اعدام گروهبان دانایی فر و تفاوت رفتار جمهوری اسلامی در قبال گروگانهای سپاهی و غیر سپاهی

جیش العدل

ساعتی پیش گروه سنی افراطی جیش العدل اعلام کرد که یکی از سربازان ایرانی به گروگان گرفته شده با نام گروهبان جمشید دانایی فر را به تلافی کشته شدن فردی با نام «»علی نارویی» توسط جمهوری اسلامی، اعدام کرده است. همچنین این گروه به مقام های جمهوری اسلامی هشدار داده است که اگر تا ۱۰ روز دیگر زندانیان سنی دربند را آزاد نکند، یک نفر دیگر از سربازان به گروگان گرفته شده را اعدام خواهد کرد.

این اتفاق را از چند جهت میتوان مورد بررسی قرار داد:

۱- بی تفاوتی مقام های نظام

با وجود گذشت ۶ هفته از به گروگان گرفته شدن این افراد که از سرهای تراشیده شده شان مشخص است سربازان وظیفه بوده و در مرزبانی خدمت میکرده اند، جمهوری اسلامی هیچ توفیقی در جهت آزادی آنها نداشته است. حتی به نظر میرسد تلاش دیپلماتیک، اطلاعاتی یا نظامی چندانی هم برای آزادی آنها صورت نگرفته است. این بی تفاوتی و بی عملی را مقایسه کنید با تلاش شبانه روزی ارگانهای مختلف جمهوری اسلامی برای آزادی حدود ۴۰ سپاهی که حدودا ۱ سال پیش در سوریه و توسط مخالفان بشار اسد به گروگان گرفته شده بودند! این موضوع نشان می دهد که جمهوری اسلامی به هیچ وجه ارزشی را که برای نیروهای سپاهی و بسیجی خود قائل است برای سربازان وظیفه قائل نیست وگرنه به جای اعزام  چند سرباز وظیفه آموزش ندیده با تجهیزات اندک به چنین منطقه خطرناکی، از نفرات زبده تر و آموزش دیده تر خود در سپاه استفاده میکرد.

۲- توهین روزمره به اقلیت سنی مذهب در ایران و محروم نگه داشتن استانهای مرزی

یکی از اصلی ترین دلایل شکل گیری گروههای افراطی مانند جندالله و بعد از آن جیش العدل، توهین، تحقیر و محدودیتهای روزمره ای است که آخوندهای شیعه افراطی در قدرت در کشور به اقلیت سنی مذهب روا می دارند. به عنوان مثال جیش العدل عملیات اخیر خود  برای گروگان گرفتن سربازان ایرانی را «حضرت عثمان» نام گذاری کرده بود که اشاره ای است به اهانت هایی که چند روز قبل از انجام این عملیات توسط آخوند حکومتی آیت الله مصباح یزدی به یکی از خلفای اسلامی مورد احترام اهل سنت یعنی عثمان صورت گرفته بود. یا مثلا در تهران با این جمعیت زیاد، اجازه ساخت حتی ۱ مسجد برای اهل سنت داده نمیشود! از سوی دیگر عدم تقسیم ثروت و درآمدهای ملی در سطح کشور و تمرکز منابع و امکانات در شهرهای مرکزی، موجب محروم ماندن استانهای مرزی و بالابودن بیکاری و فقر در این مناطق شده است که نارضایتی مردم را به همراه خواهد داشت.

 ۳- دخالت رژیم در سوریه و سرکوب کلیه خواسته های مدنی

شکی نیست که جیش العدل دستکم از نظر مالی، از سوی دولتهای عرب منطقه حمایت میشود. اما نکته مهم  این است که اساسا چرا  ما باید بر خلاف منافع ملی خود از دولت بشار اسد جنایتکار که به خاطر ماندن بر قدرت، تاکنون صدها هزار نفر از مردم این کشور را کشته است حمایت کنیم؟! چرا به جای حمایت از مردم یک کشور، از دولت جنایتکار آن کشور حمایت میکنیم؟ چرا  به جای صرف درآمدهای نفتی در داخل کشور و جهت مقابله با فقر و بیکاری، میلیاردها دلار سرمایه ملی مردم ایران صرف سرکوب مردم سوریه میشود؟! مسلما در چنین شرایطی کشورهای منطقه از فرصت استفاد میکنند و با حمایت مالی و  تحریک کردن گروههای افراطی، شرایط برای پر و بال گرفتن ایدئولوژیک  و ابراز وجود  گروههای مسلح با خواسته های فرقه ای چون جیش العدل فراهم میشود!

از سوی دیگر واکنش خشن مقام های جمهوری اسلامی با خواسته های مدنی و سرکوب کلیه منتقدین با مشت آهنین و اعدام های زیاد نیز در افزایش تنش در جامعه موثر است. اساسا چرا این تعداد زیاد سنی مذهب در زندانهای ایران هستند؟ مگر آنها چه کار کرده اند؟ چرا جمهوری اسلامی تحمل کوچکترین خواسته مدنی یا انتقادی را ندارد؟! مسلم است که در چنین شرایطی امکان گفتگو وجود نخواهد داشت و گروههای منتقد رفته رفته افراطی تر شده و نهایتا به مبارزه مسلحانه برای دستیابی به خواسته های خود متوسل خواهند شد

در چنین شرایطی خشک و تر با هم خواهند سوخت و امثال گروهبان دانایی فر که تنها به کار مرزبانی مشغول بوده و هیچ نقشی در جنایتهای جمهوری اسلامی و یا اعمال سیاستهای آنها نداشته اند در آتش انتقام و خشم افراطیون از یک طرف و اهمال و بی تفاوتی از طرف دیگر، پر پر میشوند! 

در همین زمینه:

جیش العدل، فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی را تحقیر کرد!

محکوم کنیم هم تروریسم و گروگانگیری و خشونت را و هم اعدام و محرومیت و تبعیض را

5 پاسخ به “اعدام گروهبان دانایی فر و تفاوت رفتار جمهوری اسلامی در قبال گروگانهای سپاهی و غیر سپاهی

  1. مرگ بر الله مرگ بر محمد مرگ بر اسلام مرگ بر آخوندها (بلند) «یک مسلمان سابق» مارس 25, 2014 در 10:02 ب.ظ.

    مرگ بر الله
    مرگ بر محمد
    مرگ بر اسلام
    مرگ بر آخوندها (بلند)

    «یک مسلمان سابق»

  2. مسلمان آوریل 6, 2014 در 7:53 ب.ظ.

    خدا شما رو شفا بده
    واسه چی داری زندگی میکنی

  3. سال ۲۵۷۴ سال ( الله آدمکش) زدایی از ایران بزرگ. مارس 16, 2015 در 11:54 ب.ظ.

    سال ۲۵۷۴ سال ( الله آدمکش) زدایی از ایران بزرگ.

  4. شایان کریمی ژانویه 31, 2018 در 10:42 ب.ظ.

    دیدگاه هایتان بسیار صفر و صدیست و از داخل چنین مواردی خیلی بعید هست حرف منطقی خارج شود. از دید سطحی و مغرضانه به اسرای سپاهی و غیر سپاهی فقط با یاداوری مثال احمد متوسلیان میتوان گذشت که ایران در این زمینه کلا خیلی مواقع ناقص عملکرده است یا برخورد با مدافعان حرم غیر سپاهی و…
    ایا خوزستان با جمعیت تمام شیعه و نفت زیر زمینش چه وضعی دارد. ایلام و اکثر کرمانشاه یا شمال سیستان چطور. زندانیان سنی مذهب هم با این شیوه بیانش به یک جوک شبیه هست. مبلغان سلفی راست راست میگردند و کار میکنند کسی غالبا کاری بکارشان ندارد راجب همان سوریه مطالع کنید از داخل چه مساجدی بعدا حی علی الجهاد بیرون امد.
    مردم سوریه . دوست عزیز هشتاد درصد مردم سوریه در مناطق دولتی زندگی میکند جدا از ضعف هایی که در دولت سوریه بود و بسیاری برطرف شد مانند نظام تک حزبی که الان احزاب کاملا ازاد هست یا انتخابات باز تر. ازادی رسانه ها و…که محقق شد و همین محقق شدن اکثر مردم معترض را هم برگرداند.از جمله عروه قنوم که خودش برگزار کننده تاهرات دانشجویی در دمشق بود و حالا طرفدار سرسخت دولت و حزب در مجلس دارند. اگر شما به تمام سوری های جهان من جمله تروریست هایی که دموکراسی را شرک میدانند هم حق رای دهید در مجموع 17 میلیون نفر خواهند بود و در انتخابات قبل اسد 11 میلیون رای اورد. هیچ جناحی یا گروهی و حزبی حتی رقیب دولت فعلی در مقبولیت نیست سرکوب و مانند این جدا از ماهیت خارجی بحران سوریه بدون پشتوانه مردمی برای ماندن دولت امکان پذیر نیست کما اینکه در هر کشوری مردم پشت دولت را خالی کردند ولو همه قدرت ها هم خواستند ان دولت بماند اما نماند. بجز برخی خواسته های بحق و قشر اقلیت سلفی مسلک هیچکس از بدنه مردم با اعتراضات همراه نکرد در طول این مدت مثال بارزش حلب شرقی بود که مدام میگفتند مردم بیگناه در محاصره اند و مخالفند و… در نهایت پس از ازادسازی کلا چهار درصد جمعیت شهر ان را ترک کردند. مقبولیت دولت به کنار سرنوشت کشور هایی که حتی با پشت کردن به حکومت مرکزی شان با دست خارجی و گروه های تروریستی سلفی سرنگون شدن چه شد . ارجاع میدهم به جنگ چهل ساله افغانستان و داستان لیبی ….
    ایا سپردن سوریه و لبنان و به طبعش عراق به عربستان سعودی و ترکیه در منافع ملی ماست. ایا نهادینه کردن تروریسم سلفی در کشور های متحد ما که ارمانشان مقابله و تکفیر مسلمانان بخصوص شیعیان است در دایره منافع ملی ماست. ایا خط لوله عربستان و امارات و قطر از سوریه در دایره منافع ملی ماست. ایا اسرائیل برای منافع ملی ما ان تشبیه مشهور را سال 2009 در هرتزالیا به کار برد دو سال پیش از بحران سوریه. ایا هم مرز شدن با داعش و جنگ تمام عیار با ان جزو منافع ملی ماست و 60 کشور جهان سرشان درد میکرد که در اینجا وارد شوند.
    تمام مواردی که تقریبا در سوریه خرج میشود زیر مجموعه بودجه دفاعی ماست و این بودجه هم در منطقه خاورمیانه از اخر پنجم است و جای یک ریال کاهش بیشتر ندارد. در صورت خرج نشدن خارج چندین برابر جدا از خسارت های استراتزیک و سیاسی و مالی باید هزینه نظامی شود در صورت عدم جلوگیری از سقوط بغداد ایران رسما با تانک و نیروی گسترده پیاده باید در مرز با داعش قرار گرفته و وارد عراق میشد. هزینه جانی و مالی و سیاسی عدم حضور چند ده برابر خواهد بود کما اینکه این ماجرا اساسا برای زدن ما پیش امد. هزینه نظامی به نسبت کم ما که شامل حقوق و پلیس و…هم میشود و جای یک ریال کاهش ندارد باید صرف ابادانی شود؟؟؟؟ اگر نویسنده مغرض متن دلش به حال فقرا سوخته به مصداقش دقت کند.هر ساله دو و نیم برابر کل بودجه نظامی داخلی و خارجی فرار مالیاتی داریم. چندین برابر این پول در اتاق های بازرگانی جابجا میشود کاملا به ضرر کشور. چند صد هزار میلیارد معوقه بانکی و…به کنار ان وقت همین بودجه نظامی اندک ما در این منطقه جهنم باید خرج رفاه شود که هر شخص عاقلی میداند جدا از فاجعه سیاسی عدم توجه به متحدان خارجی ریالی از این بودجه نظامی اضافه نیست که بجای جدیدی منتقل شود در مقایسه با مصداق های فقر و بحران مدیریت هم تفاوتی ایجاد نخواهد کرد در یک ابکش چه یک لیتر اب بیرید چه یک و یک دهم لیتر.

  5. شایان کریمی ژانویه 31, 2018 در 10:43 ب.ظ.

    دیدگاه هایتان بسیار صفر و صدیست و از داخل چنین مواردی خیلی بعید هست حرف منطقی خارج شود. از دید سطحی و مغرضانه به اسرای سپاهی و غیر سپاهی فقط با یاداوری مثال احمد متوسلیان میتوان گذشت که ایران در این زمینه کلا خیلی مواقع ناقص عملکرده است یا برخورد با مدافعان حرم غیر سپاهی و…
    ایا خوزستان با جمعیت تمام شیعه و نفت زیر زمینش چه وضعی دارد. ایلام و اکثر کرمانشاه یا شمال سیستان چطور. زندانیان سنی مذهب هم با این شیوه بیانش به یک جوک شبیه هست. مبلغان سلفی راست راست میگردند و کار میکنند کسی غالبا کاری بکارشان ندارد راجب همان سوریه مطالع کنید از داخل چه مساجدی بعدا حی علی الجهاد بیرون امد.
    مردم سوریه . دوست عزیز هشتاد درصد مردم سوریه در مناطق دولتی زندگی میکند جدا از ضعف هایی که در دولت سوریه بود و بسیاری برطرف شد مانند نظام تک حزبی که الان احزاب کاملا ازاد هست یا انتخابات باز تر. ازادی رسانه ها و…که محقق شد و همین محقق شدن اکثر مردم معترض را هم برگرداند.از جمله عروه قنوم که خودش برگزار کننده تاهرات دانشجویی در دمشق بود و حالا طرفدار سرسخت دولت و حزب در مجلس دارند. اگر شما به تمام سوری های جهان من جمله تروریست هایی که دموکراسی را شرک میدانند هم حق رای دهید در مجموع 17 میلیون نفر خواهند بود و در انتخابات قبل اسد 11 میلیون رای اورد. هیچ جناحی یا گروهی و حزبی حتی رقیب دولت فعلی در مقبولیت نیست سرکوب و مانند این جدا از ماهیت خارجی بحران سوریه بدون پشتوانه مردمی برای ماندن دولت امکان پذیر نیست کما اینکه در هر کشوری مردم پشت دولت را خالی کردند ولو همه قدرت ها هم خواستند ان دولت بماند اما نماند. بجز برخی خواسته های بحق و قشر اقلیت سلفی مسلک هیچکس از بدنه مردم با اعتراضات همراه نکرد در طول این مدت مثال بارزش حلب شرقی بود که مدام میگفتند مردم بیگناه در محاصره اند و مخالفند و… در نهایت پس از ازادسازی کلا چهار درصد جمعیت شهر ان را ترک کردند. مقبولیت دولت به کنار سرنوشت کشور هایی که حتی با پشت کردن به حکومت مرکزی شان با دست خارجی و گروه های تروریستی سلفی سرنگون شدن چه شد . ارجاع میدهم به جنگ چهل ساله افغانستان و داستان لیبی ….
    ایا سپردن سوریه و لبنان و به طبعش عراق به عربستان سعودی و ترکیه در منافع ملی ماست. ایا نهادینه کردن تروریسم سلفی در کشور های متحد ما که ارمانشان مقابله و تکفیر مسلمانان بخصوص شیعیان است در دایره منافع ملی ماست. ایا خط لوله عربستان و امارات و قطر از سوریه در دایره منافع ملی ماست. ایا اسرائیل برای منافع ملی ما ان تشبیه مشهور را سال 2009 در هرتزالیا به کار برد دو سال پیش از بحران سوریه. ایا هم مرز شدن با داعش و جنگ تمام عیار با ان جزو منافع ملی ماست و 60 کشور جهان سرشان درد میکرد که در اینجا وارد شوند.
    تمام مواردی که تقریبا در سوریه خرج میشود زیر مجموعه بودجه دفاعی ماست و این بودجه هم در منطقه خاورمیانه از اخر پنجم است و جای یک ریال کاهش بیشتر ندارد. در صورت خرج نشدن خارج چندین برابر جدا از خسارت های استراتزیک و سیاسی و مالی باید هزینه نظامی شود در صورت عدم جلوگیری از سقوط بغداد ایران رسما با تانک و نیروی گسترده پیاده باید در مرز با داعش قرار گرفته و وارد عراق میشد. هزینه جانی و مالی و سیاسی عدم حضور چند ده برابر خواهد بود کما اینکه این ماجرا اساسا برای زدن ما پیش امد. هزینه نظامی به نسبت کم ما که شامل حقوق و پلیس و…هم میشود و جای یک ریال کاهش ندارد باید صرف ابادانی شود؟؟؟؟ اگر نویسنده مغرض متن دلش به حال فقرا سوخته به مصداقش دقت کند.هر ساله دو و نیم برابر کل بودجه نظامی داخلی و خارجی فرار مالیاتی داریم. چندین برابر این پول در اتاق های بازرگانی جابجا میشود کاملا به ضرر کشور. چند صد هزار میلیارد معوقه بانکی و…به کنار ان وقت همین بودجه نظامی اندک ما در این منطقه جهنم باید خرج رفاه شود که هر شخص عاقلی میداند جدا از فاجعه سیاسی عدم توجه به متحدان خارجی ریالی از این بودجه نظامی اضافه نیست که بجای جدیدی منتقل شود در مقایسه با مصداق های فقر و بحران مدیریت هم تفاوتی ایجاد نخواهد کرد در یک ابکش چه یک لیتر اب بیرید چه یک و یک دهم لیتر.

دیدگاه خود را با دیگران به اشتراک بگذارید (لطفا فارسی بنویسید). توجه: کامنتهای اسپم یا حاوی دشنام و یا کلمات رکیک منتشر نخواهند شد.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: