بایگانی برچسب‌ها: انتخابات

تا حالا: رای به روحانی درست بود!

درسته که هنوز هم مثل قبل شاهد اعدام و زندان و گشت ارشاد و اینها هستیم اما نمیتوان از یک طرف باز شدن نسبی فضای فرهنگی – اجتماعی در داخل کشور و از طرف دیگر رخت بر بستن گنده گویی و حریف طلبیدن در سیاست خارجی و عزم دولت جدید برای کاهش تنش با کشورهای دیگر را نادیده گرفت. به نظر من قابل تصور نبود که با رییس جمهور شدن جلیلی یا حتی قالیباف خانه سینما به این سرعت بازگشایی بشود، به جای انکار هولوکاست، سال نو به یهودیان تبریک گفته بشود، به چندین روزنامه جدید مجوز انتشار داده بشود و بر خلاف سیاست دروغ گویی دولت احمدی نژاد، نرخ واقعی تورم بدون پرده پوشی در تلویزیون اعلام بشود! تا اینجای کار به نظر میرسد که رای دادن به روحانی کار درستی بوده است. درسته که روحانی «ایده ال» نیست اما در میان کاندیدهای تایید صلاحیت شده قطعا از همه بهتر بود، حداقلش این است که حالا دیگر سایه شوم جنگ و حمله نظامی به طور کامل از ایران دور شده و از روند شتابان سقوط ارزش ریال به طور جدی کاسته شده است!

البته ما نباید به این چیزها بسنده کنیم، انتظارات ما بیشتر از این حرفهاست. باید موسوی و کروبی و دیگر زندانیان سیاسی آزاد بشوند، باید تحریم ها با افزایش شفافیت فعالیت هسته ای ایران و موافقت حکومت با نظارت بیشتر آژانس و با دیپلماسی قوی کاهش و نهایتا لغو بشوند و مهمتر از همه موازین حقوق بشر در کشور اجرایی بشود. اما در شرایطی که فعلا امکان تغییر نظام در آینده نزدیک وجود ندارد و جایگزینی پراکتیکال برای آن متصور نیست، و از طرف دیگر با علم به اینکه اولویت مردم تحت فشار شدید اقتصادی نه آزادی و دموکراسی و مسائل این چنینی که رفع مشکلات اقتصادی روزمره است، به نظر میرسد که بهترین کار همین انتخاب گزینه ای بود که با زبان نرم و دیپلماسی آشتی جویانه خطر جنگ را از کشور دور و به سمت کاهش تحریم ها حرکت کند.

به نظر میرسد که دولت و در مقیاس بزرگتر حکومت دریافته است که با وجود این تحریم ها و عدم امکان انتقال درآمد ارزی حاصل از فروش نفت به داخل، امکان رونق اقتصادی و کاهش تورم و بیکاری وجود نخواهد داشت و در نتیجه عزم خود را جزم کرده اند که تحریم ها را کاهش بدهند، گرفتن مسئولیت مذاکرات اتمی از آدم تندرو و افراطی مثل جلیلی و انتقال آن به دیپلمات پراگماتیک و باتجربه ای مثل ظریف نشان دهنده همین واقعیت است.

در کل من به آینده امیدوار هستم! در ضمن امیدوارم در حاشیه جلسه ۱۰ روز دیگر سازمان ملل، روحانی یا ظریف با اوباما یا جان کری دیداری حتی شده غیر رسمی و کوتاه، حتی شده در راهروهای سازمان ملل داشته باشند، امیدوارم مثل خاتمی نروند در توالت سازمان ملل قایم بشوند که با آمریکایی ها دست ندهند!! چنین دیداری و چنین مکالمه ای بین مقام های ارشد ایرانی و آمریکایی بعد از ۳۴ سال قطعا موجب کاهش محسوس تنش ها میان دو کشور خواهد شد؛ چیزی که بر کاهش و نهایتا حذف تحریم ها که فشار شدیدی را بر ایرانیان وارد کرده است، تاثیر شدیدی خواهد داشت.

در همین زمینه:

چرا به روحانی رای می دهم؟

مداح بسیجی: «می زنم به عدو سیلی، رای میدم به عشق رهبرم به آقای جلیلی!»

فایل صوتی موجود در این مطلب، مربوط به قسمتی از مداحی روز ۲۲ خرداد (دو روز قبل از برگزاری انتخابات) «رضا نریمانی» در «هیات فاطمیون قم» می باشد. البته مداحی که چه عرض کنم بیشتر شبیه دیسکو و آهنگ رقص هست با اون همه دوپس دوپسی که میکنه، خودشون البته بهش میگویند «مولودی خوانی»!! ولی نکته جالب این مداحی اینه که مداح بسیجی داره برای جلیلی تبلیغ رای میکنه، او میگه که اولا به جلیلی رای میدهیم چون یک «بچه هیاتی» است و دوما این رای به منظور ابراز علاقه و «عشق» به رهبر است و تلویحا در قالب مداحی اعلام میکند که رهبر نظرش به جلیلی نزدیک تر است و ما برای خوشحال کردن رهبر به جلیلی رای میدهیم!

بعید به نظر میرسد که این مداح سر خود جرات کرده باشد اینگونه حرف بزند و به احتمال زیاد با توجه به سیگنالهایی که از سطوح مختلف سپاه و بسیج دریافت کرده به این نتیجه رسیده که نظر رهبر به جلیلی نزدیکتر بوده است چه اینکه تقریبا تمامی افراد (از مصباح گرفته تا الله کرم و غیره)، سازمانها و نهادهایی که سال ۸۴ از احمدی نژاد حمایت کرده بودند، این دوره رفته بودند پشت جلیلی! حتی بررسی نتایج شمارش آرای صندوق شماره ۱۱۰ هم نشان میدهد که جلیلی و قالیباف اکثریت مطلق آرای این صندوق را به خود اختصاص داده و دیگر کاندیداها کمتر از ۵ درصد رای کسب کرده بوده اند! (منبع) اینکه پس چرا نام جلیلی از صندوق بیرون نیامد احتمالا به این دلیل است که نظام به دلایل مختلف از جمله ترس از تکرار اعتراض های سال ۸۸ و یا افزایش تنش با غرب و افزایش احتمال درگیری نظامی، جرات نکرد دست به تقلب گسترده در نتایج انتخابات بزند!

در همین زمینه:

چرا به روحانی رای می دهم؟

اگر دیدید عده زیادی رای دادند تعجب نکنید! اما چرا؟

رای ندادن از ترس تقلب، همچون خودکشی کردن از ترس مرگ است…!

رای ندادن از ترس تقلب، همچون خودکشی کردن از ترس مرگ است…!

voteما ۴ سال پیش هم در چنین روزهایی رای دادیم اگرچه رایمان ﺭا نشمردند اما این کار برایشان به شدت هزینه در بر داشت به گونه ای که تا ماهها خواب بر چشمان دیکتاتور حرام گردید! در مقابل اگر مطابق با توصیه پاهای ثابت تحریم عمل کرده و اصلا رای نداده بودیم، هیچ هزینه ای برای نظام ایجاد نمی شد انگار که اصلا وجود خارجی نداشتیم! پس اینکه بگوییم رای نمی دهیم چون نمی شمرند در حقیقت به معنی حذف خود و نظر خود به دست خود است. چنین چیزی دقیقا مثل این است که کسی از ترس مرگ، دست به خودکشی بزند!

اگر راي ندهيم، آينده در خوشبينانه‌ترين حالت، تداوم امروز است. اما اگر راي بدهيم، آينده در بدبينانه‌ترين حالت، تداوم امروز است. پس بیایید فرصت را مغتنم شمرده و با امید به بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی و کاهش تنش با جامعه جهانی، رای خود را به نفع کاندیدای اعتدال به صندوق بریزیم، به این امید که رایمان شمرده شود. ما نمیتوانیم و نباید از ترس تقلب در آرا، این فرصت را از خود بگیریم و فردای روز انتخابات با پشیمانی به خود بگوییم ای کاش رای داده بودم تا جلیلی با آن ادبیات انقلاب اسلامی و اقتصاد مقاومتی متوهمانه اش به قدرت نرسیده بود و ۸ سال دوران تنش و بی ثباتی دوره احمدی نژاد ادامه نمی یافت!! اما اگر رایمان را نشمردند هم چیز زیادی را از دست نداده ایم چرا که حتی با فرض عدم وقوع اعتراض های خیابانی مانند سال ۸۸ هم تازه رسیده ایم به همین جایی که تحریمی ها ۳۵ سال است منفعلانه در آنجا ایستاده اند!! اینها سال ۸۸ و ۸۴ و ۷۶ و همه سالهای دیگر هم می گفتند رای ندهید!

بحث اینکه با حضور ما به نظام و سرکوبها و اعمالش مشروعیت داده می شود هم از اساس باطل است چون این رای به هیچ وجه در تایید عملکرد نظام نیست بلکه حاکی از دلبستگی و عشق به ایران و امید و تلاش برای آینده بهتر است. با وجود ۲۰۰ هزار کاندید شورای شهر، اگر فرض بگیریم هر کدام از اینها دستکم ۵۰ نفر از اقوام و بستگانشان را تشویق به رای دادن به خود کرده باشند، این یعنی اینکه تنها به خاطر برگزاری انتخابات شوراها دستکم ۱۰ تا ۱۵ میلیون نفر پای صندوقهای رای حاضر خواهند شد چیزی که به راحتی امکان بهره برداری تبلیغاتی نظام را فراهم خواهد کرد. پس چه ما برای رای به روحانی به پای صندوق برویم و چه تحریم کنیم و در خانه بنشینیم، نهایتا حکومت مشارکت را بالای ۶۰ تا ۷۰ درصد اعلام و بهره برداری تبلیغاتی خود را هم خواهد کرد. پس بیایید حداقل با مشارکت، شانس خود برای اعلام نظر و تغییر در سطح اجرایی کشور را از دست نداده باشیم!

در همین زمینه:

چرا به روحانی رای می دهم؟

حس دوگانه این روزها؛ رای بدهم یا رای ندهم؟!

اگر دیدید عده زیادی رای دادند تعجب نکنید! اما چرا؟

با در نظر گرفتن احتمال تقلب مردم در ۲ حالت برد میکنند، تحریم کامل یا حضور گسترده و رای به کاندید معتدل!

چرا به روحانی رای می دهم؟

همایش انتخاباتی حسن روحانی در ورزشگاه شیرودی تهران

همایش انتخاباتی حسن روحانی در ورزشگاه شیرودی تهران

دروغ چرا من هم تا مدتی پیش جزو تحریمی ها بودم، تا همین چند وقت پیش بر این باور بودم که همه کسانی که از فیلتر شورای نگهبان رد می شوند با هم هیچ فرقی ندارند، حتی با نوشتن مطلبی این را بیان کردم. اما حالا وقتی دقیق تر نگاه میکنم می بینم که این حرف درست نیست، چرا که به عنوان مثال وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مملکت در دوره خاتمی با نفت بشکه ای ۹ دلار به مراتب بهتر از دوره احمدی نژاد با نفت ۱۰۰ دلاری بوده است در حالیکه مسلما هر دو نفر تایید شده همین شورای نگهبان بوده اند و رهبر هم در هر دو دوره خامنه ای بوده و سپاه هم در هر دو دوره وجود داشته و نقش ایفا میکرده است! لذا به نظرم اینکه بگوییم بین این ۶ کاندید باقیمانده تفاوتی وجود ندارد و عملکرد آنها با یکدیگر متفاوت نخواهد بود واقعا درست نیست. حقیقتا نمیشود تفاوت فاحش میان دیدگاههای فردی افراطی و تندرو مثل جلیلی با فردی معتدل و میانه رو مثل روحانی با سابقه تعامل با کشورهای غربی را منکر شد.

مسلما همه این افراد در چارچوب نظام عمل خواهند کرد و نمیتوان از روحانی مثلا انتظار عملکردی خارج از نظام را داشت. روحانی نه قبله آمال است و نه منجی. رای به او به هیچ وجه به منزله تایید عملکرد او در آینده یا سوابق و کارهای او در گذشته نیست. رای به روحانی تنها به امید بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور و به ویژه طبقه متوسط با دغدغه آزادی و دموکراسی که حالا درگیر مشکلات معیشتی متعددی شده است صورت می گیرد. از سوی دیگر این رای دادن به هیچ وجه به منزله تایید جنایتها و سرکوبها و عملکرد نظام نیست بلکه یک استراتژی به منظور فراهم آوردن موقعیت برای بهبود شرایط است. مسلما میتوان در کنار این کار، همچنان به مبارزات سیاسی و اطلاع رسانی و روشنگری بر ضد رژیم ادامه داد! این ۲ عمل هیچ منافاتی با یکدیگر ندارند بلکه میتوانند همزمان در کنار هم دنبال شوند!

تاریخ بارها و بارها نشان داده است ملتی که دچار مشکلات معیشتی شدید باشد، به دنبال آزادی و دموکراسی نخواهد رفت. پیشرفت و توسعه اقتصادی و وجود سطحی از رفاه و آرامش فکری در جامعه، لازمه پیدایش دموکراسی و مطرح شدن خواسته های مدنی از جمله آزادی های فردی است! من دوست ندارم با انقلاب پابرهنگان و گرسنگان، کشورم به ورطه دیکتاتوری دیگری بیفتد. از سوی دیگر هر انسان آزاده، باشرف و وطن دوستی هر چقدر هم که از جمهوری اسلامی متنفر باشد، نه تنها به دنبال سقوط نظام از طریق حمله نظامی نخواهد بود بلکه از هیچ تلاشی برای کاهش تنش و احتمال برخورد نظامی فروگذار نخواهد کرد زیرا خوب میداند که برخورد نظامی منجر به ویرانی ایران خواهد شد. پس بهترین کار تلاش برای رفع مشکلات اقتصادی و دغدغه های مردم و در نتیجه فعال کردن بدنه جنبش های اجتماعی می باشد. امیدوارم این اتفاق بیفتد.

در مطلب قبلی به احتمال تقلب و پیامدهای آن هم پرداخته بودم.

در همین زمینه:

حس دوگانه این روزها؛ رای بدهم یا رای ندهم؟!

اگر دیدید عده زیادی رای دادند تعجب نکنید! اما چرا؟

با در نظر گرفتن احتمال تقلب مردم در ۲ حالت برد میکنند، تحریم کامل یا حضور گسترده و رای به کاندید معتدل!

با در نظر گرفتن احتمال تقلب مردم در ۲ حالت برد میکنند، تحریم کامل یا حضور گسترده و رای به کاندید معتدل!

n00285029-bبا نگاهی گذرا به تقلب در انتخابات سال ۸۸ و اعتراض های پس از آن در می یابیم که تقلب گسترده در انتخابات ریاست جمهوری برای نظام بسیار پرهزینه است. درست است که حکومت با دست بردن در آرا، در آن سال نگذاشت فرد مورد نظر مردم به ریاست جمهوری برسد اما ما نباید هزینه های زیادی که نظام در پی آن متحمل شد، ضربه سختی که به پیکره نظام وارد گردید و میلیونها نفری که در پی آن تقلب به جمع مخالفان خامنه ای پیوستند را نادیده بگیریم. امثال نوریزاد را نگاه کنید، ببینید چه ریزش های شدیدی در حاکمیت رخ داد. همین اتحاد جهانی که الان بر ضد حاکمیت شکل گرفته است تا میزان زیادی در نتیجه همین سرکوب های سال ۸۸ است. اگر مطابق با توصیه های ۳۵ ساله اپوزیسیون منفعل خارج نشین -که توانایی حتی ۱ ساعت نشستن دور هم را هم ندارند- کسی در سال ۸۸ رای نمیداد، آیا اساسا جنبشی اعتراضی شکل میگرفت؟! آیا اساسا این ریزش ها رخ میداد؟ آیا ماهیت نظام برای شمار بسیاری از مردم روشن میگردید؟

لذا به نظر من حضور در این انتخابات به شرطی که این حضور به شکل گسترده باشد لزوما کار اشتباهی نیست بلکه میتواند به عنوان یک حرکت استراتژیک توجیه پذیر باشد تا قشر متوسط آزادیخواه و دموکراسی طلب که در شرایط کنونی دچار فقر و مشکلات اقتصادی شده است از این مشکلات رهایی یابد تا بدنه جنبش های اعتراضی مجددا تقویت شود. با روی کار آمدن افرادی معتدل مثل روحانی یا عارف در نتیجه آرای بالای مردمی در مقابل افرادی تندرو و سپاهی مثل جلیلی یا قالیباف که مورد حمایت خامنه ای و سپاه هستند، امید به اصلاح روند کنونی و حاکمیت عقلانیت دستکم در حوضه مسائل اجرایی. اقتصاد و تا حدودی مسائل اجتماعی کشور افزایش می یابد. درست است که رییس جمهور همه کاره نیست اما هیچ کاره هم نیست، وگرنه این همه تقلا نمیکردند که عده زیادی را رد صلاحیت کنند یا در انتخابات قبلی تقلب کنند! به هر حال تفاوت عمده شرایط اجتماعی و اقتصادی در دو دوره خاتمی و احمدی نژاد در حالی که رهبر در هر دو دوره یک نفر بوده است، و در حالی که نفت در دوره خاتمی یک دهم دوره احمدی نژاد قیمت داشته است، غیر قابل انکار است.

در صورت حضور گسترده مردم، محتمل به نظر نمی رسد که نظام بخواهد بار دیگر با تقلب گسترده در انتخابات هزینه سنگینی را بر خود تحمیل کند به ویژه اینکه الان از یک طرف در سوریه در حال جنگ هستند و بعید نیست که با دخالت غربی ها به طور مستقیم به وادی جنگ بیفتند، و از سوی دیگر تحریم های شدید جهانی منابع درآمدی و ارزی رژیم را به شدت کاهش داده است و در نتیجه آنها با مشکلات متعددی درگیر هستند. حتی اگر تقلب بکنند هم باز مردم ضرر نمیکنند چون این کار تیر دیگری بر ادعای نظام بر مردمی بودن آن خواهد بود و عده بیشتری از خودی ها ریزش خواهند کرد و حلقه نظام تنگتر و تنگتر خواهد شد و فشار خارجی ها بر نظام تشدید خواهد گردید. بحث اینکه نظام از این حضور مردم به نفع خود بهره برداری تبلیغاتی میکند هم به نظر حداقل در این انتخابات توجیه زیادی ندارد چون به هر حال درصدی از مردم به ویژه در شهرهای کوچک برای انتخابات شورای شهر که به طور همزمان برگزار میشود شرکت خواهند کرد و در نتیجه خواه ناخواه حکومت از آن بهره تبلیغاتی خواهد برد و درصد مشارکت را هم بالا اعلام خواهد کرد چه مردم انتخابات ریاست جمهوری را تحریم کنند و چه نکنند!

حرف آخر اینکه در ۲ صورت مردم میتوانند خواسته خود را به نظام تحمیل کنند و به هدف خود برسند، یکی تحریم کامل به گونه ای که محلهای رای گیری به طور محسوسی خالی باشد و آبروریزی بزرگی به بار بیاورد و دیگری حضور گسترده و رای دادن به کاندید معتدل! حالت اول عملا ممکن نیست چون دستکم چند میلیون وابسته به نظام هستند که همیشه شرکت میکنند. اما در صورت حضور گسترده مردم و رای به یک کاندید خاص مثل روحانی یا عارف (این ۲ حتما باید ائتلاف کنند)، احتمال اینکه نظام جرات کند بار دیگر با تقلب گسترده ریسک ماهها تنش و درگیری را برای خود بخرد، اندک است، حتی اگر این کار را بکند باز هم به دلایل ذکر شده در بالا مردم ضرر نخواهند کرد.

در همین زمینه:

سوریه باتلاق جمهوری اسلامی!

اگر دیدید عده زیادی رای دادند تعجب نکنید! اما چرا؟

حس دوگانه این روزها؛ رای بدهم یا رای ندهم؟!

نمودار جهش عظیم در «شاخص فلاکت» در ایران در ۲ سال گذشته!

هدف آمریکا از تحریم های جدید: فشار مستقیم بر ایرانیان؛ پیام تحریمها: نگذارید جلیلی رییس جمهور شود!

حس دوگانه این روزها؛ رای بدهم یا رای ندهم؟!

منم مثل خیلی های دیگه در این چند روز در برزخ به سر می برم و خیلی خلاصه بگم حس دوگانه ای دارم! یک دل میگه نباید رای داد چون حتی اگر تقلب نکنند رییس جمهوری فقط مسئول اجرایی مملکت هست و در واقع همه کاره نیست، بخش عمده ای از اختیارات از جمله فرماندهی کل قوا، سیاست خارجی و سیستم قضا به طور مستقیم توسط رهبر کنترل میشه که از طریق مردم انتخاب نمیشه. از طرف دیگه باید به خاطر تقلبی که در سال ۸۸ کردند و توهینی که به مردم روا داشتند گوشمالی داده بشوند و نباید با شرکت در انتخابات به سیستم مشروعیت داد، نباید در شرایطی که هنوز آمران و عاملان کهریزک مجازات نشده اند رای داد …

اما خودم به خودم جواب میدم که چون همزمان انتخابات شوراها هم برگزار میشه به هر حال خواه ناخواه درصدی پای صندوق حاضر شده و رای خواهند داد و نظام بهره برداری تبلیغاتی مورد نظر خودش را خواهد کرد. از طرفی مگر هر نوع حضوری در انتخابات، مشروعیت میاره؟! آیا حضور حداکثری مردم در سال ۸۸ به سیستم مشروعیت داد یا برعکس اندک آبرویش را نزد مردم و جهانیان بر باد داد؟! به نظر من بزرگترین ضربه را همین اعتراض های سال ۸۸ به نظام زد و چندین میلیون بر شمار مخالفان خامنه ای افزود! آیا اگر ما در سال ۸۸ شرکت نمیکردیم و در خانه می نشستیم میتوانستیم با شعار «رای من کو؟» به خیابانها بریزیم و رژیم را به چالش بکشیم و برای چندین ماه خواب را از کودتاچیان برباییم؟! آیا اگر ما  سال ۸۸ شرکت نمیکردیم، اساسا فرصتی برای حضور و اعلام نارضایتی ایجاد می شد؟! آیا جنبش سبزی به وجود می آمد؟!

اما یک دل دیگه میگه وقتی تحریم هستیم، وقتی بیکاری و فقر به شدت زیاد شده، وقتی کسی مثل جلیلی بر ادامه همین مسیر تاکید میکنه، و وقتی در نبود یک اپوزیسیون قدرتمند، فراگیر و قابل اعتماد هیچ امکان تغییر بنیادینی در کوتاه مدت حتی در میان مدت متصور نیست، وقتی خطر حمله نظامی وجود داره، تلاش برای اصلاح از داخل عاقلانه تر به نظر میرسه به ویژه اینکه وقتی طبقه متوسط قوی نیست مثل الان و روز به روز هم داره ضعیفتر میشه، وقتی حجم اصلی مشکلات مردم اقتصادی شده، خواسته های دموکراسی خواهانه و آزادی خواهانه رو به افول میره… پس با علم به اینکه حمله نظامی نمیخواهیم و انقلاب پا برهنگان هم منجر به دیکتاتوری دیگری خواهد شد، پس چرا نباید برای جلوگیری از ادامه روند فعلی و تقویت قشر متوسط و آزادیخواه که داره زیر فشار اقتصادی له میشه، به عارف یا روحانی رای داد؟ این ۲ نفر حداقل نشان داده اند که اختلاف دیدگاه فاحشی با بقیه نامزدها دارند. این دو هیچ دخالت مسقیمی در سرکوبها و جنایات رژیم نداشته اند. حتی اگر این دو بتوانند اندکی شرایط را بهبود ببخشند و حرکت پرشتاب این قطار نابودی و نیستی را کند کنند، باز هم برد کرده ایم!! البته عارف و روحانی اگر واقعا میخواهند پیروز بشوند باید حتما ائتلاف کنند چون اینطوری با حضور هر دو، رایهایشان قطعا تقسیم خواهد شد و تجربه ۸۴ تکرار.

این چند پاراگراف خلاصه ای بود از چالشی که در چند روز گذشته خودم با خودم دارم! در هر حال به نظر من هیچ کس نباید به افرادی که به دلایل ذکر شده در بالا تشخیص میدهند رای بدهند یا اونهایی که به دلایل مختلف رای نمیدهند و تحریم میکنند، توهین کند! هیچ کس نمیتونه ادعا کنه که حق مطلقه و او تنها کسی است که درست فکر میکنه و بقیه اشتباه میکنند!!

در همین زمینه:

اگر دیدید عده زیادی رای دادند تعجب نکنید! اما چرا؟

هدف آمریکا از تحریم های جدید: فشار مستقیم بر ایرانیان؛ پیام تحریمها: نگذارید جلیلی رییس جمهور شود!

تحریم های جدید مردم عادی را هدف قرار داده است.

تحریم های جدید مردم عادی را هدف قرار داده است.

در عرض ۳ روز گذشته و در حالی که کمتر از ۱۰ روز تا انتخابات ریاست جمهوری در ایران باقی مانده است، آمریکا حجم عظیمی از تحریم های جدید را بر ایران اعمال کرده است (+). از یک طرف ریال و از طرف دیگر صنایع پتروشیمی و خودرو مورد تحریم های جدید قرار گرفته اند. گفته شده است که منظور از تحریم ریال بی ارزش کردن آن در خارج از ایران است و هدف، مورد تحریم قرار گرفتن بانکها، موسسات، شرکتها و افرادی است که حجم بالایی از ریال را در خارج از ایران مبادله می کنند. همانطور که می دانید اصولا ریال در خارج از ایران مبادله نمی شود و لذا این تحریم، تنها جنبه روانی بر بازار خواهد داشت. اما دو تحریم دیگر، یعنی تحریم پتروشیمی و صنعت خودرو ایران، تاثیر بسیار شدیدی بر اقتصاد کشور و سطح زندگی و رفاه ایرانیان بر جای خواهد گذاشت.

صنعت پتروشیمی ایران در سال ۲۰۱۲ بیش از ۱۲ میلیارد دلار صادرات داشته است یعنی چیزی حدود ۲۰ درصد کل درآمد ارزی ایران متعلق به این بخش بوده است. مسلما تحریم آن جلوی فعالیت کشورها و شرکتهای خارجی در ایران را خواهد گرفت، صادرات را متوقف خواهد کرد و منجر به بیکاری عظیمی در این بخش خواهد شد و با کاهش حجم درآمد ارزی دولت، منجر به کاهش ارزش ریال می گردد.

از طرف دیگر، تا ۲ سال گذشته، بیش از ۳۰۰ هزار نفر به طور مستقیم در صنعت خودرو کشور و تولید قطعات خودرو مشغول به کار بوده اند؛ صنعتی که وابستگی شدیدی به کشورهای خارجی دارد. از ۲ سال گذشته و با توسعه ابعاد تحریم ها از جمله تحریم های بانکی به تدریج همکاری خودروسازهای خارجی با بخش خودرو ایران کاهش یافت، چیزی که منجر به رکود در این بخش و کاهش تولید گردید. اکنون آمریکا بخش خودرو را به طور مستقیم هدف قرار داده است. یعنی اینکه دیگر هرگونه همکاری با صنعت خودرو ایران و از جمله صادرات خودرو و قطعات آن به ایران ممنوع شده است و هر شرکتی که با ایران معامله کند، از سوی آمریکا جریمه خواهد شد. این موضوع منجر به افزایش رکود در این صنعت، افزایش دامنه بیکاری ها، افزایش قیمت خودرو و قطعات خودرو خواهد شد. همچنین دارندگان خودروهای خارجی، با مشکلات متعددی برای تامین قطعات یدکی مورد نیاز خودرو خود مواجه خواهند شد.

هدف از تحریم های جدید:

اگر بتوان با خوش بینی، هدف از تحریم صنعت پتروشیمی ایران را کاهش درآمد ارزی حکومت و اعمال فشار مضاعف بر آن دانست، اما با هیچ ترفندی نمیتوان نسبت به حسن نیت آمریکا در تحریم صنعت خودرو خوش بین بود. شکی نیست که هدف آمریکا از تحریم خودرو و ریال ایران، اعمال فشار مستقیم بر مردم ایران است. آمریکا تقریبا تمامی منابع ارزی و درآمدی رژیم را مسدود کرده است و حالا کم کم وارد فاز تحریم هایی می شود که مستقیما مردم ایران را هدف قرار میدهد. هدف آمریکا از اعمال این تحریم ها، دشوار کردن زندگی مردم عادی و افزایش نارضایتی ایرانیان می باشد به این امید که شاید گسترش نارضایتی ها منجر به شورش و آشوب علیه حکومت بشود تا در نتیجه حکومت از بلندپروازی های هسته ای خود دست بردارد و یا اینکه به طور کلی حکومت سرنگون بشود!

اما تجربه نشان داده است که آمریکا از این ترفند راه به جایی نخواهد برد و این سیاست شکست خورده است. به چند دلیل: ۱- در طول تاریخ ایرانیان نشان داده اند که انسانهای مغروری هستند. فشار بیشتر بر آنها نه تنها آنها را وادار به حرکت به سوی خواسته های آمریکا نخواهد کرد، بلکه در طول زمان کینه عمیقی در دل مردم ایران ایجاد خواهد نمود و نهایتا منجر به پافشاری جمعیت بیشتری از مردم بر حق استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای خواهد گردید. ۲- اصولا با توجه به تجربه تلخ انقلاب سال ۵۷، عدم وجود آلترناتیوی مشخص و قابل اعتماد و نیز به دلیل سابقه سرکوبهای وحشیانه حرکتهای اعتراضی از سوی حکومت، وقوع هرگونه حرکت اعتراضی از سوی مردم به دلیل اعمال تحریمها، دستکم در کوتاه مدت منتفی به نظر میرسد.

پیام تحریم های جدید:

نکته مهم دیگر که نباید از آن غافل شد، «زمان» خاصی است که این تحریم های سه گانه بر ایران و ایرانیان اعمال میشود. در کنار دلایل مطرح شده در بالا، بدون شک یکی از اهداف آمریکا از اعمال تحریم های جدید، پیام به مردم ایران است. پیام آمریکا به ایرانیان این است که اگر تحریم های بیشتری نمی خواهید، از به قدرت رسیدن هر شخصی که به دنبال افزایش تنش با غرب می باشد و بر موضع لجوجانه حکومت بر ادامه برنامه هسته ای خود اصرار می ورزد جلوگیری کنید. منظور از این چنین فردی به طور اخص شخص «سعید جلیلی» می باشد که در ۵ سال گذشته زیر نظر علی خامنه ای، مسئولیت تلف کردن وقت غربی ها در مذاکرات متعدد اما بی حاصل را بر عهده داشته است و در مبارزات انتخاباتی خود به طور مکرر بر «مقاومت» و «گفتمان انقلاب اسلامی» تاکید کرده است! اگر نگاهی به حامیان او بیندازید می بینید که اکثریت افراد و گروههای حکومتی که سال ۸۴ از احمدی نژاد حمایت میکردند، اکنون از جلیلی حمایت میکنند، لذا پر بیراه نیست اگر او را نامزد اصلی حاکمیت بدانیم.

اگرچه سیاست خارجی رژیم از جمله تصمیم گیری درباره برنامه هسته ای مستقیما زیر نظر علی خامنه ای است اما رییس جمهور به هر حال تا میزانی در تصمیم گیری ها موثر است. به قدرت رسیدن فردی همچون حسن روحانی که به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی و مذاکره کننده هسته ای ایران، سابقه تعامل سازنده و اعتماد سازی با غرب را در پرونده خود دارد میتواند از یک طرف به عنوان شاخه زیتونی به نشانه صلح از سوی مردم ایران تعبیر شود و از طرف دیگر گویای «نه بزرگ» ایرانیان به سیاستهای تنش زا و ماجراجویانه خامنه ای و مردود شدن او در رفراندوم هسته ای باشد! مردم ایران اگرچه با استفاده صلح آمیز از برنامه هسته ای موافقند اما خواهان همکاری کامل با آژانس اتمی هستند، چیزی که خامنه ای و جلیلی مانع آن بوده اند. آمریکایی ها امیدوارند مردم ایران از خارج شدن اسم جلیلی از صندوق رای جلوگیری کنند، هرچند حاکمیت نشان داده است که در مواقع لزوم ابایی از تقلب و دست بردن در آرای مردم نخواهد داشت…!

در همین زمینه:

احساس عشق و نفرت نسبت به تحریم‌ها

نمودار جهش عظیم در «شاخص فلاکت» در ایران در ۲ سال گذشته!

آقای عارف نظر شما درباره تقلب در انتخابات سال ۸۸ چیست؟ اگر باز تقلب شد چه کار کنیم؟

عرفتقلب گسترده در انتخابات سال ۸۸ بر کسی پوشیده نیست. از اعلام نتیجه انتخابات از سوی کیهان و فارس به سود احمدی نژاد ساعتی قبل از پایان زمان رای گیری گرفته تا افزایش خطی و از روی نمودار شمار آرای شمرده شده توسط صدا و سیما در روز بعد، بشتر بودن شمار آرای باطله از کل آرای اعلام شده برای مهدی کروبی که دور قبل بیش از چند میلیون رای جمع کرده بود و حتی کمتر از تعداد نفرات ستاد انتخباتی اش در کل کشور بود، تا اعلام درصد مشارکت ۱۵۰ درصدی برای برخی از شهرها و پیدا شدن برگه های سفید زیاد در گوشه و کنار کشور و بسیاری موارد دیگر! ۴ سال پیش تا مدتها مطالب زیادی در اثبات این موضوع نوشته شد و خلاصه کمتر کسی از افراد غیر وابسته به حکومت در وقوع تقلب در انتخابات شکی دارد.

حال بد نیست به بررسی موضع محمد رضا عارف -معاون اول دولت خاتمی- به عنوان یک شخصیت وابسته به طیف موسوم به «اصلاح طلبان» و از نامزدهای ریاست جمهوری آینده درباره تقلب در انتخابات سال ۸۸ و اعتراضهای مردمی پس از آن بپردازیم:

محمدرضا عارف در جمع دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف (+):

یکبار برای همیشه باید این شبهه در انتخابات برطرف شود. در انتخابات سال ۸۸ تخلفات زیادی صورت گرفت. مثلا افرادی که مسئولیت اجرایی داشتند به حمایت از یک کاندیدا پرداختند. اما طرح مساله تقلب در شرایطی که مطمئن نیستیم خوب نیست.

محمدرضا عارف در دانشگاه رازی کرمانشاه (+  +):

در حوادث سال ۸۸، تقلب صورت نگرفت، اما تخلف انجام شد و وعده‌های رأی‌آور به مردم داده شد و اینکه کسانی انتخابات را برگزار کنند و در جانب‌داری از کسی وارد شوند، تخلف است. وي افزود: تقلب بحث حقوقي و قضايي است كه بايد از سوي دادگاه رسيدگي شود؛ و سهم محافلي چون دانشگاه‌ها و تك تك گروه‌ها تعيين شود،

معاون اول دولت اصلاحات در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویان دانشگاه فردوسی (+ +):

در انتخابات ۸۸ تقلبی صورت نگرفت بلکه تخلف شد، اما متاسفانه بعضی افراد در آن سال با سوژه قرار دادن انتخابات خواستند طوری تسویه حساب شخصی کنند. وی افزود: بنده خود به تخلف در انتخابات اذعان دارم اما برای اثبات تخلف باید به مراجع قانونی مراجعه کرد و بنده منتظرم تا به پرونده سال ٨٨ به صورت دقیق پرداخته شود. وی در پاسخ به این سوال که چرا در جریان آن‌چه «فتنه ٨٨» خوانده می‌شود، سکوت کرد، گفت: در آن هنگام ترجیح دادم سکوت آگاهانه داشته باشم، در جریان فتنه اگر بنده موضع‌گیری می‌کردم وضعیت آشفته‌تر می‌شد.

عارف در جمع دانشجویان یزدی مقیم تهران (+):

یک نامزد پیروز هیچ‌گاه نمی‌گوید در انتخابات تقلب شده  و به گفته وی نامزد شکست خورده‌ هم نمی‌گوید که در انتخابات تقلب نشده است. وی با بیان اینکه وظیفه نهادهای اجرایی و نظارتی پاسداری از رای مردم است، گفت: هیچ مرجعی نمی‌گوید اگر تخلف و تقلبی صورت گرفت، پیگیری نشود اگر حقمان در انتخابات نادیده گرفته شد، مطمئن باشید تا آخرین مرحله از طریق مکانیزم‌های قانونی پیگیری می‌کنیم و صد البته اعتقادم بر این نیست برای نظامی که آن را قبول داریم و برای احقاق حق خود مردم را به خیابان بیاوریم.

همانطورکه مشاهده می کنید وی نه تنها تقلب در انتخابات سال ۸۸ را به کلی رد میکند بلکه مانند مقام های حکومتی و رسانه های وابسته به آنها، وقایع آن سال و اعتراض های مردمی را «فتنه» می نامد. او معتقد است که باید موضوع از طریق مراجع قانونی دنبال می شد، گویی مرجع قانونی که اینجا شورای نگهبان باید باشد، خیلی منصفانه و بی طرفانه عمل می کند!!

وی در یکی دیگر از سخنرانی های اخیر خود در ساری در پاسخ به این سوال که «در صورتی که مطمئن شوید در انتخابات تقلب صورت گرفته، چه اقدامی انجام می‌دهید»، می گوید (+):

تدبیر بر این است اگر مطمئن شویم در انتخابات تقلب صورت گرفته، جوانان به خیابان نیایند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: