بایگانی برچسب‌ها: بمب اتمی

نگذاریم یک مشت آخوند نادان با بلندپروازی‌های خود جان و مال و میهنمان را به خطر بیندازند

هموطنان گرامی، من با حمله نظامی به خاک ایران عزیز کاملا مخالفم، اما اگر آمریکا و ناتو و یا اسرائیل چنین جسارتی کرده و به ایران حمله کنند به آنها حق خواهم داد چون میتوانم درک کنم که چرا نمیتوانند یک ایران با توانایی اتمی در شرایط فعلی که کشور در چنگال عده‌ای نادان، تندرو و جنایتکار است را بپذیرند.

این فردی که در عکس مقابل میبینید، سید رضا تقوی نام دارد و «رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور» است. این شورا زیر نظر مستقیم بیت خامنه‌ای فعالیت میکند و به امام جمعه‌ها میگوید که در نماز جمعه‌ها چه بگویند و چه نگویند. این فرد توسط شخص خامنه‌ای منصوب شده است (+) و مسلما نمیتواند خلاف نظر او و یا بدون هماهنگی با او حرفی بزند. او روز گذشته در سخنانی تهدید کرده است که جمهوری اسلامی به غنی سازی ۵۶ درصد دست میزند (+)! همانطور که میدانید غنی سازی بالاتر از ۲۰ درصد مطلقا هیچ کاربرد صلح آمیزی ندارد و فقط برای ساخت سلاح اتمی صورت میگیرد. حرکت به چنین جهتی و حتی حرف زدن درباره آن قطعا و یقینا به منزله تایید وجود ابعاد نظامی در برنامه اتمی حکومت است.

 این فرد ممکن است بلوف زده باشد. ممکن است واقعا آن چیزی که در کله خامنه‌ای و سپاهیان اطرافنش میگذرد را بیان کرده باشد، اما چیزی که مسلم است این است که در شرایط کنونی و با توجه به حساسیتهای زیاد ایجاد شده در مورد برنامه اتمی حکومت، چنین اظهار نظرهایی بسیار بسیار خطرناک است و میتواند بهانه لازم برای حمله به ایران را فراهم سازد. حتی ثانیه‌ای به خود شک راه ندهید که در صورت حمله نظامی غرب، قوای جمهوری اسلامی بتواند بیشتر از چند روز مقاومت کند. نتیجه چنین جنگی ممکن است نابودی حکومت باشد، ممکن است نباشد، اما قطعا ایران ما ویران خواهد شد و زیرساخت‌های کشور به شرایط دهها سال قبل برخواهد گشت. نباید ساکت بنشینیم و بگذاریم عده‌ای آخوند ابله و سپاهی جنایتکار با بلندپروازی‌ها و تفکرات تندروانه ی خود با جان و مالمان بازی کنند و میهنمان را در خطر ویرانی و نابودی قرار دهند. تعلل و سکوت جایز نیست. 

اگر برای چند لحظه به واقعیتهای برنامه اتمی رژیم و رفتار حکومت در این ارتباط نگاه کنید شکی نمی ماند که هدف اینها نمیتواند صلح آمیز باشد. ۱- کل ذخیره اورانیوم کشور در صورت غنی شدن، تنها کفاف چند ساعت برق کشور را میکند (+) ، ۲- سایت‌های غنی سازی کوچکی که حکومت ساخته است به هیچ وجه برای کاربرد صنعتی از اورانیوم برای تولید برق به کار نمی‌آید و با این ابعاد تنها برای کاربرد نظامی مناسب است. ۳- هزینه هنگفتی که رژیم به دلیل ادامه برنامه اتمی به مردم ایران تحمیل کرده است، چه به دلیل تحریم‌ها و کاهش قابل توجه درآمد نفت و چه به دلیل گران بودن برق هسته‌ای (چند برابر بودن در مقایسه با برق تولیدی در یک نیروگاه گاز)، به هیچ وجه عقلانی و منطقی نیست و تنها کاربرد نظامی این برنامه اتمی را به ذهن متصور میسازد. همه اینها را در کنار سابقه تروریستی این حکومت، موارد نقض گسترده حقوق بشر و جنایت علیه مردم ایران، حمایت از دیکتاتورهای همسایه مانند بشار اسد و همکاری بر کشتار مردم سوریه و نیز مواضع رادیکال رهبران رژیم مانند یهودی ستیزی، سنی ستیزی، غرب ستیزی و بلندپروازی هایی مانند «صدور انقلاب» و «آزادی قدس» که قرار دهید، متوجه میشوید (میشویم) چرا غربی‌ها و کشورهای عرب همسایه نگران برنامه اتمی حکومت هستند و نمیتوانند یک ایران اتمی به ویژه در شرایط کنونی که حکومت فعلی بر سر کار است را بپذیرند.

لذا با ادامه این روند توسط سران رژیم و سکوت مردم در این ارتباط ممکن است نهایتا شاهد حمله به ایران و ویرانی کشور باشیم. مگر اینکه جام زهری سر کشیده شود که البته تلخی آن نصیب مردم ایران هم خواهد شد، چون از یک طرف میلیاردها دلار ضرر و زیان به کشور وارد شده است برای هیچ و پوچ و از طرف دیگر احتمالا مجددا دوره‌ای از تعامل با رژیم و کوتاه آمدن غربی‌ها آغاز خواهد شد که قطعا به نفع مردم نخواهد بود! متاسفانه این مردم هستند که چه با دستیابی رژیم به بمب اتمی، چه با حمله خارجی به ایران و چه حتی یا سرکشیدن جام زهر توسط خامنه‌ای، متضرر خواهند بود و در شرایط فعلی هم باز به خاطر تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی متضرر هستند و در فشار…!

نوشته‌های مرتبط:

سخنان امروز صالحی نشانه‌ای از در تنگنا بودن شدید رژیم / از برنامه هسته‌ای حکومت حمایت نکنیم!

با ادامه رخوت و سکوت کنونی تنها دو حالت برای آینده ایران متصور است؛ «کشوری اتمی اما قحطی زده»، یا «ویران و جنگ زده»!

سخنان امروز صالحی نشانه‌ای از در تنگنا بودن شدید رژیم / از برنامه هسته‌ای حکومت حمایت نکنیم!

اظهارات امروز مقام‌های وزارت امور خارجه به روشنی گویای در تنگنا قرار داشتن شدید حکومت است. تاکنون سابقه نداشته [یا حداقل من به یاد ندارم] که مقام‌های ارشد دولتی برای رهایی از مخمصه‌ها و گرفتاری‌های خود [که البته مقصر آن خود هستند] دست به دامن اپوزیسیون آن هم اپوزیسیون خارج از کشور که طبیعتا مخالف ماهیت رژیم هستند، شده باشند!

امروز از یک سو علی اکبر صالحی وزیر خارجه رژیم گفته است که:

حتی ايرانيانی که در خارج از کشور نظرات متفاوتی درباره نظام دارند، بر حق مسلم استفاده از انرژی صلح‌آميز هسته‌ای تاکيد دارند و اميدواريم که آنها نيز به حقيقت انقلاب اسلامی پی ببرند. وی از ايرانيان خارج کشور خواست که اشتباهات فردی را به پای نظام نگذارند.

و از سوی دیگر رامین مهمانپرست سخنگوی وزارت خارجه ضمن اشاره به قطع روابط ديپلماتيک با بريتانيا در سال ۹۰، درباره امکان برقراری مجدد این روابط سخن گفته است. وی تاکید کرده است:

از نظر ما زمينه برای توسعه روابط با همه کشورهای اروپايی حتی انگليس، می‌تواند آماده باشد. شرط يک رابطه خوب و پايدار، احترام گذاشتن به حقوق ملت ما، عدم پيگيری سياست دخالت در امور داخلی و احترام به رای مردم و حقوق ملت ايران برای دسترسی به دانش و پيشرفت است.

از سخنان امروز چند نکته را میتوان برداشت کرد:

۱- حکومت بر اثر تحریم‌های شدید و همه جانبه به ویژه تحریم‌های نفتی و بانکی و از سوی دیگر به دلیل تیره شدن بیش از پیش روابط دیپلماتیک با کشورهای دیگر به ویژه کشورهای اتحادیه اروپا و کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس به شدت در انزوا و فشار به سر میبرد و به دنبال روزنه‌ای برای کم کردن این فشارهاست.

۲- حکومت از یک سو تصور میکند که ایرانیان مقیم خارج از کشور از برنامه هسته‌ای بحث برانگیزش حمایت میکنند [هر چند در این حمایت و اینکه آیا واقعا ایرانیان معتقد هستند که رژیم اهدافی صلح آمیز را از این برنامه دنبال میکند، شک جدی وجود دارد] و لذا خیال بهره برداری از آن به نفع خود را در سر میپرورانند و از سوی دیگر تصور میکند که غربی‌ها با مشاهده «اتحاد ملی» در زمینه حمایت از برنامه هسته‌ای، از تحریم‌ها و فشارها عقب نشینی میکنند [که البته در این هم شک جدی وجود دارد].

۳- حکومت از اقدام چهار ماه پیش خود در حمله مزدوران و عوامل خود به سفارت بریتانیا و باغ قلهک [یا نشان دادن چراغ سبز به آنها] و تخریب محل که منجر به فراخوانده شدن دیپلمات‌های انگلیسی از ایران و قطع شدن سریع کلیه روابط دیپلماتیک میان دو کشور گردید، پشیمان گشته و ناامیدانه به دنبال روزنه‌ای برای برقراری کم هزینه روابط با آن کشور که از قضا از بانیان اصلی طرح تحریم نفتی اتحادیه اروپایی بر علیه جمهوری اسلامی بود، میباشد.

به نظر من اپوزیسیون نباید از برنامه هسته‌ای رژیم حمایت کند زیرا:

۱- برنامه هسته‌ای حکومت جنبه تسلیحاتی دارد و همانطور که قبلا هم گفته‌ام (+) با هدف ساخت بمب اتمی یا دستیابی به پتانسیل [تکنولوژی] ساخت بمب اتمی انجام میگیرد. دلیل این سخن هم مشخص است زیرا از یک سو منابع اورانیوم موجود در کشور بسیار اندک است و تنها کفاف ۱ ساعت برق کشور را میدهد [البته برای ساخت چنین بمب اتمی کافی است] و از سوی دیگر با وجود منابع عظیم نفت و گاز در کشور، تولید برق اتمی هیچ گونه صرفه اقتصادی برای ایران نداشته و لذا اصرار حکومت بر این برنامه و تحمل صدمات شدید اقتصادی و سیاسی ناشی از تحریم‌ها بر کشور تنها زمانی جنبه عقلی و منطقی می‌یابد که آنها به دنبال دستیابی به بمب اتمی جهت ادامه قدرت در کشور و فراهم کردن بازدارندگی دفاعی برای خود باشند.

۲- حمایت از این برنامه به بهانه صلح آمیز بودن آن، تنها آب به آسیاب حکومت ریخته و به آنها ابزار لازم برای بهره برداری تبلیغاتی از این عمل و در بوق و کرنا کردن آن به عنوان «اتحاد ملی بر سر برنامه هسته‌ای» را داده و این امکان را برای آنها فراهم میکند که روند فعلی خود یعنی مقابله با خواست جامعه جهانی به بهای در فشار قرار گرفتن روزافزون مردم در نتیجه تحریم‌ها را ادامه داده و از آن به عنوان اهرم فشاری برای به کرسی نشاندن خواسته‌های خود در مذاکرات بعدی با کشورهای ۱+۵ استفاده کنند!

مطالب مرتبط:

در راهپیمایی‌های «ضد جنگ» و «ضد تحریم» لابی‌های رژیم در خارج شرکت نکنید!

برخی تصاویر جالب منتشره از حمله به سفارت بریتانیا در تهران

با ادامه رخوت و سکوت کنونی تنها دو حالت برای آینده ایران متصور است؛ «کشوری اتمی اما قحطی زده»، یا «ویران و جنگ زده»!

نیمی از آمریکایی‌ها و ۶۸ درصد از جمهوری‌خواهان موافق حمله هوایی به تاسیسات اتمی ایران هستند

بر طبق نتایج نظرسنجی که اخیرا توسط سازمان یوگاو مستقر در لندن انجام شده است، چهل و چهار درصد از آمریکاییها با حمله هوایی به تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی موافقند. این عدد در بین جمهوری خواهان به مراتب بیشتر و حدود ۶۸ درصد است. حال آنکه حدود ۳۸ درصد از دموکراتها با حمله موافقند. در پاسخ به این پرسش که آیا فکر میکنند، ایران به دنبال بمب اتمی است، ۵۶ درصد از دموکراتها و ۸۶ درصد از جمهوری‌خواهان پاسخ مثبت داده‌اند. در حالیکه سی و پنج درصد از جمعیت آمریکا با حمله مخالفند، تنها ۱۸ درصد از آمریکاییها با هرگونه حمله‌ای «شدیدا» مخالفند.

درصد اروپاییهایی که حمله به تاسیسات اتمی ایران را تایید میکنند، کمتر از آمریکاییها است، اما نسبت به گذشته درصد بالاتری از آنها به این نتیجه رسیده‌اند که جمهوری اسلامی به دنبال ساخت بمب اتمی است. در حقیقت در حالیکه درصد بالاتری از اروپاییها معتقد به قصد جمهوری اسلامی برای ساخت بمب اتمی هستند (۷۰ درصد اروپاییها در مقابل ۶۴ درصد آمریکاییها)، در مقایسه با آمریکاییها، درصد به مراتب کمتری از اروپاییها با حمله نظامی موافقند. حدود ۱۸ درصد از آلمانیها و ۲۳ درصد از انگلیسی‌ها با حمله نظامی به تاسیسات اتمی ایران موافقند.

دانمارکی‌ها بیشتر از دیگر مردم اروپا خواهان حمله نظامی به ایران هستند. حدود ۳۷ درصد از آنها از حمله حمایت میکنند، همچنین ۷۶ درصد از آنها معتقدند که ایران به دنبال ساخت بمب اتمی است. دانمارک یکی از معدود کشورهای اروپایی بود که در حمله آمریکا به عراق در زمان بوش حمایت کرد. همچنین دانمارکی‌ها بیشترین سرانه حضور نیروهای نظامی در میان کشورهای عضو ناتو در افغانستان را دارند.

اروپایی‌ها و آمریکاییها درباره موضوع اعمال تحریم‌های اقتصادی بر ایران عقاید نزدیکتری دارند. ۷۰ درصد آمریکاییها، انگلیسی‌ها و دانمارکی‌ها از تحریم‌های اقتصادی حمایت میکنند. این رقم در میان آلمانی‌ها ۷۴ درصد است. حمایت مردم خاورمیانه از تحریم‌ها کمتر است. حدود ۴۴ درصد از مردم خاورمیانه از اعمال تحریم‌های سخت بر ایران حمایت میکنند.

ترجمه مقاله روز جمعه کریستین ساینس مانیتور

مطالب مرتبط:

با ادامه رخوت و سکوت کنونی تنها دو حالت برای آینده ایران متصور است؛ «کشوری اتمی اما قحطی زده»، یا «ویران و جنگ زده»!

در راهپیمایی‌های «ضد جنگ» و «ضد تحریم» لابی‌های رژیم در خارج شرکت نکنید!

با ادامه رخوت و سکوت کنونی تنها دو حالت برای آینده ایران متصور است؛ «کشوری اتمی اما قحطی زده»، یا «ویران و جنگ زده»!

در سال ۸۸ و از آنجاییکه هنوز بسیاری از مردم ایران به اصلاح حکومت خوش‌بین بودند، در پای صندوق‌های رای حاضر شده و به نامزدهای مورد نظر خود برای ریاست جمهوری رای دادند. در آن انتخابات حکومت دست به تقلب گسترده‌ای زد که منجر به حضور میلیونی مردم ایران در خیابانها و اعتراض به نتایج انتخابات شد. این اعتراضها که برای ماهها ادامه داشت و به مباحثی بسیار فراتر از انتخابات هم توسعه یافته بود، با خشونت عریان و سرکوب بی‌سابقه حکومت مذهبی مواجه شد. در این راستا رژیم استبدادی به کشتار، شکنجه و بازداشت‌های گسترده دست زد تا اینکه نهایتا جنبش مردم ایران از فاز خیابانی و علنی خارج شد و اکنون نزدیک به یک سال از آخرین راهپیمایی بزرگ معترضان در ۲۵ بهمن سال پیش میگذرد.

در همه این سالها حکومت با سرعتی فوق‌العاده، غنی‌سازی اورانیوم را ادامه داده و حتی اقدام به ساخت تاسیسات اتمی جدید از جمله سایت فردو در قم نموده است. این سایت که جهت مصون بودن از حملات هوایی در عمق زمین ساخته شده است، بسیار کوچک بوده و تنها گنجایش ۳۰۰۰ سانتریفیوژ را دارا میباشد. ظرفیتی که به هیچ وجه نمیتواند سوخت مورد نیاز یک نیروگاه اتمی تولید برق -که به فعالیت بیش از ۵۰ هزار سانتریفیوژ نیاز دارد- را تامین کند. از سوی دیگر عدم برخورداری ایران از معادن اورانیوم و نیز عدم وجود نیروگاههای اتمی متعدد، اصولا انجام غنی‌سازی در خاک ایران را غیر منطقی و غیر اقتصادی کرده است. لذا شکی نیست که تنها هدف رهبران جمهوری اسلامی از انجام غنی‌سازی اورانیوم و پافشاری بر این موضوع با وجود ضربه‌های شدیدی که تحریم‌های بین‌المللی بر اقتصاد ایران وارد کرده است، دستیابی به بمب اتمی یا دستیابی به قابلیت ساخت بمب اتمی میباشد. مواردی چون تحقیقات بر روی آب سنگین و یا تلاش برای ساخت ماشه انفجاری بمب هسته‌ای (+) همزمان با سرمایه گذاری انبوه بر روی موشکهای بالستیک میانبرد و دوربرد، همه و همه این موضوع را تایید میکند.

در ماه جاری جمهوری اسلامی انتقال ۳۰۰۰ سانتریفیوژ به تاسیسات زیرزمینی فردو را به پایان رسانید. با پایان مراحل استحکام بخشی این تاسیسات تا چند ماه آینده، عملا امکان نابودی آنها از طریق بمباران هوایی از بین خواهد رفت و برنامه اتمی رژیم اصطلاحا وارد مرحله «مصونیت» میشود. به زبان ساده یعنی اینکه جمهوری اسلامی میتواند هر زمان که اراده کند دست به ساخت فوری بمب اتمی بزند بدون اینکه کشوری بتواند جلوی آنها را بگیرد! به همین دلیل همانطور که قبلا هم نوشتم، احتمال حمله هوایی اسرائیل به تاسیسات اتمی رژیم در ماههای آینده بسیار بالاست.

حالت اول: فرض کنیم اسرائیل پیش از مصون شدن تاسیسات اتمی حمله کند.

هواپیمای رادار گریز و فوق پیشرفته بی ۲ آمریکا در حال تخلیه بمب

در این حالت در عرض چند ماه آینده اسرائیل به کمک آمریکا اقدام به بمباران تاسیسات اتمی رژیم کرده و برنامه اتمی آن را چند سال به عقب برمیگرداند. اگر رهبران تندرو و مذهبی رژیم، به تهدیدات مکرر خود جامه عمل پوشانیده و دست به حمله تلافی جویانه بر علیه اسرائیل، آمریکا و منافع آنها در منطقه یا بستن تنگه هرمز بزنند، بلافاصله جنگ گسترش پیدا کرده و کشورهای عضو ناتو و نیز کشورهای عرب خلیج فارس به جنگ با ایران برخواهند خواست که در نهایت به تخریب گسترده ایران و کشته شدن ایرانیان زیادی منتهی خواهد شد. در این حالت اگرچه ممکن است رژیم نهایتا سرنگون شود اما هیچ تضمینی وجود ندارد. ممکن است سران رژیم تسلیم شوند و آتش بس برقرار شود. حتی در صورت سرنگونی رژیم، احتمال وقوع جنگ خانمان سوز داخلی و تجزیه ایران بسیار بالاست.

حالت دوم: هیچ حمله هوایی به تاسیسات اتمی رژیم صورت نگیرد.

اگر به هر دلیلی از جمله بیم از اقدامات تلافی جویانه رژیم، کسری بودجه فوق‌العاده زیاد آمریکا و ترس از بی ثباتی در بازار نفت و اقتصاد جهانی، هیچ حمله هوایی به تاسیسات اتمی رژیم در ماههای آینده صورت نگیرد، ایران تبدیل به یک کره شمالی خواهد شد.

در این حالت به دلیل تحریم‌های بسیار شدید موجود بر علیه ایران از جمله تحریم بانک مرکزی و تحریم نفتی، عملا شاهد قحطی شدید و تورم و بیکاری فوق‌العاده زیاد خواهیم بود. همچنین کوچکترین اعتراض‌های مردم با پاسخ دندان شکن و سهمگین حکومت روبرو شده، در حالیکه به دلیل دستیابی حکومت به پتانسیل ساخت بمب اتمی، هیچ کشوری حاضر نخواهد شد کوچکترین اقدام نظامی بر ضد حکومت انجام دهد. ایران عملا شبیه به یک کره شمالی با مردمی قحطی زده و فقیر اما برخوردار از توانایی هسته‌ای خواهد شد. در چنین حالتی تنها بایستی به امید یک انقلاب گرسنگان در ایران باشیم؛ انقلابی که اصلا بعید نیست که مجددا منجر به روی کار آمدن یک حکومت استبدادی دیگر نشود.

در نتیجه و برای جلوگیری از یک ایران جنگ زده و ویران یا ایرانی اتمی اما قحطی زده و فقیر بایستی مجددا حرکتهای اعتراضی مردم ساماندهی شود. راهی جز اعتراض فراگیر و اعتصاب وجود ندارد. مسلما وجود اپوزیسیونی که با هدف براندازی و به روی کارآمدن حکومتی دموکراتیک و سکولار بر پایه حقوق بشر به توافق رسیده و به شکل هماهنگ عمل میکند، مردم داخل را امیدوار کرده و به آنها انرژی مضاعفی برای رویارویی با رژیم خواهد داد. وقت تنگ است، اگر تا چند ماه دیگر کاری از سوی مردم در داخل بر ضد رژیم صورت نگیرد، شاهد وقوع یکی از دو حالت ذکر شده در بالا خواهیم بود.

قحطی گسترده و فقر در کره شمالی

مطالب مرتبط:

احتمال حمله هوایی اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران در ماههای آینده بسیار بالاست

چرا حمایت اپوزیسیون از حمله نظامی به ایران نابخردانه است؟ راهکار رهایی از وضع موجود کدام است؟

چرا حمایت اپوزیسیون از حمله نظامی به ایران نابخردانه است؟ راهکار رهایی از وضع موجود کدام است؟

اینروزها و پس از انتشار گزارش اخیر آژانس بین المللی انرژی اتمی در مورد احتمال وجود ابعاد نظامی در برنامه هسته ای ایران، بحث احتمال حمله نظامی به ایران در محافل مختلف به شدت داغ است.

به دلایل متعدد همچون ۱) پرهزینه بودن، ۲) ناثباتی اقتصاد کشورهای غربی، ۳) عدم اطمینان از نابودی کامل برنامه اتمی ایران به دلیل پراکندگی و محافظت زیاد، ۴) عدم وجود اپوزیسیون یکپارچه یا اپوزیسیونی غالب که بتواند در صورت سقوط حکومت، جایگزین آن شود و در نهایت ۵) ترس از برانگیخته شدن احساسات ناسیونالیستی در میان ایرانیان و در نتیجه افزایش ناگهانی محبوبیت حاکمیت، احتمال حمله نظامی خارجی به ایران را بسیار بعید میدانم. همچنین به نظر میرسد که سخنان چندباره مقام های اسراییلی در مورد حمله پیشدستانه جهت توقف برنامه هسته ای ایران هم تنها جهت افزایش فشار به غرب و به چین و روسیه برای موافقت با وضع تحریم های شدیدتر و سخت تر بر علیه حکومت ایران باشد (سرمقاله گاردین). این رفتاری است که اسرائیل همواره در چند سال اخیر از خود بروز داده است به گونه ای که کشورهای عضو شورای امنیت همواره از ترس حمله اسرائیل، حاضر شده اند تحریم ها را تشدید کنند تا بلکه رضایت اسرائیل را فراهم آورند.

اما چیزی که نگران کننده است و دلیل اصلی نوشتن این مطلب میباشد، حمایت کورکورانه بخشی از اپوزیسیون ایرانی از حمله نظامی به عنوان تنها راه رهایی از حکومت استبدادی جمهوری اسلامی است. چیزی که علیرغم ۵ موردی که بالاتر ذکر شد، ممکن است گروههای جنگ طلب در غرب یا دولت تندرو حاکم در اسرائیل را تشویق به حمله کند. متاسفانه اخیرا به وفور مشاهده میشود که عده ای این بحث احساسی را پیش میکشند که هزینه حمله نظامی خارجی به ایران به مراتب کمتر از هزینه ادامه حکومت کنونی خواهد بود و چنین حمله ای تضمین کننده پیدایش حکومتی دموکراتیک در ایران خواهد شد!

به نظر من حمایت از حمله نظامی خارجی به ایران نابخردانه و امید به آمدن دموکراسی در پی آن، کوته بینی و خوش خیالی است! بیایید انواع حمله نظامی به ایران را بررسی کنیم. اساسا حمله خارجی به ایران در شرایط کنونی میتواند به دو شکل صورت بگیرد:

۱- حمله ای که تنها با هدف نابودی تاسیسات هسته ای ایران صورت میگیرد. چنین حمله ای محدود خواهد بود و هدف نه سقوط رژیم که توقف برنامه هسته ای ایران که موجب نگرانی غرب و اسرائیل شده است، میباشد. یعنی اینکه تلاش میشود از طریق هوایی تاسیسات هسته ای مهم ایران هدف قرار گیرد تا برنامه هسته ای رژیم به کلی نابود یا متوقف شود. به گواه اکثر کارشناسان امنیتی و نظامی، چنین حمله ای به دلیل پراکندگی فوق العاده زیاد این تاسیسات در ایران و محافظت شدید از آنها و نیز ساخته شدن برخی از آنها در اعماق زمین، به احتمال قوی منجر به نابودی کامل برنامه هسته ای ایران نشده و تنها منجر به کند شدن آن یا به تعویق افتادن پیشرفت های هسته ای ایران برای چندین سال خواهد شد.

عواقب چنین حمله ای که منجر به سرنگونی رژیم نمیشود برای اپوزیسیون بسیار وخیم خواهد بود. در اثر چنین حمله ای ۱) حکومت مصمم به ساخت بمب اتمی میشود و آنرا تنها راه برای حفظ موجودیت خود تشخیص خواهد داد. ۲) گروههای مخلتف درگیر در داخل حاکمیت حداقل برای مدتی اختلافات را کنار گذاشته و با یکدیگر متحد خواهند شد. ۳) فشار بر منتقدان بیش از پیش افزایش خواهد یافت و اساسا هرگونه اعتراض و انتقادی با توجیه وجود دشمن خارجی و شرایط جنگی – امنیتی با مشت آهنین سرکوب خواهد شد. ۴) مسوول ناکارآمدی های داخلی، مشکلات اقتصادی و سوء مدیریت ها همگی جنگ و دشمن خارجی عنوان خواهد شد. ۵) حکومت با تبلیغات وسیع موفق خواهد شد احساسات میهن پرستانه عده زیادی از مردم در داخل کشور را برانگیخته و آنها را با خود همراه کند. چیزی که بیش از پیش شرایط را برای اپوزیسیون دشوار خواهد کرد. ۶) حتی احتمال دارد گروهی تندرو در داخل حاکمیت یا سپاه در حرکتی احمقانه و خودسرانه در مقام پاسخگویی به حمله خارجی برآید که آنگاه ایران و غرب ناخواسته وارد جنگی همه جانبه که خرابی های بسیاری را به همراه خواهد داشت و عده زیادی از غیر نظامیان را به کشتن خواهد داد، خواهند شد. از مجموع این موارد چنین استنباط میشود که چنین حمله ای به هیچ وجه به سود اپوزیسون نیست.

۲- حمله ای که با هدف سرنگونی حکومت انجام میشود، یا اینکه شرایط به طور ناخواسته و بر اثر پاسخگویی ایران به حمله از نوع حالت اول به جنگی تمام عیار مبدل میشود.

ابتدا باید بگویم که به دلیل هزینه زیاد و احتمال طولانی شدن، احتمال انجام چنین حمله ای از سوی غرب یا اسرائیل بسیار کم است اما وقوع چنین چیزی به هر حال غیر ممکن نیست. عواقب چنین حمله ای برای اپوزیسیون ایرانی در صورتی که منجر به سرنگونی رژیم شود، نامشخص و غیرقابل پیش بینی خواهد بود. اما عواقب این جنگ تمام عیار به اختصار عبارتند از: ۱) وجود شرایط جنگی برای مدتی نامعلوم و احتمالا بسیار طولانی، ۲) خرابی های گسترده در بخش های مختلف صنعتی، راه، ساختمان و خدمات کشور که به سالها زمان برای بازسازی نیاز دارد، ۳) کشتار وسیع غیرنظامیان (نکته: در حمله آمریکا به عراق، حداقل ۱۱۰ هزار نفر به طور مستقیم بر اثر حمله آمریکا کشته شدند. منبع)، ۴) افزایش شدید قیمت نفت و شوک شدید به اقتصاد جهان. (نکته: در صورت بسته شدن تنگه هرمز از سوی ایران، این شوک اقتصادی و افزایش قیمت بسیار شدیدتر خواهد بود)، ۵) احتمال وقوع جنگ داخلی و تجزیه ایران بر اثر هرج و مرج زیاد، آشوب گسترده و تضعیف حکومت مرکزی یا اساسا عدم وجود حکومت مرکزی.

پس از سقوط حکومت از طریق حمله خارجی، هیچ تضمینی برای شکلگیری نظامی دموکراتیک مبنی بر خواست مردم و بر پایه احترام به حقوق بشر وجود ندارد. تجربه تاریخی نشان داده است که جنگ برای هیچ کشوری دموکراسی به ارمغان نیاورده است. برای رسیدن به دموکراسی بایستی ساختارهای فکری و نظری شکلگیری نظام دموکراتیک در جامعه مذکور شکل گرفته باشد. بایستی افراد جامعه به سطحی ازآگاهی، شعور و درک اجتماعی – سیاسی از اطراف و نیز تحمل نظرات دیگران و گروههای فکری مختلف رسیده باشند. بایستی افراد قانونمند شده باشند و استبداد درون خود را جهت رسیدن به مهمی بزرگتر یعنی جامعه دموکراتیک سرکوب کرده باشند. وجود مشکلات متعدد اجتماعی در جامعه کنونی ایران مثل کتک زدن زنان، اسیدپاشی، کودک آزاری، عدم احترام به قوانین از جمله قوانین راهنمایی رانندگی، بیداد کردن دروغ و کلاهبرداری، همه و همه گواه آن است که هنوز ظرفیت پذیرش یک جامعه دموکراتیک مبتنی بر قانون در وجود اکثر ما ایرانیان ایجاد نشده است. وقتی اپوزیسیون ما هنوز نمیتواند با یکدیگر گفت و گو کند و نظرات مخالف خود را با حرف زدن و مباحثه بدون درگیری بشنود و بدون فحش و ناسزا به شکلی منطقی آن را نقد کند، وقتی ما هنوز مشکلات اساسی در انجام کارهای گروهی داریم و همواره کارهای فردی را بهتر از کارهای گروهی و تیمی انجام میدهیم، وقتی حاضر نیستیم برای رسیدن به خواستی ارزشمند و والا با یکدیگر همراه و متحد شویم، خوش خیالی است که تصور کنیم حتی با سقوط حکومت بر اثر حمله خارجی، به دموکراسی و جامعه ای مبتنی بر حقوق بشر خواهیم رسید. اساسا هیچ تضمینی برای وقوع چنین چیزی وجود ندارد. تضمینی وجود ندارد که پس از حمله و حتی پس از سقوط رژیم مجددا حکومتی مستبد و خودکامه بر سر کار نیاید، زیرا زیرساخت های شکلگیری یک حکومت دموکراتیک هنوز در افکار ما و در جامعه ما به وجود نیامده است. جامعه ما هنوز استبدادپرور است.

راهکار:

همانطور که بالاتر هم اشاره کردم، به نظر میرسد که ما ایرانیان هنوز برای دستیابی به دموکراسی و پایبندی به حقوق بشر و احترام به نظر دیگران آمادگی نداریم و لذا حتی پس از سقوط حکومت در نتیجه حمله خارجی هم تضمینی برای شکلگیری حکومتی مردمی وجود ندارد.

در بعد نظری و فرهنگی راهکار من تلاش برای افزایش سطح آگاهی عمومی از طریق مطالعه، ارتقای فرهنگ انتقادپذیری، احترام به آزادی بیان، تمرین دموکراسی، احترام به حقوق افراد و حس مسولیت پذیری در میان تک تک ایرانیان میباشد. میتوانیم این موارد را از داخل خانه و از محیط خانواده خود آغاز کنیم. همچنین بایستی نگرش و رفتار استبدادی را در درون خود سرکوب کنیم. ملت اتمیزه شده ما باید به نقطه ای از اتحاد و یکپارچگی برسد که خواستش سقوط این حکومت و جایگزینی حکومتی دموکراتیک و سکولار بر پایه مبانی حقوق بشر باشد. ما باید آماده دادن هزینه در این راه باشیم!

در بعد عملی باید از طریق اهرمهای قدرتمند نافرمانی مدنی مثل اعتصاب به جنگ با رژیم برویم. مردم ما هنوز به نقطه ای نرسیده اند که حاضر باشند برای سرنگونی رژیم هزینه بدهند. هیچ کدام از ما حاضر نیستیم در این راه هزینه بپردازیم!

به نظر من اینهایی که از حمله خارجی حمایت میکنند انسانهای تنبل و سست عنصری هستند که رخوت تمام وجودشان را گرفته و کاستی و عدم انگیزه خود برای سقوط حکومت را میخواهند با حمایت از حمله خارجی جبران کنند! میخواهند کس دیگری بیاید جور آنها را بکشد و دموکراسی را دو دستی آماده شده به آنها تقدیم کند! این خیالی باطل است. اینان مثل دانش آموز تنبلی هستند که درس نخوانده سر جلسه امتحان رفته و میخواهد با کمک دیگران (تقلب) بدون هیچ تلاشی نمره قبولی بگیرد!

اپوزیسیون حاضر در خارج از کشور بایستی اختلاف ها را کنار گذاشته و حداقل در راستای سرنگونی رژیم و تا زمان انتخابات آزاد در ایران، با یکدیگر متحد شوند. به نظر من ایده کنگره ملی که توسط مجتبی واحدی مطرح شده است بسیار راهگشاست. بسیار شرم آور است که اپوزسیون ما هنوز یک تلویزیون مستقل و موثر ندارد!

در بعد خارجی به نظر من تحریم نفتی یا تحریم بانک مرکزی میتواند به مردم ایران برای سرنگونی حکومت کمک کند. چنین تحریمی اگرچه بر مردم فشار وارد میکند اما شاهرگ حیاتی درآمد حکومت یعنی نفت را مسدود کرده و حکومت برای سرکوب اعتراض ها یا پشتیبانی مالی گروههای تروریستی و نیز پیشبرد برنامه هسته ای نظامی خود با مضیقه روبرو خواهد شد. حکومت به هیچ وجه نمیتواند چنین فشاری را تحمل کند. به ویژه اینکه در چنین شرایطی نارضایتی میان ایرانیان به شدت فزونی یافته و انگیزه برای نافرمانی مدنی افزایش می یابد.

 نتیجه گیری:

مطمئن ترین راه برای رسیدن به نظامی دموکراتیک بر پایه حقوق بشر، نه سقوط حکومت فعلی از طریق حمله خارجی که سقوط آن از طریق خود مردم ایران و از طریق نافرمانی مدنی است.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: