بایگانی برچسب‌ها: انقلاب

دو عکس جالب از شرکت کنندگان در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال!

22bahman

ببخشید حاج آقا شغلشون چیه؟ پول میگیرند، در راهپیمایی شرکت میکنند، شعار میدهند…!!

oskl

لطفا یک نفر به من بگوید چطور میشود پسری هم زیر ابرو بردارد، هم «نماد فروهر» به گردن بیاویزد، هم مدل موی غربی داشته باشد و هم در عین حال با عکس بزرگی از علی خامنه ای در دست، عکس بیندازد؟! چطور میشود همه اینها را یک جا جمع کرد؟!

مطلبی دیگر در همین زمینه:

برخی تصاویر جالب منتشره از حمله به سفارت بریتانیا در تهران

 

فرح پهلوی پسرش را «رضا شاه دوم» مینامد!

یکی از دوستان کلیپی را برای من ارسال کرد که وقتی نگاه کردم واقعا شگفت زده شدم. این کلیپ قسمت کوتاهی از یکی از مصاحبه‌های فرح دیبا معروف به فرح پهلوی همسر دیکتاتور سابق ایران است. وی در این مصاحبه چندین بار از عبارت «رضا شاه دوم» استفاده میکند. من هر چه در منابع تاریخی نگاه کردم چیزی به نام رضا شاه دوم نیافتم. در تاریخ ایران فقط یک رضا شاه وجود داشته، آن هم در سال ۱۳۲۰ از کشور فرار کرده است. پس به احتمال بسیار زیاد منظور این خانم پسرش بوده است! اگر تصور کنیم که واقعا منظورش پسرش بوده است به نتایح مختلف زیر میتوانیم برسیم:

۱- فرح پهلوی هنوز در رویای دوران آریامهری به سر میبرد و تصور میکند که حکومت شوهرش سقوط نکرده و اینکه الان پسرش شاه مملکت است!

۲- فرح پهلوی خروش چندین میلیونی مردم در سال ۵۷ و مخالفت آنها با نظام پادشاهی را ندیده است و یا تصور کرده چند میلیون نبوده و فقط چند صد نفر بوده‌اند!

۳- فرح پهلوی برای رای و نظر مردم ارزشی قائل نیست چون مردم به نظام پادشاهی رای مجدد نداده‌اند و از آن مهمتر به رضا پهلوی هم برای تصدی این منصب رای نداده‌اند!

۴- فرح پهلوی حتی با قانون اساسی قبلی (قانون اساسی پادشاهی) هم آشنا نیست، چونکه حتی اگر قسم پادشاهی رضا پهلوی در قاهره را بپذیریم، باز هم او برای اینکه پادشاه قانونی ایران باشد باید در مجلس شورای ملی حاضر شده و سوگند بخورد که نخورده و در نتیجه حتی بنا بر قانون اساسی قبلی [که الان بی اعتبار است] هم پادشاه قانونی ایران نیست!

۵- فرح پهلوی کلا در رویاهای خودش سیر میکند و حالا یک چیزی گفته، ما چرا جدیش گرفتیم؟!

میگم راستی نکنه پایتخت ایران از تهران به واشنگتن و کاخ پادشاهی از کاخ سعدآباد به خانه رضا پهلوی در مریلند تغییر مکان داده است؟! بیخیال اصلا، بگذار این خانم خوش باشه فکر کنه پسرش شاهه!! 🙂

کلیپ مذکور:

مطلب قبلی:

تحریفهای تاریخی در پیام اخیر رضا پهلوی به مناسبت سالگرد انقلاب مشروطه

علی شریعتی موجودی واپسگرا

دو روز پیش سالگرد فوت علی شریعتی بود. این فرد یکی از عقب مانده ترین و متحجرترین افراد به اصطلاح روشنفکر (!) در تاریخ معاصر ایران بوده است. اگر به نوشته جات وی مراجعه کنید و یا به سخنان او گوش فرا دهید، به عمق واپسگرایی این فرد پی میبرید. غلو نکرده‌ایم اگر  حکومت اسلامی کنونی را جلوه عملی اندیشه‌ها و نظریات علی شریعتی بدانیم. او به دموکراسی اعتقاد نداشت و معتقد بود که بایستی یک امام و یک رهبر غیر انتخابی بر جامعه حکومت کند و مردم را به سمت و جهتی که او آن را سعادتمندانه میدانست هدایت کند. علی شریعتی با استناد به تاریخ اسلام، خشونت را توجیه میکرد و شهادت را هدف عالی و برتر میدانست. از مخلوط تفکرات وی درباره ولایت، شهادت، مکتب و مجاز بودن خشونت، سازمان تروریستی مجاهدین خلق شکل گرفت (به این عکس نگاه کنید). علاوه بر این، هم ساواک و هم ملایان از نظرات و اندیشه او بهره بسیار بردند. اولی برای مقابله فکری و اندیشه‌ای با گروههای چپ و کمونیست و دومی برای پایه ریزی یک حکومت فاشیستی مذهبی مثل حکومت کنونی. در مجموع به نظر من نقش علی شریعتی در تاریخ معاصر ایران بسیار مخرب بوده است. دکتر عباس میلانی او را فردی افسرده میداند که میان ساواک و ملایان بند بازی بسیار کرد. همچنین در مورد چگونگی دادن کرسی استادی در دانشگاه مشهد به وی و نقش ساواک در این ارتباط سخنان جالبی گفته است که در زیر آنها را میتوانید بشنوید.

نمونه‌ای از نظرات علی شریعتی درباره ولایت، رهبری، دموکراسی و آزادی را میتوانید در زیر ملاحظه کنید.

  مردم باید زمام خود را به دست ولی بدهند وگرنه به گمراهی افتاده اند… امامت، منصبی است الهی و نه شورایی و انتخابی… امامت یک حق ذاتی است ناشی از ماهیت خود امام نه ناشی از عامل خارجی انتخاب. (۱)

 –  قبول و ارزش همه عقاید و اعمال دینی، منوط به اصل ولایت است. (۲)

 – آزادی و دموکراسی و لیبرالیسم غربی چونان حجاب عصمت به چهره فاحشه است. (۳)

 – باید اطاعتی کورکورانه و تشکیلاتی داشت… این معنای تقلیدی است که در تشیع وجود داشت و همین تقلید نیز برای غیر امام که نایب اوست در شیعه شناخته می شود. تقلید نه تنها با تعقل ناسازگار نیست، بلکه اساسا اقتضای عقل، تعبد و تقلید است. (۴)

 – اصل حکومت دموکراسی برخلاف تقدس شورانگیزی که این کلمه دارد، با اصل تغییر و پیشرفت انقلابی و رهبری فکری مغایر است، بنابراین رهبر انقلاب و بنیانگذار مکتب حق ندارد دچار وسوسه لیبرالیسم غربی شود و انقلاب را به دموکراسی راس ها بسپارد… (۵)

 – جهل توده‌های عوام مقلد منحط و بنده واری که رای شان را به یک سواری خوردن یا یک شکم آبگوشت به هر که بانی شود اهداء می کنند و تازه اینها، غیر از آراء اسیر گوسفندی است… آراء راس ها… رهبری نمی تواند خود زاده آراء عوام و تعیین شده پسند عموم و برآمده از متن توده منحط باشد… (۶)

 – امام، انسان مافوق و پیشوا است. ابرمردی است که جامعه را سرپرستی، زعامت و رهبری می کند. دوام و قوام جامعه بوجود امام بستگی دارد. امام عامل حیات و حرکت امت است. وجود و بقای امام است که وجود و بقای امت را ممکن می سازد. امام، پیشوا است تا نگذارد امت به بودن و خوش بودن و لذت پرستی تسلیم شود و بالاخره پیشوا است تا در پرتو هدایت او، امت حرکت و جهت خویش را گم نکند. (۷)

 – رسالت سنگین رهبری در راندن جامعه و فرد از آنچه هست بسوی آنچه باید باشد به هر قیمت ممکن، بر اساس یک ایدئولوژی ثابت… اگر اصل را در سیاست و حکومت به دو شعار رهبری و پیشرفت- یعنی تغییر انقلابی مردم- قرار دهیم آنوقت انتخاب این رهبری بوسیله افراد همین جامعه، امکان ندارد زیرا افراد جامعه هرگز به کسی رای نمی دهند که با سنت ها و عادات و عقاید و شیوه زندگی رایج همه افراد آن جامعه مخالف است… کسی که با کودکان به سختی رفتار می کند و آنها را در یک نظم دقیق متعهد می کند و به آنها درس جدید تحمیل می کند، مسلما رای نخواهد آورد… امام مسوول است که مردم را بر اساس مکتب تغییر و پرورش دهد حتی علیرغم شماره آراء… رهبری باید بطور مستمر، به شیوه انقلابی- نه دموکراتیک- ادامه یابد… او هرگز سرنوشت انقلاب را بدست لرزان دموکراسی نمی سپارد… (۸)

 – امام در کنار قدرت اجرایی نیست. هم پیمان و هم پیوند با دولت نیست، نوعی همسازی با سیاست حاکم ندارد. او خود مسوولیت مستقیم سیاست جامعه را داراست و رهبری مستقیم اقتصاد، ارتش، فرهنگ، سیاست خارجی و اداره امور داخلی جامعه با اوست. یعنی امام، هم رئیس دولت است و هم رئیس حکومت و … شیعه پیروی از امام را بر اساس آیه اطیعوالله و اطیعواالرسول و اولی الامر منکم توصیه می کند و امام را ولی امر می داند که خدا اطاعتش را در ردیف اطاعت از خود و اطاعت از رسول شمرده است و این تقلید نیز برای رهبری غیر امام که نایب اوست در شیعه شناخته می شود…. (۹)

منابع:

۱) شیعه یک حزب تمام ص ۱۵۱ و ۱۶۷

۲) اسلامشناسی، ج اول، ص ۸۶

۳) حسین وارث آدم ص ۹۹

۴) یاد و یادآوران، حسین وارث آدم

۵) امت و امامت و شیعه یک حزب تمام

۶) امت و امامت صفحات ۵۰۴ و ۶۰۴

۷) شیعه یک حزب تمام، امت و امامت

۸) امت و امامت و مسوولیت شیعه بودن و انتظار مذهب اعتراض

۹) امت و امامت

 

 مطالب مرتبط:

وقتی مسعود بهنود برای «استاد قفس ساز» بازارگرمی می‌کند…!

با شیوه «نقد راستین» از نوع سروش بهتر آشنا شویم…!؛ سروش: علی دشتی هوسرانی فرومایه و بی‌اعتقاد بود!

 احسنت به کسی که تندیس گوسفند را جایگزین تندیس علی شریعتی نمود!

علی شریعتی، جاده صاف کن خمینی بود، نقش او در بدبختی امروز ما، اگر بیشتر از خمینی نباشد، کمتر نیست! (لینک به بیرون)

تاریخ را سیاه و سفید نگاه نکنیم!

یکی از ایرادات اساسی ما ایرانیان نگاه سیاه و سفید به تاریخ و شخصیت‌های تاریخی است. من دقیقا نمیدانم این حالت از چه زمانی گریبان ما را گرفته است اما این واقعیتی است که در اغلب نوشته‌جات تاریخی مشاهده میشود. آفت چنین نگاهی تایید ۱۰۰ درصد و یا محکومیت و رد مطلق یک دوره تاریخی و در نتیجه اشتباه در تحلیل و درک صحیح چرایی و چگونگی قرار گرفتن سلسله مراتب برای وقوع یک اتفاق مهم تاریخی (مثلا انقلاب) و در نتیجه امکان تکرار اشتباهات در آینده میباشد. اینروزها به ویژه شاهد متنهایی سیاه و سفید درباره دوران پهلوی هستیم که جای تامل و البته تاسف دارد چرا که به نظر من دوران پهلوی هم دارای نکات مثبت و هم نکات منفی بوده است که در زیر به طور خلاصه به تعدادی از مهمترین آنها اشاره میکنم.

برخی از مهمترین نکات مثبت دوران پهلوی پدر و پسر به شرح زیر میباشد:

 – رشد سریع اقتصاد کشور و ارتقای جایگاه ایران در جهان

  ورود مصادیق مدرنیته و تجدد به کشور، نظم در اداره مملکت، دیوانسالاری، ایجاد دادگستری، سیستم آموزش نوین (مدرسه و دانشگاه)، ارتش منسجم، بانکداری، سرمایه گذاری در صنایع مادر، راه آهن و غیره

 – تقویت دولت مرکزی، برچیدن سیستم خان و رعیت، حفظ یکپارچگی و تمامیت ارضی کشور

 – عدم نقش دین و مذهب در سیاست گذاری‌های کلان مملکتی و سکولاریسم نسبی

اما در کنار این نکات مثبت، نکات منفی زیادی هم در کارنامه پهلوی‌ها به چشم میخورد که برخی از مهمترین آنها عبارتند از:

 – عدول شاه از قانون اساسی مشروطه و اعمال نفوذ در تمامی موارد ریز و درشت اداره مملکت، تضعیف و عدم استقلال پارلمان از طریق اعمال نفوذ دربار در نحوه گزینش و انتخاب نمایندگان (به استثنای دوران فترت (۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲))

 – وابستگی کامل اقتصاد کشور به نفت، واردات بی رویه و صدمه به بخش کشاورزی

 – سرکوب، کشتار، شکنجه و تبعید دگراندیشان و مخالفان سیاسی، ایجاد ساواک، از بین رفتن آزادی مطبوعات و رسانه‌ها و سرکوب احزاب به ویژه در دوران پهلوی دوم (به استثنای دوران فترت)

 – تجمل زیاد دربار، تاسیس بنیاد پهلوی و تبدیل شدن آن به محلی برای دریافت کمیسیون‌های کلان به نفع اعضای خاندان در دوران پهلوی دوم

 – کمک مالی به حوزه‌های علمیه، افزایش تعداد مساجد از ترس نفوذ روزافزون تفکرات چپ و کمونیسم در دوران پهلوی دوم

 – تبعیض در توزیع عادلانه منابع در کشور و تمرکز منابع مالی و امکانات در تهران و برخی از مراکز استانها

نتیجه گیری:

با توجه به موارد ذکر شده در بالا، نگارنده دوران پهلوی را نه سفید و یا سیاه، که خاکستری و همزمان حاوی نکات مثبت و منفی میداند. نکته حائز اهمیت اینکه دوران فترت در بازه زمانی سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ به دلایل مختلف یک استثنا بود. در این دوران و نیز در دوران دولت ۳۷ روزه شاپور بختیار، آزادی بیان، آزادی احزاب و آزادی اندیشه به معنای واقعی کلمه وجود داشت، سلطنت به معنای واقعی کلمه مشروطه بود و پارلمان حقیقتا از نمایندگان منتخب مردم شکل گرفته بود که متاسفانه اولی با کودتای ۲۸ مرداد و دومی با انقلاب اسلامی به پایان رسید.

توضیح: در نوشتن این مطلب از کتاب «ایران بین دو انقلاب» اثر یرواند آبراهامیان کمک گرفته شده است.

اذعان تلویحی هنرمند عاشق ولایت به نفرت مردم از رژیم؛ «پس از دیدار با حضرت آقا، آنتن منزل من را شکستند و در خیابان به من متلک گفتند»

رضا توکلی

خبرگزاری حکومتی جهان امروز مصاحبه‌ای را که اخیرا خبرگزاری حزب اللهی دانشجو با یکی از هنرمندان طرفدار رژیم و عاشق ولایت صورت داده را بازنشر نموده است که حاوی نکات جالب توجه‌ای میباشد و به خوبی عمق نفرت مردم از رژیم و شخص خامنه‌ای و عدم وجود پایگاه مردمی آنها را نشان میدهد. این مصاحبه با «رضا توکلی» یکی از بازیگران ثابت فیلمها و سریالهای حکومتی و دارای سابقه همکاری با «مسعود دهنمکی» – یکی از سرچماقداران سابق رژیم – انجام شده است. رضا توکلی توصیف میکند که چطور به دلیل همکاری با ده نمکی و حضور در مجالس خامنه‌ای و دریافت چفیه از او و انداختن عکس در کنار او، مورد متلک و برخورد تند مردم از راننده آژانس گرفته تا آدمهای معمولی کوچه و خیابان و همسایه‌ها قرار گرفته است. وی میگوید:

«من در آژانس وقتی نشستم به من با متلك می‌گويند چفيه حضرت آقا خوب بود؟ به من می‌گويند شما هم؟ روی ماشين من با برگه‌ای نوشتند خجالت دارد با دهنمكی بازی می‌كنی.»

«من نزد حضرت آقا رفتم و چون عكسم در ديدار با ايشان منتشر شد؛ آنتن منزل من را شكستند و در خيابان به من متلك می‌گفتند.»

وی میگوید بیش از ۱ سال است که بازی نکرده است و فقط در فیلمها و سریالهایی بازی میکند که با «معیارهای انقلابی و اسلامی» او سازگار هستند. این هنرپیشه ولایی ضمن اعتراض به عدم وجود جسارت و شجاعت کافی در نزد مسئولان فرهنگی رژیم خواستار حذف «جریان انحرافی» از عرصه فرهنگی میشود و میگوید: «تنها جنبه‌ای که سینما ندارد جنبه اسلامی بودن آن است». او از اینکه سینما به دست عده‌ای که آنها را «ژیگول» میخواند افتاده، به شدت ناراحت است و میگوید همه فیلمها را به اینها میدهند و «آنها فیلمهایی را به خورد مردم میدهند که در شان آنها نیست». او در این مصاحبه خواستار «عمل به دستورات رهبری» در عرصه فرهنگی میشود.

در پایان وی که به شدت دلخور از حجم متلکها، مسخره کردن‌ها و فشارهای وارده از جانب مردم به او به دلیل همراهی با رژیم و چماقداران حکومتی و نیز عدم دریافت پیشنهادهای کاری جدید به نظر میرسد، خواستار حمایت بیشتر حکومت از جریان همسو با انقلاب و فراتر از آن «برخورداری از مصونیت» در جامعه میشود! او میگوید کسی نباید جرات کند به ما فحش بدهد! او میگوید:

«چرا اين كارها را با ما می‌كنند؟ چون فيلمي بازی كرده‌ايم كه در جهت اهداف انقلاب بوده؟ اگر بنا باشد كه از يك طرف تحت فشار قرار بگيريم و مسئولين هم از جريان هنری همسوی انقلاب اسلامي دفاع نكنند پس لابد بايد از گرسنگی بميريم.»

– تصویر فریز شده از صفحه خبر

عکس رضا توکلی در دیدار هنرمندان ولایی صدا و سیما با خامنه‌ای

مطالب مرتبط:

آقای داوود رشیدی عزیز قدر خود را بدانید!

وقتی بنیانگذار رژیم یک بیمار جنسی بوده است، از مزدوران حکومتی چه انتظاری میتوان داشت؟!

دیروز خبری منتشر شد مبنی بر اینکه یکی از دیپلمات‌های سفارت جمهوری اسلامی در برزیل به دلیل آزار جنسی چند دختر بچه در استخری در پایتخت این کشور برای مدت کوتاهی بازداشت شده، تا اینکه در نهایت به دلیل مصونیت دیپلماتیک آزاد گردیده است! بازپرس پرونده در مصاحبه با خبرگزاری‌ها گفته است [+]: «خیلی عجیب است که یک دیپلمات چنین رفتاری از خود بروز دهد.»

در حالت کلی حق با این آقای پلیس است، چرا که در همه جای دنیا مقام‌های ارشد دولتی و به خصوص دیپلماتها و افراد شاغل در کشورهای دیگر از میان شایسته‌ترین افراد انتخاب شده و جزیی‌ترین مسائل رفتاری و فرهنگی به آنها آموزش داده میشود تا در کشور مقصد به بهترین نحو رفتار کنند. جمهوری اسلامی اما استثناست. اگر او از ماهیت و سابقه این رژیم و سردمداران آن مطلع میبود احتمالا دیگه تعجب نمیکرد. حکومتی که در اون یک بیمار جنسی سادیسمی مرجع تقلید و رهبر انقلاب و همه کاره بوده و یکی دیگه مثل او [یا چه بسا بدتر] الان شخص اول مملکت هست، مامورانش چیزی بهتر از این نمیتوانند باشند. یکی از اصلی‌ترین شعارهای حکومت در سالهای گذشته «حفظ و ترویج آرمانهای امام» بوده. خوب امام همین بوده دیگه؛ یه بیمار جنسی که حتی به دختر شیرخواره هم رحم نمیکرده و علنا در کتاب خودش [تحریر الوسیله] مینویسه که کام‌جویی از دختر بچه‌های زیر ۹ سال حتی شیرخواره هم مجاز هست! این مزدور رژیم کار عجیبی نکرده، دقیقا راه امام و آرمانهای امام را زنده نگه داشته! این فرد دقیقا نماد این حکومت هست، رژیم جنایتکار و متجاوزی که در آن ۳۰ سال پیش دختران جوان اعدامی را به عقد اجباری زندانبانان و شکنجه‌گرها در می‌آوردند تا باکره از دنیا نروند [+]، رژیمی که در کهریزکهاش به دخترها و پسرهای جوان تجاوز میشه [+] و حالا با برخورداری از مصونیت دیپلماتیک چنین رفتارهای شرم‌آوری را به بیرون از مرزها گسترش میدهند و تیشه به ریشه اندک آبروی باقی مانده برای ایران و ایرانی میزنند! چند ماه پیش هم دیدیم که تروریست‌های حکومت در تایلند چه کرده و کجاها رفته بودند [+]!

عکس زیر مربوط هست به نظر خمینی درباره مجاز بودن کام‌جویی و استفاده جنسی از دختر بچه‌ها و حتی دختران شیرخواره. این مطلب را در ترجمه تحریرالوسیله کتاب نکاح مساله ۱۲ میتوانید پیدا کنید. [لینک]

روی عکس کلیک کنید تا بزرگ شود

مطالب مرتبط:

کارتون؛ ۱۲ بهمن سالگرد ورود کابوسی به نام خمینی به ایران

ننگ بر آیینی که در آن یک جوان تنها به خاطر ابراز عقیده بایستی کشته شود!

سنگسار نوجوانان عراقی به خاطر داشتن ظاهری شبیه پیروان سبک غربی ایمو

عدم حضور دانشجویان مسلمان در کلاسهای زیست شناسی در انگلیس به دلیل تضاد نظریه تکامل با قرآن

کشاکش استراتژیک جمهوری اسلامی و ترکیه برای تبدیل شدن به قدرت منطقه‌ای

گزیده‌ای از مقاله من در سایت خودنویس:

اصطکاک دیپلماتیک میان جمهوری اسلامی و ترکیه و جنگ لفظی اخیر میان مقام‌های دو کشور را باید از زاویه‌ای بسیار فراتر از یک درگیری معمولی بر سر میزبانی ترکیه در گفتگوهای ۱+۵ با ایران و یا ناخرسندی مقام‌های حکومت از میزبانی اخیر ترکیه از مخالفان بشار اسد نگریست. دولتمردان ایرانی از زمان صفویه تاکنون، به دنبال تبدیل ایران به یک قدرت بلامنازع منطقه‌ای و احیای گذشته باشکوه امپراتوری پارس بوده‌اند. وجود امپراتوری عثمانی تا جنگ جهانی اول، کشف نفت در منطقه و حضور قدرت‌های جهانی چون بریتانیا، آمریکا و شوروی در منطقه و چنبره آنها بر مناسبات منطقه‌ای تا زمان فروپاشی شوروی و پس از آن وجود صدام حسین در عراق تا سال ۲۰۰۳، همچون موانعی سترگ در راه رسیدن ایرانیان به آرزوی دیرین خود یعنی تبدیل شدن مجدد به یک قدرت منطقه‌ای عمل کرده بودند. اما پس از حمله آمریکا به عراق و سقوط صدام حسین به عنوان دشمن اصلی ایران در منطقه، شرایط برای دستیابی به این مهم فراهم گردید. پس از سقوط صدام، جمهوری اسلامی با استفاده از نفوذ خود در عراق، از یک سو دولتی شیعه و نزدیک به خود را در آنجا بر سر کار آورد که عملا تضمین کننده منافع حکومت در آن کشور بود و از سوی دیگر با حمایت از گروههای تندروی عراقی همچون سپاه صدر و حتی فرستادن سپاه برون مرزی قدس خود به داخل عراق تلاش کرد که با افزایش شمار کشته‌شدگان عراقی و آمریکایی، علاوه بر بالا بردن هزینه حضور آمریکا در عراق و افزایش نارضایتی عراقی‌ها از حضور آمریکا در آن کشور، جنگ آمریکا در عراق را شکست خورده نشان داده و با طولانی کردن درگیری، هژمونی آمریکا در جهان و به ویژه در میان کشورهای منطقه را مخدوش نماید. خروج چند ماه پیش نیروهای آمریکایی از عراق، عملا زمینه نفوذ هرچه بیشتر جمهوری اسلامی در این کشور و بهره برداری از خلاء به وجود آمده را فراهم نمود. دستیابی ایران به [تکنولوژی] سلاح اتمی – که از طریق برنامه بحث برانگیز اتمی رژیم دنبال میشود -، حلقه آخر از زنجیره وقایعی بود که میرفت با وقوع آن عملا ایران به قدرت منطقه‌ای تبدیل شده و توازن قدرت در منطقه [بر ضد منافع غربی‌ها] به طور کامل بر هم بخورد.

در این میان اما پیدایش جنبش‌ها و قیام‌ها در برخی از کشورهای منطقه‌ موسوم به «بهار عرب»، تزلزل قدرت در رژیم حاکم سوریه به عنوان مهمترین متحد جمهوری اسلامی در منطقه و از همه مهمتر عزم دولتمردان ترکیه برای ایفای نقشی جدی‌تر در مناسبات منطقه‌، به یکباره به شکل موانعی پیش بینی نشده قد علم کرده و خواب خوش حاکمان جمهوری اسلامی را بر هم زد! ….

(ادامه مطلب را در سایت خودنویس بخوانید)

مطالب مرتبط:

افزودن نام سه ایرانی به لیست تحریمها در ارتباط با سرکوب مردمی در سوریه

«خریدن زمان» تا بعد از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، هدف اصلی اوباما از ارسال پیام به خامنه‌ای

همکاری جمهوری اسلامی با سوریه در ساخت پایگاهی نظامی جهت انتقال مستقیم محموله های نظامی به این کشور

با ادامه رخوت و سکوت کنونی تنها دو حالت برای آینده ایران متصور است؛ «کشوری اتمی اما قحطی زده»، یا «ویران و جنگ زده»!

در سال ۸۸ و از آنجاییکه هنوز بسیاری از مردم ایران به اصلاح حکومت خوش‌بین بودند، در پای صندوق‌های رای حاضر شده و به نامزدهای مورد نظر خود برای ریاست جمهوری رای دادند. در آن انتخابات حکومت دست به تقلب گسترده‌ای زد که منجر به حضور میلیونی مردم ایران در خیابانها و اعتراض به نتایج انتخابات شد. این اعتراضها که برای ماهها ادامه داشت و به مباحثی بسیار فراتر از انتخابات هم توسعه یافته بود، با خشونت عریان و سرکوب بی‌سابقه حکومت مذهبی مواجه شد. در این راستا رژیم استبدادی به کشتار، شکنجه و بازداشت‌های گسترده دست زد تا اینکه نهایتا جنبش مردم ایران از فاز خیابانی و علنی خارج شد و اکنون نزدیک به یک سال از آخرین راهپیمایی بزرگ معترضان در ۲۵ بهمن سال پیش میگذرد.

در همه این سالها حکومت با سرعتی فوق‌العاده، غنی‌سازی اورانیوم را ادامه داده و حتی اقدام به ساخت تاسیسات اتمی جدید از جمله سایت فردو در قم نموده است. این سایت که جهت مصون بودن از حملات هوایی در عمق زمین ساخته شده است، بسیار کوچک بوده و تنها گنجایش ۳۰۰۰ سانتریفیوژ را دارا میباشد. ظرفیتی که به هیچ وجه نمیتواند سوخت مورد نیاز یک نیروگاه اتمی تولید برق -که به فعالیت بیش از ۵۰ هزار سانتریفیوژ نیاز دارد- را تامین کند. از سوی دیگر عدم برخورداری ایران از معادن اورانیوم و نیز عدم وجود نیروگاههای اتمی متعدد، اصولا انجام غنی‌سازی در خاک ایران را غیر منطقی و غیر اقتصادی کرده است. لذا شکی نیست که تنها هدف رهبران جمهوری اسلامی از انجام غنی‌سازی اورانیوم و پافشاری بر این موضوع با وجود ضربه‌های شدیدی که تحریم‌های بین‌المللی بر اقتصاد ایران وارد کرده است، دستیابی به بمب اتمی یا دستیابی به قابلیت ساخت بمب اتمی میباشد. مواردی چون تحقیقات بر روی آب سنگین و یا تلاش برای ساخت ماشه انفجاری بمب هسته‌ای (+) همزمان با سرمایه گذاری انبوه بر روی موشکهای بالستیک میانبرد و دوربرد، همه و همه این موضوع را تایید میکند.

در ماه جاری جمهوری اسلامی انتقال ۳۰۰۰ سانتریفیوژ به تاسیسات زیرزمینی فردو را به پایان رسانید. با پایان مراحل استحکام بخشی این تاسیسات تا چند ماه آینده، عملا امکان نابودی آنها از طریق بمباران هوایی از بین خواهد رفت و برنامه اتمی رژیم اصطلاحا وارد مرحله «مصونیت» میشود. به زبان ساده یعنی اینکه جمهوری اسلامی میتواند هر زمان که اراده کند دست به ساخت فوری بمب اتمی بزند بدون اینکه کشوری بتواند جلوی آنها را بگیرد! به همین دلیل همانطور که قبلا هم نوشتم، احتمال حمله هوایی اسرائیل به تاسیسات اتمی رژیم در ماههای آینده بسیار بالاست.

حالت اول: فرض کنیم اسرائیل پیش از مصون شدن تاسیسات اتمی حمله کند.

هواپیمای رادار گریز و فوق پیشرفته بی ۲ آمریکا در حال تخلیه بمب

در این حالت در عرض چند ماه آینده اسرائیل به کمک آمریکا اقدام به بمباران تاسیسات اتمی رژیم کرده و برنامه اتمی آن را چند سال به عقب برمیگرداند. اگر رهبران تندرو و مذهبی رژیم، به تهدیدات مکرر خود جامه عمل پوشانیده و دست به حمله تلافی جویانه بر علیه اسرائیل، آمریکا و منافع آنها در منطقه یا بستن تنگه هرمز بزنند، بلافاصله جنگ گسترش پیدا کرده و کشورهای عضو ناتو و نیز کشورهای عرب خلیج فارس به جنگ با ایران برخواهند خواست که در نهایت به تخریب گسترده ایران و کشته شدن ایرانیان زیادی منتهی خواهد شد. در این حالت اگرچه ممکن است رژیم نهایتا سرنگون شود اما هیچ تضمینی وجود ندارد. ممکن است سران رژیم تسلیم شوند و آتش بس برقرار شود. حتی در صورت سرنگونی رژیم، احتمال وقوع جنگ خانمان سوز داخلی و تجزیه ایران بسیار بالاست.

حالت دوم: هیچ حمله هوایی به تاسیسات اتمی رژیم صورت نگیرد.

اگر به هر دلیلی از جمله بیم از اقدامات تلافی جویانه رژیم، کسری بودجه فوق‌العاده زیاد آمریکا و ترس از بی ثباتی در بازار نفت و اقتصاد جهانی، هیچ حمله هوایی به تاسیسات اتمی رژیم در ماههای آینده صورت نگیرد، ایران تبدیل به یک کره شمالی خواهد شد.

در این حالت به دلیل تحریم‌های بسیار شدید موجود بر علیه ایران از جمله تحریم بانک مرکزی و تحریم نفتی، عملا شاهد قحطی شدید و تورم و بیکاری فوق‌العاده زیاد خواهیم بود. همچنین کوچکترین اعتراض‌های مردم با پاسخ دندان شکن و سهمگین حکومت روبرو شده، در حالیکه به دلیل دستیابی حکومت به پتانسیل ساخت بمب اتمی، هیچ کشوری حاضر نخواهد شد کوچکترین اقدام نظامی بر ضد حکومت انجام دهد. ایران عملا شبیه به یک کره شمالی با مردمی قحطی زده و فقیر اما برخوردار از توانایی هسته‌ای خواهد شد. در چنین حالتی تنها بایستی به امید یک انقلاب گرسنگان در ایران باشیم؛ انقلابی که اصلا بعید نیست که مجددا منجر به روی کار آمدن یک حکومت استبدادی دیگر نشود.

در نتیجه و برای جلوگیری از یک ایران جنگ زده و ویران یا ایرانی اتمی اما قحطی زده و فقیر بایستی مجددا حرکتهای اعتراضی مردم ساماندهی شود. راهی جز اعتراض فراگیر و اعتصاب وجود ندارد. مسلما وجود اپوزیسیونی که با هدف براندازی و به روی کارآمدن حکومتی دموکراتیک و سکولار بر پایه حقوق بشر به توافق رسیده و به شکل هماهنگ عمل میکند، مردم داخل را امیدوار کرده و به آنها انرژی مضاعفی برای رویارویی با رژیم خواهد داد. وقت تنگ است، اگر تا چند ماه دیگر کاری از سوی مردم در داخل بر ضد رژیم صورت نگیرد، شاهد وقوع یکی از دو حالت ذکر شده در بالا خواهیم بود.

قحطی گسترده و فقر در کره شمالی

مطالب مرتبط:

احتمال حمله هوایی اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران در ماههای آینده بسیار بالاست

چرا حمایت اپوزیسیون از حمله نظامی به ایران نابخردانه است؟ راهکار رهایی از وضع موجود کدام است؟

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: