بایگانی برچسب‌ها: احمد شهید

نامه «وحید اصغری» زندانی سیاسی عقیدتی از زندان اوین به «احمد شهید» گزارشگر ویزه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران

وحید اصغری زندانی سیاسی عقیدتی- فعال سایبری، محکوم به اعدام

وحید اصغری زندانی سیاسی عقیدتی- فعال سایبری، محکوم به اعدام

وحید اصغری ۲۶ ساله دانشجوی مقطع کارشناسی انفورماتیک دانشگاه هند، یکی از چند نفر فعال سایبری است که در قالب پروژه اطلاعاتی امنیتی اطلاعات سپاه که از آن به عنوان پروندهٔ «مضلین» نام میبرند، در سال ۸۷ دستگیر شد و تاکنون بیش از ۴ سال را در زندان اوین به سر برده است. وی در تاریخ ۱۸ دی ماه ۱۳۹۰ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی صلواتی به اتهام راه اندازی سایت‌های مستهجن، ضد دینی و سیاسی  به اعدام محکوم شده است. همچنین این شعبه برای دیگر متهمین این پرونده به نام های سعید ملک‌پور و حسن سی‌سختی به ترتیب احکام اعدام و حبس ابد صادر کرده است. وحید اصغری پیشتر در تاریخ ۲۵ آذرماه ۱۳۸۸ با ارائه شکایت نامه ای به قاضی صلواتی، شکنجه ها و فشارهای جسمی و روحی وارده بر وی و اعتراف های اجباری گرفته شده از او در زندان را شرح داده و خواستار رسیدگی شده بود (+)

نامه منتسب به او به احمد شهید گزاشگر ویزه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران در زیر آورده شده است. این نامه را «احمد اصغری» برادر این زندانی که در خارج از کشور زندگی میکند، برای انتشاربه این وبلاگ فرستاده است.

گزارشگر ویزه سازمان ملل متحد در امور ایران، با آرزوی موفقیتتان در ارائه ی تصویری درست از واقعیات موجود در حکومت و جامعه ایران، نظر محترمتان را به خلاصه دادگاه خود در شعبه ۱۵ دادگاه جمهوری اسلامی جلب می نمایم تا واقعیت دیگری راآاشکار کنم و پرده دیگری از این مضحکه بازار برایتلن بازگو کنم.

دادگاه من بعد از ۲ بار کنسل شدن و در ۴۵ ماه از دوران طولانی بازداشت موقتم در ۱۵ آبان ماه تشکیل شد و من بعد از استماع اتهامات علیه خودم که با خنده هایم همراه بود تمامی اتهامات کذب و واهی را رد کردم و دادگاه و قاضی و قانون مورد استفاده برای محاکمه ام را به استناد قوانین داخلی خود جمهوری اسلامی فاقد صلاحیت رسیدگی و دادرسی برای متهمان سیاسی سایبری و روزنامه نگاران دانستم و به خاطر اینکه اتهامات فعالیت های سیاسی و تبلیغ علیه نظام و فعالیت سایبری بر ضد رزیم و روزنامه نگاری سایبری و آنلاین به من نسبت داده شده بود کل جریان محاکمه و به اصطلاح دادرسی را در این دادگاه صوری دانسته و دادگاه را فرمایشی خواندم و به عدم استقلال قاضی اشاره کردم و از دستوراتی که سپاه به وی داده است اظهار اطلاع کردم و در ادامه مدارک و مستندات ذیل را برای قضاوت تاریخ صرفا ارائه دادم تا ضمیمه پرونده سازی هایشان شود.

۱- نامه تایید شده ای با موضوع ایراد شکلی بر عدم صلاحیت دادگاه انقلاب برای محاکمه متهمان سیاسی و و رسانه ای

۲- نامه تایید شده ای مبنی بر عدم صلاحیت دادگاه غیر متخصص انقلاب برای محاکمه متهم جرایم رایانه ای. بنده به موجب قانون ایران باید در دادگاه جرایم رایانه ای اگر جرمی مرتکب شده بودم محاکمه میشدم نه در دادگاه انقلاب

۳- قانون مورد استفاده برای محاکمه من باید قانون جرایم رایانه ای باشد نه قانون غیر تخصصی و بی ارتباط و منسوخ شده سمعی و بصری، که برای فروشندگان و قاچاقچیان سی دی و کارمندان صدا و سیما و سینما کاربرد دار.  بنده را به اتهام تهیه کنندگی و کارگردانی محاکمه کردند خود این دادگاه شایسته اسکار است

۴- شروع به جرم توسط من با ارسال نامه به صدای امریکا و،او،ا و ارتباط با بنی صدر در ۱۲ سالگی  من ذکر شده است و اقدام به جرمهای ادعایی تماما در ۱۷ سالگی تا  ۱۸ سالگی بوده است. قاضی صلواتی ایراد وکلایم برای فرستادن پرونده به دادگاه اطفال را نپذیرفت که این هم نقض قوانین است

۵- قاضی پرونده های جرایم رایانه ای باید متخصص به کامپیوتر و آگاه و کارشناس جرایم رایانه ای باشد نه قاضی ای که در حوزه درس خوانده و هیچ تخصصی در زمینه کامپیوتر و و اینترنت ندارد. خطاب به قاضی صلواتی گفتم شما به خاطر نقض اشکار و مکرر حقوق بشر و حقوق متهمان تحریم شده اید و صلاحیت دادرسی ندارید.

۶- اگر قرار بر محاکمه بود باید شرکت من که این جرایم تولید آن شرکت حساب شده است و با ۱۲ میلیون دلار  کمک مالی گوگل تامین میشده است (!؟!؟! ادعای واهی دیگری از انها)، محاکمه میشد و در نهایت منجر به انحلال شرکت میشد طبق قانون داخلی جمهوری اسلامی نه خود مدیر عامل. گرچه هدف حذف مخالفین است و اتهام زنی و پرونده سازی باید بر علیه من انجام میگرفت

۷- نماینده و دادستان و بازپرس پرونده روحانیونی هستند که در حوزه طلبگی کرده اند و حتی معنی اینترنت را که از همه آنها پرسیدم نمی دانستند و حتی سواد خواندن و نوشتن درست اتهامات و سوالات بازجویی و بازپرسی را نداشتند، ظلم این است که بیسوادها مرا محاکمه میکنند.

۸- به اعتراض من نسبت به شکنجه های شدید روحی و جسمی و بد رفتاری ها و نقض تمام قوانین داخلی جمهوری اسلامی در این دادگاه نیز رسیدگی نشد. تمام اعترافات بنده که حاوی ۳ کارتن پرونده حاوی ۱۰۰۰۰ صفحه پرونده سازی است تحت فشارها و سو رفتارها و شکنجه های بسیار سخت و شدید اخذ شده است و طبق قوانین داخلی جمهوری اسلامی و قانون اساسی اعترافات کتبی و ویدیویی تحت شکنجه بی اعتبار است. در دادگاه اظهار کردم که همین الان اگر دستتان را به من بدهید من حاضرم شما را از اینجا به شکنجه گاههای سپاه و وزارت اطلاعات ببرم و انواع وسایل شکنجه را نشانتان بدهم و سلولهای انفرادی و شکنجه گر و تیزر و شوکرو شلاق و طناب دار و تسلیحات نظامی و  ضد شورش و شلنگ و کابل و حتی دستگاه فلک کردن پاها مربوط به دوران قاجار و یا یوغ که بر گردن میگذارند را نشان شما بدهم و به شما گزارشگر محترم حقوق بشر نیز همین دعوت نامه را می فرستم و منتظرم که اگر بیایید من مستندات شکنجه و شکنجه گاهها را نشانتان خواهم داد. شرح شکنجه هایی که خودم منتشر کردم یک هزارم شکنجه هایی که شده ام هم نیست.

۹- نامه تایید شده  شرح شکنجه را که به تایید زندان با امضای ۲ شاهد شکنجه رسیده بود را ضمیمه پرونده کردم.

۱۰- دادگاه اجازه معرفی وکلای منتخب خودم را نداد و اجازه عزل ۲ وکیلی که تحت شکنجه در ۲ الف امضای من روی وکالتنامه شان را گرفته بودند را نیز به من ندادند.

۱۱- پرونده سیاه نمایی شده ام که از اکاذیب و توهین ها و افتراها به من تشکیل شده را نزد کارشناس رسمی دادگستری یا کارشناس متخصص کامپیوتر نفرستادند و این درخواست قانونی من نیز رد شد

۱۲- هیچ مدرکی و سندی مبنی بر صحت اتهامات ایراد شده به من توسط نماینده دادستان «طرزی» ارائه نشد و در جواب درخواست من مبنی بر ارائه پرینت بانکی یا سند پرداخت پول توسط گوگل و سفارت آمریکا و سیا به دادگاه سکوت اختیار کردند.

۱۳- حرف اول و آخرم به صورت شفاهی و کتبی در این بیدادگاه  این بود که من این بیدادگاه را قبول ندارم حکم دادگاه از قبل معلوم است و دادگاهی برای بیگناهان وجود ندارد و من در دادگاه فرمایشی و صوری از خودم دفاع نمی کنم و وکیل من تنها خداست و همجرمم یوسف

با توجه به این موارد من درخواست اضافه کردن «محمد محمدی موسوی» بازپرس شعبه ۲ ویزه امنیت و بازپرس شعبه ۲ جرایم رایانه ای و قاضی صلواتی و دادسرای جرایم رایانه ای و فرهنگ و رسانه را در لیست سیاه تحریمهای بین المللی را دارم و از نقض دولتی و سیستماتیک حقوق بشر در ایران اظهار تاسف می کنم .و خواستار محکوم کردن قوانین اساسی داخلی جمهوری اسلامی ایران توسط سازمان ملل هستم تا فشاری بر دولت ایران برای تغییر قوانین سبعی باشد.

وحید اصغری زندانی سیاسی عقیدتی بند ۳۵۰ اوین

آقای داوود رشیدی عزیز قدر خود را بدانید!

آقای داوود رشیدی، شما یکی از پرسابقه‌ترین و تواناترین هنرپیشه‌های تاریخ سینمای ایران هستید. در فیلمهای زیادی نقش ایفا کرده و بازیهای خوب و خاطره‌انگیزی را به نمایش گذاشته‌اید و در نتیجه مشهور و احتمالا محبوب شده‌اید. اما بدیهی است که شهرت و به ویژه محبوبیت به همراه خود مسئولیت‌هایی را به همراه می‌آورد. گزارش‌هایی (+، +) از حضور شما در اجلاس حقوق بشر سازمان ملل در ژنو و دفاع از شرایط حقوق بشری در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی منتشر شده است که حیرت‌آور و تاسف برانگیز است.

آقای رشیدی، در حال حاضر دهها زندانی سیاسی و عقیدتی از روزنامه نگاران، دانشجویان، وبلاگ نویسان و وکلای حقوق بشر گرفته تا بهایی‌ها و افرادی از اقوام مختلف ایرانی در زندانهای جمهوری اسلامی به سر میبرند. زندانهایی دهشتناک که در آنها شکنجه، تهدید به تجاوز و اعتراف‌های اجباری مسائلی عادی محسوب میشود که همه روزه انجام میگیرد. از سوی دیگر آقایان موسوی و کروبی بیش از یک سال است که تنها به جرم همراهی با اعتراض‌های مردمی پس از انتخابات بحث برانگیز سال ۸۸ در زندان خانگی به سر میبرند. علاوه بر این در سال میلادی گذشته بیش از ۶۰۰ نفر در ایران اعدام شده‌اند که نسبت به جمعیت کشور، در نوع خود رکوردی جهانی به شمار میرود. توصیف وضعیت بغرنج حقوق بشری ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی و ظلمی که همه روزه به زندانیان سیاسی- عقیدتی و حتی مردم عادی در کوچه و خیابان میرود، مثنوی صد من کاغذ است که میتوانید گوشه‌هایی از آن را در گزارش دکتر احمد شهید بازپرس ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، ملاحظه بفرمایید.

آقای رشیدی عزیز قدر خود را بدانید. این فقط شما نیستید که تحت فشار ماموران امنیتی جمهوری اسلامی قرار میگیرید تا در جهت منافع و خواسته‌های آنها صحبت کنید. هنرمندان زیادی تحت فشار هستند اما چرا شما وا داده‌اید؟ کسی انتظار ندارد یک هنرپیشه به طور علنی دست به مخالفت با حکومت بزند، یا حتی مواضع سیاسی بگیرد، اما قطعا دفاع از اقدامات جنایتکارانه جمهوری اسلامی غیر اخلاقی، شرم‌آور و نابخشودنی است و بی شک سوابق درخشان هنری شما را مخدوش و چه بسا شما را در نزد مردم منفور میکند. دفاع از جنایتها و تلاش برای پنهان کردن نقض حقوق بشر در ایران، شما را در آن جنایتها و ظلم‌ها شریک کرده و در نتیجه به شکل غیر مستقیم در آنها مسئول خواهید بود. قطعا مردم ایران با کسی عقد اخوت نبسته است و هرکس که به آنها پشت کند از میان آنها طرد خواهد شد حتی اگر محبوبترین فرد بوده باشد.

نکته: داوود رشیدی رئیس انجمن بازیگران خانه سینماست که اخیرا مورد غضب و سنگ اندازی وزارت ارشاد قرار گرفته و از فعالیت آن جلوگیری شده است. بعید نیست که همراهی وی با خواسته‌های ماموران امنیتی جمهوری اسلامی به امید این بوده باشد که خانه سینما مجددا اجازه فعالیت یابد. شاید توافقی پشت پرده صورت گرفته باشد. شاید هم تنها به دلیل فشار و تهدید بوده باشد. در هر حال دلیل هر چه بوده باشد، به هیچ وجه توجیه کننده این نیست که انسان شرف خود را لگدمال کند و در جهت پنهان کردن جنایتها و ظلمی که به مردم شده است قدم برداشته و با جنایتکاری همچون جواد لاریجانی همراه شود.

پی نوشت: خبر حضور داوود رشیدی در اجلاس حقوق بشر سازمان ملل و حمایت وی از عملکرد رژیم را که می‌خواندم ناخودآگاه به یاد فیلمهای آن چنانی که او قبل از انقلاب بازی کرده بود و تعدادشان هم کم نبود افتادم. لبخند تلخی بر گوشه لبهایم نقش بست…! روزگار عجب بازیهایی دارد!

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: