بایگانی برچسب‌ها: بنی صدر

عدم محکومیت فتوای تروریستی بر علیه شاهین نجفی توسط گروههای سیاسی، به منزله همراهی با جنایتکاران و عدم پایبندی عملی به موازین حقوق بشر میباشد

حدود دو هفته از صدور فتواهای تروریستی و ضد بشری بر علیه شاهین نجفی میگذرد. صرفنظر از توهین آمیز بودن یا نبودن ترانه «نقی»، هر انسان پایبند به حقوق بشری با من هم عقیده است که تلاش برای به قتل رساندن یک فرد آن هم تنها به خاطر گفتن چند جمله، رذیلانه و جنایتکارانه میباشد و در تضاد کامل با همه موازین اخلاقی و انسانی قرار دارد. بدیهی است که از افراد مطرح و به ویژه از گروههای سیاسی مختلف انتظار میرود که این فتواها را شدیدا محکوم نمایند. حتی اگر این ترانه را توهین آمیز میدانند، باید خودِ نفس صدور فتوای قتل و صدور مجوز برای کشتن یک انسان بدون برگزاری دادگاه عادلانه را محکوم نمایند. سکوت کردن در این زمینه به هیچ وجه قابل قبول نخواهد بود. بالاخره باید مشخص شود فرق آنها با حاکمان جمهوری اسلامی که مردم را بدون دادگاه به قتل میرسانند در کجاست؟ عدم محکومیت این فتواها میتواند به منزله عدم پایبندی و اعتقاد عملی گروههای مختلف سیاسی به موازین حقوق بشر و یا ارزش نداشتن جان انسانها در نزد آنها، تلقی گردد.

تاکنون تنها رضا پهلوی، بنی صدر (محکومیت تلویحی) و برخی از گروهها و شخصیت‌های چپ این فتواها را محکوم نموده‌اند. اما همچنان شاهد عدم موضع‌گیری شفاف دیگر گروههای سیاسی نظیر اصلاح طلبان (خاتمی، مشارکت، مجاهدین انقلاب، …)، ملی مذهبی‌ها، شورای هماهنگی راه سبز امید، مجاهدین خلق و غیره میباشیم. این گروهها و شخصیت‌های برجسته آنها باید هرچه سریعتر موافقت یا مخالفت خود با این فتوای قتل را مشخص نمایند/ این حق مردم ایران است که از مواضع گروههای مختلف سیاسی در موارد گوناگون آگاه شوند تا از این طریق بهتر بتوانند نسبت به صداقت این گروهها در گفتار و کردار و همچنین پایبندی عملی آنها به موازین حقوق بشر تصمیم گیری نمایند. بدیهی است که عدم موضع گیری صریح نسبت به این فتواها ممکن است به «سکوت علامت رضاست» تعبیر گردد.

سکوت در این زمینه به منزله تایید آن است. 

مطالب مرتبط:

♫ نقی – شاهین نجفی ♫

شاهین نجفی مرتده؟ دمش گرم! مسلمان زاده مرتد زیاد داریم اما از ترس جونشون جرات ندارند به زبان بیاورند!

چرا ائمه‌ قدرتمندی که قادر به شفا‌ دادن مریضان صعب العلاج هستند، شاهین نجفی را ادب نمیکنند؟! علت صدور فتواهای قتل، ترس از به هم خوردن کاسبی چند صد میلیاردی مبتنی بر ترویج خرافه و مرده پرستی است!

خودکشی پناهجوی ایرانی و مسئولیت ایرانیان مقیم خارج از کشور

خبر ناگواری را خواندم که حالم منقلب شد. رادیو کوچه گزارش کرده است که «محمد رهسپار» پناهجوی ایرانی ساکن یکی از اردوگاههای پناهندگی کشور آلمان پس از تحمل ماهها رنج و مشقت زندگی در این اردوگاه و افسردگی شدید خودکشی کرده است (+). او که عضو سابق نیروهای مسلح ایران، متاهل و دارای فرزند بوده است، به علت مخالفت با حکومت برای دریافت پناهندگی به آلمان رفته بوده است. محمد تهرانی یکی دیگر از ساکنین اردوگاه درباره خودکشی محمد رهسپار گفته است:

من نمی توانم قضاوت کنم اما به نظر می رسد کسی که هفت ماه پیش به این کمپ آمده و بسیار قوی و ورزشکار و با روحیه بود تحت چه فشاری به شدت افسرده و خسته شد. به حدی که حتی تقاضای بازگشت به ایران را داده بود. در حالی که به گفته خودش در صورت برگشت به ایران در خطر مرگ قرار می‌گرفته است.

من تجربه زندگی در چنین اردوگاه‌هایی را ندارم اما فیلمی از همین اردوگاهی که محمد رهسپار در آن اقامت داشته است را در یکی از سایتهای آلمانی دیدم که واقعا تاسف برانگیز و ناراحت کننده بود (+). آنچه که در فیلم دیده میشود مخروبه‌ای بیش نیست. بیشتر شبیه به یک زندان است. حال شما تصور کنید عده‌ای بخواهند در چنین مخروبه‌ای برای سالها زندگی کنند تا بلکه به آنها پناهندگی داده شود! من نمیدانم آلمان که عضو اتحادیه اروپاست چطور میتواند بپذیرد عده‌ای در خاک آن کشور در چنین شرایط بد و سختی زندگی کنند؟! آیا سازمانهای حقوق بشری از شرایط این اردوگاهها اطلاع دارند؟ اگر دارند پس چرا به دولتها فشار نمی‌آورند تا شرایط را بهبود بدهند؟ افرادی که در این اردوگاه‌ها هستند، به خاطر فشار غیر قابل تحملی که در کشورشان بوده و اغلب به دلیل خطر مرگی که آنها را تهدید میکرده است، همه زندگی خود و دوستان و بستگان خود را رها کرده و به این کشورها پناه آورده‌اند. ببینید شرایط این اردوگاه چقدر بد بوده است که فردی ورزشکار، متاهل و سالم در ظرف مدت ۷ ماه اقامت، دست به خودکشی میزند!

شکی وجود ندارد که مسئول مستقیم این خودکشی‌ها رژیم جمهوری اسلامی است، اما به نظر من علاوه بر دولت میزبان پناهجو، ایرانیان ثروتمند و پرنفوذ مقیم خارج از کشور هم به طور غیر مستقیم در این خودکشی‌ها مسئول هستند. ثروت ایرانیان مقیم خارج از کشور بیش از ۸۰۰ میلیارد دلار برآورد میشود. آیا نمیتوان سازمانی تشکیل داد و پولی جمع کرد و از دولت‌های میزبان پناهجویان ایرانی خواست که آن پول را بگیرند و شرایط زندگی و محل اقامت پناهجویان را ساماندهی کنند؟ یا اینکه اگر امکان قانونی وجود دارد مستقیما کمک کنند؟ آیا سیاستمداران مشهور مقیم خارج از کشور همچون رضا پهلوی، بنی صدر و غیره نمیتوانند با این دولتها نامه‌نگاری کنند و مثلا با پارلمان اروپا مکاتبه کنند و درخواست کنند که وضعیت پناهجویان را بهبود بدهند؟ یا مثلا در مصاحبه‌های خود با خبرگزاری‌های خارجی اعتراض خود نسبت به وضعیت وخیم حاکم بر این اردوگاهها را بیان و اطلاع‌رسانی کنند؟ میلیونها ایرانی مقیم خارج از کشور خیلی کارها میتوانند بکنند. قابلیت‌های بسیار زیادی دارند. بایستی کمی از خودگذشتگی و حس مسئولیت پذیری افزایش یابد بلکه حداقل نسبت به هموطنان خود بی‌تفاوت نباشیم. در مورد دیگری مثلا همین هفته پیش در خبری آمده بود که یک ایرانی بی‌خانمان به نام فرشاد محمدی که مدتها در خیابان‌های مونترال سرگردان بوده، بیکار بوده و خانه و کاشانه‌ای نداشته است، توسط پلیس کشته شده است! (+) بعد از خبر مرگ او عده‌ای از ایرانیان مونترال تجمعی اعتراضی را تشکیل داده بوده‌اند! معلوم نیست ایرانیان مقیم مونترال که جمعیتشان هم کم نیست، قبل از مرگ این فرد کجا بوده‌اند و چرا تا قبل از آن حادثه به کمک او نشتافته بوده‌اند و او را از آن وضعیت نجات نداده بوده‌اند؟! مگر او هموطن آنها نبوده است؟! یکی دو مورد نیست، از این موارد متاسفانه زیاد است و اینها همه بی‌مسئولیتی و بی تفاوتی ما به محیط اطراف و هموطنان خود را نشان میدهد!

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: