بایگانی برچسب‌ها: اسرائیل

«خریدن زمان» تا بعد از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، هدف اصلی اوباما از ارسال پیام به خامنه‌ای

خبرگزاری‌های مختلف از ارسال پیام اوباما به خامنه‌ای درباره برنامه هسته‌ای ایران خبر داده‌اند (+). یک رسانه اسراییلی گزارش کرده است که این پیام که توسط اردوغان نخست وزیر ترکیه و در جریان سفر اخیر وی به ایران به خامنه‌ای منتقل شده است، حاوی ۶ بند بوده است (+). بندهای اول و سوم عبارتند از:

۱ ـ تهران باید با ورود به مذاکرات نشان دهد که به طور جدی و واقعی، آماده توافق بر سر برنامه هسته‌ایش است.

۳ – هر گونه مصالحه‌، نیازمند این است که ایران توقف ـ و نه از میان بردن ـ همه جنبه‌های برنامه هسته‌ای خود را تا زمان رسیدن به یک توافق بپذیرد. نباید هیچ پروژه جدیدی آغاز شده و گسترش فعالیت‌ها باید متوقف شود؛ برای نمونه، سانتریفیوژهای فعال در «فردو» نباید توسعه پیدا کنند، تحقیق درباره سلاح هسته‌ای و ساخت مدل‌ها نباید انجام گیرد و ارتقای اورانیوم با غنای ۳/۵ درصد به غنای ۲۰ درصد باید متوقف شود.

مهمترین بند این پیشنهاد، بند سوم است که در آن صراحتا از سران جمهوری اسلامی خواسته شده است که برنامه هسته‌ای خود را متوقف کرده و آن را در جریان مذاکرات تا رسیدن به توافق نهایی متوقف نگاه دارد.

برنامه هسته ای ایران تاکنون یکی از مهمترین و داغ‌ترین موضوعات مورد بحث در رقابتهای درون حزبی جمهوری خواهان در آمریکا بوده و پیش بینی میشود که با انتخاب نهایی «میت رامنی» به عنوان نامزد جمهوری خواهان در مقابل اوبامای دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری ماه نوامبر [کمتر از هفت ماه دیگر]، همچنان موضوع داغ در ماههای آینده برنامه هسته‌ای ایران باقی بماند. در ماههای گذشته نامزدهای جمهوری خواه حملات شدیدی را متوجه اوباما کرده و موضع او در قبال برنامه هسته‌ای ایران را ضعیف و ناکارآمد توصیف کرده‌اند. جمهوری خواهان کوشیده‌اند که بدین وسیله عملکرد دولت اوباما در زمینه سیاست خارجی را زیر سوال برده و در نتیجه احتمال رای آوردن مجدد وی را کاهش دهند. از طرف دیگر مقام‌های اسراییلی به شدت نگران برنامه هسته‌ای ایران هستند و با توجه به اظهارات خصمانه سران جمهوری اسلامی از زمان انقلاب تاکنون و به ویژه اظهارات احمدی نژاد در سالهای اخیر، برنامه هسته‌ای این کشور را تسلیحاتی و خطری استراتژیک برای زندگی یهودیان و موجودیت کشور اسرائیل تلقی میکنند. اسراییلی‌ها به ویژه در ماههای اخیر و پس از انتقال ۳۰۰۰ سانتریفیوژ به تاسیسات فردو که در داخل کوهی نزدیک شهر قم ایجاد شده است، فشار زیادی را به دولت اوباما وارد کرده‌اند تا او را متقاعد کنند که از حمله احتمالی اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران حمایت کند؛ چیزی که تاکنون اوباما در برابر آن مقاومت کرده و در عوض با تشدید فوق‌العاده تحریم‌ها و دادن تضمین‌هایی محکم به نتانیاهو (+) مبنی بر «عدم تحمل یک ایران هسته‌ای» و «حمایت همیشگی آمریکا از اسرائیل»، تلاش کرده است که از حمله یک جانبه اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران جلوگیری کند.

اوباما به خوبی میداند که ادامه برنامه هسته‌ای ایران به شکل کنونی، به معنای حمله اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران در ماههای آتی و در پی آن فشار کمر‌شکن افکار عمومی آمریکا و به ویژه جمهوری خواهان این کشور برای حمایت و همراهی ارتش آمریکا از حمله هوایی اسرائیل میباشد. هرگونه حمله اسرائیل به ایران، چه با حمایت و چه بدون حمایت آمریکا، این کشور را وارد یک جنگ با عواقب و گستره نامشخص با ایران میکند، جنگی که مدت زمان آن مشخص نبوده و با توجه به کسری بودجه ۸۰۰ میلیارد دلاری آمریکا [بدهی ملی ۱۵ تریلیون دلاری] و درصد بالای بیکاری در این کشور، قطعا بر شمار آرای اوباما در انتخابات ماه نوامبر تاثیر منفی خواهد گذاشت. از سوی دیگر اگر اسرائیل به ایران حمله کند و اوباما با آنها همراهی ننماید، مورد انتقاد وحشتناک جمهوری‌خواهان قرار گرفته و باز هم شانس انتخاب مجدد خود به عنوان رییس جمهور را کاهش یافته خواهد دید.

لذا اوباما در مخمصه بدی قرار گرفته است! تنها راه برون‌رفت از این شرایط این است که برنامه هسته‌ای ایران به طریقی «غیر نظامی» متوقف شود و اگر هم قرار است حمله‌ای به تاسیسات اتمی این کشور صورت بگیرد، تا زمانی بعد از تاریخ انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به تعویق بیفتد. این امر دقیقا هدفی است که اوباما از ارسال پیام اخیر به خامنه‌ای دنبال میکند. اگر خامنه‌ای پیشنهاد اوباما را بپذیرد، بر طبق بند سوم ایران موظف خواهد بود که تا زمان رسیدن به یک توافق کامل [که تا بعد از زمان انتخابات آینده آمریکا طول خواهد کشید] برنامه هسته‌ای خود را به طور کامل متوقف کند، چیزی که با توجه به ادامه اعمال تحریم‌های شدید نفتی و بانکی بر ایران، بهانه حمله هوایی به تاسیسات اتمی ایران را از اسرائیل خواهد گرفت. علاوه بر این جمهوری خواهان آمریکا هم دیگر قادر نخواهند بود با شدت و حدت قبلی چماق ناکارآمدی در قبال برنامه هسته‌ای ایران را بر سر اوباما بکوبند! دو امری که نهایتا شانس انتخاب مجدد اوباما را افزایش خواهد داد.

آیا خامنه‌ای پیشنهاد اوباما را خواهد پذیرفت؟

بند ششم:

۶ ـ از اردوغان خواسته شده تا استراتژی رئیس‌جمهور آمریکا را در راستای برقراری ارتباطی نزدیک میان تغییر در سیاست خارجی آمریکا در مورد ایران و برنامه هسته‌ایش از یک طرف و بحران سوریه از سوی دیگر برای طرف ایرانی توضیح دهد. این امر می‌تواند در رهیافت اوباما برای جلوگیری از مداخله نظامی در سوریه به وی کمک کند. اوباما بر این باور است که ائتلافی متشکل از واشنگتن، مسکو، پکن، تهران و سازمان ملل برای حل بحران سوریه، می‌تواند به همان نسبت در حل مناقشات بر سر برنامه هسته‌ای ایران نیز موفق باشد.

برای پاسخ به این پرسش باید چند نکته را در نظر گرفت. بند ۶ پیام اوباما به خامنه‌ای در واقع یک بند تشویقی است، یعنی اینکه اوباما تلویحا پیشنهاد میکند که در قبال شرکت ایران در مذاکرات و توقف غنی‌سازی، از دخالت نظامی در سوریه خودداری کرده و در مذاکرات آینده درباره این کشور ایران را هم شرکت خواهد داد. چیزی که با توجه به اهمیت فوق‌العاده حفظ روابط استراتژیک کنونی با رژیم سوریه برای سران جمهوری اسلامی موضوع حائز اهمیتی میباشد. اگر رژیم بشار اسد سقوط کند و دولتی سنی در آن کشور بر سر کار بیاید، جمهوری اسلامی یکی از شرکای استراتژیک خود در منطقه را از دست داده و امکان ادامه تجهیز حزب الله و گروههای تروریستی فلسطینی برایش بسیار دشوار خواهد شد. لذا احتمال توافق میان خامنه‌ای و اوباما بر سر برنامه هسته‌ای ایران در شرایطی که منافع ایران در سوریه حفظ و رژیم بشار اسد به طریقی پابرجا باقی بماند، وجود دارد.

از سوی دیگر با توجه به پیشنهاد اوباما در به رسمیت شناختن برنامه هسته‌ای «صلح آمیز» جمهوری اسلامی، وحشت رژیم از حمله قریب‌الوقوع اسرائیل به تاسیسات اتمی خود، افزایش انزوای بین‌المللی و مشکلات شدید داخلی به دلیل سوء مدیریت و البته اعمال گسترده تحریم‌های بین‌المللی بر علیه ایران که منجر به کاهش قابل توجه درآمد حاصل از فروش نفت ایران به خارج و دشواری در پرداخت یارانه‌ها شده است، پذیرش شروط اوباما محتمل به نظر میرسد. باید منتظر ماند و دید که مذاکرات هفته آینده ۱+۵ با هیات ایرانی در استانبول به کجا خواهد انجامید.

مطالب مرتبط:

احتمال حمله هوایی اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران در ماههای آینده بسیار بالاست

نیمی از آمریکایی‌ها و ۶۸ درصد از جمهوری‌خواهان موافق حمله هوایی به تاسیسات اتمی ایران هستند

سخنان امروز صالحی نشانه‌ای از در تنگنا بودن شدید رژیم / از برنامه هسته‌ای حکومت حمایت نکنیم!

مقامهای آمریکایی: تایید همکاری مجاهدین خلق با موساد جهت ترور دانشمندان هسته‌ای ایران

ان بی سی: همکاری مجاهدین خلق و موساد در ترور دست‌اندرکاران برنامه هسته‌ای ایران

شبکه آمریکایی ان بی سی نیوز خبر داده است که چند مقام آمریکایی، دست داشتن مجاهدین خلق و موساد در ترور دانشمندان هسته‌ای ایران را تایید کرده‌اند (+). این مقامها که نامشان فاش نشده است تایید کرده‌اند که ترورها توسط اعضای سازمان مجاهدین خلق و با کمک مالی، آموزشی و تسلیحاتی سازمان اطلاعاتی اسرائیل (موساد) صورت گرفته است.

ان بی سی مینوسید: «مجاهدین خلق برای مدتهای مدیدی است که در فهرست گروههای تروریستی خارجی منتشر شده از سوی وزارت خارجه آمریکا قرار دارند. این حملات از سال ۲۰۰۷ تاکنون موجب مرگ ۵ دست‌اندکار برنامه هسته‌ای ایران شده است. این مقامها میگویند دولت آمریکا از ترورها مطلع است اما نقشی در آنها ندارد.»

خوب همانطور که قبلا هم در مطلبی با عنوان «چه کسی دست‌اندرکاران برنامه هسته‌ای ایران را ترور میکند و چرا؟» توضیح داده بودم، دخالت مجاهدین خلق و یا برخی از گروههای اپوزیسون جدایی طلب داخل کشور نظیر طیفی از کردها یا بلوچها در این ترورها اصلا بعید نیست. زیرا هم موساد و هم این گروهها، دشمن سرسخت جمهوری اسلامی هستند و از طرفی امکان فعالیت مستقیم ماموران موساد در ایران عملا وجود ندارد و لذا منطقی به نظر میرسد که موساد  و مجاهدین خلق یا دیگر گروهها با یکدیگر همکاری کنند. موساد حمایت مالی و اطلاعاتی میکند و از آن طرف گروههای مخالف رژیم از جمله مجاهدین خلق، عملیات را اجرا میکنند. برخی از اهداف و علل اصلی این ترورها عبارتند از:

 ۱- صدمه به برنامه هسته‌ای ایران و کند کردن پیشرفت کار آن جهت خرید زمان برای پیش بردن دیپلماسی یا تعویق حمله نظامی.

 ۲- ایجاد فضای رعب و وحشت در میان دستندرکاران برنامه هسته‌ای ایران، افزایش هزینه فعالیت در این زمینه برای آنها و نیز کاهش شمار محققان احتمالی که قصد پیوستن به این برنامه را دارند.

 ۳- نشان دادن ایران به عنوانی کشوری بی ثبات و تحقیر و ضعیف نشان دادن نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی.

 ۴- تحریک جمهوری اسلامی به اقدام متقابل جهت تلافی کردن ترورها به منظور مجاب کردن کشورهای غربی به ویژه آمریکا به حمله نظامی علیه ایران.

مطلب مرتبط:

چه کسی دست‌اندرکاران برنامه هسته‌ای ایران را ترور میکند و چرا؟

احتمال حمله هوایی اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران در ماههای آینده بسیار بالاست

با ادامه رخوت و سکوت کنونی تنها دو حالت برای آینده ایران متصور است؛ «کشوری اتمی اما قحطی زده»، یا «ویران و جنگ زده»!

در سال ۸۸ و از آنجاییکه هنوز بسیاری از مردم ایران به اصلاح حکومت خوش‌بین بودند، در پای صندوق‌های رای حاضر شده و به نامزدهای مورد نظر خود برای ریاست جمهوری رای دادند. در آن انتخابات حکومت دست به تقلب گسترده‌ای زد که منجر به حضور میلیونی مردم ایران در خیابانها و اعتراض به نتایج انتخابات شد. این اعتراضها که برای ماهها ادامه داشت و به مباحثی بسیار فراتر از انتخابات هم توسعه یافته بود، با خشونت عریان و سرکوب بی‌سابقه حکومت مذهبی مواجه شد. در این راستا رژیم استبدادی به کشتار، شکنجه و بازداشت‌های گسترده دست زد تا اینکه نهایتا جنبش مردم ایران از فاز خیابانی و علنی خارج شد و اکنون نزدیک به یک سال از آخرین راهپیمایی بزرگ معترضان در ۲۵ بهمن سال پیش میگذرد.

در همه این سالها حکومت با سرعتی فوق‌العاده، غنی‌سازی اورانیوم را ادامه داده و حتی اقدام به ساخت تاسیسات اتمی جدید از جمله سایت فردو در قم نموده است. این سایت که جهت مصون بودن از حملات هوایی در عمق زمین ساخته شده است، بسیار کوچک بوده و تنها گنجایش ۳۰۰۰ سانتریفیوژ را دارا میباشد. ظرفیتی که به هیچ وجه نمیتواند سوخت مورد نیاز یک نیروگاه اتمی تولید برق -که به فعالیت بیش از ۵۰ هزار سانتریفیوژ نیاز دارد- را تامین کند. از سوی دیگر عدم برخورداری ایران از معادن اورانیوم و نیز عدم وجود نیروگاههای اتمی متعدد، اصولا انجام غنی‌سازی در خاک ایران را غیر منطقی و غیر اقتصادی کرده است. لذا شکی نیست که تنها هدف رهبران جمهوری اسلامی از انجام غنی‌سازی اورانیوم و پافشاری بر این موضوع با وجود ضربه‌های شدیدی که تحریم‌های بین‌المللی بر اقتصاد ایران وارد کرده است، دستیابی به بمب اتمی یا دستیابی به قابلیت ساخت بمب اتمی میباشد. مواردی چون تحقیقات بر روی آب سنگین و یا تلاش برای ساخت ماشه انفجاری بمب هسته‌ای (+) همزمان با سرمایه گذاری انبوه بر روی موشکهای بالستیک میانبرد و دوربرد، همه و همه این موضوع را تایید میکند.

در ماه جاری جمهوری اسلامی انتقال ۳۰۰۰ سانتریفیوژ به تاسیسات زیرزمینی فردو را به پایان رسانید. با پایان مراحل استحکام بخشی این تاسیسات تا چند ماه آینده، عملا امکان نابودی آنها از طریق بمباران هوایی از بین خواهد رفت و برنامه اتمی رژیم اصطلاحا وارد مرحله «مصونیت» میشود. به زبان ساده یعنی اینکه جمهوری اسلامی میتواند هر زمان که اراده کند دست به ساخت فوری بمب اتمی بزند بدون اینکه کشوری بتواند جلوی آنها را بگیرد! به همین دلیل همانطور که قبلا هم نوشتم، احتمال حمله هوایی اسرائیل به تاسیسات اتمی رژیم در ماههای آینده بسیار بالاست.

حالت اول: فرض کنیم اسرائیل پیش از مصون شدن تاسیسات اتمی حمله کند.

هواپیمای رادار گریز و فوق پیشرفته بی ۲ آمریکا در حال تخلیه بمب

در این حالت در عرض چند ماه آینده اسرائیل به کمک آمریکا اقدام به بمباران تاسیسات اتمی رژیم کرده و برنامه اتمی آن را چند سال به عقب برمیگرداند. اگر رهبران تندرو و مذهبی رژیم، به تهدیدات مکرر خود جامه عمل پوشانیده و دست به حمله تلافی جویانه بر علیه اسرائیل، آمریکا و منافع آنها در منطقه یا بستن تنگه هرمز بزنند، بلافاصله جنگ گسترش پیدا کرده و کشورهای عضو ناتو و نیز کشورهای عرب خلیج فارس به جنگ با ایران برخواهند خواست که در نهایت به تخریب گسترده ایران و کشته شدن ایرانیان زیادی منتهی خواهد شد. در این حالت اگرچه ممکن است رژیم نهایتا سرنگون شود اما هیچ تضمینی وجود ندارد. ممکن است سران رژیم تسلیم شوند و آتش بس برقرار شود. حتی در صورت سرنگونی رژیم، احتمال وقوع جنگ خانمان سوز داخلی و تجزیه ایران بسیار بالاست.

حالت دوم: هیچ حمله هوایی به تاسیسات اتمی رژیم صورت نگیرد.

اگر به هر دلیلی از جمله بیم از اقدامات تلافی جویانه رژیم، کسری بودجه فوق‌العاده زیاد آمریکا و ترس از بی ثباتی در بازار نفت و اقتصاد جهانی، هیچ حمله هوایی به تاسیسات اتمی رژیم در ماههای آینده صورت نگیرد، ایران تبدیل به یک کره شمالی خواهد شد.

در این حالت به دلیل تحریم‌های بسیار شدید موجود بر علیه ایران از جمله تحریم بانک مرکزی و تحریم نفتی، عملا شاهد قحطی شدید و تورم و بیکاری فوق‌العاده زیاد خواهیم بود. همچنین کوچکترین اعتراض‌های مردم با پاسخ دندان شکن و سهمگین حکومت روبرو شده، در حالیکه به دلیل دستیابی حکومت به پتانسیل ساخت بمب اتمی، هیچ کشوری حاضر نخواهد شد کوچکترین اقدام نظامی بر ضد حکومت انجام دهد. ایران عملا شبیه به یک کره شمالی با مردمی قحطی زده و فقیر اما برخوردار از توانایی هسته‌ای خواهد شد. در چنین حالتی تنها بایستی به امید یک انقلاب گرسنگان در ایران باشیم؛ انقلابی که اصلا بعید نیست که مجددا منجر به روی کار آمدن یک حکومت استبدادی دیگر نشود.

در نتیجه و برای جلوگیری از یک ایران جنگ زده و ویران یا ایرانی اتمی اما قحطی زده و فقیر بایستی مجددا حرکتهای اعتراضی مردم ساماندهی شود. راهی جز اعتراض فراگیر و اعتصاب وجود ندارد. مسلما وجود اپوزیسیونی که با هدف براندازی و به روی کارآمدن حکومتی دموکراتیک و سکولار بر پایه حقوق بشر به توافق رسیده و به شکل هماهنگ عمل میکند، مردم داخل را امیدوار کرده و به آنها انرژی مضاعفی برای رویارویی با رژیم خواهد داد. وقت تنگ است، اگر تا چند ماه دیگر کاری از سوی مردم در داخل بر ضد رژیم صورت نگیرد، شاهد وقوع یکی از دو حالت ذکر شده در بالا خواهیم بود.

قحطی گسترده و فقر در کره شمالی

مطالب مرتبط:

احتمال حمله هوایی اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران در ماههای آینده بسیار بالاست

چرا حمایت اپوزیسیون از حمله نظامی به ایران نابخردانه است؟ راهکار رهایی از وضع موجود کدام است؟

درباره کلیپ ضد ایرانی که در آن تبلت سامسونگ نشان داده میشود!

خوب امروز در شبکه‌های اجتماعی فارسی زبان بحث یک کلیپ تبلیغاتی اسراییلی که در آن تبلت سامسونگ نشان داده میشود، بسیار داغ است. به دلیل ضد ایرانی بودن تبلیغ، ابتدا میخواستم مطلب تندی بنویسم و در آن بر لزوم تحریم کامل همه محصولات سامسونگ از سوی ایرانیان تاکید کنم! اما بعد از کمی جستجو درباره چند و چون ماجرا متوجه شدم که این کلیپ اساسا تبلیغ تبلت سامسونگ نیست. این کلیپ در واقع تبلیغ اشتراک شبکه تلویزیون کابلی (Cable TV) برای شرکت اسراییلی HOT میباشد. آنطور که در سایت این شرکت نوشته شده، این شرکت بزرگترین شرکت ارائه خدمات ارتباطی در اسرائیل است. از ابتدای سال جاری میلادی تاکنون این شرکت یک پیشنهاد (deal) گذاشته است، بدین ترتیب که اگر یک مشتری مجموعه خاصی از خدمات این شرکت را خریداری کند، یک دستگاه تبلت سامسونگ به عنوان هدیه (اشانتیون) دریافت خواهد کرد.

لذا مسلما مسئولیت این تبلیغ را نمیتوان مستقیما متوجه سامسونگ دانست زیرا به طور مستقیم ربطی به سامسونگ ندارد و از سوی آن تهیه نشده است، بلکه در واقع مربوط به شرکت خدمات ارتباطی هات از اسرائیل میباشد. اما اگر سامسونگ از این آگهی تبلیغاتی باخبر بوده است، میتوان او را به شکل غیر مستقیم مسئول دانست زیرا در هر حال در یک تبلیغ ضد ایرانی، یکی از محصولات او نشان داده شده است. تصور کنید مثلا شرکت آمریکایی وریزون (Verizon) یا شرکت انگلیسی او تو (O2) یا شرکت کانادایی راجرز (Rogers) (همگی شرکتهای عمده ارائه خدمات ارتباطی هستند) در کلیپی تبلیغاتی برای محصولات خود، تبلت سامسونگ را نشان دهند که در آن مثلا برج پیزا در ایتالیا منفجر میشود! آیا دولت ایتالیا اعتراض نخواهد کرد یا مردم ایتالیا از آن کلیپ آزرده خاطر نخواهند شد؟ خوب مسلما جواب «بله» است. شرکت مذکور مسئولیت مستقیم و شرکت سامسونگ مسئولیت غیر مستقیم دارد. بنابر این حتی با فرض بی خبر بودن سامسونگ (که تقریبا محال است) از این تبلیغ، این شرکت مسئولیت غیر مستقیم (Liability) دارد و میتوان آن را به دادگاه کشانید و ادعای حیثیت و خسارت کرد. فکر نمیکنم سامسونگ دوست داشته باشد بازار ۷۰ میلیونی خود در ایران را به بازار ۵ میلیونی در اسرائیل ترجیح دهد!

درباره ضد ایرانی بودن این تبلیغ شکی وجود ندارد. زیرا در آن ایران (اصفهان در این کلیپ) بیابانی بی آب و علف و به دور از تمدن نشان داده میشود که در آن فقط موشک ساخته میشود. از سوی دیگر در این کلیپ نشان داده میشود که موساد (سازمان جاسوسی اسرائیل)، به راحتی یکی از تاسیسات هسته‌ای ایران را با کلیک بر روی یک اپ منهدم میکند. البته نباید فراموش کرد که این کلیپ به شکل کمدی ساخته شده است، چه آنکه چهار فرد اسراییلی با لباس زنانه وارد ایران میشوند در حالیکه ریش و سبیل دارند! یا به طور غیر مستقیم موساد را با یک مرکز بیماران روانی مقایسه میکنند، یا در انتهای کلیپ، یکی از بازیگران مگسی را میکشد و میگوید «اه، یه خمینی»! همچنین بایستی در نظر داشت که چنین کلیپهایی ناخودآگاه بر روی بیننده (در اینجا اسراییلی) تاثیر میگذرد. مثلا از آنجاییکه ایران بیابانی عاری از تمدن نشان داده میشود، به طبع شهروند معمولی اسراییلی، حمله احتمالی ارتش آن کشور به ایران برای نابودی تاسیسات اتمی را راحتتر میپذیرد.

در پایان به نظر من شرکت سامسونگ بایستی از مردم ایران عذرخواهی کند و از شرکت اسراییلی بخواهد که تبلیغ را تغییر دهد.

در زیر اصل کلیپ و سخنان رد و بدل شده در آن به فارسی ارائه میشود:

[ژاکتی خاکی رنگ به پایین می‌افتد.]

کجا داریم میرویم راجوان (Rajuan

اصفهان

[گروه چهارنفره در حالیکه به شکل زنان ایرانی لباس پوشیده‌اند دیده میشوند.]

مطمئنم اینها در این سوراخ حتی اسفور (Asfour – یک شوی محبوب در اسرائیل) را هم نمیبینند.

وحشتناکه.

آره، کجا میتوانیم برویم یک غذای حلال بخوریم؟

شاید به خانواده ریتا (Rita– خواننده مطرح ایرانی-اسراییلی) برخورد کنیم!

[یکی از افراد کرم ضد آفتاب به صورت خود میمالد، در حالیکه بقیه به حالت تعجب به او نگاه میکنند]

چیه؟ میدانید چقدر تشعشعات در اطراف اینجا هست؟!

[یکی از افراد گروه به مردی که پشت میزی نشسته است اشاره میکند، افراد به سمت او حرکت میکنند.]

آیا تو مامور موساد هستی؟

مامور موساد: هیسسس‌س‌س…!

مگه چیه؟ اصلا شرم آور نیست! ما هم برای مدتی در موساد (موساد هم به معنای سازمان جاسوسی اسرائیل و هم به معنای مرکز بستری بیماران روانی میتواند باشد) بودیم!

بگو ببینم آقای هیس، تو ما را به اینجا کشاندی؟

مامور موساد: من دو ماهه که اینجا هستم، خیلی کسل کننده است. هر روز بر روی تبلتم موشک و راکتور میبینم. هیچ قسمتی از اسفور (شوی اسراییلی) را ازدست نمیدهم.

ایول، تبلت! موساد بهت میرسه ها!

مامور موساد: [به کنایه] آره خیلی! این تبلت را زنم از «هات» گرفته، یه دیل سه تایی با اونها بسته، همه برنامه‌ها هم مجانی هستند.

جدی میگی؟!

مامور موساد: آره! ما حتی اپ VOD هات و همه برنامه‌ها را به عنوان هدیه دریافت کردیم!

هی، اون اپ اونجا چیه؟ [دستش را به سمت تبلت برده و بر روی یک اپ کلیک میکند]

ووآ!

انفجار بمب!

چی میخواهی؟ یک انفجار اسرارآمیز دیگه در ایران؟!

[در صحنه بعد، افراد دیده میشوند که در حال حرف زدن و لذت بردن از تبلت هستند. یکی از آنها مگسی را میکشد و میگوید:]

اه، یه خمینی! [ایرانی‌ها بلند میشوند تا ببینند اینها درباره چه حرف میزنند، اسراییلی ها با ترس از لو رفتن واکنش نشان میدهند.]

مطلب پیشنهادی:

احتمال حمله هوایی اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران در ماههای آینده بسیار بالاست

احتمال حمله هوایی اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران در ماههای آینده بسیار بالاست

از سال ۲۰۰۳ یعنی زمان علنی شدن برنامه هسته‌ای ایران تاکنون اسرائیل بارها ایران را به حمله نظامی تهدید کرده است. این تهدیدها به ویژه در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد بیشتر و تندتر شده است. دلیل این امر سخنان تهاجمی و مکرر احمدی نژاد علیه تمامیت ارضی اسرائیل – که جهت مصارف داخلی صورت میگیرد – و نیز ادامه برنامه هسته‌ای ایران علیرغم تحریم‌ها و قطعنامه‌های متعدد بین‌المللی بوده است. به دلیل حملات همیشگی مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی به اسرائیل از ابتدای به قدرت رسیدن در ۳۲ سال پیش تاکنون و نیز حمایت آشکار و همه جانبه آنها از گروههای مسلح مخالف این کشور در منطقه از جمله حزب الله لبنان و حماس، اسرائیل یک ایران اتمی را تهدیدی استراتژیک و خطرناک علیه موجودیت خود و ملت یهود میداند. از سوی دیگر با توجه به عدم مشروعیت داخلی، جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری حفظ قدرت و ثبات خود را در دستیابی به بمب اتمی و یا حداقل توانایی ساخت بمب اتمی میبیند.

مقام‌های اسراییلی بارها تاکید کرده‌اند که در صورت عدم موفقیت دیپلماسی و تحریم در وادار کردن جمهوری اسلامی به توقف برنامه هسته‌ای بحث برانگیز خود، مجبور به استفاده از زور خواهند شد (+). اسرائیل سابقه حمله به تاسیسات هسته‌ای کشورهای متخاصم در منطقه را در پرونده خود دارد. این کشور پیشتر در سالهای ۱۹۸۱ و ۲۰۰۷ به ترتیب تاسیسات هسته‌ای عراق و سوریه را بمباران هوایی کرده است (+، +). در ماههای آینده به ویژه ماههای پیش از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در ماه نوامبر (آبان ماه)، احتمال انجام حمله مشابهی از سوی اسرائیل علیه تاسیسات هسته‌ای ایران بسیار بالاست. در حقیقت در صورت عدم انجام چنین حمله‌ای در ماههای آینده، امکان نابودی تاسیسات هسته‌ای ایران از طریق بمباران هوایی در زمانهای دورتر عملا از بین خواهد رفت. زیرا در ماه جاری جمهوری اسلامی انتقال ۳۰۰۰ سانتریفیوژ به تاسیسات غنی سازی فردو در قم را به پایان رسانید (+). تاسیسات فردو در داخل کوهی در نزدیکی قم ساخته شده و امکان نابودی آن از طریق بمباران هوایی بسیار دشوار است. بنا به گفته تحلیگران با توجه به کوچکی سایت و شمار اندک سانتریفیوژهای موجود در این تاسیسات، فردو به جز کاربرد نظامی نمیتواند کاربرد دیگری داشته باشد (+). جمهوری اسلامی اعلام کرده است که این تاسیسات در عمق ۱۰۰ متری زمین ساخته شده است. منابع اطلاعاتی غربی گزارش کرده‌اند که ایران در حال استحکام بخشی به تاسیسات مذکور میباشد. با توجه به عمق زیاد، تنها آمریکا قادر خواهد بود با استفاده از بمب عظیم ۱۴ تنی MOP (*) که در اختیار دارد، تاسیسات فردو را نابود کند. پس از پایان مراحل استحکام بخشی، عملا نابودی تاسیسات فردو از طریق حمله هوایی غیر ممکن خواهد بود. اسرائیل به خوبی میداند که یا باید در ماههای آینده تاسیسات اتمی و احتمالا موشکی (جهت کاهش توان تلافی جویی احتمالی ایران علیه خود) ایران را بمباران کند و یا اینکه یک ایران اتمی که چتر حمایتی هسته‌ای خود را بر روی حماس و حزب الله نیز خواهد گرفت، بپذیرد و علاوه بر این شاهد به راه افتادن یک مسابقه تسلیحاتی اتمی در منطقه باشد. مواردی که برای این کشور چون کابوسی ترسناک هستند.

لذا با توجه به موارد ذکر شده و در صورت عدم نوشیدن جام زهر از سوی رهبر جمهوری اسلامی در ماههای آینده (توقف برنامه هسته‌ای)، احتمال حمله هوایی اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران بسیار بالاست. منتهی از آنجاییکه تاسیسات هسته‌ای ایران در سطح کشور پراکنده گردیده، اغلب در عمق زمین ساخته شده و به شدت از آنها محافظت میشود، اسرائیل به تنهایی قادر نخواهد بود که آنها را کاملا با خاک یکسان کند و به طور قطع به کمک آمریکا نیاز خواهد داشت. بنابر این اسرائیل تلاش خواهد کرد تا شرایط حمله به ایران را فراهم کرده و پشتیبانی آمریکا از آن حمله را بدست آورد یا اینکه آمریکا را مجبور به پشتیبانی از آن بکند. انفجارهای متعدد اخیر در تاسیسات هسته‌ای و موشکی ایران و نیز ترور برخی از افراد نزدیک به برنامه هسته‌ای این کشور از جمله ترور مصطفی احمدی روشن یکی از مسئولین سایت غنی سازی نطنز، نه تنها جهت ضربه زدن به رژیم و برنامه‌های هسته‌ای و موشکی آن که تلاشی برای تحریک جمهوری اسلامی به دست زدن به اقدامات تلافی جویانه به منظور فراهم کردن بهانه لازم برای حمله به ایران ارزیابی میشود (+).

برخی از تحلیگران تلاش بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل برای برگزاری انتخابات زود هنگام در این کشور در ماه جون را مطرح کرده‌اند (+). نتانیاهو از طریق برگزاری چنین انتخاباتی تلاش خواهد کرد تا مشروعیت داخلی خود را به رخ اوباما بکشد و از این طریق او را به همراهی در حمله به ایران وادار کند. طبق برنامه، نشست‌های آتی شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی در ماههای مارچ، جون و سپتامبر برگزار خواهد شد (+). در این جلسات اسرائیل از طریق فشار به کشورهای غربی تلاش خواهد کرد تا قطعنامه‌هایی شدید اللحن علیه ایران تصویب شود تا از این طریق حمله به ایران در نزد افکار عمومی توجیه شده جلوه بنماید.

در مورد آمریکا، به دلیل کسری بودجه تریلیون دلاری این کشور، واهمه آمریکا و کشورهای غربی از اقدام‌های تلافی جویانه احتمالی جمهوری اسلامی در بستن تنگه هرمز، حمله به منافع آمریکا در منطقه، هدف قرار دادن سکوهای نفتی کشورهای حاشیه خلیج فارس و نیز نزدیکی انتخابات ریاست جمهوری این کشور، اوباما به هیچ وجه تمایلی به درگیری نظامی با ایران ندارد. منتهی او در صورت حمله هوایی اسرائیل به ایران مجبور خواهد شد که به کمک اسرائیل بشتابد و کار اسرائیل در بمباران ناقص تاسیسات هسته‌ای ایران را تکمیل کند. با توجه به تاکید زیاد رقبای انتخاباتی جمهوری خواه اوباما بر عدم پذیرش یک ایران اتمی و متهم کردن رئیس جمهور به مسامحه و نرمش در مقابل ایران، نزدیکی زیاد دو کشور آمریکا و اسرائیل و نیز نفوذ زیاد لابی اسرائیل در آمریکا، در صورت حمله هوایی اسرائیل به ایران، اوباما چاره ای جز پشتیبانی نخواهد داشت.

نتیجه گیری: احتمال حمله هوایی اسرائیل به ایران در ماههای آینده بسیار بالاست. در حال حاضر حدود ۴۳ درصد از مردم اسرائیل از چنین حمله‌ای حمایت میکنند؛ رقمی که به احتمال زیاد در ماههای آینده افزایش خواهد یافت (+، +). این حمله احتمالا در بازه زمانی ماههای جولای (شروع تحریم‌های نفتی اتحادیه اروپا و آمریکا علیه ایران) تا اکتبر (ماه قبل از نتخابات ریاست جمهوری آمریکا) انجام خواهد شد، حمله‌ای که آمریکا مجبور به مداخله و حمایت از اسرائیل شده و تلاش خواهد کرد که کار اسرائیل در حمله به تاسیسات اتمی و موشکی ایران را کامل کند. احتمال حمله اسرائیل پیش از ماه جولای اندک است زیرا هنوز تحریم‌های نفتی ایران عملی نشده و در صورت حمله، کشورهای غربی آن کشور را به خاطر عدم فرصت دادن به دیپلماسی و تحریم‌ها برای نشان دادن اثر خود، سرزنش خواهند کرد. احتمال حمله پس از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا هم به شدت کاهش می‌یابد زیرا در آن زمان مستحکم کردن تاسیسات فردو به پایان رسیده و عملا امکان نابودی آن از طریق حمله هوایی از بین رفته است. از سوی دیگر با توجه به مشخص شدن نتایج ریاست جمهوری آمریکا، ضرورت حمایت مقام‌های آمریکایی از حمله اسرائیل کاهش یافته است. حمله هوایی اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران به ویژه از آن جهت بسیار نزدیک و قریب الوقوع مینماید که این کشور در ماه جاری اقدام به بستن نیروگاه اتمی خود نمود، اقدامی که مقام‌های آمریکایی را به شدت نگران کرده است (+). آنها احتمال آن را مطرح کرده‌اند که اسرائیل در حال تغییر مکان تجهیزات هسته‌ای خود باشد تا از آنها در مقابل حمله تلافی جویانه احتمالی ایران محافظت کند.

* : بمب سنگرشکن MOP (+) بزرگترین بمب جهان و تنها بمب سنگرشکنی است که قادر به نابودی تاسیسات بتنی قرار گرفته در عمق ۶۰ متری زمین میباشد. این بمب تنها در اختیار آمریکاست و تنها هواپیماهای پیشرفته بی ۲ و بی ۵۲ این کشور که در خاک آمریکا مستقر هستند، قادر به حمل و پرتاب آن میباشند.

مطالب پیشنهادی:

هشدار مقام‌های ارشد آمریکا به اسرائیل نسبت به حمله به ایران

چه کسی دست‌اندرکاران برنامه هسته‌ای ایران را ترور میکند و چرا؟

خیال خام رسیدن به آزادی از طریق دخالت نظامی خارجی

دعوت جمعی از بلاگرها به تحریم فعال نمایش انتخاباتی حکومت ایران

هشدار مقام‌های ارشد آمریکا به اسرائیل نسبت به حمله به ایران

مقام‌های دفاعی آمریکا به شکل فزاینده‌ای نگران این هستند که علیرغم مخالفت آمریکا، ممکن است اسرائیل در حال آماده شدن برای حمله به ایران باشد. به همین دلیل آنها برنامه‌ریزی‌ها برای محافظت از تاسیسات آمریکا در منطقه در صورت وقوع جنگ را توسعه بخشیده‌اند.

باراک اوباما رییس جمهور، لئون پنتا وزیر دفاع و دیگر مقام‌های ارشد آمریکا با ارسال پیام‌هایی به سران اسرائیل نسبت به حمله این کشور به ایران هشدار داده و پیامدهای چنین حمله‌ای را به آنها گوشزد کرده‌اند. آمریکا از اسرائیل خواسته است که زمان بیشتری بدهد تا تحریم‌ها و دیگر روشهای تنیبهی برای متقاعد کردن ایران به متوقف کردن برنامه [احتمالی] تولید سلاح هسته ای‌اش، اثر خود را بگذارد.

در ادامه تلاش‌ها برای جلوگیری از حمله اسرائیل به ایران، روز پنج شنبه اوباما با نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل تلفنی صحبت کرده است. همچنین مارتین دمپسی رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا هفته آینده با مقام‌های اسراییلی در تل آویو ملاقات خواهد کرد.

آمریکا همچنین با ارسال پیام به رهبران ایران، نسبت به بستن تنگه هرمز هشدار داده است. اخیرا ایران و آمریکا گام‌هایی برای کاهش تنش برداشته‌اند. ایران موافقت کرده است که میزبان گروهی از ناظران هسته‌ای سازمان ملل در ماه جاری باشد. از سوی دیگر آمریکا دو مرتبه در ماه جاری ملوانان ایرانی سانحه دیده را در آبهای منطقه نجات داده است.

تصمیم اسرائیل مبنی بر بستن نیروگاه هسته‌ای این کشور در ماه جاری موجب نگرانی آمریکا شده است. مقام‌های آمریکایی نگران این هستند که اسرائیل در حال تغییر مکان تجهیزات هسته‌ای خود باشد تا از آنها در مقابل حمله تلافی جویانه احتمالی ایران محافظت کند.

ترجمه قسمتی از مقاله وال استریت ژونال

مطلب پیشنهادی:

از ادعای بستن تنگه هرمز تا بی‌عرضگی در نجات ماهیگیران ایرانی اسیر شده در دست دزدان دریایی

با دیدن جا زدن فوری سردار علایی، ارادتم به عزیزان در بندمان دو چندان شد!

چه کسی دست‌اندرکاران برنامه هسته‌ای ایران را ترور میکند و چرا؟

ترور مصطفی احمدی روشن معاون بازرگانی تاسیسات هسته‌ای نطنز جدیدترین نمونه از زنجیره ترور دستندرکاران برنامه هسته‌ای ایران در سالهای اخیر میباشد. در عرض دو سال گذشته پنج مورد ترور به شکلی مشابه و با چسباندن بمب مغناطیسی به خودروی فرد مورد حمله انجام شده که در چهار مورد به مرگ فرد مورد نظر انجامیده است. پرسشی که مطرح میشود این است که چه کسی این حملات را انجام میدهد و چرا؟ انگیزه چنین کاری چیست؟ برای پاسخ به این پرسش باید ببینیم چه گروهی از کشته شدن این افراد سود میبرد. سه مظنون احتمالی عبارتند از: ۱- اسرائیل و کشورهای غربی، ۲- گروههای داخلی مخالف جمهوری اسلامی و ۳- خود جمهوری اسلامی.

با توجه به دقت به کار رفته در انجام این عملیات‌ها و برنامه‌ریزی صورت گرفته از سوی مهاجمان که نیازمند دانستن موقعیت فرد مورد حمله، جزییات رفت و آمد و زمانهایی که او از خودرو استفاده میکند و نیز دسترسی مهاجمان به بمب‌های ساعتی میباشد، احتمال دست داشتن گروه دوم به تنهایی در انجام این ترورها منتفی است. تنها نیروهای اطلاعاتی کشورهای خارجی از جمله موساد و نیز وزارت اطلاعات خود جمهوری اسلامی هستند که میتوانند چنین عملیات‌هایی را به دقت انجام دهند.

خوب حالا ببینیم جمهوری اسلامی چه اهدافی میتواند از این ترورها داشته باشد و اسرائیل چه اهدافی.

— چند احتمال وجود دارد که وقوع این ترورها را برای جمهوری اسلامی موجه نماید:

۱- ممکن است جمهوری اسلامی در زمانهای مخلتف متوجه میشود که افرادی در داخل برنامه هسته‌ایش هستند که جاسوس هستند و با بیگانه ارتباط دارند و لذا اقدام به حذف فیزیکی آنها میکند. این احتمال منطقی است، منتهی مشکل این احتمال این است که لزومی ندارد وزارت اطلاعات برای حذف جاسوس‌های نفوذی اقدام به بمب گذاری در ماشین آنها و ایجاد سر و صدای زیاد بنماید! میتوانند جاسوس های احتمالی را در خفا و بی سر و صدا و مثلا با تزریق آمپول هوا به قتل برسانند و بعدا عنوان کنند که فرد مذکور بر اثر سکته مرده است. اینطوری به وجهه خودشان هم صدمه‌ای وارد نمیشود.

۲- برخی به ویژه در میان اپوزیسیون احتمال میدهند که جمهوری اسلامی به عمد و جهت هیاهوی تبلیغاتی برای مصرف داخلی این افراد نه چندان مهم را به قتل میرساند تا به قول معروف مظلوم‌نمایی کند و بگوید که کشور تحت تهدید دشمن است، دشمن هر کاری میکند تا ما به اهداف هسته‌ای خود نرسیم. علاوه بر این با امنیتی کردن شرایط میتوانند به اهداف خاص خود برسند.

این احتمال منطقی نیست زیرا ضررهایی که از ترورهای اینگونه با بمب، وسط شهر و با سر و صدای زیاد نصیب جمهوری اسلامی میشود به مراتب از مزایای آن بیشتر است. اولا چرا جمهوری اسلامی باید متخصصان خود را به قتل برساند؟! دوما فضا که در حال حاضر به شدت امنیتی است. حتی اگر جمهوری اسلامی به دنبال تشدید این فضای امنیتی باشد هم لزومی ندارد که در وسط شهر تهران با بمب به هدف برسد، میتواند مثلا خمپاره‌ای را در یکی از شهرهای مرزی منفجر کند و بگوید از بیرون مرز و توسط گروههای جدایی طلب یا دشمنان شلیک شده بود! وقوع این ترورهای پر سر و صدا و با بمب وسط شهر موجب ترس و وحشت متخصصان درگیر در برنامه هسته‌ای میشود، پای کسانی که میخواهد به این برنامه بپیوندند را لرزان کرده و از طرفی جمهوری اسلامی را فاقد ثبات و نیروهای امنیتی آن را بی عرضه و فاقد مهارت نشان میدهد چرا که برای چندمین بار بمبی در وسط شهر منفجر میشود بدون آنکه اینها بتوانند جلوی آن را بگیرند. لذا این احتمال هم منطقی نیست.

— با توجه به دقت عملیات و منافع، تنها احتمال منطقی دخالت سرویس‌های اطلاعاتی خارجی به ویژه موساد در این ترورهاست. منتهی از آنجایی که حضور فیزیکی ماموران مستقیم این سرویس‌ها در ایران بسیار دشوار است و افراد آنها آشنایی خوبی با منطقه انجام ترور ندارند، به احتمال قریب به یقین این ترورها توسط گروههای داخلی مخالف رژیم و با هماهنگی و کمک اطلاعاتی سرویس‌های اطلاعاتی خارجی صورت میگیرد. از جمله گروههای احتمالی درگیر در این ترورها میتوان به مجاهدین خلق، کردها و یا بلوچ‌های جدایی طلب اشاره کرد.

روزنامه فیگارو در گزارشی به نقل از منابع اطلاعاتی احتمال دخالت کردهای جدایی طلب مخالف جمهوری اسلامی که توسط موساد در منطقه کردستان تحت کنترل عراق تعلیم دیده‌اند را مطرح کرده است. این روزنامه مدعی شده است که: «سرویس جاسوسی اسرائیل عده‌ای از مخالفان جمهوری اسلامی از کردستان عراق را استخدام کرده تا به جمع‌آوری اطلاعات درباره برنامه هسته‌ای ایران و هدف قرار دادن متخصصان این کشور اقدام کنند (+)». همچنین گاردین گزارش کرده است که بنی گانتز فرمانده ارتش اسرائیل تنها یک روز پیش از انجام ترور اخیر به یک کمیته در پارلمان آن کشور گفته بوده است که سال ۲۰۱۲ برای ایران سالی بحرانی خواهد بود که در آن «وقایعی غیر عادی» رخ خواهد داد (+).

به نظر میرسد که انجام این ترورها در ادامه جنگ پنهانی علیه جمهوری اسلامی میباشد که از دو سال پیش و با ساخت ویروس استاکس‌نت و نفوذ آن به داخل شبکه کامپیوتری برنامه هسته‌ای ایران شروع و در ادامه به وقوع انفجارهای متعدد در تاسیسات هسته‌ای و موشکی ایران در چند ماه اخیر کشیده شد.

در نهایت موارد زیر را میتوان به عنوان اهداف و انگیزه احتمالی سرویس جاسوسی اسرائیل (موساد) از انجام این ترورها با کمک گروهی از مخالفین داخلی جمهوری اسلامی مطرح نمود:

 ۱- صدمه به برنامه هسته‌ای ایران و کند کردن پیشرفت کار آن جهت خرید زمان برای پیش بردن دیپلماسی یا تعویق حمله نظامی.

۲- ایجاد فضای رعب و وحشت در میان دستندرکاران برنامه هسته‌ای ایران و افزایش هزینه فعالیت در این زمینه برای آنها.

۳- کاهش شمار محققان احتمالی که قصد پیوستن به برنامه هسته‌ای ایران را دارند، از طریق ایجاد فضای رعب و وحشت.

۴- نشان دادن ایران به عنوانی کشوری بی ثبات، ضعیف نشان دادن نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به عنوان سرویس اطلاعاتی که توانایی جلوگیری از وقوع چندباره این ترورها در وسط پایتخت را نداشته است.

۵- جلوگیری و یا به تعویق انداختن دستیابی ایران به دانش روشهای جدید غنی‌سازی اورانیوم به غیر از سانتریفیوژ گاز (توضیح: الجزیره  گزارش داده است که مصطفی احمدی روشن فرد ترور شده اخیر بر روی پروژه‌ای در ارتباط با ساخت غشاهای پلیمری برای جدایش گاز فعالیت میکرده است. به گزارش استراتفور نفوذ گاز در کنار سانتریفیوژ گاز، دو روش عمده غنی‌سازی اورانیوم میباشند.)

۶- تحریک جمهوری اسلامی به اقدام متقابل جهت تلافی کردن ترورها به منظور مجاب کردن کشورهای غربی به ویژه آمریکا به حمله نظامی علیه ایران.

مطلب مرتبط:

آیا اسرائیل پشت ماجرای ترور مصطفی احمدی روشن است؟

آیا اسرائیل پشت ماجرای ترور مصطفی احمدی روشن است؟

اگرچه موضع رسمی اسرائیل همچون همیشه اتخاذ سیاست لاپوشانی و ایهام کلامی بوده است اما تحلیگران معتقدند که به احتمال زیاد موساد با هماهنگی دیگر سرویس‌های اطلاعاتی خارجی به قصد افزایش فشار بر جمهوری اسلامی، دست به این ترور زده است. همچنین آنها معتقدند که با محاسبات موجود انجام این کار از سوی اسرائیل منطقی به نظر میرسد.

میر الرام تحلیگر ارشد در موسسه مطالعات امنیت ملی در اسرائیل میگوید: «اگر مزایا و معایب ترورهای اخیر را مورد بررسی قرار دهید متوجه میشوید که ترورهای اخیر روشی محاسبه‌شده‌تر و احتمالا در درازمدت سازنده‌تر از یک حمله نظامی گسترده میباشد.»

عده کمی معتقدند که این نوع ترورها منجر به ممانعت ایران از دستیابی به تکنولوزی هسته ای میشود اما ناظران معتقدند که این جنگ پنهانی علیه ایران موجب کند شدن پیشرفت هسته‌ای ایران شده و نهایتا زمان بیشتری را برای دیپلماتهای غربی میخرد و همچنین احتمال وقوع حمله نظامی را به تعویق می‌اندازد.

متخصصان امر میگویند احتمالا بیش از یک سرویس اطلاعاتی خارجی درگیر ترور اخیر بوده و احتمالا برخی گروههای ناراضی داخل ایران هم با آنها همکاری کرده‌اند. جرالد ستینبرگ استاد علوم سیاسی میگوید در گذشته سرویسهای اطلاعاتی اسرائیل با گروههایی در مراکش و الجزایر متحد شده بودند تا با شبه نظامیان بجنگند. او میگوید با توجه به پیشرفته بودن عملیات اخیر، شمار وقایع اتفاق افتاده و گستردگی شبکه در سرتاسر ایران، به نظر میرسد که این عملیات‌ها به شکل گروهی انجام شده باشد.

یوسی ملمان نویسنده کتابی درباره سازمانهای جاسوسی اسرائیل و ستون‌نویس روزنامه هاآرتز میگوید این ترورها با سه هدف انجام میشود: ۱- ترور افراد درگیر در برنامه هسته‌ای ایران و ایجاد ترس و وحشت در میان آنها، ۲- ایجاد ترس در میان دانشمندان جوانی که قصد دارند به این برنامه بپیوندند و در نتیجه جلوگیری از پیوستن آنها و ۳- تخریب وجهه ایران، ضعیف نشان دادن ایران و پیام به ملت و رهبری ایران که ما هرکجا و در هر زمانی که بخواهیم شما را به دام می اندازیم.

میر جاودانفر تحلیگر مسائل ایران مقیم اسرائیل میگوید: «بزرگترین تهدید برای رژیم ترورهایی مشابه ترور دیروز نیست. بزرگترین تهدید تحریم‌های اقتصادی است زیرا اقتصاد است که رهبری جمهوری اسلامی را در قدرت نگه میدارد و نه دانشمندان هسته‌ای.»

ترجمه مقاله کریستین ساینس مانیتور

مطلب مرتبط:

ترور دانشمند هسته‌ای ایران پس از هشدار فرمانده ارتش اسرائیل به وقوع «وقایع غیر عادی» رخ داد

فیگارو: احتمال دخالت ناراضیان کرد تعلیم دیده از سوی موساد در ترور مصطفی احمدی روشن

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: