بایگانی برچسب‌ها: ابراهیم نبوی

آقای ابراهیم نبوی اگر گمنامیان مزدور سایبری است، پس لابد شما خود خامنه‌ای هستید…!

اسب تروا (بخوانید یابوی تروا)، کارتون اثر نیک آهنگ کوثر

واقعا خیلی زور دارد وقتی آدم میبیند سایتی که با پول مالیات دهندگان اروپایی و با اهداف دهن پرکنی چون «ترویج دموکراسی و حقوق بشر در ایران» پایه‌گذاری شده، به محلی برای اشاعه افترا، توهین و دشنام به وبلاگ‌نویسان مستقل تبدیل شده است. بله درسته، منظورم سایت روزآنلاین است. ابراهیم نبوی نویسنده وابسته به اصلاح طلبان حکومتی و نظریه پرداز «اسب تروا» که در اوج پویایی جنبش سبز با ایده احمقانه خود یکی از شدیدترین ضربه‌ها را به جنبش وارد کرد، حالا به لجن پراکنی علیه وبلاگ‌نویسان مستقل روی آورده است و آنها را سایبری و مزدور حکومت میخواند! در این راستا وی به تخریب و ترور شخصیت نویسنده «وبلاگ گمنامیان» که سابقه شکنجه شدن در زندانهای رژیم جمهوری اسلامی را دارد و یکی از فعالترین و مستقل‌ترین وبلاگ‌نویسان حال حاضر در فضای مجازی فارسی میباشد، پرداخته است. چرا؟ چون گمنامیان در مطلبی متین و منطقی، از مقاله منتشر شده در سایت اصلاح‌طلب جرس انتقاد و مضرات حضور دین و مذهب در قدرت را برشمرده و بر لزوم وجود سکولاریسم در آینده ایران تاکید کرده است.

ابراهیم نبوی در مطلب افترا آمیز خود در سایت روزآنلاین مینویسد:

یک سایت مجهول الهویه که احتمالا از همین سایت های سایبری سپاه است و توسط جماعت هفت هزار تومانی اداره می شود

آقای ابراهیم نبوی شما بروید در کل وبلاگ گمنامیان بگردید ببینید مطلبی در حمایت از رژیم جمهوری اسلامی در آن پیدا می‌کنید یا نه…؟ عمرا چنین مطلبی پیدا نخواهید کرد. گمنامیانی که دغدغه دموکراسی، سکولاریسم و حقوق بشر در ایران را دارد و در همه مطالب وی این موضوع به شدت احساس میشود، گمنامیانی که چند سال است به طور مستمر بر ضد رژیم فعالیت کرده و موارد نقض حقوق بشر توسط رژیم را برشمرده و جهت خرافه زدایی از فرهنگ ایرانی تلاش پیوسته کرده است چگونه میتواند مزدور سایبری باشد؟! گمنامیانی که اقدام او در افشای حرکت فالس نیوز در انتشار عکسهای جعلی به عنوان عکسهای «سرکوب معترضان در بریتانیا» به بمب خبری بر ضد رسانه‌های حکومتی تبدیل شد به گونه‌ای که در این رابطه حتی نشریه معتبر گاردین از وبلاگ او نام برد، چگونه میتواند مزدور حکومت باشد؟!

اگر گمنامیان مزدور سایبری است، پس لابد شما خود خامنه‌ای هستید که همین چند هفته پیش در ارتباط با دور دوم انتخابات مجلس شورای اسلامی، همگام با رژیم بر طبل انتخابات حکومتی میکوبیدید و مردم را به شرکت در شوی انتصابات و رای دادن به یکی از ضد ایرانی‌ترین و دگم‌ ترین افراد حال حاضر در عرضه سیاسی ایران یعنی «علی مطهری» فرا میخواندید! آقای ابراهیم نبوی بهترین جواب را خود گمنامیان در مطلبی که بیش از یک سال پیش و در واکنش به شایعه پراکنی‌ها و اتهام زنی‌های برخی از افراد معلوم الحالِ به ظاهر مذهبی (!) نوشته بود، به شما و تفکرات همچون شما که نوشته‌جات افشاگرانه بر علیه اسلام و در حمایت از سکولاریسم را برنمی‌تابید و به اهانت، افترا و ترور شخصیت روی می‌آورید داد. آنجا که نوشته بود:

گمنامیان چون می گوید قمه زنی وحشی گری است، مزدور رژیم اسلامی است اما کسانی که از قوانین وحشیانه اسلام دفاع می کنند، آزادی خواه هستند !

ابراهیم نبوی در بخش دیگری از مطلب خود مینویسد:

 از طرف دیگر به شکل عجیبی پروژه اسلام فوبیا آماده می شود برای روز حمله نظامی به ایران. یک نفر هم نیست که بگوید که تمام کشته های از صدر اسلام تا همین امروز صبح یک صدم کشته های رسمی کلیسای مسیحی، یا به اندازه کشته های کمونیست ها در حکومت استالین، یا کشته های اروپا و آمریکای متمدن در قرن هفدهم تا بیستم نیست، در تمام آسیا یک نسل کشی بزرگ رخ داده آن هم نسل کشی ارامنه توسط ترک های سکولار بوده و اصلا ربطی به تضاد دینی ندارد

من نمیدانم سواد ابراهیم نبوی با سالها نوشتن در همین حد اندک است یا اینکه برای تخریب افراد مجبور میشود اینگونه قلم بزند و خودزنی بکند…؟! یعنی ابراهیم نبوی نمیداند که امثال هیتلر اگرچه بی مذهب بوده‌اند اما اسیر افکار ایدئولوژیکی همچون فاشیسم بوده‌اند؟ فاشیسم، نژاد پرستی و ناسیونالیسم افراطی موجب جنایت توسط این عده شده بوده است. موضوع این است که حضور هرگونه ایدئولوژی -چه مذهبی و چه افراطی همچون مواردی که نام برده شد- در قدرت، موجب بدبختی و فلاکت انسانها میشود. کل مطلب گمنامیان در حمایت از سکولاریسم بود. سکولاریسم یعنی جدایی نهاد دین از نهاد قدرت (سیاست). جنگ‌های صلیبی که ابراهیم نبوی از آن صحبت میکند به دلیل همین نقش دین (مسیحیت) در قدرت اتفاق افتاد. از طرف دیگر نسل‌کشی ارامنه نه توسط دولت سکولار ترکیه که توسط حکومت عثمانی که یک حکومت مذهبی و اتفاقا اسلامی بود، اتفاق افتاد! در مورد جنایتهای مسلمانان علیه ایرانی‌ها هم نوشته‌جات و منابع تاریخی زیادی وجود دارد که آقای ابراهیم نبوی را به مراجعه به آنها دعوت مینمایم. در زیر تنها قسمت کوچکی از جنایتهای اعراب مسلمان بر ضد ایرانیان را برای نمونه ذکر مینمایم.

در پایان اینکه آقای ابراهیم نبوی اگر شما با کسی موافق و همراه نیستی، نباید به ترور شخصیت دست بزنی. آیا شما با این همه سال سابقه نوشتن هنوز این اصول اولیه روزنامه نگاری را یاد نگرفته‌ای… ؟! افسوس…!

نمونه‌ای از جنایت‌های اعراب مسلمان بر ضد ایرانیان:

۱- پس از فتح «استخر» (سالهای ۲۸-۳۰ هجری) مردم آنجا سر به شورش برداشتند و حاکم عرب آنجا را کشتند. اعراب مسلمان مجبور شدند برای بار دوم»استخر» را محاصره کنند. مقاومت و پایداری ایرانیان آنچنان بود که فاتح «استخر» (عبدالله بن عامر) را سخت نگران و خشمگین کرد بطوریکه سوگند خورد که چندان بکشد از مردم «استخر» که خون براند. پس خون همگان مباح گردانید و چندان کشتند خون نمیرفت تا آب گرم به خون ریختند پس برفت و عده کشته شدگان که نام بردار بودند «چهل هزار کشته» بودند بیرون از مجهولان .(کتاب فارسنامه ابن بلخی صفحه ۱۳۵– کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم صفحه ۱۶۳)

 ۲- در حمله اعراب به گرگان؛ مردم با سپاهیان اسلام به سختی جنگیدند؛ بطوریکه سردار عرب (سعید بن عاص) از وحشت؛ نماز خوف خواند. پس از مدتها پایداری و مقاومت؛ سرانجام مردم گرگان امان خواستند و سعید ابن عاص به آنان «امان» داد و سوگند خورد «یک تن از مردم شهر را نخواهد کشت» مردم گرگان تسلیم شدند؛ اما سعید ابن عاص همه ی مردم را بقتل رسانید؛ بجز یک تن؛ و در توجیه پیمان شکنی خود گفت: «من قسم خورده بودم که یک تن از مردم شهر را نکشم! .. تعداد سپاهیان عرب در حمله به گرگان هشتاد هزار تن بود. (کتاب تاریخ طبری جلد پنجم صفحه ۲۱۱۶ – کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم؛ صفحه ۱۷۸)

 ۳- در حمله به سرخس؛ اعراب مسلمان «همه ی مردم شهر را بجز یک صد نفر؛ کشتند. (کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم؛ صفحه ۲۰۸ و ۳۰۳)

۴- در حمله به نیشابور؛ مردم امان خواستند که موافقت شد؛ اما مسلمانان چون از اهل شهر کینه داشتند؛ به قتل و غارت مردم پرداختند؛ بطوریکه «آنروز از وقت صبح تا نماز شام میکشتند و غارت میکردند. (کتاب الفتوح؛ صفحه ۲۸۲)

و موارد بسیار دیگر که به برخی از آنها در این لینک پرداخته شده است ….

مطالب مرتبط:

روشدن دست رسانه های حکومتی جمهوری اسلامی به دلیل استفاده از تصاویر غیر واقعی در خبرهای مرتبط با اعتراض های اخیر در انگلیس

عدم محکومیت فتوای تروریستی بر علیه شاهین نجفی توسط گروههای سیاسی، به منزله همراهی با جنایتکاران و عدم پایبندی عملی به موازین حقوق بشر میباشد

وقتی مسعود بهنود برای «استاد قفس ساز» بازارگرمی می‌کند…!

آیا همزمانی انتشار خبر بر علیه مجتبی واحدی و سانسور نامه محمد نوریزاد از سوی سایت جرس با حل شدن ناگهانی مشکلات مالی این رسانه، تصادفی است؟

ابطال آرای حوزه انتخابیه دماوند معنادار و در حکم تو دهنی به اصلاح طلبان است!

ندا جان داد، خاتمی رای داد. کارتون از نیک آهنگ کوثر

سید محمد خاتمی که همواره حفظ نظام را دغدغه اصلی خود عنوان کرده و با عناوین مردم فریبی چون «مردمسالاری دینی» و گشایش محدود و البته هماهنگ شده در محیط جامعه و رسانه‌ها توانسته بود مردم را به اصلاح رژیم خوشبین و از این طریق دستکم برای مدت ۸ سال بر عمر جمهوری اسلامی بیفزاید، پس از انتخابات بحث برانگیز سال ۸۸ که با تقلب گسترده و اعتراض‌های مردمی پس از آن همراه گردید، همچون گذشته موضعی انفعالی اتخاذ کرد. او نه تنها خود را عضوی از خیل عظیم مردم معترض ندانست که هیچ گاه حتی کوچکترین اشاره‌ای به تقلب در انتخابات نکرد. در عوض از ۸ ماه قبل از انتخابات مجلس نهم شروطی را برای شرکت اصلاح طلبان در انتخابات مطرح کرد [شروطی مثل اجرای قانون اساسی که خوب ولایت مطلقه فقیه هم در آن هست!]، انگار نه انگار که در انتخابات قبلی مردم به خاک و خون کشیده شده بوده‌اند و انگار نه انگار که تقلبی صورت گرفته و جنایتکارانی چون مرتضوی نه تنها به زندان نیفتاده که ترفیع مقام هم گرفته‌اند! هرچند خامنه‌ای هیچ اعتنایی به اظهار تمایل اصلاح طلبان برای حضور در انتخابات نکرد و در نتیجه بسیاری از آنها هم از ترس رد صلاحیت گسترده، اصلا نامزد نشدند.

همه اینها گذشت تا اینکه روز ۱۲ اسفند و پس از فراخوان گسترده و کم نظیر طیف وسیعی از احزاب و گروهها از منتقدان داخل نظام (جبهه مشارکت، مجاهدین انقلاب اسلامی، شورای هماهنگی، نهضت آزادی) گرفته تا گروههای مخالف جمهوری اسلامی به تحریم انتخابات و عدم شرکت در نمایش انتخاباتی، جناب خاتمی نه در تهران که به عقیده من جهت کاهش احتمال رسانه‌ای شدن خبر رای دادن خود، در دماوند در کنار ویلای برادر خود، رای خود را به صندوق رای انداخت و اعلام کرد که بر روی برگه رای نوشته بوده «جمهوری اسلامی». رای دادن خاتمی حرف و حدیث زیادی به راه انداخت. اصلاح طلبان نزدیک به او همچون ابطحی، موسوی خویینی‌ها، عبدی، خرازی و ابراهیم نبوی از این حرکت او دفاع  و شروع به ماله کشی کردند. اما اکثریت منتقدان و مخالفان رژیم هم از رای دادن او به شدت انتقاد کردند، بعضی از بستگان کشته شدگان اعتراضهای مردمی پس از انتخابات ۸۸ هم از این حرکت او به شدت گلایه و اظهار ناراحتی کردند (+). البته به نظر من شرکت امثال خاتمی در انتخابات این حسن را داشت که دست اینها بیش از پیش برای مردم رو شد و مردم فهمیدند که اصلاح طلبان هدفی جز ادامه بقای حکومت ندارند و حتی اگر خون مردم هم پایمال شود، آنها اهمیتی نمیدهند و همچنان در نمایش‌های انتخاباتی که در آنها افراد زیادی رد صلاحیت شده و شمارش آرا هم همراه با تقلب و جعل گسترده میباشد و در حقیقت افراد نه از طریق صندوق رای که در بیت رهبری از پیش تعیین شده‌اند، شرکت میکنند تا از این طریق رژیم را دارای پشتوانه مردمی نشان دهند.

امروز اما خبر جالبی منتشر شد و آن اینکه شورای نگهبان رای گیری در حوزه انتخابیه دماوند را باطل اعلام کرده است (+). به قولی رای خاتمی که از همان ابتدا باطله محسوب میشد، حالا دیگه از اساس باطل اندر باطل شد! 🙂 به نظر من این اقدام شورای نگهبان به احتمال زیاد دارای پیام سیاسی است و هدف از این اقدام تو دهنی زدن به خاتمی است. خامنه‌ای با ابطال آرای این حوزه انتخابی، به طور غیر مستقیم به خاتمی و کلیه اصلاح طلبان پیام داده است که دیگر حاضر نیست به آنها سهمی از قدرت را بدهد و البته دلیل هم مشخص است چون با حضور روزافزون سپاه در بدنه قدرت، نه تنها دیگر جایی برای حضور بقیه وجود ندارد بلکه حکومت رادیکالتر و تندروتر شده و در نتیجه به غیر از افرادی که کاملا در دایره خودی‌ها قرار دارند، کس دیگری را تحمل نمیکنند. اگرچه خامنه‌ای پیشتر با عدم توجه به درخواست خاتمی از وی برای بخشیدن مردم (!) و نیز درخواست برای فراهم کردن شرایط جهت شرکت اصلاح طلبان در انتخابات، دست رد به سینه خاتمی و دیگر اصلاح طلبان نزدیک وی زده بود، اما اقدام اخیر به ویژه از آن جهت حائز اهمیت دارد که ابطحی و البته خود خاتمی (+ ، +) دلیل شرکت و رای دادن در نمایش انتخاباتی را نشان دادن حمایت خود از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی و امید به «باز نگاه داشتن روزنه‌های اصلاح طلبی» [بخوانید امید به حضور مجدد در قدرت] عنوان کرده بودند.

البته حالا هم اتفاق خاصی نیفتاده، آقای خاتمی میتواند روز ۱۵ اردیبهشت مجددا به دماوند رفته و در دور دوم انتخابات شرکت کرده و با انداختن رای «دشمن شکن» خود در صندوق، بار دیگر در آستان دیکتاتور جنایتکاری چون خامنه‌ای تقاضای حضور نماید! شاید که خامنه‌ای دلش به رحم آید و مجددا اصلاح طلبان را در قدرت سهیم کند! 🙂

مطالب مرتبط:

آقای خاتمی خواهشا درش را بگذارید، بوی گندش آزارمان میدهد!

رای دادن خاتمی تعجب برانگیز نیست! اما مهم نه حضور امثال وی که عدم حضور خیل عظیم مردم در شوی انتخابات است

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: