بایگانی برچسب‌ها: اعتراض

اتحاد مردم با بازاریان و ادامه اعتراض‌ها همراه با سر دادن شعارهای اقتصادی و مخالفت با سیاست هسته‌ای

دیروز در مطلبی ضمن گلایه از بی تفاوتی مردم نسبت به وضع وخیم اقتصادی کشور، نوشتم که بهترین، مطمئن ترین و کم هزینه ترین گزینه برای تغییر شرایط،، اعتراض‌های مردمی است. خوشبختانه امروز پس از مدتها مردم بی تفاوتی را کنار گذاشتند و نسبت به وضعیت وخیم اقتصادی کشور و کاهش شدید ارزش پول ملی اعتراض کردند. در ویدئوهای منتشر شده از این اعتراض ها، حدودا هزار تا پنج هزار نفر دیده میشوند. به نظر میرسد که اکثر معترضین را بازاریان تشکیل میداده‌اند. از آنجایی که مشکلات اقتصادی گریبان همه اقشار جامعه را گرفته، لازم است که در روزهای آینده غیر بازاریان از کارگر و کارمند تا دانشجو و معلم هم به این اعتراض‌ها بپیوندند. با کاهش ۴۰ درصدی ارزش پول ملی در عرض ۱ ماه گذشته، عملا قدرت خرید مردم نسبت به یک ماه پیش ۴۰ درصد کاهش یافته است. حضور پر تعداد و متحد مردم در روزهای آینده میتواند به حکومت نشان دهد که مردم بی تفاوت نیستند و بایستی سیاست‌های خود به ویژه سیاست هسته‌ای که منجر به وضع تحریم‌های گسترده و به دنبال آن ناتوانی دولت در فروش نفت و در نتیجه بحران پول و ارز شده است را به سرعت تغییر دهد. حکومت بایستی بداند که در انتخاب سیاستهای کلان خود همواره بایستی منافع مردم را در نظر داشته باشد. متاسفانه سکوت مردم در ماهها و چه بسا سالهای گذشته، در نقش چراغ سبزی برای حکومت ظاهر شد و موجب گردید که آنها بی توجه به صدمات زیادی که تحریم ها میتوانند به مردم وارد کنند، به تقابل با جامعه جهانی، ماجراجویی و پیگیری خواسته‌های قدرت طلبانه خود در دستیابی به سلاح اتمی مبادرت بورزند.

نکته مهم دیگر اینکه انتخاب نوع شعار در همه اعتراض‌ها و تجمع‌های مردمی از اهمیت فوق العاده‌ای برخوردار است زیرا هرکسی که تجمع را میبیند در اولین نگاه میخواهد بداند تجمع کنندگان چه میخواهند و هدفشان از این تجمع چیست؟ به نظر من سر دادن شعارهای اقتصادی در ارتباط با بیکاری، تورم، قیمت ارز و نیز شعارهایی در رد سیاست هسته‌ای حکومت و یا محکومیت حمایت همه جانبه آن از دولت سرکوبگر و جنایتکار بشار اسد میتواند تعداد زیادی از مردم را به حضور در اعتراضها ترغیب کند. از سوی دیگر دادن شعارهای بسیار تند اگر چه ممکن است برای مخالفان جمهوری اسلامی از جمله خود من در نگاه اول لذت بخش و خوشحال کننده باشد، اما ممکن است موجب هراس عده‌ای از مردم از برخورد قهرآمیز نیروهای حکومتی شده و آنها را از حضور در تجمع اعتراضی رویگردان کند. لذا به نظر من شعارها باید بسیار دقیق و هوشمندانه و تا زمانی که تجمع‌ها گسترده و عظیم نشده‌اند، متمرکز بر مسائل و مشکلات اقتصادی که دغدغه اصلی مردم میباشد، انتخاب گردند.

گاه نوشته های آلفرد در فیسبوک

توضیح در ارتباط با فیلم اعتراضی امروز:

مردم میگویند: سوریه را رها کن، فکری به حال ما کن!
چه شعاری از این بهتر و گویاتر؟ همین دیروز گزارش شده بود که جمهوری اسلامی بیش از ۱۰ میلیارد دلار دیگر به رژیم بشار اسد در سوریه کمک مالی کرده است تا بتواند با قدرت بیشتری مردم معترض آنجا را سرکوب کند. این  در حالی است که ریال در عرض چند هفته گذشته، ۴۰ درصد از ارزش خود را از دست داده است. چیزی که عملا مبادلات اقتصادی در بازار را غیر ممکن کرده و قدرت خرید مردم را به شدت کاهش داده است. به جای اینکه به مشکلات مردم رسیدگی کنند، به رژیم جنایتکار سوریه کمک مالی میکنند!! آیا جمهوری اسلامی برای رفاه و سعادت شهروندان خود هیچ ارزشی قائل هست؟!

 مطلب مرتبط:

سکوت و بی تفاوتی ما، چراغ سبزی است به حکومت تا مملکت را هر چه بیشتر به قهقرا بکشاند!

سکوت و بی تفاوتی ما، چراغ سبزی است به حکومت تا مملکت را هر چه بیشتر به قهقرا بکشاند!

فرض کنید شما و خانواده‌تان به عنوان مسافر در داخل اتوبوسی در حال حرکت در جاده‌ای کوهستانی و باریک نشسته‌اید. اگر ببینید که راننده اتوبوس بی توجه به جان دهها مسافری که به او اعتماد کرده‌اند، با سرعت زیاد رانندگی میکند و با بی مبالاتی کامل، در داخل پیچ‌های تند از ماشین‌های مقابل سبقت میگیرد، چه خواهید کرد؟ واکنش شما به عنوان یک مسافر چه خواهد بود؟ آیا توجهی نکرده و سکوت میکنید تا وی همچنان به رفتار خود ادامه دهد و نهایتا اتوبوس، شما و خانواده عزیزتان را به داخل دره‌ای عمیق بیندازد یا اینکه بی خیالی را به کناری نهاده و از جای خود بلند میشوید و به راننده تذکر میدهید که از نحوه رانندگی‌اش رضایت ندارید؟ آیا شرط عقل این نیست که به عنوان کسی که جان و امنیت خود و خانواده‌اش در خطر است، از راننده بخواهید که آرامتر و با دقت بیشتری براند؟

حالا به جای اتوبوس، کشور ایران، به جای مسافران، مردم ایران و به جای راننده حکومت جمهوری اسلامی را در نظر بگیرید که سران آن هدایت این مملکت را در دست دارند. تمرکزمان را بگذاریم روی همین چند سال اخیر. مگر نه اینکه در سالهای اخیر وضع اقتصادی کشور روز به روز وخیم تر شده است؟ مگر نه اینکه جمهوری اسلامی به ویژه با اتخاذ سیاست غلط هسته‌ای، تصویب تحریم‌های سخت اقتصادی از جانب دیگر کشورها بر ایران را موجب گردیده است؟ مگر نه اینکه پول ملی ما به عنوان شاخص مهم اقتصاد کشورها، تنها در عرض هفته گذشته بیش از ۴۰ درصد از ارزش خود را از دست داده است؟ به عبارت دیگر یعنی اگر حقوق یک فرد ماهی ۱ میلیون تومان بوده است، در عرض یک هفته گذشته حقوق او در واقع به ۶۰۰ هزار تومان کاهش یافته است، در حالیکه همه اجناس گرانتر شده‌اند! مگر نه اینکه تورم بسیار بالا و بیکاری گسترده گریبان مردم ما را گرفته است؟ مگر نه اینکه اقتصاد ما بیش از ۸۵ درصد به نفت وابستگی دارد و مسلما با ادامه ناتوانی دولت در فروش نفت و عدم وجود درآمد ارزی، در ماههای آینده شاهد وخیم تر شدن هر چه بیشتر شرایط، تعطیلی هرچه بیشتر کارخانه‌ها و واحدهای تولیدی، و چه بسا قطع کامل یارانه‌ها و ناتوانی دولت و کارفرمایان در پرداخت دستمزد کارمندان و کارگران خواهیم بود؟

وقتی همه ما می‌بینیم که کشور با سرعتی سرسام آور در حال حرکت به سمت دره‌ نابودی است، چرا هیچ کس واکنشی نشان نمیدهد؟ چرا هیچ کس از این راننده بی مبالات نمیخواهد که آرامتر و بهتر رانندگی کند؟ میشود درک کرد که به دلیل عدم وجود آلترناتیوی مشخص و قابل اعتماد  برای حکومت، سرکوب گسترده اعتراض‌های پس از انتخابات سال ۸۸، و مواردی دیگر، احتمالا مردم عزم و اراده لازم برای ایجاد تغییرات بنیادین در ساختار حکومت فعلی را ندارند. اما قطعا این سکوت مرگبار حاکم بر جامعه را نمیتوان درک کرد. الزاما لازم نیست تنها برای تغییر بنیادین به خیابان آمد. میتوان اعتراض خود را به مسائل و مشکلات اقتصادی محدود کرد. دو روز پیش عده‌ای از دانشجویان در اعتراض به عدم پرداخت ارز دانشجویی مقابل مجلس تجمع کردند، نه کسی با آنها برخوردی کرد و نه آنها شعار سیاسی دادند. تنها به یک سیاست اقتصادی دولت که مستقیما زندگی آنها را تحت تاثیر قرار داده بود، اعتراض کردند. باید اعتراض‌‌های مشابهی از سوی مردم در مقابل استانداری‌ها، فرمانداری‌ها، بخش داری‌ها، مجلس و یا بانک مرکزی صورت بگیرد. برای جلوگیری از برخورد حاکمیت، میتوان شعارها و درخواستها را تنها به موارد و مشکلات اقتصادی متمرکز کرد. یک کارگری، یک معلمی، یک کارمندی که در اثر سیاست‌های غلط دولت بیکار شده است، حق دارد بیاید بگوید چرا من را بیکار کردید! مردمی که در عرض یک سال، ارزش پولشان یک سوم شده و به همان نسبت قدرت خریدشان کاهش یافته است، حق دارند بیایند بگویند چرا؟!

این رخوت و بی تفاوتی که الان شاهدش هستیم اصلا نتیجه خوبی نخواهد داشت. این بی توجهی و بی تفاوتی مردم، مطمئنا در نقش «چراغ سبز» عمل خواهد کرد و موجب خواهد شد که حکومت به همین روش خود ادامه دهد و در نتیجه اوضاع بدتر و بدتر خواهد شد. اما اگر مردم اعتراض کنند، اگر مردم بی تفاوت نباشند، مطمئنا حکومت مجبور خواهد شد که روش و سیاست خود را تغییر دهد.

متاسفانه این روزها احساس میشود که روز به روز بر تعداد افرادی که به امید مداخله نظامی خارجی برای رهایی از شر جمهوری اسلامی نشسته‌اند افزوده میشود. این یک اشتباه محض است اگر فکر کنیم که دولت‌های خارجی مایل خواهند بود اقتصاد در حال بازیابی از رکود خود را هزاران هزار میلیارد دلار متحمل هزینه کنند و چندین سال خود را در کشوری به مراتب قویتر از عراق مشغول کنند تا ما را از بند یوغ استبداد مذهبی برهانند! این یک اشتباه استراتژیک است. اگر حمله‌ای هم صورت بگیرد قطعا محدود به نابودی تاسیسات اتمی خواهد بود، چیزی که منجر به سقوط رژیم نخواهد شد! بسیار بسیار بعید است که کشورهای خارجی تمایلی برای ارسال نیروههای زمینی و اشغال کشور که لازمه تغییر رژیم از طریق نظامی است، داشته باشند. حتی اگر به فرض محال چنین چیزی هم اتفاق بیفتد به احتمال زیاد منجر به تجزیه ایران و غوطه‌ور شدن کشور در جنگ داخلی خواهد شد؛ چیزی که قطعا مطلوب هیچ ایرانی وطن دوستی نیست.

لذا بهترین گزینه، اعتراضهای مردمی و از داخل کشور است. مطمئن باشید اگر اعتراضی نکنیم، جمهوری اسلامی به همین روند خود ادامه خواهد داد، و در نتیجه تحریم‌ها هم ادامه خواهد یافت و همانطور که قبلا هم نوشته بودم (مطلب مرتبط)، در چنین شرایطی تنها دو حالت برای آینده ایران متصور خواهد آمد، یا همچون کره شمالی به کشوری قحطی زده، بدبخت و منزوی اما مسلح به سلاح اتمی تبدیل خواهیم شد و یا همچون عراق کشوری خواهیم داشت ویران و جنگ زده و با احتمال تجزیه کامل! از کره شمالی و عراق درس بگیریم و رخوت، سستی و بی تفاوتی را به کناری بزنیم و از رژیم بخواهیم که روش خود را تغییر دهد!

 به صفحه وبلاگ گاه نوشته های آلفرد در فیسبوک بپیوندید تا از پستهای جدید از طریق فیسبوک مطلع شوید. 

مطالب مرتبط:

دلیل سقوط شدید ارزش ریال چیست؟

نگذاریم یک مشت آخوند نادان با بلندپروازی‌های خود جان و مال و میهنمان را به خطر بیندازند

با ادامه رخوت و سکوت کنونی تنها دو حالت برای آینده ایران متصور است؛ «کشوری اتمی اما قحطی زده»، یا «ویران و جنگ زده»!

تشکیل شورای ملی؛ اصول و مزایا، بررسی ماهیت مخالفان و چرایی وحشت آنها از تشکیل شورا

پس از سالها فعالیت موازی، گروههای مختلف اپوزیسیون از جمهوری خواهان، سکولارهای سبز، جبهه ملی، طرفداران پادشاهی مشروطه و گروههای چپ گرفته تا برخی گروههای مخالف قومی عزم جزم کرده‌اند که اختلافهای تاریخی را کنار گذاشته و برای نجات ایران از چنگال اهریمنی دیکتاتوری فقیه همه با هم متحد شده و صدایی واحد را به گوش مردم برسانند. این مهم به ویژه در هنگامه‌ای که بلندپروازی‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی، گسترانیده شدن سایه شوم جنگ بر وطن عزیزمان را موجب گردیده و از سوی دیگر بی‌کفایتی آنها بستر مناسبی را برای تکرار گستاخی‌ها و زیاده خواهی‌های برخی از کشورهای همسایه از جمله امارات علیه تمامیت ارضی کشورمان فراهم کرده است، از اهمیتی دوچندان برخوردار شده است. بارقه امید به دستیابی به نظامی دموکراتیک و مبتنی بر حقوق بشر اما آنجایی میدرخشد که در می‌یابیم این حرکت تاریخی در جهت اتحاد و همسویی بر اصولی گرانسنگ همچون اعلامیه جهانی حقوق بشر، تاکید بر تمامیت سرزمینی ایران، مخالفت با هرگونه مداخله نظامی کشورهای خارجی و جدایی نهاد دین از نهاد سیاست   پایه ریزی شده است.

میتوان به طور خلاصه موارد زیر را به عنوان برخی از مزایای اتحاد میان گروههای مختلف اپوزیسیون بر سر تشکیل چنین شورایی بیان کرد:

 – پرهیز از موازی کاری و حرکت همگرا و متمرکز جهت فراهم کردن شرایط انتخابات آزاد در کشور

 – افزایش بازدهی فعالیت‌های اپوزیسیون در راه مبارزه با حکومت از طریق همگرایی و بهره برداری مناسبتر از خرد جمعی

  معرفی آلترناتیوی قدرتمند به مردم در داخل و به کشورهای خارجی جهت پشتیبانی

  ارتقای امید و انگیزه در میان مردم جهت شروع و ادامه حرکتهای اعتراضی علیه حکومت و تضعیف روحیه نیروهای سرکوبگر

  فشار همسو، هدفمند و قوی به کشورهای خارجی جهت ممانعت از ساخت و پاخت احتمالی با حکومت و نیز لابی بر ضد هرگونه اقدام نظامی علیه ایران

  آگاهی رسانی هرچه بیشتر و قویتر به کشورهای خارجی درباره موارد متعدد نقض حقوق بشر در ایران و فشار به کشورهای خارجی جهت اعمال فشار بیشتر به حکومت

در این میان اما سنگ اندازی‌ها و لجن پراکنی‌هایی هم صورت گرفته است. این اقدامات بر ضد تشکیل شورا از ناحیه دو گروه کلی صورت میگیرد:

۱- ناآگاهان و افراد غیر مطلع نسبت به مبانی و اهداف شورا

از جمله افرادی که در این گروه قرار میگیرند کسانی هستند که فراخوان اتحاد میان گروههای مختلف اپوزیسیون را با اتحاد اتحاد کردن‌های خمینی در سال ۵۷ مقایسه میکنند! این عده دچار اشتباهی بزرگ شده‌اند چه آنکه چیزی که خمینی به دنبال آن بود اتحاد بر محور اسلام بود، او به دنبال حکومت اسلامی و رسیدن به قدرت مطلقه بود و سالها پیش اهداف شوم خود را در قالب کتابی با نام ولایت فقیه تبیین و تشریح کرده بود. حال آنکه اتحادی که در شورای ملی به دست می‌آید، بر مبنای دموکراسی، حقوق بشر و جدایی نهاد دین از سیاست (سکولاریسم) است؛ تفاوتهای بنیادینی که مسلما افراد غیر مغرض به خوبی آنها را درک میکنند.

۲- مغرضان اعم از حکومت، گروههای معتقد به جمهوری اسلامی و برخی گروههای تندروی اپوزیسیون

دسته دوم از سنگ اندازان در راه شورای ملی را افراد مغرض، مزدور و یا تمامیت خواه تشکیل میدهند. مسلما حکومت از اتحاد میان گروههای مختلف اپوزیسیون و شخصیت‌های برجسته مخالف رژیم خوشنود نخواهد شد و آنها را تهدیدی علیه خود خواهد دانست. علاوه بر حکومت، گروههای مختلف معتقد به جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن از جمله اصلاح طلبان حکومتی نیز از تشکیل شورای ملی هراسان شده و احساس خطر خواهند کرد، چه آنکه حیات سیاسی خود را در تداوم عمر جمهوری اسلامی میبینند.

در این میان اما اندک گروههای تندرو و تمامیت خواه اپوزیسیون نظیر مجاهدین خلق هم احتمالا با تشکیل شورا مخالف خواهند بود. اکثر این گروهها به دلیل ماهیت خشونت آمیز و عدم پایبندی به مبانی دموکراسی و حقوق بشر، عموما اصولا صلاحیت حضور در شورا را هم نخواهند داشت.

نتیجه گیری: شورای ملی تا چند صباحی دیگر رسما اعلام موجودیت خواهد کرد و با توجه به پایبندی به اصولی همچون دموکراسی، سکولاریسم، حقوق بشر، حفظ تمامیت ارضی کشور و مخالفت با هرگونه مداخله نظامی خارجی، امید است که بتواند موفق شده و موجبات همگرایی و اتحاد میان گروههای مختلف اپوزیسیون به منظور دستیابی به هدف نهایی یعنی فراهم شدن شرایط مناسب برای تشکیل انتخابات آزاد در کشور را فراهم نماید. گروهها و شخصیت‌های برجسته علمی، فرهنگی و سیاسی که دل در گرو ایران و ایرانی دارند و با مبانی بیان شده در بالا موافقند و حاضر به کنار گذاشتن اختلاف سلیقه‌های خود با دیگر گروهها در راه اتحاد و نجات کشور هستند، به این شورا خواهند پیوست. اما مسلما سنگ اندازی‌ها و لجن پراکنی‌ها از جانب حکومت، اصلاح طلبان حکومتی و برخی از گروههای تمامیت خواه علیه شورا همچنان ادامه خواهد یافت. در این میان توجه به ماهیت سنگ اندازان و نیفتادن در دام آنها بسیار حائز اهمیت است.

مطالب مرتبط:

آی ملت بیدار شید! وطن از دست رفت!

خیال خام رسیدن به آزادی از طریق دخالت نظامی خارجی

تجدید میثاق شورای هماهنگی راه سبز امید با »آرمانهای امام راحل»!

چرا حمایت اپوزیسیون از حمله نظامی به ایران نابخردانه است؟ راهکار رهایی از وضع موجود کدام است؟

با ادامه رخوت و سکوت کنونی تنها دو حالت برای آینده ایران متصور است؛ «کشوری اتمی اما قحطی زده»، یا «ویران و جنگ زده»!

وجه تشابه مجاهدین خلق و کنه!

مریم رجوی

عملکرد رهبران گروه تروریستی مجاهدین خلق در ماههای اخیر نشان داده است که آنها به معنای واقعی کلمه همچون حشره موزی کنه رفتار میکنند؛ یعنی اینکه برای مطرح کردن خود به یک میزبان مفید، سالم و مورد توجه میچسبند و برای زنده ماندن خود خون او را میمکند! در اینجا به طور نمونه سه مورد از تلاش های مریم رجوی برای مصادره حرکت ها و اعتراض های مردمی اخیر به نفع خود و مطرح کردن و زنده نگاه داشتن نام گروه تروریستی خود با استفاده از این فرصتها، ذکر شده است:

  • تلاش برای مصادره جنبش آزادیخواهی مردم ایران موسوم به جنبش سبز با قرار دادن عکس بزرگی از ندا آقا سلطان در کنار تریبون سخنرانی خود (لینک)
  • تلاش برای مصادره راهپیمایی پرشکوه ۲۵ بهمن سال گذشته به دعوت موسوی و کروبی با صدور بیانیه حمایتی و نام آوردن از شهدای جنبش سبز «صانع ژاله» و «محمد مختاری» که هیچ وابستگی به این گروه نداشته اند (لینک)
  • تلاش برای مصادره حرکت های اعتراضی و خودجوش مردم آذربایجان به نشانه اعتراض به ادامه روند خشک شدن دریاچه ارومیه و سوء مدیریت حکومت با صدور بیانیه حمایتی (لینک)

مجاهدین خلق و به ویژه رهبران آن باید بدانند که این قیام ها و اعتراض های مردمی همگی در چارچوب جنبش آزادیخواهی و دیکتاتور ستیزی مردم ایران صورت میگیرد و نه به دعوت مریم رجوی یا در حمایت از این گروه تروریستی! لذا بهتر است این گروه از چسباندن خود به جنبش های اعتراضی ایرانیان و تلاش برای مصادره کردن آنها به نفع خود و جهت مطرح کردن نام خود، خودداری کند. ضمن اینکه اساسا هیچ قرابتی میان خواسته های مردم و عملکرد ثبت شده مجاهدین در دهه های گذشته (در سلب آزادی اعضای خود در کمپ اشرف[۱]، طلاق اجباری، عدم دسترسی به رسانه های آزاد، عدم امکان خروج از کمپ [۲]، برخورد قهرآمیز با جداشگان از فرقه و غیره، که همگی از عملکرد دیکتاتور مآبانه رهبران این سازمان حکایت دارد) وجود ندارد.

در پایان سوالی را مطرح میکنم:

مگر نه اینکه حکومت استبدادی جمهوری اسلامی در همه سالهای گذشته تلاش کرده است تا مخالفان و منتقدان نظام را به مجاهدین خلق مرتبط دانسته و بدین طریق بهانه سرکوب و برخورد شدید بر علیه آنها را بدست آورد؟ پس چگونه است که هر بار پس از هر حرکت اعتراضی مردم، مجاهدین خلق بلافاصله با صدور بیانیه حمایتی یا رفتارهای مشابه، این بهانه لازم و مستمسک مورد نیاز را به جمهوری اسلامی میدهد؟!

آیا سازمان مجاهدین خلق در خفا و هوشمندانه در جهت منافع جمهوری اسلامی حرکت میکند؟

منابع:

[۱]- گزارش اخیر موسسه تحقیقات دفاع ملی آمریکا RAND نشان میده که ۷۰ درصد اعضای مجاهدین خلق مستقر در کمپ اشرف، بر خلاف خواست خود آنجا نگاه داشته شده اند. این گزارش همچنین به فعالیت های تروریستی مجاهدین خلق، شکنجه و رفتارهای وحشیانه با اعضای ناراضی و منتقد، شستشوی مغزی و نیز نگهداری اجباری اعضا در کمپ اشرف اشاره دارد.

[۲]- گزارش مستند سازمان ملل که به وجود شکنجه و اذیت و آزار در کمپ اشرف و عدم اجازه به اعضا جهت خروج از آنجا و نیز دستور رهبران مجاهدین به طلاق اجباری افراد در راستای انقلاب ایدئولوژیک اشاره دارد.

مطالب مرتبط:

مقاله تحلیلی نیویورک تایمز؛ فرقه تروریستی مجاهدین خلق و دوستان آمریکاییش!

پس از دیکتاتوری، نقض حقوق بشر و جنایت، ساندیس نیز به وجوه اشتراک جمهوری اسلامی و مجاهدین خلق افزوده شد!

دروغ سایت مجاهدین/ به راستی شرکت کنندگان در تجمع مجاهدین در واشنگتن چه کسانی بودند؟

بررسی نقش شبکه های اجتماعی بر اعتراض های مردمی؛ مزایا و معایب

نوید حسن پور دانشجوی دکترای علوم سیاسی دانشگاه ییل آمریکا در قالب تز خود به بررسی نقش شبکه های اجتماعی بر سازماندهی اعتراض ها و نیز نقش آنها در حین اعتراض ها. مزایا و معایب آنها پرداخته است. او میگوید شبکه های اجتماعی مثل توییتر، فیسبوک و غیره میتوانند برای نشان دادن اعتراض و انتقاد، مدیریت اجتماعات و برنامه ریزی آنها بسیار مهم و مفید باشد اما در هنگام اعتراض ها، استفاده از آنها موجب کاهش گستردگی سطح اعتراض ها خواهد شد زیرا این نوع از شبکه های اجتماعی انسان را بی تفاوت کرده، تحرک و خلاقیت را از وی میگیرد. در چنین شرایطی شما ترجیح میدهید که از روی مبل خود تنها به تماشای وقایع بپردازید حال آنکه همه چیز در خیابان و در دنیای واقعی دارد رقم میخورد. وی به مصر اشاره کرده و میگوید هنگامی که دولت مصر در جریان اعتراض های اخیر اینترنت را به کلی مسدود کرد، بر گستردگی اعتراض های مردمی در خیابان افزوده شد و گروه بزرگتری از جامعه به جمع معترضین پیوستند. در حالی که حکومت ایران هوشیارانه تنها به کاهش سرعت و پهنای باند اینترنت و نه مسدود کردن کامل آن بسنده میکند.

او میگوید: «به عبارت دیگر همه این توییت کردن ها، استاتوس نوشتن ها و استفاده از فیسبوک و دیگر شبکه های اجتماعی، در حالی که بسیار میتوانند برای تدارک و سازمان دهی اعتراض ها و نشان دادن انتقاد و اعتراض فرد مفید باشند اما در عین حال در جریان اعتراض ها میتوانند موجب افزایش سطح محافظه کاری، افزایش میزان تاخیر و نیز سردرگمی در فرد بشوند. یا میتوانند در فرد این حس را به وجود آورند که من برای سیاست وقت ندارم، دیدی لیدی گاگا چی پوشیده بود؟!» در مورد اعتراض های اخیر در مصر او میگوید: قطع کامل اینترنت و سیستم تلفن همراه توسط حکومت حسنی مبارک حداقل از سه طریق به گسترده شدن اعتراض ها منجر گردید: ۱- شهروندان غیر سیاسی از وقوع اعتراض ها باخبر و نسبت به موضوع حساس شدند. ۲- این موضوع موجب افزایش ارتباط از طریق چهره به چهره در میان مردم و در نتیجه افزایش حضور فیزیکی مردم در خیابان ها گردید و ۳- موجب تمرکز زدایی حضور معترضین در سطح جامعه و در نتیجه افزایش دشواری برخورد با آنها برای حکومت مصر گردید. با قطع کامل اینترنت و موبایل، معترضین به جای اینکه تنها در میدان تحریر قاهره متمرکز شده باشند، به نقاط بیشتری پراکنده شدند و در نتیجه برخورد با آنها دشوارتر گردید.

 مقاله کامل را میتوانید در سایت نیویورک تایمز بخوانید.

تصاویری از تجمع مردم ارومیه در اعتراض به روند نگران کننده خشک شدن دریاچه ارومیه

مربوط به روز ۱۲ شهریور

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

شروع مجدد اعتراض ها در ایران برای نجات دریاچه ارومیه و واکنش وبلاگ نویسان

دریاچه ارومیه در حال خشک شدن

روز شنبه بار دیگر هزاران نفر از مردم معترض به خیابانهای تبریز و ارومیه در منطقه آذربایجان ایران ریختند تا از دولت ایران بخواهند که دریاچه ارومیه، یکی از برزگترین دریاچه های نمک جهان، را از خطر مرگ نجات دهد. مقام های ایرانی به سرعت با سرکوب معترضان به این موضوع واکنش نشان دادند. خبر اعتراض ها در رسانه های داخل حکومت سانسور گردید اما ویدئوهای متعددی از اعتراض ها بر روی یوتیوب قرار گرفت و وبلاگ نویسان اقدام به انتشار مطالب متعددی در این ارتباط در فضای وب نمودند.
وبلاگنویسی با نام «اورمویشرلی» مینویسد: «در خیابان ها برخوردهایی میان معترضان با ماموران امنیتی رخ داد. ماموران امنیتی اقدام به ضرب و شتم، بازداشت و یا حتی بستن مردم به درخت کردند.» برخی از وبلاگنویسان از مردم ایران میخواهند که فعالان آذری را حمایت کرده و راهپیمایی های ضد حکومتی را مجددا در سراسر کشور آغاز کنند.

«آذرکان» مینویسد: «جرقه در آذربایجان زده شد، حالا ما باید از خواست آنها حمایت کنیم و هرآنچه در توان داریم انجام دهیم تا ماموران امنیتی حکومت را از سرکوب مردم آذربایجان بازداریم.» او میگوید: «این فرصتی کم نظیر است و ما باید تا رسیدن به آزادی ادامه دهیم.»
«یک کشور آزاد» مینویسد: «دریاچه ارومیه تفاوتی میان تهران و تبریز نمیشناسد، ما باید در روهای آتی در همه جا اعتراض ها را سازماندهی کنیم.»
«مثبت هزار» مینویسد: «سپاه پاسداران مسوول ساخت این سدها است تا مقدار زیادی سود به دست آورد. ما باید نسبت به ارتش سایبری سپاه هوشیار باشیم. در چنین شرایطی آنها اقدام به ارسال مطالب [جهتدار] میکنند تا میان ایرانیان تفرقه بیندازند. «

«دوغ و دوشاب» از ایرانی ها میخواهد تا از دریاچه ارومیه و آذربایجان دفاع کنند. این وبلاگ نویس مینویسد: «ما همه در دام جمهوری اسلامی گرفتار شده ایم و باید از میراث فرهنگی و طبیعی مملکتمان محافظت کنیم.»
«اندرباب» پیشنهاد میکند که سه شنبه این هفته مردم در تهران و شهرهای دیگر دست به اعتراض و برپایی راهپیمایی در حمایت از [مردم] آذربایجان بزنند.

شایان ذکر است که ساخت سد بر روی قسمتی از دریاچه همراه با خشکسالی های اخیر منجر به کاهش شدید میزان آب دریافتی دریاچه ارومیه شده است. این پدیده در نتیجه منجر به افزایش میزان شوری آب دریاچه شده است که به نوبه خود منجر به فراری دادن پرندگان زیادی شده و اکوسیستم منطقه را با خطری دائمی مواجه ساخته است. اگر دریاچه خشک شود، میلیونها نفر از مردم منطقه مجبور خواهند شد که محل زندگی خود را ترک و به مناطق دیگر نقل مکان کنند.

این مطلب برگردان مقاله گلوبال ویسیز آنلاین میباشد.

یکی از ویدئوهای اعتراض های روز شنبه در ارومیه:

مردم میگویند: «آذربایجان زنده باد ، هرکس که چشم دیدنش را ندارد کور باد»

و

«دریاچه ارومیه در حال جان دادن است ، مجلس به قتل آن فرمان میدهد.»

درخواست بریتانیا از جمهوری اسلامی برای بررسی دقیق علت و چگونگی مرگ هاله سحابی

روز پنج شنبه بریتانیا همگام با وزارت خارجه آمریکا و نهادهای حقوق بشر از جمهوری اسلامی خواست تا تحقیقاتی فوری را جهت یافتن علت و چگونگی مرگ خانم هاله سحابی آغاز کند.

هاله سحابی، فعال حقوق زنان و دختر مخالف سیاسی مشهور عزت الله سحابی، روز چهارشنبه در حین درگیری با ماموران امنیتی جمهوری اسلامی در خلال مراسم خاکسپاری پدرش، دچار حمله قلبی شده و جان سپرد. گزارش‌ها حاکی است که هاله سحابی در حالیکه عکسی از پدرش را در دست داشته است در جلوی مراسم خاکسپاری در حال حرکت بوده است که مورد حمله قرار گرفته، به زمین افتاده و نهایتا بر اثر حمله قلبی فوت میشود.

سخنگوی دفتر خارجی بریتانیا از جمهوری اسلامی خواسته است که تحقیقات فوری و شفافی را درباره مرگ خانم سحابی آغاز کند و همچنین به دوستان و خانواده او اجازه برگزاری یک مراسم سوگواری بدون دخالت داده شود. به دلیل ترس حاکمیت از اعتراض‌های مردمی، خاکسپاری هاله سحابی تنها چند ساعت پس از فوت و در حالیکه پاسی از شب گذشته بوده است صورت میپذیرد، اتفاقی که برخلاف آیین های دین اسلام است. بستگان او میگویند که ماموران امنیتی جسد او را دزدیده و به آنها اجازه برگزاری آیین‌های متداول مذهبی را نداده‌اند.

گفتنی است هاله سحابی، فعال حقوق زنان، که در حال گذراندن دوره محکومیت ۲ ساله زندان خود بود، به طور موقت اجازه یافته بود تا در مراسم خاکسپاری پدرش شرکت کند. وی در جریان اعتراض های مردمی گسترده در ایران پس از انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری این کشور در سال ۲۰۰۹، به ۲ سال زندان محکوم شده بود.

منبع: گاردین

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: