عید قربان؛ مراسم زشت کشتار حیوانات در انظار عمومی و اثرات تخریبی آن بر روان کودکان

ریختن خون حیوان در انظار عمومی و از جمله جلوی چشم کودکان در کشورهای اسلامی در روز "عید قربان"!

ریختن خون حیوان در انظار عمومی و از جمله جلوی چشم کودکان در کشورهای اسلامی در روز «عید قربان»!

«عید قربان» را شاید بتوان خشونت بار ترین مراسم اسلامی نامید. در این روز مسلمانان صدها هزار حیوان بخت برگشته را اسیر کرده و به قتل میرسانند. زشت ترین و شنیع ترین جلوه این مراسم، ریختن خون حیوان در انظار عمومی و از جمله جلوی چشم کودکان و خردسالان می باشد که تاثیر عمیقی بر روح و روان کودک بر جای می گذارد و حساسیت نسبت به کشتار و به طور کلی خشونت را در نهاد ناظران از بین می برد! فردی را تصور کنید که برای اولین بار میخواهد گلوی گوسفندی را با چاقو بشکافد؛ دلش آشوب است، دستش میلرزد، با سختی و ناراحتی بسیار بالاخره این کار را انجام میدهد، چه بسا شب هم کابوس می بیند! حال قصابی باسابقه را تصور کنید که سالهاست این کار را انجام میدهد. او خیلی راحت دست و پای حیوان را می بندد، چه بسا لگدی هم روانه پیکر او میکند، کله اش را گرفته و با بی رحمی تمام چاقو را در گردنش فرو میکند و بیخ تا بیخ می برد، بدون اینکه ذره ای احساس ناراحتی داشته باشد! واقعیت امر این است که خشونت در نهاد او نهادینه و احساساتش نسبت به مرگ و خون و نیستی خنثی شده و عکس العملی نشان نمیدهد.

به یاد دارم زمانی که کودک خردسالی بودم همسایه دیوار به دیوارمان گوسفندی را خریده و به پایه علمک گاز جلوی درب خانه شان بسته بود. گوسفندی بود با پشم هایی سفید و سر و پاهایی سیاه و با قیافه ای معصوم و بس مهربان! در آن بعد از ظهر گرم تابستانی، من و دوستم که پسر همسایه مان بود ساعتها کنارش ایستاده و او را نوازش کردیم، و هر نوع سبزیجاتی که در خانه داشتیم از هویج و کاهو گرفته تا تره و جعفری به او خوراندیم، او هم با ولع میخورد و هیچ نمی گفت! تا اینکه صبح روز بعد زمانی که به امید سرگرم شدن دوباره با گوسفند کنار دیوار، درب خانه را باز کردم، او را در حالی دمرو با دست و پای بسته در وسط کوچه‌ی مملو از جمعیت دیدم که فردی قوی جثه با چاقویی در دست، بر کمر او نشسته بود! پیرزنی از جماعت حاضر به زور آبکی بر حلقوم ببعی بی نوا ریخت و آنگاه در چشم بر هم زدنی چاقوی قصاب در گلوی حیوان فرو رفت! خون بود که به بیرون فوران میکرد و آسفالت کف کوچه را سرخ و رنگین کرد! همزمان جماعت حاضر صلوات ختم میکردند … اللهم صل علی محمد و آل محمد! جسم نیمه جان ببعی تکان شدیدی خورد به امید اینکه شاید بتواند خود را نجات دهد اما چه باک که قصاب فرزتر بود و گلوی حیوان را از بیخ تا بیخ برید و کله اش را از جا کند! بقیه اش را هم که خودتان میدانید…! گوسفند بینوا تکه تکه شد و قسمتی از پیکرش را برای در و همسایه و آشنایان فرستادند و البته به روال معمول، حتی یک تکه دنبه اش هم به یک فقیر مستحق نرسید!! به قدری این ماجرا را به خوبی به یاد دارم که گویی همین دیروز بود! شاید باور نکنید پس از آن روز تا مدتها شبها کابوس می دیدم!

واقعا من نمیدانم فایده این کار چیست که هر سال در این روز صدها هزار گوسفند را کشتار میکنند؟! اصلا فرض کنیم که داستان ابراهیم واقعی است، خوب چرا آن ماجرای مربوط به چند هزار سال پیش باید توجیه و بهانه ای برای کشتار حیوانات باشد؟! اگر هم حیوانی را برای مصرف گوشتش قربانی میکنید، تو را به جان هرکسی که دوست دارید بروید در کشتارگاه، بروید در جایی بسته که کسی نباشد این کار را بکنید، حداقل جلوی بچه ها این کار را نکنید که اثرات روحی و روانی شدیدی بر آنها میگذارد…! واقعا شما مشابه چنین اعمال زشتی را در هیچ یک از جوامع متمدن نمیتوانید پیدا کنید!

در همین زمینه:

محرم ماه شکنجه جسمی و روحی کودکان + چند تصویر

امامزاده‌ای که با یک زمین لرزه با خاک یکسان میشود، چگونه میتواند شفا بدهد؟!

7 پاسخ به “عید قربان؛ مراسم زشت کشتار حیوانات در انظار عمومی و اثرات تخریبی آن بر روان کودکان

  1. keyumars123 اکتبر 15, 2013 در 7:52 ب.ظ.

    نقل قول قشنگی را جایی دیدم ، زیباست که اینجا تکرار کنم «بجای اینکه گوسفندی بکشید، نهالی بکارید»

  2. mohsen motavasseli اکتبر 15, 2013 در 8:08 ب.ظ.

    شما تا حالا گوشت قرمز خوردی؟
    آخی فکر کنم اصلا تا حالا گوشت نخوردی
    این روحیه لطیفت گویای احوالاتت هست
    یعنی همیشه گیاهخواری؟
    چطور دلت میاد گیاهان بیچاره رو طی یک مراسم خشونت بار قطع کنی و بعد با کمال وقاحت و در عین سنگدلی اونها رو بخوری؟
    منم اولین گیاهی رو که چیدم خیلی دلم گرفت و دستم لرزید
    شب هم کابوسای وحشتناکی دیدم
    ولی حالا با آرامش کامل و بدون هیچ دغدغه ای گیاهان رو می چینم
    من خیلی وقته سنگدل شدم آره درست میگی
    شمایی که تا حالا گوشت نخوردی چون گوشت از مراکزی به نام کشتارگاه که محلی است برای جنایات بزرگ بشری میاد
    دچار کمبود مواد لازم برای رشد و سلامتت نشدی؟
    البته شما روح بسیار لطیفی داری و این روح لطیف نمی تونه تحمل بکنه خوردن اعضا و جوارح یک حیوان رو
    خوش باشی عزیزم با گیاهخواری ات
    البته می ترسم با این روحیه ات گیاهخواری هم نتونی بکنی چون اون هم جنایتی است در حق گیاهان
    مشغول باش به هواخوری فعلا

    • aliraadlar اکتبر 16, 2013 در 12:11 ق.ظ.

      آخی شما روحیه بسیار لطیفی دارید فکر کنم طاقت دیدن قصابی رو هم ندارید حالا خوبه این گوسفنده ولی درمورد کشتار وحشیانه انسان ها چیزی نمیگید

    • آواره در آمستردام اکتبر 16, 2013 در 11:18 ب.ظ.

      جناب آقاى محسن چقدر خوبه ياد بگيريد به عقايد ديگران احترام بگذاريد، و به نظرم شما پيام اين نوشته را كه پرهيز از خشونت و نمايش آن بود نگرفتيد و به تميخر گياهخوارى پرداختيد كه نميدانم كجاىعمل فردى كه دلش راضى به پرورش و كشتن حيوانات براى سيركردن شكمش نيست تمسخر دارد؟!

  3. آواره در آمستردام اکتبر 16, 2013 در 11:12 ب.ظ.

    منهم در كودكى يكبار شاهد همچين صحنه ى دلخراشى بودم، قسمت بريدن گلو را نديدم ولى بعدش كه با وجود بريدن سر بدن گوسفند تكان ميخورد را هنوز هم وقتى يادم ميوفته ميلرزم، راستى هم كه من واقعاً نميفهمم فلسفه ى اين نمايش را؟!!

  4. Masoud اکتبر 17, 2013 در 4:02 ب.ظ.

    دوستاني كه اينجا اومدن و اداي گنده لاتها رو در ميارن بايد بدونن كه تو اين دنيا خيلي چيزها نسبي هست، فكر كنم اگر شما در قبايل آدم خوار آفريقايي هم به دنيا مي آمدي اينجا كامنتت باز اين بود كه » آخييييي تو تا به حال گوشت قرمز انسان را نخورده اي؟؟؟؟ چقدر لطيفي شما و . . » .
    به جاي اين كارها ميتوانيم شاقول و ميزانمان را يك جاي خوب بگذاريم، با عقلمان، حداقل اين خشونت عيان را جلوي چشم كودكان كه در كودكي به چشم يك حيوان معصوم به گوسفند نگاه مي كنند و خبر هم ندارند كه اين گوشت قرمز از كجا ميايد انجام ندهيم.
    ولي از يك جهت با حرف خودم مخالفم كه به نظرم بهتر است انسانها از كودكي به المانهاي اصلي حيات پي ببرند و دستشون بياد كه دنيا چطور شايد بي رحم ميچرخه براي بعضي ها و بعضي از گونه ها مانند گوسفند، و شايد در ميان انسانها هم بعضي ها حكم كوسفند رو دارند در قبال بعضي ديگر. اما وقتي اين حرف درست است كه كه همه چيز تكميل باشد، نه اينكه بچه شهري سوسولي كه تا ده سالگي از سوسك هم ميترسه اونوقت وقتي پنچ سالشه بيان يك گوسفند نازي كه ديروزهمبازيش بود رو بيخ تا بيخ قصابي كنند. از شوكي كه به اون بچه واردميشه واقعا خندم ميكيره 🙂 و خيلي بده باور كنيد 🙂

    • سامان مارس 19, 2014 در 9:07 ق.ظ.

      سلام من انجمن های حمایت از حیواناتو دوست دارم .و عاشقه حیواناتم و با کشتار بیرحمانه و زجر کشی مخالفم.اما خدا گوشته بعضی از حیواناتو حلال کرده و کفران نعمت کفره و خدا فرموده حلال بخورید .و قربانی طبق دستور العمل سنت کمترین زجرو داره.امروزم سایتای زیادی مثل اینو دیدم که یا موافقن یا مخالف.اما اینکه خدا گوشته این حیواناتو حلال کرده مانعی ندارد و اوست دانا و حکیم دانش ما به اون نمیرسه.وا اینکه شما با حرف زدن با یه دکتر کلا قربانی رو تحریم کنی.

دیدگاه خود را با دیگران به اشتراک بگذارید (لطفا فارسی بنویسید). توجه: کامنتهای اسپم یا حاوی دشنام و یا کلمات رکیک منتشر نخواهند شد.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: