بایگانی برچسب‌ها: اعدام

سعید امامی فقط یک مزدور بود و دستورات را اجرا میکرد، حکم قتل احمد خمینی از سوی خامنه‌ای و رفسنجانی صادر شده بود

سعید امامی که به ویژه نامش پس از قتلهای زنجیره‌ای، مشکوک و وحشیانه نویسندگان مخالف حکومت همچون پاینده، مختاری و فروهر در سال ۷۷ بر سر زبانها افتاد، تنها یک مزدور وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بود که اوامر بالادستی‌های خود یعنی خامنه‌ای (رهبر) و هاشمی رفسنجانی (رئیس جمهور) را اجرا میکرد.

به دلیل حساسیت وزارت اطلاعات و تاثیر مستقیم عملکرد این وزارتخانه بر بقای حکومت و ثبات قدرت، وزیر اطلاعات در جمهوری اسلامی  همواره از سوی شخص رهبر تعیین میشده و سپس رئیس جمهور فرد مورد نظر را منصوب میکرده است. اختلاف چند ماه پیش میان خامنه‌ای و احمدی نژاد درباره حضور مصلحی در این پست گویای همین مطلب است چرا که احمدی نژاد با وی مخالف بود اما خامنه‌ای میخواست که شخص وی بماند و نهایتا حرف خود را به کرسی نشاند.

احمد خمینی در ۲۵ اسفند سال ۱۳۷۳ در حالیکه تنها ۴۹ سال داشت به طرز مشکوکی درگذشت. در حالیکه به طور رسمی علت مرگ او سکته قلبی عنوان شد، اما همواره گمانه زنی‌هایی درباره قتل وی توسط وزارت اطلاعات و به دستور مقامهای بالاتر رژیم وجود داشته است. پیشتر عماد الدین باقی به نقل از حسن خمینی فرزند احمد خمینی اظهار کرده بود که نیازی مسئول دادگاه نیروهای مسلح به حسن خمینی گفته بوده که اعترافاتی از مجرمان قتلهای زنجیره‌ای مبنی بر قتل احمد خمینی به دست آمده بوده است که حسن خمینی بعدا در نامه‌ای درستی اظهارات باقی را تایید کرد (راديو فرانسه ۲ مهر ماه ۱۳۷۹). به تازگی اما سندی از اعترافات سعید امامی فرد مجری قتلهای زنجیره‌ای در وزارت اطلاعات که در دولتهای هاشمی و خاتمی حضور داشته است، به دست آمده که وی در آن صراحتا اعتراف کرده است که دستور قتل احمد خمینی از سوی فلاحیان وزیر وقت اطلاعات در زمان دولت هاشمی رفسنجانی به وی داده شده است و مصباح یزدی، محسنی اژه‌ای، بادامچیان و خوش وقت (از بیت خامنه‌ای) هم از این موضوع اطلاع داشته‌ و بر آن تاکید کرده بوده‌اند. او گفته است که احمد خمینی در جلسات خصوصی به مسئولان نظام از جمله به خامنه‌ای اهانت میکرده است.

چرا خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی خواهان مرگ احمد خمینی بوده‌اند؟

سعید امامی تنها یک مزدور چماق‌کش و قاتل زنجیره‌ای بوده است. بدیهی است که او تنها اوامر مقام‌های بالاتر خود را اجرا میکرده است. به دلیل اختلافی که خامنه‌ای و رفسنجانی با احمد خمینی پیدا کرده بوده‌اند و ترسی که خامنه‌ای از جایگاه احمد خمینی به عنوان فرزند خمینی داشته است و برای قبضه کردن تمام و کمال قدرت و خارج کردن رقبای احتمالی خود تصمیم گرفته بوده است که سر احمد خمینی را زیر آب کند. لذا به فلاحیان وزیر اطلاعات دستور داده شده بوده و سعید امامی هم دستور را عملی میکرده است.

هاشمی رفسنجانی هم به شدت از دست احمد خمینی ناراحت بوده است. احمد خمینی انتقادات شدید اللحنی را نسبت به سیاستهای اقصادی دولت هاشمی و حضور سرمایه داران بزرگ همچون هاشمی در بدنه اقتصادی کشور مطرح کرده بوده است که بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های خارجی داشته و به مذاق هاشمی خوش نمی‌آمده است. علی لاریجانی رئیس وقت صدا و سیما بعدها گوشه‌ای از مشاهدات خود در این ارتباط را در روزنامه جام جم بیان نمود (به انتهای مطلب مراجعه شود).

جالبی داستان این است که در مغز افرادی همچون امامی با کمک مباحث دینی و با استفاده از مفاهیم ایدئولوژیک اینگونه جا انداخته و به عبارتی آنها را شستشوی مغزی کرده بوده‌اند که حفظ نظام از هر چیز دیگر مهم‌تر و ارجح‌تر است و در این راه حتی قتل انسانها هم مجاز است. البته یک موقع تصور نکنید که احمد خمینی موجود خیلی خوب و بی‌گناهی بوده و به دنبال احقاق حقوق مردم بوده است! نه! او هم یک جنایتکار قدرت‌طلب دیگری بوده است که احتمالا به دنبال این بوده که خودش قدرت را به دست بگیرد که در نهایت در این جنگ قدرت، سرش را زودتر از اینکه بتواند کاری بکند زیر آب کرده‌اند. برای شناخت بهتر احمد خمینی همین کافیست که با مراجعه به کتاب خاطرات آیت الله منتظری متوجه شوید که یکی از عوامل کلیدی در زیر آب زنی بر علیه منتظری و عزل وی به دلیل اعتراض به اعدام هزاران زندانی سیاسی در سال ۶۷ همین احمد خمینی بوده است.

گوشه‌ای از اعترافات سعید امامی به همراه سند را در زیر میتوانید ملاحظه کنید (+):

«من از آغاز انقلاب تا به امروز سرباز گوش به فرمان نظام مقدس اسلامی و مقام ولایت بوده و هستم، هیچگاه بدون کسب اجازه و یا بدون دستورات مقامات عالی نظام کاری انجام نداده‌ام. هرچه را که به صلاح نظام و اسلام دانسته‌ام به عنوان پیشنهاد به مسئولانم ارائه کرده‌ام. من خود را گناهکار نمی‌دانم. کسانی که حذف شده‌اند، مرتد، ناصبی و محارب بوده‌اند. حکم مجازات آنها مثل همیشه به ما تکلیف شده است و ما آنچه کرده‌ایم اجرای تکالیف شرعی بوده است نه قتل و جنایت … حکم اعدام داریوش فروهر و پروانه اسکندری را به روال معمول همیشگی حجت‌الاسلام علی فلاحیان به من داد. احکام اعدام سایر محاربین قبلا” در زمان وزارت فلاحیان صادر شده بود. از مدتها پیش قرار بر این بود که عوامل مؤثر فرهنگی وابسته که توطئه‌ تهاجم فرهنگی را در ایران پیاده می‌کردند و جمعا” صد نفر بودند اعدام شوند.

حکم حذف ۲۹ نفر از نویسندگان از مدتها پیش مشخص و احکام قبلا” صادر شده بود که در مورد 7 تن از آن عناصر احکام در دوره وزارت علی فلاحیان اجرا شده بود.

گوشه‌ای از بازجوئی (اعترافات) سعید امامی که در آن پرده از نقش وزارت اطلاعات در قتل احمد خمینی برداشته است. (عکس از سایت جرس)

وقتی حکم اعدام فروهر به ما ابلاغ شد پرسیدیم که تکلیف احکام معطل مانده اعضای کانون نویسندگان چه می‌شود که حاج آقا دری نیز گفتند هرچه سریعتر اقدام شود بهتر است و این بار نیز مثل ماقبل انجام شد با فرق اینکه بجای ابلاغ از سوی فلاحیان امور از طریق حاج ‌آقا دری نجف‌آبادی هماهنگ می‌شد.» در جلد ۱۶ پرونده صفحه ۳۸۴ پرونده بازجویی سعید امامی نیز ، هنگامی که بازجو از امامی سؤال می کند که آیا اعدامها رویه امنیتی داشت و با حکم “حفظ نظام از واجبات است” انجام می‌شد یا حکمهای موضوعی نیز داشت ، سعید امامی پاسخی می دهد که شابد بتوان آنرا مهم ترین فراز بازجوئی‌های وی تلقی نمود. وی در جواب می‌گوید: « فلاحیان با وجود آنکه خود حاکم شرع بود، اما معمولا” و در موارد حساس احکام حذف محاربان را شخصا” صادر نمی‌کرد. او این احکام را از آیت‌الله خوشوقت، آیت‌الله مصباح، آیت‌الله خزعلی، آیت‌الله جنتی و گاها” نیز از حجت‌الاسلام محسنی اژه‌ای دریافت می‌کرد و بدست ما می‌داد. ما فقط به آقایان اخبار و اطلاعات می‌رساندیم و بعد هم منتظر دستور می‌ماندیم. مثلا” وقتی باخبر شدیم که حاج احمد آقا در جلسات خصوصی به مسئولان نظام و حتی به ولایت امر اهانت می‌کند. آنرا ارجاع دادیم و بلافاصله دستور آمد که همه رفت و آمدهای ایشان را زیر نظر بگیرید و از مکالمات و ملاقاتهای ایشان نوار تهیه کنید. ما هم بمدت یکسال همین کار را کردیم. متأسفانه حاج احمد آقا به راه یک طرفه بدی وارد شده بود که برگشت نداشت. وقتی دستور حذف حاج احمد آقا را آقای فلاحیان به من ابلاغ کرد مضطرب شدم و حتی به تردید فرو رفتم. دو روز بعد همراه با آقای فلاحیان به دیدار آیت‌الله مصباح رفتیم، آقایان محسنی اژه‌ای و بادامچیان هم آنجا بودند البته بعدا” حاج آقا خوشوقت هم از بیت آمدند آنجا و نظر جمع بر این بود که نباید به کسانی که با ولی امر مسلمین خصومت می‌کنند، رحم کرد

خاطرات علی لاریجانی رئیس وقت صدا و سیما که در روزنامه جام جم منتشر شد و وی در آن پرده از ناراحتی هاشمی رفسنجانی از صحبتها و موضع‌گیری‌های احمد خمینی درباره اقدامات اقتصادی دولت هاشمی و نیز حضور سرمایه داران بزرگ در بدنه اقتصادی کشور بر می‌دارد، در زیر آمده است:

– علي لاريجانی در خاطرات روز سه شنبه ۵ مهر ۱۳۷۳ (حدود شش ماه قبل از مرگ احمد خمينی) خود نوشته است: «در اخبار داخلی، موضع‌گيری و انتقاد شديد اللحن حجت الاسلام آقای حاج سيد احمد خمينی خبر مهمي بود، سخنان ايشان در رسانه‌های داخلی وخارجی انعكاس گسترده داشت. صحبتهای ايشان چند محور داشت: ۱- ما نبايد تابع سياستهای اقتصادی غرب باشيم. ۲- از موقعي كه سرمايه داران تحت لوای بخش خصوصی به تخريب اقتصادی مشغول هستند، هر روز سنگی در مقابل توان اقتصادی مردم مظلوم و مستضعف انداخته‌اند. ۳- يك عده سرمايه دار زالو صفت به اين بهانه كه افتصاد دولتی مضر است، به حال خود رها شده و به جان اين ملت افتاده‌اند. ۴- اگر با سرمايه داران همانند منافقين برخورد می‌كرديم، اوضاع كشور به اين صورت در نمی‌آمد. رسانه‌های خارجی اين سخنان را مخالفت با سياستهای دولت آقای هاشمی تلقی كرده و روی آن داستان سرايی كرده‌اند. هرچند اين مطالب مخالفت با سياست‌های دولت آقای هاشمی است ولي نه آنطور كه در رسانه های خارجی بزرگ شد.

– لاريجانی در خاطرات روز بعد چهارشنبه ۶ مهر در مورد احوالات هاشمي رفسنجاني نوشته است:«عصر در جلسه هيات دولت شركت كردم. هاشمي قدري گرفته به نظر مي رسيد. احتمال مي دهم به دليل نوع موضعگيريهايي كه اين روزها برخي شخصيتها و روزنامه ها در برنامه و كارنامه دولت داشته اند، خوشحال نيست. در حاشيه جلسه هيات دولت هم چند نفر از وزرا به اين مطلب اشاره كردند كه نشان مي داد تا حدي مساله فراگير تر است؛ به ويژه آقاي روغني زنجاني، رئيس سازمان برنامه و بودجه كه خيلي صريح الهجه است، اين گونه سخنان را مانع توسعه كشور مي دانست». وي در ادامه خاطراتش در روز بعد مي نويسد«آقاي محمدی (معاون سياسي) تماس گرفت و درباره سخنان امروز حجت الاسلام و المسلمين آقاي حاج سيد احمد خميني خبر داد. ايشان ظاهرا در ديدار اعضاي معاونت پژوهشي موسسه تنظيم و نشر آثار امام، مجددا نقدي تلويحي به مسائل جاري اقتصادي دولت داشته اند و گفته اند كه مبارزه با مرفهين بي درد و سرمايه داران بزرگ بايد نصب العين همه در گفتار و عمل باشد». اين توجه به اظهارات احمد خميني نشانگر اهميتي است كه آن روزها موضعگيريهاي احمد خميني براي دستگاه ولايت فقيه داشته و نيز نشانگر اثر منفي آن بر برنامه هاي اقتصادي « سردار سازندگي» است، آن اندازه اهميت كه تا احمد خميني جايي سخن مي گفته، گزارشش به مقامات بالا داده مي شد.

– لاریجانی در يادداشت روز ۱۹ مهرماه همان سال (۱۳۷۳) در مورد مساله گرانی وبحثهای مربوط به آن نوشته است: «غوغايی از موضعگيری است! راه حلها هم الي ماشاالله است؛ از راه اندازی تعاونيهای کوچک گرفته تا فروشگاههای بزرگ دولتی و اعلام هر روزه قيمت كالاها از صدا وسيما و …. همه هم موضعگيری كرده‌اند اما در اين ميان مواضع حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد احمد آقا از سنخ ديگری است. ايشان روز گذشته در ديدار مسئولان امنيت داخلی وزارت اطلاعات بار دبگر گفته‌اند نفوذ سرمايه داران بزرگ در پيكره اقتصادی كشور منشاء گرانی و اخلال در امور است و بايد با تروريستهای اقتصادی و سرمايه داران بزرگ كه سر فصل سرمايه داران وابسته به خارج هستند بشدت برخورد كنيم. مواضع حاج سيد احمد آقا به دليل جايگاه ايشان، تاثير گذاري زيادی در كشور و مسئولان دولتی دارد.»

مطالب پیشنهادی:

مرگ مشکوک احمد رضایی در دوبی؛ یافته های یک جستجوگر مستقل

خامنه‌ای پرورش یافته دانشگاهی روسی معروف به آکسفورد ترور؟

مسوولیت آیت الله موسوی اردبیلی به عنوان رییس وقت قوه قضاییه در اعدام های سال ۶۷

ویکیلیکس: همکار العقیلی [قاچاقچی و شریک محسن رضایی] می گوید قاچاق سیگار جی تی آی [وینستون] در ایران در اختیار مافیای لبنان [حزب الله] است

آقای داوود رشیدی عزیز قدر خود را بدانید!

آقای داوود رشیدی، شما یکی از پرسابقه‌ترین و تواناترین هنرپیشه‌های تاریخ سینمای ایران هستید. در فیلمهای زیادی نقش ایفا کرده و بازیهای خوب و خاطره‌انگیزی را به نمایش گذاشته‌اید و در نتیجه مشهور و احتمالا محبوب شده‌اید. اما بدیهی است که شهرت و به ویژه محبوبیت به همراه خود مسئولیت‌هایی را به همراه می‌آورد. گزارش‌هایی (+، +) از حضور شما در اجلاس حقوق بشر سازمان ملل در ژنو و دفاع از شرایط حقوق بشری در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی منتشر شده است که حیرت‌آور و تاسف برانگیز است.

آقای رشیدی، در حال حاضر دهها زندانی سیاسی و عقیدتی از روزنامه نگاران، دانشجویان، وبلاگ نویسان و وکلای حقوق بشر گرفته تا بهایی‌ها و افرادی از اقوام مختلف ایرانی در زندانهای جمهوری اسلامی به سر میبرند. زندانهایی دهشتناک که در آنها شکنجه، تهدید به تجاوز و اعتراف‌های اجباری مسائلی عادی محسوب میشود که همه روزه انجام میگیرد. از سوی دیگر آقایان موسوی و کروبی بیش از یک سال است که تنها به جرم همراهی با اعتراض‌های مردمی پس از انتخابات بحث برانگیز سال ۸۸ در زندان خانگی به سر میبرند. علاوه بر این در سال میلادی گذشته بیش از ۶۰۰ نفر در ایران اعدام شده‌اند که نسبت به جمعیت کشور، در نوع خود رکوردی جهانی به شمار میرود. توصیف وضعیت بغرنج حقوق بشری ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی و ظلمی که همه روزه به زندانیان سیاسی- عقیدتی و حتی مردم عادی در کوچه و خیابان میرود، مثنوی صد من کاغذ است که میتوانید گوشه‌هایی از آن را در گزارش دکتر احمد شهید بازپرس ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، ملاحظه بفرمایید.

آقای رشیدی عزیز قدر خود را بدانید. این فقط شما نیستید که تحت فشار ماموران امنیتی جمهوری اسلامی قرار میگیرید تا در جهت منافع و خواسته‌های آنها صحبت کنید. هنرمندان زیادی تحت فشار هستند اما چرا شما وا داده‌اید؟ کسی انتظار ندارد یک هنرپیشه به طور علنی دست به مخالفت با حکومت بزند، یا حتی مواضع سیاسی بگیرد، اما قطعا دفاع از اقدامات جنایتکارانه جمهوری اسلامی غیر اخلاقی، شرم‌آور و نابخشودنی است و بی شک سوابق درخشان هنری شما را مخدوش و چه بسا شما را در نزد مردم منفور میکند. دفاع از جنایتها و تلاش برای پنهان کردن نقض حقوق بشر در ایران، شما را در آن جنایتها و ظلم‌ها شریک کرده و در نتیجه به شکل غیر مستقیم در آنها مسئول خواهید بود. قطعا مردم ایران با کسی عقد اخوت نبسته است و هرکس که به آنها پشت کند از میان آنها طرد خواهد شد حتی اگر محبوبترین فرد بوده باشد.

نکته: داوود رشیدی رئیس انجمن بازیگران خانه سینماست که اخیرا مورد غضب و سنگ اندازی وزارت ارشاد قرار گرفته و از فعالیت آن جلوگیری شده است. بعید نیست که همراهی وی با خواسته‌های ماموران امنیتی جمهوری اسلامی به امید این بوده باشد که خانه سینما مجددا اجازه فعالیت یابد. شاید توافقی پشت پرده صورت گرفته باشد. شاید هم تنها به دلیل فشار و تهدید بوده باشد. در هر حال دلیل هر چه بوده باشد، به هیچ وجه توجیه کننده این نیست که انسان شرف خود را لگدمال کند و در جهت پنهان کردن جنایتها و ظلمی که به مردم شده است قدم برداشته و با جنایتکاری همچون جواد لاریجانی همراه شود.

پی نوشت: خبر حضور داوود رشیدی در اجلاس حقوق بشر سازمان ملل و حمایت وی از عملکرد رژیم را که می‌خواندم ناخودآگاه به یاد فیلمهای آن چنانی که او قبل از انقلاب بازی کرده بود و تعدادشان هم کم نبود افتادم. لبخند تلخی بر گوشه لبهایم نقش بست…! روزگار عجب بازیهایی دارد!

۲۵ بهمن، تجلی خشم و فریاد اعتراض مردم ایران

یک سال از ۲۵ بهمن سال ۱۳۸۹ گذاشت. روزی که مردم ایران پس از ماهها به خیابان ریختند و پاسخی کوبنده به یاوه‌های احمقانه مزدوران حکومتی داده و قدرتمندانه نشان دادند که جنبش سبز نمرده است، قبراق و سرحال است. این جنبش یک حرکت اعتراضی است. اعتراض به ظلم و جور حاکمان فعلی و لذا تا زمانیکه ظلم آنها ادامه دارد، این جنبش نامیرا و تمام ناشدنی است.

فردا ۲۵ بهمن است. روز اعتراض، روز فریاد خشم فروخورده. روزی که ملت ایران انزجار خود را نسبت به شرایط موجود نشان میدهد، روزی که اثبات میکند که هنوز زنده است و اعتراض دارد.

اعتراض دارد

به محبوس کردن موسوی و کروبی و رهنورد برای مدت بیش از یک سال بدون برگزاری هیچ دادگاه حتی به شکل صوری

به زندانی کردن نخبگان و روزنامه نگاران مملکت و دربند کشیدن مدافعین حقوق بشر از جمله نسرین ستوده

به اعدام دگراندیشان، زندنیان سیاسی و وبلاگ‌نویسان، به شکنجه، به قطع کردن دست پا و به شلاق زدن مردم

خشمگین است

از اعترافهای اجباری، از بیدادگاه‌های فرمایشی به ریاست قاضیان قلابی و به اعدام‌های فله‌ای

از قتل هاله سحابی و هدی صابر

از مشخص نشدن قاتلان نداها و سهرابها و عدم رسیدگی به پرونده سعید مرتضوی

معترض است

به قلب واقعیت توسط رسانه حکومتی

به فیلترینگ گسترده، هک کردن سایتها و ایمیلها

به بستن فله‌ای نشریات و رسانه‌ها از اعتماد و شهروند امروز گرفته تا توقیف سایت آینده

منزجر است

از حکومتی که در سیستم بانکی آن ۳۰۰۰ میلیارد تومان اختلاس میشود و رهبر آن میگوید «ماجرا را کش ندهید»!

از نظامی که با همه چیز به شکل امنیتی برخورد میکند؛ از دریاچه ارومیه و قیمت دلار گرفته تا آبپاشی دختران و پسران در پارکها و خانه سینما

از رژیمی که به چیزی به جز دستیابی به بمب اتمی نمی‌اندیشد و با سیاست هسته‌ای خود اقتصاد کشور را به ورطه نابودی کشانده است

از سیستمی که در آن امثال حاجی بخشی و فرج الله سلحشور ارج و قرب یافته‌اند و یکی تا پایان عمر بر سر جوانان مملکت باتوم میزد و دیگری بی‌شرمانه سینمای ملی را فاحشه خانه میخواند.

از حکومتی که در آن اراذل و اوباش همچون دزدان از دیوار سفارتخانه‌ها بالا رفته و مورد تشویق قرار میگیرند!

از رژیمی که اعتراضهای منطقه را «بیداری اسلامی» میداند، اما اعتراضهای مردم سوریه بر ضد دیکتاتوری سرکوبگر بشار اسد را آمریکایی معرفی کرده و در سرکوب معترضان با حکومت سوری همدست میشود!

۲۵ بهمن فریاد یک ملت است.

۲۵ بهمن طنین ضجه‌های مادران داغدار، جلوه نعره‌های زندانیان سیاسی، تلالو اشک کودکان فقیر و تجلی بغض در گلو خفته کارگری است که ماههاست حقوق نگرفته است.

می‌آییم تا نشان دهیم که ما هستیم، که ما بیشماریم

نشان دهیم که مردم ایران زنده‌اند، مردم ایران بیدارند، مردم ایران را نمیتوان خفه کرد، نمیتوان بی تفاوت کرد، مردم ایران اعتراض دارد!

وضعیت ایران بغرنج تر از همیشه است. به دلیل سیاست هسته‌ای رژیم و عزم آن برای دستیابی به بمب اتمی، از یک سو تحریم‌های کمر‌شکن خارجی بر گرده اقتصاد ایران سنگینی میکند و از سوی دیگر خطر وقوع جنگ بیش از هر زمان دیگر است.

شاید این آخرین فرصت باشد. فرصتی که خودمان به دست خودمان حکومت را سرنگون کنیم قبل از اینکه دیر شود، قبل از آنکه بر اثر حماقت و ندانم کاری‌های سران رژیم، ایران به میانه جنگی بین‌المللی و البته خانمان سوز مبدل شود و یا همچون کره شمالی به کشوری مجهز به بمب اتمی اما قحطی زده تبدیل شویم؛ حکومتی که هر آنچه میخواهد بر سر مردم خود می‌آورد، سرکوب و کشتار میکند و هیچ کشوری جرات اعتراض نخواهد یافت!

برخیز ای هموطن! برخیز و بساط این نامردمان را بر هم چین!

مطالب پیشنهادی:

دعوت جمعی از بلاگرها به تحریم فعال نمایش انتخاباتی حکومت ایران

با ادامه رخوت و سکوت کنونی تنها دو حالت برای آینده ایران متصور است؛ «کشوری اتمی اما قحطی زده»، یا «ویران و جنگ زده»!

قاضی صلواتی و صدور سومین حکم اعدام در ۴۸ ساعت گذشته! امیر میرزایی حکمتی هم اعدام میشود!

قاضی صلواتی جلاد خامنه‌ای و صدور حکم اعدام مثل آب خوردن!

قاضی ابوالقاسم صلواتی که در دو سال گذشته نقش جلاد مخصوص خامنه‌ای را بازی کرده و احکام اعدام‌ متعددی را برای فعالین سیاسی و زندانیان عقیدتی صادر کرده است، در دو روز اخیر ترمز بریده و مثل آب خوردن ۳ حکم اعدام جدید را صادر کرده است! جدیدترین قربانی امیر میرزایی حکمتی شهروند ایرانی – آمریکایی است که اخیرا توسط وزارت اطلاعات به اتهام جاسوسی و تلاش برای نفوذ به دستگاه امنیتی کشور دستگیر و اعترافات او از تلویزیون هم پخش شده بود. دو نفری که روز گذشته حکم اعدامشان توسط قاضی صلواتی صادر شده بود وحید اصغری فعال سایبری و دیگری جواد لاری فعال سیاسی بودند.

فارس نیوز دقایقی قبل نوشت: «شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی، امیر میرزایی حکمتی را به در رابطه با همکاری با دولت متخاصم و عضویت در سازمان جاسوسی آمریکا (CIA) و همچنین تلاش برای متهم سازی ایران در تروریسم، محارب و مفسد فی الارض شناخته و برای وی حکم اعدام صادر کرد.»

فارس نیوز در ادامه مینویسد: «پس از قرائت کیفرخواست، متهم خود را معرفی و سپس در برابر سؤالات قاضی صلواتی از خود دفاع کرد و ضمن اقرار به انگیزه خود برای نفوذ در سیستم‌های اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران برای کمک به سازمان جاسوسی سیا، اظهار داشت: من در این مأموریت فریب سازمان جاسوسی آمریکا را خوردم و هرچند با مأموریت نفوذ در سیستم‌های اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران و تبدیل شدن به منبع خبری برای CIA وارد ایران شده بودم اما شخصا قصد ضربه زدن به ایران را نداشتم. چرا که قصدم این بود که در ایران زندگی کنم و به آمریکا برنگردم.»

شایان ذکر است که پیشتر محمد مصطفایی وکیل پایه یک دادگستری که وکالت سکینه محمدی آشتیانی – محکوم به سنگسار – را هم بر عهده داشته است، در وبسایت شخصی خود  اثبات کرده بود که امیر میرزایی حکمتی مرتکب جرمی نشده و بیگناه است.

ما همه جا هستیم؛ مردان و زنان همجنسگرای ایرانی در فیسبوک ابراز وجود میکنند

دگرباشان جنسی

صدها دگرباش جنسی ایرانی از داخل و خارج ایران (شامل افراد همجنس‌گرا، دوجنس‌گرا و دگرجنس گونه) جهت نشان دادن وجود خود در جامعه و برجسته کردن وجود تبعیض بر علیه خود در ایران به صفحه فیسبوکی با نام «ما همه جا هستیم» پیوسته اند و ویدئوها یا پیام های صوتی خود را بر روی این صفحه منتشر کرده اند. جمهوری اسلامی رژیمی است که همجنسگرایی را جرم تلقی میکند؛ جرمی که میتواند مجازات مرگ را در پی داشته باشد. این صفحه فیسبوک از ایرانیان دگرباش جنسی دعوت کرده است تا به این صفحه پیوسته و داستان زندگی خود و سختی هایی را که متحمل شده اند را از طریق اینترنت با دیگران به اشتراک بگذارند. اعضای داخل ایران پیام های صوتی و ویدئوهای خود را به گونه ای منتشر کرده اند تا هویتشان فاش نشود، در حالیکه برخی از اعضای مقیم خارج از ایران، با آزادی کامل به ابراز تمایلات جنسی خود پرداخته اند.

یکی از اعضای صفحه که خود را «مهدی» معرفی میکند، ویدئویی از خود را منتشر کرده است. وی در این ویدئو میگوید: «به عنوان یک همجنسگرا، بزرگترین مشکل من در ایران این است که نمیتوانم خودِ واقعی ام باشم. همواره باید نقش بازی کنم. همواره باید وجود خود و قسمتی از هویت خود را سرکوب کنم. همواره باید خود را از ترس جامعه و مشکلات احتمالی که ممکن است برایم به وجود بیاید پنهان کنم.» در این ویدئو مهدی تنها قسمت دهان به پایین صورت خود را نشان داده است. او میگوید: «مثل همین ویدئو، همیشه در زندگی باید قسمتی از خودم را از جامعه پنهان کنم.»

در ویدئوی دیگری یک مرد ایرانی همجنسگرا که در خارج از ایران زندگی میکند ویدئویی از خود را منتشر کرده اما در آن صورت خود را حذف نموده است. او متن سخنان خود را بر روی یک حوله کاغذی نوشته و آن را مقابل دوربین نشان میدهد. او نوشته است: «از ایران فرار کردم. از خانواده ام گریختم. مجبور به فرار از ایران شدم. حالا یک پناهنده همجنسگرا مقیم ترکیه هستم و منتظر روزی هستم که ما همه جا باشیم.»

ترکیه مقصد بسیاری از همجنسگراهای ایرانی است که از طریق کوهها و جهت پناهندگی از ایران گریخته اند. بسیاری از این افراد نسبت به وجود احساسات «همجنسگرا هراسی» در جامعه ترکیه شکایت دارند.

در سالهای اخیر، همجنسگرایان ایرانی دستکم دو نهاد مربوط به دگرباشان جنسی (LGBT) را در خارج ایران تاسیس کرده اند. برخی از رسانه های ضد حکومتی همچون «رادیو زمانه«، یک شبکه رادیویی فارسی واقع در آمستردام، در برنامه های خود قسمتی را مخصوص به مباحث مرتبط با مسائل همجنسگرایان جنسی اختصاص داده اند.

مطلب بالا برگردان مقاله روز یکشنبه گاردین بود.

 یک هفته پیش جمهوری اسلامی یکبار دیگر خوی حیوانی خود را نشان داد و متاسفانه ۳ همجنسگرای ایرانی را با طناب به قتل رسانید (اعدام کرد). مردم ایران و جهان و همه حکومت ها باید بدانند که همجنسگرایی نه جرم است و نه بیماری. یک چیز طبییعی است که در برخی وجود دارد و در برخی وجود ندارد. همجنسگرایی حتی در حیوانات هم دیده میشود. انسانها باید یاد بگیرند که به تمایلات و خواسته های یکدیگر احترام بگذارند. احترام به یکدیگر یکی از ارکان حقوق بشر است.

ویدئوی صحبتهای مهدی را اینجا مشاهده کنید. (یوتیوب)

ویدئوی صحبتهای یکی از خانم های عضو این صفحه را اینجا مشاهده کنید. (یوتیوب)

صحبتهای شایان یکی از اعضای صفحه مذکور را بشنوید:

ویکیلیکس: اعدام ۱۰ عضو یک خانواده عراقی در سال ۲۰۰۶ توسط نظامیان آمریکایی و سپس بمباران هوایی منطقه برای پاک کردن اثر جرم

عکسی که توسط یکی از اهالی منطقه با تلفن همراه گرفته شده، کودکان عراقی اعدام شده در این حادثه را نشان میدهد.

یک سند دیپلماتیک آمریکا که توسط سایت افشاگر ویکیلیکس منتشر شده است مدارک مستندی ارائه میدهد که نشان دهنده اعدام ۱۰ غیر نظامی عراقی (از جمله یک زن مسن ۷۰ ساله و یک کودک ۵ ماهه) با شلیک گلوله به سر توسط نظامیان آمریکایی در سال ۲۰۰۶ در روستای اسحاقی (در ۱۳۰ کیلومتری شمالغرب بغداد) میباشد. این سند همچنین موید این است که پس از این کشتار، نظامیان آمریکایی اقدام به بمباران هوایی محل کرده اند تا اثر جرم را از بین ببرند.

این اتفاق در سال ۲۰۰۶ موجب خشم اهالی منطقه شده بود و آنها از مسوولان کشور خود خواسته بودند که کاری انجام دهند، اما کاری از جانب آنها صورت نگرفته بود. در آن سال مقام های آمریکایی وقوع هرگونه اتفاق نامناسب در حین این عملیات را رد کرده بودند.
در این سند ویکیلیکس آمده است که ۱۲ روز بعد از آن حادثه در تاریخ ۱۵ مارچ ۲۰۰۶، فیلیپ الستون بازرس ویژه سازمان ملل در تماسی به مقام های آمریکایی اطلاع داده است که کالبدشکافی اجساد به دست آمده نشان میدهد که دستهای قربانیان ابتدا بسته شده و سپس به سر آنها شلیک شده بوده است. در میان قربانیان ۴ زن و ۵ کودک ۵ ساله یا کوچکتر وجود داشته است.
در سال ۲۰۰۶ در حین تحقیقات در مورد این ماجرا، سخنگوی نظامیان آمریکایی مدعی شده بود که علت حمله هوایی به محل، دستگیری یک فرد مظنون به همدستی با القاعده پس از درگیری شدید از طبقه اول ساختمان بوده است.
حال آنکه سند منتشر شده توسط ویکیلکس داستان را به شیوه متفاوتی روایت میکند. این سند موید گفته های مردم منطقه است و نشان میدهد که نظامیان آمریکایی ابتدا افراد مستقر در خانه را به ضرب گلوله به سر کشته و سپس بمباران هوایی را انجام داده اند.
شیوه ای که فیلیپ الستون وقایع این ماجرا را روایت میکند بدین گونه است: ابتدا نظامیان آمریکایی به سمت خانه ای در اسحاقی که متعلق به کشاورزی با نام «فیض حرات المجمایی» بوده است، نزدیک میشوند. از داخل خانه تیراندازی آغاز میشود. پس از پایان درگیری حدود ۲۵ دقیقه ای، نظامیان آمریکایی وارد خانه میشوند. همه ساکنین (از جمله زنان و کودکان) را دستبند زده و همه آنها را با شلیک گلوله به سر اعدام و سپس محل را بمباران هوایی میکنند.

این مطلب برگردان مقاله روز چهارشنبه سایت مک کلاچی است

گفتنی است پس از افشای این سند توسط ویکیلیکس، مقام های عراقی اعلام کرده اند که تحقیقات در مورد این حادثه را از سر گرفته اند.

نه ماه پس از مصاحبه، هوتن کیان وکیل سکینه آشتیانی همچنان در زندان / شادی صدر: او را شکنجه کرده اند

هوتن کیان - سکینه محمدی آشتیانی

هوتن کیان وکیل سکینه محمدی آشتیانی که به جرم زنا به سنگسار محکوم شده است، پس از گذشت نه ماه از زمان مصاحبه با رسانه ها همچنان در زندان به سر میبرد. منابع حقوق بشری نسبت به وضعیت وی در زندان ابراز نگرانی شدید میکنند.

هوتن کیان، ۳۷ ساله، از سوی حکومت به عنوان وکیل [تسخیری] برای سکینه محمدی آشتیانی تعیین شد. اما او برخلاف هشدارهای متعدد حکومت، در مورد وضعیت موکل خود با رسانه های خارجی مصاحبه کرد. همین رسانه ای کردن ماجرا موجب واکنش شدید بین المللی علیه حکم سنگسار صادره گردید که جمهوری اسلامی را وادار به تعلیق موقت حکم نمود. اما حالا هوتن کیان پس از گذشت ۹ ماه همچنان در زندان است.

شادی صدر وکیل مطرح ایرانی که وکالت چندین زن محکوم به سنگسار را بر عهده داشته است میگوید که اطلاعات جدیدی از یک منبع در تبریز به دست آورده است که حکایت از بدرفتاری شدید با هوتن کیان و شکنجه او در زندان دارد. شادی صدر میگوید کیان و محمد مصطفایی، دیگر وکیل سکینه آشتیانی که او هم به خاطر مصاحبه با رسانه ها مورد غضب جمهوری اسلامی قرار گرفت، خود قربانی شدند. جرم آنها تنها دفاع از موکلانشان بوده است!

وکلای دیگری نیز مورد هجمه جمهوری اسلامی قرار گرفته اند. سال گذشته نسرین ستوده به ۱۱ سال زندان محکوم شده بود و اخیرا نیز محمد علی دادخواه به ۹ سال زندان محکوم شده است.

ماه مارچ گذشته نامه ای توسط کیان نوشته و به بیرون از زندان انتقال یافته بود که مورد توجه رسانه های مخالف حکومت قرار گرفته بود، اما رسانه های خارجی به دلیل عدم امکان تایید واقعی بودن آن به آن نپرداخته بودند. حالا شادی صدر میگوید که نامه واقعا توسط کیان نوشته شده بوده است. کیان در نامه به شکنجه شدید خود در زندان اشاره کرده و مینویسد: «علائم شکنجه هنوز هم بر روی بدن من وجود دارد … روزی ۶۰ بار مرا با سیگار میسوزانند، بر روی پاها، بیضه ها و کف پاهایم (۵ سیگار). به من تنها روزی یک وعده موقع صبح غذا میدهند؛ یک بار تنها تکه ای پنیر و دفعه دیگر سه عدد خرما». «تقریبا همه دندانهایم در اثر ضربه پوتین شکسته شده اند، همینطور بینی ام که مرتب خونریزی میکند». «یک بار در نیمه های شب مرا در سرمای زمستان با بدنی کاملا خیس رها کرده و دست و پایم را بستند، تا اینکه ساعت ۴ صبح مرا به بازجویی بردند».
شادی صدر میگوید سابقه فعالیت سیاسی خانواده کیان نیز بر رفتار بد حاکمیت بر وی موثر بوده است، پدر وی در اوایل انقلاب به جرم حمایت از یک گروه سیاسی اعدام شده بوده است.

مطلب ترجمه مقاله گاردین

لابی شدید مجاهدین خلق در واشنگتن جهت خروج از لیست سازمانهای تروریستی و اثرات آن در صورت وقوع

تا به حال دیده نشده است که لابی کنندگان وابسته به القاعده در راهروهای کنگره آمریکا رفت و آمد کنند. تا به حال دیده نشده که مراسمی وابسته به حماس در محل کنگره آمریکا برگزار شود. همچنین دیده نشده که سیاستمداران آمریکایی از جهاد اسلامی فلسطین پول دریافت کنند. اما سازمان تروریستی مجاهدین خلق که در لیست سازمانهای تروریستی آمریکا قرار دارد و دستانش به خون مردم ایران و آمریکا آلوده است، آزادانه همه این کارها را انجام میدهد! حتی ممکن است در عرض چند هفته آینده، این گروه تروریستی موفق شود خود را از لیست تروریست ها خارج کنند، نه به خاطر تغییر در رفتار و عقیده خود، که در نتیجه صرف میلیون ها دلار پول برای لابی با رسانه ها و سیاستمداران!

از ژانویه سال جاری میلادی تاکنون، مجاهدین میلیون ها دلار صرف لابی، خرید افراد و تبلیغات رسانه ای کرده است تا از طریق اعمال فشار بر وزارت خارجه آمریکا، خود را از لیست سازمانهای تروریستی خارج کند. آنها ادعا میکنند که از سال ۲۰۰۱ تاکنون کار خشونت آمیز نکرده اند. حال آنکه این یک دروغ است. گزارشی که اخیرا توسط اداره اطلاعات فدرال آمریکا منتشر شده است، نشان میدهد که این گروه حداقل تا ۳ سال پس از تاریخی که ادعا میکند اقدام به ارتکاب کارهای تروریستی کرده است. لیست کارهای شرورانه و تروریستی این گروه در سایت وزارت خارجه آمریکا موجود میباشد. این لیست شامل ترور ایرانی ها، آمریکایی ها، کمک به صدام در زمان جنگ ایران و عراق و جنگیدن برای وی، دست داشتن در سرکوب وحشیانه کردها و شیعیان عراق توسط رژیم صدام حسین، رفتارهای ایدئولوژیک در سازمان، دستور طلاق اجباری و نیز شستشوی مغزی، شکنجه و آزار و اذیت اعضا میباشد. این گروه از حمله به سفارت آمریکا در تهران و اعدام گروگانهای سفارت نیز پشتیبانی کرده است. همچنین گزارشی که اخیرا توسط موسسه تحقیقات دفاع ملی آمریکا منتشر شده است نشان میدهد که بیش از ۷۰ درصد از اعضای مجاهدین به شکل اجباری و برخلاف خواستشان در کمپ اشرف نگاه داشته شده اند.

اگر القاعده یا دیگر سازمانهای تروریستی اقدام به دریافت پول از مردم آمریکا میکردند، در کنگره آمریکا به لابیگری با سیاستمداران این کشور میپرداختند یا در پایتخت آمریکا کنفرانس خبری ترتیب میدادند، اداره امنیت فدرال آمریکا (اف بی آی) و پلیس آمریکا حتما به سرعت با آن برخورد میکردند. اما چنین چیزی را در مورد مجاهدین شاهد نیستیم ! اگرچه مجاهدین در لیست تروریست های دولت آمریکا هستند، اما پلیس این کشور هیچ برخوردی با این سازمان تروریستی نمیکند! در یک مورد به عنوان مثال شبکه خبری فاکس نیوز اقدام به استخدام یک کارشناس تحلیل تروریسم کرده است که وی خود یکی از سخنگویان ارشد مجاهدین میباشد!

وزارت خارجه آمریکا قرار است در ماه آگوست امسال مجددا حضور مجاهدین در لیست تروریستها را بررسی کند. این بررسی بایستی بدون تاثیرپذیری از لابی ها و فشارهای مجاهدین صورت پذیرد. اگر وزارت خارجه آمریکا زیر فشارها تسلیم شود و این گروه را از لیست خارج کند، این تصمیم اثرات مختلفی خواهد داشت:

  1. از آنجاییکه نه تحریم ها و نه دیپلماسی اثری بر توقف فعالیت های هسته ای ایران نگذاشته است، به نظر میرسد افزایش علاقه در میان سیاستمداران در کنگره آمریکا جهت خارج کردن مجاهدین از لیست گروههای تروریستی به دلیل افزایش جاذبه انجام عملیات نظامی پنهانی علیه جمهوری اسلامی میباشد. برخی در واشنگتن در این فکر هستند که با خارج کردن مجاهدین از لیست، از آنها برای انجام ترور و تخریب در داخل ایران استفاده کرده و بدین طریق فشار بر جمهوری اسلامی برای توقف برنامه هسته ای خود را افزایش دهند.
  2. بدون شک خارج کردن مجاهدین از لیست، فاجعه ای برای جنبش آزادیخواهی مردم ایران ملقب به جنبش سبز خواهد بود. چرا که این اتفاق موجب خواهد شد تا جمهوری اسلامی با مرتبط دانستن فعالیت های جنبش سبز با مجاهدین، اقدام به سرکوب خشن تر و شدیدتر مخالفان خود کرده و فشار بر آزادی خواهان داخل ایران را افزایش دهند. همچنین وجود مجاهدین به عنوان یک تهدید و دشمن خارجی موجب کاهش اختلاف ها و جنگ قدرت در داخل رژیم جمهوری اسلامی خواهد شد و اتحاد میان سرکوبگران را افزایش خواهد داد.

بدترین کاری که دولت آمریکا میتواند انجام دهد این است که اقدام به خارج کردن مجاهدین از لیست سازمانهای تروریستی کرده و اقدام به حمایت از این سازمان خشن با کمترین مقبولیت اجتماعی بنماید. اگر چنین اتفاقی بیفتد بدون شک ضربه بزرگی به جنبش آزادی خواهی مردم ایران که جنبشی مدنی و عاری از خشونت است، خواهد زد.

این مطلب خلاصه ای از مقاله تریتا پارسی میباشد که  اخیرا در سایت هافینگتون پست به زبان انگلیسی منتشر شده است.

لینکهای کمکی :

۱- گزارش اخیرا منتشر شده اداره اطلاعات فدرال آمریکا در مورد فعالیت های تروریستی مجاهدین و کسب درآمد از طریق پولشویی (لینک)

۲- فعالیت های تروریستی مجاهدین خلق، لیست شده در سایت وزارت امور خارجه آمریکا (لینک)

۳- مقاله نیویورک تایمز در مورد همکاری مجاهدین خلق با صدام در سرکوب و قتل وحشیانه کردها و شیعیان عراق (لینک)

۴- گزارش کنگره آمریکا مبنی بر درخواست مجاهدین خلق جهت اعدام افراد گروگان  گرفته شده در سفارت آمریکا در تهران در سال ۱۳۵۸ (لینک)

۵- گزارش موسسه تحقیقات دفاع ملی آمریکا در مورد فعالیت های تروریستی مجاهدین خلق، رفتارهای وحشیانه با اعضا، شستشوی مغزی و نگهداری اجباری آنها در کمپ اشرف (لینک)

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: