بایگانی برچسب‌ها: آزادی بیان

چرا ائمه‌ قدرتمندی که قادر به شفا‌ دادن مریضان صعب العلاج هستند، شاهین نجفی را ادب نمیکنند؟! علت صدور فتواهای قتل، ترس از به هم خوردن کاسبی چند صد میلیاردی مبتنی بر ترویج خرافه و مرده پرستی است!

یک هفته است که ذهن من درگیر حکم قتل شاهین نجفی است. برای من هنوز جا نیفتاده است که چرا شاهین نجفی باید کشته بشود؟ من که هیچ توهین خاصی به کسی یا چیزی در اون ترانه نمیبینم. حالا اصلا فرض کنیم که توهینی به ائمه شده باشد، خوب ائمه ای که بنا به اعتقاد شیعیان، با خدا در ارتباط هستند و شفاعت مومنان را میکنند به گونه‌ای که حتی دخیل بستن بر ضریح یا زیارت قبور آنها موجب شفا یافتن بیماران زیادی میشود، چطور نمیتوانند مستقیم یا غیر مستقیم یک بلایی سر شاهین بیاورند و مثلا او را ادب بکنند؟! یا مثلا اون سلمان رشدی که کتاب آیات شیطانی را نوشت، چرا بعد از بیست و خرده‌ای سال نه تنها تبدیل به سنگ نشده که پولدار هم شده و سُر و مُر و گنده دارد زندگی اش را میکند؟! چگونه است که خدای قادر توانا نتوانسته هیچ بلایی سر او بیاورد؟! یا مثلا اون کاریکاتوریست دانمارکی که کاریکاتور محمد را کشید به همین ترتیب! ممکنه بگویید خدایی نیست! یا بگویید یا فکر کنید که خدا ناتوانه که در اینصورت با آنچه در قرآن گفته شده در تناقض هست! یا ممکنه بگویید خدا بیش از اینها گرفتاره که به این مسائل جزیی بپردازه و وقت این چیزها را نداره یا اینکه خدا رحمان و رحیمه، خوب اگر این چیزها براش پیش پا افتاده است و یا رحمان و رحیم هست، پس چرا مسلمانان کاسه داغتر از آش شده‌اند؟ اگر امام نقی مساله‌ای با ترانه شاهین ندارد و عکس العملی نشان نمیدهد، پس چرا شیعیان از خود امام، امام تر شده‌اند؟! مگر حق خدا، پیامبر خدا و و یا ائمه بر خودشان از حق مردم بر آنها کمتر است که آنها وکیل و وصی بخواهند؟!

سوال دیگه‌ای که تو ذهن من هست این هست که چطور خروج از اسلام ارتداد هست و مجازات مرگ را به همراه دارد اما ورود به اسلام از ادیان دیگر ارتداد نیست و مجازاتی ندارد؟ مگر نه اینکه پیروان ادیان دیگر که به اسلام میگروند خود مرتد به دین قبلی خود شده‌اند؟ پس چرا پیروان آن ادیان آنها را نمیکشند و چرا رهبران آن ادیان فتوای مرگ برای آنها صادر نمیکنند؟ چرا این فتواهای مرگ و ارتداد دستکم در قرن حاضر تنها مختص به اسلام است؟ به نظر من دلیلش در دو مورد زیر نهفته است:

۱- اسلام دین خشنی است و در قرآن به صراحت به قتل کفار (غیر مسلمانان) دستور داده شده است. علاوه بر این بر خلاف دیگر ادیان سنتی، اسلام از بدو تاسیس تاکنون تغییر چندانی نیافته و مهمتر آنکه هنوز کشورهایی با حاکمیت اسلامی به ویژه در میان کشورهای عقب مانده جهان سوم وجود دارند.

دخیل بستن بر ضریح امامان و امامزاده‌ها از عقاید شیعیان مبنی بر قدرت شفادهی آنها ناشی میشود.

۲- اسلام (ادیان) هنگامی که با سیاست عجین شود بسیار خطرناک‌تر است. فتواهای مرگ و پناه بردن به حذف فیزیکی دگراندیشان در حقیقت نشان دهنده جایگاه متزلزل مسلمانان از نظر استدلال، منطق و گفتگو و صد البته عدم آشنایی اکثر آنها با مفاهیم نوینی چون حقوق بشر و آزادی بیان میباشد. قتل دگراندیشان در قرون وسطی که کلیسا در اروپا حکومت را در اختیار داشت، بسیار مرسوم بوده است. اما اکنون به دلیل قطع کردن دست دین از دولت و پیدایش دموکراسی و رسانه‌های آزاد، شاهد آن جنایتها نیستیم!

به نظر من علت اصلی صدور فتوای قتل برای شاهین نجفی از سوی برخی از رهبران شیعه نظیر صافی گلپایگانی و یا مکارم شیرازی وحشت این افراد از فراگیر شدن آزادی بیان و به ویژه آزادی عقیده و خروج علنی عده  زیادی از ایرانیان از دین اسلام میباشد. چیزی که خواه ناخواه موجب کساد شدن بازار خرافه و مرده پرستی و در نتیجه به هم خوردن کاسبی چند صد میلیاردی ملایان به نام «سهم امام»، خمس و زکات و پول نذورات و غیره میشود! یعنی پولهای مفتی که مردم نادان و جاهل به جیب گشاد این جماعت کلاش و حقه باز میریزند! تصور کنید اگر برای مدت یک سال مردم پولی از بابت سهم امام، خمس، روضه خوانی و نذورات به آخوند جماعت ندهند و یا در ضریح دهها هزار امامزاده (!) موجود در کشور پولی نریزند، قطع به یقین نه تنها همه آخوندها از فرط گرسنگی به گدایی روی خواهند آورد که اقتصاد کشور ترقی عظیمی خواهد نمود.

مسلما دهها هزار ایرانی وجود دارند که تنها به واسطه به دنیا آمدن در یک خانواده مسلمان، مسلمان لقب گرفته‌اند و پس از آشنا شدن با ماهیت اسلام، هیچ ارادتی به آن، محمد و یا ائمه نداشته و ندارند و سالهاست که مناسک مسلمانان را به جا نمی‌آورند. در یک جامعه آزاد این عده قطعا خود را بی دین معرفی میکنند اما حالا به واسطه این احکام ارتداد و مرگ، از ترس جانشان سکوت کرده‌اند و به طور علنی خود را بی دین معرفی نمیکنند. به نظر من دلیل اصلی این فتواهای تروریستی دقیقا همین موضوع یعنی ایجاد ترس و وحشت در دل دگراندیشان و جلوگیری از اعلام علنی مخالفت با خرافات و مرده پرستی میباشد. چرا که چنین چیزی دکان کاسبی ملایان را به هم خواهد زد.

چاره کار افزایش آگاهی در میان مردم و فراگیر کردن پرسشگری و تفکر و نهایتا استقرار حکومتی مبتنی بر سکولاریسم میباشد. یعنی حکومتی که در آن ادیان هیچ نقش و تاثیری در قدرت سیاسی، نظام آموزشی و یا اداری در جامعه ندارند و تنها به حوزه خصوصی افراد محدود میشوند.

به امید روزی که دیگر پولی به داخل ضریح‌ها ریخته نشود، روزی که پولی به عنوان سهم امام پرداخت نشود و روزی که چیزی به عنوان نذری وجود نداشته باشد.

به امید ریشه‌کن شدن خرافات در کشور عزیزمان ایران!

مطالب مرتبط:

♫ نقی – شاهین نجفی ♫

خدای سنگدلِ بی‌عرضه …!

شاهین نجفی مرتده؟ دمش گرم! مسلمان زاده مرتد زیاد داریم اما از ترس جونشون جرات ندارند به زبان بیاورند!

ادعای کشیش معروف: قیامت حتمی است، ۵ ماه اشتباه کردم! تاریخ دقیق ۲۱ اکتبر!

اعلامیه تاسیس و انتشار منشور «کانون وبلاگ‌نويسان ايران»

اعلامیه تاسیس و انتشار منشور «کانون وبلاگ‌نويسان ايران».

شاهین نجفی مرتده؟ دمش گرم! مسلمان زاده مرتد زیاد داریم اما از ترس جونشون جرات ندارند به زبان بیاورند!

شاهین نجفی در اوج تاثیر از بمباران تبلیغاتی اسلامیون

میگه حرام زاده است، ولد الحیضه…! میگم کی؟ میگه همین مردک بی شعور، شاهین نجفی را میگم دیگه. میگم چطور…؟ مگه تو با مادرش صحبت کردی، یا ازش آزمایش دی ان ای گرفتی؟! میگه نه، اما خوب تو روایتهای موثق اومده هر کی به ائمه توهین کنه یا زنازاده است یا ولد الحیض! میگم مگه توهین کرده حالا؟ میگه آره بابا، مگه ندیدی مردک بی شعور چه ترانه‌ای خونده؟ میگم حالا مگه چی گفته؟ به کی توهین کرده؟ میگه مرتیکه حرام زاده کلی به امام نقی توهین کرده…! میگم امام نقی امام چندم بود؟ یکم فکر میکنه زیر لبش زمزمه میکنه: محمد باقر، موسی کاظم، … محمد تقی، …، میگه امام دهم! میگم میتونی تو چند جمله برای من توضیح بدی امام نقی چکار کرده بوده که انقدر بهش علاقه داری؟ مجددا یک کم فکر میکنه اما بیشتر از دفعه قبل، انگار که کلافه شده باشه میگه: نه! ببین الان من درست یادم نیست ولی تو مدرسه خونده بودیم دربارش. بعد یکهو گویا چیزی بهش فشار آورده باشه میگه: اصلا من چی دارم میگم تو چی داری میگی…؟! من دارم میگم توهین کرده به ائمه، خونش مباحه…! میفهمی؟!

این قسمتی بود از مباحثه من با یکی از دوستان مذهبی. جالبی داستان این هست که اگر از امثال این فرد بخواهید ۵ دقیقه، فقط ۵ دقیقه برای شما درباره امام نقی صحبت کنند، عمرا نمیتوانند. انسان عاقل و عاری از تعصب، بدون دلیل برای کسی احترام قائل نمیشود. میشود؟! این دوستان باید از خودشان صادقانه سوال کنند که مگر امام نقی چه کرده است که این چنین شایسته احترام باشد که هیچ کس حق نداشته باشد حتی نام او را در ترانه خود بیاورد؟ برای من نوعی به عنوان مثال ادیسون یا فردوسی بسیار بسیار قائل احترام تر و سزاوارتر به ستایش و احترام هستند تا یک نفری که هیچ خدمتی به بشریت ارائه نداده و هیچ کار مفیدی در زندگی خود نکرده است! لطفا یک نفر برای من توضیح دهد چرا من باید به نقی یا حتی سایر ائمه احترام بگذارم؟ مگر اینها چه خدمتی به بشریت ارائه کرده‌اند؟

به نظر من در ترانه شاهین نجفی هیچ گونه توهینی به کسی دیده نمیشود، او با زبانی طنزگونه، تنها تلاش کرده است که به پاره‌ای از مشکلات اجتماعی و تناقض‌های موجود در مملکت ما اشاره کند. منتهی همانطور که میدانیم مفهوم توهین یک چیز سلیقه‌ای و تعریفی است و افراد مختلف مسائل مختفی را ممکن است توهین تلقی کنند که من نوعی ممکن است چنین برداشتی نداشته باشم. اصلا بگذارید چیزی که تو دلم هست را بگویم، به نظر من حتی اگر شاهین توهین هم  کرده باشه خوب کاری کرده است! دمش هم گرم…! چونکه همین نقی ها و علی ها و ابوالفضل ها هستند که کشور من را نابود کرده‌اند. همین صدقه دادن ها، پول به داخل ضریح انداختن ها، نذری دادن ها و مکه و کربلا رفتن ها و توسل به مرده و خرافات است که مردم مرا  به رخوت و عدم تلاش و متوسل شدن به قضا و قدر کشانده و ما را بیچاره کرده است! همین حدها و تعزیرات اسلامی است که جوانان وطن را به مرگ و نقص عضو کشانده و شکنجه‌هایی مثل شلاق و سنگسار را مجاز کرده. همین حکومت اسلام است که وطن ما را از ما گرفته است و روز به روز به نیستی و نابودی نزدیکتر میکند.

آقا اصلا فرض کنید شاهین نجفی مرتد است، شیعه زاده شده است، اما الان نمیخواهد مسلمان بماند، به بقیه چه ربطی دارد؟! چرا تفتیش عقیده میکنید؟ چرا باید گردنش زده شود؟ مگر شاهین‌های این مملکت به میل خود به اسلام گرویده‌اند که حالا آنها را مرتد میدانید؟! این چگونه دینی است که هرکس که از آن برگردد باید بمیرد؟ چرا مسلمانان نمیتوانند نظر مخالف خود را تحمل کنند؟ این همه کلیپ تمسخر کردن کلیسا و پاپ و مسیح در کشورهای مختلف ساخته میشود آیا کشیشی جرات دارد که حکم به مرگ کسی بدهد و برای سرش جایزه تعیین کنند؟! این رفتارهای تند مسلمانان بسیار دیده شده است. مدتی پیش یک جوان عربستانی به خاطر اظهار نظر درباره پیامبر اسلام به مرگ تهدید شده بود (+)، دهها نوجوان عراقی به خاطر پوشیدن لباسهای سبک جدید سنگسار شده بودند (+). لذا اغراق نکرده‌ایم اگر اسلام را دین وحشت، ترس و مرگ بنامیم!  البته کلیسا هم زمانی این چنین قدرتمند بود و مخالفان و دگراندیشان را نابود میکرد، اما با بیداری مردم و کوتاه کردن دست دین از حکومت و قدرت و جایگزین شدن حکومت قانون مبتنی بر حقوق بشر، الان دیگر کلیسا نه تنها جرات نمیکند حکم به مرگ کسی بدهد که باید در مقابل رسانه‌های جمعی در مقابل انگ پدوفیلی به پاپ و دیگر اسقف‌ها جواب پس بدهد! دم شاهین گرم که جرات کرد که از اسلام برگردد و آن را فریاد بزند! مذهبی که جز شلاق، قطع دست و پا، کشتن و گردن زدن نمیداند و تنها مجوزی است بر استثمار زنان و برده داری و دکانی است برای به دست آوردن پول بی زحمت برای ملایان، همان بهتر که مورد توهین و تمسخر قرار بگیرد و شب و روز کوبیده شود! بالاخره روزی میرسد که مسلمانان یاد بگیرند دیگران را تحمل کنند و آنها را نجس، حرامزاده  و شایسته مرگ ندانند!

دوستان لطفا این گروه تروریستی فیسبوکی که به دنبال قتل شاهین هست را گزارش کنید تا بسته شود.

از شاهین هم حمایت کنیم، او به حمایت ما نیاز دارد. سپاس

لینکهای مرتبط:

نقی – شاهین نجفی

وقتی بنیانگذار رژیم یک بیمار جنسی بوده است، از مزدوران حکومتی چه انتظاری میتوان داشت؟!

سنگسار نوجوانان عراقی به خاطر داشتن ظاهری شبیه پیروان سبک غربی ایمو

ننگ بر آیینی که در آن یک جوان تنها به خاطر ابراز عقیده بایستی کشته شود!

گلشیفته برده شما نیست و بدن او به شما تعلقی ندارد!

راهکاری مناسب برای حل مشکل سانسور و فیلتر شدن لینکها در بالاترین

بالاترین از کاربران خود خواسته است که برای حل مشکل فیلتر شدن و سانسور مطالب که از طریق رای‌های منفی زیاد در سایت اتفاق می‌افتد، چاره‌ای بیندیشند و نظرات و پیشنهادات خود را مطرح کنند. به نظر من مشکل اصلی در این زمینه اساسا از وجود خود گزینه فیلتر در سایت ناشی میشود. هیچ کاربری نمیتواند به تنهایی لینکی را به محاق سانسور و فیلتر بکشاند، این سیستم تعبیه شده در سایت است که در نقش سانسورچی ظاهر شده و لینکها را پس از دریافت منفی زیاد به طور خودکار به پشت فیلتر میفرستد و نمیگذارد که دیده بشوند.

بالاترین حدود ۱۶ ماه پیش نقش رای منفی در کم کردن امتیاز را حذف و به جای آن ابزار فیلتر را تعبیه نمود. علاوه بر این از آن زمان امکان حذف خودکار لینک پس از دریافت رای منفی زیاد هم از بین رفت چون دیگر منفی امتیازی کسر نمیکند. منتهی در حال حاضر لینکها پس از دریافت تعداد خاصی رای منفی (۴۰ درصد آرای مثبت) پس از داغ شدن فیلتر میشوند و از دیده‌ها پنهان. این فیلتر ابتدا آنطور که مدیران بالاترین مدعی شدند برای دیده نشدن آنچه که لینکهای توهین به مذهب نامیده میشد تعبیه گردید، اما بعدا دیدیم که گروههای سیاسی مختلف از آن برای خفه کردن و سانسور لینکهای انتقادی از خود استفاده نمودند. این موضوع به ویژه در مدت زمانی نسبتا طولانی درباره کاربران وابسته به گروه مجاهدین خلق صادق بود. این عده از کاربران با داشتن دستکم ۶۰ اکانت و به شکل هماهنگ به همه مطالب انتقادی از سازمان متبوع خود منفی میدادند و آنها را در ظرف چند دقیقه فیلتر میکردند. لینکهای متعددی (+ ، +) از بنده در نتیجه رفتار زننده این گروه سانسور و فیلتر گردید! البته این رفتار فقط محدود به مجاهدین نبوده و گروههای دیگر از اسلامیست‌ها و اصلاح طلبان گرفته تا جنبش سبزی‌ها، بنی صدریون و سلطنت طلبان گاه و بیگاه با منفی دادن به مطالبی که از آنها خوششان نیامده، آنها را فیلتر و سانسور کرده‌اند. لذا این رفتار کم و بیش توسط همه گروهها مشاهده شده است.

منتهی به نظر من اشکال اصلی از کاربران نیست زیرا طبق قوانین بالاترین از حدود ۱ سال پیش، منفی دلبخواهی مجاز شده است و کاربران میتوانند به هر مطلبی که خوششان نیامد منفی بدهند. مشکل اصلی وجود گزینه فیلتر است. لذا با در نظر گرفتن اینکه برای جلوگیری از داغ شدن لینکهای غیر قانونی مثل خبر غیر واقعی، نقض حریم خصوصی و غیره وجود رای منفی لازم است و نمیتوان از آن صرفنظر کرد، راهکار من برای رفع مشکل سانسور و فیلتر در بالاترین به شرح زیر است:

۱- گزینه فیلتر به طور کلی برداشته شود.

۲- منفی همچنان بی اثر و ناتوان از کم کردن امتیاز لینک و یا حذف لینک باشد.

۳- شرایط داغ شدن لینک به شرح زیر باشد:

همه لینکهای قانونی قادر به رفتن به صفحه اول باشند به شرط اینکه تعداد آرای منفی آنها کمتر از ۴۰ درصد آرای مثبت باشد. یعنی اگر لینکی در بخش سیاست نیاز به ۶۰ رای مثبت برای داغ شدن دارد، باید کمتر از ۲۴ رای منفی گرفته باشد تا بتواند به صفحه اول راه یابد. حسن این شیوه این است که لینکهای انتقادی و بحث برانگیز میبایست آرای مثبت بیشتری دریافت کنند تا بتوانند به صفحه اول بروند. علاوه بر این کاربران مستقل قدرتمندتر میشوند و گروههای سیاسی و احزاب سخت تر میتوانند لینکهای خود را داغ کنند.

۴- شرایط راه یافتن لینک داغ شده اما منفی گرفته به لینکهای برتر روز و لینکهای پرنظر به شرح زیر باشد:

ورود به لیست لینکهای برتر روز یک امتیاز مضاعف است و به مطلب فرصت دیده شدن بیشتری را میدهد. لینکهای با منفی زیاد باید شرایط خاصی داشته باشند تا به آن لیست راه یابند. پیشنهاد من این است که اگر لینکی داغ شد اما منفی زیادی گرفته بود، تنها در شرایطی بتواند به لینکهای برتر روز و یا لینکهای داغ پرنظر راه یابد که تعداد آرای منفی آن کمتر از ۳۰ درصد آرای مثبت باشد. یعنی اگر لینک داغ شده‌ای ۸۰ رای مثبت داشت، تنها در صورتی به لیست لینکهای برتر و یا مورد بحث روز راه می‌یابد که تعداد آرای آن کمتر از ۲۴ باشد. اما اگر مثلا آرای منفی آن ۳۰ بود، باید دستکم ۱۰۰ رای مثبت بگیرد تا بتواند وارد لیست بشود. این شرایط باز هم به کاربران مستقل قدرت بیشتری میدهد.

۵- شرایط برگشت یک لینک داغ شده به صفحه لینکهای تازه به شرح زیر باشد:

اگر لینکی داغ شد اما منفی بسیار زیادی گرفت باید تنبیه شده و به صفحه لینکهای تازه بازگردد. یکی از مزایای این کار این است که لینکهای با ادعاهای واهی و بحث برانگیز یا لینکهای با مشکل قانونی که به سرعت داغ شده‌اند اما هنوز بالایار فرصت نکرده است که آنها را ببیند و حذف کند، میتوانند با منفی کاربران مستقل به صفحه لینکهای تازه برگردند و از طریق کاهش شمار بازدید مجازات شوند. پیشنهاد من این است که اگر تعداد منفی یک لینک داغ شده بیشتر از ۵۰ درصد (نصف) شمار مثبتها بود، لینک به صفحه لینکهای تازه برگردد. مثلا اگر لینکی ۷۰ رای مثبت داشت اما ۳۵ رای منفی گرفت، باید به صفحه لینکهای تازه برگردد.

لینکهای برگشت خورده میتوانند مجددا پس از کسب شرط ذکر شده در بند ۳ داغ شوند اما دیگر نمیتوانند به صفحه اول لینکهای داغ بروند و بایستی به صفحه دوم لینکهای داغ بروند. این کار به این دلیل است که صفحه اول از بازدید کننده بیشتری برخوردار است. لذا با ورود لینک برگشت خورده به صفحه دوم لینکهای داغ به جای صفحه اول، از برخورداری مجدد لینک از بازدیدکننده فراوان از طریق ورود مجدد به صفحه اصلی جلوگیری خواهد شد.

نتیجه گیری: روش ذکر شده در بالا نه تنها برخی از محاسن وجود فیلتر مانند عدم ورود لینکهای غیر قانونی به صفحه اول (از طریق منفی زیاد) را دارا میباشد که تضمین کننده آزادی بیان همه کاربران نیز هست و به کاربران مستقل قدرت بیشتری میدهد. بدین طریق هر لینکی حتی اگر برای گروهی ناخوش آیند باشد امکان دیده شدن خواهد داشت و چیزی به نام فیلتر وجود نخواهد داشت. هیچ لینکی هم سانسور نخواهد شد. اما در عین حال لینکهای بحث برانگیز تعداد آرای مثبت بیشتری برای ماندن در صفحه لینکهای داغ و نیز ورود به لیست لینکهای برتر روز و یا لینکهای داغ مورد بحث روز نیاز خواهند داشت.

لینکهای مرتبط:

چرا لینک ارسالی من از نیویورک تایمز باید با منفی های فله ای و باندی مجاهدین فیلتر شود؟!

اختلال کاربران وابسته به مجاهدین خلق در اطلاع‌رسانی در بالاترین درباره خبر همکاری با موساد در انجام ترورها

مسدود شدن حساب کاربری من در بالاترین به دلیل واهی ارسال لینک تکراری!

مسدود شدن حساب کاربری من در بالاترین به دلیل واهی ارسال لینک تکراری!

مایل نبوده و نیستم که مسائل مربوط به فعالیت‌های مجازی خود در شبکه‌های اجتماعی را به وبلاگم بکشانم چون بر این عقیده هستم که احتمالا خوانندگان این وبلاگ علاقه‌ای به دانستن مشکلات من در این ارتباط ندارند. اما از آنجایی که من در سایت بالاترین کاربر بسیار فعالی بودم و در یک سال و نیم گذشته تقریبا روزانه چندین ساعت را به فعالیت و تبادل نظر در این شبکه اجتماعی گذرانده و طبیعتا عده‌ای دوستان و دشمنان مجازی پیدا کرده بودم، خواستم از مسدود شدن شناسه کاربری خودم در این وبسایت و علت مسدود شدن آن خبر بدهم که لااقل یک موقع کسی فکر نکند حساب من مثلا برای فحاشی یا چیزی شبیه به آن بسته شده که اصلا چنین نبوده است!

شناسه کاربری من در بالاترین به دلیل واهی «ارسال لینک تکراری یا تغییر در آدرس» مسدود شده است. حساب من در گذشته حتی برای یک ساعت هم مسدود نشده بود و این اولین بار است که چنین اتفاقی می‌افتد. کاربرانی که با شیوه کاری من آشنا هستند میدانند که من اصولا کاربر قانونمندی بودم و اغلب حتی رعایت قانون را به دیگران متذکر میشدم، چون رعایت قانون را متضمن حفظ کیفیت سایت که علاقه زیادی به آن داشتم میدانستم. در هر حال همانطور که در تصاویر زیر مشاهده میکنید، همزمان با مسدود شدن حساب کاربری، بالاترین به من ایمیل اخطاری را ارسال و در آن با اشاره به این لینک با عنوان «مقاله جهت‌دار سایت جرس گواهی است بر هراس اصلاح طلبان از افزایش اقبال عمومی به رضا پهلوی»، آن را تکراری یا تغییر در آدرس دانسته و به همین دلیل حساب من را مسدود کرده‌اند! این مطلب که از وبلاگ من ارسال شده بود، برای اولین بار به بالاترین ارسال میشد و به هیچ وجه مصداق لینک تکراری یا تغییر در آدرس نیست. البته بنده ۳ روز پیش از ارسال آن مطلب، مطلب دیگری با موضوع مشابه یعنی «مقاله سایت جرس درباره رضا پهلوی» را نوشته و به بالاترین لینک کرده بودم. اگر به این دو مطلب مراجعه کنید (+ ، +) با من هم عقیده خواهید بود که این دو مطلب به هیچ وجه کپی شده و یکسان نیست و از جمله‌بندی‌ها و عبارتهای متفاوتی در آنها استفاده شده و علاوه بر این از زاویه دید متفاوتی به موضوع پرداخته شده است.

مسدود شدن حساب کاربری من به دلیل تعجب برانگیز ارسال لینک تکراری، زمانی قابل تامل میشود که با نگاهی اجمالی به لینکهای موجود در موضوع‌های داغ مختلف، متوجه میشویم که گاهی اوقات بیش از ۱۰ لینک با جمله‌بندی‌ها و حتی ترتیب کلمات کاملا یکسان و بدون کوچکترین تفاوتی به بالاترین ارسال و در قالب موضوع داغ نه تنها حذف نشده که امتیازهای بالایی را هم دریافت میکنند (برای مثال به لینکهای قرار گرفته شده در این دو موضوع داغ + ، + نگاهی بیندازید). دوست عزیز کاربر محافظه‌کار زحمت کشیده و برای نمونه بعضی از لینکهای تکراری را که علیرغم تکراری بودن (متن نوشته به طور کامل کلمه به کلمه تکراری است و عینا کپی پیست شده است) حذف نشده‌اند را برای من ارسال کردند که برای مشاهده و نشان دادن رفتار متناقض مسئولان بالاترین در این ارتباط، در اینجا قرار میدهم (+ ، + ، +  یا + ، + ، +). البته اینها فقط چند تا مثال هست، روزانه دهها لینک کاملا تکراری و کپی پیست شده به بالاترین ارسال میشود بدون اینکه با کاربر ارسال کننده لینک برخوردی صورت بگیرد!

لازم به ذکر است که پیش از مسدود شدن حساب کاربری، هر دو لینک انتقادی ارسالی من درباره این مقاله جرس با چماق منفی‌های باندی کاربران طرفدار اصلاح طلبان و «دوران طلایی امام راحل» مواجه و به محاق سانسور و فیلتر که خود مشکل عمده سایت بالاترین میباشد، کشیده شده بود! همانطور که مشاهده میکنید لینک ارسالی من علیرغم استقبال عمده کاربران سایت و دریافت ۱۳۵ رای مثبت، تنها به دلیل ۳۷ رای منفی این تعداد از کاربران، از دیدگان خوانندگان سایت پنهان و به اصطلاح فیلتر شده بود! واقعا درد بزرگی است که در داخل ایران، حکومت جور و ستم ملایان حاکم با ممیزی کتابها و به بند کشیدن نویسندگان و هنرمندان، سانسور نوشته‌ها و فیلمها، سرکوب روزنامه نگاران و بستن فله‌ای نشریات، تلاش میکند که هر اندیشه و تفکر منتقد و متفاوتی را به بند و حصر بکشد و حالا در فضای مجازی به طریق دیگری و این بار با وبلاگ‌نویسان و دگراندیشان برخورد شده و با کلیک موس و کوبیدن انگشت بر صفحه کیبورد، قلمها شکسته میشود! به نظر میرسد که مطرح کردن ایراد «ارسال لینک تکراری» تنها بهانه‌ای برای مسدود کردن حساب من بوده و دلیل اصلی احتمالا بی‌ارتباط با خشم اصلاح طلبان حکومتی از دو مطلب انتقادی که در واکنش به مطلب متوهمانه سایت جرس نوشته بودم، نباشد. خشم اصلاح طلبان از این دو یادداشت که پیشتر با فیلتر کردن هراس آلود لینکها متبلور شده بود، اینک با بستن حساب من و چند کاربر دیگر به شکل کامل منصه ظهور می‌یابد! البته من حدس میزنم که اینگونه باشد، کسی را برای حدس زدن اعدام نمیکنند، میکنند؟! ای کاش حدسم اشتباه باشد!

در پایان بر خود لازم میدانم از کلیه دوستان عزیزی که پس از مسدود شدن حساب من نه فقط به خاطر دوستی با من که به دلیل حرمتی که برای قلم و آزادی بیان قائل هستند، به هر شکل ممکن اعتراض کرده و تلاش کردند که صدای رسای یک وبلاگ نویس ساده اما به محاق سانسور و فیلتر کشیده شده مثل بنده باشند تشکر و قدردانی نمایم. قطعا حمایتهای شما دوستان عزیز موجب امتنان و دلگرمی اینجانب میباشد.

ارادتمند

لینک تکراری؟!

اخطاری که همزمان با مسدود شدن حساب کاربری من برای من آمده است.

مطلب مرتبط:

مقاله جهت‌دار سایت جرس گواهی است بر هراس اصلاح طلبان از افزایش اقبال عمومی به رضا پهلوی

شلاق خوردن پیمان عارف و مسئولیت ما

ویکیپدیای انگلیسی به نشانه اعتراض برای مدت ۲۴ ساعت تعطیل میشود

ویکیپدیا

موسسه ویکیپدیا در اقدامی بی‌سابقه با انتشار بیانیه‌ای بر روی وبسایت خود اعلام کرده است که از ساعت ۵ بامداد به وقت گرینویچ روز چهارشنبه ۱۸ ژانویه، تمامی صفحات انگلیسی زبان این سایت برای مدت ۲۴ ساعت غیر قابل دسترس خواهند بود. این تصمیم به نشانه اعتراض به طرح پیشنهادی کنگره آمریکا با نام «قانون توقف سرقت آنلاین» گرفته شده است. ویکیپدیا مدعی شده است که در صورت تصویب طرح مذکور در کنگره آمریکا، ابزار قانونی برای اعمال سانسور و محدودیت بر وبسایتهای بین‌المللی در آمریکا فراهم شده و صدمه قابل توجهی به اینترنت مجانی و آزاد وارد خواهد آمد. بیش از ۱۸۰۰ عضو ویکیپدیا با اتخاذ این تصویب اعتراضی موافقت کرده‌اند.

جیمی ویلز موسس ویکیپدیا میگوید: «امروز اعضای ویکیپدیا از سرتاسر جهان اعتراض خود را نسبت به تصویب این طرح مخرب بیان کرده‌اند. این تصمیمی غیر عادی برای ماست و در حالیکه ما از منع دسترسی جهان به صفحات ویکیپدیا حتی برای مدت یک ثانیه هم متاسف خواهیم شد اما از سوی دیگر نمیتوانیم نگرانی خود از این واقعیت که طرح جدید تا چه میزان میتواند موجب محدودیت آزادی بیان و سانسور اینترنت در آمریکا و جهان شود را پنهان کنیم.»

در انتهای این بیانیه از همه کاربران مقیم آمریکا خواسته شده است که با نمایندگان حوزه انتخابی خود در مجلس نمایندگان و سنای آمریکا تماس گرفته و آنها را از تصویب طرح مذکور بر حذر دارند. همچنین به کاربران مقیم خارج از آمریکا توصیه شده است که با وزارت خارجه یا دیگر نهادهای دولتی با کارکرد مشابه در کشور خود تماس گرفته و نگرانی خود از تصویب طرح مذکور را اعلام کنند.

گفتنی است قانون جدید اعتراض‌های گسترده‌ای را برانگیخته است. مخالفان معتقدند که تصویب این قانون اختیارات و توانایی‌های زیادی به دولت آمریکا جهت اعمال محدودیت در دسترسی کاربران به اطلاعات آزاد میدهد و نهایتا منجر به سانسور اینترنت خواهد شد.

مطالب پیشنهادی در بخش تکنولوژی:

توصیه گوگل به کاربران ایرانی؛ لزوم تغییر پسورد جی میل

معرفی پروژه‌های جدید آمریکا برای ارائه اینترنت سایه جهت مبارزه با سانسور

اقدام فرانسه در غیر قانونی اعلام کردن انکار نسل‌کشی ارامنه مخالف آزادی بیان و عقیده

مغایرت قانون جدید با حق آزادی بیان

امروز پارلمان فرانسه طرحی را به تصویب رساند که انکار نسل‌کشی ارامنه در اوایل قرن بیستم میلادی را غیر قانونی میکند به گونه‌ای که اگر کسی وقوع این نسل‌کشی را منکر شود به یک سال حبس و جریمه سنگین نقدی محکوم میشود (منبع).

از آنجاییکه تاریخ‌دانان نشان داده‌اند، برای من شکی وجود ندارد که صدها هزار ارمنی در زمان حکومت سنی مذهب عثمانی در اوایل قرن بیستم میلادی کشته شده‌اند. صحیح بودن یا نبودن استفاده از عنوان نسل‌کشی (genocide) برای این واقعه هم موضوع بحث کنونی من نیست. چیزی که برای من عجیب است تصویب قوانینی از سوی برخی کشورهای دموکراتیک اروپایی و پایبند به حقوق بشر چون فرانسه است که به نحوی اقدام به محدود کردن یکی از اصول اولیه حقوق بشر یعنی حق آزادی بیان و عقیده میکنند. سالهاست که در فرانسه، آلمان، اتریش، لهستان، سوئیس و چند کشور اروپایی دیگر قانونی وجود دارد که اگر کسی کشتار گروهی یهودیان توسط آلمان نازی در جریان جنگ جهانی دوم (معروف به هولوکاست) را منکر شود، مرتکب عملی غیرقانونی شده و به زندان محکوم میشود. یعنی مثلا اگر وبلاگ‌نویسی در فرانسه یا آلمان در وبلاگ خود بنویسد که هولوکاست وجود نداشته، یا شمار یهودیان کشته شده شش میلیون نبوده بلکه مثلا ۶۰۰ هزار نفر بوده، پلیس او را به زندان می اندازد! به عنوان مثال از دهه ۹۰ میلادی تاکنون چندین نویسنده و محقق اروپایی (+ ، + ، +) تنها به دلیل اینکه در کتاب‌های خود شمار یهودیان کشته شده را کمتر از ۶ میلیون نفر خوانده بوده‌اند یا معتقد بوده‌اند که مدارکی دال بر بزرگنمایی آن حادثه از سوی یهودیان وجود دارد، به زندان، اخراج از محل کار و جریمه نقدی محکوم شده‌اند. به نظر من این رفتار دقیقا بر خلاف روح آزادی بیان است. دولت فرانسه میتواند در کتاب درسی تاریخ مدارس از این دو واقعه به عنوان نسل‌کشی یاد کند و تلاش کند مردم آن کشور را به این موضوع معتقد نماید اما اینکه کسی را به خاطر قبول نکردن یا تشکیک در این وقایع به زندان بیفکنند حقیقتا عملی ضد مبانی و اصول حقوق بشر است.

من متوجه نمیشوم چطور میشود که به عنوان مثال به زندان افتادن فردی که پیامبری محمد را منکر میشود، امر بدی است اما به زندان افتادن کسی که در هولوکاست یا در نسل‌کشی ارامنه تشکیک ایجاد میکند، امر خوبی است؟! آیا این دوگانگی در استاندارد و دیدگاه فکری نیست؟ به نظر من به زندان افکندن افراد تنها به دلیل بیان نظر و عقیده خود امری کاملا غلط و دیکتاتور گونه و در جهت سلب آزادی بیان و ضد حقوق بشر است. ممکن است کسی بگوید انکار هولوکاست یا نسل‌کشی ارامنه موجب ناراحتی بازماندگان آن وقایع یا فرزندان کشته شدگان میشود. آیا انکار محمد به عنوان پیامبر، منجر به رنجش خاطر مسلمانان نمیشود؟! آیا یونانی‌ها به عنوان هموطنان اسکندر مقدونی و ایرانی‌ها به عنوان شکست خوردگان حمله وی به کشورشان، حس یکسانی نسبت به او دارند؟! اساسا بحث رنجش و احساس توهین نیست، بحث این است که هرکسی بایستی بتواند نظر خود را بیان کند. در این میان به ویژه به زندان افتادن محققان و تاریخ‌دانانی که بر اثر تحقیق و جستجو به یافته‌ای بر خلاف نظر دولت دست می‌یابند، تکان‌دهنده و ناراحت‌کننده است!

در مورد تناقض در استانداردها مثلا به استفاده آمریکا از بمب اتمی در ژاپن نگاه کنید. چطور است که دولت‌های اروپایی و دیگر کشورهای مدعی حقوق بشر از جمله فرانسه، پودر شدن چند صد هزار نفر غیر نظامی ژاپنی در یک لحظه و در نتیجه استفاده امریکا از بمب اتمی در اواخر جنگ جهانی دوم را با عنوان «نسل‌کشی» و جنایت بر علیه بشریت نام نمیبرند؟! چرا از آمریکا نمیخواهند که کسانی که در آن ماجرا آمریت یا عاملیت داشته‌اند را مجازات کند؟ یا چرا آمریکا خود هیچ‌گاه به مجازات آنها اقدام نکرد؟ آیا غیر از این است که آمریکا ابرقدرت جهانی است و فرانسه و یا دیگران نمیتوانند خواست خود را بر او تحمیل کنند؟

در نهایت با توجه به مطرح شدن این طرح از سوی نمایندگان عضو حزب نیکولا سارکوزی رئیس جمهور کنونی فرانسه، به نظر میرسد که هدف از دست زدن به چنین اقدامی بهره‌برداری سیاسی و تبیلغاتی جهت به دست آوردن آرای بیش از نیم میلیون فرانسوی ارمنی تبار ساکن این کشور در انتخابات آتی باشد. تحلیلگران بر اهمیت آرای این افراد در انتخابات بعدی فرانسه تاکید میکنند (+ ، +).

شلاق خوردن پیمان عارف و مسئولیت ما

پیمان عارف

روز دیگری آمد و باز خبر رسید که حکومت جهل و جور کینه اهریمنی خود را با ضربات شلاق مجریان به اصطلاح عدالتش بر پیکره خون آلوده مردم ایران خالی کرده و یکی از فرزندان آزاده ایران زمین به نام پیمان عارف را شلاق زده است!

صرفنظر از دلیل اجرای چنین مجازاتی که اتهام واهی توهین به «رییس جمهور» (که البته من احمدی نژاد را رییس جمهور ایران نمیدانم!) ذکر شده است و اینکه اساسا سلام نکردن به یک فرد نمیتواند مصداق توهین تلقی شود، به نظر من تک تک ما در ادامه اجرای همه روزه چنین احکامی مسئولیم.

سکوت ما چراغ سبزی است به این حکومت برای ادامه اجرای این جنایت ها و ظلم ها. شک نکنید اگر هریک از ما به اجرای چنین احکام وحشیانه ای اعتراض کنیم، این حکومت جرات نخواهد کرد بار دیگر چنین احکامی را به اجرا درآورد. در قرن ۲۱ حتی حیوانات را هم دیگر کتک نمیزنند و هر نوع بدرفتاری با یک حیوان مورد اعتراض شدید مردم و رسانه های کشورهای مختلف قرار میگیرد. چگونه است که در مملکت ما انسانی را به جرم «انتقاد»، ۷۴ مرتبه با کابل شلاق میزنند و کسی دم برنمی آورد؟! آخر ما را چه شده است؟! چرا چنین حکومتی گریبان ما را گرفته است؟ مطمئنا رخوت و سستی امروز ما موجبات ادامه حیات این حکومت و زمینه وقوع همه روزه چنین جنایت هایی را فراهم کرده است.

واقعیت این است که مدتی است ما به ملتی مجازی تبدیل شده ایم! ملتی که فقط لایک میزند و کامنت میگذارد! ملتی که در اینترنت انقلاب میکند! لایک ها، عوض کردن عکس پروفایل و لینک گذاشتن ها از مسوولیت ما کم نخواهد کرد. باید اعتراض ما به مرحله فعلیت برسد و نمود عملی بیابد. تصویر را ببینید، کبودی کمر پیمان را بنگرید! شلاق خوردن او به صورت مجازی صورت نگرفته، ضربات شلاق به طور واقعی بر پیکر او فرود آمده است.

نگذاریم اجرای این شکنجه ها (شلاق نمونه بارز شکنجه است) و مجازات های وحشیانه برایمان عادی شود. نگذاریم اجرای چنین احکام وحشیانه و غیر انسانی ای برای این حکومت عادی شود! فراموش نکنیم که همه ما مسئولیم!

ما با سکوتمان و با انفعال و رخوت خود، چراغ سبز اجرای چنین مجازات هایی را به حکومت میدهیم و لذا مسئولیم!

مطالب مرتبط:

بررسی نقش شبکه های اجتماعی بر اعتراض های مردمی؛ مزایا و معایب

فضا را عوض کنید!

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: