بایگانی دسته‌ها: اقتصاد

نگاهی به فروش ۸ برابری بازی GTA در مقایسه با درآمد حاصل از فروش نفت ایران!

لوگوی سری جدید بازی محبوب Grand Theft Auto

لوگوی سری جدید بازی محبوب Grand Theft Auto

واقعا آدم حسرت میخوره وقتی می بینه در حالیکه اکثریت مطلق درآمد ایران از محل فروش نفت خام هست و از سالی ۳۵ میلیارد دلار (روزی حدودا ۱۰۰ میلیون دلار) فراتر نمیره، یک تیم مهندسی غربی نشسته اند و مغزشون را به کار انداخته اند و با کمک چند تا کامپیوتر، کد بازی ای را نوشته اند که در همان ۲۴ ساعت اول عرضه به بازار بیش از ۸۰۰ میلیون دلار فروش کرده است (خبر مربوطه: نسخه جدید سری بازیهای «جی تی ای» با نام Grand Theft Auto V در همان شب اول عرصه به بازار، رکورد فروش ویدئوگیم ها که تا پیش از این با ۴۸۰ میلیون دلار در اختیار بازی «کال آو دوتی» بوده را شکسته و رکورد ۸۰۰ میلیون دلاری را به جا گذاشته است)!! تصور کنید اگر فروش این بازی با همین روند ادامه پیدا بکنه، درآمد حاصل در مدتی حدود ۶ هفته از کل درآمد نفتی ایران در یک سال هم فراتر خواهد رفت! واقعا شگفت انگیزه!

فروختن نفت و خرج کردن پولش نه هنره و نه استعداد و خلاقیت خاصی لازم داره! هنر اینه که از مغزت استفاده بکنی و آن چنان خلاق و باهوش باشی که نه تنها ایده هات را از صفر به مرحله عمل برسونی که علاوه بر این بتونی این چنین آنها را به بازار مصرف عرضه بکنی و چنین سود هنگفتی از فروش یک بازی کامپیوتری به جیب بزنی! نوش جونشون واقعا! اصلا عجیب نیست که کشورهای غربی، ژاپن. کره جنوبی و سنگاپور بدون داشتن نفت، پیشرفته و مدرن هستند ولی کشورهای نفت خیز خاورمیانه با داشتن میلیاردها بشکه ذخیره نفتی، کشورهایی مصرفی، واردکننده و اغلب عقب مانده اند! برای اینکه گروه اول از مغزشون برای کسب درآمد استفاده میکنند و گروه دوم از منابع محدود زیرزمینی کشورشون! یعنی ممکنه ما هم یک روزی به چنین سطحی برسیم که ایده هامون میلیاردها دلار سود دهی به ارمغان بیاره؟!

صدا و سیمای حکومتی؛ از دغدغه سانسور دست و پای تماشاچیان تا پخش پرحجم تبلیغ محصولات تقلبی

دغدغه صدا و سیما برای سانسور دست و پای تماشاچیان مسابقات ورزشی در حالی است که این سازمان اقدام به پخش آگهی های بازرگانی محصولات تقلبی و فاقد مجوز که خطرات زیادی برای سلامتی مردم میتواند در پی داشته باشد نموده است.

دغدغه صدا و سیما برای سانسور دست و پای تماشاچیان مسابقات ورزشی در حالی است که این سازمان اقدام به پخش آگهی های بازرگانی محصولات تقلبی و فاقد مجوز که خطرات زیادی برای سلامتی مردم میتواند در پی داشته باشد نموده است.

چند روز پیش عزت الله ضرغامی، رییس حزبل و عبوس صدا و سیما در واکنش به اعتراض های گسترده مردم نسبت به پخش تصاویر تکراری و آرشیوی در حین پخش زنده مسابقه دوم والیبال ایران و ایتالیا، گفته بود که پخش مسابقات والیبال برای این رسانه بسیار دشوار است زیرا تماشاچیان به زمین مسابقه بسیار نزدیک هستند و «تماشاچیان زن هم پوشش نامناسبی دارند که قابل پخش نیست». او ضمن تشکر از تلاش های اتاق پخش برای سانسور تصاویر گفته بود که «پخش مسابقات والیبال برای ما از پخش مناظره های انتخاباتی هم سخت تر بود»!!cream_halazon

این همه نگرانی و دغدغه صدا و سیما برای سانسور و پوشاندن دست و پای تماشاچیان مسابقه در حالی است که صدا و سیما یک صدم این دغدغه را برای حفظ سلامتی مردم از خود نشان نمی دهد. برای مدت بیش از یک سال و نیم، آگهی های بازرگانی طولانی و پرشمار محصولی آرایشی به نام «کرم حلزون» با ادعای «ساخت ایران» از شبکه های مختلف همین صدا و سیما پخش شد. این در حالی است که بررسی های البته دیر هنگام بازرسان وزارت بهداشت نشان داده است که این محصول هیچ گونه پروانه تولید، پروانه پخش یا مجوز وارداتی ندارد و اصولا هیچ شرکتی با نام «حلزون» در ایران ثبت نشده است!! با توجه به این موضوع مشخص نیست صدا و سیمای دولتی بر چه اساسی اقدام به پخش آگهی های بازرگانی محصولی تقلبی کرده است که اثرات زیان بار مصرف درازمدت آن بر سلامت مردم، نامشخص است! باید از آقای ضرغامی به عنوان رییس سازمانی که نقش مهمی در افزایش میلیاردی فروش یک محصول تقلبی و فاقد مجوز در کشور داشته سوال کرد که آیا او مسوولیت آسیبهای احتمالی که مصرف این محصول برای پوست و سلامت مردم دارد را خواهد پذیرفت؟! نکته عجیب تر اینکه  پخش تبلیغات این محصول از صدا و سیما همچنان ادامه دارد!

بدون شک مدیران صدا و سیما با کلاهبرداران سازنده این محصول تقلبی، زد و بندی انجام داده اند تا این دزدی بزرگ هرچه بزرگتر  از جیب مردم صورت بگیرد. برآوردهای تقریبی از فروش بیش از ۱۰۰ میلیارد تومانی این محصول تقلبی در کشور حکایت دارد. تبلیغات تلویزیونی بسیار گران است و گفته می شود که هر ۱۵ ثانیه تبلیغ در شبکه ۳ به عنوان مثال چیزی حدود ۳۰ تا ۵۰ میلیون تومان هزینه دارد. تبلیغات طولانی مدت «کرم حلزون» دست کم ۱۵ تا ۲۰ مرتبه در روز و برای مدت بیش از ۱ سال از شبکه های مختلف پخش می شد که با یک حساب سرانگشتی میتوان حدس زد که هزینه این تبلیغات بیش از دهها میلیارد تومان بوده است! این در حالی است که به گفته سایت تابناک، بررسی ها نشان داده که این کرم ها در جایی نزدیک کرج و به سفارش شرکت «سپیده ماهان» تولید می شده است؛ شرکتی که ۱۲ سال پیش توسط دو نفر و  با سرمایه ۲ میلیون تومان تاسیس شده و تا مدتها حتی هیچ مکان ثابتی هم نداشته و مرتب به مکان های استیجاری مختلف نقل مکان می کرده است!!

در ارتباط با زد و بند میلیاردی صدا و سیما با کلاهبرداران پشت پرده این محصول تقلبی، مدیر عامل یک شرکت تبلیغاتی که برای صدا و سیما نیز آگهی تلویزیونی می فروشد، به روز آنلاین گفته است که اداره بزرگی در صد ا و سیما وجود دارد که اقدام به نظارت و سانسور گسترده آگهی های تبلیغاتی می کند. به گفته این فرد «محال است که صدا و سیما با این شرکت زد و بند نداشته باشد زیرا برای پخش آگهی، شرکت درخواست کننده باید انواع و اقسام مدارک شناسایی، مجوزها، محل دقیق سکونت خود و اقوام خود و … را به بازرسان صدا و سیما بدهد، تا در صورت لزوم بتوانند از وی طلبهای خود را وصول کنند. بنابراین احتمال سهل انگاری یا غفلت در این زمینه صفر است و قطعا صدا و سیما از وضعیت شرکت سپیده ماهان مطلع بوده است.»

مطالب قبلی:

رضا شاه ثروتمندترین «پناهنده» جهان؛ تصویری از مقاله ۷۲ سال پیش واشنگتن پست

از قتل ۲ جوان تهیدست ایرانی توسط آخوندهای جنایتکار تا وجدان بیدار ایرانیان آزاده!

هدف آمریکا از تحریم های جدید: فشار مستقیم بر ایرانیان؛ پیام تحریمها: نگذارید جلیلی رییس جمهور شود!

تحریم های جدید مردم عادی را هدف قرار داده است.

تحریم های جدید مردم عادی را هدف قرار داده است.

در عرض ۳ روز گذشته و در حالی که کمتر از ۱۰ روز تا انتخابات ریاست جمهوری در ایران باقی مانده است، آمریکا حجم عظیمی از تحریم های جدید را بر ایران اعمال کرده است (+). از یک طرف ریال و از طرف دیگر صنایع پتروشیمی و خودرو مورد تحریم های جدید قرار گرفته اند. گفته شده است که منظور از تحریم ریال بی ارزش کردن آن در خارج از ایران است و هدف، مورد تحریم قرار گرفتن بانکها، موسسات، شرکتها و افرادی است که حجم بالایی از ریال را در خارج از ایران مبادله می کنند. همانطور که می دانید اصولا ریال در خارج از ایران مبادله نمی شود و لذا این تحریم، تنها جنبه روانی بر بازار خواهد داشت. اما دو تحریم دیگر، یعنی تحریم پتروشیمی و صنعت خودرو ایران، تاثیر بسیار شدیدی بر اقتصاد کشور و سطح زندگی و رفاه ایرانیان بر جای خواهد گذاشت.

صنعت پتروشیمی ایران در سال ۲۰۱۲ بیش از ۱۲ میلیارد دلار صادرات داشته است یعنی چیزی حدود ۲۰ درصد کل درآمد ارزی ایران متعلق به این بخش بوده است. مسلما تحریم آن جلوی فعالیت کشورها و شرکتهای خارجی در ایران را خواهد گرفت، صادرات را متوقف خواهد کرد و منجر به بیکاری عظیمی در این بخش خواهد شد و با کاهش حجم درآمد ارزی دولت، منجر به کاهش ارزش ریال می گردد.

از طرف دیگر، تا ۲ سال گذشته، بیش از ۳۰۰ هزار نفر به طور مستقیم در صنعت خودرو کشور و تولید قطعات خودرو مشغول به کار بوده اند؛ صنعتی که وابستگی شدیدی به کشورهای خارجی دارد. از ۲ سال گذشته و با توسعه ابعاد تحریم ها از جمله تحریم های بانکی به تدریج همکاری خودروسازهای خارجی با بخش خودرو ایران کاهش یافت، چیزی که منجر به رکود در این بخش و کاهش تولید گردید. اکنون آمریکا بخش خودرو را به طور مستقیم هدف قرار داده است. یعنی اینکه دیگر هرگونه همکاری با صنعت خودرو ایران و از جمله صادرات خودرو و قطعات آن به ایران ممنوع شده است و هر شرکتی که با ایران معامله کند، از سوی آمریکا جریمه خواهد شد. این موضوع منجر به افزایش رکود در این صنعت، افزایش دامنه بیکاری ها، افزایش قیمت خودرو و قطعات خودرو خواهد شد. همچنین دارندگان خودروهای خارجی، با مشکلات متعددی برای تامین قطعات یدکی مورد نیاز خودرو خود مواجه خواهند شد.

هدف از تحریم های جدید:

اگر بتوان با خوش بینی، هدف از تحریم صنعت پتروشیمی ایران را کاهش درآمد ارزی حکومت و اعمال فشار مضاعف بر آن دانست، اما با هیچ ترفندی نمیتوان نسبت به حسن نیت آمریکا در تحریم صنعت خودرو خوش بین بود. شکی نیست که هدف آمریکا از تحریم خودرو و ریال ایران، اعمال فشار مستقیم بر مردم ایران است. آمریکا تقریبا تمامی منابع ارزی و درآمدی رژیم را مسدود کرده است و حالا کم کم وارد فاز تحریم هایی می شود که مستقیما مردم ایران را هدف قرار میدهد. هدف آمریکا از اعمال این تحریم ها، دشوار کردن زندگی مردم عادی و افزایش نارضایتی ایرانیان می باشد به این امید که شاید گسترش نارضایتی ها منجر به شورش و آشوب علیه حکومت بشود تا در نتیجه حکومت از بلندپروازی های هسته ای خود دست بردارد و یا اینکه به طور کلی حکومت سرنگون بشود!

اما تجربه نشان داده است که آمریکا از این ترفند راه به جایی نخواهد برد و این سیاست شکست خورده است. به چند دلیل: ۱- در طول تاریخ ایرانیان نشان داده اند که انسانهای مغروری هستند. فشار بیشتر بر آنها نه تنها آنها را وادار به حرکت به سوی خواسته های آمریکا نخواهد کرد، بلکه در طول زمان کینه عمیقی در دل مردم ایران ایجاد خواهد نمود و نهایتا منجر به پافشاری جمعیت بیشتری از مردم بر حق استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای خواهد گردید. ۲- اصولا با توجه به تجربه تلخ انقلاب سال ۵۷، عدم وجود آلترناتیوی مشخص و قابل اعتماد و نیز به دلیل سابقه سرکوبهای وحشیانه حرکتهای اعتراضی از سوی حکومت، وقوع هرگونه حرکت اعتراضی از سوی مردم به دلیل اعمال تحریمها، دستکم در کوتاه مدت منتفی به نظر میرسد.

پیام تحریم های جدید:

نکته مهم دیگر که نباید از آن غافل شد، «زمان» خاصی است که این تحریم های سه گانه بر ایران و ایرانیان اعمال میشود. در کنار دلایل مطرح شده در بالا، بدون شک یکی از اهداف آمریکا از اعمال تحریم های جدید، پیام به مردم ایران است. پیام آمریکا به ایرانیان این است که اگر تحریم های بیشتری نمی خواهید، از به قدرت رسیدن هر شخصی که به دنبال افزایش تنش با غرب می باشد و بر موضع لجوجانه حکومت بر ادامه برنامه هسته ای خود اصرار می ورزد جلوگیری کنید. منظور از این چنین فردی به طور اخص شخص «سعید جلیلی» می باشد که در ۵ سال گذشته زیر نظر علی خامنه ای، مسئولیت تلف کردن وقت غربی ها در مذاکرات متعدد اما بی حاصل را بر عهده داشته است و در مبارزات انتخاباتی خود به طور مکرر بر «مقاومت» و «گفتمان انقلاب اسلامی» تاکید کرده است! اگر نگاهی به حامیان او بیندازید می بینید که اکثریت افراد و گروههای حکومتی که سال ۸۴ از احمدی نژاد حمایت میکردند، اکنون از جلیلی حمایت میکنند، لذا پر بیراه نیست اگر او را نامزد اصلی حاکمیت بدانیم.

اگرچه سیاست خارجی رژیم از جمله تصمیم گیری درباره برنامه هسته ای مستقیما زیر نظر علی خامنه ای است اما رییس جمهور به هر حال تا میزانی در تصمیم گیری ها موثر است. به قدرت رسیدن فردی همچون حسن روحانی که به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی و مذاکره کننده هسته ای ایران، سابقه تعامل سازنده و اعتماد سازی با غرب را در پرونده خود دارد میتواند از یک طرف به عنوان شاخه زیتونی به نشانه صلح از سوی مردم ایران تعبیر شود و از طرف دیگر گویای «نه بزرگ» ایرانیان به سیاستهای تنش زا و ماجراجویانه خامنه ای و مردود شدن او در رفراندوم هسته ای باشد! مردم ایران اگرچه با استفاده صلح آمیز از برنامه هسته ای موافقند اما خواهان همکاری کامل با آژانس اتمی هستند، چیزی که خامنه ای و جلیلی مانع آن بوده اند. آمریکایی ها امیدوارند مردم ایران از خارج شدن اسم جلیلی از صندوق رای جلوگیری کنند، هرچند حاکمیت نشان داده است که در مواقع لزوم ابایی از تقلب و دست بردن در آرای مردم نخواهد داشت…!

در همین زمینه:

احساس عشق و نفرت نسبت به تحریم‌ها

نمودار جهش عظیم در «شاخص فلاکت» در ایران در ۲ سال گذشته!

نمودار جهش عظیم در «شاخص فلاکت» در ایران در ۲ سال گذشته!

نمودار تغییرات "شاخص فلاکت" در ایران در ۲۰ سال گذشته.

نمودار تغییرات «شاخص فلاکت» در ایران در ۲۰ سال گذشته.

این نمودار که تغییرات شاخص فلاکت و بدبختی در ایران در ۲۰ سال گذشته را نشان میدهد به خوبی گویای دوران فاجعه بار دولت احمدی نژاد است و نتیجه ادامه بلندپروازی های هسته ای جمهوری اسلامی را نشان میدهد.

همانطور که می بینید این شاخص در ۴ سال گذشته به طور مکرر افزایش یافته و این افزایش در ۲ سال گذشته به ویژه در سال قبل به شدت زیاد بوده است، به گونه ای که به شکل جهشی بزرگ در سمت راست تصویر خودنمایی میکند. به نظر میرسد علت این جهش عظیم و ناگهانی مجموعه عوامل زیر باشد:

۱- سوء مدیریت و فساد شدید در دولت و بدنه حاکمیت

۲- تشدید هدفمندی یارانه ها

۳- اعمال تحریم های بانکی و نفتی بین المللی به دلیل ماجراجویی های هسته ای جمهوری اسلامی که منجر به کاهش شدید منابع مالی حکومت و در پی آن سقوط شدید ارزش ریال گردیده است.

۴- کمک های بی حساب و کتاب میلیاردی به رژیم جنایتکار بشار اسد در سوریه و گروههای تروریستی بین المللی

همه این موارد دست به دست هم داده تا شاهد این وضع اسفبار در کشور باشیم!

توضیح اینکه شاخص فلاکت «هانکه» از مجموع نرخ تورم + نرخ بیکاری + نرخ بهره بانکی منهای  درصد تغییر سالانه درآمد سرانه به دست می آید.

در همین زمینه:

اگر دیدید عده زیادی رای دادند تعجب نکنید! اما چرا؟

احساس عشق و نفرت نسبت به تحریم‌ها

کاریکاتوری گویا از مجله اکونومیست

کاریکاتوری گویا از مجله اکونومیست

کنگره و سنای آمریکا تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی را تشدید کرده‌اند. سال ۹۰ حکومت روزانه ۲ و نیم میلیون بشکه نفت در روز صادر می‌کرد. بر اثر تحریم‌های نفتی و بانکی، این رقم از تابستان سال ۹۱ به روزانه ۱ میلیون بشکه در روز کاهش یافت. حالا با این تحریم‌های جدید و سخت تر، عملا هدف آمریکا این هست که صادرات نفت ایران که ۸۰ درصد درآمد حکومت را تامین میکند به صفر برسد، مگر اینکه آخوندها از بلندپروازی‌های هسته‌ای خود دست بردارند!

من همواره نسبت به تحریم‌ها یک جور حس عشق و نفرت همزمان داشته‌ام! از یک طرف خیلی خوشحالم که درآمد آخوندها و سپاه روز به روز دارد کمتر و کمتر میشود و این جنایتکاران کمتر میتوانند ثروتهای ملی ایران را غارت کنند. از طرفی نیز با ادامه این روند بودجه حکومت برای سرکوب مردم در داخل و حمایت از گروههای تروریستی منطقه مثل حزب الله، حماس و جهاد اسلامی و رژیم سرکوبگر بشار اسد در سوریه به شدت کاهش خواهد یافت و این خیلی خوب است و جای خوشحالی بسیار دارد.

اما از طرف دیگر می‌دانم و می‌بینم که این تحریم‌ها چه فشار سنگینی را به مردم وارد میکند. به عنوان مثال بر اثر کاهش ورود ارز به کشور به خاطر کاهش درآمد نفتی حکومت، ارزش ریال به شدت سقوط کرد و همین موضوع موجب ۳ برابر شدن قیمت‌ها در بازه زمانی کوتاهی شد، در حالیکه درآمد قشر کارمند و حقوق‌بگیر جامعه در این مدت تنها به میزان جزیی افزایش پیدا کرده است. علاوه بر این واردات دارو به دلیل تحریم‌های بانکی به شدت دشوار شده و صدها هزار بیمار در کشور هستند که نمیتوانند داروهای خود را تهیه کنند چون وارد نمیشود اگر هم با هزار بدبختی دارو را پیدا کنند باید آن را به قیمت بسیار بالایی تهیه کنند که عملا از توان اکثریت مردم خارج است. از سوی دیگر به دلیل قطع همکاری خودروسازهای خارجی با ایران خودرو و سایپا و شرکت‌های زیر مجموعه آنها، عملا صنعت خودرو در داخل ایران برشکسته و دهها هزار نفر بیکار شده‌اند. صنایع دیگر هم به دلیل تحریم بانکی، امکان واردات مواد اولیه و قطعات مورد نیاز خود را ندارند، و از طرف دیگر از آنجایی که اقتصاد در ایران عملا در دست دولت و سپاه است و چیزی به نام بخش خصوصی وجود خارجی ندارد، با کاهش درآمد دولت، پولی برای تغذیه این صنایع غیر رقابتی و سرپا نگه داشتن آنها نمانده است. این موضوع در کنار واردات بی رویه از هند و چین در ازای فروش نفت به این کشورها، موجب تعطیل شدن یا در آستانه تعطیلی قرار گرفتن صنایع داخلی و نیز رکود شدید بخش کشاورزی شده است که به نوبه خود به گسترش بیکاری دامن زده است!

در جامعه‌ای که مردم تحت فشار شدید گرانی افسار گسیخته و بیکاری هستند و سطح درآمدشان روز به روز کمتر می‌شود، احتمال اعتراض‌های مدنی پایین است. در چنین جامعه‌ای کمتر کسی فرصت فکر کردن به دموکراسی و آزادی را خواهد داشت چون دغدغه نان شب مجالی برای افراد باقی نمی‌گذارد. حتی اگر در اثر شدت فشارها و نارضایتی عمومی، شورشی اتفاق بیفتد نه از نوع دموکراسی خواهی و برای برقراری آزادی و حقوق بشر، بلکه از نوع «انقلاب پابرهنگان» خواهد بود؛ انقلابی که تصور به قدرت رسیدن یک حکومت دموکراتیک در پی آن دشوار و دور از ذهن می‌باشد…

در همین زمینه:

اگر دیدید عده زیادی رای دادند تعجب نکنید! اما چرا؟

آغاز تحریم های «نفت در برابر غذا»

فعلا همه سرگرم تماشای دعواهای مافیایی مراکز قدرت در داخل جمهوری اسلامی هستند، گویا فراموش کرده اند که از فردا دور جدید تحریم ها علیه ایران اعمال میشود. در نتیجه این تحریم های بسیار جدی، جمهوری اسلامی از دریافت ارز و یا فلزات گرانبها در ازای فروش نفت و گاز به کشورهای دیگر ناتوان خواهد شد. طبق مفاد تحریم های جدید، کشورهای دیگر بایستی پول ناشی از فروش نفت و گاز ایران را به شکل ارز محلی نزد بانک های خود نگاه دارند و ایران تنها میتواند با آن پول، محصولات غذایی و دارو وارد و از خدمات تولیدی کشور وارد کننده نفت استفاده کند. به عبارت دیگر تحریم های جدید، بسیار شبیه به تحریم های «نفت در برابر غذاست» که سالها پیش بر عراق اعمال شد. با توجه به سهم ۹۰ درصدی نفت و گاز در تولید ناخالص ملی ایران، تحریم های جدید جمهوری اسلامی را با مشکل اساسی در تامین ارز خارجی مواجه خواهد نمود، چیزی که سقوط ارزش پول ملی را تسریع، صنایع داخلی را نابود و فقر، تورم و بیکاری را تشدید خواهد نمود!

این همه در حالی است که رهبر جمهوری اسلامی همچنان بر بلندپروازی های هسته ای خود اصرار و بر ادامه غنی سازی غیر ضروری اورانیوم تاکید میکند! توجه به واقعیت هایی همچون وجود منابع عظیم نفت و گاز در کنار میزان کم و کیفیت بسیار پایین اورانیوم موجود در کشور که عملا تولید برق را کاملا غیر اقتصادی مینماید، شکی باقی نمیگذارد که این همه اصرار بر ادامه غنی سازی اورانیوم با وجود فشارهای بین المللی و وارد آمدن هزینه های جبران ناشدنی به اقتصاد کشور، تنها و تنها حکایت از عزم جمهوری اسلامی برای دستیابی به سلاح اتمی یا تکنولوژی تولید سلاح حکایت دارد و دقیقا به همین دلیل است که کشورهای خارجی به برنامه هسته ای ایران مشکوک و بدبین هستند!

در همین زمینه:

دلیل سقوط شدید ارزش ریال چیست؟

 سکوت و بی تفاوتی ما، چراغ سبزی است به حکومت تا مملکت را هر چه بیشتر به قهقرا بکشاند!

اتحاد مردم با بازاریان و ادامه اعتراض‌ها همراه با سر دادن شعارهای اقتصادی و مخالفت با سیاست هسته‌ای

داد و فریادهای خامنه ای و حملات به احمدی نژاد نشان میدهد که که تحریم ها در حال شکاندن کمر رژیم است

بلوف احمقانه وزیر نفت جمهوری اسلامی

تحریم ها بدجور مقامات رژیم را کلافه کرده است. امروز وزیر نفت جمهوری اسلامی در بلوفی خنده دار ادعا کرده است که اگر تحریم ها تشدید شود صادرات نفت خود را متوقف میکنیم!! این حرف آنقدر مضحک است که مرغ پخته را هم به خنده می اندازد!! جمهوری اسلامی پارسال در این موقع روزانه ۲/۵ میلیون بشکه در روز نفت صادر میکرد. در اثر تحریم ها این رقم امروز به کمتر از ۸۰۰ هزار بشکه در روز رسیده است یعنی یک سوم شده است. تازه حکومت از دریافت پول حاصل از فروش همین میزان اندک نفت هم عاجز هست زیرا مورد تحریم های گسترده بانکی و مالی قرار گرفته است.

این همه در حالی است که سال گذشته یش از ۸۵ درصد از درآمد کشور از طریق فروش نفت بوده است. لذا هرکسی به سادگی متوجه میشود که اولین کسی که از عدم فروش نفت ایران ضرر میکند، خود حکومت است. در حال حاضر وابستگی کشورهای دیگر به نفت ایران کمتر از هر زمان دیگری است زیرا ۸۰۰ هزار بشکه در روز رقم ناچیزی به شمار میرود و کافی است که عربستان. عراق، امارات یا کویت اندکی بیشتر نفت تولید کنند تا به سرعت جای خالی ایران در بازار پر شود. لذا بلوف اخیر وزیر نفت جمهوری اسلامی در تهدید به قطع صادرات نفت تنها از وضعیت اسفناک رژیم حکایت میکند که هیچ اهرم فشاری بر غربی ها ندارد و به ناچار مجبور شده است به لفاظی و جنگ روانی روی بیاورد تا شاید بتواند اندکی قیمت نفت در بازار جهانی را افزایش دهد. البته طبق گزارش اخیر نیویورک تایمز، جمهوری اسلامی در این امر هم شکست خورده است زیرا اظهارات اخیر وزیر نفت جمهوری اسلامی هیچ تاثیری بر قیمت نفت در بازار جهانی نداشته است.

صادرات میلیاردها دلار شمش طلا از ترکیه به ایران

خبرگزاری رویترز در خبری ویژه از ترکیه گزارش داده است که همه روزه در فرودگاه آتاتورک در شهر استانبول، هزاران قطعه شمش طلا از طریق هواپیماهای مسافربری ترکیش ایر لاینز و امارات به دوبی و سپس به ایران منتقل میشود. طبق آمار گمرک ترکیه، حجم صادرات طلا در ماه مارس (فروردین) ۲۰۱۱ از ترکیه به ایران تنها ۱۳ میلیون دلار بوده است در حالیکه این رقم پس از اعمال تحریم های گسترده بانکی و نفتی بر ایران در عرض یک سال به ۴۸۰ میلیون دلار در ماه مارس ۲۰۱۲ افزایش یافته است. روند شتابان صادرات شمش طلا به ایران در ماههای گذشته همچنان ادامه داشته است به گونه ای که در ماه جولای (تیر) سال جاری حدود ۱/۸ میلیارد دلار طلا از ترکیه به طور مستقیم به ایران منتقل شده است. طبق آمار گمرک ترکیه صادرات مستقیم طلا از ترکیه به ایران در فاصله ماههای آوریل (اردیبهشت) تا جولای (تیر) به طور متوسط هر ماه بین ۱/۲ تا ۱/۸ میلیارد دلار در نوسان بوده است. پس از بازتاب گسترده این خبر در رسانه های ترکیه و بین المللی و احتمالا به دلیل ترس از مداخله آمریکایی ها و ایجاد مانع، صادرات مستقیم طلا به ایران در ماه آگوست (مرداد) به رقم ۱۸۰ میلیون دلار کاهش می یابد اما همزمان صادرات شمش طلا از ترکیه به امارات (دوبی) به شدت افزایش و به رقم بی سابقه ۱/۹ میلیارد دلار (معادل ۳۶ تن شمش طلا) میرسد. این در حالی است که کل صادرات طلا از ترکیه به امارات در ماه پیش از آن تنها ۷ میلیون دلار بوده است.

بررسی های خبرگزاری رویترز نشان میدهد که در بازار طلا و جواهر دوبی تغییر محسوسی در میزان طلای موجود در بازار در ماه مرداد مشاهده نشده است. این در حالی است که برخی از تجار بازار دوبی به خبرنگار رویترز گفته اند که این شمش های طلا پس از ورود به دوبی مستقیما به ایران منتقل میشود. ظاهرا علت انجام صادرات غیر مستقیم از ترکیه به دوبی و سپس ایران، این است که حداقل بر روی اسناد رسمی در گمرک ترکیه. نام ایران به عنوان مقصد نوشته نمیشود، بلکه دوبی به عنوان مقصد معرفی و به این طریق از جلب توجه رسانه ها و ایجاد مشکلات احتمالی توسط آمریکایی ها خودداری میشود. طبق قوانین ترکیه هر مسافر اجازه خارج کردن ۵۰ کیلوگرم طلا را دارد. لذا برای انتقال ۳۶ تن شمش طلا در ماه به حدود ۷۰۰ تا ۸۰۰ مسافر نیاز هست که این شمش های طلا را از طریق هوایی از ترکیه به دوبی و سپس احتمالا از طریق لنج از طریق دریایی از دوبی به ایران منتقل کنند.

مقصد نهایی این شمش ها مشخص نیست. اما با توجه به تشدید تحریم های بانکی، جمهوری اسلامی قادر نیست که درآمد حاصله از فروش نفت و گاز خود به ترکیه (سالانه حدودا ۵ میلیارد دلار) را به شکل ارزهای معتبر مثل دلار و یا یورو دریافت کند و به ناچار پول را به شکل لیره ترکیه دریافت میکند. لیره ترکیه توانایی محدودی در عرصه بین المللی دارد اما ارز قابل قبولی برای خرید طلا از ترکیه و انتقال طلا به داخل کشور است. از آنجایی که به دلیل تحریم ها حکومت درآمد ارزی چندانی ندارد، مجبور است برای واردات کالا از کشورهای دیگر به مبادله پایاپای با فلزات گرانبها مثل طلا روی بیاورد. در نهایت به نظر میرسد خوشحال ترین بازیگر در این عرصه ترکیه است که همه روزه پول هنگفت و بادآورده ای را از طریق دریافت مالیات و عوإرض بر صادرات این شمش های طلا نصیب خود میکند.

در همین زمینه:

دلیل سقوط شدید ارزش ریال چیست؟

از شعار نه شرقی نه غربی تا قرارداد ترکمانچای نفتی با چین!

اخراج ایران از سویفت به معنای نابودی کامل اقتصاد ایران است

پروژه انتقال آب دریای خزر به مرکز ایران به نفع مردم یا سرداران سپاه؟

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: