آقای مجتبی واحدی، به جمع ایرانیان خواهان سکولار دموکراسی خوش آمدید!

مجتبی واحدی سیاست مدار برجسته، سردبیر سابق روزنامه آفتاب یزد و مشاور [سابق] مهدی کروبی مطلب مهمی را در وبلاگ خود منتشر کرده است که در این نوشته به بررسی آن میپردازم. در مطلب مذکور وی مخالفت صریح خود را با هر نوع حکومت مبتنی بر دین اعلام مینماید و از آنجایی که مهدی کروبی را همچنان معتقد به نظام جمهوری اسلامی و حکومت دینی میداند، به طور رسمی اعلام میکند که پیوند رسمی خود با وی را قطع میکند تا آزادانه تر بتواند همراه و همگام با مردم ایران در راهی که صحیح میداند به ایران و رهایی ایران از چنگال استبداد کمک کند.

مجتبی واحدی در قسمتی از مطلب خود خطاب به مهدی کروبی مینویسد:

شما اگر چه نظام مستبد حاکم بر ایران را نه اسلامی می دانید و نه نشانه ای از جمهوریت در آن سراغ دارید اما در عین حال ، بر این باورید که جمهوری اسلامی با قرائت آیت اله خمینی ، نسخه شفابخش برای ایران عزیز ماست

وی در قسمت دیگری از مطلب خود مینویسد:

در یک کلام، تجربه آنچه که از حکومت «ولی جائر» دیده ام مرا قانع کرده که بایستی با صراحت، با حکومتی که به نام دین برپا می شود و متولی ان « دین دزادن بی شرم » هستند مخالفت کنم . می دانم شما در موردبرخی مصادیق، با من اختلاف عمیق ندارید اما احتمالاً دیدگاه کلی من در خصوص منحرف شدن و سوء استفاده گری در هرنوع حکومت دینی را نمی پذیرید

 و

اکنون برای من دو راه بیشتر وجود ندارد. نخست مفتخر بودن به عنوان «مشاور کروبی» و دست برداشتن از برخی مواضع اصولی خویش و دوم واگذاشتن مشاورت جنابعالی و ادامه راهی که با آگاهی انتخاب کرده ام و آن را برای کمک به روند آزادسازی کشورم، مفید می دانم.

و اما چند نکته در رابطه با این نوشته:

۱- در جای جای مطلب آقای واحدی، پایبندی به سکولاریسم با جدایی نهاد دین از نهاد سیاست به چشم میخورد و دلیل اصلی پایان همکاری او با مهدی کروبی همین اختلاف دیدگاه وی با کروبی میباشد که یکی اساسا حکومت دینی را قبول ندارد و آن را عامل بدبختی مردم ایران میداند و دیگری همچنان معتقد به حکومت دینی و پایبند به جمهوری اسلامی است.

علاوه بر این موضوع، از زمان حصر مهدی کروبی در بهمن ۸۹ به این طرف و به ویژه از زمانی که مجتبی واحدی صراحتا اعلام کرد که دیگر خود را اصلاح طلب نمیداند (+)، بارها و بارها شده بود که مجتبی واحدی مصاحبه‌ای را با یکی از خبرگزاری ها انجام داده یا مطلبی را نوشته بود و بلافاصله بعد از سخن وی، مصاحبه گر از او پرسش میکرد که به عنوان مثال این صحبتی که الان کرده است و جمهوری اسلامی را اصلاح ناپذیر دانسته و اینکه دیگر خود را اصلاح طلب نمیداند، نظر مهدی کروبی است که از زبان مجتبی واحدی به عنوان مشاور او بیان میشود و یا اینکه نظر شخصی خود اوست؟ مثلا چنین حالتی در مصاحبه واحدی با پارازیت و یا مصاحبه سال گذشته او با برنامه به عبارت دیگر بی بی سی فارسی پیش آمد.

یا در موارد متعددی شده بود که مجتبی واحدی موضع تندی در قبال حکومت گرفته بود (مثلا رد کلی هرگونه شرکت در انتخابات حکومتی یا تلاش برای تشکیل کنگره ملی متشکل از گروههای مختلف اپوزیسیون) و یا به اصلاح طلبان نقد جدی وارد کرده بود (مثلا زمانی که سال گذشته محمد خاتمی شروطی را برای شرکت در انتخابات مطرح نمود)، که در نتیجه مورد حملات شدید و نکوهش‌های متعدد اصلاح طلبان و رسانه‌های آنها قرار گرفته بود، به گونه‌ای که حتی در یکی دو مورد جرس سایت وابسته به اصلاح طلبان، خبری را منتشر و در صدد بی اعتبار کردن واحدی برآمد، که البته خبر بلافاصله توسط سحام نیوز تکذیب شد (لینک).

به نظر میرسد کلیه موارد ذکر شده در بالا در کنار نگرانی روزافزون واحدی از احتمال تشدید فشارها بر مهدی کروبی در نتیجه ی تندتر شدن مواضع اتخاذی وی، او را بر آن داشته است که رسما و علنا راه خود را از مهدی کروبی جدا کند و به همکای و ارتباط با او پایان دهد. این تصمیم به ویژه در هنگامه‌ای که با وخیم تر شدن شرایط رژیم در داخل و خارج از کشور، بار دیگر تحرکات موزیانه اصلاح طلبان به سرکردگی محمد خاتمی و مشایعت عبدالله نوری، مهدی خزعلی و چهره‌های آشنای دیگر، به شدت پر رنگ شده است، بسیار مهم و حائز اهمیت میباشد. مجتبی واحدی به دلیل سالها آشنایی و نزدیکی با اصلاح طلبان با زیر و بم فعالیتهای آنها به خوبی آشناست و آزادانه تر میتواند به افشای اهداف و برنامه‌های این عده بپردازد.

جالب اینکه خود وی در این ارتباط مینویسد:

این جدایی به من فرصت خواهد داد تا با فراغ بال بیشتر به افشای کسانی بپردازم که به دروغ ، نام « همراه ملت » را بر خود نهاده اند و هم اکنون در حال صاف کردن راه برای ادامه فریب کاری حکومت در قالب انتخابات سال آینده هستند .

لذا باید شجاعت آقای واحدی در مشخص کردن راه خود و جدا کردن مسیر خود از کسانی که همچنان سنگ حکومت دینی را به سینه میزنند را تحسین کرد. باید ورود او به جرگه طرفداران سکولار دموکراسی را شادباش گفت. یقینا اکنون که واحدی دیگر در قید و بند عنوان «مشاور مهدی کروبی» نیست بهتر و آزادانه تر میتوانند فعالیت کند و نقش به مراتب موثرتری را هم در فشار بر حاکمیت، هم در افشای حیله‌های اصلاح طلبان برای ادامه حیات حکومت و هم در اتحاد میان مخالفان، میتواند ایفا نماید.

۲- من امیدوارم مجتبی واحدی اشتباه کرده باشد و مهدی کروبی همچنان معتقد به جمهوری اسلامی و حکومت دینی، حتی حکومت دینی با قرائت خمینی نباشد!! حقیقتا به نظر من بعد از این همه جنایت و دزدی و چپاول، هر عقل سلیمی باید متوجه شده باشد که جمهوری اسلامی یک حکومت فاشیستی است و قرائت خمینی و خامنه‌ای و دیگری هم ندارد. اتفاقا آنطور که مدارک و شواهد نشان میدهد دوران خمینی به مراتب سیاه تر و خونبارتر و ننگین تر از دوران کنونی خامنه ای بوده است! تاریخ نشان داده است که حکومت‌های دینی همگی ضد بشری و ظالم بوده‌اند.

۳- علیرغم اینکه  آقای واحدی در مطلب خود صراحتا بر حکومت دینی خط بطلان میکشد، اما به نظر میرسد که او همچنان از به کار بردن واژه سکولاریسم و سکولار هراسان است و یا اینکه صلاح نمیداند از آن استفاده کند، من به دقت اکثر مطالب ایشان را مطالعه میکنم اما به جرات میتوانم بگویم که تاکنون ندیده‌ام او در مطلب خود از سکولاریسم برای ایران صحبت کند! به نظر من آقای واحدی باید این رویه را تغییر بدهند، من احساس میکنم آقای واحدی چون آدمی مذهبی هست، از کاربرد واژه سکولاریسم بیم دارد. در صورتیکه نباید اینگونه باشد.

سکولاریسم به معنای ضدیت با دین و یا دینداران نیست. در حقیقت سکولاریسم به معنای جدایی نهاد دین از نهاد سیاست یا نهاد حکومت است و حکومت سکولار حکومتی است که در آن بر عکس یک حکومت دینی، دین مبنای سیاست گذاری‌های کلان قرار ندارد. درباره عدم ضدیت یک حکومت سکولار با دینداران مثلا میتوان آمریکا را مثال زد. جامعه آمریکا یکی از مذهبی ترین جوامع بشری است. این در حالی است که حکومت آمریکا یکی از سکولارترین حکومتهای حال حاضر جهان است. در واقع سکولاریسم به نفع دین هم هست. چه آنکه در یک حکومت سکولار مبتنی بر حقوق بشر، دین در جایگاه خود محترم است، و کسی به دین مردم کاری ندارد زیرا دین در محدوده حوزه خصوصی افراد تلقی میگردد.

مطالب مرتبط:

بررسی دلایل فراز و فرود جنبش سبز

آیا همزمانی انتشار خبر بر علیه مجتبی واحدی و سانسور نامه محمد نوریزاد از سوی سایت جرس با حل شدن ناگهانی مشکلات مالی این رسانه، تصادفی است؟

12 پاسخ به “آقای مجتبی واحدی، به جمع ایرانیان خواهان سکولار دموکراسی خوش آمدید!

  1. حاج عباس ژوئیه 20, 2012 در 12:11 ب.ظ.

    با این کار مرگ سیاسیش تکمیل شد.فهمیدی؟

    اگر هم کسی تا الآن مجتبی واحدی را عددی حساب می کرد به خاطر نام محبوب شیخ مهدی بود.

    • آلفرد ژوئیه 20, 2012 در 5:11 ب.ظ.

      چنین چیزی نیست. برای من که اعتبارش بیشتر شد. این خاتمی و سایت اصلاح طلبان هستند که مدتهاست دچار مرگ سیاسی شده اند/

    • امير ژوئیه 21, 2012 در 2:23 ب.ظ.

      حاج عباس اقا، با سلام واحترام روزى در جلسه ائى از يكى از هموطنان روساى قوم اصلاح طلب سؤال كردم فكر مى كنى ميشه اين جماعت همه چيز خواه را اصلاح كرد؟ پاسخ داد ما دعا ميكنيم بشود. با عرض پوزش ياد خاطره اى افتادم: بما گفتند هر وقت رفتى شهر جائى شنيدى» يا على» مى گويند، داخل نشو ولى هرجا «يا حسين » ميگن داخل شو. پرسيدم چرا؟ گفت هرجا «يا على» ميگن، دارند يك چيز سنگين بلند مى كنند ولى هرجا » يا حسين » مى كنند يعنى بخور بخوره. راستش من فكر نمى كنم ديگه با دعا چيزى را عوض بكنيم چون متقابلاً دعاى ضد را هم اونو بلدند. تندرست باشيد

  2. امير ژوئیه 20, 2012 در 2:14 ب.ظ.

    دوست گرامى ما بايد با اغوش باز پذيراى همه افرادى باشيم كه از رژيم فاصله ميگيرند وبه دامان ملت ستم ديده خود باز ميگردند. انهائى كه تا ديروز اصلاح طلب بودند بخيال خود مى پنداشتند كه را ه ساده، كوتاه وكم هزينه اصلاحات ميباشد. حال كه چون ما شدند فعلاً اموزگاريمان رافرصت بديم تا از ترس تنبيه معلمان خود به بيراه ديگر نروند. تندرست باشيد

  3. al ژوئیه 20, 2012 در 2:38 ب.ظ.

    moteasefane shoma kamelan dar morede dolate Amrica dar eshtebah hastid tanha dalile hamle george bush be Aragh ve Afghanestan bavrhaye mazhabeyash bood.

    • آلفرد ژوئیه 20, 2012 در 5:13 ب.ظ.

      حمله آمریکا به افغانستان ربطی به مذهب جرج بوش و باورهای مذهبی او نداشت. به خاطر نقش القاعده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و حضور این گروه تروریستی در افغانستان بود. آمریکا به آنجا حمله کرد تا آن گروه که با طالبان حاکم بر افغانستان متحد شده بود را نابود کند و ریشه تروریسم را بخشکاند.

  4. ali ژوئیه 20, 2012 در 4:57 ب.ظ.

    aghayeh vahedi, Irany secular, Irany barayeh hameyeh Iranian arezuyeh mast. Be jame ma khoshamadid.

  5. هومن ژوئیه 21, 2012 در 6:26 ق.ظ.

    آلفرد عزیز ، لطفاً به وبلاگم بیا و اگه دوست داشتی این غزل جدید من رو به اسم بشار جبار در بالاترین شیر کن ، ممنون از شیر قبلیت برای شعر بهنودنامه. http://hoomanrabie.blogfa.com

  6. anourmohammadi ژوئیه 21, 2012 در 6:44 ق.ظ.

    خير مقدم و خوش آمد به مجتبي واحدي
    دير يا زود بسياري ، نيز به اين حقيقت پي مي برند :
    جسد موميايي شده را
    مي توان مدت زيادي نگاه داشت ،
    اما بازگرداندن زندگي دوباره به آن
    غيرممكن است .
    غيرممكن …

    • آلفرد ژوئیه 21, 2012 در 11:40 ق.ظ.

      کاملا درست میفرمایید.

  7. Choubin اوت 20, 2012 در 4:02 ب.ظ.

    چطور بعد از بیست و اندی سال که تو جمهوری اسلامی فعالیت داشت و به قوله معروف نون و نمک رژیم رو خورد و بارش رو بست یی! هویی فهمید دیگه این نظام مشروعیت نداره؟
    (هر چند جلو ضررو هر وقت بگیری منفعته ولی….)

  8. بازتاب: خوانندگی کردن صد مرتبه شرف دارد به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی…! « گاه نوشته‌های آلفرد

دیدگاه خود را با دیگران به اشتراک بگذارید (لطفا فارسی بنویسید). توجه: کامنتهای اسپم یا حاوی دشنام و یا کلمات رکیک منتشر نخواهند شد.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: