بایگانی برچسب‌ها: امامزاده

امامزاده‌ای که با یک زمین لرزه با خاک یکسان میشود، چگونه میتواند شفا بدهد؟!

امامزاده ای که بر اثر زلزله با خاک یکسان شد!

امامزاده ای که بر اثر زلزله با خاک یکسان شد!

یکی بیکاره، کار میخواد، یکی دیگه شفای بچه مریضش را میخواد بگیره، یکی اجاقش کوره، بچه میخواد، اون یکی میخواد کنکور قبول بشه، این یکی ماشینش را دزد برده، میخواد ماشینش پیدا بشه، اون یکی میخواد خانه دار بشه… خلاصه هرکسی یک خواسته‌ای از امام و امامزاده داره. عجب مرده‌ی نیرومندیه، نه؟! اما یک جای کار میلنگه! این مرده‌ی مقدس و نیرومند که توانایی انجام این همه کار را داره، پس چرا نمیتونه مقبره‌ی خودش را از تخریب محافظت کنه؟ پس چرا ساختمانی که قراره از قبرش حفاظت کنه وقتی سیل یا زلزله میاد خیلی راحت وا میره و آوار میشه رو سرش؟!

بر اساس گزارش اداره اوقاف و امور خیریه استان بوشهر، در زلزله اخیر به بیش از ۴۳ بنای مذهبی از جمله به ۹ باب «بقعه متبرکه» آسیب شدید از ۷۰ تا ۱۰۰ درصد وارد شده است. (منبع) مثلا بقعه «آقا شنبه» در شهر شنبه کاملا منهدم و ۱۰۰ درصد نابود شده است! در زلزله چند ماه پیش «ورزقان» هم چندین زیارتگاه و امامزاده در منطقه با خاک یکسان گردیده بود!

به نظر من اگر کسی بنشیند و اندکی با خود تامل کند متوجه میشود که هیچ در و پیکری، هیچ امامزاده‌ای، هیچ امامی، هیچ پیغمبری، به طور کلی هیچ جسم بی جانی، نمیتواند کاری انجام دهد. حتی خدا (اگر به وجود چنین چیزی اعتقاد داشته باشید) هم نمیتواند کاری برای من و شما بکند. این انسانها هستند که میتوانند منشاء اثر و عامل تغییر و تحول باشند؛ با فکر و اندیشه خود، با سعی و کوشش خود، با شفقت و مهربانی خود، با همکاری و مشورت با دیگران.

شوربختانه در نتیجه تبلیغات گسترده ملایان حاکم بر ایران، میزان اعتقادات خرافی ایرانیان به حدی رسیده است که شاهد بودیم که چندی قبل مردم با چه اشتیاقی سعی میکردند به در و پیکر ضریح جدید ساخته شده برای امام حسین برسند و از آن تبرک بجویند؛ ضریحی که تازه از کارگاه فلزکاری و تراشکاری خارج شده بود!!

 یا مثلا دیدیم که در شهرستانهای اهر و ورزقان با وجود دهها امامزاده و زیارتگاه، یک بیمارستان مجهز هم وجود نداشت تا آسیب دیدگان از زلزله برای درمان به آنجا برده شوند!

 درد اینهاست، درد اینه که مردم ما پولهایی را که به سختی به دست آورده‌اند خیلی راحت به عنوان «نذر» به داخل ضریح این امامان و امامزادگان می‌ریزند و از آن طرف سازمان اوقاف که زیر نظر مستقیم بیت رهبری اداره میشود هم این پولها را به جیب میزند. به نظر من تا زمانی که این خرافات در میان مردم ما هست، این حکومت سرکوبگر هم باقی می‌ماند چون این حکومت بر روی همین نادانی‌ها و اعتقادات خرافی بنا شده است که عملا «اختیار» را در بند کشیده، «توکل» را توجیه گر «تعلل، تنبلی و سستی» کرده و افراد را در حالتی از «انتظار» نگاه داشته است تا اینکه نهایتا یک موجود نامرئی ناشناس بیاید و آنها را از ظلم، بدبختی و فلاکت برهاند…!! آخر این چه منطقی است؟! تنها نجاتگر انسانها، خود انسانها هستند و بس!

در همین زمینه:

ورزقان: تعداد امامزاده ۵۰، تعداد بیمارستان صفر ، اهر: تعداد امامزاده ۴۱، تعداد بیمارستان ۱

در و پیکر فلزی تشکیل دهنده ضریح امامان و امامزادگان، دقیقا چه زمان و چگونه متبرک شدند؟

از انداختن جواهرات «نذری» به داخل ضریح تا یک و نیم میلیاردی که پسر آیت الله به دختر جوان داد!

وجه مشترک سلطنت و امامت: انتقال قدرت و جایگاه ویژه از طریق «اسپرم»

سیستم های پادشاهی بر پایه تبعیض و نابرابری بنا شده اند.

سیستم های پادشاهی بر پایه تبعیض و نابرابری بنا شده اند.

من با سیستم های پادشاهی چه از نوع مشروطه و چه از نوع مطلقه، به شدت مخالفم زیرا اساس آنها بر پایه تبعیض و نابرابری گذاشته شده است.

به راستی چه تفاوتی است میان پادشاهی و نژادپرستی؟ مگر نه اینکه هر دو بر پایه نابرابری هستند؟ نابرابری از نوع ژنتیکی و بر اساس خصوصیات غیر اکتسابی افراد.

در نظام های فاشیستی و در میان نژادپرستان، یک قوم به دلیل نوع مذهب، نوع نژاد، یا رنگ پوست، خود را برتر و دیگران را پست و زبون میداند به گونه ای که فقط خود را شایسته رسیدن به یک سری از موقعیت های اجتماعی و سیاسی و یا برخورداری از حقوق ویژه قلمداد میکند.

در نظام های پادشاهی هم دقیقا چنین است. در این حالت یک خاندان خود را برتر از بقیه میداننند. این خانواده، نسل در نسل به پادشاهی میرسند و کسی خارج از آن حق دستیابی به آن مقام و نشستن بر کرسی قدرت را ندارد. در نظام های پادشاهی، داشتن رابطه خونی ملاک و معیار است؛ یعنی اینکه قدرت از طریق «اسپرم» منتقل میشود؛ یعنی اینکه صلاحیت های فردی و اجتماعی برای رسیدن به قدرت به کناری نهاده شده و یک فرد صرفنظر از نظر مردم تنها به خاطر رابطه خونی با پادشاه سابق بر کرسی قدرت مینشیند و خانواده سلطنتی تا پایان عمر از پول بیت المال مردم مصرف میکنند و در ناز و نعمت غوطه میخورند، بدون اینکه زحمتی برای رسیدن به آن کشیده باشند!!

در نظام های پادشاهی، رسیدن فرد به راس قدرت، بدون اینکه صلاحیت و شایستگی او بررسی شده باشد و در رقابتی بر پایه نظر مردم، شرکت کرده و انتخاب شده باشد صورت میپذیرد!! لذا به دلایل مذکور، چنین سیستمی نه تنها قابل قبول نیست که بسیار عقب مانده به نظر میرسد.

نکته جالب این است که نحوه رسیدن شاهزادگان به قدرت، دقیقا مشابه نحوه مقدس شدن امامزادگان و امامان در مذهب شیعه است. همانطور که میدانید در شیعه، فرزندان امامان به امامت (قدرت) میرسیده اند و آنهایی هم که فرصت رسیدن به قدرت را نیافته، امامزاده لقب گرفتنه اند. هم امامان و هم امامزادگان در نزد شیعیان، مقدس به شمار میروند و بر قبور آنها بارگاه و مقبره های باشکوه ساخته اند و بر ضریح آنها دخیل می بندند و از آنها مدد می جویند!! به راستی چه تفاوتی است میان شیوه قدرت گیری امامان و مقدس شدن امامان و امامزادگان در مذهب شیعه با شیوه به قدرت رسیدن شاهزادگان در سیستم های پادشاهی؟! اگر خوب بنگریم می بینیم که در هر دو حالت، ملاک و معیار اصلی، رابطه خونی است و قدرت، تقدس و برخورداری از امتیازات ویژه از طریق «اسپرم» منتقل میشود….

مطالب قبلی:

تاریخ را سیاه و سفید نگاه نکنیم!

فرح پهلوی پسرش را «رضا شاه دوم» مینامد!

در و پیکر فلزی تشکیل دهنده ضریح امامان و امامزادگان، دقیقا چه زمان و چگونه متبرک شدند؟

در و پیکر فلزی تشکیل دهنده ضریح امامان و امامزادگان، دقیقا چه زمان و چگونه متبرک شدند؟

بدرقه ضریح جدید امام حسین در قم!

با اینکه خبرگزاری فارس را «فالس نیوز» میدانم و بسیار ازش بدم میاد اما سعی میکنم بخش عکس سایتشون را از دست ندهم. امروز هم رفتم سرکی کشیدم تا اینکه به مطلبی با عنوان «بدرقه ضریح جدید امام حسین در قم» برخوردم. عکس های متعددی بود از تجمع مردم قم در اطراف این ضریح جدید! یکی از عکسها از همه بیشتر خودنمایی و جلب توجه میکرد! در عکس در و تخته فلزی ضریح بر روی تریلری دیده میشوند و مردم زیادی به دور آن تجمع کرده اند و سینه زنان، شیون و زاری کنان و بر سر کوبان، در حال تلاش برای لمس آن میباشند! عکس بسیار جالب و البته تاسف آوری است که هزاران حرف در خود دارد و عمق نفوذ خرافات در جامعه ما و یا دستکم در میان افراد کمتر تحصیل کرده جامعه را به خوبی نشان میدهد…!

این ضریح را با هزینه بیش از ۱۴ میلیارد تومان و با استفاده از صدها کیلو طلا، نقره و مس ساخته اند! جالبی داستان این هست که این ضریح تا چند روز پیش در یک کارگاه و در حال ساخت بوده، بر قطعات فلزیش چکش و قلم زده اند، بعد به زیر دستگاه تراش و فرز رفته و و در نهایت برقش انداخته و تمیزش کرده اند تا اینکه در نهایت شده این چیزی که الان میبینید! بعد این مردم بدون توجه به این مسائل می آیند و ضریح را میبوسند و دخیل به آن میبندند، لباس خود را به آن میمالند و تبرک میجویند!! سوالی که برای من پیش آمده این است که این در و پیکر فلزی، دقیقا چه زمانی و چگونه از حالت یک فلز ساده بودن به یک ضریح متبرک و قابل احترام تبدیل شدند؟! اساسا چه تفاوت ماهوی میان قطعات فلزی تشکیل دهنده ضریح امامان و امامزادگان با قطعات فلزی موجود در کارگاههای تراشکاری وجود دارد که مردم به اولی بوسه میزنند و به دومی نگاه هم نمیکنند؟!

در عکس چند نفر هم دیده میشوند که گریه میکنند و بر سر و کله خودشان میکوبند!! یک کسی نیست به اینها بگوید باید هم گریه کرد اما نه به خاطر آن چیزی که شما برایش گریه میکنید بلکه برای اینکه در نتیجه اشاعه خرافات در این مملکت، دهها میلیارد پول بی زبان خیلی راحت دارد از کشورخارج میشو در حالیکه این همه فقیر و بیکار در جامعه داریم و زلزله زدگان آذربایجان هم در فصل سرما هنوز در چادر زندگی میکنند…! واقعا که!

در همین زمینه:

ورزقان: تعداد امامزاده ۵۰، تعداد بیمارستان صفر ، اهر: تعداد امامزاده ۴۱، تعداد بیمارستان ۱

خریت نه تنها علف خوردن است! مالیدن گرد و غبار حرم امام رضا به بدن و سر و صورت کودکان سرطانی…!

کارهای مفیدی که با ۱۳ میلیارد تومان پول صرف شده برای ساخت ضریح جدید امام حسین میشد انجام داد

خریت نه تنها علف خوردن است! مالیدن گرد و غبار حرم امام رضا به بدن و سر و صورت کودکان سرطانی…!

خریت نه تنها علف خوردن است! مالیدن گرد و غبار حرم امام رضا به بدن و سر و صورت کودکان سرطانی!!

خبرگزاریهای ایران عکسهایی را منتشر کرده‌اند که واقعا تاسف آور است! این عکسها نشان میدهد که عده‌ای گرد و غبار حرم امام رضا را به داخل بخش بیماران سرطانی که قائدتا باید حداکثر موازین بهداشتی در آن رعایت شود، برده و به این هم بسنده نکرده و این گرد و غبار را به سر و صورت و بدن کودکان سرطانی مالیده‌اند، بلکه این گرد و غبار معجزه کرده و آنها شفا یابند!!

هدف از این کارها چیست؟

هدف مشخص است! هدف ترویج و تحکیم خرافات و مرده پرستی است! دو حالت ممکن است اتفاق بیفتد:

۱- ممکن است تلاش پزشکان جواب بدهد و بیمار سرطانی شفا یابد. آن وقت عده‌ای بدون اشاره به شیمی درمانی، پرتو درمانی و دیگر روشهای درمانی پیشرفته‌ای که بیمار دریافت کرده است، خواهند گفت: «ببینید! ببینید! امام رضا شفایش داد! قربون امام رضا برم، ضامن آهوست دیگر…!!» در نتیجه این تبلیغات، عده‌ بیشتری خام شده و پول بیشتر و بیشتری را به شکل نذر، وقف، صدقه و غیره به داخل ضریح و به عبارتی به شکم ملاهای مفت خوری چون آیت الله طبسی خواهند ریخت و بدین ترتیب آنها پول بیشتری را برای تن پروری، عیاشی و خانم بازی خود در اختیار خواهند داشت!! (مطلب مرتبط)

۲- ممکن است درمانها افاقه نکرده و بیمار فوت کند. آن زمان بدون اشاره به شکست خوردن قدرت شفابخشی ائمه خواهند گفت: «خدایش بیامرزد! عمرش به این دنیا نبود! حتما حکمتی در کار بوده است دیگر…!»

اگر افراد مقدس مثل امامان، امامزاده‌ها و غیره، قادر به معجزه کردن و شفا بخشیدن بیماران میبودند، اول از همه یک فکری به حال خود میکردند!! مگر نه اینکه اکثریت مطلق ائمه به دلیل خوردن غذای مسموم جان باخته‌اند؟ پس چرا نتوانستند جلوی کشته شدن خود را بگیرند؟! پس چگونه است که اینها پس از مسموم شدن نتوانستند خود را شفا دهند؟! پس چرا امام حسین نتوانست جلوی نابودی و شخم خوردن مرقد خود در دوران حکومت عباسیان را بگیرد؟!

 به صفحه وبلاگ گاه نوشته های آلفرد در فیسبوک بپیوندید تا از پستهای جدید از طریق فیسبوک مطلع شوید. 

دیگر مطالب مرتبط:

از انداختن جواهرات «نذری» به داخل ضریح تا یک و نیم میلیاردی که پسر آیت الله به دختر جوان داد!

آیا پیامبران معصوم هستند؟ تجاوز داوود نبی به زن شوهردار و سپس کشتن شوهر زن …!

از تعیین جایزه برای قتل تهیه کننده فیلم بی گناهی مسلمانان تا کسب درآمد از فیلمهای پورنو!

کارهای مفیدی که با ۱۳ میلیارد تومان پول صرف شده برای ساخت ضریح جدید امام حسین میشد انجام داد

علت صدور فتواهای قتل، ترس از به هم خوردن کاسبی چند صد میلیاردی مبتنی بر ترویج خرافه و مرده پرستی است!

ورزقان: تعداد امامزاده ۵۰، تعداد بیمارستان صفر ، اهر: تعداد امامزاده ۴۱، تعداد بیمارستان ۱

در نظام اسلامی البته امامزاده ساختن مهمتر از بیمارستان ساختن است چون اولی منبع عظیم کسب درآمد است! ضمنا ورزقان و اهر همان شهرهایی هستند که اخیرا زلزله ای نه چندان قوی منجر به مرگ صدها نفر از ساکنان آنجا شد!

منبع برای تعداد امامزاده ها

منبع برای تعداد بیمارستانها

مطلب پیشنهادی:

از انداختن جواهرات «نذری» به داخل ضریح تا یک و نیم میلیاردی که پسر آیت الله به دختر جوان داد!

از انداختن جواهرات «نذری» به داخل ضریح تا یک و نیم میلیاردی که پسر آیت الله به دختر جوان داد!

سحر ریحانی بازیگر سینما – آیت الله واعظ طبسی تولیت آستان قدس رضوی

اگر به مشهد سفر کرده و به زیارت حرم امام رضا رفته باشید زنان و مردان زیادی را می‌بینید که مقادیر زیادی پول و چه بسا جواهرات خود را به داخل ضریح می‌ریزند. اگر از آنها علت را جویا شوید جواب مشابهی را دریافت میکنید؛ «نذر داشتم». یکی نذر کرده بوده که خانه دار بشود، یکی دیگه نذر کرده بوده که کنکور قبول بشود، یکی دیگه میخواسته اجاقش از کوری دربیاد، یکی دیگه نذر کرده بوده که به عشقش برسه و الی آخر! حالا طرف بعد از کلی قرض و وام گرفتن و دربدری کشیدن تونسته یک خانه نقلی پایین شهر بخره، میاد میگه اینها همه از «کَرَم آقا امام رضاست» و النگو و انگشتر طلاش را میندازه تو ضریح تا نذرش را ادا کرده باشه!

 این انداختن پول و جواهرات به داخل ضریح فقط مختص به حرم امام رضا نیست، این داستان را در محل دفن همه امامهای شیعه و حتی در چند هزار (!) امامزاده موجود در کشور هم شاهد هستیم. حالا این سوال که اصلا چطور ممکن است که یک آدم مرده یتواند خواسته‌های زنده‌‌ها که از قرار معلوم هیچ موقع هم تمام نمیشود و چه بسا برخی با هم تلاقی و تضاد هم دارد را برآورده کند موضوع این مطلب نیست و در اینجا به آن نمی‌پردازم، اما موضوع این است که این پولها و جواهرات توسط مسئولین حرم جمع آوری می‌شود و معلوم نیست کجا خرج میشود. مثلا درباره حرم امام رضا، آنقدر حجم نذورات و وقوفات مردم زیاد است که سازمان عریض و طویلی به نام آستان قدس رضوی به وجود آمده است که از همین پول نذورات مردم الان چند صد هزار هکتار زمین کشاورزی و چند صد کارخانه و هتل و غیره را صاحب شده است و به طور کامل از پرداخت مالیات هم معاف است. در راس این سازمان یک آخوند مفت خوری قرار دارد به نام آیت الله «عباس واعظ طبسی» که از زمان انقلاب تا حالا رییس این سازمان بوده و به عبارتی از جهل و خرافات مردم استفاده کرده و با پول مردم می‌خورد و می‌خوابد! گوشه‌ای از فسادهای او را هم «عباس پالیزدار» افشا کرده بود که البته به زندان افتاد!

حالا اینها همه را گفتم تا به اینجا برسم که آی مردم ببینید نذوراتتان را چطور برای مقاصد شخصی خودشان خرج می‌کنند! در خبرها آمده که فرزند این آیت الله، به نام مصطفی که با توجه به کهولت سن پدرش، ریاست دفتر آستان قدس را بر عهده دارد و عملا همه کاره آنجاست، یک پول قلمبه‌ای به میزان یک و نیم میلیارد تومان را درسته داده به یک دختر ۲۷ ساله با نام «سحر ریحانی» (لینک خبر)! ظاهر قضیه هم این هست که این دختر یک فیلم سینمایی با نام «زلال بی انتها» از اتفاقاتی که داخل حرم می‌افتد (مثل انداختن نذری، غبار روبی و شستشوی حرم، نقاره زنی و غیره) تهیه کند. قسمت تعجب برانگیز ماجرا این است که اولا این دختر جوان هیچ سابقه تهیه کنندگی و کارگردانی ندارد، رشته‌ دانشگاهی اش ریاضی بوده و تنها در چند فیلم سینمایی بازی کرده است و دوما اینکه این فیلم هیچ بازیگری ندارد و معلوم نیست این بودجه سنگین برای چیست؟! خود وی در مصاحبه‌ای که انجام داده است (لینک مصاحبه)، اقرار کرده است که در یک جلسه تجلیل از برگزیدگان المپیاد ریاضی با مصطفی واعظ طبسی آشنا شده و به او گفته است که «میخواهد به سرعت پولدار شود» و «حاج آقا» هم به سرعت قبول کرده است که چنین پول هنگفتی را به او بدهد!! تازه گویا قرار است پروژه‌های بسیار بزرگتری را هم با آستان انجام دهد! برای درک بزرگی این مبلغ کافیست به این نکته توجه کنید که کل هزینه ساخت فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» که افتخار اسکار را به دست آورد، حدود ۸۰۰ میلیون تومان بوده است.

من به رابطه احتمالی پشت پرده‌ای که بین این دختر جوان و پسر آیت الله وجود دارد کاری ندارم، اما دلم به حال آن مردمی میسوزد که علیرغم وضع نامناسب مالی، النگو و انگشتر خود را به عنوان ادای نذر به داخل ضریح و به عبارتی به شکم آیت الله‌های مفت خور میریزند! هیچ فکر کرده‌اید با این پول هنگفتی که به عنوان نذر و وقف پرداخت میشود، چند هزار بیکار را می‌شود به سر کار فرستاد، برای چند هزار دختر جوان می‌شود جهیزیه تهیه کرد و چند هزار نفر مجبور نخواهند بود از زور فقر کلیه خودشان را بفروشند؟ امیدوارم روزی برسد که هرکسی وضع زندگی و یا تغییر در سرنوشت خودش را نتیجه مستقیم عوامل مادی و عملکرد و تلاش خود بداند و نه نتیجه متوسل شدن به مردگان مقدس…!

جمع کردن کوهی از نذورات مردم در حرم امام رضا در مشهد

مطلب پیشنهادی:

علت صدور فتواهای قتل، ترس از به هم خوردن کاسبی چند صد میلیاردی مبتنی بر ترویج خرافه و مرده پرستی است!

چرا ائمه‌ قدرتمندی که قادر به شفا‌ دادن مریضان صعب العلاج هستند، شاهین نجفی را ادب نمیکنند؟! علت صدور فتواهای قتل، ترس از به هم خوردن کاسبی چند صد میلیاردی مبتنی بر ترویج خرافه و مرده پرستی است!

یک هفته است که ذهن من درگیر حکم قتل شاهین نجفی است. برای من هنوز جا نیفتاده است که چرا شاهین نجفی باید کشته بشود؟ من که هیچ توهین خاصی به کسی یا چیزی در اون ترانه نمیبینم. حالا اصلا فرض کنیم که توهینی به ائمه شده باشد، خوب ائمه ای که بنا به اعتقاد شیعیان، با خدا در ارتباط هستند و شفاعت مومنان را میکنند به گونه‌ای که حتی دخیل بستن بر ضریح یا زیارت قبور آنها موجب شفا یافتن بیماران زیادی میشود، چطور نمیتوانند مستقیم یا غیر مستقیم یک بلایی سر شاهین بیاورند و مثلا او را ادب بکنند؟! یا مثلا اون سلمان رشدی که کتاب آیات شیطانی را نوشت، چرا بعد از بیست و خرده‌ای سال نه تنها تبدیل به سنگ نشده که پولدار هم شده و سُر و مُر و گنده دارد زندگی اش را میکند؟! چگونه است که خدای قادر توانا نتوانسته هیچ بلایی سر او بیاورد؟! یا مثلا اون کاریکاتوریست دانمارکی که کاریکاتور محمد را کشید به همین ترتیب! ممکنه بگویید خدایی نیست! یا بگویید یا فکر کنید که خدا ناتوانه که در اینصورت با آنچه در قرآن گفته شده در تناقض هست! یا ممکنه بگویید خدا بیش از اینها گرفتاره که به این مسائل جزیی بپردازه و وقت این چیزها را نداره یا اینکه خدا رحمان و رحیمه، خوب اگر این چیزها براش پیش پا افتاده است و یا رحمان و رحیم هست، پس چرا مسلمانان کاسه داغتر از آش شده‌اند؟ اگر امام نقی مساله‌ای با ترانه شاهین ندارد و عکس العملی نشان نمیدهد، پس چرا شیعیان از خود امام، امام تر شده‌اند؟! مگر حق خدا، پیامبر خدا و و یا ائمه بر خودشان از حق مردم بر آنها کمتر است که آنها وکیل و وصی بخواهند؟!

سوال دیگه‌ای که تو ذهن من هست این هست که چطور خروج از اسلام ارتداد هست و مجازات مرگ را به همراه دارد اما ورود به اسلام از ادیان دیگر ارتداد نیست و مجازاتی ندارد؟ مگر نه اینکه پیروان ادیان دیگر که به اسلام میگروند خود مرتد به دین قبلی خود شده‌اند؟ پس چرا پیروان آن ادیان آنها را نمیکشند و چرا رهبران آن ادیان فتوای مرگ برای آنها صادر نمیکنند؟ چرا این فتواهای مرگ و ارتداد دستکم در قرن حاضر تنها مختص به اسلام است؟ به نظر من دلیلش در دو مورد زیر نهفته است:

۱- اسلام دین خشنی است و در قرآن به صراحت به قتل کفار (غیر مسلمانان) دستور داده شده است. علاوه بر این بر خلاف دیگر ادیان سنتی، اسلام از بدو تاسیس تاکنون تغییر چندانی نیافته و مهمتر آنکه هنوز کشورهایی با حاکمیت اسلامی به ویژه در میان کشورهای عقب مانده جهان سوم وجود دارند.

دخیل بستن بر ضریح امامان و امامزاده‌ها از عقاید شیعیان مبنی بر قدرت شفادهی آنها ناشی میشود.

۲- اسلام (ادیان) هنگامی که با سیاست عجین شود بسیار خطرناک‌تر است. فتواهای مرگ و پناه بردن به حذف فیزیکی دگراندیشان در حقیقت نشان دهنده جایگاه متزلزل مسلمانان از نظر استدلال، منطق و گفتگو و صد البته عدم آشنایی اکثر آنها با مفاهیم نوینی چون حقوق بشر و آزادی بیان میباشد. قتل دگراندیشان در قرون وسطی که کلیسا در اروپا حکومت را در اختیار داشت، بسیار مرسوم بوده است. اما اکنون به دلیل قطع کردن دست دین از دولت و پیدایش دموکراسی و رسانه‌های آزاد، شاهد آن جنایتها نیستیم!

به نظر من علت اصلی صدور فتوای قتل برای شاهین نجفی از سوی برخی از رهبران شیعه نظیر صافی گلپایگانی و یا مکارم شیرازی وحشت این افراد از فراگیر شدن آزادی بیان و به ویژه آزادی عقیده و خروج علنی عده  زیادی از ایرانیان از دین اسلام میباشد. چیزی که خواه ناخواه موجب کساد شدن بازار خرافه و مرده پرستی و در نتیجه به هم خوردن کاسبی چند صد میلیاردی ملایان به نام «سهم امام»، خمس و زکات و پول نذورات و غیره میشود! یعنی پولهای مفتی که مردم نادان و جاهل به جیب گشاد این جماعت کلاش و حقه باز میریزند! تصور کنید اگر برای مدت یک سال مردم پولی از بابت سهم امام، خمس، روضه خوانی و نذورات به آخوند جماعت ندهند و یا در ضریح دهها هزار امامزاده (!) موجود در کشور پولی نریزند، قطع به یقین نه تنها همه آخوندها از فرط گرسنگی به گدایی روی خواهند آورد که اقتصاد کشور ترقی عظیمی خواهد نمود.

مسلما دهها هزار ایرانی وجود دارند که تنها به واسطه به دنیا آمدن در یک خانواده مسلمان، مسلمان لقب گرفته‌اند و پس از آشنا شدن با ماهیت اسلام، هیچ ارادتی به آن، محمد و یا ائمه نداشته و ندارند و سالهاست که مناسک مسلمانان را به جا نمی‌آورند. در یک جامعه آزاد این عده قطعا خود را بی دین معرفی میکنند اما حالا به واسطه این احکام ارتداد و مرگ، از ترس جانشان سکوت کرده‌اند و به طور علنی خود را بی دین معرفی نمیکنند. به نظر من دلیل اصلی این فتواهای تروریستی دقیقا همین موضوع یعنی ایجاد ترس و وحشت در دل دگراندیشان و جلوگیری از اعلام علنی مخالفت با خرافات و مرده پرستی میباشد. چرا که چنین چیزی دکان کاسبی ملایان را به هم خواهد زد.

چاره کار افزایش آگاهی در میان مردم و فراگیر کردن پرسشگری و تفکر و نهایتا استقرار حکومتی مبتنی بر سکولاریسم میباشد. یعنی حکومتی که در آن ادیان هیچ نقش و تاثیری در قدرت سیاسی، نظام آموزشی و یا اداری در جامعه ندارند و تنها به حوزه خصوصی افراد محدود میشوند.

به امید روزی که دیگر پولی به داخل ضریح‌ها ریخته نشود، روزی که پولی به عنوان سهم امام پرداخت نشود و روزی که چیزی به عنوان نذری وجود نداشته باشد.

به امید ریشه‌کن شدن خرافات در کشور عزیزمان ایران!

مطالب مرتبط:

♫ نقی – شاهین نجفی ♫

خدای سنگدلِ بی‌عرضه …!

شاهین نجفی مرتده؟ دمش گرم! مسلمان زاده مرتد زیاد داریم اما از ترس جونشون جرات ندارند به زبان بیاورند!

ادعای کشیش معروف: قیامت حتمی است، ۵ ماه اشتباه کردم! تاریخ دقیق ۲۱ اکتبر!

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: