بایگانی برچسب‌ها: بالاترین

راهکاری مناسب برای حل مشکل سانسور و فیلتر شدن لینکها در بالاترین

بالاترین از کاربران خود خواسته است که برای حل مشکل فیلتر شدن و سانسور مطالب که از طریق رای‌های منفی زیاد در سایت اتفاق می‌افتد، چاره‌ای بیندیشند و نظرات و پیشنهادات خود را مطرح کنند. به نظر من مشکل اصلی در این زمینه اساسا از وجود خود گزینه فیلتر در سایت ناشی میشود. هیچ کاربری نمیتواند به تنهایی لینکی را به محاق سانسور و فیلتر بکشاند، این سیستم تعبیه شده در سایت است که در نقش سانسورچی ظاهر شده و لینکها را پس از دریافت منفی زیاد به طور خودکار به پشت فیلتر میفرستد و نمیگذارد که دیده بشوند.

بالاترین حدود ۱۶ ماه پیش نقش رای منفی در کم کردن امتیاز را حذف و به جای آن ابزار فیلتر را تعبیه نمود. علاوه بر این از آن زمان امکان حذف خودکار لینک پس از دریافت رای منفی زیاد هم از بین رفت چون دیگر منفی امتیازی کسر نمیکند. منتهی در حال حاضر لینکها پس از دریافت تعداد خاصی رای منفی (۴۰ درصد آرای مثبت) پس از داغ شدن فیلتر میشوند و از دیده‌ها پنهان. این فیلتر ابتدا آنطور که مدیران بالاترین مدعی شدند برای دیده نشدن آنچه که لینکهای توهین به مذهب نامیده میشد تعبیه گردید، اما بعدا دیدیم که گروههای سیاسی مختلف از آن برای خفه کردن و سانسور لینکهای انتقادی از خود استفاده نمودند. این موضوع به ویژه در مدت زمانی نسبتا طولانی درباره کاربران وابسته به گروه مجاهدین خلق صادق بود. این عده از کاربران با داشتن دستکم ۶۰ اکانت و به شکل هماهنگ به همه مطالب انتقادی از سازمان متبوع خود منفی میدادند و آنها را در ظرف چند دقیقه فیلتر میکردند. لینکهای متعددی (+ ، +) از بنده در نتیجه رفتار زننده این گروه سانسور و فیلتر گردید! البته این رفتار فقط محدود به مجاهدین نبوده و گروههای دیگر از اسلامیست‌ها و اصلاح طلبان گرفته تا جنبش سبزی‌ها، بنی صدریون و سلطنت طلبان گاه و بیگاه با منفی دادن به مطالبی که از آنها خوششان نیامده، آنها را فیلتر و سانسور کرده‌اند. لذا این رفتار کم و بیش توسط همه گروهها مشاهده شده است.

منتهی به نظر من اشکال اصلی از کاربران نیست زیرا طبق قوانین بالاترین از حدود ۱ سال پیش، منفی دلبخواهی مجاز شده است و کاربران میتوانند به هر مطلبی که خوششان نیامد منفی بدهند. مشکل اصلی وجود گزینه فیلتر است. لذا با در نظر گرفتن اینکه برای جلوگیری از داغ شدن لینکهای غیر قانونی مثل خبر غیر واقعی، نقض حریم خصوصی و غیره وجود رای منفی لازم است و نمیتوان از آن صرفنظر کرد، راهکار من برای رفع مشکل سانسور و فیلتر در بالاترین به شرح زیر است:

۱- گزینه فیلتر به طور کلی برداشته شود.

۲- منفی همچنان بی اثر و ناتوان از کم کردن امتیاز لینک و یا حذف لینک باشد.

۳- شرایط داغ شدن لینک به شرح زیر باشد:

همه لینکهای قانونی قادر به رفتن به صفحه اول باشند به شرط اینکه تعداد آرای منفی آنها کمتر از ۴۰ درصد آرای مثبت باشد. یعنی اگر لینکی در بخش سیاست نیاز به ۶۰ رای مثبت برای داغ شدن دارد، باید کمتر از ۲۴ رای منفی گرفته باشد تا بتواند به صفحه اول راه یابد. حسن این شیوه این است که لینکهای انتقادی و بحث برانگیز میبایست آرای مثبت بیشتری دریافت کنند تا بتوانند به صفحه اول بروند. علاوه بر این کاربران مستقل قدرتمندتر میشوند و گروههای سیاسی و احزاب سخت تر میتوانند لینکهای خود را داغ کنند.

۴- شرایط راه یافتن لینک داغ شده اما منفی گرفته به لینکهای برتر روز و لینکهای پرنظر به شرح زیر باشد:

ورود به لیست لینکهای برتر روز یک امتیاز مضاعف است و به مطلب فرصت دیده شدن بیشتری را میدهد. لینکهای با منفی زیاد باید شرایط خاصی داشته باشند تا به آن لیست راه یابند. پیشنهاد من این است که اگر لینکی داغ شد اما منفی زیادی گرفته بود، تنها در شرایطی بتواند به لینکهای برتر روز و یا لینکهای داغ پرنظر راه یابد که تعداد آرای منفی آن کمتر از ۳۰ درصد آرای مثبت باشد. یعنی اگر لینک داغ شده‌ای ۸۰ رای مثبت داشت، تنها در صورتی به لیست لینکهای برتر و یا مورد بحث روز راه می‌یابد که تعداد آرای آن کمتر از ۲۴ باشد. اما اگر مثلا آرای منفی آن ۳۰ بود، باید دستکم ۱۰۰ رای مثبت بگیرد تا بتواند وارد لیست بشود. این شرایط باز هم به کاربران مستقل قدرت بیشتری میدهد.

۵- شرایط برگشت یک لینک داغ شده به صفحه لینکهای تازه به شرح زیر باشد:

اگر لینکی داغ شد اما منفی بسیار زیادی گرفت باید تنبیه شده و به صفحه لینکهای تازه بازگردد. یکی از مزایای این کار این است که لینکهای با ادعاهای واهی و بحث برانگیز یا لینکهای با مشکل قانونی که به سرعت داغ شده‌اند اما هنوز بالایار فرصت نکرده است که آنها را ببیند و حذف کند، میتوانند با منفی کاربران مستقل به صفحه لینکهای تازه برگردند و از طریق کاهش شمار بازدید مجازات شوند. پیشنهاد من این است که اگر تعداد منفی یک لینک داغ شده بیشتر از ۵۰ درصد (نصف) شمار مثبتها بود، لینک به صفحه لینکهای تازه برگردد. مثلا اگر لینکی ۷۰ رای مثبت داشت اما ۳۵ رای منفی گرفت، باید به صفحه لینکهای تازه برگردد.

لینکهای برگشت خورده میتوانند مجددا پس از کسب شرط ذکر شده در بند ۳ داغ شوند اما دیگر نمیتوانند به صفحه اول لینکهای داغ بروند و بایستی به صفحه دوم لینکهای داغ بروند. این کار به این دلیل است که صفحه اول از بازدید کننده بیشتری برخوردار است. لذا با ورود لینک برگشت خورده به صفحه دوم لینکهای داغ به جای صفحه اول، از برخورداری مجدد لینک از بازدیدکننده فراوان از طریق ورود مجدد به صفحه اصلی جلوگیری خواهد شد.

نتیجه گیری: روش ذکر شده در بالا نه تنها برخی از محاسن وجود فیلتر مانند عدم ورود لینکهای غیر قانونی به صفحه اول (از طریق منفی زیاد) را دارا میباشد که تضمین کننده آزادی بیان همه کاربران نیز هست و به کاربران مستقل قدرت بیشتری میدهد. بدین طریق هر لینکی حتی اگر برای گروهی ناخوش آیند باشد امکان دیده شدن خواهد داشت و چیزی به نام فیلتر وجود نخواهد داشت. هیچ لینکی هم سانسور نخواهد شد. اما در عین حال لینکهای بحث برانگیز تعداد آرای مثبت بیشتری برای ماندن در صفحه لینکهای داغ و نیز ورود به لیست لینکهای برتر روز و یا لینکهای داغ مورد بحث روز نیاز خواهند داشت.

لینکهای مرتبط:

چرا لینک ارسالی من از نیویورک تایمز باید با منفی های فله ای و باندی مجاهدین فیلتر شود؟!

اختلال کاربران وابسته به مجاهدین خلق در اطلاع‌رسانی در بالاترین درباره خبر همکاری با موساد در انجام ترورها

مسدود شدن حساب کاربری من در بالاترین به دلیل واهی ارسال لینک تکراری!

در پاسخ به مجتبی واحدی؛ چرا مهدی خزعلی را جاعل و دروغگو نامیدم؟

جناب مجتبی واحدی در واکنش به مطالب اعتراضی برخی از وبلاگ‌نویسان نسبت به اقدام تعجب برانگیز روز پنج شنبه مهدی خزعلی در انتشار یک بیانیه جعلی، مطلبی را منتشر کرده‌اند. به عنوان یکی از کسانی که به این بدعت زننده خزعلی واکنش شدید نشان داده بودند بر خود لازم میدانم خطاب به آقای واحدی، پاسخی را درج نمایم. دیروز گفتم بیانیه جعلی، هنوز هم معتقدم جعلی است، زیرا شورایی که هنوز اعلام موجودیت نکرده بوده و هیچ کجا حتی اسمش هم مطرح نبوده است، نمیتواند به یکباره در شب انتخابات آن هم از جانب جنبش سبز بیانیه بدهد! من فکر نمیکنم در هیچ کجای دنیا اینگونه باشد که کسی مطلبی را در وبلاگش یا وبسایتش منتشر کرده و مدعی کل یک جنبش چند میلیونی شود! آیا هرکسی به تنهایی میتواند برای پیشبرد اهداف خود مدعی شود که شورایی تشکیل داده و از قول جنبش سبز بیانیه بدهد؟! اگر اینطور است پس من هم از قول جنبش سبز بیانیه بدهم! به نظر شما مسخره نیست؟!

مجتبی واحدی مینویسد:

آنها ابتدا این فرضیه رامطرح کرده‌اند که «خزعلی، عنوان شورای هماهنگی راه سبز امید را سرقت نموده است». سپس «عمل سرقت» توسط خزعلی را تقبیح ونهایتا حکم «مهدور الدم بودن» را همراه با «مجوز هتک حرمت» او اجرا نموده‌اند.

تشکیل شورا ضوابط و شرایطی دارد. بایستی ابتدا شورا اعلام موجودیت نماید و همزمان اساسنامه‌ای بیان کننده اصولی که شورا بر مبنای آنها شکل گرفته، ضرورت شکل‌گیری و اهداف شورا منتشر گردد. اعضا باید به طور علنی مشخص و شورا باید دارای دفتر، سخنگو و سایت باشد. با توجه به برخوردهای احتمالی حاکمیت، میتوان درک کرد که شورا [به ویژه اگر در داخل از کشور تشکیل شود] ممکن است نتواند نفرات خود را اعلام کند. قبول…! اما حتما پیش از صدور بیانیه بایستی اعلام موجودیت شود و اساسنامه و اهداف شورا در رسانه‌ها منتشر گردد تا مردم بدانند آیا شورای مذکور مورد قبول آنها هست و در جهت خواست آنها حرکت میکند یا نه! هیچ کدام از این مراحل درباره شورای کذایی طی نشده است! هر عقل سلیمی با دیدن یک اعلامیه از سوی یک گروه ناشناس در یک وبلاگ شخصی متوجه میشود که یک جای کار میلنگد! چگونه است که این شورای ناشناس به یکباره در شب انتخاباتی که مهدی خزعلی از ۳ هفته پیش یکسره برای گرم کردن تنور آن تبلیغ میکرده است تشکیل میشود و بیانیه‌ای را در سایت او و در حمایت از طرح او برای جلوگیری از تکرار حماسه تحریم دور اول انتخابات مجلس صادر میکند؟!  من از جناب واحدی تعجب میکنم که به عنوان یک فرد سیاسی، به جای اینکه به بیانیه جعلی منتشر شده در سایت خزعلی اعتراض کرده و از وی درباره چند و چون کار پرسش نمایند، به حمایت از وی میپردازند! شاید هم در پشت ماجرا هماهنگی‌هایی صورت گرفته است و ما بی‌خبریم!؟

هیچکس هم تاکنون از طرف خدا یا خلق خدا، جنبش سبز را به صورت یکجا تقدیم دوستانی که من هم اکثریت آنها را نمی‌شناسم ـ شورای هماهنگی راه سبز امید ـ نکرده نا هیچکس دیگر حق نداشته باشد از عنوان «جنبش سبز» برای انجام فعالیت سیاسی استفاده کند.

من خودم نسبت به ناشناس بودن نفرات شورای هماهنگی راه سبز معترض بوده و هستم. اما دستکم آنها منشوری (اساسنامه) را منتشر کرده و اهداف و اصول خود را آنجا بیان نموده‌اند! منِ نوعی به عنوان یک وبلاگ‌نویس میتوانم بروم منشور آنها را بخوانم و ببینم آیا آنها را میتوانم سخنگوی خود بدانم یا نه! با داشتن اساسنامه میتوانم از آنها انتقاد کنم (کماینکه کرده‌ام)، میتوانم بررسی کنم ببینم اقدامات و بیانیه‌های آنها در راستای اهداف ذکر شده در اساسنامه هست یا نیست!

باور کنید نمی‌توانستم آنچه را که می‌دیدم باور کنم. گویی همه فعالان اپوزیسیون، به صورت یکجا دچار مکاشفه شده و عامل اصلی همه نابسامانی‌ها وظلم ها در داخل ایران را شناسایی کرده‌اند . طبق این مکاشفه یا کشفیه، اگر مهدی خزعلی در حین اعتصاب غذا در زندان جمهوری اسلامی ، جان به جان آفرین تسلیم می‌کرد امروز، «ایران» یک «گلستان به تمام معنا» بود

جناب واحدی برداشت من این است که مردم با کسی عقد اخوت نبسته‌اند. شخصیت‌های سیاسی تا زمانی مورد حمایت و توجه مردم هستند که حرف دل آنها را بزنند و در جهت خواسته‌های آنها فعالیت کنند. سیاستمداران و فعالین سیاسی مادامی که در این مسیر حرکت میکنند مورد حمایتند اما به محض اینکه از مسیرِ خواست مردم منحرف شدند، مورد انتقاد قرار گرفته و چه بسا مغضوب و مطرود میشوند. در مورد جناب خزعلی هم دقیقا همین اتفاق افتاد. تا زمانیکه ایشان [تا حدودی] در کنار مردم بود و افشاگری میکرد و از حاکمیت انتقاد مینمود، از حمایت نسبی مردم برخوردار بود، اما به محض اینکه در جهت گرم کردن تنور انتخاباتی حکومت حرکت کرد مورد انتقاد قرار گرفت. مهدی خزعلی باید از خود بپرسد که در این مدت پس از آزادی از زندان چه کرده است که حامیان خود را به منتقدان جدی مبدل نموده است؟ وقتی کسی دست به تلاشی شبانه روزی میزند و با انتشار دهها مطلب وبلاگی گوی سبقت را در گرم کردن تنور نمایش انتخابات از رسانه‌های حکومتی میرباید، مسلم است که مورد انتقاد قرار میگیرد. وقتی مهدی خزعلی به جای پاسخ دادن به دهها سوال مطرح شده درباره طرح بحث برانگیز خود و شنیدن صدای انبوه مردم تحریم کننده، سخنان آزادی خواهانی چون پیمان عارف را به جهت پیشبرد اهداف خود تحریف و از قول زندانیان سیاسی بی نام و نشان بیانیه حمایتی منتشر میکند و نهایتا در جهت پیشبردن اهداف خود اقدام به انتشار بیانیه جعلی تکنفره از سوی جنبش سبز نموده و از این طریق در صفوف جنبش انشقاق و چند دستگی ایجاد مینماید، بدیهی است که از چشم مردم می‌افتد و حامیان خود را از دست میدهد! واقعیت این است که انتخابات سال ۸۸ نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران بود. به اعتقاد من انتخابات در جمهوری اسلامی به خط قرمزی برای مردم تبدیل شده است و هرکسی از این خط قرمز رد شود به سرعت مورد خشم و نفرت عمومی قرار میگیرد چه آنکه در مورد خاتمی دیدیم که چطور با رای دادن خود منفور مردم گردید. شرکت در انتخابات حکومتی تا زمانیکه قاتلان کشته‌شدگان اعتراض‌های پس از انتخابات سال ۸۸ مجازات نشده‌اند و نخبگان مملکت در زندان‌های رژیم به سر میبرند، خط قرمز باقی خواهد ماند.

توضیح:

۱- نگارنده ایرادات اساسی نسبت به اساسنامه منتشر شده از سوی شورای هماهنگی راه سبز امید دارد و به ویژه آنجاییکه بر قانون اساسی رژیم تاکید شده است را قبول ندارد و با آن مخالف است.

۲- نگارنده پیشتر در هنگامه اعتصاب غذای مهدی خزعلی نسبت به وخامت حال او ابراز نگرانی نموده و پس از آزادی او قلبا خوشحال شده است! منتهی نگارنده بت و پیغمبر ندارد، از کسی بت نمیسازد، اگر اعتراضی بوده به خفه کردن صدای مخالف از سوی حاکمیت و به زندان بردن بی‌دلیل یک وبلاگ‌نویس منتقد و برای دفاع از آزادی بیان و عقیده بوده است. منتهی اگر سخنی را نابجا تشخیص دهد با دلیل و منطق با آن مخالفت میکند حتی اگر از سوی کسی باشد که مورد قبول همه مردم است!

مطالب مرتبط:

«بسیجی خیبر» جاعل و دروغگو از آب درآمد…!

بررسی استدلالهای عجیب مهدی خزعلی و چند سوال کلیدی از او

وقتی مسعود بهنود برای «استاد قفس ساز» بازارگرمی می‌کند…!

مهدی خزعلی به دنبال چیست؟ پروژه اصلاح طلبان برای سوء استفاده از جنبش سبز

آیا آزادی مهدی خزعلی از زندان مشروط به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی بوده است؟

گمانه‌زنی‌ها درباره چرایی تلاش شبانه روزی مهدی خزعلی برای گرم کردن تنور انتخابات حکومتی

در اعتراض به دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات غیر آزاد و انتخاب «بد» از میان «بدترها»

مسدود شدن حساب کاربری من در بالاترین به دلیل واهی ارسال لینک تکراری!

مایل نبوده و نیستم که مسائل مربوط به فعالیت‌های مجازی خود در شبکه‌های اجتماعی را به وبلاگم بکشانم چون بر این عقیده هستم که احتمالا خوانندگان این وبلاگ علاقه‌ای به دانستن مشکلات من در این ارتباط ندارند. اما از آنجایی که من در سایت بالاترین کاربر بسیار فعالی بودم و در یک سال و نیم گذشته تقریبا روزانه چندین ساعت را به فعالیت و تبادل نظر در این شبکه اجتماعی گذرانده و طبیعتا عده‌ای دوستان و دشمنان مجازی پیدا کرده بودم، خواستم از مسدود شدن شناسه کاربری خودم در این وبسایت و علت مسدود شدن آن خبر بدهم که لااقل یک موقع کسی فکر نکند حساب من مثلا برای فحاشی یا چیزی شبیه به آن بسته شده که اصلا چنین نبوده است!

شناسه کاربری من در بالاترین به دلیل واهی «ارسال لینک تکراری یا تغییر در آدرس» مسدود شده است. حساب من در گذشته حتی برای یک ساعت هم مسدود نشده بود و این اولین بار است که چنین اتفاقی می‌افتد. کاربرانی که با شیوه کاری من آشنا هستند میدانند که من اصولا کاربر قانونمندی بودم و اغلب حتی رعایت قانون را به دیگران متذکر میشدم، چون رعایت قانون را متضمن حفظ کیفیت سایت که علاقه زیادی به آن داشتم میدانستم. در هر حال همانطور که در تصاویر زیر مشاهده میکنید، همزمان با مسدود شدن حساب کاربری، بالاترین به من ایمیل اخطاری را ارسال و در آن با اشاره به این لینک با عنوان «مقاله جهت‌دار سایت جرس گواهی است بر هراس اصلاح طلبان از افزایش اقبال عمومی به رضا پهلوی»، آن را تکراری یا تغییر در آدرس دانسته و به همین دلیل حساب من را مسدود کرده‌اند! این مطلب که از وبلاگ من ارسال شده بود، برای اولین بار به بالاترین ارسال میشد و به هیچ وجه مصداق لینک تکراری یا تغییر در آدرس نیست. البته بنده ۳ روز پیش از ارسال آن مطلب، مطلب دیگری با موضوع مشابه یعنی «مقاله سایت جرس درباره رضا پهلوی» را نوشته و به بالاترین لینک کرده بودم. اگر به این دو مطلب مراجعه کنید (+ ، +) با من هم عقیده خواهید بود که این دو مطلب به هیچ وجه کپی شده و یکسان نیست و از جمله‌بندی‌ها و عبارتهای متفاوتی در آنها استفاده شده و علاوه بر این از زاویه دید متفاوتی به موضوع پرداخته شده است.

مسدود شدن حساب کاربری من به دلیل تعجب برانگیز ارسال لینک تکراری، زمانی قابل تامل میشود که با نگاهی اجمالی به لینکهای موجود در موضوع‌های داغ مختلف، متوجه میشویم که گاهی اوقات بیش از ۱۰ لینک با جمله‌بندی‌ها و حتی ترتیب کلمات کاملا یکسان و بدون کوچکترین تفاوتی به بالاترین ارسال و در قالب موضوع داغ نه تنها حذف نشده که امتیازهای بالایی را هم دریافت میکنند (برای مثال به لینکهای قرار گرفته شده در این دو موضوع داغ + ، + نگاهی بیندازید). دوست عزیز کاربر محافظه‌کار زحمت کشیده و برای نمونه بعضی از لینکهای تکراری را که علیرغم تکراری بودن (متن نوشته به طور کامل کلمه به کلمه تکراری است و عینا کپی پیست شده است) حذف نشده‌اند را برای من ارسال کردند که برای مشاهده و نشان دادن رفتار متناقض مسئولان بالاترین در این ارتباط، در اینجا قرار میدهم (+ ، + ، +  یا + ، + ، +). البته اینها فقط چند تا مثال هست، روزانه دهها لینک کاملا تکراری و کپی پیست شده به بالاترین ارسال میشود بدون اینکه با کاربر ارسال کننده لینک برخوردی صورت بگیرد!

لازم به ذکر است که پیش از مسدود شدن حساب کاربری، هر دو لینک انتقادی ارسالی من درباره این مقاله جرس با چماق منفی‌های باندی کاربران طرفدار اصلاح طلبان و «دوران طلایی امام راحل» مواجه و به محاق سانسور و فیلتر که خود مشکل عمده سایت بالاترین میباشد، کشیده شده بود! همانطور که مشاهده میکنید لینک ارسالی من علیرغم استقبال عمده کاربران سایت و دریافت ۱۳۵ رای مثبت، تنها به دلیل ۳۷ رای منفی این تعداد از کاربران، از دیدگان خوانندگان سایت پنهان و به اصطلاح فیلتر شده بود! واقعا درد بزرگی است که در داخل ایران، حکومت جور و ستم ملایان حاکم با ممیزی کتابها و به بند کشیدن نویسندگان و هنرمندان، سانسور نوشته‌ها و فیلمها، سرکوب روزنامه نگاران و بستن فله‌ای نشریات، تلاش میکند که هر اندیشه و تفکر منتقد و متفاوتی را به بند و حصر بکشد و حالا در فضای مجازی به طریق دیگری و این بار با وبلاگ‌نویسان و دگراندیشان برخورد شده و با کلیک موس و کوبیدن انگشت بر صفحه کیبورد، قلمها شکسته میشود! به نظر میرسد که مطرح کردن ایراد «ارسال لینک تکراری» تنها بهانه‌ای برای مسدود کردن حساب من بوده و دلیل اصلی احتمالا بی‌ارتباط با خشم اصلاح طلبان حکومتی از دو مطلب انتقادی که در واکنش به مطلب متوهمانه سایت جرس نوشته بودم، نباشد. خشم اصلاح طلبان از این دو یادداشت که پیشتر با فیلتر کردن هراس آلود لینکها متبلور شده بود، اینک با بستن حساب من و چند کاربر دیگر به شکل کامل منصه ظهور می‌یابد! البته من حدس میزنم که اینگونه باشد، کسی را برای حدس زدن اعدام نمیکنند، میکنند؟! ای کاش حدسم اشتباه باشد!

در پایان بر خود لازم میدانم از کلیه دوستان عزیزی که پس از مسدود شدن حساب من نه فقط به خاطر دوستی با من که به دلیل حرمتی که برای قلم و آزادی بیان قائل هستند، به هر شکل ممکن اعتراض کرده و تلاش کردند که صدای رسای یک وبلاگ نویس ساده اما به محاق سانسور و فیلتر کشیده شده مثل بنده باشند تشکر و قدردانی نمایم. قطعا حمایتهای شما دوستان عزیز موجب امتنان و دلگرمی اینجانب میباشد.

ارادتمند

لینک تکراری؟!

اخطاری که همزمان با مسدود شدن حساب کاربری من برای من آمده است.

مطلب مرتبط:

مقاله جهت‌دار سایت جرس گواهی است بر هراس اصلاح طلبان از افزایش اقبال عمومی به رضا پهلوی

شلاق خوردن پیمان عارف و مسئولیت ما

اختلال کاربران وابسته به مجاهدین خلق در اطلاع‌رسانی در بالاترین درباره خبر همکاری با موساد در انجام ترورها

روز پنج شنبه ۲۰ بهمن، سایت خبری معتبر ان بی سی نیوز از قول چند مقام آمریکایی از همکاری موساد (سرویس جاسوسی اسرائیل) و گروه تروریستی مجاهدین خلق در ترور دست‌اندکاران برنامه هسته‌ای ایران پرده برداشت. مقام‌های مذکور از حمایت مالی، اطلاعاتی و تسلیحاتی موساد از مجاهدین خلق جهت انجام این ترورها خبر داده‌اند. خبر مذکور به شکل وسیعی در رسانه‌های مهم خبری جهان و نیز خبرگزاری‌های معتبر فارسی زبان از جمله بی بی سی، رادیو فردا، دویچه وله، مردمک و گویا نیوز بازتاب یافت. همچنین تحلیلهای زیادی درباره این خبر توسط وبلاگ‌نویسان منتشر شد. هرچند سخنگوی مجاهدین خلق دخالت این گروه در ترورها را رد میکند اما کاربران وابسته به مجاهدین خلق در سایت بالاترین، با دادن منفی‌های بی مورد جلوی اطلاع رسانی در این مورد را گرفته‌اند به گونه‌ای که با فیلتر کردن لینکها، اجازه داغ شدن حتی یک لینک خبری در اینباره را نمیدهند. بینندگان سایت برای مشاهده لینکها در این مورد بایستی گزینه فیلتر در بالای صفحه را خاموش کنند.

موضوع داغی در این مورد در سایت مذکور ایجاد شده که در آدرس زیر قابل مشاهده است (البته تا وقتی که حذف نشود!):

https://balatarin.com/topic/2012/2/10/1009962

اختلال این دسته از کاربران وابسته به سازمان تروریستی مجاهدین خلق در اطلاع رسانی در سایت مذکور مسبوق به سابقه است و تاکنون دهها بار شاهد فیلتر شدن لینکهای خبری توسط این عده در بالاترین بوده‌ایم. به عنوان مثال میتوانید به این مطلب اعتراضی قبلی من در همین ارتباط رجوع کنید.

مطلب مرتبط:

مقامهای آمریکایی: تایید همکاری مجاهدین خلق با موساد جهت ترور دانشمندان هسته‌ای ایران

لینک به خارج:

«آنالیز نظرات کاربران در مطالب مربوط به «همکاری مجاهدین با موساد در ترور دانشمندان ایرانی»

هوشیار باشیم؛ مبادا در دام رژیم افتاده و با مطرح کردن «خطر جبهه پایداری»، تنور انتخابات فرمایشی را گرم کنیم!

تحریم انتخابات فرمایشی

مطلبی با عنوان زیر در سایت همبستگی نیوز و نیز موضوع داغی با همین عنوان در سایت بالاترین منتشر شده است:

«خطر جبهه پایداری را باید جدی گرفت؛ همفکران سعید امامی در صدد تسخیر مجلس و تمامی ارکان نظام هستند.»

از این عنوان دو برداشت کلی میتوان استخراج نمود:

۱- عده‌ای نسبت به خطر جبهه‌ای موسوم به جبهه پایداری متشکل از نزدیکان به احمدی نژاد و وفاداران به مصباح یزدی هشدار میدهند و میگویند که آنها در صدد تسخیر مجلس و سپس تصاحب نظام و انقلاب هستند.
۲- برای جلوگیری از رسیدن جبهه پایداری به هدف خود، بایستی مردم در انتخابات شرکت کنند از میان بد و بدتر، بد را انتخاب کنند!

اصلا فرض کنیم مجلس به دست این جبهه بیفتد و به قول علی مطهری با قدرت گرفتن این جبهه «انقلاب و نظام به خطر بیفتد». مگر ما به عنوان مخالفان جمهوری اسلامی دغدغه انقلاب و نظام اینان را داریم؟ همان بهتر که با قدرت گیری این جریان تندرو، چهره واقعی این رژیم جنایتکار هرچه بیشتر افشا شود! مسلما هر چقدر رژیم رادیکالتر شود، احتمال شورش و اعتراض عمومی بیشتر میشود!

بگذاریم نیروهای مختلف داخل رژیم به جان هم بیفتند. مبادا در دام اینها افتاده و با بها دادن به چنین مباحثی تنور انتخابات فرمایشی را برای رژیم گرم کنیم! تکلیف امثال علی مطهری که مشخص است، اما امیدوارم جناب تاجزاده چنین منظوری نداشته باشد. چنین سخنانی در آستانه انتخابات خواسته یا ناخواسته ممکن است به نفع رژیم تمام شود!

لینکها: لینک خبر در همبستگی نیوز، لینک سخنان تاجزاده در مردمک

مطالب مرتبط:

واقع‌بین باشیم؛ یادداشت دوم سردار علایی یک «توبه‌نامه» است!

روز گذشته مطلبی درباره نوشته دوم سردار حسین علایی که در سایت حکومتی تابناک منتشر شده بود نوشتم. در آن مطلب با اشاره به عدم ثبات قدم، عدم ایستادگی و پا پس کشیدن آنی وی پس از توپ و تشر عده‌ای از اراذل و اوباش حکومتی جلوی خانه‌اش نوشته بودم که ارادتم به عزیزان دربندمان همچون موسوی، کروبی و زندانیان سیاسی استواری چون مجید توکلی، احمد زیدآبادی و نسرین ستوده زیادتر شد. چرا که این افراد با وجود فشار شدید حاکمیت بر آنها، حصر، حبس و زندان، حاضر به کوتاه آمدن از مواضع به حق خود نشده‌اند و با استواری خود پوزه دیکتاتور را به خاک مالیده‌اند.

متاسفانه این نوشته با عکس‌العمل غیر منطقی عده‌ای از کاربران بالاترین مواجه و با منفی‌های فله‌ای روبرو شد! (لینک) این افراد با فرار از واقعیت اصرار شدیدی دارند که بگویند این سردار سپاه از موضع گرفته شده در نامه اول خود کوتاه نیامده و به عنوان شاهدی بر مدعای خود بر وجود کلمه «استبداد» در یادداشت دوم وی تاکید و منظور او از استفاده از این کلمه را «خامنه‌ای» تفسیر میکنند! این در حالی است که نوشته دوم این فرد مصداق کامل یک توبه‌نامه است! از ابتدا تا انتهای آن نوشته وی تلاش کرده است تا حرف زده شده در یادداشت اول خود را پس بگیرد و صراحتا تاکید کرده است که منظور او رژیم جمهوری اسلامی نبوده بلکه رژیم سابق بوده است. وی در مقام توضیح برآمده، صراحتا مینویسد:

هدف از نگارش این مقاله صرفا بیان رفتار استبدادی و دیکتاتوری رژیم ستم‌شاهی محمدرضا پهلوی در مقابل اعتراضات مسالمت آمیز مردم مسلمان ایران در روز نوزدهم دی ماه سال ۱۳۵۶ و قیام‌های مردمی پس از آن بود که خوشبختانه منجر به سرنگونی آن پادشاهی در ۲۲ بهمن سال ۵۷ گردید و قطعا مقایسه نظام ستم‌شاهی با نظام جمهوری اسلامی ایران قیاسی مع الفارق بوده و به هیچ وجه مورد نظر نویسنده مقاله نبوده است.

او در بند دیگری مینویسد:

متأسفانه بعضی از رسانه‌های داخلی با ارائه برداشت‌های خاص خود، فضای مناسبی را برای رسانه‌های خارجی فراهم کردند تا آنها هر چه می‌خواهند بگویند و از ظن خود به تفسیر و تحلیل این مقاله بپردازند.

و در پایان در بند آخر بر پایبندی خود به اصول رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی، انقلاب و ولایت فقیه تاکید کرده است. او مینویسد:

بدیهی است همان طور که تا کنون تمام عمر خود را در راه مخالفت با استبداد و برپایی نظام مردمی جمهوری اسلامی و دفاع از ماهیت انقلاب اسلامی و مقابه با سلطة استکبار به ویژه در دوران جنگ تحمیلی صرف کرده‌ام، انشاءالله همچنان بر این صراط مستقیم استوار خواهم بود و معتقدم پشتبانی از ولایت فقیه موجب می‌شود تا مملکت ما آسیبی نبیند.

به نظر شما در بند آخر که او از پایبندی به ولایت فقیه صحبت میکند، منظورش چیست؟ مگر الان به جز خامنه‌ای کس دیگری ولی فقیه حکومت است؟! حتی اگر فرض کنیم منظور او خمینی است، آیا خمینی جنایتکارتر از خامنه‌ای نبوده است؟!

هر عقل سلیمی با خواندن نوشته دوم این سردار حکومتی متوجه میشود که او پا پس کشیده و از مواضع نامه اول خود عقب نشینی کرده است. در پایان به معدود افرادی که به ویژه در فضای مجازی تلاش میکنند تا چشمان خود را بر واقعیت‌ها ببندند توصیه دوستانه میکنم که سعی کنند واقعیت را ببینند و از آن فرار نکنند. اینطور نباشد که بخواهند مطالب نوشته شده یا واقعیت‌های موجود را باب میل خود تفسیر کنند یا فقط هر آنچه را که دوست دارند اتفاق بیفتد را بپذیرند و ببینند و هر چیز دیگری را منکر شوند! چنین رفتاری به شدت مضر است و قدرت تحلیل صحیح و درک وضعیت را از آنها گرفته و نهایتا آنها را تبدیل به افرادی متوهم با برداشتهایی غیر واقعی میکند. 

مطلب مرتبط:

با دیدن جا زدن فوری سردار علایی، ارادتم به عزیزان در بندمان دو چندان شد!

چرا لینک ارسالی من از نیویورک تایمز باید با منفی های فله ای و باندی مجاهدین فیلتر شود؟!

منفی های فله ای و تیمی

روز گذشته پس از صرف وقت و انرژی زیاد مقاله بسیار خوب و مستندی که در ارتباط با گروه تروریستی مجاهدین خلق توسط خانم الیزابت روبین در نیویورک تایمز منتشر شده بود را جهت اطلاع رسانی به هموطنان عزیز به بالاترین لینک کردم. در اندک زمانی پس از ارسال، لینک با هجمه بی محابای عده ای کاربر معلوم الحال مواجه و منفی های زیادی را دریافت کرد! وقتی به صفحه شخصی این کاربران سری بزنید متوجه میشوید که همگی در یک چیز مشترکند و آن ارسال لینک از سایتهای وابسته به مجاهدین خلق همچون همبستگی ملی، مجاهدین و یکی دو سایت دیگر میباشد. این گروه از کاربران که تعدادی حدود ۴۰ تا ۵۰ اکانت دارند به تمامی لینکهای افشاگرانه بر علیه مجاهدین یا هر مطلب انتقادی از آنها به طور سیستماتیک و فله ای منفی میدهند تا مطلب ارسالی پشت فیلتر قرار بگیرد و دیده نشود. همچنین اقدام به ارسال گزارش های تیمی مینمایند تا سیستم خطایاب بالاترین را مختل کرده و با ارسال گزارش اخطار به کاربران افشاگر، هزینه ادامه ارسال لینکهای انتقادی یا افشاگرانه بر علیه مجاهدین را افزایش دهند.

اگرچه لینک ارسالی من چند ساعتی است که داغ شده است و هم اکنون ۵۸ رای مثبت و ۲۸ رای منفی دارد اما واقعیت این است که از همان زمان ارسال لینک و پس از دریافت منفی های فله ای به پشت فیلتر رفت و هنوز هم پشت فیلتر قرار دارد و در نتیجه تنها ۲۳ نفر بر روی آن کلیک کرده اند! در صفحه فیدهای بالاترین هم من نگاه کردم و متوجه شدم که لینک ارسالی با وجود داغ شدن آنجا هم دیده نمیشود!

حالا سوال من از مدیران بالاترین این است که چرا لینکی که من از یکی از معتبرترین سایت های خبری جهان یعنی نیویورک تایمز و پس از صرف زمان زیاد برای ترجمه ارسال کرده ام، در نتیجه منفی های فله ای باید پشت فیلتر قرار بگیرد و دیده نشود؟!

مدیران بالاترین من به عنوان یک کاربر دلسوز از این حال و روزی که بالاترین گرفتارش شده است ناراحت و نگران هستم. من اهل شکایت کردن و اینها نیستم، این هم اولین لینک انتقادی من نسبت به شرایط بالاترین است که متاسفانه با سالروز تولد پنج سالگی بالاترین مقارن شده است. شما ببینید هر لحظه در نتیجه مثبت های تیمی در صفحه لینکهای داغ ۳ تا ۴ لینک از سایت های وابسته به مجاهدین خلق مشاهده میشود حال آنکه این گروه مورد نفرت شدید مردم ایران قرار دارد و اساسا از چنین جایگاهی در نزد مردم برخوردار نیست که بتواند چنین حجمی از لینکهای داغ شده که اغلب هم مربوط به اشرف و رجوی هست یا از روی سایت های دیگر کپی پیست شده است را به خود اختصاص دهد. از سوی دیگر این گروه در لیست سازمانهای تروریستی خارجی دولتهای آمریکا و کانادا قرار دارد و اساسا فراهم کردن زمینه فعالیت و تبلیغ گروههای تروریستی در سایت های ثبت شده در کشور آمریکا همچون بالاترین ممنوع است و خالی از ایراد قانونی نیست.

ترجمه کامل مقاله نیویورک تایمز را هم در این پست وبلاگ میتوانید مشاهده کنید.

این هم لیست کامل فعالیت های تروریستی مجاهدین خلق برای آنها که هنوز نسبت به ماهیت تروریستی این سازمان تردید دارند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: