بایگانی برچسب‌ها: اسرائیل

امکان لغو تحریم ها «دستکم» تا آبان ۹۳ وجود ندارد

کاریکاتوری گویا از مجله اکونومیست

کاریکاتوری گویا از مجله اکونومیست

مقدمه:
سادگی است اگر تصور کنیم رفتارهای ظاهرا «متفاوت» اخیر در عرصه سیاست خارجی جمهوری اسلامی و سخن گفتن خامنه ای از «نرمش» در عرصه دیپلماتیک، نشان دهنده تغییر در دکترین و جهان بینی مقام های رژیم از جمله علی خامنه ای است! بلکه به نظر میرسد که این تغییر رویه محدود به تغییر در لحن و ادبیات سیاسی و البته همراه با کمپینی رسانه ای باشد. علت همین تغییر رویه هم البته نه انتخاب حسن روحانی که در نتیجه موفقیت تحریم های بین المللی و به ویژه تحریم های بانکی و نفتی اعمالی از سوی آمریکا بر جمهوری اسلامی می باشد که موجب از دست رفتن گسترده درآمد نفتی رژیم شده و در داخل آنها را با مشکلات عدیده اقتصادی از جمله ناتوانی در پرداخت یارانه ها، سقوط شدید ارزش ریال، تورم بی سابقه و بیکاری گسترده و در خارج دشواری در ادامه حمایت مالی از رژیم اسد و گروههای تروریستی بین المللی مواجه ساخته است. این مشکلات رژیمی که برای مدت ۶ سال و در باد پولهای بادآورده نفتی به لطف افزایش شدید قیمت نفت از مذاکره جدی رویگردان شده بود را به میز مذاکره با قدرتهای جهانی بازگردانده است!

در شرایط فعلی علی خامنه ای و سرداران سپاه هنوز تمایلی برای متوقف کردن برنامه هسته ای خود که بدون شک جز ضرر اقتصادی برای مردم ایران ندارد، نشان نمی دهند. دلیل آن هم این است که آنها به دنبال دستیابی به «قابلیت» ساخت سلاح هسته ای (و احتمالا نه خود آن) هستند تا از این طریق مشابه رژیم کره شمالی برای خود «بازدارندگی دفاعی» ایجاد کنند و از خطر سقوط در نتیجه دخالت نظامی خارجی مصون بمانند. دلیل افزایش شدید شمار سانتریفیوژها هم دقیقا همین است. با این وجود آنها میدانند که با ادامه این تحریم ها از نظر امنیت داخلی با مشکل مواجه خواهند شد و لذا با «دیپلماسی لبخند» به دنبال لغو آنها هستند. اما چنین چیزی جز با تعلیق گسترده برنامه هسته ای محقق نخواهد شد.

در قطع نامه های شورای امنیت که اتفاقا «الزام آور» هم هستند، از ایران موکدا خواسته شده که غنی سازی اورانیوم را به طور کامل متوقف کند، یعنی حتی غنی سازی ۳ و نیم درصد هم باید متوقف شود. به نظر نمیرسد جمهوری اسلامی راضی شود که چنین عقب نشینی عمده ای را انجام دهد چرا که سران رژیم چنین چیزی را شکست «مقاومت» و «انقلاب اسلامی» در برابر «استکبار» و «جهان سلطه» تلقی میکنند که با آرمانها و شعارهای آنها همخوانی ندارد. آنها میخواهند خود را پیروز عرصه نشان دهند و دقیقا برای همین است که دولت جدید از «توافق برد – برد» در موضوع هسته ای سخن میگوید!

چرا امکان لغو تحریم ها دستکم تا ۱ سال دیگر وجود ندارد؟!
واقعیت این است که تقریبا تمامی تحریم های آزاردهنده از سوی آمریکا و کنگره آن کشور به طور یک جانبه بر ایران اعمال شده اند. یعنی حتی اگر [فرضا] تحریم های سازمان ملل و اتحادیه اروپا همین امروز لغو شوند، باز هم تاثیر قابل توجهی در بهبود شرایط اقتصادی ایران نخواهند داشت. تحریم های آزاردهنده بانکی و نفتی از طرف کنگره آمریکا اعمال شده و تنها کنگره آمریکاست که می تواند آنها را لغو کند! فعلا کنگره آمریکا در تسلط حزب جمهوری خواه قرار دارد و بیش از ۵۰ نماینده آن از جناح راست افراطی معروف به «تی پارتی Tea Party» می باشند که با اسرائیل کاملا هم عقیده و به شدت با برنامه هسته ای ایران مخالفند. جمهوری خواهان کنگره به شدت خواستار تشدید تحریم های فعلی و به صفر رسیدن صادرات نفت ایران می باشند.چه بسا اگر رویکرد جدید جمهوری اسلامی نبود، تاکنون تحریم های جدید به شکل قانون درآمده بودند. برای درک عمق مشکلی که این گروه میتوانند برای جمهوری اسلامی ایجاد کنند کافی است به این نکته توجه شود که دقیقا همین گروه افراطی هستند که یک هفته است بر سر قضیه بودجه دولت آمریکا  -که در دست دموکراتها می باشد- را به طور موقت به «تعطیلی» کشانده و به شدت مقابل دموکراتها و شخص اوباما ایستاده اند و کوتاه نمی آیند.

در چنین شرایطی و با وجود چنین کنگره ای امکان لغو و یا حتی کاهش تحریم های اعمالی بر جمهوری اسلامی به هیچ وجه وجود ندارد مگر آنکه [فرض تقریبا محال] جمهوری اسلامی برنامه هسته ای خود را به طور کامل متوقف و تاسیسات خود را نابود کند! در نتیجه به نظر میرسد حتی با نگاه خوش بینانه به موضوع و در صورت توافق جمهوری اسلامی با ۱+۵ در شش ماه آینده (آنطور که ظریف و روحانی از آن سخن گفته اند)، امکان لغو تحریم ها دستکم تا آبان (نوامبر) سال آینده یعنی زمان انتخابات بعدی کنگره آمریکا وجود نخواهد داشت، تازه اگر فرض بگیریم که در انتخابات آینده همین افراد یا افرادی تندروتر مجددا انتخاب نشوند!

البته رییس جمهور آمریکا میتواند با استفاده از حق قانون اساسی خود با نام «دستور اجرایی Execution Order» به طور موقت و کوتاه مدت پاره ای از تحریم ها را به حالت تعلیق درآورد، اما قطعا لغو تحریم ها نیازمند رای گیری مجدد در کنگره و موافقت حداکثری ۴۳۵ نماینده مردم آمریکا در آن مجلس می باشد. علاوه بر این مگر آنکه جمهوری اسلامی عقب نشینی عمده ای بکند، موافقت اوباما با هرگونه تعلیق موقت و نیم بند هم به شدت بعید است زیرا به نظر نمیرسد که او بخواهد بیش از این و آن هم برای ایران خود را با جمهوری خواهان درگیر و از سوی دیگر ناخشنودی مقام های اسراییلی را فراهم کند!

در همین زمینه:

بلوف احمقانه وزیر نفت جمهوری اسلامی

نمودار جهش عظیم در «شاخص فلاکت» در ایران در ۲ سال گذشته!

داد و فریادهای خامنه ای و حملات به احمدی نژاد نشان میدهد که که تحریم ها در حال شکاندن کمر رژیم است

چه خوشمان بیاید چه نه، قسمت عمده ای از حرفهای نتانیاهو در مصاحبه اخیر درست بود!

نتانیاهو من با نتانیاهو به خاطر جنگ طلب و تندرو بودنش مشکل دارم! با دولت اسرائیل هم به خاطر کشتار فلسطینی های غیر مسلح و آواره کردن اونها مشکل دارم، با خودداریش از پیوستن به ان پی تی و داشتن برنامه اتمی نظامی بدون بازرسی بین المللی هم مشکل دارم همانطور که با حماس و حزب الله به خاطر ترور کردن و راکت پراکنی شون داخل مناطق غیر نظامی در خاک اسرائیل مشکل دارم! اما قسمت بزرگی از حرفهای نتانیاهو در مصاحبه اخیر با بی بی سی فارسی را درست میدانم.

عده ای در واکنش به اینکه او گفت ایرانی ها اگر آزاد میبودند میتوانستند شلوار لی بپوشند، یا اینکه گفت حکومت اگر از آزادی نمیترسید از فیلترینگ و پارازیت پراکنی دست برمیداشت، شروع کرده اند به مسخره کردن و نادان خواندن او! به نظر من ما نباید خودمان را گول بزنیم! چه خوشمان بیاید چه نه، حداقل در این زمینه ها حق با نتانیاهو است! آیا شما میتوانید با شلوار لی در ادارات دولتی و در صدا و سیما و یا مثلا در مساجد ظاهر بشوید و از این نگرانی نداشته باشید که کسی به شما تذکر بدهد و شما را تحقیر کند؟! یا مثلا شما میتوانی در پارک بنشینی و با صدای بلند آهنگ غربی گوش بدهی بدون نگرانی از اینکه یک سرباز و یا یک بسیجی عقده ای بیاید و به شما تذکر بدهد و به اسم «امر به معروف و نهی از منکر» شما را و آزادی های فردی شما را به سخره بگیرد؟! آیا شما میتوانی دست دوست پسر یا دخترت را بگیری و آزادانه در پارک قدم بزنی بدون اینکه از عواقبش نگرانی داشته باشی؟! خوب اینها در بسیاری از کشورهای دیگه به راحتی امکان پذیره، کسی هم به لباس کس دیگر کاری نداره!

یا مثلا طرف با کلی بدبختی و وی پی ان و فیلتر شکن و اینها  با سرعت لاک پشتی وارد توییتر شده، بعد نتانیاهو را مسخره میکنه که چرا گفته حکومت، مردم را از دسترسی به توییتر و فیسبوک محروم کرده!! طرف به مسخره و کنایه نوشته: «برادر نتانیاهو این توییت را از تهران دریافت میکنید!» یعنی مثلا میخواهد بگوید اینترنت در ایران فیلتر نیست، سرعتش کند نیست، پارازیت و اینها هم بر روی شبکه های تلویزیونی نداریم!! دوست عزیز چه کسی را داری گول میزنی؟!

نتانیاهو خیلی از حرفهاش ممکنه غلط یا تندروانه باشه اما دستکم در این زمینه ها اشتباه نگفت! اینکه گفت روحانی نماد خواست مردم ایران برای رسیدن به آزادی است اما لزوما منتخب مردم ایران نیست هم به نظر من درسته چون همانطور که او هم به درستی اشاره کرد، از ۷۰۰ نفر نامزد، فقط ۸ نفر تایید صلاحیت شده بودند. در انتخابات قبلی از ۱۱۰۰ نامزد فقط ۴ نفر تایید صلاحیت شده بودند. اگر کسی رد صلاحیت نمیشد قطعا روحانی هم الان رییس جمهور نبود! اینو قبول دارین؟! خوب در کشورهای دموکراتیک چیزی به نام «رد صلاحیت» وجود نداره! پس خواهشا وقتی میگه اینی که در ایران هست دموکراسی نیست، ناراحت نشوید! حقیقت تلخه اما همانطور که نتانیاهو به درستی گفت: «حقیقت عریانی خاصی داره»، بهتره آدم با حقیقت روبرو بشه، نه اینکه ازش فرار کنه!

حکم دادگاه کانادایی در مسدود کردن اموال ایران، قابل دفاع و البته هم خوشحال کننده و هم ناراحت کننده است…!

جمهوری اسلامی در سالهای گذشته حامی اصلی گروه تروریستی حماس بوده است.

سالها پیش گروه تروریستی حماس، عملیاتی تروریستی را در دانشگاهی در بیت المقدس (اورشلیم) انجام میدهد که در آن عملیات یک آمریکایی غیر نظامی و بی گناه کشته میشود. این در حالی است که تا پیش از اختلاف اخیر میان رهبران حماس و مقام های جمهوری اسلامی بر سر حمایت حماس از مخالفان بشار اسد، جمهوری اسلامی همه ساله اقدام به ارسال کمک های مالی بسیار زیاد (تا ۲۵۰ میلیون دلار در سال +) میکرد و احتمالا همچنان به این کمک ها شاید با اندکی کاهش ادامه میدهد. علاوه بر این حماس از طریق حزب الله لبنان کمک های نظامی زیادی دریافت کرده و میکند. هزاران کاتیوشایی که تا همین ۳ سال پیش حماس بر سر خانه های مردم اسرائیل میریخت، از طریق حزب الله لبنان به دست آورده بود. از آن طرف جمهوری اسلامی موسس و پشتیبان اصلی حزب الله لبنان است و در واقع حزب الله لبنان متعلق به جمهوری اسلامی است. در نتیجه تمام این کمک های مالی و تسلیحاتی از طرف جمهوری اسلامی به دست حماس میرسد.

مسلما در حمله تروریستی مذکور، حماس مسئولیت مستقیم و جمهوری اسلامی هم مسئولیت شاید بتواند گفت غیر مستقیم دارد. در قونین حقوقی ترمی وجود دارد به نام Legal Liability که تلویحا به فارسی به معنای مسئولیت است. مثلا اگر من با ماشینم که چند روز پیش چک آپ فنی شده بوده است، تصادف کنم و مشخص شود که نقص فنی در سیستم ترمز در بروز تصادف نقش داشته است، من میتوانم بروم دادگاه و علیه تعمیرکار ادعای خسارت بکنم. به طریق مشابه جمهوری اسلامی به دلیل حمایت از حماس و حزب الله در کارهای تروریستی که آنها انجام میدهند مسئولیت مستقیم و غیر مستقیم دارد و لذا خیلی طبیعی و قابل درک است که باید به کسانی که در این عملیات های تروریستی کشته و یا مجروح میشوند و به نوعی خسارت میبینند خسارت پرداخت کند. دقیقا چنین اتفاقی افتاده است (خبر). خانواده فرد کشته شده در آمریکا به دادگاه مراجعه کرده اند و در دادگاه جمهوری اسلامی به پرداخت غرامت محکوم شده است. اما از آنجایی که جمهوری اسلامی سالهاست که با آمریکا روابطی ندارد و بسیاری از اموال و دارایی های دولتی ایران از آن کشور خارج شده است، دریافت مبلغ غرامت از ایران بسیار دشوار شده بوده است. لذا خانواده فرد کشته شده، به سیستم قضایی کانادا مراجعه و از آنها دادخواهی میکنند. دادگاه کانادایی هم به منظور تهیه مبلغ غرامت، دستور به توقیف اموال دولت ایران در آن کشور را صادر میکند.

به نظر من حکم دادگاه کانادایی کاملا منصفانه است زیرا فردی بی گناه در عملیاتی تروریستی که یک گروه برخوردار از حمایت همه جانبه جمهوری اسلامی انجام داده بوده، کشته شده است و بدیهی است که جمهوری اسلامی باید غرامت بدهد. اما الزاما فرقی نمیکند که این غرامت از مصادره اموال ایران در آمریکا تامین شود یا اموال ایران در کانادا یا هر کجای دنیا! باید به هر طریقی غرامت از حکومت ایران دریافت و به خانواده آسیب دیده پرداخت شود. من از اقدام دادگاه کانادایی خوشحال هستم زیرا همواره سعی کرده ام که طرف حق را بگیرم و در این ماجرا هم حق با فرد کشته شده است، در حالیکه جمهوری اسلامی طبق معمول در جایگاه تروریست و جنایتکار ایستاده است که من به هیچ وجه دوست ندارم طرف او را بگیرم! به نظر من جمهوری اسلامی باید به هر طریق ممکن به خاطر کارهای تروریستی که مستقیما یا غیر مستقیم در آنها دخالت داشته است به شدیدترین وجه ممکن تنبیه شود تا مقام های جنایتکار جمهوری اسلامی تصور نکند که میتوانند از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند و تاوان کارهای خود را نپردازند.

اما قسمت غم انگیز ماجرا آنجاست که متاسفانه بر اثر اقدامات جنایتکارانه، تروریستی و ضد بشری جمهوری اسلامی و حمایت از گروههای افراطی در سرتاسر جهان، مردم ایران به طور پیوسته در حال پرداخت خسارت هستند. شکی نیست که همه اینها اموال مردم ایران است و به بیت المال تعلق دارد اما موضوع این است که به قول معروف خود کرده را تدبیر نیست! متاسفانه چه خوشمان بیاید چه نیاید، اکثر مردم ایران در قدرت گیری نظام کنونی نقش داشته اند و حالا به طریقی تاوان پرداخت میکنند. مسلما ثانیه به ثانیه در قدرت بودن جمهوری اسلامی برابر است با وارد آمدن هزینه های هنگفت به کشور و ادامه آسیب دیدن وجهه ایران و ایرانی در عرصه بین المللی و برعکس هر چه زودتر مردم ایران این حکومت را ساقط کنند، زودتر جلوی ضرر را گرفته اند….

نکته درباره مبلغ غرامت ها: یکی از وبلاگ نویسان در مطلب خود اعتراض کرده است که چرا مبلغ غرامت پرداختی به کشته های آمریکایی اینقدر زیاد است. به نظر میرسد این دوست گرامی از نحوه محاسبه غرامت ها و نیز نحوه کار سیستم های قضایی غربی اطلاع چندانی ندارد. نکته ای که باید به آن توجه شود این است که در سیستم های قضایی غربی، وکیل نقش بسیار تعیین کننده ای ایفا میکند. ضمنا غرامت درخواستی علاوه بر از دست رفتن جان یک نفر میتواند برای موارد دیگری هم باشد، مثلا خانواده فرد کشته شده میتوانند برای تحمل فشارهای روحی و روانی ناشی از از دست دادن یکی از اعضای خانواده هم ادعای خسارت کنند. یا اگر فرد کشته شده کودکی دارد، میتوانند برای آنکه آن کودک پدر یا مادر خود را از دست داده هم ادعای خسارت کنند. یا حتی دولت آمریکا میتواند برای ضربه خوردن به حیثیت و اعتبار آن کشور در جهان ادعای خسارت کند. حتی مثلا وزارت توریسم و جهانگردی اسرائیل میتواند برای آسیب دیدن به بخش توریسم آن کشور به دلیل ترس جهانگردان از سفر به آن کشور در نتیجه بمب گذاری مذکور ادعای خسارت کند یا محل بمب گذاری همینطور. افراد و گروههای زیادی میتوانند ادعای خسارت کنند. برنده شدن در این موارد حقوقی بستگی مستقیم دارد به مهارت وکیل پرونده و وجود مدارک کافی برای پشتیبانی از آن ادعا. علاوه بر آن هزینه دادگاه ها و البته هزینه وکیل هم بسیار بالاست. همه این موارد با هم جمع میشوند و شما به یکباره میبینید جمهوری اسلامی به پرداخت مبلغ هنگفتی به عنوان غرامت محکوم میشود.

اما در مورد نحوه محاسبه مبلغ غرامت برای مورد اصلی یعنی از دست رفتن یک جان، معمولا اینگونه عمل میشود که عمر مفید کاری هر فرد (۳۰ تا ۴۰ سال) را ضربدر متوسط درآمد سالانه ای که آن فرد اگر زنده میماند میتوانست کسب کند میکنند و آنگاه عدد نهایی را به عنوان مبلغ غرامت به خاطر از دست رفتن جان در نظر میگیرند که چیزی حدود ۲ میلیون دلار میشود. از آنجایی که درآمد سرانه آمریکایی ها یا اروپایی ها بین ۱۰ تا ۲۰ برابر بیشتر از درآمد سرانه مردم ایران یا دیگر کشورهای جهان سومی مثل افغانستان یا پاکستان است بدیهی است که مبلغ محاسبه شده بسیار زیادتر است. این موضوع ربطی به این مغلطه نازیبا که جان یک آمریکایی  ارزشمند تر از یک جهان سومی بوده است ندارد. مسلما همه جانها عزیز و محترم هستند و هر انسانی ارزشمند. اما همانطور که در بالا هم عرض شد، موضوع به طور ساده این است که آن فرد آمریکایی یا اروپایی یا مثلا ژاپنی (اگر زنده میماند) درآمد خیلی بیشتری نسبت به یک ایرانی میتوانسته کسب کند چون درآمد سرانه آنها چندین برابر است….

اما از همه این مباحث گذشته من متوجه نمیشوم چرا اینهایی که به کار دادگاه کانادایی ایراد گرفته اند به این سوال پاسخ نمیدهند که چرا جمهوری اسلامی در دادگاه شرکت نکرده و از خود دفاع نکرده است تا حداقل مبلغ غرامت را کم کند؟! وقتی جمهوری اسلامی خودش بی خیال است و با عدم حضور خود به سیستم قضایی یک کشور متمدن و پیشرفته و به خانواده کشته شده، بی حرمتی میکند و شکست خوردن را بی اهمیت میداند، چرا ما کاسه داغتر از آش بشویم؟! اگر واقعا کسی خودش را بی گناه بداند، حتما در دادگاه شرکت و از خود دفاع میکند. هرکسی میداند که عدم حضور در دادگاه میتواند منجر به صدور حکم غیابی علیه متهم شود.

مطالب مرتبط:

نگذاریم یک مشت آخوند نادان با بلندپروازی‌های خود جان و مال و میهنمان را به خطر بیندازند

چرا تحریم‌ها بر ضد حکومت، گریبانگیر ایرانیان شده است؟! مقصر کیست؟

قله مد نظر خامنه‌ای کدام است؟ تحریم‌ها برای کوبا ۵۰ سال طول کشید و در مورد عراق به حمله خارجی منجر شد

 قطع یکجانبه روابط دیپلماتیک با ایران از سوی کانادا؛ بررسی چرایی و عواقب آن برای ایرانیان

توهین شدید روزنامه آمریکایی نیویورک پست به احمدی نژاد + عکس

توهین شدید نیویورک پست به احمدی نژاد

امروز روزنامه پرتیراژ و قدیمی نیویورک پست آمریکا با انتشار مطلبی در صفحه شش خود تودهنی محکمی حواله محمود احمدی نژاد رییس جمهور قلابی ایران نمود! این روزنامه با نوشتن عبارت «Peace of sh!t» که به زبان فارسی «صلح از طرف گُه» یا «صلحی از جنس گُه» یا با در نظر گرفتن ایهام جمله «یک تکه گُه» میتواند معنی بدهد، توهین شدید و البته ژورنالیستی را به احمدی نژاد کرده است که شاید در دنیای رسانه این میزان از توهین به یک رییس دولت بی سابقه باشد. در ادامه مطلب، نیویورک پست نوشته است که احمدی نژاد در سخنرانی‌های خود مرتبا نسبت به اسرائیل نفرت پراکنی میکند، آن را رژیم قلابی میداند و مرتبا آن را به نابودی و حذف شدن تهدید میکند، اما از آن طرف با دستان خود مرتبا علامت صلح و «دوستی» نشان میدهد!!

شایان ذکر است که نیویورک پست در سال ۱۸۰۱ میلادی تاسیس شده است و یکی از قدیمی ترین نشریه های آمریکا به شمار میرود. این نشریه با تیراژ ۵۵۵ هزار نسخه در روز هفتمین روزنامه پرتیراژ آمریکاست. نیویورک پست زیر نظر کمپانی نیوز کورپوریشن غول رسانه‌ای جهان که متعلق به یک سرمایه دار آمریکایی- استرالیایی به نام روپرت مرداک میباشد، اداره میگردد. مرداک خود مسیحی است اما از مادری یهودی متولد شده است.

توضیح: این روزنامه برای رعایت ادب مجبور شده است که کلمات piece (تکه) و shit (گه) را به شکل دیگری بنویسد و به روشهای ژورنالیستی روی بیاورد! ولی بر کسی پوشیده نیست که منظور اصلی این روزنامه چیست! همچنین نویسنده مطلب خانم کیت شیهی در ابتدای مطلب نوشته است که «محمود ما هم برای تو انگشت داریم». این عبارت در زبان انگلیسی معنی بدی دارد که کسانی که به انگلیسی آشنایی دارند متوجه میشوند.

منبع  ۱ ، ۲ ، ۳  

 به صفحه وبلاگ گاه نوشته های آلفرد در فیسبوک بپیوندید تا از پستهای جدید از طریق فیسبوک مطلع شوید. 

پی نوشت: گویا عده‌ای در درستی برداشت من از توهین آمیز بودن این مطلب نیویورک پست درباره احمدی نژاد تردید دارند. برای رفع تردیدها به این مطلب مراجعه کنید. این خبرگزاری هم دقیقا همین برداشت من را داشته و گفته که این روزنامه احمدی نژاد را «یک تکه گه» نامیده است! امیدوارم این عده قانع شده باشند و سعی نکنند بگویند انگلیسی شان از یک خبرگزاری انگلیسی زبان بهتر است! عزیزان من مسلم است که منظور نیویورک پست Piece of shit بوده است، منتهی یک روزنامه پرتیراژ که نمیتواند با تیتر درشت فحش بنویسد که!! لذا به ترفندهای ژورنالیستی و استفاده از سخنان ایهام آلود روی آورده است! فهم این قضیه خیلی سخت نباید باشد!!

چند مطلب پیشنهادی از همین وبلاگ:

دلیل سقوط شدید ارزش ریال چیست؟

کارهای مفیدی که با ۱۳ میلیارد تومان پول صرف شده برای ساخت ضریح جدید امام حسین میشد انجام داد

از انداختن جواهرات «نذری» به داخل ضریح تا یک و نیم میلیاردی که پسر آیت الله به دختر جوان داد!

قطع یکجانبه روابط دیپلماتیک با ایران از سوی کانادا؛ بررسی چرایی و عواقب آن برای ایرانیان

امروز به طور ناگهانی وزارت امور خارجه کانادا با انتشار بیانیه‌ای از تعطیلی سفارت خود در تهران و خروج همه دیپلماتهای آن کشور از ایران، خبر داد (منبع). همچنین از دیپلماتهای ایران در اتاوا پایتخت کانادا خواسته شده است که خاک این کشور را ظرف مدت ۵ روز ترک کنند. این موضوع به منزله قطع کامل روابط دیپلماتیک میان ایران و کانادا میباشد.

اگر به سابقه روابط ایران و کانادا نگاهی بیندازیم در می‌یابیم که این رفتار و عملکرد جمهوری اسلامی بوده است که همواره موجب ایجاد کدورت و سرد شدن رابطه شده و کانادا همواره تنها به رفتار جمهوری اسلامی واکنش نشان داده است.

اعمال جمهوری اسلامی که موجب قطع روابط گردیده است را از چند جنبه میتوان بررسی نمود:

۱- قتل، بازداشت و انتساب اتهام‌های واهی به کانادایی‌های ایرانی تبار در سالهای گذشته.

۲- پیگیری پرونده هسته‌ای با کاربرد نظامی توسط جمهوری اسلامی علیرغم تحریم های سازمان ملل / حمایت از رژیم سرکوبگر بشار اسد در سوریه.

۳- حمله پاییز گذشته به سفارت بریتانیا در تهران، قطع روابط دو کشور و عدم عذرخواهی جمهوری اسلامی.

۴- اظهارات احمقانه اخیر «حمید محمدی» یکی از دیپلماتهای ایران در اتاوا درباره پتانسیل بالقوه جاسوسی ایرانیان مقیم کانادا و تلاش برای افزایش نفوذ فرهنگی و سیاسی در این کشور و در نتیجه بلندتر شدن صداها در داخل کانادا برای تعطیلی سفارت ایران در اتاوا (منبع)

روابط دو کشور که در دوران خاتمی بهبود و توسعه یافته بود، با مرگ مشکوک زهرا کاظمی خبرنگار ایرانی – کانادایی در تیرماه سال ۸۲ در زندان اوین به سردی گرایید. بازداشت وی تحت نظر سعید مرتضوی دادستان بدنام تهران صورت گرفت و شهرام اعظم پزشک و کارمند سابق وزارت دفاع جمهوری اسلامی، در پارلمان کانادا شهادت داد که پس از معاینه جسد کاظمی علائم ضرب و شتم، شکنجه و تجاوز جنسی را در بدن وی مشاهد کرده است. حتی کمیته تحقیق و تفحص مجلس ششم او را به عنوان متهم ردیف اول پرونده قتل کاظمی معرفی نمود و خواهان برکناری او شد. در نتیجه این قتل و عدم پیگیری پرونده توسط مقام‌های جمهوری اسلامی، کانادا سفیر خود را از تهران فرا خواند و روابط دو کشور به حداقل ممکن تنزل یافت. با گذشت بیش از ۹ سال از زمان مرگ وی نه تنها هیچ فردی در ارتباط با این قتل محاکمه و محکوم نگردیده که مقام‌های جمهوری اسلامی با دادن ترفیع درجه‌های متعدد به سعید مرتضوی و گماشتن وی در مناصب مختلف، عملا به روح آن مرحوم و مردم ایران و کانادا توهین نمودند.

علاوه بر پرونده زهرا کاظمی، بازداشت، شکنجه و اعتراف گیری های اجباری از دیگر کانادایی‌های ایرانی تبار در سالهای گذشته هم بر سردتر شدن روابط دو کشور تاثیر گذاشته است. رامین جهانبگلو در بهار ۸۵ به اتهام تلاش برای «انقلاب مخملی» در ایران و مازیار بهاری خبرنگار نیوزویک در جریان وقایع پس از انتخابات سال ۸۸ به اتهام جاسوسی دستگیر شده و زیر فشار شدید روحی و شکنجه مجبور به دادن اعتراف‌های دروغین شدند که در تلویزیون جمهوری اسلامی نیز پخش گردید! بازداشت و شکنجه سعید ملک پور هم نمونه دیگری از همین موارد نقض حقوق بشر بوده است که البته وی همچنان در زندان و در آستانه اعدام قرار دارد.

 به صفحه وبلاگ گاه نوشته های آلفرد در فیسبوک بپیوندید تا از پستهای جدید از طریق فیسبوک مطلع شوید. 

قطع یکجانبه روابط دیپلماتیک دو کشور چرا صورت میپذیرد؟ 

علت قطع یکجانبه روابط را شاید بتوان در موارد زیر خلاصه کرد:

۱- غیر قابل تحمل شدن ادامه کار با ایران برای مقام‌های کانادایی، با در نظر گرفتن سابقه رفتار جمهوری اسلامی و حمله به سفارت بریتانیا در تهران و در نتیجه عدم پایبندی جمهوری اسلامی به معاهده وین برای لزوم حفظ امنیت سفارتخانه‌ها و دیپلماتهای کشورهای دیگر

۲- افزایش فشار به جمهوری اسلامی به ویژه پس از اظهارات اخیر دیپلمات ایرانی در رابطه با تلاش جمهوری اسلامی برای افزایش نفوذ در کانادا از طریق بهره جویی از پتانسیل ایرانیان مقیم این کشور

۳- مطلع شدن دولت کانادا از عزم دولت اسرائیل برای حمله نظامی به خاک ایران و در نتیجه لزوم حفظ امنیت دیپلماتهای این کشور در تهران

۴- افزایش شمار و فشار شخصیت‌های کانادایی (همچون نازنین افشین جم) که خواستار قطع روابط دیپلماتیک با ایران و تعطیلی سفارت این کشور در اتاوا شده بودند.

قطع روابط دیپلماتیک دو کشور چه عواقبی برای ایرانیان به همراه خواهد داشت؟

۱- دشوار شدن و پرهزینه شدن انجام کارهای معمولی مثل تعویض گذرنامه، ثبت ازدواج، ثبت تولد و دریافت شناسنامه، دریافت خدمات دانشجویی، دادن وکالتنامه و یا دیگر امور کنسولی مورد نیاز برای ایرانیان مقیم کانادا با توجه به تعطیلی سفارت ایران در کانادا و ناچار شدن آنها برای ارسال مدارک خود به سفارتهای ایران در کشورهای دیگر مثل ونزوئلا یا کوبا که البته بسیار دور از کانادا هستند.

۲- دشوارتر شدن دریافت ویزا، اقامت و کار در کانادا برای ایرانیان مقیم ایران

در نهایت اینکه همانطور که گفته شد، مسبب اصلی قطع روابط دیپلماتیک دو کشور، رفتار خصمانه جمهوری اسلامی با کانادا، تلاش سفارت ایران در کانادا برای جاسوسی، عدم پایبندی به موازین حقوق بشر و حمایت از گروههای تروریستی و رژیم سرکوبگر بشار اسد بوده است.

فقط امیدوارم این قطع رابطه نشان دهنده نزدیکتر شدن حمله نظامی اسرائیل به ایران نباشد. اگر دقت کرده باشید همواره پیش از شروع جنگ، کشورهای غربی سفارت‌های خود را در کشور مورد نظر تعطیل میکنند، این مورد را در لیبی هم مشاهده کردیم. باید منتظر ماند و دید اگر دیگر کشورها هم اقدام به تعطیل کردن سفارت خود در تهران کردند، آنگاه میتوان مطمئن شد که حمله نظامی قطعی است.

عواقب وخیم معرفی سپاه پاسداران به عنوان عامل عملیات تروریستی در هند

تصویری از صفحه اول گذرنامه مسعود صداقت زاده [به احتمال زیاد نام مستعار] که از او به عنوان سرکرده گروه و مغز متفکر عملیات تروریستی در گرجستان، بانکوک و دهلی نو نام برده میشود.

امروز روزنامه تایمز چاپ هند نتایج تحقیقات کارشناسی پلیس این کشور درباره بمب گذاری چند ماه پیش در دهلی نو که منجر به زخمی شدن همسر یک دیپلمات اسراییلی در آن کشور شد را منتشر کرد. (خبر) در این گزارش نام ۷ تن (یک هندی و ۶ ایرانی) به عنوان عوامل بمب گذاری آورده شده است. پلیس هند این افراد را وابسته به سپاه پاسداران معرفی کرده و گفته است که این افراد از حدود یک سال و نیم پیش [در پی ترور چند دانشمند هسته‌ای ایرانی که جمهوری اسلامی اسرائیل را مسئول ترور آنها میداند]، برنامه ریزی ها و هماهنگی هایی را برای انجام عملیات تروریستی بر ضد منافع اسرائیل در گرجستان، باکو و دهلی  نو انجام داده بوده‌اند. بر طبق گزارش روزنامه تایمز، پلیس هند از جمهوری اسلامی خواسته است که درباره این شش ایرانی که گویا تعدادی از آنها هم به ایران فرار کرده‌اند اطلاعاتی را در اختیار آنها قرار دهد.

این نخستین بار است که سپاه پاسداران به طور رسمی به عنوان عامل عملیات تروریستی صورت گرفته معرفی میشود. این موضوع میتواند عواقب وخیمی را برای جمهوری اسلامی و ایران در پی داشته باشد از جمله:

۱- تصمیم هند مبنی بر قطع خرید نفت خام از ایران و یا حتی قطع روابط دیپلماتیک دو کشور در صورت عدم عذرخواهی رسمی جمهوری اسلامی

۲- ارسال نامه اعتراضی هند و یا اسرائیل به شورای امنیت سازمان ملل، محکومیت جمهوری اسلامی در سطح بین المللی، اتخاذ تصمیمات تنبیهی بیشتر و وضع تحریم‌های شدیدتر بر ضد ایران

۳- فراهم کردن بهانه لازم جهت افزایش تهدیدات نظامی اسرائیل علیه ایران

۴- دشوارتر شدن اخذ روادید توریستی هند و دیگر کشورهای منطقه جنوب آسیا برای ایرانیان

مورد اول به ویژه از آن جهت حائز اهمیت است که هند از جمله معدود کشورهایی است که با وجود تحریم‌های شدید بانکی و نفتی آمریکا بر جمهوری اسلامی، هنوز مقدار قابل توجهی نفت از ایران وارد میکند. اخیرا برای دور زدن تحریم‌ها دو کشور حتی به مبادله پایاپای دست زده بودند. یعنی اینکه جمهوری اسلامی به هند نفت میداد و در ازای آن هند اقدام به صادر کردن گندم و یا برنج به ایران میکرد. نکته جالب توجه اینکه از چند روز پیش به این طرف هند از پهلوگیری چندین نفت کش بزرگ جمهوری اسلامی در بنادر آن کشور جلوگیری کرده است (منبع). این در حالی است که تا پیش از این با وجود فشارهای زیاد آمریکا مبنی بر کاهش و قطع واردات نفت از جمهوری اسلامی، هند به دلیل نیاز شدید به منابع انرژی از تن دادن به درخواستهای آمریکا اجتناب میکرد. بعید نیست که این تغییر رفتار دولت هند، در پی انتشار گزارش اخیر پلیس هند مبنی بر دخلت سپاه پاسداران در عملیات تروریستی در دهلی نو باشد.

اما نکته تاسف آور دیگری که در این ماجرا وجود دارد و میتواند به طور مستقیم بر ایرانیان تاثیر آنی و فوری بگذارد این است که این افراد با ویزای توریستی به هند و در مورد دیگر به تایلند رفته و اقدام به بمب گذاری و عملیات تروریستی کرده‌اند. این موضوع میتواند سخت گیری های بیشتر دولتهای منطقه و حتی فرامنطقه‌ای در صدور ویزا به ایرانیان را در پی داشته باشد.

سپاه پاسداران به معنای واقعی کلمه یک سازمان تروریستی است. در داخل مردم را سرکوب میکند، و در در خارج از کشور سالهاست که به دولتهای دیکتاتوری مثل بشار اسد در سوریه، معمر قذافی در لیبی (+) و گروههای تروریستی مثل حماس و حزب الله کمک مالی و تجهیزاتی میکند. سپاه حالا کارش به جایی رسیده که مستقیما دست به گروگانگیری و بمب گذاری در کشورهای دیگر میزند. در گذشته سپاه حساب شده تر عمل میکرد و مستقیما وارد این کارها نمیشد و آنها را به سازمانهای تروریستی مورد حمایت خود مثل حزب الله می‌سپرد. این دفعه هم خودش مستقیما وارد کار تروریستی شده و هم اینکه عملیات را هم با افتضاح زیادی به پایان برده است! این شلختگی و بی برنامه‌گی در عملکرد سپاه را شاید بتوان نمادی از حال آشفته و نزار رژیم دانست.

مطالب مرتبط:

پروژه انتقال آب دریای خزر به مرکز ایران به نفع مردم یا سرداران سپاه؟

از شعار نه شرقی نه غربی تا قرارداد ترکمانچای نفتی با چین!

چرا تحریم‌ها بر ضد حکومت، گریبانگیر ایرانیان شده است؟! مقصر کیست؟

نگذاریم یک مشت آخوند نادان با بلندپروازی‌های خود جان و مال و میهنمان را به خطر بیندازند

کمک تسلیحاتی سپاه قدس جمهوری اسلامی به معمر قذافی با دستور مستقیم خامنه‌ای

نگذاریم یک مشت آخوند نادان با بلندپروازی‌های خود جان و مال و میهنمان را به خطر بیندازند

هموطنان گرامی، من با حمله نظامی به خاک ایران عزیز کاملا مخالفم، اما اگر آمریکا و ناتو و یا اسرائیل چنین جسارتی کرده و به ایران حمله کنند به آنها حق خواهم داد چون میتوانم درک کنم که چرا نمیتوانند یک ایران با توانایی اتمی در شرایط فعلی که کشور در چنگال عده‌ای نادان، تندرو و جنایتکار است را بپذیرند.

این فردی که در عکس مقابل میبینید، سید رضا تقوی نام دارد و «رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور» است. این شورا زیر نظر مستقیم بیت خامنه‌ای فعالیت میکند و به امام جمعه‌ها میگوید که در نماز جمعه‌ها چه بگویند و چه نگویند. این فرد توسط شخص خامنه‌ای منصوب شده است (+) و مسلما نمیتواند خلاف نظر او و یا بدون هماهنگی با او حرفی بزند. او روز گذشته در سخنانی تهدید کرده است که جمهوری اسلامی به غنی سازی ۵۶ درصد دست میزند (+)! همانطور که میدانید غنی سازی بالاتر از ۲۰ درصد مطلقا هیچ کاربرد صلح آمیزی ندارد و فقط برای ساخت سلاح اتمی صورت میگیرد. حرکت به چنین جهتی و حتی حرف زدن درباره آن قطعا و یقینا به منزله تایید وجود ابعاد نظامی در برنامه اتمی حکومت است.

 این فرد ممکن است بلوف زده باشد. ممکن است واقعا آن چیزی که در کله خامنه‌ای و سپاهیان اطرافنش میگذرد را بیان کرده باشد، اما چیزی که مسلم است این است که در شرایط کنونی و با توجه به حساسیتهای زیاد ایجاد شده در مورد برنامه اتمی حکومت، چنین اظهار نظرهایی بسیار بسیار خطرناک است و میتواند بهانه لازم برای حمله به ایران را فراهم سازد. حتی ثانیه‌ای به خود شک راه ندهید که در صورت حمله نظامی غرب، قوای جمهوری اسلامی بتواند بیشتر از چند روز مقاومت کند. نتیجه چنین جنگی ممکن است نابودی حکومت باشد، ممکن است نباشد، اما قطعا ایران ما ویران خواهد شد و زیرساخت‌های کشور به شرایط دهها سال قبل برخواهد گشت. نباید ساکت بنشینیم و بگذاریم عده‌ای آخوند ابله و سپاهی جنایتکار با بلندپروازی‌ها و تفکرات تندروانه ی خود با جان و مالمان بازی کنند و میهنمان را در خطر ویرانی و نابودی قرار دهند. تعلل و سکوت جایز نیست. 

اگر برای چند لحظه به واقعیتهای برنامه اتمی رژیم و رفتار حکومت در این ارتباط نگاه کنید شکی نمی ماند که هدف اینها نمیتواند صلح آمیز باشد. ۱- کل ذخیره اورانیوم کشور در صورت غنی شدن، تنها کفاف چند ساعت برق کشور را میکند (+) ، ۲- سایت‌های غنی سازی کوچکی که حکومت ساخته است به هیچ وجه برای کاربرد صنعتی از اورانیوم برای تولید برق به کار نمی‌آید و با این ابعاد تنها برای کاربرد نظامی مناسب است. ۳- هزینه هنگفتی که رژیم به دلیل ادامه برنامه اتمی به مردم ایران تحمیل کرده است، چه به دلیل تحریم‌ها و کاهش قابل توجه درآمد نفت و چه به دلیل گران بودن برق هسته‌ای (چند برابر بودن در مقایسه با برق تولیدی در یک نیروگاه گاز)، به هیچ وجه عقلانی و منطقی نیست و تنها کاربرد نظامی این برنامه اتمی را به ذهن متصور میسازد. همه اینها را در کنار سابقه تروریستی این حکومت، موارد نقض گسترده حقوق بشر و جنایت علیه مردم ایران، حمایت از دیکتاتورهای همسایه مانند بشار اسد و همکاری بر کشتار مردم سوریه و نیز مواضع رادیکال رهبران رژیم مانند یهودی ستیزی، سنی ستیزی، غرب ستیزی و بلندپروازی هایی مانند «صدور انقلاب» و «آزادی قدس» که قرار دهید، متوجه میشوید (میشویم) چرا غربی‌ها و کشورهای عرب همسایه نگران برنامه اتمی حکومت هستند و نمیتوانند یک ایران اتمی به ویژه در شرایط کنونی که حکومت فعلی بر سر کار است را بپذیرند.

لذا با ادامه این روند توسط سران رژیم و سکوت مردم در این ارتباط ممکن است نهایتا شاهد حمله به ایران و ویرانی کشور باشیم. مگر اینکه جام زهری سر کشیده شود که البته تلخی آن نصیب مردم ایران هم خواهد شد، چون از یک طرف میلیاردها دلار ضرر و زیان به کشور وارد شده است برای هیچ و پوچ و از طرف دیگر احتمالا مجددا دوره‌ای از تعامل با رژیم و کوتاه آمدن غربی‌ها آغاز خواهد شد که قطعا به نفع مردم نخواهد بود! متاسفانه این مردم هستند که چه با دستیابی رژیم به بمب اتمی، چه با حمله خارجی به ایران و چه حتی یا سرکشیدن جام زهر توسط خامنه‌ای، متضرر خواهند بود و در شرایط فعلی هم باز به خاطر تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی متضرر هستند و در فشار…!

نوشته‌های مرتبط:

سخنان امروز صالحی نشانه‌ای از در تنگنا بودن شدید رژیم / از برنامه هسته‌ای حکومت حمایت نکنیم!

با ادامه رخوت و سکوت کنونی تنها دو حالت برای آینده ایران متصور است؛ «کشوری اتمی اما قحطی زده»، یا «ویران و جنگ زده»!

کشاکش استراتژیک جمهوری اسلامی و ترکیه برای تبدیل شدن به قدرت منطقه‌ای

گزیده‌ای از مقاله من در سایت خودنویس:

اصطکاک دیپلماتیک میان جمهوری اسلامی و ترکیه و جنگ لفظی اخیر میان مقام‌های دو کشور را باید از زاویه‌ای بسیار فراتر از یک درگیری معمولی بر سر میزبانی ترکیه در گفتگوهای ۱+۵ با ایران و یا ناخرسندی مقام‌های حکومت از میزبانی اخیر ترکیه از مخالفان بشار اسد نگریست. دولتمردان ایرانی از زمان صفویه تاکنون، به دنبال تبدیل ایران به یک قدرت بلامنازع منطقه‌ای و احیای گذشته باشکوه امپراتوری پارس بوده‌اند. وجود امپراتوری عثمانی تا جنگ جهانی اول، کشف نفت در منطقه و حضور قدرت‌های جهانی چون بریتانیا، آمریکا و شوروی در منطقه و چنبره آنها بر مناسبات منطقه‌ای تا زمان فروپاشی شوروی و پس از آن وجود صدام حسین در عراق تا سال ۲۰۰۳، همچون موانعی سترگ در راه رسیدن ایرانیان به آرزوی دیرین خود یعنی تبدیل شدن مجدد به یک قدرت منطقه‌ای عمل کرده بودند. اما پس از حمله آمریکا به عراق و سقوط صدام حسین به عنوان دشمن اصلی ایران در منطقه، شرایط برای دستیابی به این مهم فراهم گردید. پس از سقوط صدام، جمهوری اسلامی با استفاده از نفوذ خود در عراق، از یک سو دولتی شیعه و نزدیک به خود را در آنجا بر سر کار آورد که عملا تضمین کننده منافع حکومت در آن کشور بود و از سوی دیگر با حمایت از گروههای تندروی عراقی همچون سپاه صدر و حتی فرستادن سپاه برون مرزی قدس خود به داخل عراق تلاش کرد که با افزایش شمار کشته‌شدگان عراقی و آمریکایی، علاوه بر بالا بردن هزینه حضور آمریکا در عراق و افزایش نارضایتی عراقی‌ها از حضور آمریکا در آن کشور، جنگ آمریکا در عراق را شکست خورده نشان داده و با طولانی کردن درگیری، هژمونی آمریکا در جهان و به ویژه در میان کشورهای منطقه را مخدوش نماید. خروج چند ماه پیش نیروهای آمریکایی از عراق، عملا زمینه نفوذ هرچه بیشتر جمهوری اسلامی در این کشور و بهره برداری از خلاء به وجود آمده را فراهم نمود. دستیابی ایران به [تکنولوژی] سلاح اتمی – که از طریق برنامه بحث برانگیز اتمی رژیم دنبال میشود -، حلقه آخر از زنجیره وقایعی بود که میرفت با وقوع آن عملا ایران به قدرت منطقه‌ای تبدیل شده و توازن قدرت در منطقه [بر ضد منافع غربی‌ها] به طور کامل بر هم بخورد.

در این میان اما پیدایش جنبش‌ها و قیام‌ها در برخی از کشورهای منطقه‌ موسوم به «بهار عرب»، تزلزل قدرت در رژیم حاکم سوریه به عنوان مهمترین متحد جمهوری اسلامی در منطقه و از همه مهمتر عزم دولتمردان ترکیه برای ایفای نقشی جدی‌تر در مناسبات منطقه‌، به یکباره به شکل موانعی پیش بینی نشده قد علم کرده و خواب خوش حاکمان جمهوری اسلامی را بر هم زد! ….

(ادامه مطلب را در سایت خودنویس بخوانید)

مطالب مرتبط:

افزودن نام سه ایرانی به لیست تحریمها در ارتباط با سرکوب مردمی در سوریه

«خریدن زمان» تا بعد از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، هدف اصلی اوباما از ارسال پیام به خامنه‌ای

همکاری جمهوری اسلامی با سوریه در ساخت پایگاهی نظامی جهت انتقال مستقیم محموله های نظامی به این کشور

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: