چرا تحریم‌ها بر ضد حکومت، گریبانگیر ایرانیان شده است؟! مقصر کیست؟

یکی از دوستان در مطلبی با عنوان «رویکرد ضد ایرانی دولتمردان آمریکا»، از تاثیر تحریم‌های همه جانبه این کشور بر مردم ایران گله کرده است. وی به دشوار شدن انتقال ارز به کشور و یا اخذ ویزا برای ایرانیان اشاره کرده و در پاراگراف آخر مینویسد:

صحبت این نیست که بار تمام مشکلات را برعهده کشورهای غربی بیاندازیم که در وهله نخست این چوب بر سر کار بودن رژیم جمهوری اسلامی است که خورده ایم؛ مشکل، سیاست های یک بام و دو هوای آن کشورها و بی تعهد بودنشان به حقوق مردم ایران است. با این اوصاف نمی توان تحریم ها بین المللی علیه ایران را صرف برخورد با جمهوری اسلامی تلقی کرد.

در مورد این نوشته و این طرز فکر که به نظرم در نزد خیلی‌ها وجود دارد، به ۳ نکته اشاره میکنم:

۱- این تحریم‌ها به خاطر برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی اعمال شده است. هدف از این تحریم‌ها فشار بر حکومت است تا از بلندپروازی‌های هسته‌ای خود دست بردارد؛ برنامه‌ای که به باور کارشناسان صرفه اقتصادی نداشته و با وجود هزینه‌های سرسام آور تنها برای ساخت سلاح اتمی یا دستیابی به پتانسیل (تکنولوژی) ساخت سلاح از سوی حکومت پیگیری میشود. به بیان دیگر جامعه جهانی تنها دو راه برای جلوگیری از دستیابی یک حکومت ایدئولوژیک با سوابق گسترده اعمال تروریستی به سلاح اتمی دارد، یکی تحریم و دیگری جنگ. هیچ راه دیگری وجود ندارد.

۲- با توجه به حضور گسترده سپاه و سازمانهای حکومتی در بخش‌های مختلف اقتصادی، بانکی، صنایع، تجارت و سیاست، تفکیک میان مردم ایران و حکومت ایران بسیار دشوار و عملا غیر ممکن است. وقتی سپاه پاسداران بر همه بخش‌های کشور از بانکها، صنایع و وزارتخانه‌ها تا فدراسیون‌های ورزشی، گمرک و بنادر را در اختیار دارد و همان سپاه کنترل برنامه اتمی و موشکی کشور را در دست دارد، در نزد غربی‌ها همه بخش‌های مذکور مظنون به حمایت از برنامه اتمی ایران میشوند.

من از سخت تر شدن صدور ویزا برای ایرانیان استقبال نمیکنم، اما اگر بخواهیم واقع بین و بی طرفانه نگاه کنیم باید به غربی‌ها حق بدهیم که در صدور ویزا به ایرانی‌ها حساس و بدبین باشند. شما اگر به سابقه جمهوری اسلامی در صدور تروریسم به خارج، گروگانگیری، دخالت در بمب گذاری‌ها و حمایت وسیع از انواع و اقسام گروههای تروریستی خارجی از حزب الله لبنان، حماس و جهاد اسلامی گرفته تا طالبان و سپاه المهدی در عراق، نگاهی بیندازید این حساسیت غربی‌ها را درک میکنید. همین چند ماه پیش بمب گذاری عوامل رژیم در تایلند و هند و نیز تحرکاتی در این رابطه در آذربایجان برای ترور دیپلماتهای اسراییلی را شاهد بودیم. مسلما این افراد به شکل افراد عادی اول ویزا گرفته‌اند و سپس به آن کشورها رفته و کار تروریستی کرده‌اند. خوب این رفتارها در اعتماد خارجی‌ها به ایرانی‌ها تاثیر منفی میگذارد.

 یا در مورد قضیه انتقال ارز به ایران، فدراسیون فوتبال مثال زده شده است که ۱ میلیون دلار پول اهدایی فیفا در میانه راه بلوکه شده و احتمال دارد به عنوان غرامت به گروگان‌های آمریکایی داده شود. خوب اولا اصلا چرا جمهوری اسلامی شهروندان دیگر کشورها را گروگان میگیرد یا ترور میکند؟! آیا کسی در اینکه باید به این افراد غرامت پرداخته شود شکی دارد؟! و دیگر اینکه همین وزارت ورزش که فدراسیون‌ها را زیر نظر دارد و اقدام به برکناری غیر قانونی روسای فدراسیونها میکند خودش دست سپاه است. آیا وزارت ورزش که مانند دیگر نهادها و وزارتخانه‌ها دست سپاهی‌ها و عمال حکومت است نمیتواند پول مذکور را بردارد و در جهت برنامه اتمی یا موشکی رژیم استفاده کند؟! مسلما میتواند. یا حتی فراتر از این برویم میدانیم که بانک مرکزی در دست سپاه و حکومت است، بر خلاف دیگر کشورها مستقل نیست و اکثریت مطلق بانکها دولتی هستند. مگر ندیدیم که چند ماه پیش بانک مرکزی شبانه اقدام به برداشت غیر قانونی هزاران میلیارد تومان پول از حساب بانکها و حتی بانکهای خصوصی کرد؟ خوب با این اوصاف چه تضمینی وجود دارد که ارز انتقالی از خارج از کشور به داخل، مورد استفاده حکومت قرار  نگیرد؟ به نظر من حساسیت‌های غربی‌ها به هیچ وجه بی‌جا نیست و کاملا واقع بینانه است.

در مورد عدم فروش هواپیمای مسافربری و قطعات یدکی آن به ایران هم چند ماه پیش هیلاری کلینتون توضیحی داد که به نظر من جای تامل بسیار دارد. وی در مصاحبه با پارازیت گفته بود که سپاه از هواپیماهای مسافربری برای انتقال سلاح و مهمات به دیگر کشورها مثل سوریه استفاده میکند. اگر این موضوع واقعیت داشته باشد که البته به نظر من با توجه به سابقه حکومت به هیچ وجه بعید نیست، باید به خارجی‌ها حق داد که به جمهوری اسلامی هواپیما نمیفروشند. آخر موضوع این است که ما اصلا شرکت هواپیمایی خصوصی هم نداریم، همه آنها دولتی و شبه دولتی هستند و حکومت میتواند در جهت منافع خود هر استفاده‌ای که خواست از آنها بکند …!

۳- نکته آخری که باید بیان کنم این است که مسلما همه کشورهای با حکومت غیر ایدئولوژیک (اکثر کشورهای پیشرفته) به دنبال منافع ملی خود هستند و همواره منافع ملی و امنیت ملی خود را از هر چیز دیگر حتی مسائل حقوق بشری ارجح‌تر و مهمتر میدانند. اینکه ما انتظار داشته باشیم کشورهای دیگر برخلاف منافع ملی خود عمل کنند انتظار بیجایی است و مطمئن باشید چنین اتفاقی نخواهد افتاد. برای کشورهای غربی اینکه تحریم‌ها بر ضد حکومت به ایرانیان عادی فشار می‌آورد یا نمی آورد موضوعی فرعی است، اصل برای آنها جلوگیری از برنامه اتمی حکومت ایران است.

نویسنده مطلب مذکور در پاراگراف آخر از «بی تعهد بودن» کشورهای غربی به حقوق مردم ایران گله میکند. باید از افرادی با اینگونه تفکرات پرسید که با توجه به توضیحاتی که بالاتر داده شد و چنبره سپاه بر همه بخش‌های کشور، چگونه میتوان بین مردم ایران و حکومت ایران تفکیک قائل شد؟! و اینکه اساسا چرا ایشان انتظار دارد که کشورهای پیشرفته منافع ملی خود را نادیده بگیرند؟! با توجه به عملکرد خود، آیا اصلا ما حق داریم از آنها گله کنیم؟!

وقتی مردم داخل ایران گاه و بیگاه در نمایش‌های انتخاباتی حکومتی شرکت میکنند، به گرانی‌ و بیکاری‌ گسترده و نیز به برخوردهای زننده ماموران رژیم در خیابانها واکنش نشان نمیدهند و اعتراض نمیکنند، وقتی ۴ میلیون ایرانی خارج از کشور با میلیاردها دلار سرمایه و جایگاه اجتماعی مترقی از عرضه یک شبکه ماهواره‌ای مستقل و با کیفیت بر ضد حکومت عاجز است و توانایی و یا عزم لازم برای جمع کردن گروههای مختلف اپوزیسیون و در کنار هم نشاندن آنها زیر یک سقف و دور یک میز برای حتی نیم ساعت را هم ندارد، وقتی ایرانیان خارج از کشور یک تشکل و یا یک لابی نصفه و نیمه در آمریکا و دیگر کشورهای غربی ندارند تا به آن کشورها فشار بیاورند تا با حکومت سازش نکنند، برای چه کشورهای غربی باید کاسه داغتر از آش شوند؟! وقتی ما ۴ نفرمان نمیتوانیم بر ضد حکومت با هم متحد بشویم، چگونه از کشورهای دیگر انتظار حمایت داریم و آنها را به «بی تعهد بودن» متهم میکنیم؟!

من شخصا به هیچ وجه از حمله به ایران حمایت نمیکنم اما قویا از شدیدتر شدن هر چه بیشتر تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی حمایت میکنم و دلایل خودم را هم قبلا در مطلبی مفصلا توضیح داده‌ام. اگر جمهوری اسلامی به سلاح اتمی دست یابد مسلما کشور ما تبدیل به یک کره شمالی قحطی زده اما مسلح به سلاح اتمی میشود! خلاصی از دست چنان حکومتی به مراتب دشوارتر خواهد بود.

مطالب مرتبط:

با ادامه رخوت و سکوت کنونی تنها دو حالت برای آینده ایران متصور است؛ «کشوری اتمی اما قحطی زده»، یا «ویران و جنگ زده»!

سخنان امروز صالحی نشانه‌ای از در تنگنا بودن شدید رژیم / از برنامه هسته‌ای حکومت حمایت نکنیم!

در راهپیمایی‌های «ضد جنگ» و «ضد تحریم» لابی‌های رژیم در خارج شرکت نکنید!

چرا حمایت اپوزیسیون از حمله نظامی به ایران نابخردانه است؟ راهکار رهایی از وضع موجود کدام است؟

34 پاسخ به “چرا تحریم‌ها بر ضد حکومت، گریبانگیر ایرانیان شده است؟! مقصر کیست؟

  1. میرفندرسکی ژوئیه 1, 2012 در 2:29 ق.ظ.

    به به
    چه دستمال یزدی برای عمو سام میکشی
    آورین آورین
    آینده درخشانی برات منصورم در این طریق

    • آلفرد ژوئیه 1, 2012 در 2:32 ق.ظ.

      لول، جالب بود!

    • بادمجان ژوئیه 1, 2012 در 7:11 ق.ظ.

      داداش اگه دوست نداری چفیه تو بده با اون دستمال بکشه!

      • میرفندرسکی ژوئیه 2, 2012 در 5:27 ب.ظ.

        جناب سیرابی
        مامانت یادت نداده هر کسی که مخالف تو بود لزوما «بسیجی» یا «ولایی» محسوب نمیشه ؟

  2. Rasool ژوئیه 1, 2012 در 2:58 ق.ظ.

    روزی خواهد رسید که جهان سخنان حضرت اییت الله خامنه‌ای را درک خواهند کرد به‌ هدایت خواهند شد. امیدوارم شما هم توبه کرده به‌ از آقا تبعت کنید

    • آلفرد ژوئیه 1, 2012 در 3:12 ق.ظ.

      🙂

    • کیوان ژوئیه 1, 2012 در 6:09 ق.ظ.

      شما سرش رو بخور عزیزم!

    • چهارپاه ژوئیه 1, 2012 در 7:13 ق.ظ.

      امیدوارم که اون روز خودشو نکشته باشه (مثل هیتلر)

  3. Rasool ژوئیه 1, 2012 در 4:09 ق.ظ.

    بخند آقا بخند ، روزی خواهد رسید که تمام اسرار آشکار خواهد شد ولی‌ آن روز شما پشیمان خواهید شد

    • آلفرد ژوئیه 1, 2012 در 4:27 ق.ظ.

      جالب بود! 🙂

  4. Rasool ژوئیه 1, 2012 در 5:26 ق.ظ.

    زنده باد امام خامه‌ای

    • آلفرد ژوئیه 1, 2012 در 5:26 ق.ظ.

      خامه؟! 🙂

  5. Rasool ژوئیه 1, 2012 در 5:26 ق.ظ.

    زنده باد امام خامنه‌ای،

    • آلفرد ژوئیه 1, 2012 در 5:27 ق.ظ.

      باد باد! 🙂

  6. Rasool ژوئیه 1, 2012 در 5:33 ق.ظ.

    وای به حالتون اگر آقا حکم جهاد بدهد, همتنو می‌‌کشیم!

    • آلفرد ژوئیه 1, 2012 در 5:33 ق.ظ.

      زرشک! 🙂

    • جنتی (مج) ژوئیه 1, 2012 در 7:18 ق.ظ.

      …یر بلال حبشی رو میخوری …س کش

  7. Rasool ژوئیه 1, 2012 در 5:46 ق.ظ.

    بترس از روزی که آقا خونتو حلال کنه !

  8. agha ژوئیه 1, 2012 در 5:52 ق.ظ.

    رسول جان،

    …ر آغات تو …س ننت.

  9. Rasool ژوئیه 1, 2012 در 6:10 ق.ظ.

    کامنتهای حاوی دشنام یا کلمات رکیک منتشر نخواهند شد. ??????????????????

    • رسولولا ژوئیه 1, 2012 در 7:08 ق.ظ.

      دشنام نبود که عین حقیقت بود

  10. احمد ژوئیه 1, 2012 در 4:42 ب.ظ.

    نظر ایت الله الفرد خمینی در مورد زندانیان سال 67
    «از آنجا که منافقین خائن به هیچ وجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه می‌گویند از روی حیله و نفاق آنهاست و به اقرار سران آنها از اسلام ارتداد پیدا کرده‌اند، با توجه به محارب بودن آنها و جنگ کلاسیک آنها در شمال و غرب و جنوب کشور با همکاری‌های حزب بعث عراق و نیز جاسوسی آنها برای صدام علیه ملت مسلمان ما و با توجه به ارتباط آنان با استکبار جهانی و ضربات ناجوانمردانهٔ آنان از ابتدای تشکیل نظام جمهوری اسلامی تا کنون، کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‌کنند، محارب و محکوم به اعدام می‌باشند و تشخیص موضوع نیز در تهران با رای اكثريت آقایان حجه‌الاسلام نیری دامت افاضاته (قاضی شرع) و جناب آقای اشراقی (دادستان تهران) و نماينده‌ای از وزارت اطلاعات می‌باشد، اگر چه احتياط در اجماع است، و همین طور در زندانهای مراكز استان كشور رای اكثريت آقايان قاضی شرع، دادستان انقلاب و يا دادیار و نماينده وزارت اطلاعات لازم الاتباع می‌باشد، رحم بر محاربین ساده‌انديشی است، قاطعیت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول ترديدناپذير نظام‌اسلامی است، اميدوارم با خشم و كینه انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام رضایت خداوند متعال را جلب نمایيد، آقايانی كه تشخیص موضوع به عهده آنان است وسوسه و شك و تردید نكنند و سعی كنند اشداء علی الكفار باشند. تردید در مسائل قضایی اسلام انقلابی نادیده گرفتن خون پاك و مطهر شهدا می‌باشد. والسلام»[۴][۵][۶]
    سیداحمد خمینی که در آن زمان رئیس وقت دفتر آلفرد خمینی بود در نامه‌ای در مورد جزییات این اعدام‌ها می‌پرسد و تاکید می‌کند آیا این حکم شامل کسانی که محاکمه شده‌اند و دوران زندان‌شان به زودی تمام می‌شود هم هست یا نه؟ و در مورد محکومان از شهرستان‌هایی که استقلال قضایی هم دارند چطور؟ پاسخ آلفرد خمینی بدین‌گونه است که:
    بسمه تعالی در تمام موارد فوق هر کس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حکمش اعدام است. سریعا دشمنان اسلام را نابود کنید. در صورت رسیدگی به وضع پرونده‌ها در هر صورت که حکم سریعتر اجرا گردد همان مورد نظر است.[۷][۸]

  11. A Human ژوئیه 1, 2012 در 4:49 ب.ظ.

    1. جامعه جهانی تنها دو راه برای جلوگیری از دستیابی یک حکومت ایدئولوژیک با سوابق گسترده اعمال تروریستی به سلاح اتمی دارد، یکی تحریم و دیگری جنگ. هیچ راه دیگری وجود ندارد
    این گفته درست نیست. باید ابتدا دید هدف چیست، سپس گزینه‌ها بررسی شوند. همانطور که غرب قبلا هم نشان داده، راههای دیگر هم وجود دارند. اینکه چرا این دو گزینه در حال حاضر تنها گزینه‌هایی هستند که بررسی می‌شوند، اما جای سئوال دارد.

    2. تفکیک میان مردم ایران و حکومت ایران بسیار دشوار و عملا غیر ممکن است
    در مواردی که در آن مقاله ذکر شده، این تفکیک کار چندان دشواری هم نیست! در بسیاری زمینه ها، حتی برای تحریم، اساسا نیازی به تفکیک اینچنینی نیست.

    3. خوب اولا اصلا چرا جمهوری اسلامی شهروندان دیگر کشورها را گروگان میگیرد یا ترور میکند؟
    این پاسخ به سئوال مطرح شده نیست بلکه سئوال دیگری است.

    4. سپاه از هواپیماهای مسافربری برای انتقال سلاح و مهمات به دیگر کشورها مثل سوریه استفاده میکند
    این هم دلیل کافی برای تحریم مردم بیگناه نیست. گیریم که سپاه چنین کاری انجام دهد، آیا غربیها آنقدر بی‌عرضه هستند که نمیتوانند جلوی آن انتقالات را بگیرند و درنتیجه کلا تمام خدمات اینچنین را تحریم میکنند؟ درصورتیکه چنین انتقالاتی وجود دارد، به جای ادعا، چرا آنها را دستگیر و علنی نمی‌کنند؟

    5.وقتی ما ۴ نفرمان نمیتوانیم بر ضد حکومت با هم متحد بشویم، چگونه از کشورهای دیگر انتظار حمایت داریم و آنها را به «بی تعهد بودن» متهم میکنیم؟!
    بی‌تعهد بودن ما هیچ ارتباطی به بی تعهد بودن دیگران ندارد. بی‌تعهد بودن ما توجیه کافی برای بی‌تعهد بودن دیگران نیست. عدم اعتراض مردم هم دلیل بر بی‌تعهدی نیست. برخی همچون من به این نتیجه مسلم رسیده‌ایم که صرفا حضور در تظاهرات خیابانی و کشته شدن و درگیری مشکلاتمان را حل نمیکند. اگر این روش مناسبی بود، سال 57 باید جواب میداد. یک مشکل اینست که اغلب ما نمیدانیم راه درست چیست و کسانی که حوزه تخصصی آنها سیاست است و تاریخ که می‌بایست راهنمای مردم باشند، کمتر حرف می‌زنند. در عوض بیشتر ما که نه حرف جدیدی داریم، نه راه‌حل بهتری برای مشکلات موجود، دائم در اینترنت مشغول غر زدن و نق زدن به دیگران هستیم که چرا کسی کاری نمی‌کند. چرا؟ بقیه را نمیدانم، ولی من به این نتیجه رسیده‌ام که خارج از حوزه تخصصم، بهتر است اصلا کاری هم انجام ندهم!

    به اعتقاد من این تفکر که صرفا با تظاهرات و انقلاب مشکل حل میشود، تصور درستی نیست. هدف بسیاری از مخالفان براندازی رژیم است، درست مثل سال 57. این یعنی در بهترین حالت و در صورت رسیدن به هدف، رژیمی ساقط می‌شود. هزینه آن؟ برای اکثریت انساندوستان آزادیخواه موافق این تئوری اصلا مهم نیست! خوب، بعد سقوط چه؟ غالبا اصلا جوابی وجود ندارد.

    به نظر من، سقوط یک نظم هرگز هدف درستی نیست. در مقابل ایجاد یک سیستم درست میتواند برای من هدف خوبی باشد، که پس از آن سئوالات من اینها خواهند بود: چه سیستمی؟ راه رسیدن به این هدف چیست؟ انقلاب؟! احتمالا نه.

    • آلفرد ژوئیه 1, 2012 در 6:22 ب.ظ.

      ۱- مثلا چه راهی؟ به جز تحریم و جنگ چه راه دیگری وجود دارد؟
      ۲- چرا تفکیک میان مردم و حکومت لازم است تا تحریم به شکل ناخواسته گریبانگیر ایرانیان معمولی نشود. اما به دلیل دخالت گسترده حکومت و نهادهای حکومتی مثل سپاه در همه ابعاد جامعه و اقتصاد، عملا امکان تفکیک میان مردم عادی و حکومت بسیار دشوار شده است.
      ۳- اگر جمهوری اسلامی مرتکب اعمال شنیعی مثل گروگانگیری یا بمب گذاری و حمایت از تروریسم بین الملل نمیشد، لازم نبود که از جیب مردم ایران این همه خسارت و غرامت به افراد ستم دیده داده شود!
      ۴- چه کسی را دستگیر کنند؟! سپاه از هواپیماهای مسافربری برای انتقال سلاح و مهمات به کشورهای دیکتاتوری دیگر مثل سوریه استفاده میکند. شرکت های هواپیمایی ایرانی هم همگی دولتی و شبه دولتی و تحت کنترل سپاه و به طور کلی حکومت هستند.
      ۵- اعتراض نماد بیرونی نارضایتی است، وقتی اعتراض صورت نمیگیرد یعنی اینکه یا سرکوب به اندازه کافی قوی بوده که معترضان را خاموش کرده و یا اینکه اصلا نارضایتی وجود ندارد. در هر حال تا زمانی که نماد بیرونی و علنی نارضایتی یعنی اعتراض و راهپیمایی و تجمع وجود ندارد، تا زمانی که آلترناتیو مشخص و آینده داری برای حکومت فعلی وجود ندارد، نمیتوان از کشورهای دیگر انتظار داشت که منافع ملی خود را نادیده بگیرند و به دنبال فشار به حکومت یا سازش با حکومت (بسته به شرایط) نباشند! نمیتوان از آنها انتظار داشت که کاسه داغتر از آش باشند!
      ۶- دو پاراگراف آخر شما موضوع دیگری است که بنده در این مطلب به طور اجمالی به آنها پرداخته ام. من با شما موافقم که سقوط رژیم الزاما به معنای روی کار آمدن نظامی دموکراتیک نخواهد بود. سعی و کوشش بسیار و مراقب زیاد میطلبد. مهمترین چیز هم قانون اساسی مبتنی بر حقوق بشر و سکولاریسم است. من هم به طور کلی با انقلاب موافق نیستم، اما وقتی رژیم اصلاح ناپذیر است، راه دیگری برای خلاصی از شر رژیم ستمگر و فاسد کنونی وجود ندارد، مگر اینکه با دخالت خارجی سقوط کند، که آن هم اصلا راه مناسبی نیست.

  12. احمد ژوئیه 1, 2012 در 6:38 ب.ظ.

    آلفرد جان چی شده؟؟؟
    جیره مواجب قطع شده که اینقدر نگران تحریم شدی؟؟؟
    نگران نباش آغا حالش خوبه تحریمها روی آغا اثری نداره؟؟
    سلام مرا به اغا برسان بگو بچه ها لحظه شماری میکنن تا در تختخواب بیان سراغتو اون دست علیل یادگاری را کامل کنن بفرستنت پیش لاجوردی باهنر رجایی بهشتی شیاد شیرازی و امام عزیز
    چاره کار هم نابودی شیخ شاه میباشد؟؟هر چند ما چندان اهل خشونت نیستیم ولیکن گاهی مجبوریم
    هر چند که برای ما حکومت به مانند اب بینی بز میباشد ولی مردم را تنها نخواهیم گذاشت تا دوباره ارتجاع استعمار با هم متحد گردند شیره مردم را بکشن
    هم کمر ارتجاع را خواهسیم شکست هم کمر استعمار و هم تفاله های ضد میهنی و پسماندهای دیکتاتوری سلطنتی

    • آلفرد ژوئیه 1, 2012 در 6:43 ب.ظ.

      🙂 این کامنتت نشون میده که اصلا مطلب را نخوندی و به شکل هیستریک و باری به هر جهت فقط نظر میگذاری!

  13. احمد ژوئیه 1, 2012 در 8:12 ب.ظ.

    مطلب را خواندم ولی یک نقد مفهومی وجود داره یک نقد زبانی و یک نقدر وجود داره نقد اجتماعی وطبقاتی
    در واقع کسی که دشمن دشمن خودش را بکوبه در واقع دشمن دشمن نیست
    دوست آن نیرویی است که ادعای دشمنیش را داره
    در واقع شما ها در نهایت به کیسه رژیم خواهید ریخت نیاز نیست زیاد فیلسوف باشی
    همانطور که مجاهدین از اول میدانستن بالاخره این نیروهای مذهبی ارتجاعی مثل خمینی و اخوندها و لاجوردی عسگر اولادی و کروبی حاج مهدی عراقی و بقیه تفاله ها در نهایت با شاه متحد میشن علیه مجاهدین در سال 55 در زنداهی شاه همینطور هم شد
    وضوح ان بیشتر در بعد از سقوط شاه نمایان شد
    از همین الان هم میتوان به روشنی روز دید روزی که اوضاع حساس و تعیین کننده باشه امثال شما جانب خامنه ای و رژیم و اگر اینها نباشن جانب جنایتکاران خط امامی را خواهید گرفت و نه قتل عام شدگان سال 67
    پس در اینزمینه راهی نیست جز کشیدن یک مرز سرخ میان ما و شما ودریایی از خون و دشمنی سازش ناپذیری که یا ما کمر شما امثال شما رژیم را خواهیم شکست یا شما کمر ما را
    ولی تاریخ ثابت کرده که نیوری های میرا از بین رونده هستند انقلابیون باقی خواهند ماند
    به همین علت است که شما را در زمره مرتجعین و در اتحاد میان لیبرالیزم و ارتجاع میدانیم
    یک مثال ساده
    من ممکنه با خیلیها موافق نباشم
    کمترین کاری که میکنم اینکه سکوت کنم حرفی نزنم
    چون در کمترین حالت اینکه اگر من سکوت نکنم ابراز شادمانی کنم رژیم برداشتش اینکه منم در سرکوب ان نیرو علاوه بر موافقان رژیم همراهی دارم ایرادی در اینکار نمیبینم
    پس اینطور مواقع رژیم قسمتی از براندازانش را در سرکوب نیروی مخالف خودش همراه میبینه
    مثل سرکوب کردها یا سرکوب بلوچهای سنی که اغلب نیروهای اپوزیسیون موافق هستن بعضا هورا میکشن
    شما هم دقیقا داری همین کار را میکنی پس چیزی جز یک دشمن نیستی به همان اندازه که بازجو وزارت اطلاعات را دشمن خودم میدانم تو را هم دشمنی کینه توزم میدانم که در مواقع گرفتاری آرزوی مرگ مرا میکنی اگر رژیم پایش را روی گلوی من بگذاره تو امثال تو نه تنها ناراحت نخواهید شد که آرزوی خفه شدن من امثال مرا خواهید داشت
    پس با یک حساب دو دوتا چهارتا به این نتیجه میرسیم که شما و امثال شما جاده صافکنهای هیتلرها و موسیلینهاو خمینیها خامنه ایها میباشید که اگر ما قتل عام بشیم تقصیر خامنه ای خمینی نیست بلکه تقصیر ماست که مقاومت میکنیم
    تقصیر مسعود مریم است که ما را به مقاومت بیشتر فرامیخوانن
    مثل اینکه مقصر قتل عام یهودیان را نه هیتلر و فاشیسم هیتلری که حضور یهودیها دربین نیروهای مقاومت فرانسه یا تعداد کثیر افسران یهودی در ارتش سرخ شوروی بدانیم
    که چقدر ابلهانه است
    پس چه بهتر که از هم اکنون دشمن وتشنه به خون یکدیگر باشیم
    اما باید بگم که آرزوی نابودی ما را همانطور که شاه وخمینی به گور بردن خامنه ای و شما امثال شما هم به گور خواهید برد
    یک چیز را ما فراموش نمیکنیم و ان قاتلین مان است تا دنیا دنیاست آنها را از یاد نخواهیم برد
    ما با کشتن از بین نمیریم اگر قرار بود از بین بریم با قتل عام دهها هزار نفرمان از بین رفته بودیم
    بر عکس قوی و قوی تر میشیم و آنچیزی که ما را نابود نکنه بی شک ما را قوی تر خواهد کرد تا روز موعود فرابرسه و ما هم صبرمان زیاده
    ولی این خونها را هم ساده از کنارش نخواهیم گذشت صبر میکنیم اما صبرمان بی پایان نیست

  14. سرگردان ژوئیه 1, 2012 در 10:53 ب.ظ.

    دوست عزیز.دیروز،روزنامه حسین مُفنگی(کیهان)از نوشته ات راجع به فرقهء رجوی بهمراهِ نام وبلاگت،مطلبی منتشر کرد.بنابراین سر و کلهء اراذلِ حکومت و رجوی در اینجا پیدا شده.نوشته ات راجع به مجاهدینْ حقیقتِ محضْ است.این فرقه همچون دیگر فرقه ها از هوادارانش که بعضی شان در خارج از ایران به مال و منال رسیده اند،پول دریافت میکند که خرج چنین گردهمایی ها بکند.مریم و مسعود رجوی در سی سالِ گذشته دست به سیاه و سفید نزده اند.احمق هایی مانند این کسی که ادعا میکند در عملیاتِ احمقانهء فروغ جاویدان،فرانسوی و چینی شرکت داشته اند،خرجشان را میدهند.

    • آلفرد ژوئیه 2, 2012 در 4:21 ق.ظ.

      جدی؟ خوب پس امیدوارم پاراگراف آخر را هم دیده باشند که نوشته بودم:
      «تکنیکهای جمهوری اسلامی و مجاهدین چقدر به هم شبیه است! هر دو مخالفان خود را میکشند و در زندانهای خود نقض حقوق بشر میکنند، هر دو دست به اعمال تروریستی میزنند، هر دو رهبرانی خودخوانده و غیر مردمی دارند و هر دو با استفاده از سیاهی لشگر، پروپاگاندا راه می‌اندازند و بهره برداری تبلیغاتی میکنند…!»

      درباره موضوع مالی، کمکهای اعضا بسیار بسیار اندک است، اکثر درآمد مجاهدین از صدام و عربستان و نیز از قاچاق انسان و گدایی در اروپا از مردم آنجا به اسم دموکراسی و حقوق بشر و غیره، میباشد. گفته میشود صدام در مدت زمان حضور خود در قدرت، به طور متوسط روزانه معادل پولی ۱۰۰ هزار بشکه نفت را به رهبری مجاهدین پرداخت میکرده است تا بتواند از شر جمهوری اسلامی خلاص شود. عربستان هم کمک مالی هنگفتی به مجاهدین کرده و میکند.

  15. Rasool ژوئیه 2, 2012 در 8:37 ق.ظ.

    خامنه‌ای رهبر است و سرور همه شما پس به راه راست بیایید و به پا بوسی آقا بروید و طلب بخشش کند شاید اگر پای آقا رو ببوسید آقا شما رو ببخشید

  16. دوست ژوئیه 3, 2012 در 4:17 ب.ظ.

    لطف کن تماس با ما ی وبلاگت رو چک کن. ممنون.

  17. بازتاب: عواقب وخیم معرفی سپاه پاسداران به عنوان عامل عملیات تروریستی در هند « گاه نوشته‌های آلفرد

  18. بازتاب: داد و فریادهای خامنه ای و حملات به احمدی نژاد نشان میدهد که که تحریم ها در حال شکاندن کمر رژیم است « گاه نوشته‌های آلفرد

  19. بازتاب: حکم دادگاه کانادایی در مسدود کردن اموال ایران، قابل دفاع و البته هم خوشحال کننده و هم ناراحت کننده است…! « گاه نوشته‌های آلفرد

دیدگاه خود را با دیگران به اشتراک بگذارید (لطفا فارسی بنویسید). توجه: کامنتهای اسپم یا حاوی دشنام و یا کلمات رکیک منتشر نخواهند شد.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: