بایگانی برچسب‌ها: اصلاحات

حس دوگانه این روزها؛ رای بدهم یا رای ندهم؟!

منم مثل خیلی های دیگه در این چند روز در برزخ به سر می برم و خیلی خلاصه بگم حس دوگانه ای دارم! یک دل میگه نباید رای داد چون حتی اگر تقلب نکنند رییس جمهوری فقط مسئول اجرایی مملکت هست و در واقع همه کاره نیست، بخش عمده ای از اختیارات از جمله فرماندهی کل قوا، سیاست خارجی و سیستم قضا به طور مستقیم توسط رهبر کنترل میشه که از طریق مردم انتخاب نمیشه. از طرف دیگه باید به خاطر تقلبی که در سال ۸۸ کردند و توهینی که به مردم روا داشتند گوشمالی داده بشوند و نباید با شرکت در انتخابات به سیستم مشروعیت داد، نباید در شرایطی که هنوز آمران و عاملان کهریزک مجازات نشده اند رای داد …

اما خودم به خودم جواب میدم که چون همزمان انتخابات شوراها هم برگزار میشه به هر حال خواه ناخواه درصدی پای صندوق حاضر شده و رای خواهند داد و نظام بهره برداری تبلیغاتی مورد نظر خودش را خواهد کرد. از طرفی مگر هر نوع حضوری در انتخابات، مشروعیت میاره؟! آیا حضور حداکثری مردم در سال ۸۸ به سیستم مشروعیت داد یا برعکس اندک آبرویش را نزد مردم و جهانیان بر باد داد؟! به نظر من بزرگترین ضربه را همین اعتراض های سال ۸۸ به نظام زد و چندین میلیون بر شمار مخالفان خامنه ای افزود! آیا اگر ما در سال ۸۸ شرکت نمیکردیم و در خانه می نشستیم میتوانستیم با شعار «رای من کو؟» به خیابانها بریزیم و رژیم را به چالش بکشیم و برای چندین ماه خواب را از کودتاچیان برباییم؟! آیا اگر ما  سال ۸۸ شرکت نمیکردیم، اساسا فرصتی برای حضور و اعلام نارضایتی ایجاد می شد؟! آیا جنبش سبزی به وجود می آمد؟!

اما یک دل دیگه میگه وقتی تحریم هستیم، وقتی بیکاری و فقر به شدت زیاد شده، وقتی کسی مثل جلیلی بر ادامه همین مسیر تاکید میکنه، و وقتی در نبود یک اپوزیسیون قدرتمند، فراگیر و قابل اعتماد هیچ امکان تغییر بنیادینی در کوتاه مدت حتی در میان مدت متصور نیست، وقتی خطر حمله نظامی وجود داره، تلاش برای اصلاح از داخل عاقلانه تر به نظر میرسه به ویژه اینکه وقتی طبقه متوسط قوی نیست مثل الان و روز به روز هم داره ضعیفتر میشه، وقتی حجم اصلی مشکلات مردم اقتصادی شده، خواسته های دموکراسی خواهانه و آزادی خواهانه رو به افول میره… پس با علم به اینکه حمله نظامی نمیخواهیم و انقلاب پا برهنگان هم منجر به دیکتاتوری دیگری خواهد شد، پس چرا نباید برای جلوگیری از ادامه روند فعلی و تقویت قشر متوسط و آزادیخواه که داره زیر فشار اقتصادی له میشه، به عارف یا روحانی رای داد؟ این ۲ نفر حداقل نشان داده اند که اختلاف دیدگاه فاحشی با بقیه نامزدها دارند. این دو هیچ دخالت مسقیمی در سرکوبها و جنایات رژیم نداشته اند. حتی اگر این دو بتوانند اندکی شرایط را بهبود ببخشند و حرکت پرشتاب این قطار نابودی و نیستی را کند کنند، باز هم برد کرده ایم!! البته عارف و روحانی اگر واقعا میخواهند پیروز بشوند باید حتما ائتلاف کنند چون اینطوری با حضور هر دو، رایهایشان قطعا تقسیم خواهد شد و تجربه ۸۴ تکرار.

این چند پاراگراف خلاصه ای بود از چالشی که در چند روز گذشته خودم با خودم دارم! در هر حال به نظر من هیچ کس نباید به افرادی که به دلایل ذکر شده در بالا تشخیص میدهند رای بدهند یا اونهایی که به دلایل مختلف رای نمیدهند و تحریم میکنند، توهین کند! هیچ کس نمیتونه ادعا کنه که حق مطلقه و او تنها کسی است که درست فکر میکنه و بقیه اشتباه میکنند!!

در همین زمینه:

اگر دیدید عده زیادی رای دادند تعجب نکنید! اما چرا؟

آقای عارف نظر شما درباره تقلب در انتخابات سال ۸۸ چیست؟ اگر باز تقلب شد چه کار کنیم؟

عرفتقلب گسترده در انتخابات سال ۸۸ بر کسی پوشیده نیست. از اعلام نتیجه انتخابات از سوی کیهان و فارس به سود احمدی نژاد ساعتی قبل از پایان زمان رای گیری گرفته تا افزایش خطی و از روی نمودار شمار آرای شمرده شده توسط صدا و سیما در روز بعد، بشتر بودن شمار آرای باطله از کل آرای اعلام شده برای مهدی کروبی که دور قبل بیش از چند میلیون رای جمع کرده بود و حتی کمتر از تعداد نفرات ستاد انتخباتی اش در کل کشور بود، تا اعلام درصد مشارکت ۱۵۰ درصدی برای برخی از شهرها و پیدا شدن برگه های سفید زیاد در گوشه و کنار کشور و بسیاری موارد دیگر! ۴ سال پیش تا مدتها مطالب زیادی در اثبات این موضوع نوشته شد و خلاصه کمتر کسی از افراد غیر وابسته به حکومت در وقوع تقلب در انتخابات شکی دارد.

حال بد نیست به بررسی موضع محمد رضا عارف -معاون اول دولت خاتمی- به عنوان یک شخصیت وابسته به طیف موسوم به «اصلاح طلبان» و از نامزدهای ریاست جمهوری آینده درباره تقلب در انتخابات سال ۸۸ و اعتراضهای مردمی پس از آن بپردازیم:

محمدرضا عارف در جمع دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف (+):

یکبار برای همیشه باید این شبهه در انتخابات برطرف شود. در انتخابات سال ۸۸ تخلفات زیادی صورت گرفت. مثلا افرادی که مسئولیت اجرایی داشتند به حمایت از یک کاندیدا پرداختند. اما طرح مساله تقلب در شرایطی که مطمئن نیستیم خوب نیست.

محمدرضا عارف در دانشگاه رازی کرمانشاه (+  +):

در حوادث سال ۸۸، تقلب صورت نگرفت، اما تخلف انجام شد و وعده‌های رأی‌آور به مردم داده شد و اینکه کسانی انتخابات را برگزار کنند و در جانب‌داری از کسی وارد شوند، تخلف است. وي افزود: تقلب بحث حقوقي و قضايي است كه بايد از سوي دادگاه رسيدگي شود؛ و سهم محافلي چون دانشگاه‌ها و تك تك گروه‌ها تعيين شود،

معاون اول دولت اصلاحات در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویان دانشگاه فردوسی (+ +):

در انتخابات ۸۸ تقلبی صورت نگرفت بلکه تخلف شد، اما متاسفانه بعضی افراد در آن سال با سوژه قرار دادن انتخابات خواستند طوری تسویه حساب شخصی کنند. وی افزود: بنده خود به تخلف در انتخابات اذعان دارم اما برای اثبات تخلف باید به مراجع قانونی مراجعه کرد و بنده منتظرم تا به پرونده سال ٨٨ به صورت دقیق پرداخته شود. وی در پاسخ به این سوال که چرا در جریان آن‌چه «فتنه ٨٨» خوانده می‌شود، سکوت کرد، گفت: در آن هنگام ترجیح دادم سکوت آگاهانه داشته باشم، در جریان فتنه اگر بنده موضع‌گیری می‌کردم وضعیت آشفته‌تر می‌شد.

عارف در جمع دانشجویان یزدی مقیم تهران (+):

یک نامزد پیروز هیچ‌گاه نمی‌گوید در انتخابات تقلب شده  و به گفته وی نامزد شکست خورده‌ هم نمی‌گوید که در انتخابات تقلب نشده است. وی با بیان اینکه وظیفه نهادهای اجرایی و نظارتی پاسداری از رای مردم است، گفت: هیچ مرجعی نمی‌گوید اگر تخلف و تقلبی صورت گرفت، پیگیری نشود اگر حقمان در انتخابات نادیده گرفته شد، مطمئن باشید تا آخرین مرحله از طریق مکانیزم‌های قانونی پیگیری می‌کنیم و صد البته اعتقادم بر این نیست برای نظامی که آن را قبول داریم و برای احقاق حق خود مردم را به خیابان بیاوریم.

همانطورکه مشاهده می کنید وی نه تنها تقلب در انتخابات سال ۸۸ را به کلی رد میکند بلکه مانند مقام های حکومتی و رسانه های وابسته به آنها، وقایع آن سال و اعتراض های مردمی را «فتنه» می نامد. او معتقد است که باید موضوع از طریق مراجع قانونی دنبال می شد، گویی مرجع قانونی که اینجا شورای نگهبان باید باشد، خیلی منصفانه و بی طرفانه عمل می کند!!

وی در یکی دیگر از سخنرانی های اخیر خود در ساری در پاسخ به این سوال که «در صورتی که مطمئن شوید در انتخابات تقلب صورت گرفته، چه اقدامی انجام می‌دهید»، می گوید (+):

تدبیر بر این است اگر مطمئن شویم در انتخابات تقلب صورت گرفته، جوانان به خیابان نیایند.

هر دو طرف در نزد مردم مردود هستند! قالیباف مجوز تیراندازی می‌خواست، دولت اصلاحات هم موافقت کرد!

شاید تنها خوبی فضای انتخاباتی در سیستم جمهوری اسلامی در کنار همه حواشی اعصاب خردکن والبته بیهوده‌اش، این باشد که هر از چند گاهی سخنی جهت کوبیدن رقیب از دهن یکی از طرفین ماجرا خارج میشود که وقایع پشت پرده را برملا می‌سازد و ما را در شناخت بهتر و کاملتر یک یا چند جریان سیاسی یاری می‌رساند. حالا دقیقا چنین حالتی اتفاق افتاده است.

هفته پیش محمدباقر قالیباف که برای بار دوم کاندید ریاست جمهوری شده است، در جمع دانشجویان گفته بود که در سالگرد کوی دانشگاه در سال ۸۲، دولت خاتمی به او در مقام فرمانده نیروی انتظامی مجوز تیراندازی به سوی دانشجویان و حمله به کوی را داده بوده است. به عبارت دیگر دولت خاتمیِ مدعیِ اصلاح طلبی مجوز سرکوب و کشتار دانشجویان -یعنی یکی از اقشار اصلی حامی خود- را صادر کرده بوده است. البته قالیباف ادعا میکند که با وجود در دست داشتن مجوز سرکوب، مدارا کرده و تیری از سوی نیروی انتظامی شلیک نشده است. شکی نیست که هدف قالیباف از بیان این سخنان که تا پیش از این برملا نشده بود، کوبیدن اصلاح طلبان و تضعیف موضع آنها در نزد دانشجویان و قشر متوسط جامعه در فضای انتخاباتی کنونی و چه بسا جلب آرای آنها به سمت خود بوده است.

اما روز گذشته سایت کلمه در مقام دفاع از اصلاح طلبان و ضربه به قالیباف (که یکی از رقبای اصلی نامزد مورد حمایت اصلاح طلبان یعنی هاشمی رفسنجانی محسوب میشود) برآمده و با انتشار متن سخنان متفاوت مدتی پیش قالیباف در رابطه با همین ماجرا افشاگری کرده است. پس از آن بی بی سی هم به کمک کلمه شتافت و فایل صوتی سخنان قالیباف را منتشر نمود.

 در این فایل صوتی که مربوط به صحبتهای قالیباف در جمع بسیجیان می‌باشد وی به منظور جلب حمایت و رای مخاطبان خاص خود، روایتی متفاوت و «انقلابی» از ماجرا ارائه می‌کند. صدای قالیباف شنیده می‌شود که با آب و تاب خاصی تعریف می‌کند که آن روز در مقام فرمانده نیروی انتظامی در جلسه شورای امنیت زیر نظر وزارت کشور دولت خاتمی (موسوی لاری) حاضر می‌شود و با تحکم و قدرت، از آنها مجوز تیراندازی و حمله به کوی و سرکوب دانشجویان را می‌گیرد. او اشاره می‌کند که در آن جلسه معین (وزیر علوم) و وزارت کشور با درخواست وی مبنی بر صدور مجوز مخالف بوده‌اند اما نهایتا مجوز را زیر فشار او امضا می‌کنند.

دقیقا مشخص نیست که کدام روایت قالیباف به واقعیت نزدیکتر است اما از مجموع این فایل صوتی، نوشته سایت کلمه و ویدئو قبلی سخنان قالیباف میتوان نتیجه گرفت که:

۱- دولت خاتمی از آدمهای ضعیف النفسی تشکیل شده بوده است که در مقابل کوچکترین فشار از بیرون تسلیم می‌شده‌اند. در مورد شخص خاتمی هم شاهد بودیم علیرغم اینکه وی در مدتی بیش از ۲ سال، مجلس را هم در کنار خود داشت، نتوانست کاری از از پیش ببرد و نهایتا در سال آخر به «تدارکاتچی» بودن خود اعتراف کرد.

۲- وزرای علوم و کشور خاتمی به گروه اصلی رای دهنده و حامی خود یعنی دانشجویان خیانت کرده و مجوز تیراندازی و کشتار آنها را صادر کرده بوده‌اند. دولت خاتمی در جریان واقعه کوی دانشگاه و اعتراض‌های سال ۷۸ هم همسو با نظام و علیه دانشجویان رفتار کرد.

۳- قالیباف به دنبال سرکوب اعتراض‌های دانشجویی بوده است و با بی شرمی تمام با افتخار از آن سخن میراند. قالیباف یک سردار سپاهی است و از یک سپاهی ارشد وابسته به حکومت انتظار دیگری نمیتوان داشت.

۴- قالیباف شخصیت دورو و چه بسا چند رویی دارد. او متناسب با نوع مخاطب خاص خود، سخنان و روایتش از وقایع را تغییر می‌دهد و در نتیجه فرد قابل اعتمادی نیست.

پی نوشت:

حالا که چند روز از نوشتن این مطلب میگذرد، متوجه شدم که فایل صوتی کامل سخنان قالیباف منتشر شده است. متاسفانه کلمه و بی بی سی -احتمالا به دلایل سیاسی- به حذف عمدی قسمت مهمی از سخنان قالیباف اقدام کرده بودند که منجر به برداشت غلط از سخنان او شد. میگویم عمدی چون این قسمت حذف شده درست در وسط قسمتی است که کلمه و بی بی سی منتشر کرده اند و به طور طبیعی باید آنجا باشد اما نیست!! در هر حال بعد از شنیدن سخنان کامل قالیباف متوجه شدم که قالیباف به دنبال سرکوب اعتراض های دانشجویی نبوده، و اساسا به نیروهای خود میگوید که «مشکل حل شد و امشب شب استراحت شماست». آقای محمود فرجامی به عنوان خبرنگار شاهد در کوی در سال ۸۲ هم در وبلاگ خود شهادت داده است که در آن سال «حتی یک تیر (حتی پلاستیکی) هم از سوی نیوری انتظامی شلیک نشده بوده است.» پس از شنیدن سخنان کامل قالیباف میتوان متوجه منظور او شد، هدف قالیباف این است که بگوید با مدیریت درست آن قائله را بدون خشونت خوابانیده و در واقع کل حرفش این است که او اعتراض ها و ناآرامی های دانشجویی سال ۸۲ را هدایت شده از سوی مقام های دولت میدانسته و با اصرار برای گرفتن مجوز تیراندازی و موفقیت در این زمینه، عملا دولتی ها را مجبور کرده که به دانشجویان بگویند که ناآرامی ها را فیصله بدهند که اتفاقا همینطور هم شده و بلافاصله پس از آن جلسه در شورای امنیت، قضیه فیصله می یابد.

بررسی استدلالهای عجیب مهدی خزعلی و چند سوال کلیدی از او

مهدی خزعلی همگام و همصدا با علی خامنه‌ای از مردم دعوت کرده است که در انتخابات حکومتی شرکت کنند. وی در این راستا به تلاشی بی وقفه و شبانه روزی دست زده و در حمایت از طرح خود مبنی بر «تک رای به علی مطهری» دلایل عجیبی را ارائه میکند. در زیر به بررسی اجمالی برخی از این استدلالهای عجیب و بعضا متناقض میپردازم:

۱- مهدی خزعلی از یک سو به موفقیت کم نظیر مردم در تحریم نمایش انتخاباتی روز ۱۲ اسفند اذعان میکند و شهر در آن روز را شهر مردگان میخواند:

در دور نخست ـ دوازدهم اسفند ـ تن به نظرسنجی فضای مجازی داده و به احترام همه، از کانديداتوری منصرف و نوشتم که از خانه بيرون نميايم و رای نخواهم داد و پيش بينی کردم که شهر بوی مرده خواهد داد. آری چنين شد و شهر شهر مردگان بود

با این وجود وی در مطلب دیگری (+) و نیز در ویدئوی منتشر کرده مدعی میشود که تحریم بی نتیجه است و برای گفته خود دلیل می‌آورد که اپوزیسیون نظام ۳۳ سال است که تحریم کرده‌اند اما به نتیجه ای نرسیده اند! وی میگوید ما هر جا به نتیجه رسیدیم از طریق شرکت در انتخابات بود و در این مورد انتخابات سال ۷۶ را مثال میزند.

استدلال اول مهدی خزعلی یک ایراد اساسی دارد و آن اینکه بعد از تشکیل حکومت از سال ۵۷ تاکنون، این اولین باری بوده است که اکثریت مطلق گروهها و احزاب از احزاب درون حکومتی مثل مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی گرفته تا رهبران نمادین جنبش سبز در کنار تحریم کنندگان سنتی انتخابات قرار گرفته بودند و در نتیجه اولین باری بود که یک تحریم تمام عیار و تقریبا بی نظیر شکل گرفته بود و به همین خاطر روز رای گیری شهر دقیقا به شهر مردگان تبدیل شده بود؛ به گونه‌ای که با گذشت چندین هفته از زمان رای گیری هنوز ریز نتایج هر حوزه را منتشر نکرده‌اند! علاوه بر این به نظر من حرکت حکومت به سمت کوتاه آمدن از مواضع قبلی خود در قضیه هسته‌ای که از ابراز رضایت کشورهای ۵+۱ از مذاکرات مشهود بود خود یکی از نتایج این تحریم گسترده بود. تحریم گسترده مردم یکی از عوامل تاثیر گذاری بود که حاکمیت را به سرکشیدن جام زهر مجبور کرد و موجب شد که سران حکومت از بلندپروازی‌های هسته‌ای خود که میرفت تا کشور را به جنگی خانمان برانداز با غرب و اسرائیل بکشاند کوتاه بیایند.

استدلال دوم مهدی خیلی هم بی اساس است، چه آنکه در دوران اصلاحات برای مدت ۸ سال، دولت و مجلس در اختیار اصلاح طلبان بود اما آنها نتوانستند کاری از پیش ببرند و شاهد لغو امتیاز فله‌ای مطبوعات، سرکوب مردم و دانشجویان در جریان کوی دانشگاه، قتلهای زنجیره‌ای و رد پی در پی طرحها و لوایح در شورای نگهبان بودیم که به روشنی و در عمل، عدم اصلاح پذیری رژیم با قانون اساسی کنونی را به اثبات رسانید.

مهدی خزعلی باید با شفافیت توضیح دهد چرا اینطور بر طبل انتخابات حکومتی میکوبد و تلاش میکند ضمن جلوگیری از تکرار حماسه تحریم گسترده انتخابات حکومتی، با فریب گروههایی از معترضان، شخصیت متحجر و واپسگرایی چون علی مطهری که مردان را چشم چران نامیده و با رسوم ایرانی و زبان فارسی سر جنگ دارد را روانه مجلس کند؟! اصلا فرض کنیم علی مطهری از بقیه بهتر است، کل مجلس اصلاحات نتوانست کاری از پیش ببرد، یک نفر در آن مجلس میخواهد چه کند؟!

۲- مهدی خزعلی در ویدئو منتشر شده از وی مدعی میشود که اکثر شخصیت‌های اصلاح طلب و مجمع روحانیون مبارز از جمله خاتمی، موسوی خویینی‌ها، منتجب نیا و غیره در نمایش حکومتی ۱۲ اسفند شرکت کرده‌اند و از این طریق میکوشد که برای طرح خود دلیل بیاورد. اگر واقعا این افراد رای داده‌اند [که داده‌اند] این افراد خیانت خود به خون کشته شدگان جنبش را نشان داده‌اند. این افرادی که رای داده‌اند دروغ گویی و بدقولی خود را اثبات کرده‌اند چرا که پیشتر اعلام کرده بودند تا مهیا نشدن شرایط شرکت نمیکنند، اما با وجود اینکه هیچ چیزی تغییر نکرده بود و بسیاری از افراد هنوز در زندان هستند و موسوی و کروبی در حصر خانگی به سر میبرند، شرکت کردند! با وجودی که مرتضوی قاتل کهریزک ارتقا مقام یافته بود و قاتلین ندا و سهراب و غیره پیدا نشده و مجازات نشده‌اند شرکت کردند! آقای خزعلی آن کسانی که رای دادند خائن هستند، شما هم اگر میخواهی به عنوان خائن شناخته بشوی برو رای بده! چه قبول کنید و چه نکنید، بازی در نمایش حکومت، تایید غیر مستقیم جنایت‌ها، دزدی‌ها و دروغهاست. شرکت در انتخابات با هر دلیل و توجیهی که باشد به معنای تایید رژیم است. از کی تا حالا کار ناشایست یک عده میتواند توجیه کننده کار ناشایست دیگری باشد؟! اینهایی که رای دادند به دنبال قدرتند، مردم ما خواهان تغییر و بهبود امور هستند که با رای دادن حاصل نمیشود زیرا رژیم از ریشه فاسد است!

۳-  مهدی خزعلی در مقاله خود در گویا مینویسد «در زندان که بودم نمی‌دانيد بازجوی من چه مانوری می‌داد که فلانی و فلانی و فلانی رای دادند». آقای خزعلی چطور شما متوجه نمیشوی که چیزی که بازجوها و بالادستی‌های آنها را خوشحال میکند همین رای دادنهاست؟ چرا تلاش میکنید که با اقدامات خود آنها را خوشحال کنید؟ روز شنبه پس از انتخابات را تصور کنید که بازجوهای اوین و رجایی شهر کرج و غیره بر سر زندانیان نگون بخت سیاسی ریخته و رای احتمالی شما را همچون پتک بر سر آنها میکوبند و تلاش میکنند که با پررونق نشان دادن انتخابات، آنها را از لحاظ روانی بشکنند. آیا با فکر کردن به این موضوع دچار عذاب وجدان نمیشوید؟ چرا با طرح خود سوهان روح زندانیان سیاسی میشوید و تن جانباختگان را در گور میلرزانید؟!

۴- مهدی خزعلی در چند مطلب مختلف در وبسایت خود مدعی میشود که به دلیل رقابت میان نماینگان دولت و اصولگرایان نزدیک به خامنه‌ای، نظارت بر انتخابات کنونی زیاد است و از این موضوع نتیجه گیری میکند که احتمال تقلب بسیار پایین می‌آید! این استدلال هم بسیار عجیب است. بالاخره ما یا تقلب در انتخابات سال ۸۸ را قبول داریم یا نداریم! اگر قبول داریم پس بایستی بپذیریم که وزارت کشور همان وزارت کشوری است که آن تقلب گسترده را انجام داد و شورای نگهبان هم تغییری نکرده است فلذا احتمال تقلب وجود دارد. آقای خزعلی باید توضیح دهد که چه تضمینی وجود دارد که تقلب و جا به جایی در آرا صورت نگیرد و آرای ما را به نفع باهنر، توکلی، کوثری، بذرپاش و بقیه نوچگان ولایت یا دولت شمارش نکنند؟

با توجه به توضیحات داده شده، از مهدی خزعلی انتظار میرود که به صراحت و با شفافیت به سوالات زیر پاسخ دهد:

۱- چه اختلافی میان دعوت علی خامنه‌ای از مردم و دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات حکومتی وجود دارد؟ چرا او همسو و همراستا با خواست حاکمیت حرکت میکند؟

۲- چرا مهدی خزعلی تلاش میکند که موفقیت باشکوه مردم در تحریم گسترده انتخابات در روز ۱۲ اسفند را لوث کند، آن را بی نتیجه نشان دهد و از تکرار آن در روز ۱۵ اردیبهشت جلوگیری کند؟

۳- چه تضمینی وجود دارد که در انتخابات پیش رو رای مردم شمرده شود و آرای مردم به نفع نامزدهای مورد حمایت رهبری یا دولت شمرده نشود؟! چرا مهدی خزعلی این انتخابات را مستثنی میداند و میگوید تقلبی نمیشود؟!

۴- وقتی کل مجلس اصلاحات (مجلس ششم) به دلیل قانون اساسی غیر دموکراتیک (وجود شورای نگهبان و رهبری) نتوانست هیچ کاری از پیش ببرد و هیچ طرح یا لایحه متفاوتی به تصویب نرسید، چطور یک فرد میتواند (اگر فرض کنیم بخواهد) نقش تعیین کننده‌ای ایفا کند؟

مطالب مرتبط:

مهدی خزعلی به دنبال چیست؟ پروژه اصلاح طلبان برای سوء استفاده از جنبش سبز

آیا آزادی مهدی خزعلی از زندان مشروط به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی بوده است؟

گمانه‌زنی‌ها درباره چرایی تلاش شبانه روزی مهدی خزعلی برای گرم کردن تنور انتخابات حکومتی

در اعتراض به دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات غیر آزاد و انتخاب «بد» از میان «بدترها»

پاسخی به پاسخ دکتر مهدی خزعلی؛ راهکار: تحریم فعال انتخابات / خودتان را از قطار انقلاب بیرون بیندازید!

دعوت جمعی از بلاگرها به تحریم فعال نمایش انتخاباتی حکومت ایران

ابطال آرای حوزه انتخابیه دماوند معنادار و در حکم تو دهنی به اصلاح طلبان است!

ندا جان داد، خاتمی رای داد. کارتون از نیک آهنگ کوثر

سید محمد خاتمی که همواره حفظ نظام را دغدغه اصلی خود عنوان کرده و با عناوین مردم فریبی چون «مردمسالاری دینی» و گشایش محدود و البته هماهنگ شده در محیط جامعه و رسانه‌ها توانسته بود مردم را به اصلاح رژیم خوشبین و از این طریق دستکم برای مدت ۸ سال بر عمر جمهوری اسلامی بیفزاید، پس از انتخابات بحث برانگیز سال ۸۸ که با تقلب گسترده و اعتراض‌های مردمی پس از آن همراه گردید، همچون گذشته موضعی انفعالی اتخاذ کرد. او نه تنها خود را عضوی از خیل عظیم مردم معترض ندانست که هیچ گاه حتی کوچکترین اشاره‌ای به تقلب در انتخابات نکرد. در عوض از ۸ ماه قبل از انتخابات مجلس نهم شروطی را برای شرکت اصلاح طلبان در انتخابات مطرح کرد [شروطی مثل اجرای قانون اساسی که خوب ولایت مطلقه فقیه هم در آن هست!]، انگار نه انگار که در انتخابات قبلی مردم به خاک و خون کشیده شده بوده‌اند و انگار نه انگار که تقلبی صورت گرفته و جنایتکارانی چون مرتضوی نه تنها به زندان نیفتاده که ترفیع مقام هم گرفته‌اند! هرچند خامنه‌ای هیچ اعتنایی به اظهار تمایل اصلاح طلبان برای حضور در انتخابات نکرد و در نتیجه بسیاری از آنها هم از ترس رد صلاحیت گسترده، اصلا نامزد نشدند.

همه اینها گذشت تا اینکه روز ۱۲ اسفند و پس از فراخوان گسترده و کم نظیر طیف وسیعی از احزاب و گروهها از منتقدان داخل نظام (جبهه مشارکت، مجاهدین انقلاب اسلامی، شورای هماهنگی، نهضت آزادی) گرفته تا گروههای مخالف جمهوری اسلامی به تحریم انتخابات و عدم شرکت در نمایش انتخاباتی، جناب خاتمی نه در تهران که به عقیده من جهت کاهش احتمال رسانه‌ای شدن خبر رای دادن خود، در دماوند در کنار ویلای برادر خود، رای خود را به صندوق رای انداخت و اعلام کرد که بر روی برگه رای نوشته بوده «جمهوری اسلامی». رای دادن خاتمی حرف و حدیث زیادی به راه انداخت. اصلاح طلبان نزدیک به او همچون ابطحی، موسوی خویینی‌ها، عبدی، خرازی و ابراهیم نبوی از این حرکت او دفاع  و شروع به ماله کشی کردند. اما اکثریت منتقدان و مخالفان رژیم هم از رای دادن او به شدت انتقاد کردند، بعضی از بستگان کشته شدگان اعتراضهای مردمی پس از انتخابات ۸۸ هم از این حرکت او به شدت گلایه و اظهار ناراحتی کردند (+). البته به نظر من شرکت امثال خاتمی در انتخابات این حسن را داشت که دست اینها بیش از پیش برای مردم رو شد و مردم فهمیدند که اصلاح طلبان هدفی جز ادامه بقای حکومت ندارند و حتی اگر خون مردم هم پایمال شود، آنها اهمیتی نمیدهند و همچنان در نمایش‌های انتخاباتی که در آنها افراد زیادی رد صلاحیت شده و شمارش آرا هم همراه با تقلب و جعل گسترده میباشد و در حقیقت افراد نه از طریق صندوق رای که در بیت رهبری از پیش تعیین شده‌اند، شرکت میکنند تا از این طریق رژیم را دارای پشتوانه مردمی نشان دهند.

امروز اما خبر جالبی منتشر شد و آن اینکه شورای نگهبان رای گیری در حوزه انتخابیه دماوند را باطل اعلام کرده است (+). به قولی رای خاتمی که از همان ابتدا باطله محسوب میشد، حالا دیگه از اساس باطل اندر باطل شد! 🙂 به نظر من این اقدام شورای نگهبان به احتمال زیاد دارای پیام سیاسی است و هدف از این اقدام تو دهنی زدن به خاتمی است. خامنه‌ای با ابطال آرای این حوزه انتخابی، به طور غیر مستقیم به خاتمی و کلیه اصلاح طلبان پیام داده است که دیگر حاضر نیست به آنها سهمی از قدرت را بدهد و البته دلیل هم مشخص است چون با حضور روزافزون سپاه در بدنه قدرت، نه تنها دیگر جایی برای حضور بقیه وجود ندارد بلکه حکومت رادیکالتر و تندروتر شده و در نتیجه به غیر از افرادی که کاملا در دایره خودی‌ها قرار دارند، کس دیگری را تحمل نمیکنند. اگرچه خامنه‌ای پیشتر با عدم توجه به درخواست خاتمی از وی برای بخشیدن مردم (!) و نیز درخواست برای فراهم کردن شرایط جهت شرکت اصلاح طلبان در انتخابات، دست رد به سینه خاتمی و دیگر اصلاح طلبان نزدیک وی زده بود، اما اقدام اخیر به ویژه از آن جهت حائز اهمیت دارد که ابطحی و البته خود خاتمی (+ ، +) دلیل شرکت و رای دادن در نمایش انتخاباتی را نشان دادن حمایت خود از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی و امید به «باز نگاه داشتن روزنه‌های اصلاح طلبی» [بخوانید امید به حضور مجدد در قدرت] عنوان کرده بودند.

البته حالا هم اتفاق خاصی نیفتاده، آقای خاتمی میتواند روز ۱۵ اردیبهشت مجددا به دماوند رفته و در دور دوم انتخابات شرکت کرده و با انداختن رای «دشمن شکن» خود در صندوق، بار دیگر در آستان دیکتاتور جنایتکاری چون خامنه‌ای تقاضای حضور نماید! شاید که خامنه‌ای دلش به رحم آید و مجددا اصلاح طلبان را در قدرت سهیم کند! 🙂

مطالب مرتبط:

آقای خاتمی خواهشا درش را بگذارید، بوی گندش آزارمان میدهد!

رای دادن خاتمی تعجب برانگیز نیست! اما مهم نه حضور امثال وی که عدم حضور خیل عظیم مردم در شوی انتخابات است

آقای خاتمی خواهشا درش را بگذارید، بوی گندش آزارمان میدهد!

ندا جان داد، خاتمی رای داد. کارتون از نیک آهنگ کوثر

این خاتمی از اون آدمهایی است که وقتی یک گنده کاری میکند، به جای اینکه در صدد اصلاح کار خود و اذعان به اشتباه باشد، بدتر با کارها و حرفهای خود آن را خرابتر میکند. در انتخابات اخیر در اتحادی بی نظیر همه گروههای منتقد و مخالف جمهوری اسلامی از سلطنت طلب و توده‌ای ها گرفته تا جنبش سبزی‌ها و اصلاح طلبها بر عدم شرکت در نمایش انتخابات تاکید کرده بودند و علت آن را نشان دادن مخالفت خود با عملکرد رژیم در سرکوب مردم، تقلب گسترده در انتخابات گذشته و عدم فراهم کردن زمینه سوء استفاده تبلیغاتی حکومت در نتیجه شرکت مردم اعلام کرده بودند. اما این خاتمی نمیدانم یا از روی ترس یا برای اثبات عملگی خود برای خامنه‌ای یک کاره بلند شد رفت رای داد. حالا که با انتقادهای گسترده حتی از سوی طرفداران خودش مواجه شده است مرتب بیانیه میدهد و سخنرانی میکند تا بلکه گند کار بخوابد اما غافل از اینکه هر بار بوی گند عملگی و دم خروس مزدوری‌اش بیشتر بیرون میزند! امروز پا را فراتر گذاشته و برای تبرئه خود از اعتبار موسوی و کروبی مایه میگذارد و تلاش دارد که از این طریق راه نجاتی از منجلابی که خود را به آن انداخته پیدا کند! (+)

اصلا به نظر من هیچ بعید نیست که رای دادن خاتمی برنامه ریزی شده و برای به حاشیه کشاندن موفقیت بی نظیر مردم در تحریم انتخابات بوده باشد. اگر نگاهی به مانور تبلیغاتی فوق‌العاده‌ای که رسانه‌های حکومتی به شکل گسترده پس از رای دادن وی از عصر روز انتخابات به بعد بر روی این موضوع کردند بیندازیم متوجه میشویم که این موضوع اصلا بعید نیست. چه بسا حکومت از خاتمی خواسته باشد که برود رای بدهد تا بتوانند تحریم فراگیر گروههای مختلف اپوزیسیون و منتقد را شکست خورده نشان دهند. به نظر من بهتر است خاتمی که جز عملگی رژیم کار دیگری بلد نیست را بایکوت خبری کنیم. این فرد در سه سال گذشته همواره در کنار حکومت ایستاده بوده است.

اگر نگاهی گذرا به عملکرد خاتمی در سه سال گذشته بعد از انتخابات سال ۸۸ بیندازیم در می‌یابیم که در این مدت وی هیچ گاه در کنار مردم نبود. او هیچ گاه به تقلب گسترده در انتخابات اشاره نکرد و معترض به آن نشد. او هیچ گاه خود را عضوی از جنبش سبز ندانست. او هیچ گاه آنطور که باید و شاید سرکوب مردم معترض و شکنجه‌ها و جنایتها در زندانهای حکومت را محکوم نکرد و بر علیه آن موضع گیری ننمود. در عوض افراد نزدیک به او همچون ابطحی معترضان در روز عاشورا را هتاک خواندند (+). خاتمی در کنار دیگر اصلاح طلبان همچون کدیور، بر علیه شعار مردمی «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» موضع‌گیری کرد (+). بعد از آن در سخنانی رقت برانگیز که تنها از اصلاح طلبان برمی‌آید از رهبر خواست که مردم را ببخشد (+). توجه کنید که نه از مردم سرکوب شده که از فرد شکنجه گر و جنایتکار خواست که شکنجه شده و ستم دیده را ببخشد! و در نهایت بعد از گذاشتن شروطی که البته هیچ کدام از آنها برآورده نشد، رفت و رای داد تا خوراک تبلیغاتی حکومت برای شکست خورده نشان دادن جنبش موفق تحریم انتخابات را فراهم کرده باشد.

من به عملکرد خاتمی که نگاه میکنم به جز خیانت و مزدوری چیز دیگری نمی بینم. اینها فقط به دنبال طولانی کردن عمر حکومت فعلی هستند. در حرفهای اصلاح طلبان به سرکردگی خاتمی هر چه که هست فقط اسلام است و نظام و انقلاب. لطفا اگر اشتباه میکنم به من بگویید خاتمی کجا و در چه زمانی درکنار مردم و در مقابل جنایتکاران ایستاده است؟

مطالب مرتبط:

رای دادن خاتمی تعجب برانگیز نیست! اما مهم نه حضور امثال وی که عدم حضور خیل عظیم مردم در شوی انتخابات است

تصویری از خاتمی در حال تلاش برای حفظ روزنه‌های اصلاح طلبی!

تصویری از خاتمی در حال تلاش برای حفظ روزنه‌های اصلاح طلبی!

رییس دولت اصلاحات در توجیه شرکت خود در انتصابات حکومتی نوشته است:

اقدام من از منش و بینش سیاسی و فکری من و آن چه به آن باور دارم و پای بندم ریشه می گیرد. من از موضع اصلاحات و در جهت نگاه داشت روزنه های اصلاح طلبی که آن را مهم ترین و بلکه تنها راه سربلندی کشور و دست یابی به آرمان های اصیل انقلاب و تأمین حقوق مردم و مصالح ملت می دانم و نیز برای دفع مخاطرات و تهدیدهای درونی و بیرونی اقدام کرده‌ام.

تصویر خاتمی در حال تلاش برای باز نگه داشتن روزنه‌های اصلاح طلبی و دفع خطرات و تهدیدها از خود و اطرافیانش را مشاهده مینمایید!

مطالب مرتبط:

رای دادن خاتمی تعجب برانگیز نیست! اما مهم نه حضور امثال وی که عدم حضور خیل عظیم مردم در شوی انتخابات است

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: