهش وقوع جرم و نیز افزایش وقوع جرم و جنایت به دلیل وخیم تر شدن شرایط اقتصادی ایران در سالهای اخیر دارد.

در همین زمینه:

سرزمین من…!

اندر حکایت مردمی که به قصد تماشای «جان کندن» یک انسان به ورزشگاه رفته بودند…!

میت رامنی طرح مالیاتی خود را تشریح میکند…!

در رقابت های انتخاباتی آمریکا همواره موضوع مالیات از مهمترین موضوعاتی است که نامزدها درباره اش بحث میکنند. امسال هم استثنا نیست، اوباما و رامنی هر دو برنامه های متفاوتی را در این باره مطرح کرده اند. موضوع مهم در شرایط کنونی آمریکا، بیکاری  بالا (۸ درصد) و کسری بودجه ۴ تریلیون دلاری این کشور است.

اما نکته جالب و البته عجیب در صحبتهای میت رامنی نامزد جمهوری خواه در این باره این هست که او مدعی میشود که همزمان با کاهش مالیات بر درآمد همه شهروندان، کسری بودجه را هم کاهش خواهد داد!! چیزی که با اصول ریاضی در تناقض قرار دارد!! اقتصاد دانان و ریاضی دانان هر چه قدر فکر کردند نتوانستند بفهمند چگونه چنین چیزی ممکن است؟! لذا بر آن شدند که مستقیما از رامنی درخواست کنند که برنامه خود را دقیقتر توضیح و جمعی را از گمراهی نجات دهد! میت رامنی هم با کمک ابزارهای بسیار جذاب گرافیکی و انیمیشن، توضیح مفصل و البته ساده و قابل فهمی را در این باره ارائه کرده است.

برای مشاهده توضیح رامنی به این آدرس بروید و بر روی گزینه GET THE DETAILS کلیک کنید!! حتما این کار را انجام بدهید، هم فال است و هم تماشا!! 🙂

http://www.romneytaxplan.com

اتحاد مردم با بازاریان و ادامه اعتراض‌ها همراه با سر دادن شعارهای اقتصادی و مخالفت با سیاست هسته‌ای

دیروز در مطلبی ضمن گلایه از بی تفاوتی مردم نسبت به وضع وخیم اقتصادی کشور، نوشتم که بهترین، مطمئن ترین و کم هزینه ترین گزینه برای تغییر شرایط،، اعتراض‌های مردمی است. خوشبختانه امروز پس از مدتها مردم بی تفاوتی را کنار گذاشتند و نسبت به وضعیت وخیم اقتصادی کشور و کاهش شدید ارزش پول ملی اعتراض کردند. در ویدئوهای منتشر شده از این اعتراض ها، حدودا هزار تا پنج هزار نفر دیده میشوند. به نظر میرسد که اکثر معترضین را بازاریان تشکیل میداده‌اند. از آنجایی که مشکلات اقتصادی گریبان همه اقشار جامعه را گرفته، لازم است که در روزهای آینده غیر بازاریان از کارگر و کارمند تا دانشجو و معلم هم به این اعتراض‌ها بپیوندند. با کاهش ۴۰ درصدی ارزش پول ملی در عرض ۱ ماه گذشته، عملا قدرت خرید مردم نسبت به یک ماه پیش ۴۰ درصد کاهش یافته است. حضور پر تعداد و متحد مردم در روزهای آینده میتواند به حکومت نشان دهد که مردم بی تفاوت نیستند و بایستی سیاست‌های خود به ویژه سیاست هسته‌ای که منجر به وضع تحریم‌های گسترده و به دنبال آن ناتوانی دولت در فروش نفت و در نتیجه بحران پول و ارز شده است را به سرعت تغییر دهد. حکومت بایستی بداند که در انتخاب سیاستهای کلان خود همواره بایستی منافع مردم را در نظر داشته باشد. متاسفانه سکوت مردم در ماهها و چه بسا سالهای گذشته، در نقش چراغ سبزی برای حکومت ظاهر شد و موجب گردید که آنها بی توجه به صدمات زیادی که تحریم ها میتوانند به مردم وارد کنند، به تقابل با جامعه جهانی، ماجراجویی و پیگیری خواسته‌های قدرت طلبانه خود در دستیابی به سلاح اتمی مبادرت بورزند.

نکته مهم دیگر اینکه انتخاب نوع شعار در همه اعتراض‌ها و تجمع‌های مردمی از اهمیت فوق العاده‌ای برخوردار است زیرا هرکسی که تجمع را میبیند در اولین نگاه میخواهد بداند تجمع کنندگان چه میخواهند و هدفشان از این تجمع چیست؟ به نظر من سر دادن شعارهای اقتصادی در ارتباط با بیکاری، تورم، قیمت ارز و نیز شعارهایی در رد سیاست هسته‌ای حکومت و یا محکومیت حمایت همه جانبه آن از دولت سرکوبگر و جنایتکار بشار اسد میتواند تعداد زیادی از مردم را به حضور در اعتراضها ترغیب کند. از سوی دیگر دادن شعارهای بسیار تند اگر چه ممکن است برای مخالفان جمهوری اسلامی از جمله خود من در نگاه اول لذت بخش و خوشحال کننده باشد، اما ممکن است موجب هراس عده‌ای از مردم از برخورد قهرآمیز نیروهای حکومتی شده و آنها را از حضور در تجمع اعتراضی رویگردان کند. لذا به نظر من شعارها باید بسیار دقیق و هوشمندانه و تا زمانی که تجمع‌ها گسترده و عظیم نشده‌اند، متمرکز بر مسائل و مشکلات اقتصادی که دغدغه اصلی مردم میباشد، انتخاب گردند.

گاه نوشته های آلفرد در فیسبوک

توضیح در ارتباط با فیلم اعتراضی امروز:

مردم میگویند: سوریه را رها کن، فکری به حال ما کن!
چه شعاری از این بهتر و گویاتر؟ همین دیروز گزارش شده بود که جمهوری اسلامی بیش از ۱۰ میلیارد دلار دیگر به رژیم بشار اسد در سوریه کمک مالی کرده است تا بتواند با قدرت بیشتری مردم معترض آنجا را سرکوب کند. این  در حالی است که ریال در عرض چند هفته گذشته، ۴۰ درصد از ارزش خود را از دست داده است. چیزی که عملا مبادلات اقتصادی در بازار را غیر ممکن کرده و قدرت خرید مردم را به شدت کاهش داده است. به جای اینکه به مشکلات مردم رسیدگی کنند، به رژیم جنایتکار سوریه کمک مالی میکنند!! آیا جمهوری اسلامی برای رفاه و سعادت شهروندان خود هیچ ارزشی قائل هست؟!

 مطلب مرتبط:

سکوت و بی تفاوتی ما، چراغ سبزی است به حکومت تا مملکت را هر چه بیشتر به قهقرا بکشاند!

سکوت و بی تفاوتی ما، چراغ سبزی است به حکومت تا مملکت را هر چه بیشتر به قهقرا بکشاند!

فرض کنید شما و خانواده‌تان به عنوان مسافر در داخل اتوبوسی در حال حرکت در جاده‌ای کوهستانی و باریک نشسته‌اید. اگر ببینید که راننده اتوبوس بی توجه به جان دهها مسافری که به او اعتماد کرده‌اند، با سرعت زیاد رانندگی میکند و با بی مبالاتی کامل، در داخل پیچ‌های تند از ماشین‌های مقابل سبقت میگیرد، چه خواهید کرد؟ واکنش شما به عنوان یک مسافر چه خواهد بود؟ آیا توجهی نکرده و سکوت میکنید تا وی همچنان به رفتار خود ادامه دهد و نهایتا اتوبوس، شما و خانواده عزیزتان را به داخل دره‌ای عمیق بیندازد یا اینکه بی خیالی را به کناری نهاده و از جای خود بلند میشوید و به راننده تذکر میدهید که از نحوه رانندگی‌اش رضایت ندارید؟ آیا شرط عقل این نیست که به عنوان کسی که جان و امنیت خود و خانواده‌اش در خطر است، از راننده بخواهید که آرامتر و با دقت بیشتری براند؟

حالا به جای اتوبوس، کشور ایران، به جای مسافران، مردم ایران و به جای راننده حکومت جمهوری اسلامی را در نظر بگیرید که سران آن هدایت این مملکت را در دست دارند. تمرکزمان را بگذاریم روی همین چند سال اخیر. مگر نه اینکه در سالهای اخیر وضع اقتصادی کشور روز به روز وخیم تر شده است؟ مگر نه اینکه جمهوری اسلامی به ویژه با اتخاذ سیاست غلط هسته‌ای، تصویب تحریم‌های سخت اقتصادی از جانب دیگر کشورها بر ایران را موجب گردیده است؟ مگر نه اینکه پول ملی ما به عنوان شاخص مهم اقتصاد کشورها، تنها در عرض هفته گذشته بیش از ۴۰ درصد از ارزش خود را از دست داده است؟ به عبارت دیگر یعنی اگر حقوق یک فرد ماهی ۱ میلیون تومان بوده است، در عرض یک هفته گذشته حقوق او در واقع به ۶۰۰ هزار تومان کاهش یافته است، در حالیکه همه اجناس گرانتر شده‌اند! مگر نه اینکه تورم بسیار بالا و بیکاری گسترده گریبان مردم ما را گرفته است؟ مگر نه اینکه اقتصاد ما بیش از ۸۵ درصد به نفت وابستگی دارد و مسلما با ادامه ناتوانی دولت در فروش نفت و عدم وجود درآمد ارزی، در ماههای آینده شاهد وخیم تر شدن هر چه بیشتر شرایط، تعطیلی هرچه بیشتر کارخانه‌ها و واحدهای تولیدی، و چه بسا قطع کامل یارانه‌ها و ناتوانی دولت و کارفرمایان در پرداخت دستمزد کارمندان و کارگران خواهیم بود؟

وقتی همه ما می‌بینیم که کشور با سرعتی سرسام آور در حال حرکت به سمت دره‌ نابودی است، چرا هیچ کس واکنشی نشان نمیدهد؟ چرا هیچ کس از این راننده بی مبالات نمیخواهد که آرامتر و بهتر رانندگی کند؟ میشود درک کرد که به دلیل عدم وجود آلترناتیوی مشخص و قابل اعتماد  برای حکومت، سرکوب گسترده اعتراض‌های پس از انتخابات سال ۸۸، و مواردی دیگر، احتمالا مردم عزم و اراده لازم برای ایجاد تغییرات بنیادین در ساختار حکومت فعلی را ندارند. اما قطعا این سکوت مرگبار حاکم بر جامعه را نمیتوان درک کرد. الزاما لازم نیست تنها برای تغییر بنیادین به خیابان آمد. میتوان اعتراض خود را به مسائل و مشکلات اقتصادی محدود کرد. دو روز پیش عده‌ای از دانشجویان در اعتراض به عدم پرداخت ارز دانشجویی مقابل مجلس تجمع کردند، نه کسی با آنها برخوردی کرد و نه آنها شعار سیاسی دادند. تنها به یک سیاست اقتصادی دولت که مستقیما زندگی آنها را تحت تاثیر قرار داده بود، اعتراض کردند. باید اعتراض‌‌های مشابهی از سوی مردم در مقابل استانداری‌ها، فرمانداری‌ها، بخش داری‌ها، مجلس و یا بانک مرکزی صورت بگیرد. برای جلوگیری از برخورد حاکمیت، میتوان شعارها و درخواستها را تنها به موارد و مشکلات اقتصادی متمرکز کرد. یک کارگری، یک معلمی، یک کارمندی که در اثر سیاست‌های غلط دولت بیکار شده است، حق دارد بیاید بگوید چرا من را بیکار کردید! مردمی که در عرض یک سال، ارزش پولشان یک سوم شده و به همان نسبت قدرت خریدشان کاهش یافته است، حق دارند بیایند بگویند چرا؟!

این رخوت و بی تفاوتی که الان شاهدش هستیم اصلا نتیجه خوبی نخواهد داشت. این بی توجهی و بی تفاوتی مردم، مطمئنا در نقش «چراغ سبز» عمل خواهد کرد و موجب خواهد شد که حکومت به همین روش خود ادامه دهد و در نتیجه اوضاع بدتر و بدتر خواهد شد. اما اگر مردم اعتراض کنند، اگر مردم بی تفاوت نباشند، مطمئنا حکومت مجبور خواهد شد که روش و سیاست خود را تغییر دهد.

متاسفانه این روزها احساس میشود که روز به روز بر تعداد افرادی که به امید مداخله نظامی خارجی برای رهایی از شر جمهوری اسلامی نشسته‌اند افزوده میشود. این یک اشتباه محض است اگر فکر کنیم که دولت‌های خارجی مایل خواهند بود اقتصاد در حال بازیابی از رکود خود را هزاران هزار میلیارد دلار متحمل هزینه کنند و چندین سال خود را در کشوری به مراتب قویتر از عراق مشغول کنند تا ما را از بند یوغ استبداد مذهبی برهانند! این یک اشتباه استراتژیک است. اگر حمله‌ای هم صورت بگیرد قطعا محدود به نابودی تاسیسات اتمی خواهد بود، چیزی که منجر به سقوط رژیم نخواهد شد! بسیار بسیار بعید است که کشورهای خارجی تمایلی برای ارسال نیروههای زمینی و اشغال کشور که لازمه تغییر رژیم از طریق نظامی است، داشته باشند. حتی اگر به فرض محال چنین چیزی هم اتفاق بیفتد به احتمال زیاد منجر به تجزیه ایران و غوطه‌ور شدن کشور در جنگ داخلی خواهد شد؛ چیزی که قطعا مطلوب هیچ ایرانی وطن دوستی نیست.

لذا بهترین گزینه، اعتراضهای مردمی و از داخل کشور است. مطمئن باشید اگر اعتراضی نکنیم، جمهوری اسلامی به همین روند خود ادامه خواهد داد، و در نتیجه تحریم‌ها هم ادامه خواهد یافت و همانطور که قبلا هم نوشته بودم (مطلب مرتبط)، در چنین شرایطی تنها دو حالت برای آینده ایران متصور خواهد آمد، یا همچون کره شمالی به کشوری قحطی زده، بدبخت و منزوی اما مسلح به سلاح اتمی تبدیل خواهیم شد و یا همچون عراق کشوری خواهیم داشت ویران و جنگ زده و با احتمال تجزیه کامل! از کره شمالی و عراق درس بگیریم و رخوت، سستی و بی تفاوتی را به کناری بزنیم و از رژیم بخواهیم که روش خود را تغییر دهد!

 به صفحه وبلاگ گاه نوشته های آلفرد در فیسبوک بپیوندید تا از پستهای جدید از طریق فیسبوک مطلع شوید. 

مطالب مرتبط:

دلیل سقوط شدید ارزش ریال چیست؟

نگذاریم یک مشت آخوند نادان با بلندپروازی‌های خود جان و مال و میهنمان را به خطر بیندازند

با ادامه رخوت و سکوت کنونی تنها دو حالت برای آینده ایران متصور است؛ «کشوری اتمی اما قحطی زده»، یا «ویران و جنگ زده»!

کارهای مفیدی که با ۱۳ میلیارد تومان پول صرف شده برای ساخت ضریح جدید امام حسین میشد انجام داد

برخی از کارهای مفیدی که میشد با پول صرف شده برای ساخت ضریح جدید برای قبر امام حسین، انجام داد!

خوب به سلامتی ضریح جدید امام حسین هم ساخته شد! از ماه آینده مومنان میتوانند به این ضریح جدید بوسه بزنند و چشم و روی خود را به آن بمالند و به آن دخیل ببندند تا بیمارانشان شفا بیابند و مشکلاتشان از بیکاری و بی پولی گرفته تا مشکل جهاز دختر دم بخت و مستاجر نشینی همگی در یک چشم بر هم زدن حل شود! در این ضریح جدید فقط ۱۲۰ کیلوگرم طلای ۱۸ عیار به کار رفته است (منبع). با یک حساب دو دو تا چهار تا یعنی اینکه فقط چیزی حدود ۱۲ میلیارد و سیصد میلیون تومان صرف خرید طلای این ضریح شده است!! با این پول کارهای خیلی مفیدی میشد انجام داد که به چند نمونه‌اش در عکس بالا اشاره کرده‌ام.

با این پول دستکم ۲۰۰ کلاس درس میشد ساخت و در نتیجه دیگه دختر و پسرهای روستایی زیادی مجبور نمی‌بودند که در کپر درس بخوانند و یا روزانه دهها کیلومتر را در سرما و گرما برای رفتن به مدرسه‌ای در نزدیکترین آبادی طی کنند! با این پول دستکم ۸ بیمارستان مجهز ۱۰۰ تختخوابی میشد ساخت. یکیش را هم میشد مثلا در ورزقان آذربایجان شرقی ساخت که هیچ بیمارستانی ندارد و در زلزله اخیر دچار مشکل شده بود! (مطلب مرتبط) با این پول میشد ۲۵۰ نفر مهندس یا تکنسینی که مدتهاست بیکار هستند و خانه نشین شده‌اند را سر کار فرستاد و در نتیجه این عده میتوانستند خانواده تشکیل بدهند و به زندگی امیدوار بشوند!!

کارهای خیلی زیادی میشد با این پول انجام داد اما به جای آن ضریح جدیدی برای بوسه زدن و تبرک جستن ساخته شد و به کشور دوست و برادر عراق هدیه گردید! آخه میدونید ضریح قبلی از بس که بوسیده شده بود دیگه پوسیده بود و به درد نمیخورد! راستی زلزله‌زدگان آذربایجان هنوز تو چادر هستند و باز امشب از سرما به خود خواهند لرزید!

 به صفحه وبلاگ گاه نوشته های آلفرد در فیسبوک بپیوندید تا از پستهای جدید از طریق فیسبوک مطلع شوید. 

مطالب پیشنهادی:

از انداختن جواهرات «نذری» به داخل ضریح تا یک و نیم میلیاردی که پسر آیت الله به دختر جوان داد!

درسی که ناشر مجله فرانسوی «شارلی هبدو» به مسلمانان افراطی داد! + تصاویر

آیا پیامبران معصوم هستند؟ تجاوز داوود نبی به زن شوهردار و سپس کشتن شوهر زن …!

علت صدور فتواهای قتل، ترس از به هم خوردن کاسبی چند صد میلیاردی مبتنی بر ترویج خرافه و مرده پرستی است!

ورزقان: تعداد امامزاده ۵۰، تعداد بیمارستان صفر ، اهر: تعداد امامزاده ۴۱، تعداد بیمارستان ۱

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: