بایگانی برچسب‌ها: اسلام

بت پرستی فراگیر در نزد ایرانیان و لزوم تلاش همه جانبه برای ریشه کن کردن خریت در کشور!

بدرقه ضریح جدید امام حسین در قم!

بدرقه ضریح جدید امام حسین در قم!

تنها تفاوت انسان با حیوان، برخورداری از قدرت تفکر و اندیشیدن است. انسان باید با استفاده از عقل خود بتواند درست را از غلط تشخیص بدهد. انسانی که تنها تقلید میکند و کورکورانه و بدون اندیشیدن کارهای نیاکان خود را تکرار میکند و به دنبال دیگری براه می افتد، عملا خود را از تنها وجه تمایز انسان با حیوانات یعنی اندیشیدن و قدرت استدلال، بی بهره ساخته و همچون گوسفند به دنبال گله به راه افتاده است! در چنین حالتی اگر گله به سمت چاهی در حرکت باشد، انسان خردباخته، به همراه دیگر اعضای گله به درون چاه خواهد افتاد و آنجاست که دیگر راه نجاتی نیست! تنها راه نجات انسان خردباخته، بیدار کردن او از خواب غفلت از طریق آموزش تفکر و اندیشیدن و یادآوری این نکته به اوست که عقل سلیم حکم میکند که انسان قبل از انجام هر کاری اول فکر کند و تنها پیرو منطق و خرد خود باشد.

شما این تصاویر اخیر منتشر شده در خبرگزاری ها درباره به راه افتادن مردم به دنبال در ساخته شده برای حرم امام هفتم شیعیان را نگاه کنید (+ +). ببینید چگونه عده ای انسان خردباخته خود را و پارچه ها و لباس خود را به این در می مالند! آخر مگر یک تکه چوب و فلز که تا همین دیروز در کارگاهی زیر دست نجار و آهنگر بوده چه چیز متفاوتی با در و دیوارهای دیگر دارد که آن را از بقیه متمایز میکند؟! این در دقیقا چه زمانی و از طریق چه پروسه شگفت انگیزی متحول و به یکباره چنین قدرت فوق العاده ای پیدا کرده است که میتواند موجب شفای بیماران یا ایجاد برکت و افزایش روزی برای افراد شود؟! به راستی بوسیدن و یا مالیدن این پارچه ها و لباسها به این «در مقدس»، موجب چه تحولی میشود که عده ای این کارها را نجام میدهند؟!

من قویا معتقدم دوام و بقای این حکومت مذهبی تا زمانی است که خرافات و نادانی در میان ایرانیان جایگاه دارد. به محض اینکه مردم غفلت زده آگاه شوند و از این جهالت، بت پرستی و تقلید کورکورانه دست بردارند و تفکر کردن، متفاوت اندیشیدن و منطقی رفتار کردن را یاد بگیرند، شیشه عمر این حکومت هم خواهد شکست! شما نگاه کنید ببینید چگونه تعداد امامزاده ها از اول انقلاب تاکنون چندین برابر شده است! ببینید چگونه سالی چند ده هزار میلیارد تومان صرف سفرهای زیارتی (مرده پرستی و قبرپرستی) به مشهد، قم، کربلا، دمشق و عربستان میشود و چه پول هنگفتی به داخل ضریح ده هزار امامزاده موجود در کشور و جیب اعراب منطقه ریخته میشود! ببینید با این پول هنگفت به هدر رفته بر سر جهل و نادانی، چه کارهای مفیدی می شد انجام داد …

در همین زمینه:

امامزاده‌ای که با یک زمین لرزه با خاک یکسان میشود، چگونه میتواند شفا بدهد؟!

در و پیکر فلزی تشکیل دهنده ضریح امامان و امامزادگان، دقیقا چه زمان و چگونه متبرک شدند؟

خریت نه تنها علف خوردن است! مالیدن گرد و غبار حرم امام رضا به بدن و سر و صورت کودکان سرطانی…!

با داشتن ۴۰ میلیون بی سواد و کم سواد و سرانه مطالعه ۲ دقیقه ای، وضعیت ایران اصلا تعجب آور نیست…!

قصاص آسمان را زمین گیر کرد! قصاص نه تنها غیر انسانی که حکمی وحشیانه و البته متحجرانه است

جمله ای که موجب توقف انتشار روزنامه آسمان شد

جمله ای که موجب توقف انتشار روزنامه آسمان شد

خوراک خرافات و مایه دوام و بقای حکومت های مذهبی، جهل و نادانی و دشمن این دو، تفکر، خردورزی و ایجاد پرسش است. از اینرو هرکس که با سخنان و نوشته های خود، جرقه تفکر را در ذهن مغفولان و در خواب ماندگان در عالم توهم و خرافه بزند، کاری بس گرانمایه در هدایت جامعه به سمت خروج از عقب ماندگی و تضعیف حاکمیت مذهبی انجام داده است. حدت و شدت برخورد ملایان در مسند قدرت در جمهوری اسلامی با اندیشمندان، متفکران، روشنفکران و به طور کلی «اهل خرد» در ۳۵ سال گذشته را از همین زاویه میتوان مورد تحلیل و بررسی قرار داد.

امروز و در ادامه برخوردهای قهری و حذفی حاکمان مذهبی با کلیه صداهای مخالف و منتقد و حتی تنها اندکی متفاوت موجود در ایران، حاکمیت دینی تیغ سانسور و قیچی جهل و تحجر خود را بر یکی دیگر از صداهای متفاوت انداخت و روزنامه آسمان که تنها ۶ روز از عمرش گذشته بود را مسود و ممنوع الانتشار اعلام کرد و مدیر مسوول آن را به دلیل انتشار مطلبی درباره بیانیه دهه ۶۰ جبهه ملی ایران که در آن حکم قصاص از سوی آن جبهه غیر انسانی خوانده شده بوده، به دادگاه فراخوانده است. اولا اینکه اینها انقدر حقیر هستند که به هر ترفندی دست میزنند تا صدای متفاوت را خاموش کنند چرا که  روزنامه مذکور تنها به بیانیه ۳۰ سال پیش پرداخته است و خود به طور مستقیم چنین حرفی را نزده که قابل پیگرد قانونی باشد.

دوما: نه تنها حقوقدانان و وکلای خبره و فعالین حقوق بشر بل که هرکسی که از حداقل های درک و شعور بهره مند باشد میتواند بفهمد که قانون چشم در برابر چشم، گوش در برابر گوش، دست در برابر دست و جان در برابر جان که در فقه اسلامی به آن «قصاص» میگویند، قانونی بس وحشیانه، عقب مانده و متحجرانه است زیرا قرار نیست من و شما به طور کلی و حاکم شرع و قاضی به طور اخص، خود را تا حد یک جنایتکار یا متجاوز به عنف پایین بیاوریم و برای مجازات جانی به همان سبعیت و درنده خویی که او به آن دست زده است، متوسل شویم تا بلکه عدالت را اجرا کرده باشیم!! پس تفاوت آن جنایتکاری که در اقدامی جنون آمیز، بر صورت دخترکی نگون بخت اسید می پاشد و چشم های او را کور میکند با قاضی ای که در جایگاه عقل و عدالت با خونسردی حکم قصاص چشم در برابر چشم را صادر میکند در چیست؟ مگر نه اینکه هر دو به یک میزان وحشیانه هستند؟

سوم اینکه اگر نگاهی به کشورهای پیشرفته که در آنها عقل و خرد و اندیشه جمعی و نه احکام دینی هزاران ساله ی منسوب به ماور الطبیعه و جهان غیب، حکومت میکند بیندازیم در می یابیم که مجازات های غیر انسانی چون قصاص، مدتهای مدیدی است که دیگر اجرا نمیشود و آنها موفق شده اند با اجرای مجازات جایگزین مانند زندانهای طولانی مدت و البته همزمان با بهبود شرایط اقتصادی مردم و برقراری امنیت از طریق تقویت پلیس خدمتگزار، نه تنها شرایط برای ایجاد ندامت و پشیمانی در مجرم و بازگشت او به جامعه را فراهم کنند بل که اساسا نیروی محرکه برای ارتکاب جرم و جنایت و زمینه وقوع آن را از بین ببرند یا دستکم کاهش دهند.

اما نکته آخر که نباید مغفول بماند آن است که درست که حاکمان مذهبی ایران، قصاص را به دلیل وجود آن در قرآن لازم الاجرا میدانند اما از اجرای مستمر و با شدت و حدت آن بهره بزرگ و مهم دیگری هم میبرند و آن اینکه این جنایتکاران از قطع دست و پا، شلاق زدن، کور و کر کردن و اعدام و کشتار مجرمان برای ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه بهره برداری میکنند و لذا این احکام ضد انسانی چه بسا برای آنها همچون «موهبتی» کم نظیر است که با اجرای آنها با یک تیر دو نشان میزنند!

در همین زمینه:

و در این عکس نشانه هایی است، باشد که ایمان آورید…!

محرم ماه شکنجه جسمی و روحی کودکان + چند تصویر

امامزاده‌ای که با یک زمین لرزه با خاک یکسان میشود، چگونه میتواند شفا بدهد؟!

عید قربان؛ مراسم زشت کشتار حیوانات در اظار عمومی و اثرات تخریبی آن بر روان کودکان

در و پیکر فلزی تشکیل دهنده ضریح امامان و امامزادگان، دقیقا چه زمان و چگونه متبرک شدند؟

عید قربان؛ مراسم زشت کشتار حیوانات در انظار عمومی و اثرات تخریبی آن بر روان کودکان

ریختن خون حیوان در انظار عمومی و از جمله جلوی چشم کودکان در کشورهای اسلامی در روز "عید قربان"!

ریختن خون حیوان در انظار عمومی و از جمله جلوی چشم کودکان در کشورهای اسلامی در روز «عید قربان»!

«عید قربان» را شاید بتوان خشونت بار ترین مراسم اسلامی نامید. در این روز مسلمانان صدها هزار حیوان بخت برگشته را اسیر کرده و به قتل میرسانند. زشت ترین و شنیع ترین جلوه این مراسم، ریختن خون حیوان در انظار عمومی و از جمله جلوی چشم کودکان و خردسالان می باشد که تاثیر عمیقی بر روح و روان کودک بر جای می گذارد و حساسیت نسبت به کشتار و به طور کلی خشونت را در نهاد ناظران از بین می برد! فردی را تصور کنید که برای اولین بار میخواهد گلوی گوسفندی را با چاقو بشکافد؛ دلش آشوب است، دستش میلرزد، با سختی و ناراحتی بسیار بالاخره این کار را انجام میدهد، چه بسا شب هم کابوس می بیند! حال قصابی باسابقه را تصور کنید که سالهاست این کار را انجام میدهد. او خیلی راحت دست و پای حیوان را می بندد، چه بسا لگدی هم روانه پیکر او میکند، کله اش را گرفته و با بی رحمی تمام چاقو را در گردنش فرو میکند و بیخ تا بیخ می برد، بدون اینکه ذره ای احساس ناراحتی داشته باشد! واقعیت امر این است که خشونت در نهاد او نهادینه و احساساتش نسبت به مرگ و خون و نیستی خنثی شده و عکس العملی نشان نمیدهد.

به یاد دارم زمانی که کودک خردسالی بودم همسایه دیوار به دیوارمان گوسفندی را خریده و به پایه علمک گاز جلوی درب خانه شان بسته بود. گوسفندی بود با پشم هایی سفید و سر و پاهایی سیاه و با قیافه ای معصوم و بس مهربان! در آن بعد از ظهر گرم تابستانی، من و دوستم که پسر همسایه مان بود ساعتها کنارش ایستاده و او را نوازش کردیم، و هر نوع سبزیجاتی که در خانه داشتیم از هویج و کاهو گرفته تا تره و جعفری به او خوراندیم، او هم با ولع میخورد و هیچ نمی گفت! تا اینکه صبح روز بعد زمانی که به امید سرگرم شدن دوباره با گوسفند کنار دیوار، درب خانه را باز کردم، او را در حالی دمرو با دست و پای بسته در وسط کوچه‌ی مملو از جمعیت دیدم که فردی قوی جثه با چاقویی در دست، بر کمر او نشسته بود! پیرزنی از جماعت حاضر به زور آبکی بر حلقوم ببعی بی نوا ریخت و آنگاه در چشم بر هم زدنی چاقوی قصاب در گلوی حیوان فرو رفت! خون بود که به بیرون فوران میکرد و آسفالت کف کوچه را سرخ و رنگین کرد! همزمان جماعت حاضر صلوات ختم میکردند … اللهم صل علی محمد و آل محمد! جسم نیمه جان ببعی تکان شدیدی خورد به امید اینکه شاید بتواند خود را نجات دهد اما چه باک که قصاب فرزتر بود و گلوی حیوان را از بیخ تا بیخ برید و کله اش را از جا کند! بقیه اش را هم که خودتان میدانید…! گوسفند بینوا تکه تکه شد و قسمتی از پیکرش را برای در و همسایه و آشنایان فرستادند و البته به روال معمول، حتی یک تکه دنبه اش هم به یک فقیر مستحق نرسید!! به قدری این ماجرا را به خوبی به یاد دارم که گویی همین دیروز بود! شاید باور نکنید پس از آن روز تا مدتها شبها کابوس می دیدم!

واقعا من نمیدانم فایده این کار چیست که هر سال در این روز صدها هزار گوسفند را کشتار میکنند؟! اصلا فرض کنیم که داستان ابراهیم واقعی است، خوب چرا آن ماجرای مربوط به چند هزار سال پیش باید توجیه و بهانه ای برای کشتار حیوانات باشد؟! اگر هم حیوانی را برای مصرف گوشتش قربانی میکنید، تو را به جان هرکسی که دوست دارید بروید در کشتارگاه، بروید در جایی بسته که کسی نباشد این کار را بکنید، حداقل جلوی بچه ها این کار را نکنید که اثرات روحی و روانی شدیدی بر آنها میگذارد…! واقعا شما مشابه چنین اعمال زشتی را در هیچ یک از جوامع متمدن نمیتوانید پیدا کنید!

در همین زمینه:

محرم ماه شکنجه جسمی و روحی کودکان + چند تصویر

امامزاده‌ای که با یک زمین لرزه با خاک یکسان میشود، چگونه میتواند شفا بدهد؟!

یهودی ستیزی؛ از اکبر عبدی تا شیخ اجل سعدی …!

الهام یعقوبیان هموطن یهودی، نامه ای سرگشاده خطاب به اکبر عبدی نوشته و از او به سبب سخنان یهودی ستیزانه و اصرارش بر استفاده از عبارت «جهود» که یهودی ها آن را توهین آمیز و جهت تحقیر می دانند، انتقاد کرده است.

به احتمال زیاد عبدی برای خودشیرینی جلوی احمدی نژاد که بارها هولوکاست را انکار و از این طریق خاطر بازماندگان جنایات نازی ها را آزرده کرده، چنین سخنانی را بر زبان آورده است و البته از آدمی به شدت پولکی مثل عبدی هم بر میاد چنین حرفهایی، به خصوص وقتی که یک کیف سکه طلا بهش جایزه داده شده باشه!!

اما گذشته از حرفهای عبدی، میخواستم بگم که متاسفانه این حالات یهودی ستیزانه ریشه عمیقی در ایران داره و البته به آموزه های اسلامی برمیگرده، وقتی که در قرآن الله در آیات متعدد به قوم یهود توهین میکنه، وقتی محمد پیامبر مسلمانان سابقه وحشتناکی در یهودی کشی از جمله نابودی یهودیان غیر مسلح بنی قریظه داره، دیگه از پیروان اینها چه انتظاری میشه داشت؟!

این فرهنگ یهودی ستیزی به حدی است که بارقه های آن در میان اشعار و نوشته های ادبا و فرهیختگان ایرانی هم دیده میشه. به عنوان مثال به این ۲ نمونه از یهودی ستیزی در کلام سعدی توجه کنید (مورد دوم البته «غیر مسلمان ستیزی» است چون سعدی برای هر دو گروه یهودیان و مسیحیان آرزوی مرگ میکنه):

۱- سعدی در گلستان در باب چهارم مینویسد:

«در عقد بیع سرایی متردّد بودم، جهودی گفت آخر من از کدخدایان این محلم وصف این خانه چنان که هست از من پرس، بخر که هیچ عیبی ندارد. گفتم بجز آن که تو همسایه منی.
خانه ام را که چون تو همسایه است
ده درم سیم بد عیار ارزد
لکن امیدوار باید بود
که پس از مرگ تو هزار ارزد

۲- یکی از موعظه های سعدی (لینک):

سپاس دار خدای لطیف دانا را
که لطف کرد و به هم برگماشت اعدا را
همیشه باد خصومت جهود و ترسا را
که مرگ هر دو طرف تهنیت بود ما را

شایان ذکر است که «ترسا» به پیروان حضرت عیسی می گفته اند.

این وضعیت به گونه ای است که حتی عده ای بر این باورند که در شعر مشهور «بنی آدم اعضای یک پیکرند …»، در واقع منظور سعدی از «بنی آدم» تنها مسلمانان هستند و نه همه انسانها…!

مطالب قبلی:

آقای داوود رشیدی قدر خود را بدانید!

قلاده بستن به خود و سگ شدن برای حسین در خلال مراسم مذهبی اربعین!

فرج الله سلحشور؛ از آتش زدن سینماها و کشتار مردم بی گناه تا ساخت سریال درباره پیامبران…!

امامزاده‌ای که با یک زمین لرزه با خاک یکسان میشود، چگونه میتواند شفا بدهد؟!

امامزاده ای که بر اثر زلزله با خاک یکسان شد!

امامزاده ای که بر اثر زلزله با خاک یکسان شد!

یکی بیکاره، کار میخواد، یکی دیگه شفای بچه مریضش را میخواد بگیره، یکی اجاقش کوره، بچه میخواد، اون یکی میخواد کنکور قبول بشه، این یکی ماشینش را دزد برده، میخواد ماشینش پیدا بشه، اون یکی میخواد خانه دار بشه… خلاصه هرکسی یک خواسته‌ای از امام و امامزاده داره. عجب مرده‌ی نیرومندیه، نه؟! اما یک جای کار میلنگه! این مرده‌ی مقدس و نیرومند که توانایی انجام این همه کار را داره، پس چرا نمیتونه مقبره‌ی خودش را از تخریب محافظت کنه؟ پس چرا ساختمانی که قراره از قبرش حفاظت کنه وقتی سیل یا زلزله میاد خیلی راحت وا میره و آوار میشه رو سرش؟!

بر اساس گزارش اداره اوقاف و امور خیریه استان بوشهر، در زلزله اخیر به بیش از ۴۳ بنای مذهبی از جمله به ۹ باب «بقعه متبرکه» آسیب شدید از ۷۰ تا ۱۰۰ درصد وارد شده است. (منبع) مثلا بقعه «آقا شنبه» در شهر شنبه کاملا منهدم و ۱۰۰ درصد نابود شده است! در زلزله چند ماه پیش «ورزقان» هم چندین زیارتگاه و امامزاده در منطقه با خاک یکسان گردیده بود!

به نظر من اگر کسی بنشیند و اندکی با خود تامل کند متوجه میشود که هیچ در و پیکری، هیچ امامزاده‌ای، هیچ امامی، هیچ پیغمبری، به طور کلی هیچ جسم بی جانی، نمیتواند کاری انجام دهد. حتی خدا (اگر به وجود چنین چیزی اعتقاد داشته باشید) هم نمیتواند کاری برای من و شما بکند. این انسانها هستند که میتوانند منشاء اثر و عامل تغییر و تحول باشند؛ با فکر و اندیشه خود، با سعی و کوشش خود، با شفقت و مهربانی خود، با همکاری و مشورت با دیگران.

شوربختانه در نتیجه تبلیغات گسترده ملایان حاکم بر ایران، میزان اعتقادات خرافی ایرانیان به حدی رسیده است که شاهد بودیم که چندی قبل مردم با چه اشتیاقی سعی میکردند به در و پیکر ضریح جدید ساخته شده برای امام حسین برسند و از آن تبرک بجویند؛ ضریحی که تازه از کارگاه فلزکاری و تراشکاری خارج شده بود!!

 یا مثلا دیدیم که در شهرستانهای اهر و ورزقان با وجود دهها امامزاده و زیارتگاه، یک بیمارستان مجهز هم وجود نداشت تا آسیب دیدگان از زلزله برای درمان به آنجا برده شوند!

 درد اینهاست، درد اینه که مردم ما پولهایی را که به سختی به دست آورده‌اند خیلی راحت به عنوان «نذر» به داخل ضریح این امامان و امامزادگان می‌ریزند و از آن طرف سازمان اوقاف که زیر نظر مستقیم بیت رهبری اداره میشود هم این پولها را به جیب میزند. به نظر من تا زمانی که این خرافات در میان مردم ما هست، این حکومت سرکوبگر هم باقی می‌ماند چون این حکومت بر روی همین نادانی‌ها و اعتقادات خرافی بنا شده است که عملا «اختیار» را در بند کشیده، «توکل» را توجیه گر «تعلل، تنبلی و سستی» کرده و افراد را در حالتی از «انتظار» نگاه داشته است تا اینکه نهایتا یک موجود نامرئی ناشناس بیاید و آنها را از ظلم، بدبختی و فلاکت برهاند…!! آخر این چه منطقی است؟! تنها نجاتگر انسانها، خود انسانها هستند و بس!

در همین زمینه:

ورزقان: تعداد امامزاده ۵۰، تعداد بیمارستان صفر ، اهر: تعداد امامزاده ۴۱، تعداد بیمارستان ۱

در و پیکر فلزی تشکیل دهنده ضریح امامان و امامزادگان، دقیقا چه زمان و چگونه متبرک شدند؟

از انداختن جواهرات «نذری» به داخل ضریح تا یک و نیم میلیاردی که پسر آیت الله به دختر جوان داد!

و در این عکس نشانه هایی است، باشد که ایمان آورید…!

penis

میوه chuchu در برزیل گاهی مواقع به شکل آلت مردانه به بار مینشیند! آیا با استناد به این میوه، میلیونها آلت پرست ساکن شرق آسیا میتوانند ادعا کنند که خداوندشان خود را به شکل یک میوه مجسم نموده تا «قدرت و حقانیت» خود را اثبات نماید تا مردم بیشتری به او ایمان بیاورند؟!

هفته ای نیست که خبرگزاری های اسلامی، مدعی ظاهر شدن نام الله و محمد بر روی در و دیوار، بدن انسانها و یا حیوانات نشوند و بدین ترتیب به دنبال فریفتن مردم ساده دل نباشند. آنها مدعی هستند که پدیدار شدن این اسامی نشان دهنده وقوع معجزه و در واقع نشانه ای از جانب «الله» است تا قدرت و حقانیت خود را اثبات کند و در این راستا به آیه ۵۳ سوره فصلت استناد میکنند که ترجمه اش چنین است: «بزودی نشانه های خود را در اطرف جهان و در درون جانهایشان به آنها نشان می دهیم تا برای انان آشکار گردد که ذات خداوند تبارک و تعالی حق است».

خرافات - ظاهر شدن نام "الله" و "محمد" بر روی در و دیوار و بدن حیوان و ....

خرافات – ظاهر شدن نام «الله» و «محمد» بر روی در و دیوار و بدن حیوان و ….

ابتدا به عناوین برخی از این خبرها توجه کنید: 

– ظاهر شدن کلمه «الله» در حرم امام حسین (+)

 – ظاهر شدن نام «الله» در گوشت قربانی عاشورای ۹۱ در همدان (منبع خبرفیلم)

– ظاهر شدن کلمه «لا اله الا الله» بر روی پوست یک خربزه در سمنگان افغانستان (+)

– ظاهر شدن نام «محمد» در چشم يک کودک در یمن (+)

– ظاهر شدن نام «الله» بر روی بدن یک گوسفند در فلسطین (+)

خوب حالا اگر شما جزو آن دسته از افرادی هستید که به این خبرها باور دارید و اینها را نشانه هایی از سوی «الله» میدانید که بدین طریق قدرت خود را به انسانها نشان میدهد تا به او ایمان بیاورند، یک بار دیگر به تصویر بالای مطلب نگاه کنید. همانطور که میدانید میلیونها انسان در ژاپن، کره و هندوستان زندگی میکنند که «آلت پرست» هستند. اگر آلت پرستی با دیدن تصویر بالا بیاید و آن را نشانه ای از سوی خدای خود بداند و مدعی شود که آن خدا با خلق این میوه با شکل و شمایل آلت، میخواسته حقانیت و قدرت خود را اثبات کند، شما چه جوابی به او خواهید داد؟! آیا حرف او را خواهید پذیرفت؟! الله اسم خود را بر روی در و دیوار ظاهر کرده، خدای آلت پرستان هم خود را در شکل و شمایل میوه مجسم کرده است، منطق به کار رفته در خبرهای بالا دقیقا مشابه منطق به کار رفته توسط آلت پرست مذکور میباشد، پس چرا حرف او را نمی پذیرید!!

نتیجه گیری که میتوان از این مطلب داشت این است که نه ادعای مذهبیون درست است و نه ادعای آن آلت پرست. واقعیت این است که شکلی که بر روی دیوار فرسوده بر اثر سایش و یا بر روی پوست آن گوسفند به دلایل ژنتیکی یا محیطی و یا بر روی گوشت نذری به دلیل نحوه خاص قرار گرفتن بافت های چربی در کنار هم، ظاهر گردیده است چیزی کاملا طبیعی بوده و هیچ ربطی به وقوع معجزه ندارد! دقیقا به همان ترتیبی که پیدایش میوه به شکل آلت تناسلی در برزیل تنها به دلایل خاص محیطی یا ژنتیکی میباشد و ربطی به چیز دیگری ندارد!

ضمنا این نوع خرافات تنها محدود به مسلمانان هم نیست بلکه در نزد ادیان دیگر هم دیده میشود. مثلا مسیحیان بارها و بارها صورت مسیح یا مسیح به صلیب کشیده شده را بر روی در و دیوار یا بر روی درختان مشاهده کرده و همچنان مشاهده میکنند…!! (مطلب) (مطلبی دیگر) اینها همگی برداشت های ذهنی افراد مذهبی است وگرنه هیچ کدام از این برداشت ها به ذهن یک انسان خردگرا و غیر مذهبی خطور نمیکند!

آیا الله، مسیح، محمد و دیگران این چنین به استیصال رسیده اند که برای اثبات حقانیت خود مجبور باشند بر روی ساندویچ کپک زده، پوست گوسفند یا در و دیوار ترک خورده ظاهر شوند؟! امید که بالاخره شاهد روزی باشیم که همه انسانها، عقل، منطق و دانش را جایگزین خرافات و تقلید کرده باشند!

masih

این نوع خرافات تنها محدود به مسلمانان هم نیست بلکه در نزد ادیان دیگر هم دیده میشود. مثلا مسیحیان بارها و بارها صورت مسیح یا مسیح به صلیب کشیده شده را بر روی در و دیوار یا بر روی درختان و حتی ساندویچ های مانده و کپک زده مشاهده کرده و همچنان مشاهده میکنند…!

پی نوشت: نام سوره ابتدا به اشتباه «سجده» نوشته شده بود که به «فصلت» تصحیح گردید.

مطالب مرتبط:

قلاده بستن به خود و سگ شدن برای حسین در خلال مراسم مذهبی اربعین!

ظاهر شدن پیامبر عظیم الشان اسلام در جمع نمازگزاران مسجد النبی در عربستان…!

در و پیکر فلزی تشکیل دهنده ضریح امامان و امامزادگان، دقیقا چه زمان و چگونه متبرک شدند؟

خریت نه تنها علف خوردن است! مالیدن گرد و غبار حرم امام رضا به بدن و سر و صورت کودکان سرطانی…!

 

فرج الله سلحشور؛ از آتش زدن سینماها و کشتار مردم بی گناه تا ساخت سریال درباره پیامبران…!

فرج الله سلحشور کارگردان محبوب خامنه ای، اعتراف کرده است که پیش از انقلاب در به آتش کشیدن سینماها دخیل بوده است!

فرج الله سلحشور کارگردان محبوب خامنه ای، اعتراف کرده است که پیش از انقلاب در به آتش کشیدن سینماها دخیل بوده است!

فرج الله سلحشور کارگردان مورد علاقه علی خامنه ای است. او نویسنده و سازنده سریالهای متعدد با مضامین دینی و برگرفته از داستانهای قرآنی همچون «ایوب پیامبر»، «یوسف پیامبر» و «اصحاب کهف» میباشد. او کسی است که پیشتر سینمای ایران را «فاحشه خانه» خوانده بود (منبع).

اما امروز سلحشور در سخنانی جدید صراحتا اعلام کرد که پیش از انقلاب، کارش آتش زدن سینما بوده است. خبرگزاری های مختلف گزارش کرده اند که فرج‌الله سلحشور در اختتامیه «جشنواره شعر و سرود انقلاب» در مشهد گفته است که «من جزء کسانی بودم که قبل از انقلاب سینما آتش زدم …» وی در جای دیگری از سخنرانی خود اظهار عقیده کرده است که «سینمای اسلامی به دنبال دروغ نیست و حقایق را بیان می‌کند و تنها کسی که خوب می‌داند این سینما چیست، مقام معظم رهبری هستند.» (منبع)

این سخنان بسیار حائز اهمیت و در واقع اعتراف صریحی هستند که سلحشور به طور مستقیم در قتل ایرانیان عادی و بی گناه دست داشته است. پیش از انقلاب در چند نوبت از جمله در قم و در آبادان. سینماها به آتش کشیده شدند. برای نمونه در آتش سوزی سینما رکس آبادان، ۶۰۰ نفر انسان بی گناه زغال شدند! انسانهای بی گناهی که تنها برای تماشای یک فیلم و گذراندن چند ساعت به تفریح و سرگرمی به سینما آمده بودند. در اواسط فیلم و در شرایطی که جمعیت زیادی در داخل سینما حضور داشتند، عده ای سینما را به آتش کشیدند و سپس درب سینما را از پشت قفل کردند تا کسی نتواند خارج شود. در موردی دیگر آیت الله لاهوتی در مصاحبه با روزنامه کیهان صراحتا عنوان میکند که سینما نیاگارا در قم به دستور احمد خمینی فرزند بنیانگذار جمهوری اسلامی آتش زده شد (منبع، عکس روزنامه). گفتنی است وی در زمان کوتاهی پس از انقلاب در سال ۱۳۶۰ به طرز مشکوکی درگذشت.

اسلامگرایان افراطی همواره «هنر هفتم» را تهدیدی برای ایدئولوژی اسلامی خود میپنداشته اند. آتش زدن سینماها پیش از انقلاب هم از سوی همین گروه و با این توجیه که سینما «دریچه گسترش فساد و تبلیغ فرهنگ غربی» است، صورت گرفت. دقیقا همین نوع دیدگاه و طرز تفکر را در سخنان امثال سلحشور هم میتوان به خوبی مشاهده کرد. سخنان اخیر سلحشور نشان میدهد که دستان او به خون مردم ایران آلوده است و بایستی در یک دادگاه منصفانه محاکمه و سپس به مجازات برسد. جای تاسف و اندوه است که فردی که تا چند صباحی پیش به سینماها حمله میکرده و آنها را آتش میزده است، حالا به جایگاهی رسیده که برای تلویزیون، سریال و فیلم تولید میکند و در عین حال به سینماگران و هنرمندان دیگر هم به طور مرتب توهین میکند و افترا میبندد، بدون اینکه برخوردی با او صورت بگیرد! واقعا کسانی که زیر دست چنین فردی کار میکنند و با او همکاری دارند باید در تصمیم خود بازنگری اساسی داشته باشند! آیا میتوان با کسی که با بی شرمی تمام به آتش زدن سینماها و دست داشتن در جنایتها اعتراف کرده است، «همکاری هنری» داشت؟!

مطالب قبلی:

آقای داوود رشیدی عزیز قدر خود را بدانید!

آخر هفته‌ای که بار دیگر تفاوت عملکرد سینماگران مردمی و سینماگران حکومتی را نشان داد

هنرمند ولایتمدار: پس از دیدار با حضرت آقا، آنتن منزل من را شکستند و در خیابان به من متلک گفتند

امین حیایی! ۲۷۰ میلیون تومان گرفتی و در فیلم ضد مردمی بازی کردی! آیا ارزشش را داشت؟!

جنون شهوت، پول و جهالتی که کودکی دختری ۹ ساله را ویران کرد …!

پَری گُل ٩ ساله در کنار شوهر ۷۰ ساله اش!

پَری گُل ٩ ساله در کنار شوهر ۷۰ ساله اش!

پدری مرده است، پَری گُل یتیم شده است، عمویش سرپرستی اش را بر عهده میگیرد، به ۹ سالگی که میرسد، عمویش او را رسیده و آماده می یابد، «صالح محمد» پیرمرد ۷۰ ساله ده هم همینطور…! لابد پیش خود فکر میکنند وقتی عایشه در ۹ سالگی آماده بهره جویی جنسی شده است، آخر چرا پَری گُل نباشد؟

یک شب صالح محمد برای خواستگاری می آید… پَری گُل را از بازی در کنج اتاق فارغ میکنند، چادر به سر کرده، به مجلس مینشانند. گیج و مبهوت شده، نمیداند چه خبر است … 

صالح محمد: ۸ گاو میدهم، راضی باش تا خدا از تو راضی باشد …

عموی پَری گُل: به جان حاج آقا نمیشه، این بچه خرج زیاد برده، من با خون دل و با زحمت زیاد بزرگش کرده ام، سالم سالمه …

 صالح محمد دستی به ریش های سفیدش میکشد، دخترک را دوباره ورانداز میکند … خوب باشد، ۱۰ گاو میدهم، پیشنهاد آخرم هست …

عموی پَری گُل: خدا بده برکت، اهل مجلس صلوات بفرستین … اللهم صل علی محمد و آل محمد … پَری گُل پاشو عمو برو اون سینی چایی را بیار، آفرین دخترم…!

در حالیکه کودکان همسن و سال پَری گُل و چه بسا بسیار بزرگتر از او در کشورهای دیگر، به مدرسه میروند، بازی میکنند، کودکی میکنند، او باید شوهرداری کند. هر شب پیرمردی ۷۰ ساله که جای پدربزرگش است با او همبستر میشود، روح و جانش را در بر میگیرد!! چه شکنجه روحی از این سخت تر؟

از صالح محمد بدش می آید، ناامید است، احتمالا بارها به خودکشی فکر کرده، بارها با خود اندیشیده که این چه بلایی بوده که بر سرش آمده است؟! در حالی که در سجاده نماز نشسته، اشک میریزد و به بدبختی خود فکر میکند، ذکر میگوید، اللهم صل علی محمد و آل محمد …

خبر مربوطه

مطالب قبلی:

در و پیکر فلزی تشکیل دهنده ضریح امامان و امامزادگان، دقیقا چه زمان و چگونه متبرک شدند؟

از انداختن جواهرات «نذری» به داخل ضریح تا یک و نیم میلیاردی که پسر آیت الله به دختر جوان داد!

ترور دختر نوجوان پاکستانی توسط طالبان؛ علت وحشت افراطیون مذهبی از تحصیل دختران چیست؟

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: