حس دوگانه این روزها؛ رای بدهم یا رای ندهم؟!

منم مثل خیلی های دیگه در این چند روز در برزخ به سر می برم و خیلی خلاصه بگم حس دوگانه ای دارم! یک دل میگه نباید رای داد چون حتی اگر تقلب نکنند رییس جمهوری فقط مسئول اجرایی مملکت هست و در واقع همه کاره نیست، بخش عمده ای از اختیارات از جمله فرماندهی کل قوا، سیاست خارجی و سیستم قضا به طور مستقیم توسط رهبر کنترل میشه که از طریق مردم انتخاب نمیشه. از طرف دیگه باید به خاطر تقلبی که در سال ۸۸ کردند و توهینی که به مردم روا داشتند گوشمالی داده بشوند و نباید با شرکت در انتخابات به سیستم مشروعیت داد، نباید در شرایطی که هنوز آمران و عاملان کهریزک مجازات نشده اند رای داد …

اما خودم به خودم جواب میدم که چون همزمان انتخابات شوراها هم برگزار میشه به هر حال خواه ناخواه درصدی پای صندوق حاضر شده و رای خواهند داد و نظام بهره برداری تبلیغاتی مورد نظر خودش را خواهد کرد. از طرفی مگر هر نوع حضوری در انتخابات، مشروعیت میاره؟! آیا حضور حداکثری مردم در سال ۸۸ به سیستم مشروعیت داد یا برعکس اندک آبرویش را نزد مردم و جهانیان بر باد داد؟! به نظر من بزرگترین ضربه را همین اعتراض های سال ۸۸ به نظام زد و چندین میلیون بر شمار مخالفان خامنه ای افزود! آیا اگر ما در سال ۸۸ شرکت نمیکردیم و در خانه می نشستیم میتوانستیم با شعار «رای من کو؟» به خیابانها بریزیم و رژیم را به چالش بکشیم و برای چندین ماه خواب را از کودتاچیان برباییم؟! آیا اگر ما  سال ۸۸ شرکت نمیکردیم، اساسا فرصتی برای حضور و اعلام نارضایتی ایجاد می شد؟! آیا جنبش سبزی به وجود می آمد؟!

اما یک دل دیگه میگه وقتی تحریم هستیم، وقتی بیکاری و فقر به شدت زیاد شده، وقتی کسی مثل جلیلی بر ادامه همین مسیر تاکید میکنه، و وقتی در نبود یک اپوزیسیون قدرتمند، فراگیر و قابل اعتماد هیچ امکان تغییر بنیادینی در کوتاه مدت حتی در میان مدت متصور نیست، وقتی خطر حمله نظامی وجود داره، تلاش برای اصلاح از داخل عاقلانه تر به نظر میرسه به ویژه اینکه وقتی طبقه متوسط قوی نیست مثل الان و روز به روز هم داره ضعیفتر میشه، وقتی حجم اصلی مشکلات مردم اقتصادی شده، خواسته های دموکراسی خواهانه و آزادی خواهانه رو به افول میره… پس با علم به اینکه حمله نظامی نمیخواهیم و انقلاب پا برهنگان هم منجر به دیکتاتوری دیگری خواهد شد، پس چرا نباید برای جلوگیری از ادامه روند فعلی و تقویت قشر متوسط و آزادیخواه که داره زیر فشار اقتصادی له میشه، به عارف یا روحانی رای داد؟ این ۲ نفر حداقل نشان داده اند که اختلاف دیدگاه فاحشی با بقیه نامزدها دارند. این دو هیچ دخالت مسقیمی در سرکوبها و جنایات رژیم نداشته اند. حتی اگر این دو بتوانند اندکی شرایط را بهبود ببخشند و حرکت پرشتاب این قطار نابودی و نیستی را کند کنند، باز هم برد کرده ایم!! البته عارف و روحانی اگر واقعا میخواهند پیروز بشوند باید حتما ائتلاف کنند چون اینطوری با حضور هر دو، رایهایشان قطعا تقسیم خواهد شد و تجربه ۸۴ تکرار.

این چند پاراگراف خلاصه ای بود از چالشی که در چند روز گذشته خودم با خودم دارم! در هر حال به نظر من هیچ کس نباید به افرادی که به دلایل ذکر شده در بالا تشخیص میدهند رای بدهند یا اونهایی که به دلایل مختلف رای نمیدهند و تحریم میکنند، توهین کند! هیچ کس نمیتونه ادعا کنه که حق مطلقه و او تنها کسی است که درست فکر میکنه و بقیه اشتباه میکنند!!

در همین زمینه:

اگر دیدید عده زیادی رای دادند تعجب نکنید! اما چرا؟

5 پاسخ به “حس دوگانه این روزها؛ رای بدهم یا رای ندهم؟!

  1. آواره در آمستردام ژوئن 9, 2013 در 9:43 ق.ظ.

    من ميگم چرا ما فكر ميكنيم براى اعتراض دليلى نداريم، و انگار تنها دليل اعتراض طلب رأى دزديده شده ست؟!!! مملكت در حتل فروپاشى ست، گرانى بيداد ميكنه، آمار زندانيان سياسى و اعدامها سر به فلك ميزند، عاملان جنايايات سالهاو دهه هاى گذشته همچنان در پستهاى مختلفت به جناباتشان ادامه ميدهند، دزدى هاى ميلياردى ميشود و هيچكس صدايش در نمى آيد ، پول نفت مردم خرج سركوبى مردم سوريه و تقويت حرب اله لبنان ميشود …. خوب اينها هبچ يك كافى نيست براى اعتراض؟! مشكل اينجاست كه سازماندهى درستى براى اعتراض كردن و پيشبردش وجود ندارد

  2. Ali ژوئن 10, 2013 در 4:52 ب.ظ.

    به آنهایی که میگند رای ندین، اگر قرار است تقلب بشه در تعداد کل رای دهند گان هم میشه. پس بهتره از این شانس هم که شده برای بهبود وضع مردم استفاده کرد. ولی به کی رای بدیم؟
    اصول گرایان ممکن است با افراط در ایده آ لیسم، تنگ نظری، امنیت نگری و نخبه هراسی کشور را به ورشکستگی و جنگ بکشانند.
    روحانی هم ممکن است با افراط در سازش، به زحمات ملت در دستیابی به صنعت هسته ای مضرباشد. مثلا علنا گفت ایران ده سال در این مورد پنهانکاری کرده! قوه قضاییه دست رییس جمهور نیست و مشکل است زندانی های سیاسی را بتواند آزاد کند.
    فقط میماند عارف، او در دوره خاتمی از عاملین بیشترین پیشرفتهای اقتصادی و صنعتی بود وتجربه زیاد در اداره کشور و برنامه های آماده و سنجیده و کارشناسی-علمی دارد. او مصمم به باز کردن محیط جامعه و استفاده از نخبگان است و گر چه ایده آل نیست ولی تنها شانسی است که تا حدی کشور را از بحران بیرون بیا ورد و فرصت تنفس به جامعه بدهد. تنها امید نجات کشور اینست که روحانی به نفع عارف کنار برود و مردم به عارف رای بدهند.

  3. sasy ژوئن 10, 2013 در 5:17 ب.ظ.

    خاک بر سر امریکا کنم که برای اپوزیسیون ایران خرج بالاترین رو میده ولی کاربراش زیر یه لینک منطقی اسپم میکنن

  4. مسعود ژوئن 11, 2013 در 10:37 ق.ظ.

    «این ۲ نفر حداقل نشان داده اند که اختلاف دیدگاه فاحشی با بقیه نامزدها دارند. این دو هیچ دخالت مسقیمی در سرکوبها و جنایات رژیم نداشته اند» اینو مطمئنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  5. نافع ژوئن 14, 2013 در 7:35 ق.ظ.

    بیشتر آن چه که هر لحظه این روزها با خود مرور کرده ام و میکنم را گفتید و چه خوب گفتید واقعا در برزخم
    من هم با تمام سبک سنگینی که میکنم امروز به این نتیجه نسبی رسیده ام که در شرایط فعلی (همین امروز) با تمام احترامی که برای تحریمی های (چون دیشب خودم) قائلم به نظر رفتن شاید بهتر است.

دیدگاه خود را با دیگران به اشتراک بگذارید (لطفا فارسی بنویسید). توجه: کامنتهای اسپم یا حاوی دشنام و یا کلمات رکیک منتشر نخواهند شد.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: