بایگانی برچسب‌ها: آذربایجان

از هزینه ۲ میلیارد دلاری برای طلاکاری گنبد و گسترش صحن حرم در عراق تا زندگی زلزله زدگان آذربایجانی در چادر و مقابله با برف و سرما

پرده اول: شش سال پیش وقتی جنگ ۳۳ روزه اسرائیل و حزب الله لبنان به پایان رسید، جمهوری اسلامی سیل بی امانی از کمک های نقدی و غیر نقدی را روانه جنوب لبنان کرد به گونه ای که برخی گزارش ها حاکی از تکمیل بازسازی خانه های ویران شده در کمتر از چند ماه داشت. در حالی ایران کلیه هزینه های بازسازی جنوب لبنان را تامین کرد که در آمد سرانه این کشور ۹۰۰۰ دلار در سال یعنی بیش از دو برابر درآمد سرانه هر ایرانی است. رقم دقیق هزینه شده از سوی ایران مشخص نیست اما برآوردها از هزینه حدودا ۱ میلیارد دلاری حکایت دارد که خوب البته دیگه هیچ وقت به کشور باز نخواهد گشت.

اما آیا مقام های حکومتی همه جا این چنین به یاری آسیب دیدگان میشتابند؟ آیا حاضرند برای مردم داخل کشور هم همین هزینه ها را بکنند؟

پرده دوم: دو ماه پیش زلزله ای نه چندان قوی استان آذربایجان شرقی در شمال غرب کشور را لرزاند. اگرچه زلزله قوی نبود اما به دلیل عدم رعایت اصول مهندسی در ساختمان سازی و استاندارد نبودن سازه ها خسارات زیادی به بار آورد، دهها تن کشته و هزاران نفر بی خانمان شدند. اگرچه برای کنترل احساسات جریحه دار شده عمومی و به منظور جلوگیری از تجمع داوطلبان امداد رسان از میان مردم و به تبع آن احتمال پیدایش اعتراض های خودجوش بر ضد حکومت، قول های فراوانی از جانب مقام های حکومتی مبنی بر بازسازی سریع خانه ها و اماکن تخریب شده و رسیدگی فوری به وضعیت زلزله زدگان منتشر شد و حتی شخص خامنه ای در حرکتی تبلیغاتی در منطقه حضور یافت، اما عملا تاکنون حکومت هیچ حرکت جدی در جهت حل مشکلات آسیب دیدگان انجام نداده است. نه تنها هیچ حرکتی نکرده است که حتی داوطلبان مردمی از جمله حسین رونقی ملکی که برای کمک به زلزله زدگان به منطقه رفته بودند به دفعات مورد ضرب و شتم نیروهای امنیتی قرار گرفته و حتی بازداشت شده اند. از سوی دیگر مجلس فرمایشی که زیر نظر مستقیم دفتر رهبری فعالیت میکند، در حرکتی ننگین و ضد مردمی، فوریت طرح تسریع در بازسازی اماکن تخریب شده و کمک به آسیب دیدگان را رد نمود!!

پرده سوم: روز گذشته حکومت از در دست اجرا بودن دو پروژه بسیار بزرگ با پول ایران در عراق پرده برداشته است. یکی از این پروژه ها، ساخت ۲۰۰ هزار متر مربع  صحن جدید برای حرم امام علی در نجف به ارزش۷۵۰ میلیارد تومان و دیگری پروژه طلاکاری گنبد و ساخت رواق های «حرمین عسگرین» به ارزش ۱۵۰۰ میلیارد تومان میباشد.

هزینه هنگفت بلاعوض ۲۰۰۰ میلیارد تومانی حکومت در یک کشور خارجی برای طلاکاری گنبد و ساخت صحن به مساحت ۲۰۰ هزار متر مربع بر سر مزار چند عرب مرده در حالی صورت میگیرد که مردم زلزله زده آذربایجان در سرمای زیر صفر درجه این استان در چادر زندگی میکنند و هر شب هزاران بار به خود میلرزند تا اینکه آفتاب طلوع کند و روز سخت دیگری را آغاز کنند. زلزله زدگان از روی ناچاری و برای مقابله با سرما مجبور به استفاده از وسایل گرمایشی در داخل چادر هستند؛ کاری که بسیار خطرناک است و تاکنون دستکم در یک مورد منجر به مرگ یک کودک خردسال بر اثر آتش سوزی در چادر شده و جان دیگر زلزله زدگان را هم به دلیل احتمال آتش سوزی و هم به دلیل احتمال خفگی ناشی از تولید شدن گازهای سمی در داخل چادر تهدید میکند.

با توجه به موارد ذکر شده در بالا فکر کنم بی مورد نباشد اگر حکومت کنونی را حکومتی ضد ایرانی بنامیم که تنها دغدغه لبنان، عراق، حزب الله، حماس و دیگر کشورهای اسلامی و یا آفریقایی را دارد و هیچ اعتنایی به وضعیت مردم ایران و رنج و دشواری روزمره آنها نمیکند. مگر کل هزینه ساخت خانه برای چند هزار نفری که بر اثر زلزله خانه و کاشانه خود را از دست داده اند چقدر است؟! یعنی از ۲۰۰۰ میلیاردی که حکومت برای طلاکاری گنبد در عراق خرج میکند، بیشتر است…؟!

در همین زمینه:

ورزقان: تعداد امامزاده ۵۰، تعداد بیمارستان صفر ، اهر: تعداد امامزاده ۴۱، تعداد بیمارستان ۱

خریت نه تنها علف خوردن است! مالیدن گرد و غبار حرم امام رضا به بدن و سر و صورت کودکان سرطانی…!

کارهای مفیدی که با ۱۳ میلیارد تومان پول صرف شده برای ساخت ضریح جدید امام حسین میشد انجام داد

از انداختن جواهرات «نذری» به داخل ضریح تا یک و نیم میلیاردی که پسر آیت الله به دختر جوان داد!

کارهای مفیدی که با ۱۳ میلیارد تومان پول صرف شده برای ساخت ضریح جدید امام حسین میشد انجام داد

برخی از کارهای مفیدی که میشد با پول صرف شده برای ساخت ضریح جدید برای قبر امام حسین، انجام داد!

خوب به سلامتی ضریح جدید امام حسین هم ساخته شد! از ماه آینده مومنان میتوانند به این ضریح جدید بوسه بزنند و چشم و روی خود را به آن بمالند و به آن دخیل ببندند تا بیمارانشان شفا بیابند و مشکلاتشان از بیکاری و بی پولی گرفته تا مشکل جهاز دختر دم بخت و مستاجر نشینی همگی در یک چشم بر هم زدن حل شود! در این ضریح جدید فقط ۱۲۰ کیلوگرم طلای ۱۸ عیار به کار رفته است (منبع). با یک حساب دو دو تا چهار تا یعنی اینکه فقط چیزی حدود ۱۲ میلیارد و سیصد میلیون تومان صرف خرید طلای این ضریح شده است!! با این پول کارهای خیلی مفیدی میشد انجام داد که به چند نمونه‌اش در عکس بالا اشاره کرده‌ام.

با این پول دستکم ۲۰۰ کلاس درس میشد ساخت و در نتیجه دیگه دختر و پسرهای روستایی زیادی مجبور نمی‌بودند که در کپر درس بخوانند و یا روزانه دهها کیلومتر را در سرما و گرما برای رفتن به مدرسه‌ای در نزدیکترین آبادی طی کنند! با این پول دستکم ۸ بیمارستان مجهز ۱۰۰ تختخوابی میشد ساخت. یکیش را هم میشد مثلا در ورزقان آذربایجان شرقی ساخت که هیچ بیمارستانی ندارد و در زلزله اخیر دچار مشکل شده بود! (مطلب مرتبط) با این پول میشد ۲۵۰ نفر مهندس یا تکنسینی که مدتهاست بیکار هستند و خانه نشین شده‌اند را سر کار فرستاد و در نتیجه این عده میتوانستند خانواده تشکیل بدهند و به زندگی امیدوار بشوند!!

کارهای خیلی زیادی میشد با این پول انجام داد اما به جای آن ضریح جدیدی برای بوسه زدن و تبرک جستن ساخته شد و به کشور دوست و برادر عراق هدیه گردید! آخه میدونید ضریح قبلی از بس که بوسیده شده بود دیگه پوسیده بود و به درد نمیخورد! راستی زلزله‌زدگان آذربایجان هنوز تو چادر هستند و باز امشب از سرما به خود خواهند لرزید!

 به صفحه وبلاگ گاه نوشته های آلفرد در فیسبوک بپیوندید تا از پستهای جدید از طریق فیسبوک مطلع شوید. 

مطالب پیشنهادی:

از انداختن جواهرات «نذری» به داخل ضریح تا یک و نیم میلیاردی که پسر آیت الله به دختر جوان داد!

درسی که ناشر مجله فرانسوی «شارلی هبدو» به مسلمانان افراطی داد! + تصاویر

آیا پیامبران معصوم هستند؟ تجاوز داوود نبی به زن شوهردار و سپس کشتن شوهر زن …!

علت صدور فتواهای قتل، ترس از به هم خوردن کاسبی چند صد میلیاردی مبتنی بر ترویج خرافه و مرده پرستی است!

ورزقان: تعداد امامزاده ۵۰، تعداد بیمارستان صفر ، اهر: تعداد امامزاده ۴۱، تعداد بیمارستان ۱

آخر هفته‌ای که بار دیگر تفاوت عملکرد سینماگران مردمی و سینماگران حکومتی را نشان داد

سینمای ایران در آخر هفته گذشته شاهد وقوع دو اتفاق بسیار متمایز بود که به خوبی تفاوت عملکرد میان «سینمای مردمی» و «سینمای حکومتی» را نشان داد. در یک سو شماری از سینماگران میانی سینمای ایران بر سر سفره رییس دولتی نشستند که با تقلب در انتخابات و سرکوب مردم بر سر کار آمده و با سوء مدیریت خود کشور را به پرتگاه سقوط و تباهی کشانیده و حتی از صدور پیام تسلیت برای زلزله زدگان خودداری کرده است. و اما در سوی دیگر  شماری از چهره‌های برتر سینمای ایران مانند پرویز پرستویی، فاطمه معتمد آریا، رضا کیانیان، پوران درخشنده، حسن پورشیرازی، جعفر پناهی و غیره دست به ابتکاری جالب توجه زدند و با حضور در سینما آزادی تهران به جمع آوری کمکهای مردمی برای زلزله زدگان آذربایجان شتافتند. وه که تفاوت از کجا به کجا! شگفتا که فاصله سینمای مردمی از سینمای حکومتی چقدر زیاد است!

در یک طرف کسانی که سابقه حضور در فیلمهای حکومتی مثل اخراجی ها و قلاده های طلا و یا شرکت در مراسم‌های حکومتی دیگر مثل تحلیف احمدی نژاد و یا دیدارهای دوره‌ای به عنوان «اهالی هنر» (!) با دیکتاتور بزرگ را در پرونده دارند، برای تامین منافع شخصی خود، در مجلس افطار احمدی نژاد حاضر می‌شوند، با او عکس یادگاری می‌گیرند و البته زمینه بهره برداری سیاسی دولت از حضورشان را فراهم می‌کنند و در سوی دیگر هنرمندانی مردمی که دغدغه مردم دارند، با مردم عکس یادگاری میگیرند، به آنها گل می دهند و نه برای منافع شخصی خود که در راستای کمک به زلزله زدگان نیازمند از خود و اعتبار خود مایه می‌گذارند.

هر دو گروه را باید شناخت و نام و عملکردشان را باید به خاطر سپرد. گروه اول را باید تحریم و گروه دوم را باید حمایت کرد و البته قدرشان را باید دانست.

گروهی از سینماگرانی که در جهت منافع شخصی خود، به دیدار رییس دولت متقلب و سرکوبگر شتافتند.

سینماگرانی که دغدغه مردم داشتند و مشغول جمع آوری کمک های مردمی برای زلزله زدگان شدند.

مطالب پیشنهادی:

آقای داوود رشیدی عزیز قدر خود را بدانید!

از انداختن جواهرات «نذری» به داخل ضریح تا یک و نیم میلیاردی که پسر آیت الله به دختر جوان داد!

اذعان تلویحی هنرمند عاشق ولایت به نفرت مردم از رژیم؛ «پس از دیدار با حضرت آقا، آنتن منزل من را شکستند و در خیابان به من متلک گفتند»

زلزله، شب قدر و لزوم کسب اجازه از رئیس جمهور برای امدادرسانی؟!

نماینده اهر و هریس در گفت‌وگو با فارس: منتظر دستور ویژه رئیس جمهور برای کمک‌رسانی فراگیر به زلزله‌زدگانیم!

متاسفانه دوباره در گوشه‌ای از ایران زلزله شد و هموطنان عزیزمان جان خود را از دست دادند. من از همان دقایق اول از ماجرا با خبر شدم اما اصلا فکر نمیکردم یک زلزله شش ریشتری بتواند موجب مرگ چند صد نفر بشود. واقعا باید به حال زار خودمان تاسف بخوریم که در قرن بیست و یکم یک زلزله نه چندان قوی این چنین جان صدها نفر را می گیرد! هر چند ماه یکبار زلزله‌ای با همین قدرت کالیفرنیا را می‌لرزاند یا دستکم هفته‌ای یکی دو بار ژاپن را می‌لرزاند اما بر خلاف ایران نه تنها کسی کشته نمیشود که حتی خبرش هم به گوش ما نمیرسد! سال پیش یک زلزله حدود ۹ ریشتری در ژاپن اتفاق افتاد که خود زلزله تنها دو کشته بر جای گذاشت (هر چند سونامی حاصله مرگبارتر بود)! جالبی داستان این است که بزرگی زلزله در مقیاس لگاریتمی است، یعنی یک زلزله ۹ ریشتری حدودا ۱۰۰۰ برابر قویتر از یک زلزله ۶ ریشتری با خصوصیات مشابه (عمق، مدت، نوع نوسانات و غیره) است.

 من یادمه هفت هشت سال پیش بعد از زلزله بم، دولت کلی تو بوق و کرنا کرده بود و مرتب از صدا و سیما خبرش پخش میشد که به هر خانواده روستایی ۱۰ میلیون تومان پول برای مستحکم کردن خانه‌ها در برابر زلزله داده میشود. نمیدانم این پول داده شد یا نشد، اگر داده شد، پس چرا الان دوباره با یک زلزله نه چندان قوی چندین روستا با خاک یکسان شدند؟! حرص آدم اما موقعی درمی‌آید که تمام شبکه‌های تلویزیونی رژیم در حال پخش مراسم شبهای قدر از نجف و جمکران هستند! اصلا انگار نه انگار که زلزله‌ای شده و چند صد نفر در کشور کشته شده‌اند! واقعا که عجب شب قدری! معلوم نیست چگونه این شب از هزار شب برتر است؟!

به سایتهای خبرگزاری‌ها سری میزنم تا از اخبار زلزله مطلع شوم. با کمال تعجب می‌بینم که خبرگزاری فارس به نقل از نماینده اهر (مرکز وقوع زلزله) نوشته که منتظر دستور رییس جمهور برای امداد رسانی فراگیر به زلزله زدگان هستیم! واقعا تعجب آور است، آخر مگر امدادرسانی به زلزله زدگان هم اجازه لازم دارد؟! هرکسی می‌داند که ساعتها و چه بسا دقایق اولیه پس از وقوع زلزله برای کمک رسانی به کسانی که زیر آوار مانده‌اند از اهمیت فوق العاده‌ای برخوردار است. هر لحظه تعلل ممکن است به قیمت جان یک نفر تمام بشود. کسب اجازه و دستور برای چه؟! واقعا جای تاسف است…! این همه بی مسئولیتی، این همه بی‌تفاوتی!

وجه تشابه مجاهدین خلق و کنه!

مریم رجوی

عملکرد رهبران گروه تروریستی مجاهدین خلق در ماههای اخیر نشان داده است که آنها به معنای واقعی کلمه همچون حشره موزی کنه رفتار میکنند؛ یعنی اینکه برای مطرح کردن خود به یک میزبان مفید، سالم و مورد توجه میچسبند و برای زنده ماندن خود خون او را میمکند! در اینجا به طور نمونه سه مورد از تلاش های مریم رجوی برای مصادره حرکت ها و اعتراض های مردمی اخیر به نفع خود و مطرح کردن و زنده نگاه داشتن نام گروه تروریستی خود با استفاده از این فرصتها، ذکر شده است:

  • تلاش برای مصادره جنبش آزادیخواهی مردم ایران موسوم به جنبش سبز با قرار دادن عکس بزرگی از ندا آقا سلطان در کنار تریبون سخنرانی خود (لینک)
  • تلاش برای مصادره راهپیمایی پرشکوه ۲۵ بهمن سال گذشته به دعوت موسوی و کروبی با صدور بیانیه حمایتی و نام آوردن از شهدای جنبش سبز «صانع ژاله» و «محمد مختاری» که هیچ وابستگی به این گروه نداشته اند (لینک)
  • تلاش برای مصادره حرکت های اعتراضی و خودجوش مردم آذربایجان به نشانه اعتراض به ادامه روند خشک شدن دریاچه ارومیه و سوء مدیریت حکومت با صدور بیانیه حمایتی (لینک)

مجاهدین خلق و به ویژه رهبران آن باید بدانند که این قیام ها و اعتراض های مردمی همگی در چارچوب جنبش آزادیخواهی و دیکتاتور ستیزی مردم ایران صورت میگیرد و نه به دعوت مریم رجوی یا در حمایت از این گروه تروریستی! لذا بهتر است این گروه از چسباندن خود به جنبش های اعتراضی ایرانیان و تلاش برای مصادره کردن آنها به نفع خود و جهت مطرح کردن نام خود، خودداری کند. ضمن اینکه اساسا هیچ قرابتی میان خواسته های مردم و عملکرد ثبت شده مجاهدین در دهه های گذشته (در سلب آزادی اعضای خود در کمپ اشرف[۱]، طلاق اجباری، عدم دسترسی به رسانه های آزاد، عدم امکان خروج از کمپ [۲]، برخورد قهرآمیز با جداشگان از فرقه و غیره، که همگی از عملکرد دیکتاتور مآبانه رهبران این سازمان حکایت دارد) وجود ندارد.

در پایان سوالی را مطرح میکنم:

مگر نه اینکه حکومت استبدادی جمهوری اسلامی در همه سالهای گذشته تلاش کرده است تا مخالفان و منتقدان نظام را به مجاهدین خلق مرتبط دانسته و بدین طریق بهانه سرکوب و برخورد شدید بر علیه آنها را بدست آورد؟ پس چگونه است که هر بار پس از هر حرکت اعتراضی مردم، مجاهدین خلق بلافاصله با صدور بیانیه حمایتی یا رفتارهای مشابه، این بهانه لازم و مستمسک مورد نیاز را به جمهوری اسلامی میدهد؟!

آیا سازمان مجاهدین خلق در خفا و هوشمندانه در جهت منافع جمهوری اسلامی حرکت میکند؟

منابع:

[۱]- گزارش اخیر موسسه تحقیقات دفاع ملی آمریکا RAND نشان میده که ۷۰ درصد اعضای مجاهدین خلق مستقر در کمپ اشرف، بر خلاف خواست خود آنجا نگاه داشته شده اند. این گزارش همچنین به فعالیت های تروریستی مجاهدین خلق، شکنجه و رفتارهای وحشیانه با اعضای ناراضی و منتقد، شستشوی مغزی و نیز نگهداری اجباری اعضا در کمپ اشرف اشاره دارد.

[۲]- گزارش مستند سازمان ملل که به وجود شکنجه و اذیت و آزار در کمپ اشرف و عدم اجازه به اعضا جهت خروج از آنجا و نیز دستور رهبران مجاهدین به طلاق اجباری افراد در راستای انقلاب ایدئولوژیک اشاره دارد.

مطالب مرتبط:

مقاله تحلیلی نیویورک تایمز؛ فرقه تروریستی مجاهدین خلق و دوستان آمریکاییش!

پس از دیکتاتوری، نقض حقوق بشر و جنایت، ساندیس نیز به وجوه اشتراک جمهوری اسلامی و مجاهدین خلق افزوده شد!

دروغ سایت مجاهدین/ به راستی شرکت کنندگان در تجمع مجاهدین در واشنگتن چه کسانی بودند؟

شروع مجدد اعتراض ها در ایران برای نجات دریاچه ارومیه و واکنش وبلاگ نویسان

دریاچه ارومیه در حال خشک شدن

روز شنبه بار دیگر هزاران نفر از مردم معترض به خیابانهای تبریز و ارومیه در منطقه آذربایجان ایران ریختند تا از دولت ایران بخواهند که دریاچه ارومیه، یکی از برزگترین دریاچه های نمک جهان، را از خطر مرگ نجات دهد. مقام های ایرانی به سرعت با سرکوب معترضان به این موضوع واکنش نشان دادند. خبر اعتراض ها در رسانه های داخل حکومت سانسور گردید اما ویدئوهای متعددی از اعتراض ها بر روی یوتیوب قرار گرفت و وبلاگ نویسان اقدام به انتشار مطالب متعددی در این ارتباط در فضای وب نمودند.
وبلاگنویسی با نام «اورمویشرلی» مینویسد: «در خیابان ها برخوردهایی میان معترضان با ماموران امنیتی رخ داد. ماموران امنیتی اقدام به ضرب و شتم، بازداشت و یا حتی بستن مردم به درخت کردند.» برخی از وبلاگنویسان از مردم ایران میخواهند که فعالان آذری را حمایت کرده و راهپیمایی های ضد حکومتی را مجددا در سراسر کشور آغاز کنند.

«آذرکان» مینویسد: «جرقه در آذربایجان زده شد، حالا ما باید از خواست آنها حمایت کنیم و هرآنچه در توان داریم انجام دهیم تا ماموران امنیتی حکومت را از سرکوب مردم آذربایجان بازداریم.» او میگوید: «این فرصتی کم نظیر است و ما باید تا رسیدن به آزادی ادامه دهیم.»
«یک کشور آزاد» مینویسد: «دریاچه ارومیه تفاوتی میان تهران و تبریز نمیشناسد، ما باید در روهای آتی در همه جا اعتراض ها را سازماندهی کنیم.»
«مثبت هزار» مینویسد: «سپاه پاسداران مسوول ساخت این سدها است تا مقدار زیادی سود به دست آورد. ما باید نسبت به ارتش سایبری سپاه هوشیار باشیم. در چنین شرایطی آنها اقدام به ارسال مطالب [جهتدار] میکنند تا میان ایرانیان تفرقه بیندازند. «

«دوغ و دوشاب» از ایرانی ها میخواهد تا از دریاچه ارومیه و آذربایجان دفاع کنند. این وبلاگ نویس مینویسد: «ما همه در دام جمهوری اسلامی گرفتار شده ایم و باید از میراث فرهنگی و طبیعی مملکتمان محافظت کنیم.»
«اندرباب» پیشنهاد میکند که سه شنبه این هفته مردم در تهران و شهرهای دیگر دست به اعتراض و برپایی راهپیمایی در حمایت از [مردم] آذربایجان بزنند.

شایان ذکر است که ساخت سد بر روی قسمتی از دریاچه همراه با خشکسالی های اخیر منجر به کاهش شدید میزان آب دریافتی دریاچه ارومیه شده است. این پدیده در نتیجه منجر به افزایش میزان شوری آب دریاچه شده است که به نوبه خود منجر به فراری دادن پرندگان زیادی شده و اکوسیستم منطقه را با خطری دائمی مواجه ساخته است. اگر دریاچه خشک شود، میلیونها نفر از مردم منطقه مجبور خواهند شد که محل زندگی خود را ترک و به مناطق دیگر نقل مکان کنند.

این مطلب برگردان مقاله گلوبال ویسیز آنلاین میباشد.

یکی از ویدئوهای اعتراض های روز شنبه در ارومیه:

مردم میگویند: «آذربایجان زنده باد ، هرکس که چشم دیدنش را ندارد کور باد»

و

«دریاچه ارومیه در حال جان دادن است ، مجلس به قتل آن فرمان میدهد.»

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: