بایگانی برچسب‌ها: اعتصاب غذا

از اعتصاب غذای مهدی خزعلی تا نسرین ستوده؛ چرا حنای مهدی خزعلی دیگر رنگی ندارد؟

مهدی خزعلی پس از ۶۷ روز اعتصاب غذا به کوهنوردی رفت

مهدی خزعلی پس از ۶۷ روز اعتصاب غذا به کوهنوردی رفت

آیا هرگز با خود اندیشیده اید که چرا به جز چند خبرگزاری اصلاح طلب، کسی برای اعتصاب غذای کذایی مهدی خزعلی، تره هم خرد نمیکند؟! رسانه های اصلاح طلب از قول مهدی خزعلی مدعی شده اند که او بیش از ۹۰ روز است که در اعتصاب غذا به سر میبرد. علیرغم اینکه عدد ادعایی بسیار بزرگ و در طول تاریخ کم نظیر میباشد، اما مردم، رسانه های خارجی و شخصیت های بین المللی توجهی به آن نمیکنند و به قول معروف گویی دیگر حنای مهدی خزعلی رنگی ندارد…! علت چیست؟

پیش از بررسی علت، بد نیست مقایسه کوتاهی انجام بدهیم میان واکنش ها به اعتصاب غذای ۴۹ روزه نسرین ستوده وکیل حقوق بشر و اعتصاب غذای ۹۰ روزه مهدی خزعلی منتقد احمدی نژاد.

نسرین ستوده چند ماه پیش در اعتراض به ندادن مرخصی به او و نیز ممنوع الخروج شدن غیر قانونی دخترش، دست به اعتصاب غذا زد. در مدت اعتصاب غذا، شاهد حمایت گسترده مردمی از او، امضای پتیشن های متعدد به منظور آزادی او، به راه افتادن طوفان های توییتری، حمایت های گسترده وبلاگ نویسان و شخصیت های مطرح سیاسی و اجتماعی، اطلاع رسانی گسترده رسانه های مطرح جهانی و نیز واکنش شخصیت ها، نهادها و سازمان های بین المللی از وزارت خانه های خارجه کشورهای غربی گرفته تا پارلمان اروپا، سازمان ملل، عفو بین الملل و … بودیم که همگی با صدور بیانیه های شدیدالحن و اعتراضی ضمن حمایت همه جانبه از نسرین ستوده خواستار توجه جمهوری اسلامی به خواسته های او و فراتر از آن آزادی فوری او شده بودند.

از آن طرف مهدی خزعلی را داریم که علیرغم ۹۰ روز اعتصاب غذای ادعا شده، مورد حمایت هیچ سازمان و شخصیت بین المللی قرار نگرفته و تنها چند سایت فکسنی حزبی وابسته به اصلاح طلبان، أخبار او را پوشش رسانه ای داده اند.

برخی از علل احتمالی عدم حمایت از مهدی خزعلی و حمایت گسترده از نسرین ستوده در حین اعتصاب غذا چنین است:

۱- تفاوت ماهوی: نسرین ستوده یک فعال حقوق بشر و وکیل برجسته میباشد که تنها به دلیل دفاع از موکلین خود که از جمله شامل مخالفان و منتقدان جمهوی اسلامی و کودکان محکوم به اعدام بوده اند، به شکل ناعادلانه ای به زندان طولانی مدت محکوم شده است. مهدی خزعلی یک فعال سیاسی درون نظام است که تنها به حضور احمدی نژاد در قدرت اعتراض دارد. او نه تنها با نظام مخالف نیست که سابقه همکاری با عوامل رژیم را هم در پرونده دارد. وی سابقه دوستی با سعید امامی شکنجه گر وزارت اطلاعات را دارد و در پروژه هویت با او همکاری نزدیکی داشته و حتی کتاب اعترافات اجباری گرفته شده از روشنفکران، نویسندگان و دگراندیشان در دهه ۷۰ را نیز منتشر کرده و بر آن مقدمه ای هم نگاشته است (+ ، +).

۲- علت اعتصاب غذا: نسرین ستوده به دلیل عدم برخورداری از مرخصی در طول ۲ سال بازداشت و از آن مهمتر در اعتراض به ممنوع الخروج شدن غیر قانونی دختر نوجوانش دست به اعتصاب غذا زد و خواسته مشخصی داشت. از آن سو اما علت اعتصاب غذای مهدی خزعلی و خواسته او مشخص نیست!

۳- تفاوت در اهداف: نسرین ستوده یک شخصیت سیاسی نیست و تمرکز خود را بر مسائل حقوق بشری قرار داده است. اما مهدی خزعلی یک فعال سیاسی است که به دنبال دستیابی به قدرت است.

۴- عملکرد مشکوک مهدی خزعلی: به نظر من یکی از مهمترین دلایلی که موجب شده است که دیگر حنای خزعلی برای مردم رنگی نداشته باشد به عملکرد گذشته او پس از آزادی از زندان باز میگردد. در واپسین ماههای سال ۹۰ هم ادعا شد که مهدی خزعلی به مدت ۶۷ روز در اعتصاب غذا بوده است. پس از این مدت طولانی و در آستانه نوروز ۹۱، وی با حکم مستقیم علی خامنه ای از زندان آزاد شد. هنوز چند روزی از آزادی وی نگذشته بود که او شروع به انتشار اخبار و تصاویری از کوهنوردی های هفتگی خود و تشویق مردم به شرکت در انتصابات مجلس شورای اسلامی در وبلاگش نمود.

در عکس های منشر شده، وی بسیار سرحال به نظر میرسید و به هیچ وجه اثری از اعتصاب غذای طولانی مدت که قاعدتا بایستی بدن او را به شدت تحلیل برده باشد مشاهده نمیشد. در بازه زمانی ۶ هفته ای آزادی از زندان تا برگزاری مرحله دوم انتخابات حکومتی در اواسط اردیبهشت ماه، وی با انتشار دهها مطلب وبلاگی، حضور مکرر در شبکه های تلویزیونی خارجی و انتشار ویدئوهای مختلف در یوتیوب، به تبلیغ گسترده ایده عجیب خود مبنی بر «تک رای به مطهری» مبادرت ورزید و علیرغم اعتراض های گسترده مردمی، به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی همت گماشت (+)!

این اقدام ها نه تنها شک و شبهه هایی درباره کیفیت اعتصاب غذای کذایی او را به وجود آورد که منجر به ریزش گسترده طرفداران و خوانندگان وبلاگ او گردید. ایده احمقانه او هم با شکست مفتضحانه ای مواجه شد به نحوی که آرای مرحله دوم علی مطهری -عنصر متحجر و واپسگرا- در پی تبلیغ مهدی خزعلی از آرای او در مرحله اول هم کمتر شد (منبع).

لذا سابقه خراب مهدی خزعلی در همکاری با عناصر اطلاعاتی همچون سعید امامی در پروژه هویت، عملکرد مشکوک و عجیب او پس از آزادی از زندان با حکم خامنه ای در جهت گردم کردن تنور انتخابات حکومتی و علاوه بر این حضور او در شبکه های مختلف خارجی از جمله صدای آمریکا و بی بی سی و تاکید مکرر بر پایبندی بر رژیم جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن و نیز اعتقاد کامل به اصل عقب مانده ولایت فقیه و تنها نسبت به دولت احمدی نژاد انتقاد داشتن، موجب بدبینی گسترده نسبت به اخبار منتشر شده درباره او شده است به گونه ای که دیگر سرنوشت او برای کسی اهمیتی ندارد! با توجه به تجربه قبلی، بسیاری بر این عقیده اند که اعتصاب غذای کذایی مهدی خزعلی تنها یک بازارگرمی از سوی حکومت است تا از او یک اپوزیسیون خودی ساخته و به جامعه تحویل داده شود!

حقایقی که عباس فخرآور نمیخواهد شما بدانید

عباس فخرآور یکی از کسانی است که خود را مخالف جمهوری اسلامی معرفی میکند اما رفتار و عملکرد او در سالهای گذشته منحصر به فحاشی، اتهام زنی و تخریب چهره های شاخص مخالف رژیم به ویژه چهره های دانشجویی و زندانیان سیاسی سابق و تنها در جهت منافع حکومت و به منظور فراهم کردن خوراک تبلیغاتی برای رسانه های حکومتی جهت مسخره کردن و متفرق نشان دادن گروههای مختلف اپوزیسیون بوده است. رسانه های امنیتی وابسته به حکومت از جمله بولتن نیوز، جهان نیوز، باشگاه خبرنگاران جوان و بسیاری دیگر بارها و بارها از نظرات، گفته ها و نوشته جات او جهت تخریب و تحقیر گروههای مختلف مخالف رژیم استفاده کرده اند. این همه در حالی است که خبرهای منتشر شده درباره فخرآور در خبرگزاری های حکومتی همگی در جهت فعال نشان دادن او در عرصه های بین المللی و پراهمیت نشان دادن کارهای او در به ظاهر مخالفت با نظام بوده است، اما شخصا تاکنون ندیده ام که رسانه های حکومتی حتی در حد یک پاراگراف نسبت به انتشار اظهار نظرهای دیگر چهره های سیاسی مخالف رژیم و یا همبندان سابق او در اوین درباره شخصیت و عملکرد او، مطلبی را منتشر کرده باشند. رفتاری که سالهاست به وفور و به طور مستمر و هماهنگ توسط رسانه های حکومتی علیه دیگر چهره های مخالف حکومت صورت میپذیرد! به راستی علت چیست؟ فخرآور چگونه مخالف حکومتی است که قسمت بزرگی از فعالیت هایش بر روی انگ زنی و تخریب دیگر مخالفان حکومت متمرکز شده است؟ چگونه است که سخنان او و حتی ظاهرا سوتی های او مرتبا خوراک رسانه های حکومتی قرار میگیرد و پوشش خبری گسترده می یابد؟!

رفتارهای مشکوک امیرعباس فخرآور تنها منحصر به سالهای پس از خروج وی از ایران نبوده و سالهای حضور وی در ایران و در زندان را هم به طور کامل شامل میشود که در زیر به شماری از آنها اشاره میگردد:

۱) اساسا علت به زندان افتادن فخرآور برخلاف آنچه وی ادعا میکند، به دلیل فعالیت های سیاسی نبوده است بلکه به خاطر تجاوز به یک دختر دانشجو و نیز چند فقره سرقت و فروش اشیای عتیقه و زیرخاکی بوده است. ۲) وی خود در مصاحبه با پارازیت به این موضوع اذعان میکند (+) که در زمان اعتراض های دانشجویی تیرماه سال ۷۸، دانشجو نبوده و بلکه سرباز نیروی انتظامی بوده است!! ۳) فخرآور پس از کشیدن چند ماه حبس در بند قاچاقچیان و جنایتکاران زندان قصر ناگهان به بند سیاسی اوین منتقل میشود! ۴) بنا بر اظهارات صریح عده زیادی از زندانیان سیاسی وقت (از جمله دکتر ناصر زرافشان حقوقدان، فعال حقوق بشر و وکیل پرونده قتل های زنجیره ای) که در زمان حضور فخرآور در زندان اوین با او هم بند بوده اند، وی بارها و بارها در داخل بند سیاسی اوین در حال حرف زدن با موبایل دیده شده است! به نظر شما چگونه ممکن است که یک زندانی آن هم نه یک زندانی معمولی که یک زندانی سیاسی بتواند به راحتی در داخل زندان موبایل به همراه داشته باشد؟!

رفتارهای مشکوک فخرآور محدود به این چند مورد اتفاق ذکر شده نبوده است. ۵) در مورد دیگری و در حالی که زندانیان سیاسی اوین برای ابراز همدردی با زندانی سیاسی پیمان پیران که خانواده اش مورد فشار مزدوران حکومتی قرار گرفته بوده است، اقدام به اجرای یک اعتصاب غذای دست جمعی کرده بوده اند، بنا به اظهارات زندانیان سیاسی آن زمان (از جمله عباس توانچه)، فخرآور اقدام به تلاشی همه جانبه برای از بین بردن اتحاد زندانیان برای اعتصاب غذا و ایجاد تفرقه و اختلاف پراکنی و ایجاد جو بدبینی در میان آنها مینماید و حتی در مواردی اقدام به ضرب و شتم عده ای از زندانیان اعتصاب کننده مینماید.

خروج امیر عباس فخرآور از ایران از طریق مرز رسمی با گذرنامه جمهوری اسلامی با اطلاعات واقعی و سپس دریافت ویزای آمریکا در دوبی

گذشته از همه این موارد، نحوه خروج فخرآور از ایران هم بسیار مشکوک و سوال برانگیز است. عباس فخرآور پس از دخالت در ضرب و شتم زندانیان سیاسی و تخریب اعتصاب غذای گروهی آنها در زندان، از ترس انتقام جویی و شورش زندانیان علیه او به مرخصی فرستاده میشود. وی پس از مدتی مدعی میشود که از طرف شعبه اجرای احکام حکم بازداشت مجدد او صادر شده است و او هم اکنون زندانی فراری محسوب میشود. وی پا را از این هم فراتر گذاشته و ادعا میکند که حتی حکم تیر برای دستگیری اش صادر شده است!! ۶) وی در حالی این ادعاها را مطرح میکند که مدت کوتاهی بعد از آن برای دیدن یک وکیل در شعبه اجرای احکام ظاهر میشود بدون اینکه کسی او را دستگیر کند و یا تیری به سمت او شلیک شود! ۷) وی پس از اندک مدتی با در دست داشتن پاسپورت واقعی جمهوری اسلامی و با اسم و فامیل و مشخصات واقعی به فرودگاه امام تهران رفته و بدون اینکه با هیچ مشکلی مواجه شود از ایران خارج و به دوبی میرود! به نظر شما چگونه ممکن است که یک فرد زندانی فراری که برای دستگیری او حکم تیر صادر شده است، بتواند به راحتی از مرز رسمی کشور آن هم از فرودگاه فوق امنیتی امام خارج شود بدون اینکه با مشکلی مواجه شود؟! فخرآور خود در مصاحبه هایش ادعا میکند که ۳ میلیون تومان رشوه داده است و پاسپورت جعلی گرفته و فرار کرده است. اما این حرف او دروغ محض است زیرا اولا وزارت امور خارجه آمریکا به راحتی میتواند گذرنامه تقلبی را از واقعی تشخیص بدهد و مسئولان این وزارتخانه به هیچ وجه برگه ویزا را بر روی یک پاسپورت جعلی نمیزنند و ثانیا ادعای خروج از ایران از طریق فرودگاه امام به وسیله  رشوه ششصد هزار تومانی نه تنها مضحک که بسیار احمقانه است. زیرا در طول شبانه روز دهها مامور امنیتی در فرودگاه مذکور حضور دارند، آیا میتوان پذیرفت که فخرآور به همه آنها رشوه داده است؟! چنین چیزی محال است!

همه این سوالها زمانی به جواب میرسد که در نظر بگیریم که عباس فخرآور پس از نشان دادن میزان پلیدی، دروغ گویی و سطح رذالت خود به مسئولان حراست زندان قصر، مورد توجه وزارت اطلاعات قرار گرفته و از آن زمان به استخدام آنها درآمده و اقدام به همکاری با آنها کرده است. با در نظر گرفتن چنین چیزی به راحتی کلیه رفتارهای او در همه سالهای گذشته، چه در داخل و چه در خارج از ایران منطقی و موجه جلوه مینماید. همکاری او با وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، دلیل رفتارهای او در زندان علیه زندانیان سیاسی و تلاش برای برهم زدن اعتصاب غذای آنها، به همراه داشتن موبایل در زندان، خروج آزادانه و بدون دغدغه از طریق مرز رسمی و با پاسپورت و مشخصات واقعی از ایران و نیز رفتارهای او پس از خروج از ایران در تخریب گروههای مختلف مخالف نظام و شخصیت های مطرح دانشجویی، را نشان میدهد.

احمد باطبی از چهره های سرشناس جنبش دانشجویی که تنها به خاطر بالای دست گرفتن پیراهن خونی دوست خود در جریان اعتراض های تیر ماه ۷۸ و جهانی شدن تصویرش، ابتدا به اعدام محکوم و سپس با کاهش حکم، مجبور شد سالهای زیادی از جوانی خود را در زندان اوین سپری کند، افشاگری های جالب توجه و بسیار مستندی را علیه امیر عباس فخرآور منتشر نموده است، که خواندن آنها و شنیدن فایلهای صوتی اظهارات زندانیان سیاسی سابق درباره فخرآور خالی از لطف نیست و ماهیت وی را بیش از پیش رسوا میسازد. برای خواندن مطالب باطبی به اینجا (+ ، +) مراجعه کنید.

مطالب پیشنهادی دیگر:

مرگ مشکوک احمد رضایی در دوبی؛ یافته های یک جستجوگر مستقل

گمانه‌زنی‌ها درباره چرایی تلاش شبانه روزی مهدی خزعلی برای گرم کردن تنور انتخابات حکومتی

سعید امامی فقط یک مزدور بود و دستورات را اجرا میکرد، حکم قتل احمد خمینی از سوی خامنه‌ای و رفسنجانی صادر شده بود

گمانه‌زنی‌ها درباره چرایی تلاش شبانه روزی مهدی خزعلی برای گرم کردن تنور انتخابات حکومتی

اگر تصور میکنید کیهان، رجا نیوز، فارس و یا ایرنا در صف مقدم تبلیغات حکومتی برای تشویق مردم به شرکت در دور دوم انتخابات مجلس قرار دارند سخت در اشتباهید. مهدی خزعلی خود یک تنه و به شکل خستگی ناپذیر و شبانه روزی در حال کشیدن جور رسانه‌های حکومتی است و این مسئولیت خطیر را بر عهده گرفته است! مهدی خزعلی از دو هفته پیش تاکنون و در راستای منافع رژیم بیش از ۲۳ مطلب وبلاگی و چندین ویدئو جهت تشویق مردم [جنبش سبز] به شرکت در نمایش حکومتی انتخابات منتشر کرده و از آنها میخواهد که به شعور خود توهین کرده و به یکی از ضد ایرانی‌ترین و افراطی‌ترین مذهبیون موجود رای مجدد دهند.

در آخرین پیشنهاد خود، مهدی خزعلی از طرفداران جنبش سبز میخواهد که برای نشان دادن اعتراض خود به حکومت، در بعد از ظهر روز انتخابات در حوزه‌های مطرح رای گیری در تهران که پوشش رسانه‌ای خوبی توسط صدا و سیمای حکومت در آنها صورت میگیرد حضور یابند. مشخص نیست این طرح چگونه میتواند به نفع مخالفان تمام شود؟ چگونه میتوان مخالفان را از موافقان تشخیص داد؟ اتفاقا به نظر من این کار دقیقا به نفع حکومت است. چون با حضور در این شعبه‌هایی که به طور مکرر تصاویر آنها در تلویزیون پخش میشود، حکومت به راحتی میتواند حضور مردم را پرشمار نشان داده و آن را دلیلی بر تایید رژیم از سوی مردم و محبوبیت حکومت در نزد مردم معرفی نماید!

تاکنون دهها وبلاگ‌نویس [از جمله خود من] و فعال سیاسی شناخته شده به طرح اخیر مهدی خزعلی اعتراض کرده و با دلایل منطقی نشان داده‎اند که به دلیل ماهیت غیر دموکراتیک انتخابات در رژیم جمهوری اسلامی و سابقه تقلبها و جا به جایی‎های گسترده در آرای مردمی در انتخابات پیشین، حضور در پای صندوق‎های رای به هر دلیلی که باشد تنها و تنها در راستای منافع رژیم بوده و نتیجه‎ای جز فراهم کردن خوراک تبلیغاتی برای رسانه‎های حکومتی جهت سوء استفاده از حضور مردم به نفع خود نخواهد داشت. اما خزعلی علیرغم همه این مخالفتها و دلایل منطقی، همچنان حتی بلندتر از رسانه‎های حکومتی بر طبل انتخابات میکوبد! این رفتار خزعلی حتی گمانه‎زنی‎ها و سوالاتی را درباره اهداف احتمالی به زندان افتادن و سپس آزادی وی در آستانه انتخابات حکومتی و نیز واقعیت پشت پرده اعتصاب غذای او مطرح کرده است. در این راستا ۲ سوال اصلی به ذهن میرسد و آن اینکه:

** آیا بازداشت ظاهرا وحشیانه مهدی خزعلی توسط وزارت اطلاعات، اعتصاب غذای ظاهرا طولانی مدت وی در زندان و حکم زندان و تبعید ظاهرا طولانی مدت او [که البته اجرا نشده است!]، پروژه‎ای جهت اپوزیسیون سازی از وی و تلاشی برای افزایش هوشمندانه سطح محبوبیت او جهت بهره برداری در آینده به نفع حکومت نبوده است؟!

** اکثر اعتصاب غذا کنندگان حداکثر بین ۵۰ تا ۶۵ روز دوام می‌آورند. رکورد اعتصاب غذا در دست یکی از ناراضیان ایرلندی است که در دهه ۸۰ میلادی پس از ۷۳ روز اعتصاب غذا جان خود را از دست داد. بابی ساندز ناراضی مطرح پس از ۶۶ روز اعتصاب غذا جان سپرد. مهدی خزعلی ادعا میکند که ۷۰ روز در اعتصاب غذای تر و خشک بوده است! با توجه به تاریخچه اعتصاب غذا کننده‌گان در طول تاریخ چگونه میتوان پذیرفت که فرد پس از چنین اعتصاب غذای طولانی، پس از آزادی بلافاصله فعالیت‌های روزانه خود را از سر گرفته و هر هفته به کارهای طاقت فرسایی چون کوهنوردی نیز بپردازد؟! آیا فرد به هیچ زمان فرجه‌ای برای بازیابی قوای تحلیل رفته و جبران وزن نیاز ندارد؟!

اصرار خزعلی بر حرف خود مبنی بر حضور مردم در انتخابات علیرغم مخالفتهای گسترده، احتمالات زیر را به ذهن متبادر میسازد:

 ۱- آزادی مهدی خزعلی از زندان و کاهش احتمالی محدودیت‌ها بر انتشارات حیان در آینده، مشروط به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی از طریق فریفتن گروههایی از جنبش سبز بوده است (+).

 ۲- به دلیل افول جنبش سبز [به ویژه بر اثر سرکوب شدید حاکمیت]، مهدی خزعلی نسبت به متنفع شدن از به نتیجه رسیدن جنبش در آینده نزدیک نا امید گشته و بر آن شده است که همراستا با منافع اصلاح‌طلبان از محبوبیت پس از اعتصاب غذای اخیر خود استفاده کرده و با تشویق معترضان به حضور در انتخابات از آن به عنوان اهرم فشاری بر حاکمیت جهت ورود مجدد اصلاح‌طلبان به بدنه قدرت استفاده کند. بر طبق این احتمال، پیشنهاد مهدی خزعلی با هماهنگی با اصلاح‌طلبان و در راستای تحرکات اخیر محمد خاتمی و دیگر اصلاح‌طلبان حکومتی در رای دادن در روز ۱۲ اسفند و نیز اعلام برنامه جهت شرکت در انتخابات آینده ریاست جمهوری صورت میگیرد. (+)

 ۳- به زندان افتادن، اعتصاب غذا و نیز حکم طولانی مدت مهدی خزعلی همه و همه سناریوی از پیش طراحی شده وزارت اطلاعات برای اپوزیسیون سازی از وی و محبوب کردن او در نزد بدنه جنبش سبز جهت بهره برداری در آینده به نفع رژیم بوده است. دعوت دنباله‌دار وی به حضور در انتخابات با متوسل شدن به انواع ترفندها در این راستا ارزیابی میگردد.

ممکن است هر سه احتمال بالا غلط باشد و مهدی خزعلی فقط یک طرح ساده و مضحک را مطرح کرده باشد اما این اصرار وی بر طرح خود با علم به تقلب در انتخابات و جا به جایی آرا و تلاش شبانه روزی وی در تشویق مردم به حضور در انتخابات حکومتی علیرغم مخالفتها و اعتراضهای منطقی، درست بودن دستکم یکی از احتمالات بالا را تقویت میکند.

توضیح: وقتی با معدود طرفداران پیشنهاد خزعلی صحبت میکنم و با آنها دلایل مخالفت خود با طرح وی را در میان میگذارم، به جای شنیدن پاسخ منطقی، مرتبا با مغلطه بحث را منحرف کرده و اعتصاب غذای او را به رخ من میکشند! گویی که من یا بقیه مردم از خزعلی خواسته بوده‌اند یا کسی او را مجبور کرده بوده که اعتصاب غذا کند. اگر کسی صادقانه تصمیمی گرفته است و به نشانه اعتراض دست به اعتصاب غذا زده است، تصمیم خودش بوده، چرا منتش را بر سر ما میگذارید؟! وانگهی اعتصاب غذا، زندان رفتن و حتی مرگ یک نفر به معنای این نیست که نتوان هیچ گونه انتقادی از او کرد و دیدگاه‌ها و اظهارات او را نقد نکرد! چرا به دنبال بت سازی از افراد هستید؟! من به شخصه هیچ نظر غیر منطقی را نمیپذیرم از سوی هرکسی که صادر شده باشد!

مطالب مرتبط:

مهدی خزعلی به دنبال چیست؟ پروژه اصلاح طلبان برای سوء استفاده از جنبش سبز

آیا آزادی مهدی خزعلی از زندان مشروط به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی بوده است؟

در اعتراض به دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات غیر آزاد و انتخاب «بد» از میان «بدترها»

پاسخی به پاسخ دکتر مهدی خزعلی؛ راهکار: تحریم فعال انتخابات / خودتان را از قطار انقلاب بیرون بیندازید!

با نامزد شدن در انتخابات فرمایشی زمینه سوء استفاده حکومت را فراهم نکنید!

مهدی خزعلی بالاخره پشت ضحاک را به خاک مالید

مهدی خزعلی آزاد شد

دکتر مهدی خزعلی که برای بار چندم و به دلایل واهی در دیماه امسال به زندان افتاده بود، از همان ابتدای بازداشت دست به اعتصاب غذا زد و علیرغم تحمل فشار جسمی و روحی زیاد در نتیجه حضور در سلول انفرادی، بازجویی های طاقت فرسا و حمله قلبی نهایتا موفق شد پس از ۷۰ روز اعتصاب غذای تر و خشک، پشت دیکتاتور را به خاک بمالد.

او با استقامت و اراده پولادین خود موفق شد خواست خود را بر حاکمیت جمهوری اسلامی تحمیل کرده و آنها را مجبور کند که او را آزاد کنند. او از همان زمان بازداشت گفته بود که تا زمان شهادت و به نشانه اعتراض، اعتصاب غذا خواهد کرد. این است قدرت اعتصاب غذا. این است قدرت اراده. زنده باد مهدی خزعلی و به امید آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی و نابودی جمهوری اسلامی در سال جدید!

مطلب قبلی:

مهدی خزعلی در اعتصاب غذا

مهدی خزعلی در اعتصاب غذا

مهدی خزعلی در اعتصاب غذاست.

دو هفته پیش مزدوران حکومت مهدی خزعلی را با ضرب و شتم شدید بازداشت کردند. از آن زمان تاکنون او در اعتصاب غذا به سر میبرد و اعلام کرده تا زمانیکه در زندان هست، اعتصاب غذای خودش را نخواهد شکست. جرم او ابراز عقیده است. حکومت به این دلیل با او چپ افتاده که او منتقد آنهاست، از طریق وبلاگش آنها را به چالش کشیده و به طور علنی اعلام کرده بود که در انتخابات فرمایشی اسفندماه شرکت نخواهد کرد. البته اولش قصد داشت نامزد بشه چون معتقد بود که با رد صلاحیت شدن توسط شورای نگهبان، «حقانیت» خودش را ثابت می‌کنه و هر برگ رد صلاحیت را «سند رسوایی انحصارطلبان» میدانست (+،+)، اما بعدش که با مخالفت اکثر خوانندگان وبلاگ مواجه شد، علنا اعلام کرد که نه تنها نامزد نشده که روز انتخابات حتی از خونه هم بیرون نمیاد! (+)

بدیهی است که مهدی خزعلی منتقد درون نظام است و هنوز بر این عقیده است که نظام کنونی اصلاح‌پذیر است. من با او در این موضوع هم‌عقیده نیستم و جمهوری اسلامی را غیر قابل اصلاح میدونم. اما نمیتونم سکوت کنم. نمیتونم ببینم یک وبلاگ‌نویس تنها به دلیل بیان آن چیزی که در ذهنش هست، به دلیل انتقاد و ابراز عقیده به زندان بیفته و مورد ضرب و شتم قرار بگیره.

از حمد و ثنا خوشم نمیاد، فقط خواستم بگم مهدی خزعلی در زندان هست و زندگیش در خطر! خسته‌ام از این همه بی‌تحرکی و رخوت، حالم بده از اینکه هیچ کاری نمیکنیم و فقط دست روی دست میگذاریم! بدم میاد از اینکه این همه بی‌عدالتی و ظلم را میبینیم و هیچ واکنشی نشون نمیدیم. یک گوشه نشستیم منتظریم بقیه یک کاری بکنند یا اینکه اصلا بی‌خیال داریم زندگیمون را میکنیم! غافل از اینکه این من و تو با هم هستیم که میتونیم ما بشیم. قطعا از یک نفر کاری برنمیاد. اگر هرکس به امید دیگری بشینه، هیچ کاری از پیش نخواهد رفت! رمز پیروزی اتحاد و عمل هست. تا ابد هم بشینیم برای زندانیان سیاسی پوستر و عکس بسازیم، لینک و کامنت بگذاریم، لایک بزنیم، به رژیم فحش بدهیم، اما در بیرون خونه هیچ کاری نکنیم، چیزی درست نمیشه!

توضیح: لینکها به وبسایت مهدی خزعلی باز نمیشوند، احتمالا چون حکومت به طریقی وبسایت او را از دسترس خارج کرده است.

دو مطلب من خطاب به مهدی خزعلی پیش از بازداشت:

با نامزد شدن در انتخابات فرمایشی زمینه سوء استفاده حکومت را فراهم نکنید!

پاسخی به پاسخ دکتر مهدی خزعلی؛ راهکار: تحریم فعال انتخابات / خودتان را از قطار انقلاب بیرون بیندازید!

فضا را عوض کنید!

فضا را عوض کنید! مرگ یک شخصیت ملی در زندان، بر اثر اعتصاب عذا، اتفاقی نیست که طبع شاعری و رمانتیک ما را برانگیزد. جوابش این نیست که بنشینیم و بگردیم چطور می‌شود با نام کوچک قربانی جمله‌ای موزون و قافیه دار بسازیم، یا چگونه با آرایه و ایهام اسمش را به یک بیت حافظ یا یک آیه قرآن منتسب کنیم، یا از او عکسی با لبخند و در حال خداحافظی بیابیم که برای «وال‌ فیس بوک»مان پوسترش کنیم. این یک بازی بچگانه نیست که دو روز در فضای مجازی سرگرممان کند و تمام شود. مجال فخرفروشی و هنرنمایی نخبگان و سوت آغاز مسابقه خلاقیت ادبی روزنامه نگاران هم نیست. مرگ یک زندانی سیاسی بر اثر اعتصاب غذا فاجعه ایست که در هر کجای دیگر دنیا اگر رخ می‌داد مسیر تاریخ را عوض می‌کرد.

به جنبش‌های ضد استعماری نیمهٔ دوم قرن اخیر نگاه. کنید. به انقلاب‌های اجتماعی و جنبش‌های دانشجویی اروپای دهه شصت و هفتاد نگاه کنید. به جنبش‌های ضد جنگ و صلح طلب از ویتنام گرفته تا عراق نگاه کنید. به تاثیر اعتصاب گاندی، لوترکینگ، سزار چاوز، ماریون دانلوپ، بابی سندز… نگاه کنید! ببینید چگونه اعتصاب غذا در تاریخ مبارزات بشر همواره وسیله‌ای بوده که با مسالمت آمیز‌ترین روش مقتدر‌ترین کشورهای استعمارگر و خشن‌ترین دیکتاتوری‌های نظامی جهان را به زانو در آورده است. این گونه مردن‌ها وجدان‌ها بیدار کرده است. جنبش‌ها برانگیخته است. دانشگاه‌ها به هم ریخته است. تحصن‌ها در پی داشته است. آتش‌ها به پا کرده است. ملت‌ها فراخوانده است… چگونه است که در کشور ما که تا همین چند سال پیش اعتصاب غذای گنجی‌ها و سازگارا‌ها هنوز خواب از چشمان حاکمان می‌ربود و وادار به تمکینشان می‌کرد، امروز مرگ ایثارگرانهٔ یک شخصبت ملی با سابقه در حد هدی صابر هم دیگر خم به ابروی کسی نمی آورد؟ آیا جوابش جز این است که حاکمان دیگر خوب می‌دانند که ‌‌نهایت واکنش‌های ما به بد‌ترین و سخت‌ترین فجایع هم جز در فضای مجازی و جز با صنعات ادبی تهی و احساسی نخواهد بود؟!

صابر نمرده است که روضه خوانش شویم. نمرده است که فضای کشور را بیش از آنچه هست به خماری و غم پرستی و مرثیه خوانی و زنجموره و استغاثه و مظلوم نمایی آلوده کنیم. او در پی تحرکی بوده است که داریم به زیر این بارهای احساسی و تلقین‌های ناتوانی خفه‌اش می‌کنیم. او تحرک و پویایی می‌خواسته و ما به روضه و مرثیه راضی شده‌ایم… فضا را عوض کنید.

برگرفته از فیسبوک شخصی آقای رضا نصری

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: