اگر دیدید عده زیادی رای دادند تعجب نکنید! اما چرا؟

منطق حکم میکند وقتی یک بار به شعورت توهین شد، نظرت نادیده گرفته شد و بعد در جواب اعتراض با باتوم کتکت زدند و بهت گلوله شلیک کردند، دیگه خودت را در معرض توهین مجدد قرار ندهی. دیگه مطابق با خواسته اونها پای صندوق رای حاضر نشوی، خلاصه دیگه دور رای دادن تو این رژیم را خط بکشی!

اما از اون طرف عقل بهت میگه اگه با رای دادن به فلانی، شرایط بهتر شد چی؟ اگه با اومدن اون فرد سرعت حرکت این ماشین به سمت دره کند شد چی؟ اگه شانس مصالحه با غربی ها و کاهش تحریم ها افزایش پیدا کرد چی؟ عقل بهت میگه حتی اگر ۱ درصد هم شانس هست، برو رای بده، حداقلش اینه که بعدا پیش خودت میگی خوب دیگه من از همه فرصتهایی که داشتم استفاده کردم!!

ببینید دوستان، مردم در رنج و سختی اند، عده زیادی که قبلا جزو طبقه متوسط محسوب میشدند حالا به نان شب خودشون هم محتاجند. دوران احمدی نژاد چنان نکبت بار بوده که پدیده جدید «شاغلین فقیر» ظهور کرده است! بیکاری بیداد میکند! در پی لج بازی و ماجراجویی هسته ای حکومت، تحریم ها روز به روز سخت تر و سخت تر و به عبارت بهتر فلج کننده شده اند، هزاران هزار میلیارد تومان چپاول میشود، بدون اینکه آب از آب تکان بخورد! همه برآوردها و همه پارامترهای اقتصادی نشان دهنده حرکت شتابان مملکت به سوی نابودی و ویرانی کامل است.

در این اوضاع وخیم اقتصادی، انتظارهای مردم به شدت کاهش یافته است، واقعیت این است که وقتی شکم ها گرسنه باشد، کلماتی چون «دموکراسی» و «حقوق بشر» بسیار لوکس به نظر میرسند! دیگر لازم نیست کسی برای جلب رای مردم، وعده فضای باز سیاسی، آزادی زندانیان، عدم برخورد با جوانان و دانشجویان و یا آزادی رسانه ها را بدهد. تنها و تنها کافی است کسی وعده ای اقتصادی بدهد، یا مردم به این باور برسند که کاندیدایی قادر به بهبود شرایط اقتصادی است، آن وقت است که به او رای میدهند. برای فردی که نگران نان شب و سیر کردن شکم خود و خانواده اش می باشد، بهره برداری تبلیغاتی حکومت از شرکت اش در انتخابات بی اهمیت است! حتی اگر یک هزارم درصد هم احتمال بدهد که با آمدن فردی ممکن است شرایط اقتصادیش اندکی بهتر شود رای خواهد داد، چون گزینه دیگری ندارد…! چون کوچکترین بهبود در شرایط اقتصادی کشور، تغییر عمده ای در سطح زندگیش ایجاد خواهد کرد. ما باید شرایط وخیمی که مردم درش به سر میبرند را در نظر بگیریم، اینکه ما شب و روز فقط داد بزنیم و بنویسیم تحریم کنید، تحریم کنید، کافی نیست. آیا ما گزینه دیگری جلوی پای این مردم گذاشته ایم؟! نه!

بحث دعوت کنندگان به تحریم، «حداکثری» و «ایده آلیستی» است در حالیکه خواست مردم در شرایط وخیم اقتصادی کنونی، «حداقلی» است! مردم داخل ایران به حداقل ها راضی هستند. وقتی کمر شما در حال شکستن در زیر بار سنگین تورم است، دغدغه فعلی شما کاهش این فشار است، نه رسیدن به یک حکومت دموکراتیک ِ ایده آل مثل کشورهای اروپایی یا داشتن ایده آل ترین شرایط انتخاباتی!! وقتی شما در حال غرق شدن هستید به هر گیاه کوچکی، به هر شاخه و برگی، حتی به هر علف هرزی متوسل میشوید شاید، فقط شاید شما را از غرق شدن نجات دهد! وضعیت مردم داخل ایران (تاکید میکنم مردم داخل ایران) الان این چنین است. با درک این شرایط اگر عده زیادی رفتند و رای دادند من تعجب نخواهم کرد….

این مطلب را هم بخوانید.

مطلب قبلی:

مخمصه نظام در تایید یا رد صلاحیت مشایی و هاشمی

21 پاسخ به “اگر دیدید عده زیادی رای دادند تعجب نکنید! اما چرا؟

  1. آرسین مه 19, 2013 در 5:06 ب.ظ.

    بسیار عالی توصیف کردید.
    فقط در قسمت «همه پارامترهای اقتصادی» تمام پارامتر های اقتصادی دولتی نشان می دهد که وضع بهتر شده!
    بر طبق داستان قلعه حیوانات اورول!

  2. nothing مه 19, 2013 در 7:33 ب.ظ.

    نقد رویکرد رای به هاشمی در انتخابات پیش رو
    اظهاراتم رو ابتدا با 2 مقدمه شروع میکنم که زاویه دیدمون هماهنگ باشه؛
    مقدمه 1: هر کس آزاد است به هر فردی که میخواهد رای دهد و حتی نیازی نیست دلیل منطقی و یا عاقلانه ای داشته باشد، اگر کسی ادعا کند تاسی می اندازد و به کاندیدایی رای میدهد حرجی بر او نیست چون رای از آن اوست و اجبار و تحت فشار قرار دادن افراد در مورد رای دادن و ندادن منطبق بر دموکراسی نیست. اما مسئله زمانیست که فرد یا افرادی ادعا میکنند عملکردشان منطقی، عاقلانه یا موثر است. منطقی بودن، عاقلانه بودن یا موثر بودن محدوده مشخصی دارد و می توان دیدگاه ایشان را نقد کرد. در حال حاضر شما ادعا دارید که رای به هاشمی عملی موثر، منطقی و عاقلانه است و از این منظر ادعای شما را می توان نقد کرد
    مقدمه 2: در تحلیل مسائل سیاسی و اجتماعی مسئله مهم جریان های سیاسی و نه افراد است، چه بسا فردی امشب می خوابد و فردا با دیدگاه هایی جدید بیدار می شود، موضع قرار دادن افراد تحلیل را به اضمحلال می کشاند.

    چرا رای به هاشمی عاقلانه نیست؟
    این مسئله که حضور هاشمی کلیه آرایش های سیاسی خورده اصول گرایان را به هم زد، مسئله واضحیست و شاید تنها نتیجه مثبت حضور ایشان همین مسئله بود و ادامه این روند و گرم کردن تنور انتخابات شاید زیاد مفید نباشد، آقای هاشمی در دوره های اول و دوم ریاست جمهوری جریان کارگزاران را نمایندگی می کرد، این جریان در حوزه مسائل اقتصادی پرونده سالمی ندارد، هم از این لحاظ که مدیریت اقتصادی تورم زائی دارد و هم از این لحاظ که فساد اقتصادی به شدت افزایش میابد، عمده دانه درشتان اقتصادی در زمان ایشان به نان و نوایی رسیدند به عنوان نمونه سپاه از زمان ایشان وارد مسائل اقتصادی شد و تقریباً مدل اداره کشور در دوران سازندگی طرفداری نیز ندارد، شاید به همین دلیل بود که ایشان ماه پیش به اشتباه خود در آن دوره اذعان کردند و حمله ای نیز به سپاه داشتند –سپاه به کمتر از کل کشور راضی نیست- که خبری نیز شد و با این حرکت تلاش داشتند خود را نماینده جریانی نو –اصلاح طلبان- معرفی کنند که با ادعای کناره گیری آقای روحانی تقریباً این مسئله انجام شد، جریان فعلی ایشان یا همان اصلاح طلبان نقاط ضعف آشکاری دارد که نمی توان به راحتی از کنار آن گذشت، اعم از نفوذ حداقلی در حکومت، عدم توانائی در دفاع از حقوق اساسی خود و مبدل گشتن به سیبلی که هدف قرار دادن آن هزینه ای ندارد، شاید بد نباشد نگاهی به رد صلاحیت شوراها بیاندازیم تا متوجه شویم تقریباً تمامی اصلاح طلبان رد صلاحیت شده اند، اعم از کسانی که در زمان احمدی نژاد سمت مدیریت نیز داشته اند، مثال جالب توجه در این زمینه محسن هاشمی است، فرزند آقای هاشمی؛ سوالی که پیش می آید این است که جناحی که نمی تواند 4 نفر را از فیلترینگ شوراها عبور دهد با چه تصوری وارد کارزار انتخاباتی متهم به تقلب شده است، آیا غیر از این است که اینبار نیز اگر تقلبی صورت بگیرد هیچ کاری از ایشان بر نمی آید؟ رد صلاحیت آقای هاشمی زیاد هم دور از انتظار نیست، ولی با این فرض که ایشان تایید شود و عده ای نیز به ایشان رای دهند احتمال برد ایشان بسیار پایین است، نظامی که ترسی از تقلب ندارد بیخود برای خود دردسر درست نمیکند. از سوی دیگر آرای شرکت کنندگان در حکم موافقین نظام قلمداد خواهد شد، همانطور که در سال 88، 85% موافق نظام قلمداد شدند.

    چرا تحریم انتخابات موثر است؟
    مسئله ای که ذکر کرده اید و تصور کرده اید تحریم انتخابات تاثیری ندارد، مسئله درستی نیست، مسئولین رده بالا و معتمدین نظام به آمار درست دسترسی دارند، عدم شرکت در انتخابات زنگ خطری برای آنها خواهد بود که اصلاحاتی در کشور انجام دهند، به عنوان نمونه شکافی که الان در نظام اتفاق افتاده و آقای مشائی -مدعی گذار از اسلام گرائی- در انتخابات شرکت کرده به همین دلیل است که براورد ایشان این است که تئوری ایشان طرفدار دارد چه بسا اگر رابطه ای میان مشائی و احمدی نژاد نبود طرفداران زیادی نیز برای خود دست و پا میکرد، حتی همین گردش جریانی احمدی نژاد نیز به همین دلیل است، کسی که سال 84 با دست بوسی به استقبال آقای خامنه ای رفت در سال های 91 و 92 گوی نافرمانی را از بقیه ربوده است. با ادامه روند عدم استقبال از نظام این مسئله بحرانی تر می شود و ضرورت اصلاحات بیشتر مشخص خواهد شد ولی با طرفداری از شخصیت هائی اعم از هاشمی و یا حتی خاتمی نظام همچنان سوپاپ اطمینانی در خود میبیند که هر از چند گاهی مردم را به پای صندوق ها بکشد و بعد بگوید شما در اقلیت هستید و همینطور مدیریتش را ادامه دهد. کافیست تصور کنید هاشمی تایید شده و 15% -با تقلب- رای آورده آیا همچنان روحیه برای فعالیت در خود میبینید؟
    در پایان اشاره به این نکته هم لازم به نظر می رسد که شرکت در انتخابات به معنی عبور از تمام کسانیست که در جریانات انتخابات 88 کشته، زندانی و حصر شدند

    • تاحی مه 20, 2013 در 2:23 ب.ظ.

      جناب nothing در مورد مطالب شما من نقد دارم به این ترتیب و می خواهم به گفته های خودتان استناد کنم :

      1- گفته اید که در انتخابات شوراها مسایلی اتفاق افتاده که طیف هاشمی و یا اصلاح طلبان موفق به انجام کاری نشدند و بسیاری حتی پسر خود هاشمی هم رد صلاحیت شد پس نتیجه اینکه این جریان فاقد قدرت کافی در لایه های قدرت برای انجام تغییر هستند.
      به نظر من اصل اتفاق که واقعا افتاده اما نتیجه گیری کاملا اشتباه است. هر کاری به خصوص در زمین سیاست هزینه ها و فواید خودش را دارد. اینکه آیا می شود با فشار ، چند نفر اصلاح طلب را هم در این انتخابات شوراها تایید صلاحیت گرفت یک بحث است و اینکه این کار با صرف چه هزینه و دستاوردی انجام می شود یک چیز دیگر. اصولا هاشمی و اصلاح طلبان تمایلی برای هزینه کردن انرژی و چانه زنی را در این برهه زمانی ندارند چون هر اقدامی در شرایط کنونی که نزدیک انتخابات هستیم مسائل و دردسرهای خودش را دارد و مثلا خودتان قضاوت کنید که طیف هاشمی وارد عمل شوند و برای پسر هاشمی تایید صلاحیت بگیرند و بعد اصولگرایان در این طبل بکوبند که پسر هاشمی بالاخره با باند بازی همراه چند اصلاح طلب فتنه گر وارد انتخابات شوراها شدند !!! خوب عقل سلیم حکم می کنه آدم نه تنها چنین کاری نکنه بلکه حتی خود هاشمی و طیف اونها هم شاید خوشحال هم باشند که با این رد صلاحیت بر مظلومیت و حقانیت صحه گذاشته بشه و محبوب تر بشوند. پس این تحلیل اول شما از نظر من خیلی ساده انگارانه بوده و چون فقط شما به دنبال دلیلی برای عدم توانایی تغییر در این طیف بودید ناخواسته از این ساده اندیشی استقبال هم کرده اید. سیاست لایه های پیچیده خود رو داره که حتی من فکر میکنم این شرکت کردن ها با وجود علم به رد صلاحیت در انتخابات شوراها به دلیل بهره برداری سیاسی و تبلیغاتی که خدمتتون عرض کردم می تونه کاملا خود خواسته و آگاها نه هم بوده باشه.

      2- گفته بودید نظامی که ترس از تقلب نداره.
      این مطلب هم بسیار بیشتر از قبلی ساده انگارانه است. من منظورم این نیست که نظام قبلا تقلب کرده یا نه و یا اینکه اینبار تقلب می کنه یا نه. دفعه پیش همه دیدند که چه هزینه هایی داد که من براتون چندتاشو میشمارم:
      – افول قدرت خامنه ای و چند دسته گی در نیروهای اصولگرا ، بسیج و سپاه. نشانه اون هم جایگاه اجتماعی خامنه ای رو خودتون قبل و بعد از انتخابات 88 در عموم جامعه قضاوت کنید. همچنین اختلاف های عمیقی که در بین نیروهایی که عرض کردم اتفاق افتاده و حتی در این انتخابات اصولگرایانه تند رو هم نتونستن یک کاندیدای واحد ارایه کنند به علت چند دسته گی.

      -سیل انتقادات بین المللی و جداشدن نیروهای نزدیک به حلقه های درونی نظام از رفسنجانی تا دیپلماتهایی که در کشور های اروپایی پناهنده شدن تا اشخاصی روزنامه نگار و برنامه سازان صدا و سیما که به خارج رفتند و یا در داخل به معترض آشکار تبدیل شدن تا عوض شدن نظر لایه های گسترده مردم نسبت به حکومت مذهبی و انقلاب و … همه آن چیزی که بعد از 88 دیدیم و قبل آن یا نبود یا به این واضحی نبود.

      -درست شدن مسئله در دسرسازی به اسم رهبران در حصر که برای نظام شده یک دردسر جدی که نه توان محاکمه اونها رو داره نه جرات آزاد کردنشون رو و این ماجرا کاملا باعث بی آبرویی آشکار برای نظام شده.

      -بحث احمدی نژاد و انتخاب با بصیرت خامنه ای و مدعیان که الان همه دارن از زیرش در میرن اما واقعیت برای عامه مردم هم کاملا آشکاره و این مسئله از موارد مهمی که به همه نشون داد مدعیان بصیرت و در راس اونها رهبر هم آدم های خیلی خاص و مثلا مرتبط با امام زمان و این حرفها نیستند.

      و هزاران مثال دیگر که این ها از نظر من و بسیاری دیگر و حتی خود نظام هزینه و مسئله است و شاید اگر آن روز تقلب می دانستند با این کار نظام به اینجا می رسیدند هرگز چنین حماقتی نمی کردند که جایگاه و قدرت خودشون انقدر متزلزل وتضعیف بشه. ممکنه بفرمایید که نه خیر اونها با وقاحت تمام به قدرت چسبیده اند و چیزی عوض نشده و اینها که می گویی اصلا برای راس قدرت مهم نیست. اما نظر من چیز دیگری است و تمام این موارد و بسیار دیگر برای ادامه این وضعیت برای قدرت مندان بسیار سخت و پر هزینه است . لزوم تاثیر این نیست که حتما فلانی سرنگون شود و یا به صدا و سیما بیاید و به مردم غلط کردم بگوید و برود. پس اینبار اتفاقا فکر کردن به تقلب بیشتر آنها را می ترساند و به خصوص اینکه مجری انتخابات که متشکل از اصولگرایان و جریان احمدی نژاد هستند باهم کاملا مشکل دارند و یکدست نیستند نمی توانند به راحتی قبل با هم متحد شده و تقلب کنند به خصوص که مهره کار بلدی مثل هاشمی اینبار واقعا رای آورده باشد که کار بسیار سخت تر است چون هاشمی مرد بازی سیاسی است و مثلا با کروبی خیلی فرق می کند و قاطعانه تر و زیرکانه تر می تواند حقوقش را پیگیری کند.

      3- مورد سوم هم که فرموده بودید زنگ خطر برای نظام:
      استناد می کنم به مورد دوم که عرض کردم و زنگ خطر برای نظام چهار سال است که به صورت جدی به صدا در آمده و آنها هم واضح شنیده اند . اینکه با محدود شرکت کردن مردم به نظام خیلی فشار بیاید خیلی معتقد نیستم چرا که با چند گزارش ساختگی صدا و سیما در تلوزیون و چند مقاله حماسی در روزنامه های دولتی و سخنرانی ها و تشکر کردن های فراوان از آحاد مردم به سادگی این مورد ماست مالی شده ، مثل راهپیمایی ها اخیر 22 بهمن و نماز جمعه ها که مردم شرکت چندانی ندارند و با اتوبوس از نقاط مختلف بسیاری برده می شوند و نمایش برگزار می شود.

      نتیجه گیری: من خودم با صحبت های «آلفرد» نویسنده مقاله – بسیار موافقم و به نظر خود من که تا مدت ها از هاشمی متنفر بودم ، هاشمی بعد از آخرین نمازجمعه خودش در سال 88 به مردم برگشت و صرف نظر از سوابق پر از اشکال هاشمی و حتی خانواده اش ، عقل و منطق را در این می بینم با توجه به صحبت های هاشمی و حتی اشاره های که به اشتباهات خودش در مورد سپاه که شما هم اشاره کردید و یا اختلافی که با رهبری پیدا کردند و با توجه به وزنه سیاسی و منطقه ای بودن هاشمی من نتیجه گیری می کنم هاشمی می خواهد و می تواند تغییر ایجاد کند و خوب است به عنوان یک انتخاب جدی به هاشمی فکر کرد و البته صحبت هایی که هاشمی در آینده به عنوان تبلیغات خواهد کرد مواضع رسمی تری را آشکار می کند . در نهایت اگر کسی به این بینش رسید که وضع مملکت با انتخاب فردی رو به بهبودی می رود و این کار را نکند همان قدر به شهدای 88 خیانت کرده که فردی برای خوردن مهر در شناسنامه برود و شرکت کند.

      اگر عزیزی تحلیلی ارایه کند که با شرکت نکردن در انتخابات و انتخاب شدن فردی مثل جلیلی یا … ضربه جدی به سیستم وارد شده و وضع به بهبودی نزدیک می شود هر چند که هزینه سخت هم بدهیم با کمال میل مطالعه و تفکر می کنم.

      بابت طولانی شدن متن عذرخواهی می کنم

  3. یک ایرانی مه 19, 2013 در 8:18 ب.ظ.

    بله! هزینه دادن همیشه فقط چیزی است که دیگران باید بدهند. اینکه یک عده «دانشجوی بیکار و بیعار» به زندان بیافتند و به آنها تجاوز بشود اشکالی ندارد، به هر حال آنها هزینه اعتراضشان را می دهند. مهم هم نیست که این اعتراض برای این بوده که آنها وضعیت امروز را می دیدند و برای بهبود زندگی من اعتراض کرده بودند. مهم فقط این است که از رفاه من کم نشود، که قیمت دلار زیاد نشود.
    بله! هزینه دادن همیشه فقط چیزی است که دیگران باید بدهند.

  4. دایی جان مه 20, 2013 در 11:57 ق.ظ.

    در راستای تایید فرمایش شما لازم است یک نکته کوچک را هم من اضافه کنم. با توجه به همین درخواست های حداقلی مردم متاسفانه پتانسیل نافرمانی مدنی در سطح گسترده هم وجود ندارد. من به خوبی شرایط 88 را به یاد دارم. بارها از مردم درخواست برای اعتصاب شد اما کسی پاسخ مثبت نداد. درحالی که اگر اراده بخش دولتی بر اعتصاب جدی بود دولت در سال 88 سقوط می کرد. اما چرا اعتصاب حتی در دانشگاه ها (تاکید می کنم در دانشگاه ها هم بارها درخواست داده شد که دانشجویان از رفتن سر کلاس خودداری کنند اصلاً منزل بمانند! اما اکثریت قریب به اتفاق سر کلاس حاضر شدند) هم عملی نشد؟
    داستان ساده است! مردم ما منتظر منجی هستند! کسی که با حضور خود به ناگهان همه چیز را عوض کند! تشویق به تحریم نوعی دامن زدن به این نگاه منفعلانه مردمی است که به داشتن نان شب راضی هستند و نمی خواهند هیچ هزینه ای بر آنها تحمیل شود. دانشجویانی که حاضر نیستند 1 جلسه غیبت بخورند یا کارمندانی که از ترس از دست دادن شغل حتی 1 روز اعتصاب را بر نمی تابند.
    من عمیقاً معتقدم به جای تشویق مردم به عمل منفعلانه مانند تحریم باید تشویق به اعمال فعال در دستور کار مخالفان قرار گیرد. دموکراسی های اروپایی هم هرگز با نشستن در خانه حاصل نشده اند. کشورهای اروپای شرقی مثال خوبی برای ما می توانند باشند چون شرایط حاکم بر ما شباهت جدی با شرایط کشورهای بلوک شرق سابق دارد. لطفاً به این نکته توجه کنید که در اروپای شرقی پس از یک رکود اقتصادی نارضایتی عمومی پیش آمد و سپس نیروهای سرکوبگر که حالا با گوشت و خونشان فشار اقتصادی را درک کرده بودند از سرکوب مردم سر باز زدند. نهایتاً در این شرایط انقلاب پیروز شد. در حال حاضر ایران هم به لحاظ اقتصادی به شدت سقوط کرده پس احتمال همراهی نیروهای سرکوبگر نسبت به سال 88 بسیار بالاتر است. از این فرصت باید استفاده کرد. تحریم انتخابات هدر دادن این فرصت ارزشمند است.

  5. Reza مه 20, 2013 در 12:04 ب.ظ.

    Khafe bemir ashghal tabligh ray mikoni

    • amin مه 20, 2013 در 2:10 ب.ظ.

      شما اصلن خوندی مطلب رو ؟!!!

    • ... رضا مه 20, 2013 در 3:36 ب.ظ.

      جواب منطقی داره بده وگرنه گه اضافی نخور …

      • حامد مه 24, 2013 در 11:47 ق.ظ.

        کجا تبلیغ رای میکنه؟میشه کمی توضیح بدی؟

  6. صدرا مه 20, 2013 در 12:31 ب.ظ.

    کسانی که فکر می کنند با تحریم انتخابات در کوتاه مدت این نظام تسلیم خواهد شد یا سقوط خواهد کرد یا ساده انگارند یا غرضشان در هم شکسته شدن این کشور است. یک انقلاب دیگر اگر چند برابر قبلی خسارت نداشته باشد به ندازه ی آن خواهد داشت. تازه بعد از سال ها بایستی یا آن را اصلاح کنیم یا به فکر انقلابی دیگر بیفتیم.خب با رنج و مشقت همین را اصلاح کنیم.

  7. Metal 0-1 مه 20, 2013 در 12:56 ب.ظ.

    چی میشه گفت واللا
    مگه چند نفر مثل منو شما فکر می کنن که با رای ندادنشون امار شرکت کننده ها اونقدر کاهش پیدا بکنه که چشم اون بالا بالایی ها رو بگیره؟
    اولین مشکل رایجی که بین ما ها وجود داره … اینه که فکر می کنیم خیلی هستیم … در حالی که تعدادمون واقعا کمه …
    نمونش سال 88 که اگه 0.1 کسایی که موسوی رای داده بودن پشتش وایستاده بودن اونطوری نمیشد
    فقط میشه گفت
    Nothing is true.Everything is permitted

  8. boroba مه 20, 2013 در 12:59 ب.ظ.

    سلام دوست عزیز
    این کامنت رو برای مانوشکا هم گذاشتم
    امیدوارم چون مثل هم هستند اسپم به حساب نیاد!
    حرف شما منطقیه اما مشکل اصلی اینجاست که اگر همه ما هم به قول شما به کوسه رای بدیم بازم مثلا سعید جلیلی رو با 59 درصد آرا رئیس جمهور اعلام میکنند و تمام.
    من فکر میکنم اگر رای دادن فایده ای داشت حتما مثل سالهای قبل رای میدادم
    حتی دفعه اولی که احمدی نژاد و هاشمی به دور دوم رسیدند من با وجود نفرتی که از رفسنجانی داشتم بهش رای دادم چون قضاوت من راجع به احمدی نژاد فردی فاشیست و روانی بود که این فکرم تقریبا درست بود.
    اما در حال حاضر تفاوتی بین حالا و سال 88 نیست اونها رای ما رو ریختن دور و من فکر میکنم اون موقع خود شما هم تصمیم گرفتی که رایت رو پس بگیری و در غیر اینصورت دیگه رای ندی
    حتی حکومت هم اینو میدونست و تاریخ انتخابات مجلس رو تغییر داد چون میدونست تا وضعیت رای مردم مشخص نشه اکثریت دیگه رای نخواهند داد
    اما حالا 4 سال جهنمی گذشته و انقدر بهمون فشار اومده که حاضریم دوباره بریم رای بدیم
    میخوام یه چیزی رو برات بگم
    یکی از دوستای من همون اوایل اعتراضات 88 توی خیابون دستگیر و مدت زیادی زندانی بود و مدت زیادی کسی ازش خبر نداشت به صورتی که وقتی آزاد شد حتی نمیتونست از خیابون رد بشه به خاطر اینکه فاصله ها و سرعت ها رو تشخیص نمیداد،چون مدت زیادی در یه اتاق کوچیک بود و همه چیزو یادش رفته بود و حتی همه فاصله ها رو به قدم میگفت،چیزی که در مورد بازجویی میگفت خیلی برای من عجیب بود
    میگفت بعد از هفت هشت ماه به خاطر اینکه هیچ انسانی باهاش صحبت نمیکرده با اینکه از نظر عقلی و منطقی میدونسته بازجو بزرگترین دشمنش هست اما به طور ناخوداگاه باهاش صحبت میکرده و سعی میکرده باهاش دوست بشه!
    من اولش تعجب کردم اما خیلی برام توضیح داد که اینجا وقت و زمانش نیست اما متاسفانه واقعیت داشت
    من نمیگم شما که میخواید برید رای بدین حافظه ندارید من میگم شاید مثل دوست من از سر ناچاری دارید دوباره وارد بازی اینا میشید و میگید شاید این دفعه هاشمی رای بیاره و حکومت هم رای ها رو عوض نکنه و اوضاع بهتر بشه
    حکومت اینها رو میدونه،میدونه وقتی 4 سال جهنمی درست کرده مردم به تنها راهی که براشون محیا کرده پناه میبرن و دوباره رای میدن
    من نمیگم رای ندین حرف من اینه که با توجه به زیاد بودن کاندیداها و حمایت اصلاح طلب ها از هاشمی پس یا باید این رای گیری به مرحله دوم کشیده بشه یا در مرحله اول هاشمی رای بیاره،چون رای دهندگان سنتی حدود هشت میلیون نفر هستند و مردم خواهان تغییر همیشه بیشتر از رای دهندگان سنتی بودند.
    پس اگر در مرحله اول مثلا سعید جلیلی یا قالیباف با بیشتر از 50 درصد آرا رئیس جمهور اعلام شد شما بدونید که رای شما هیچ چیز رو بهتر نکرده و تصمیم بگیرید در دوره های بعد رای ندید
    رای ندادن یعنی به رسمیت نشناختن حکومت
    من نمیگم با رای ندادن همه چی درست میشه اما وقتی حکومت تحریم حداکثری مردم رو ببینه برای بقای خودش شاید تن به تغییرات بده ولی در غیر اینصورت این چرخه رای دادن بی اثر و رئیس جمهورهای یکی از دیگری فاشیست تر تا همیشه ادامه پیدا میکنه.
    به امید روزگاری بهتر

  9. بیچاره مه 20, 2013 در 3:03 ب.ظ.

    آخه وقتی رای ما ارزش نداره و کسی که اونا می خوان از صندوق می آد بیرون چرا ما خودمون سبک کنیم؟ به نظر شما عاقلانه تر نیست که اصلا رای ندیم

  10. انسان نه مثل تو مه 20, 2013 در 3:07 ب.ظ.

    حفظ نظام از اوجب واجبات است!!!
    به هر شکل میخواهند مردم را پای صندوق بکشند حتا به امیدی و یا وعده حداقل 1% بهبودی!!
    از اول انقلاب همین افراد همیشه تبلیغ انتخاب بین «بدوبدتر» رو میکنند، ولی باید بگم بله راه رسیدن به عدالت اجتماعی اقتصادی از توی صندوق نمیگذرد! با تحریم کسترده و با رساندن آگاهی اقتصادی و سیاسی و با احترام به حقوق برحق مردم میتوان به آن رسید!
    برای رسیدن به عدالت اجتماعی اقتصادی باید هزینه کرد!
    این نویسنده نا آگاه(البته خوشبینانه آن!! چون به عقیده من آگاه هستند!!)اگر به امید هربار یک درصد بهبود پای صندق بروید بعد از 400 سال شاید 100% وضعیت بهتر شود! ولی آیا از اول انقلاب تا اکنون که هر بار اینها، پای صندق رفته اند نگفته چند درصد وضع ما رو بهتر کرده اند؟!! با حساب این شخص باید میشد حدود حداقل 3 تا 4 درصد !!! یا حساب بلد نیست یا مارو خر فرض کرده!! برو بابا!! خودتی! بدو برو جابگیر رهبرت منتظره!

    • بابک ژوئن 10, 2013 در 5:14 ب.ظ.

      «شرکت در انتخابات به معنی رای به نظام است» این جمله رهبر است. به نظر شما طرفداران نظام به شنیدنش نیاز دارن که برن رای بدن؟ مسلمن خیر! رهبر این را گفته که امثال من و شما رای ندهیم. چون کار براشون راحتتر میشه. به نظرتون اگه سال 88 رای نداده بودیم کی بیشتر سود می کرد؟

  11. محمد مه 20, 2013 در 3:30 ب.ظ.

    فکر می کنم در تمام این سی و چند سال ما همین کار را کرده ایم که نویسندة نابغه فرموده اند، که عاقبتمان همین شده. مساله این است که شما فکر می کنید مملکت در سراشیبی سقوط است. بله در این سی سال در سراشیبی سقوط بوده، اما این شیب الان به قدری تند شده که واقعا رای دادن و ندادن مردم توفیری در اوضاعشان ندارد. البته عمر رژیم را طولانی تر می کند.

  12. cosmopolite مه 20, 2013 در 3:49 ب.ظ.

    حساب کاربری منرو بالایاران همایونی بستند و نمیتونم توبالاترین نظرم روبگم همینجامیزارم
    شما توی این نوشته ات اومدی همه چیز رو بشکم مردم داخل کشور و اوضاع داغون اقتصادیشون ربط دادی
    نه اینکه بگم نیست ولی همه چی هم شکم نیست
    خیلیها برای داشتن آینده بهتر و رسیدن بدموکراسی و امنیت پایدار میرن ازکوچیکترین روزنه ها برای تغییر شرایط شرکت میکنن نه فقط بخاطرشکم که اگه فقط برای شکم باشه باید بگم متاسفانه ا.ن چنان گندی به این مملکت زده که خیلی بعیده بشه حتی با یه تیم درست حسابی درستش کرد چه برسه به تیمی که ه.ر میخواد سرکار بیاره و مخالفتهای شدیدی که سپاه میکنه
    اگربتونیم جلوی زیاده خواهیهای سپاه برهبری خ.ر وایسیم شرایط بهترمیشه ولی شاید بعمر ما و دونسل بعد ازما هم قدنده ولی برای نسلهای آینده باید سعی خودمون رو بکنیم
    شما با این ربط دادن رای دادن بشکم و مسائل اقتصادی توهین بزرگی به من نوعی کردی که درراستای باقی توهینهای دوستان خارجنشین میدونم
    http://balatarin.com/permlink/2009/5/17/1590634

  13. nothing مه 21, 2013 در 1:02 ق.ظ.

    دوست عزیز جناب تاحی؛
    1- ما وقتی با عموم مردم طرف هستیم استفاده از روش های پیچیده سیاسی مثل تف سر بالا خواهد بود، در حال حاضر خبر این رد صلاحیت رو به هر عوامی بدهید برداشتی جز ضعف اصلاح طلبان نخواهد داشت، حنای مظلومیت رو احمدی نژاد مدتهاست بیرنگ کرده، خود هاشمی هم با این فکر که قهرمان هست پا به عرصه گذاشته، ولی به نظر شما قهرمان تو سری خور و مظلوم به دردی هم میخوره؟
    2- مواردی که به عنوان هزینه اشاره کردید درست هست ولی در حال حاضر و در این انتخابات دوباره همان روند تکرار نمیشود، زمان میرحسین مردم واقعاً تصور میکردند تغییرجدی در راه است و دلیل اصلی اغتشاشات هم همین بود، ولی در حال حاضر و با اوامر و تاکیدات آقایان در حوزه های سیاست خارجی، هسته ای و ارتباط با آمریکا کسی انتظار تغییر جدی را ندارد، تنها دلیل دلخوشی رای دهندگان به هاشمی ایجاد کارزاری جدید برای نظام است در حالی که مسیر کاملاً وارونه است و با رای ندادن شکاف بوجود آمده در نظام عمیق و عمیق تر میشود، با رای دادن، دوستان اختیار خود را به هاشمی میسپارند که چندین و چندبار خط سیاسی خود را تغییر داده و همچنان هم دگم و مبهم صحبت میکند، انتظارات این دسته از هاشمی بیشتر شبیه یک رویای خوب است تا واقعیت. بیانیه اخیر ایشان رو هم که به «ما رهبر رو قبول داریم و احمدی نژاد بد است میتوان ترجمه کرد». -البته این که هاشمی از این فرصت پیش آمده برای گفتمان سازی در زمینه اخلاق و نگاه غیر فرصت طلبانه استفاده کرده کار درستی هست و مدام بنده رو هم به شک میندازه که برای ریاست جمهوری نیومده و فقط اومده خط و خطوط اینده رو ترسیم کنه بعید هم نیست چون این مدت داشته بیشتر مطالعه قرآن و حدیث برای دیار باقی میکرده این شکلی شده بیانیش-.
    باز هم تاکید میکنم اینبار تقلب برای آقایان هزینه انچنانی ندارد، چون تجربه گذشته را دارند، در حوزه سایبرنتیک فعال تر شده اند، استقبال از هاشمی به اندازه موسوی نخواهد بود. احتمال رد صلاحیت هاشمی هم کم نیست، در ثانی شما تصور کن تایید هم شد و اعلام کردند 20 درصد رای کسب کرده فکر میکنی چه اتفاقی میافتد؟ هیچ فقط مردمی که پشت دستشان را داغ کرده بودند با نظام همراه نشود کم کم باور میکنند در اقلیت هستند. ولی با تحریم نظام هر چه که میخواهد اعلام کند همه بر این باورند تقلب شده است، این مسئله تا مدیران رده بالا نیز تسری پیدا میکند و تعادل نظام را به هم میزند.
    3- این مورد رو سرسری عبور کرده اید من تاکید کردم افرادی از درون نظام و شرکت های بزرگ خصوصی این عدم استقبال را میبینند و نظام هم یکدست نیست و نخواهد بود، مثال هم آوردم که مشائی را میتوان اولین ثمره تحریم نظام توسط مردم دانست، در همین مجلس هشتم با تمام تدابیری که کردند، چند دسته شدند و اتفاقاً فقدان اصلاح طلبان باعث این قضیه شد، مشخصاً اگر بازوی اصلاح طلبان در مجلس قوی بود این دوره این همه تشتت در اصولگرایان نبود، اصلاح طلبان باید بجای بدنبال سمت و مقام بودن پیگیر گفتمان سازی و پایه ریزی نظام دموکراتیک باشد، نظام هم هر چه کمتر با مخالف روبرو شود متشتت تر خواهد شدو منفعت بزرگی که اصلاح طلبان زمان خاتمی بردند همین گفتمان سازی بود، و اگر دقیق تر نگاه کنند برای گفتمان سازی نیازی به ریاست جمهوری و حتی هیچ سمت دیگه ای ندارند.

  14. Freedom1 مه 24, 2013 در 9:35 ق.ظ.

    اگر شناخت درست تری از جامعه ایرانی داشته باشیم به تحریم امیدوار نمیشیم، حدود نیمی از واجدین شرایط
    اولا مشتری ثابت صندوق رای هستن و ثانیا گرایش سیاسی مشخصی ندارن و آرای اونها سیال هست و به راحتی
    ممکنه به خاتمی یا احمدی نژاد یا هر کس دیگه ای برسه و کاملا بستگی داره به اینکه فضای دو سه روز آخر چه
    شکلی بشه و جو غالب در موقعیت اونها چی باشه.
    اگر ریز تر بررسی کنیم
    -ما حدود ده میلیون بی سواد و کلا حدود چهل میلیون جمعیت زیر دیپلم داریم
    ـ سی درصد جمعیت در شهرهای بزرگ و سی درصد در شهرستانهای کوچکتر و سی درصد روستایی هستن
    ـ بالاترین میزان مشارکت در منطقه ای هست که پایین ترین متوسط تحصیلات رو داره
    ـ بخش قابل توجهی از جمعیت روستایی و شهرستان های کوچک ما از بسیج محل خط سیاسی انتخابات رو
    دریافت میکنن و بی سوادها که اصولا برگه رو میدن که براشون بنویسن.

    پس در اوج تحریم هم دست کم حدود چهل درصد مشارکت باقی میمونه بنابراین تحریم همواره پروژه ناکامی میشه.

    احتمالا می پرسین چرا با این وضعیت میخواستم مشارکت و تلاش کنم؟ چون هاشمی رو همه جا میشناسن میشد
    حتی از دورترین نقاط هم رای جمع کرد ولی با عارف و روحانی نمیشه
    مشایی هم شانس داشت چون احمدی نژاد میتونست از روستاها و شهرستانهای کوچک براش رای جمع کنه و
    در شهرهای بزرگ هم بخشی از آرا رو داشت. یادتون هست گفتم مرحله سختش گرفتن تایید صلاحیته..

    مشارکت میتونست تا هشتاد درصد هم بالا بره اما الان هم زیر چهل نمیشه و حدس من اینه که حدود پنجاه
    درصد میشه.

  15. حامد مه 24, 2013 در 12:30 ب.ظ.

    حالا اینهمه بحث کردیم ولی نتیجه چی؟
    .بعداز خامنه ای باز هم نظام اسلامی زنده است چرا که مردم ما مذهبی اند وزندگی خود را تقدیر و خواست و آزمایش الهی میدانند.در عین حال فکر میکنن که میتوانند با صبر نظر الهی را به سمت خودشان تغییر دهند تا برکت زندگیشان را فرا بگیرد!دفکر نکنید چون مثلا سه چهارم مردم حکومت را فحش میدهند پس پتاسیل سه چهارممردم را برای مخالفان دارید.تابحال سعی کرده اید در جمع همین مخالفان اعتقادات مذهبی را به چالش بکشید. 90 در صد با شما مخالف میشوند.این نظام در سایه همین اعتقادات و معرفی اسلام به عنوان ایده ال باقی است و طوری به مردم وانمود کرده که اگر عیبی هست ناشی از اشتباهات مسئولان(و نه رهبری) در اجرای صحیح اسلام و لزوم صبر بر ظهور امام زمان است.از داخل و وضعیت فعلی کشور برای تولید مخالفان خیالتان تخت باشد.چشم امید به اشغال نیروهای خارجی داشته باشید.تا زمانی که مذهب + نفت هست نظام هم هست و اصلاح نمیشود(یا خیلی کند اصلاح میشود).مردم ما واقعا توسری خور شده اند که حتی برای احتیاجات اولیه خود هم اعتراض نمیکنند چه برسد برای دموکراسی و اصلاحات و قانون و انسان گرایی(هر چند که اینها در نهایت احتیاجات اولیه را مانند بیشتر نقاط دنیا حل میکند).چهره ای که مردم از دموکراسی میدانند بیدینی بی حجابی و تماس دختران پسرانشان است. سوال کوچولو:
    اگر از مردم در سال 57 و دوران انقلاب میپرسید که به چه اعتراض دارید و اینجا آمده اید چه میگفتند؟
    سوال کوچولوتر:
    اگر همین مردم الان کشورمان انقلابی بکنند به نظرتان چه دلایلی خواهند داشت؟
    شاید دلایل دیروز بخش کوچکی از دلایل امروز باشد! مردم به آگاهی نیاز دارند و خیلی ها مثل من و شما پای اینترنت نمینشینند.

  16. سیاوش ژوئن 6, 2013 در 10:22 ب.ظ.

    مردم ایران(( می بخشید)) بی شخصیتی تو خونشونه .حالا می خواد بدتون بیاد سرتونو بگیرین بالا بگین ما کوروش داریم یا ما امام علی حسین جعفر تقی طیار مهدی داریم یا …چیزی که الان هستیم بخاطر فقدان قدرت استدلال هست.زندگی مردم ما شبیه همین سریال های شبکه GEM شده.بجای فکر کردن و تحقیق کردن فقط تصمیم های احمقانه می گیرن و این کارشون رو شده 10 بار هم تکرار می کنن و آخرش تازه شاید یه چیزایی بفهمن اونم ناقص.
    بنظر من تو دوره معاصر یکی از مشکلات بزرگ مردم ایران مشکل ((خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو)) هستش.حساب کنین تمام مخترعین تاریخ بشریت از این ضرب المثل تبعیت می کردن تا ما همچنان با خر و الاغ و گاو سر و کار داشته باشیم((هر چند که داریم)).نتیجه این بحث هم همینه نداشتن شخصیت((جو گیر بودن))= فکر نکردن=احمق بودن=جهان سومی بودن

دیدگاه خود را با دیگران به اشتراک بگذارید (لطفا فارسی بنویسید). توجه: کامنتهای اسپم یا حاوی دشنام و یا کلمات رکیک منتشر نخواهند شد.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: