بایگانی برچسب‌ها: امام راحل

درخواست شورای هماهنگی راه سبز امید از مردم برای راهپیمایی در سکوت، خیانت به خون شهدای جنبش سبز است

اعضای ناشناس شورای هماهنگی راه سبز امید از مردم خواسته‌اند که در روز ۲۲ خرداد و در سالگرد تقلب بزرگ در سکوت راهپیمایی کنند [۱]. چرا در سکوت؟! چگونه ممکن است مردم خواسته‌های خود را در سکوت فریاد بزنند؟! یا چگونه ممکن است سکوت تظاهرکنندگان موجب تغییر رفتار حاکمیت شود؟! اساسا حکومت چگونه میتواند خواست تظاهرکنندگان را از سکوت آنها بفهمد؟! قرار دادن درخواست آنها از مردم برای انجام راهپیمایی در سکوت و عدم پاسخ به شعارها در کنار رفتارهای گذشته ایشان آنجا که به پایبندی جنبش سبز به قانون اساسی جمهوری اسلامی اشاره می‌کنند و یا استفاده مکررشان از عباراتی همچون »امام راحل» و »آرمانهای انقلاب»، نشان میدهد که آنها از داده شدن شعارهای ضد حکومتی همچون شعار »نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» و یا »جمهوری ایرانی» که اساس رژیم را هدف قرار میدهند و خواست اصلی طرفداران جنبش سبز می‌باشند، بیمناک هستند. نگویید از ترس واکنش خشونت آمیز حکومت گفته‌اند راهپیمایی در سکوت که اصلا قابل قبول نیست، چرا که تجربه دو سال اخیر به خوبی نشان داده است که این حکومت با هر نوع حرکت اعتراضی چه در سکوت و چه همراه با شعار برخورد شدید کرده است. به یاد بیاورید راهپیمایی سکوت میلیونی مردم در روز ۲۵ خرداد سال ۸۸ را که حکومت چطور وحشیانه دستکم ۱۸ نفر [۲] را به شهادت رسانید (توضیح: منابع حکومتی مدعی هستند که در این روز ۷ نفر کشته شده‌اند[۳]).

به قیام‌های منطقه‌ای بنگرید و درس بگیرید! مردم کدام‌یک از قیام‌های چند ماه اخیر منطقه با تظاهرات در سکوت موفق به شکست دادن دیکتاتورهای کشورهای خود شده‌اند؟! ببینید چطور مردم سوریه نه در سکوت که با فریاد، خواست خود را بر دیکتاتور آن کشور تحمیل می کنند. در حالی که حکومت ظالم بشار اسد به راحتی آب خوردن آدم می کشد، عزم  مردم سوریه برای تغییر، دیکتاتور آن کشور را مجبور کرده است که هر روز از موضع قبلی خود عقب‌نشینی کند؛ چند هفته پیش لغو حالت فوق العاده پس از ۴۰ سال و دیروز صدور فرمان عفو عمومی در این کشور. اساسا در هر کجای دنیا که بنگرید معترضان در راهپیمایی‌ها پلاکاردهایی حاوی شعارهای خود را حمل میکنند و خواست خود را فریاد می‌زنند.

راهپیمایی در سکوت ۲ ایراد عمده دارد:
۱- نه تنها حرکت اعتراضی مردم را در نزد حکومت بی‌آزار و معترضان را فاقد اراده لازم برای مطرح کردن خواسته‌های خود نشان میدهد، بلکه به حکومت این فرصت را می‌دهد که اعتراض مردم و اهداف آن را تحریف کند. کمااینکه در دفعات گذشته دیدیم چطور عده ای از کودتاچیان با کمال بی‌شرمی مدعی شده بودند که مردم برای خرید به خیابان آمده بوده‌اند [۴].
۲- از آنجاییکه مردم در نتیجه خفقان تحمیلی شورای هماهنگی نمی‌توانند خواست خود را فریاد بزنند و صدای فریاد یکدیگر را بشنوند، رفته رفته شور خود برای شرکت در راهپیمایی‌های بعدی را از دست خواهند داد. همچنین زمینه برای سوء استفاده نفوذی های جمهوری اسلامی از جمله اصلاحات‌چی‌ها برای مصادره حرکت مردمی به نفع منافع حزبی و جناحی خود که چیزی جز ادامه حکومت کنونی نمی‌باشد، فراهم خواهد شد و آنها خواست خود را به عنوان خواست مردم مطرح خواهند کرد. در چنین شرایطی نهایتاً شأن جنبش سبز از یک خروش ملی در اعتراض به خفقان، دروغ، فساد و تبعیض موجود در دیکتاتوری جمهوری اسلامی، به یک لشگرکشی حزبی و قدرت نمایی به رقیب تنزل پیدا خواهد کرد. اتفاق ناخوشایندی که خیانت تمام عیار به خون شهدای دو سال اخیر جنبش سبز خواهد بود.

اگر حرفهای اخیر آقای خاتمی مبنی بر عذرخواهی از رهبری، شایعه‌های منتشر شده از سوی سایت‌های حکومتی مربوط به انتشار جزوه اصلاحات نوین و طرح آشتی ملی از سوی اصلاح‌طلبان [۵-۷] و رفتارهای محتاطانه شورای هماهنگی راه سبز امید که تنها نقش سرعت‌گیر در مسیر حرکت اعتراضی مردم را داشته است را در کنار درخواست اخیر آنها مبنی بر راهپیمایی سکوت قرار دهیم، نگرانی‌ها نسبت به تلاش اصلاح‌طلبان حکومتی برای مصادره جنبش سبز به سود منافع حزبی خود به شدت افزایش می‌یابد.

ختم کلام اینکه دعوت مردم به حضور در خیابان‌ها به نشانه اعتراض امر مطلوبی می‌باشد اما درخواست از مردم برای سکوت و عدم فریاد زدن خواسته‌هایشان نه تنها منطقی نیست بلکه مشکوک است. برآوردن بانگ الله اکبر بر فراز پشت بام ها هم امر مناسبی است و موجب وحشت در دل کودتاچیان شده، روحیه جنبش سبز را تقویت خواهد کرد اما چه بهتر که شعارهای ضد حکومتی نیز چاشنی این حرکت گردد.

منابع:
۱- سایت کلمه
۲- سایت رادیو فردا
۳- سایت بی بی سی
۴- سایت آخرین نیوز
۵- مشرق نیوز
۶- آزادی نیوز
۷- انتخاب نیوز

تجدید میثاق شورای هماهنگی راه سبز امید با »آرمانهای امام راحل»!

بالاخره پس از مدتها انتظار و بی‌تحرکی، بیانیه‌ای از سوی شورای هماهنگی راه سبز امید منتشر شد. با اشتیاق زیاد سایت کلمه را باز کرده و بیانیه مذکور را خواندم؛ خط به خط، کلمه به کلمه. قسمت های ابتدایی بیانیه نسبتا خوب و امیدوار کننده بود اما دریغا که هرچه به پایان بیانیه نزدیک میشدم، امید و شور ابتدایی، جای خود را به تلخی و ناامیدی می‌داد. برخلاف انتظار خبری از مشخص کردن موعد تظاهرات بعدی یا حتی اعلام فراخوان برای الله اکبر گفتن بر پشت‌ بام‌ها نبود! تنها در پاراگراف آخر به صورت کوتاه وعده‌هایی داده شده بود. در عوض بیانیه پر بود از کلمه های تکراری و تلخی همچون »معمار بزرگ انقلاب»، »آرمانهای انقلاب» و »اسلام رحمانی»!
در قسمتی از بیانیه به مرگ آیت الله خمینی اشاره و از او به عنوان »معمار بزرگ انقلاب» که مرگش موجب داغدار شدن میلیونها انسان شده، یاد شده است! این بیانیه به گونه‌ای نوشته شده است که گویی شورای مذکور در سوگ امام راحل خود به سر میبرد و دلتنگ دوران طلایی اوست! گویی تجدید میثاقی است با آرمانهای وی! همچنین در این بیانیه برای چندمین بار در طی ماههای اخیر ادعا شده است که جنبش سبز به دنبال بازگشت به آرمانهای انقلاب و احیای آنهاست!

با خواندن این جملات و این کلمات، خشم و اندوه همزمان بر وجودم چیره شد. خشم از آن جهت که باز از جانب جنبش سبز ادعا شده است که به دنبال بازگشت به آرمانهای امام و انقلاب است و ناراحتی از اینکه شورای مذکور باز هم فرصت دیگری برای فراخواندن مردم به راهپیمایی و تظاهرات خیابانی را از دست داده است. از اینرو بر خود لازم دیدم چند جمله ای خطاب به شورای کذایی راه سبز امید بنویسم که در زیر می‌آید:

اعضای ناشناس شورای راه سبز امید، پیش خود چه فکر کرده‌اید؟! منظور شما از عباراتی چون »آرمانهای امام و انقلاب» یا »حیات پربار امام» چیست؟! از کدامین آرمانها سخن میگویید؟! از سرکوب و کشتن و به بند کشیدن اقلیت‌های قومی و مذهبی؟! از تصفیه دانشگاهها از نیروهای نخبه و دانشمندان برجسته در قالب انقلاب فرهنگی؟! از کشیدن تیغ به صورت دختران و زنان به جرم آزاد بودن و مخالفت با حجاب اجباری؟! از تجاوز و شکنجه زندانیان سیاسی و عقیدتی؟! از اعدام های سیاسی؟! گفته‌اید حیات پربار خمینی، معمار بزرگ انقلاب! از کدامین حیات پربار سخن میگویید؟! آیا منظورتان دستور صریح خمینی در کشتار چندین هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ است؟! آیا منظورتان به کشتن دادن هزاران جوان در اثر غرور بیجای خمینی و قدرت طلبی او و در نتیجه خودداری از امضای توافقنامه صلح با عراق در سال ۶۱ است؟!

میگویید که انتظار داشته‌اید که خمینی پس از جنگ، مردمسالاری را در ایران پیاده کند! دریغا از این همه بی‌درایتی و خوش‌خیالی یا آگاهانه خود را به بی‌خردی و نا‌آگاهی زدن! آخر چطور ممکن است خمینی که خود مطرح کننده تئوری ولایت فقیه (دیکتاتوری دینی) بوده است، به دنبال پیاده کردن مردمسالاری و برچیدن تحجر در جامعه بوده باشد؟! مگر نه اینکه ولایت فقیه در مفهوم و در ذات خود متحجرانه است و با مردمسالاری جمع ناشدنی؟!

میگویید معمار بزرگ انقلاب! لابد این بنیانگذار بزرگ، پایه‌گذار آرمانهایی است که در پاراگرافهای ابتدایی بیانیه از آن سخن رانده‌اید و مدعی شده‌اید که جنبش سبز به دنبال بازگشت و زنده نگاه داشتن آنهاست! آنگونه که من جنبش سبز را در ۲ سال اخیر شناخته‌ام، نخیر، اینگونه نیست! ما به دنبال آرمانهای امام راحل شما نیستیم! ما به دنبال احیای »اسلام رحمانی» نیستیم! جنبش سبز از استبداد و تک‌محوری بیزار است. جنبش سبز جنبشی است که جلوی استبداد و دیکتاتوری ایستاد. چنین جنبشی با چنین مشخصه‌هایی چگونه میتواند به دنبال بازگشت به دوران خمینی جلاد و دوران طلایی او باشد؟!

اعضای شورای راه سبز امید، لطفا به جای مردم ایران و از جانب جنبش سبز سخن نگویید! از بیانیه‌هایتان چنین برمی‌آید که هدفی جز زنده نگه‌داشتن حکومت فاسد و خونخوار حاکم بر ایران ندارید.  هدف شما نه تغییر نظام و روی کار آمدن دموکراسی و رای و نظر مردم که جلوگیری از سقوط رژیم کنونی یا در حالت خوشبینانه اعمال اصلاحاتی محدود در آن است. این نکته را از نسخه دوم منشور جنبش سبز که چند ماه پیش منتشر کردید نیز میتوان به خوبی استنباط کرد. آنجا که جنبش سبز را پایبند به قانون اساسی جمهوری اسلامی دانسته و از قول اعضای جنبش سبز میگویید که ما به دنبال »احیای همه اصول قانون اساسی» هستیم! همان قانون اساسی که یکی از اصول مهم آن اصل ۱۱۰ یعنی اصل ولایت فقیه است!

شورای هماهنگی راه سبز امید! ما را به خیر شما امیدی نیست. جنبش سبز را به حال خود واگذارید یا اینکه نگرش خود نسبت به جنبش سبز را واقع‌‌بینانه‌تر کرده، خواست مردم  را بشنوید!

دوشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۰

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: