هر دو طرف در نزد مردم مردود هستند! قالیباف مجوز تیراندازی می‌خواست، دولت اصلاحات هم موافقت کرد!

شاید تنها خوبی فضای انتخاباتی در سیستم جمهوری اسلامی در کنار همه حواشی اعصاب خردکن والبته بیهوده‌اش، این باشد که هر از چند گاهی سخنی جهت کوبیدن رقیب از دهن یکی از طرفین ماجرا خارج میشود که وقایع پشت پرده را برملا می‌سازد و ما را در شناخت بهتر و کاملتر یک یا چند جریان سیاسی یاری می‌رساند. حالا دقیقا چنین حالتی اتفاق افتاده است.

هفته پیش محمدباقر قالیباف که برای بار دوم کاندید ریاست جمهوری شده است، در جمع دانشجویان گفته بود که در سالگرد کوی دانشگاه در سال ۸۲، دولت خاتمی به او در مقام فرمانده نیروی انتظامی مجوز تیراندازی به سوی دانشجویان و حمله به کوی را داده بوده است. به عبارت دیگر دولت خاتمیِ مدعیِ اصلاح طلبی مجوز سرکوب و کشتار دانشجویان -یعنی یکی از اقشار اصلی حامی خود- را صادر کرده بوده است. البته قالیباف ادعا میکند که با وجود در دست داشتن مجوز سرکوب، مدارا کرده و تیری از سوی نیروی انتظامی شلیک نشده است. شکی نیست که هدف قالیباف از بیان این سخنان که تا پیش از این برملا نشده بود، کوبیدن اصلاح طلبان و تضعیف موضع آنها در نزد دانشجویان و قشر متوسط جامعه در فضای انتخاباتی کنونی و چه بسا جلب آرای آنها به سمت خود بوده است.

اما روز گذشته سایت کلمه در مقام دفاع از اصلاح طلبان و ضربه به قالیباف (که یکی از رقبای اصلی نامزد مورد حمایت اصلاح طلبان یعنی هاشمی رفسنجانی محسوب میشود) برآمده و با انتشار متن سخنان متفاوت مدتی پیش قالیباف در رابطه با همین ماجرا افشاگری کرده است. پس از آن بی بی سی هم به کمک کلمه شتافت و فایل صوتی سخنان قالیباف را منتشر نمود.

 در این فایل صوتی که مربوط به صحبتهای قالیباف در جمع بسیجیان می‌باشد وی به منظور جلب حمایت و رای مخاطبان خاص خود، روایتی متفاوت و «انقلابی» از ماجرا ارائه می‌کند. صدای قالیباف شنیده می‌شود که با آب و تاب خاصی تعریف می‌کند که آن روز در مقام فرمانده نیروی انتظامی در جلسه شورای امنیت زیر نظر وزارت کشور دولت خاتمی (موسوی لاری) حاضر می‌شود و با تحکم و قدرت، از آنها مجوز تیراندازی و حمله به کوی و سرکوب دانشجویان را می‌گیرد. او اشاره می‌کند که در آن جلسه معین (وزیر علوم) و وزارت کشور با درخواست وی مبنی بر صدور مجوز مخالف بوده‌اند اما نهایتا مجوز را زیر فشار او امضا می‌کنند.

دقیقا مشخص نیست که کدام روایت قالیباف به واقعیت نزدیکتر است اما از مجموع این فایل صوتی، نوشته سایت کلمه و ویدئو قبلی سخنان قالیباف میتوان نتیجه گرفت که:

۱- دولت خاتمی از آدمهای ضعیف النفسی تشکیل شده بوده است که در مقابل کوچکترین فشار از بیرون تسلیم می‌شده‌اند. در مورد شخص خاتمی هم شاهد بودیم علیرغم اینکه وی در مدتی بیش از ۲ سال، مجلس را هم در کنار خود داشت، نتوانست کاری از از پیش ببرد و نهایتا در سال آخر به «تدارکاتچی» بودن خود اعتراف کرد.

۲- وزرای علوم و کشور خاتمی به گروه اصلی رای دهنده و حامی خود یعنی دانشجویان خیانت کرده و مجوز تیراندازی و کشتار آنها را صادر کرده بوده‌اند. دولت خاتمی در جریان واقعه کوی دانشگاه و اعتراض‌های سال ۷۸ هم همسو با نظام و علیه دانشجویان رفتار کرد.

۳- قالیباف به دنبال سرکوب اعتراض‌های دانشجویی بوده است و با بی شرمی تمام با افتخار از آن سخن میراند. قالیباف یک سردار سپاهی است و از یک سپاهی ارشد وابسته به حکومت انتظار دیگری نمیتوان داشت.

۴- قالیباف شخصیت دورو و چه بسا چند رویی دارد. او متناسب با نوع مخاطب خاص خود، سخنان و روایتش از وقایع را تغییر می‌دهد و در نتیجه فرد قابل اعتمادی نیست.

پی نوشت:

حالا که چند روز از نوشتن این مطلب میگذرد، متوجه شدم که فایل صوتی کامل سخنان قالیباف منتشر شده است. متاسفانه کلمه و بی بی سی -احتمالا به دلایل سیاسی- به حذف عمدی قسمت مهمی از سخنان قالیباف اقدام کرده بودند که منجر به برداشت غلط از سخنان او شد. میگویم عمدی چون این قسمت حذف شده درست در وسط قسمتی است که کلمه و بی بی سی منتشر کرده اند و به طور طبیعی باید آنجا باشد اما نیست!! در هر حال بعد از شنیدن سخنان کامل قالیباف متوجه شدم که قالیباف به دنبال سرکوب اعتراض های دانشجویی نبوده، و اساسا به نیروهای خود میگوید که «مشکل حل شد و امشب شب استراحت شماست». آقای محمود فرجامی به عنوان خبرنگار شاهد در کوی در سال ۸۲ هم در وبلاگ خود شهادت داده است که در آن سال «حتی یک تیر (حتی پلاستیکی) هم از سوی نیوری انتظامی شلیک نشده بوده است.» پس از شنیدن سخنان کامل قالیباف میتوان متوجه منظور او شد، هدف قالیباف این است که بگوید با مدیریت درست آن قائله را بدون خشونت خوابانیده و در واقع کل حرفش این است که او اعتراض ها و ناآرامی های دانشجویی سال ۸۲ را هدایت شده از سوی مقام های دولت میدانسته و با اصرار برای گرفتن مجوز تیراندازی و موفقیت در این زمینه، عملا دولتی ها را مجبور کرده که به دانشجویان بگویند که ناآرامی ها را فیصله بدهند که اتفاقا همینطور هم شده و بلافاصله پس از آن جلسه در شورای امنیت، قضیه فیصله می یابد.

22 پاسخ به “هر دو طرف در نزد مردم مردود هستند! قالیباف مجوز تیراندازی می‌خواست، دولت اصلاحات هم موافقت کرد!

  1. اکبر مشکی مه 16, 2013 در 8:34 ق.ظ.

    با سخنان قالیباف روشن شد که در جریان ماجرای 18 تیر و حمله نیروی گارد به خوابگاه دانشجویان, بجای آنکه خاتمی استعفا دهد, شورای امنیت ملی او, به قالیباف حکم تیر دانشجویان را داده است و قالیباف دلش سوخته و اجرا نکرده است!خیانت یکی دو تا نیست و شاخ و دم هم ندارد!

  2. بازتاب: دو روایت متفاوت با یک فصل مشترک: قالیباف مجوز تیراندازی می‌خواست، دولت اصلاحات هم موافقت کرد!

  3. بازتاب: دو روایت متفاوت با یک فصل مشترک: قالیباف مجوز تیراندازی می‌خواست، دولت اصلاحات هم موافقت کرد! | zanyarmoradi

  4. بازتاب: دو روایت متفاوت با یک فصل مشترک: قالیباف مجوز تیراندازی می‌خواست، دولت اصلاحات هم موافقت کرد! | darvishazadi

  5. بازتاب: دو روایت متفاوت با یک فصل مشترک: قالیباف مجوز تیراندازی می‌خواست، دولت اصلاحات هم موافقت کرد! | aliafsharee

  6. بازتاب: #iranelection دو روایت متفاوت با یک فصل مشترک: قالیباف مجوز تیراندازی می‌خواست، دولت اصلاحات هم موافقت کرد! | samkookhorshidi

  7. بازتاب: دو روایت متفاوت با یک فصل مشترک: قالیباف مجوز تیراندازی می‌خواست، دولت اصلاحات هم موافقت کرد! | free Saeed Malekpour

  8. بازتاب: دو روایت متفاوت با یک فصل مشترک: قالیباف مجوز تیراندازی می‌خواست، دولت اصلاحات هم موافقت کرد! | mostafasalimi

  9. بازتاب: دو روایت متفاوت با یک فصل مشترک: قالیباف مجوز تیراندازی می‌خواست، دولت اصلاحات هم موافقت کرد! | sirvannejavi

  10. بازتاب: دو روایت متفاوت با یک فصل مشترک: قالیباف مجوز تیراندازی می‌خواست، دولت اصلاحات هم موافقت کرد! | mansurarvand

  11. بازتاب: دو روایت متفاوت با یک فصل مشترک: قالیباف مجوز تیراندازی می‌خواست، دولت اصلاحات هم موافقت کرد! | aliafshaari

  12. بازتاب: #iranelection دو روایت متفاوت با یک فصل مشترک: قالیباف مجوز تیراندازی می‌خواست، دولت اصلاحات هم موافقت کرد! | به یاد کیانوش اسا

  13. بازتاب: دو روایت متفاوت با یک فصل مشترک: قالیباف مجوز تیراندازی می‌خواست، دولت اصلاحات هم موافقت کرد! - وبلاگ آزادی احمد زید آبادی | وبلاگ آزادی احمد

  14. بازتاب: دو روایت متناقض با یک فصل مشترک: قالیباف مجوز تیراندازی می‌خواست، دولت اصلاحات هم موافقت کرد! | golparipour

  15. بازتاب: دو روایت متناقض با یک فصل مشترک: قالیباف مجوز تیراندازی می‌خواست، دولت اصلاحات هم موافقت کرد! « loghmanmoradi

  16. بازتاب: دو روایت متناقض با یک فصل مشترک: قالیباف مجوز تیراندازی می‌خواست، دولت اصلاحات هم موافقت کرد! | houshangrezai

  17. علی‌ مه 16, 2013 در 5:22 ب.ظ.

    دوست عزیز، آنها که فضای جامعه را به هم زدند اصلا دانشجو نبودند و شورای امنیت ملی‌ در هر دولتی چه اصلاح طلب و چه اصولگرا وظیفه برخورد با نا امنی‌ را دارد و حکم تیر هم یکی‌ از حکم‌های معمول در این موارد است. همانطور که دیدیم عزّت ابراهیم نژاد هم سرباز بود و اصلا دانشجو نبود. شما با این شلوغ بازی‌ها فقط اتحاد ما را به هم می‌زنید و از کار اصلی‌ که مبارزه با فریبکاران شورای سلطنتی ملی‌ است غافل میمانیم.

  18. معتدل مه 17, 2013 در 5:43 ق.ظ.

    آلفرد عزیز
    شورای امنیت ملی زیر نظر دولت نیست یک شورای فرا قوه ای است که زیر نظر مستقیم رهبری اداره می شود پس اصولا دولت و نمایندگان آن در شورای امنیت ملی صرفا می توانند نظر موافق یا مخالف خود را اعلام کنند. پس اصولا دولت خاتمی نمی توانسته دستور شلیک تیر را صادر کند و همانطور که می دانید نیروی انتظامی هم زیر نظر وزیر کشور و رئیس دولت نیست و تحت نظارت مستقیم رهبر است. اما در مورد استعفای خاتمی اگر قرار باشد رئیس جمهوری که پس از سالها مبارزه مردم با افراطی گری روی کار آمده سر هر موضوعی که بدلخواه عده ای نیست استعفا کند روزی دو بار باید استعفایش را بنویسد … یک روز بخاطر من و شمای دانشجو یه روز بخاطر آن آقای کارگر و فردا بخاطر فلان شخص زندانی … اوج هنر یک رئیس جمهور تحت چنین شرایطی ماندن در قدرت و استفاده از حداقل های موجود است … متاسفانه بنده و جنابعالی که خارج از کشور تشریف داریم فکر می کنیم قدرت رئیس جمهور در ایران هم مانند همین کشوری است که ما در آن هستیم .. خیر عزیز من در مورد احمدی نژاد که از خاتمی خیلی قدرتمندتر بود و حمایت خیلی ها را داشت دیدید که وقتی سر ماجرای وزیر اطلاعات تهدید به استعفا کرد و 11 روز خانه نشین بود حتی به تخمهای مبارک هم بر نخورد و دست آخر با خفت و خواری برگشت به سر کارش .. حالا بر فرض مثال خاتمی هم استعفا می کرد ! چه اتفاقی قرار بود بیفتد؟ من و شما از او حمایت می کردیم و ایران را قیامت می کردیم و این رژیم مخوف که ریشه های پوسیده فسادش در اعماق است را یک شبه و خیلی تمیز و سریع برکنار کرده و خاتمی یا رضا پهلوی یا یکی دیگر را می گذاشتیم جانشین خامنه ای شود و همه چیز به خوبی و خوشی تمام شود؟ همانگونه که موسوی دستگیر شد و ایران را قیامت کردیم؟ فکر می کنید خاتمی با آن اختیارات ناکافی چه می توانست بکند و نکرد که هنوز مردم از آن دوره به عنوان بهترین دوران پس از انقلاب یاد می کنند؟ چرا دشمن مشترک کسانی مثل خاتمی و موسوی و کروبی و هاشمی باید گروههای افراطی مذهبی داخلی طرفدار رهبر و گروههای افراطی و اپوزیسیون خارج کشور باشند؟

    • گاه نوشته های آلفرد مه 17, 2013 در 6:44 ب.ظ.

      شورای امنیت کشور با شورای عالی امنیت ملی فرق داره. قالیباف داره درباره اولی صحبت میکنه که زیر نظر وزارت کشور برگزار میشه

  19. ناشناس مه 17, 2013 در 6:26 ق.ظ.

    دوباره انتخابات شد و فحش دادن یک مشت عقده ای به اصلاح طلبها شروع شد از کی قالیباف عزیزتون راست گو شده . فقط خاک بر بالاترین که مطالب مزخرف شما را تو سایت میذاره

  20. آگاه مه 21, 2013 در 8:27 ق.ظ.

    کل خبر کذب بوده !

  21. alihoseini93 مه 21, 2013 در 4:23 ب.ظ.

    در انتهای متن آمده:
    «قالیباف شخصیت دورو و چه بسا چند رویی دارد. او متناسب با نوع مخاطب خاص خود، سخنان و روایتش از وقایع را تغییر می‌دهد و در نتیجه فرد قابل اعتمادی نیست.»
    این در حالی است که کل متن بر اساس روایت قالیباف از ماجرا است! قالیبافی که در حال حاضر در لباس کاندیدای ریاست جمهوری است. اصولگرایان همیشه دروغ گفته اند و می گویند، بالخص در برهه انتخابات که به لطف عوامی همچون نویسنده این بلاگ، با دروغ می توانند صندلی بزرگترین منسب ها را تصاحب کنند.
    بنده معتقدم این موضوع باید روشن شود و دانشجویان حق دارند بدانند آیا شخصیت برجسته ای در اصلاحات (همچون معین و خاتمی) سندی را مبنی بر اجازه دولت برای شلیک به دانشجویان کوی دانشگاه امضا کرده است و یا خیر. تا بتوانند بنا به طرز فکر خود حامی یا مخالف اصلاحات باشند، ولی برای قضاوت باید عادل بود! کسی که درآتش شهوتناک افشاگری در مورد اصلاح طلبان می سوزد و حتی پارادکس حرف های خود را نمی پیند، هرگز حق قضاوت ندارد، هرچند قضاوت اش درست باشد، زیرا تعصب عقل رو کور می کند.
    بنده به عنوان یک دانشجو برایم مهم نیست دولت اصلاحات حکم تیرم را امضا کرده باشد یا خیر. به چند دلیل:
    1. بنده ملعبه نیستم. جمهوری اسلامی در حالی می تواند قدرتمند باقی بماند که با بازی دادن اشخاص بوسیله تعصباتشان از آنها سو استفاده کند. مذهبی ها را با پاره کردن پرچم حسین بن علی بازی می دهد. خمینی پرستان را با آتش زدن عکس های وی. مردم فقیر را با نشان دادن بنز هاشمی. در این میان افرادی هستند که به عشق افشاگری های این ظالمان به پای 20:30 ها می نشینند و با شنیدن این افشاگری ها تصور می کنند که چقدر عاقل و خردمند اند که از هیچ کسی حمایت نمی کنند، چون همه فاسدن اند! دوست دارم تو دهان همه اینها استفراغ کنم. و اگر شما هم یکی از همین جور آدمها هستید امیدوارم همین الان که دارید این رو می خونید مزه استفراغ ام رو تو دهن تون حس کنید. شاید حداقل این حس به شما کمک کنی کمی فکر کنید و به جای رفتاری ببه ای گونه به این گونه افشاگریها، رفتاری هوشمندانه داشته باشید.
    1. بنده یک واقع گرا هستم. آرمان خواهی راه و روش احمق هاست. راه و روشی بسیار هزینه بر که همیشه توسط کسانی که از درک واقعیات سیاسی و اجتماعی ناتوان اند به کار گرفته می شود، چون جنون حق و باطل انگاری آنها به خردشان غلبه کرده است. بنده حاضرم در مورد همه مقدسات ام مذاکره کنم و برای هر نوع سازشی آماده ام، به شرط آنکه سازش از نظر دموکراتیک سودآور باشد.

دیدگاه خود را با دیگران به اشتراک بگذارید (لطفا فارسی بنویسید). توجه: کامنتهای اسپم یا حاوی دشنام و یا کلمات رکیک منتشر نخواهند شد.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: