بایگانی برچسب‌ها: اسفندیار رحیم مشایی

مخمصه نظام در تایید یا رد صلاحیت مشایی و هاشمی

هاشمی رفسنجانی دوشادوش رهبر - نماز عید فطر سال ۸۴

هاشمی رفسنجانی دوشادوش رهبر – نماز عید فطر سال ۸۴

در حالیکه بیش از ۶۷۰ نفر کاندید انتخابات ریاست جمهوری آینده شده اند، اما در یک هفته گذشته اکثر خبرهای انتخاباتی در رسانه های حکومتی درباره ۲ کاندیدا بوده است: مشایی و هاشمی رفسنجانی. قسمت عمده این اخبار به بازتاب مصاحبه ها و سخنرانی های چهره های نزدیک به بیت رهبری و سپاه بر ضد این دو نفر اختصاص داشته است. این موضوع نشان می دهد که نظام (رهبر و سپاه) از کاندید شدن این ۲ نفر ناخشنود است و به دنبال فراهم کردن زمینه رد صلاحیت آنها یا اگر نشد (به دلیل هزینه سنگین) کوبیدن آنها به منظور کاهش رای آنها و باز اگر نشد دستکاری در رایها و نهایتا ربودن آرای آنها به نفع نامزد نظام می باشد.

– علت ناخشنودی حکومت از نامزدی مشایی و هاشمی چیست؟

مغضوب بودن مشایی و هاشمی در نزد نظام به این معنا نیست که آنها در راستای منافع مردم حرکت میکنند یا افرادی عاری از فساد و به دور از باندبازی هستند، بل علت این است که استبداد رای، انحصار فکر و تنگ نظری در نزد خامنه ای به حدی گسترش یافته است که حالا دیگر او همچون پادشاهان خودکامه تنها به دنبال چاکران و چه بسا دریوزگانی بله قربان گوست که صرفا او را ستایش و تمجید کنند، تابع محض اوامر و فرمایشات او باشند و کوچکترین اختلاف سلیقه ای از خود بروز ندهند. حالا دیگر حلقه نظام آنقدر تنگ شده است که هاشمی رفسنجانی که خود یکی از ارکان اصلی این نظام است هم «غیر خودی» محسوب می شود و به دلیل عدم محکومیت صریح جنبش سبز و خطبه های نماز جمعه اش در تیرماه سال ۸۸ مورد غضب قرار گرفته است.

از آن طرف سپاه را داریم که حالا دیگر اقتصاد کشور را به طور کامل در دست گرفته است و به راحتی در حال چپاول و غارت مملکت است. در واقع دو علت اصلی همراهی نظامیان با آخوندها یکی وابستگی مذهبی و دیگر همین بهره مندی اقتصادی است. سپاه بر سر این سفره رنگینی که به قیمت گسترش روزافزون فقر و بیکاری در کشور پهن شده نشسته است و تمایلی ندارد که با گروه جدیدی این پروژه ها، این پولهای بادآورده و غارت ثروت مردم ایران را شریک شود. لذا با ورود افراد و گروههای تازه یا بازگشت بیرون رانده شده ها به داخل حلقه قدرت به شدت مخالفت میکند. دقیقا مانند گروهای مافیایی. اگرچه هاشمی در پیدایش این مافیا نقش عمده ای داشته است، اما حالا که با تلاش زیاد از داخل مافیا بیرون زده شده است، برای بازگشت مجدد با مزاحمت و دشواری روبروست.

– استراتژی نظام در شرایط فعلی چیست؟

راهکاری که نظام و رسانه های وابسته به حکومت در شرایط فعلی دنبال میکنند، استراتژی دوجانبه تخریب و رد صلاحیت است. نظام در مخمصه بدی گرفتار شده است. در حالیکه رد صلاحیت هاشمی و مشایی بسیار پرهزینه به نظر میرسد، هجمه رسانه ای و کوبیدن آنها به مراتب کم هزینه تر است.

۱- در صورت رد صلاحیت مشایی، احتمال طغیان احمدی نژاد بسیار زیاد است. احمدی نژاد در سالهای گذشته نشان داده است که ارادت ویژه ای به مشایی دارد و علیرغم اعتراض های مکرر اطرافیان خامنه ای، در سالها و به ویژه ماههای اخیر هر کجا که رفته است او را هم همراه با خود برده است، در معرض دوربین ها قرار داده، برای معرفی اش به مردم چندین مراسم بزرگ (اما شکست خورده) ترتیب داده، او را برای ثبت نام تا داخل وزارت کشور همراهی کرده، وعده افزایش مجدد یارانه ها داده و خلاصه به گونه ای روی او سرمایه گذاری کرده است که پس از خودش، او به ریاست جمهوری برسد. احمدی نژاد میداند که اگر چاره ای نیندیشد تا کمتر از ۳ ماه دیگر به طور کامل از حلقه قدرت به بیرون پرت خواهد شد لذا قطعا در مقابل رد صلاحیت مشایی سکوت نخواهد کرد و احتمال اینکه از برگزاری انتخابات سر باز بزند زیادست.

نظام هم البته اینها را میداند لذا در یک هفته اخیر نفرات خامنه ای با همه قوا از تمامی رسانه ها و تریبون های حکومتی استفاده کرده و مرتبا هشدار داده اند که باید مطیع نظر شورای نگهبان بود. حتی به این هم اکتفا نکرده و صراحتا به احمدی نژاد هشدار داده اند که اگر نظر شورای نگهبان را نپذیرد، سرنوشت بنی صدر و عزل از طریق رای عدم کفایت سیاسی در مجلسِ زیر نظر خامنه ای، در انتظارش خواهد بود. با این تفاسیر از مجموع اظهار نظرها و اقدامها اینطور به نظر میرسد که مشایی به احتمال بسیار زیاد رد صلاحیت خواهد شد. در واقع عدم رد صلاحیت او مشکل زا خواهد بود چه آنکه این سوال را مطرح خواهد کرد که فردی که صلاحیت معاونت ریاست جمهوری را هم ندارد و رهبر برای عزل وی از آن مقام مجبور به متوسل شدن به حکم حکومتی و دستور به رییس جمهور میشود، پس چگونه ممکن است که بتواند صلاحیت پست بالاتر را داشته باشد؟! در واقع خامنه ای با حکم حکومتی خود پیش از شورای نگهبان، مشایی را رد صلاحیت کرده است!

۲- در مورد هاشمی رفسنجانی قضیه قدری پیچیده تر است. هاشمی قبل از کاندیداتوری با ترفندی زیرکانه ادعا کرده بود که تنها در صورت جلب نظر مساعد رهبر خواهد آمد. این یعنی اینکه حالا که آمده ام با نظر موافق خامنه ای بوده است، در حالیکه ثبت نام دقیقه ۹۰ هاشمی، شوکه شدن نامزدهای نزدیک به خامنه ای و نیز حملات تریبون داران و رسانه های حکومتی  به وی در روزهای اخیر نشان میدهد که خامنه ای به هیچ وجه چراغ سبز به هاشمی نشان نداده بوده و در واقع این کلکی است که هاشمی زده است. یکی از نوچه های رهبر در اینجا تلویحا به اینکه خامنه ای موافق آمدن او نبوده اذعان میکند. واقعیت این است که هاشمی یکی از ارکان این نظام بوده و در صورت برگشت به قدرت، مطیع خامنه ای نخواهد بود و با توجه به روحیه پراگماتیک خود احتمالا تلاش خواهد کرد که قضیه هسته ای را با سازش با غرب به پایان برساند و نیز با ورود مجدد خانواده خود و اطرافیانش، اقتصاد کشور را تا حدودی از قبضه سپاه خارج خواهد کرد، به همه این دلایل لذا نظام بازگشت او را در راستای خواست خود نمیداند.

اما رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی ممکن نیست. چطور ممکن است کسی که با حکم رهبر چندین سال بر کرسی ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام تکیه زده است، فاقد صلاحیت باشد؟! رد صلاحیت او در واقع تف سر بالا خواهد بود. اگرچه چندین امام جمعه و نماینده مجلس نزدیک به رهبر سخنانی درباره لزوم در نظر گرفتن شرایط سنی کاندیداها هنگام بررسی صلاحیت ها توسط شورای نگهبان مطرح کرده و شریعتمداری مهره رسانه ای خامنه ای در کیهان بر لزوم رد صلاحیت هاشمی به دلیل خودداری از محکوم کردن جنبش سبز و نزدیکی به موسوی، کروبی و خاتمی، تاکید کرده است، اما به دلیل موارد ذکر شده در بالا، تایید صلاحیت او تقریبا قطعی به نظر میرسد. هاشمی هم گویا خود متوجه این موضوع شده و مشغول ایجاد تشکیلات و ستاد انتخاباتی شده است. در مورد هاشمی استراتژی حکومت بیشتر حول پر رنگ کردن سن ۸۰ ساله او و نیز بیرون کشیدن پرونده عملکرد اقتصادی او در دوران ریاست جمهوریش خواهد بود تا اینکه او را از ادامه کار منصرف کند یا نهایتا آرای او را کاهش دهد.

– نهایتا چه خواهد شد؟

اینکه نهایتا هاشمی یا مشایی تایید یا رد صلاحیت بشوند البته بستگی مستقیمی دارد به اینکه آیا هنوز اندکی خرد و تعقل در نظام باقی مانده است یا نه. چرا که اگر نظام به دنبال تامین مهمترین خواسته خود از انتخابات آتی یعنی حضور بالای مردم میباشد باید هر دو را تایید صلاحیت کند چرا که از قضا هاشمی، مشایی و البته در کنار قالیباف ۳ کاندیدایی هستند که در مقایسه با دیگر چهره های حکومتی کاندید شده، از بیشترین اقبال عمومی برخوردار هستند و میتوانند تنور انتخابات را برای خامنه ای گرم نگه دارند. رد صلاحیت هر کدام از اینها به خصوص هاشمی قطعا منجر به سردی انتخابات حکومتی خواهد شد. البته حتی تایید صلاحیت آنها به منزله خارج شدن اسمشان از صندوق رای نیست و احتمال تقلب به ویژه در صورت رد صلاحیت مشایی بسیار بالاست.

بدترین حالت برای مردم حالتی است که مشایی رد و هاشمی تایید صلاحیت شود و درصد بالایی از مردم جلب شعارهای اقتصادی هاشمی شده و به امید اندکی بهبود در اوضاع اسفناک کنونی در انتخابات حکومتی شرکت کنند و آن وقت حکومت آرای آنها را به نفع نامزد مطلوب نظام (قالیباف، جلیلی یا لنکرانی) مصادره کند…!

در همین زمینه:

ورود زنان و غیر مسلمانان ممنوع، ورود لات ها آزاد!

واکاوی سخنان مزورانه اخیر احمدی نژاد درباره شاهنامه فردوسی، کوروش و فرهنگ ایرانی

روز گذشته خبری از حضور محمود احمدی نژاد در تاجیکستان برای گشایش «خانه ایران» در آن کشور منتشر شد (+ ، +). وی در این مراسم سخنانی جنجالی بیان کرده است که در این مطلب به بررسی و سنجش میزان نزدیکی این سخنان با واقعیت، صداقت احمدی نژاد در ایراد این سخنان و اهداف احتمالی وی از مطرح کردن آنها میپردازم.

۱- سخنان احمدی نژاد درباره شاهنامه فردوسی

محمود احمدی‌نژاد در جمع ایرانیان مقیم تاجیکستان شاهنامه فردوسی را «توحید نامه» خوانده و گفته است که فردوسی، شاعر ایرانی، «مکتب پیامبر اسلام را نجات داده است». او مدعی شده است که «فردوسی مکتب پیامبر گرامی اسلام را نجات داده و بار حقیقی این مکتب را از دوش نااهلان برداشته و بر دوش ملت ایران گذاشت».

توحید نامه خواندن شاهنامه و اینکه کسی مدعی شود که فردوسی مکتب پیامبر اسلام را نجات داده است، دروغ محض و یک مغلطه تمام عیار است. زیرا فردوسی فردی خردگرا و تفکر وی کاملا عاری از مذهب بوده است به طوریکه حتی خوش نداشته است که او را زرتشتی بدانند. فردوسی در شاهنامه سراسر بر خرد و خردورزی تاکید میکند، چطور ممکن است که به اسلام معتقد بوده باشد؟! او اساسا فردی دینی نبوده است. موضع خصمانه و کینه‌توزانه آخوندها در طول تاریخ نسبت به شاهنامه فردوسی و شخص حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی، خود گواهی بر این مدعاست. برای مثال در کتاب فضائح الرّوافض که از سوی یکی از ملایان تندرو نگارش شده است، شاهنامه کتابی «در مدح گبرکان و اساسا کفر» دانسته شده است. امام محمد غزالی یکی از بزرگترین متکلمین اسلامی در باب شاهنامه نوشته است که «از این کتاب اهتزار کنید»! حتی پس از مرگ فردوسی، ملای محل زندگی وی در توس اجازه دفن پیکر او در قبرستان مسلمانان را نداده و این مرد بزرگ را در منزل شخصی‌اش (محل کنونی) دفن میکنند.

هدف فردوسی از سرودن شاهنامه، بازسازی روحیه و هویت ملی ایرانیان و اعاده حیثیت آنان بوده است زیرا روحیه ملی و هویت ایرانی از زمان شکست از اعراب در جنگ قادسیه و توهین و تحقیرهای وحشتناکی که اعراب بر ایرانیان کرده بودند، به شدت تخریب شده و آسیب دیده بود و فردوسی این وظیفه خطیر را به خوبی انجام داد (توجه: برای اطلاع بیشتر از ستم، توهین و تحقیرهایی که از سوی اعراب بر ایرانیان رفت، به کتاب دو قرن سکوت دکتر عبدالحسین زرین کوب مراجعه کنید).

اگر فردوسی واقعا به اسلام معتقد بوده است و آنطور که احمدی نژاد مدعی است، شاهنامه توحیدنامه و کتابی درباره اسلام بوده است، باید چیزی از آموزه‌های اسلامی در آن موجود باشد. مثلا در قرآن ادعا شده که انسان از گِل و خاک آفریده شده، حال ببینیم فردوسی در باب پیدایش خلقت و انسان چه میگوید؟

فردوسی در آغاز کتاب به چگونگی پیدایش خلقت میپردازد. در کل این بخش، تنها یک بار و زمانی که میگوید جهان از هیچ به وجود آمد، از «یزدان» نام برده میشود:

از آغاز باید که بینی درست               سر مایهٔ گوهران از نخست
که یزدان ز ناچیز چیز آفرید                بدان تا توانایی آمد پدید

همانطور که در ابیات زیر مشاهده میکنید فردوسی در ادامه تنها از عبارات مجهول و در توصیف گذشته استفاده کرده و هیچ کجا نمیگوید که چه کسی خلق کرد، مرتب میگوید خودش به وجود آمد. میگوید یک حرکتی شد که این گوهرها به هم پیوسته شدند و گیتی به وجود آمد. چیزی که با شیوه خلقت جهان و لزوم وجود خالق که در قرآن به آن اشاره شده است، کاملا در تناقض است.

وزو مایه گوهر آمد چهار                     برآورده بی‌رنج و بی‌روزگار
یکی آتشی برشده تابناک                میان باد و آب از بر تیره خاک
نخستین که آتش ز جنبش دمید        ز گرمیش پس خشکی آمد پدید
وزان پس ز آرام سردی نمود               ز سردی همان باز تری فزود
چو این چار گوهر به جای آمدند          ز بهر سپنجی سرای آمدند
گهرها یک اندر دگر ساخته                ز هرگونه گردن برافراخته
پدید آمد این گنبد تیزرو                    شگفتی نمایندهٔ نوبه‌نو
ابرده و دو هفت شد کدخدای           گرفتند هر یک سزاوار جای
فلکها یک اندر دگر بسته شد           بجنبید چون کار پیوسته شد
ببالید کوه آبها بر دمید                     سر رستنی سوی بالا کشید
زمین را بلندی نبد جایگاه                 یکی مرکزی تیره بود و سیاه
ستاره به سر بر شگفتی نمود         به خاک اندرون روشنائی فزود
همی بر شد آتش فرود آمد آب         همی گشت گرد زمین آفتاب
گیا رست با چند گونه درخت           به بالا برآمد سرانشان ز بخت
ببالد ندارد جز این نیرویی               نپوید چو پویندگان هر سویی
وزان پس چو جنبنده آمد پدید          همی رستنی زیر خویش آورید
خور و خواب و آرام جوید همی         وزین زندگی کام جوید همی
نه گویا زبان و نه جویا خرد               ز خار و ز خاشاک تن پرورد
چنینست فرجام کار جهان              نداند کسی آشکار و نهان

۲- سخنان احمدی نژاد درباره کوروش و فرهنگ و تمدن ایران زمین

احمدی نژاد در قسمتی از سخنان خود به کوروش هخامنشی اشاره و او را «جوان ایرانی عدالت طلب و آزادی خواه» معرفی و با اشاره به حمله کوروش به بابل و رهایی یهودیان از بردگی، دوران پادشاهی او را نمونه ای از مدیریت ایرانی در تاریخ برشمرده است. وی در قسمت دیگری از سخنان خود به تمجید از فرهنگ، تمدن ایرانی و نوروز پرداخته است.

آیا احمدی نژاد در گفته‌های خود صداقت دارد؟ هدف او از بیان این سخنان چیست؟

حرفهای احمدی نژاد به ظاهر قشنگ است، اما مسلما او در بیان این سخنان هیچ صداقتی ندارد چون عملکرد دولت او در شش سال گذشته به خوبی نشان میدهد که وی به هیچ وجه به کوروش یا به تمدن ایران و فرهنگ ایرانی ارادتی ندارد. هدف وی از مطرح کردن این سخنان دو چیز است:

  • ۱- رسیدن به اهداف سیاسی در مقابل اصولگرایان و انتقام گیری از آنها در پی رد صلاحیت گسترده حامیان دولت و اطرافیان احمدی نژاد در انتخابات مجلس شورای اسلامی و شکست جناح آنها در مقابل طرفداران خامنه‌ای.
  • ۲- بیان این سخنان از سوی احمدی نژاد و اشاره‌های مکرر اطرافیان وی به «مکتب ایرانی» در حقیقت ترفندی پوپولیستی برای کسب محبوبیت است.

احمدی نژاد و اطرافیان او به خوبی میدانند که پس از بیش از ۳ دهه جنایت و دزدی آخوندها در بدنه قدرت جمهوری اسلامی، آنها در نزد مردم به شدت منفور شده‌اند و نه تنها آن که مردم هم دین زده و دین گریز شده‌اند، لذا تلاش میکنند که با تحریک حس میهن پرستی ایرانیان و سخن گفتن از فرهنگ و تمدن کهن ایران برای خود محبوبیتی کسب کرده و از این رهگذر قبایی برای خود بدوزند، غافل از اینکه سخن گفتن آنها از فرهنگ ایران و ستایش فردوسی، کوروش و آداب و رسوم تمدن ایران باستان همچون نوروز به هیچ وجه با عملکرد احمدی نژاد و اطرافیانش سازگار نیست.

بدیهی است که تفکر افراد در اعمال آنها متجلی میشود. کسی که مردم را خس و خاشاک میداند، مرتب دروغ میگوید، وزرای کابینه‌اش مدارک دانشگاهی جعلی دارند و یهودی ستیز است، نمیتواند هیچ ارادتی به کوروش که معتقد به پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک بوده، به عدالت شهره بوده و یهودیان بابل را از بردگی رهایی بخشیده است، داشته باشد. دولتی که وزارت آموزش و پرورش آن اقدام به حذف نام و تاریخ پادشاهان قبل از اسلام از کتابهای درسی میکند، وزارت ارشاد آن نویسندگان و هنرمندان را به بند کشیده و به آنها اجازه نشر نمیدهد، خانه سینما را منحل میکند و وزارت نیروی آن با ساخت سدهای متعدد منجر به زیر آب رفتن آثار باستانی مختلف میشود، نمیتواند ارادتی به تمدن، تاریخ و فرهنگ ایران و ایرانی داشته باشد.

۳- احمدی نژاد و مغلطه ستایش علی بن ابی طالب و کوروش 

احمدی نژاد در بخش دیگری از سخنان خود گفته است:

تنها ملتی که با تکیه بر تاریخ ، تمدن و فرهنگ خود و با تکیه بر مکتب پیامبر گرامی اسلام (ص) و راه امیرالمومنین (ع) در مقابل زیاده خواهان ایستاده، ملت ایران است .

این سخن یک مغلطه تمام عیار است! زیرا کسی نمیتواند هم به کوروش ارادت و علاقه داشته باشد و هم به علی بن ابی طالب. چنین چیزی اساسا غیر ممکن است، زیرا برای مثال علی بن ابی طالب در جنگ بنی قریظه، با قساوت تمام بیش از ۸۰۰ تن از پسران و مردان آن قبیله یهودی که تسلیم لشگر مسلمانان شده بودند، را گردن زد. در حالیکه کوروش یهودیانی را که در بابل به بردگی گرفته شده بودند را آزاد کرد، نه تنها معابد و کنیسه‌ها را تخریب نکرد که اجازه داد که هرکسی به هر دینی که دارد بماند. مشخص است که عملکرد کوروش با علی زمین تا آسمان متفاوت بوده است. چطور میشود هم از کوروش ستایش کرد و هم از علی سخن گفت؟!

نتیجه گیری:

ستایش احمدی نژاد از فرهنگ و تمدن ایران زمین، سخن گفتن از چهره‌های محبوبی چون فردوسی و کوروش نه نشانه ارادت وی به آنها که در حقیقت اقدامی مزورانه و پوپولیستی جهت جلب توجه عمومی میباشد، وگرنه دولتی که از بام تا شام جز دروغ نمیگوید و تقلب، دزدی، اهانت به مردم، یهودی ستیزی، به بند کشیدن هنرمندان و نویسندگان و عدم توجه به آثار باستانی ایران را به طور روزمره از شش سال پیش تاکنون در پیش گرفته است، نمیتواند ارادتی به فرهنگ ایران و شخصیتهای تاریخی و فرهنگی داشته باشد. پرداختن اطرافیان احمدی نژاد به موضوع «مکتب ایرانی» در حقیقت دامی برای جلب توجه ایرانیان منزجر از دین اسلام و آخوندها و جهت سوء استفاده از احساسات میهنی ایرانیان میباشد.

* قسمت زیادی از مطالب ارائه شده در قسمت اول این مطلب درباره فردوسی از سخنرانی استاد بهرام مشیری در باب فردوسی و اسلام به دست آمده است. سلسله سخنرانی‌های ایشان در این رابطه در یوتیوب قرار دارد (لینک).

*  کارتون از نیک آهنگ کوثر

مطالب مرتبط:

آی ملت بیدار شید! وطن از دست رفت!

شدت گرفتن حرکتهای طالبانی و عزم جمهوری اسلامی برای نابودی تاریخ و هویت ملی ایرانیان

طویله ای به نام جمهوری اسلامی؛ Elsevier یکی از معتبرترین انتشارات علمی جهان با رای روسای دانشگاه های کشور تحریم شد!

علت توقیف روزنامه شهروند امروز؟

عکس زیر تصویر کامپیوتری است که روزنامه شهروند امروز درست پیش از توقیف منتشر کرده بود. در این تصویر اسفندیار رحیم مشایی رییس دفتر احمدی نژاد و از افراد نزدیک به وی در هیبت مرشدان در حال سخنرانی برای احمدی نژاد و تنی چند از دیگر افراد کابینه وی مشاهده میشود. به نظر میرسد علت توقیف این روزنامه، تمسخر احمدی نژاد با انتشار این عکس بوده باشد. پیشتر رسانه های مختلف بارها از نفوذ زیاد اسفندیار رحیم مشایی بر احمدی نژاد و نقش وی در تصمیم گیری ها در هیات دولت وی پرده برداشته بودند، اما این اولین بار است که رسانه ای داخلی بدین گونه این مطلب را به تصویر کشیده است.

عکس منتشر شده توسط روزنامه توقیفی شهروند امروز

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: