مصاحبه بحث برانگیز و کاری که دبیرخانه رضا پهلوی باید انجام دهد

حدود ۳ هفته پیش سایت خبری آلمانی فوکوس آنلاین مصاحبه‌ای را با رضا پهلوی انجام داده که بسیار بحث برانگیز شده است. این مصاحبه توسط یکی از سایتها که سابقه‌ای طولانی در ترجمه اخبار مربوط به ایران از زبانهای مختلف خارجی به فارسی دارد، از آلمانی به فارسی ترجمه شده است (لینک). در پی انتقادهای گسترده به این مصاحبه، حدود ۲ هفته پیش دبیرخانه رضا پهلوی بیانیه‌ای منتشر میکند و مدعی میشود که این مصاحبه به درستی ترجمه نشده است. البته بیانیه مذکور از تکذیب کلی اظهارات بیان شده در آن مصاحبه بازمانده و تنها به مطرح کردن ایراد در ترجمه بسنده میکند. علاوه بر این دبیرخانه از انتشار متن اصلی یا فایل صوتی سخنان رضا پهلوی در این مصاحبه خودداری نموده است.

این اولین بار نیست که مصاحبه‌ای از یک سیاستمدار بحث برانگیز میشود. شیوه مرسومی که در چنین مواقعی وجود دارد این است که فایل صوتی مصاحبه از جانب طرفین منتشر میشود و بدین ترتیب به حرف و حدیثها پایان میدهند. این مورد هم استثنا نیست. لذا با توجه به بحث برانگیز بودن سخنان بیان شده در این مصاحبه و نیز حساسیت‌های زیاد ایجاد شده در بین گروههای مختلف اپوزیسیون و نیز میان آزادی خواهان ایرانی درباره حرفهای زده شده، به نظر میرسد که تنها یک راه حل برای موضوع وجود دارد و آن اینکه دبیرخانه رضا پهلوی اقدام به انتشار فایل صوتی مصاحبه با فوکوس آنلاین نماید. بدین ترتیب مشخص میشود که تا چه حد در ترجمه تحریف شده بوده است و اینکه پاسخهای رضا پهلوی به آن سوالات واقعا چه بوده است. بدین ترتیب مشخص میشود حق با کدام طرف است. اگر دبیرخانه رضا پهلوی فایل صوتی مصاحبه را ندارد -که البته بسیار بعید مینماید- آنها میتوانند به راحتی با تماس با فوکوس آنلاین از آنها بخواهند که یک نسخه از فایل را برای آنها ارسال کنند.

بدیهی است که در صورت عدم انتشار فایل صوتی مصاحبه، گمان این خواهد رفت که اشکالی در ترجمه نبوده و سخنان نسبت داده شده واقعا از سوی رضا پهلوی بیان شده بوده است. به ویژه اینکه اخیرا مقاله‌ای حمایتی در سایت حزب مشروطه ایران که از حامیان رضا پهلوی به شمار میرود، منتشر شده و نویسنده مقاله آقای «شهرام آریان» که ظاهرا به زبان آلمانی هم آشنا بوده است -با توجه به اشاراتی که به ترجمه آلمانی به فارسی مصاحبه کرده است- ضمن حمایت از مواضع ضا پهلوی خواستار آن شده است که رضا پهلوی اندکی «سیاستمندانه تر» سخن بگوید. نویسنده مقاله مذکور به اصل صحبتهای رضا پهلوی [که بر طبق ترجمه منتشر شده] خود را شاه قانونی مملکت دانسته و تلویحا در صدد سرپوش گذاشتن بر اعمال غیر دموکراتیک پدر خود شده است، ایرادی وارد نکرده و سخنان رضا پهلوی را تنها از این نقطه نظر که برخی پاسخ‌های وی «احساسی» و «خودمانی» بیان شده بوده، شایسته انتقاد دانسته است…!!

6 پاسخ به “مصاحبه بحث برانگیز و کاری که دبیرخانه رضا پهلوی باید انجام دهد

  1. از بخش مدیرت سایت فریاد سبز ژوئن 29, 2012 در 10:04 ب.ظ.

    با درود .از شما برای همکاری با سایت فریاد سبز نیوز دعوت به عمل میاید .لطفا در صورت موافقت و گونه پرسش از ما در این زمینه با ادرس امیا زیر تماس حاصل نموده تا ترتیب کارها داده شود . ادرس امیل برای تماس با ما meh.mah2@yahoo.com
    ادرس سایت برای بازدید شما : http://faryadesabz.com/

  2. aryan ژوئن 30, 2012 در 5:51 ب.ظ.

    میدونید یکی‌ از اشکالات ما ایرانیان چیه؟ اینکه با خواندن یکی‌ دو کتاب و در بیشتر اوقات شنیدن حرف دیگران، سریع اظهار نظر می‌کنیم، اونم فقط در حد حرف، چرا که اگه این کار را هم نکنیم فکر می‌کنیم دیگران ما را به چشم بیسواد نگاه میکنند. اکثر ما مرد عمل نیستیم. این همه جنایت، ویرانی، دروغ و دزدی و …. در این ۳۰ سال به سر ایران و ایرانی‌ آوردند، بجای اینکه فکر‌ درمان درد امروز باشیم، یا در گذشته فریز شدیم و یا بلدیم انتقاد کنیم ،اونم بدون اینکه بدونیم چرا، و چه دردی رو دوا کردیم؟ من هیچ وقت موافق رژیم گذشته نبودم، اما همون رژیم رو بسیار بهتر و سالمتر از این یکی‌ میدونم. همچنین فکر می‌کنم صحبتهای رضا پهلوی اصلا قابل مقایسه با هیچ کدام از این اشخاصی‌ که در این ۳۰ سال سر کار بودند نیست و حرفش قابل هضم تر و سنجیده تر است. به قول این خارجیها اجازه بدیم عقلمان با سنّ مان رشد کند. گوش بدیم ،فکر کنیم، تحقیق کنیم، و یاد بگیریم.

  3. ننگ بر خامنه ای ژوئیه 2, 2012 در 3:33 ق.ظ.

    تمام این مخالفتها با رضا پهلوی به خاطر اینه که این اقایان خودشان هم می دانند که در حکومت دموکرات آینده قطعا رضا پهلوی برنده خواهد بود و آنها بازنده. این آقایان همان کسانی هستند که بی خود و بی جهت ایران را گرفتار یک انقلاب ویرانگر کردند و حالا هم به خاطر اینکه رو سیاهی به صورتشان نماند از هیچ خیانت دیگری فروگذاری نخواهند کرد.

  4. بازتاب: تحریفات تاریخی در پیام اخیر رضا پهلوی به مناسبت سالگرد انقلاب مشروطه « گاه نوشته‌های آلفرد

  5. بازتاب: انتقاد از رضا پهلوی « گاه نوشته‌های آلفرد

  6. koohestani اکتبر 5, 2013 در 2:58 ب.ظ.

    قربان آباد
    مدتی این داستان تأخیر شد – مهلتی باید تا ماست شیر شد
    هر که خوانَد این نامه پر سوز را – ببیند شرح حال مردم امروز را
    تواریخ نیز جز وصف کردار نیست ـ در پیامش بُعد جای و حال نیست
    راوی فقط شرح حکایت میکند – مستمع خود درک و قضاوت میکند

    داستان در دهی بود دوردست – مردمش قومی بزرگ بود و تنگدست
    نعیمش مردکی قربان نام بود – مال اندوزی در پی کام بود
    ارث برده ملک و باغ از پدرش – رعیت را نموده بیچاره و در بدرش
    ز دانش و ازادی سخت خائف بود – زخطرش به دکان ریا پر واقف بود
    چو ز بزرگ و کوچک واهمه داشت ـ ز چوب و تشّر به دلها بیم کاشت
    گر کسی کرد نافرمانی ز امرش – به خشم امد و نهاد در بندش
    گفت نکنید مرا ز کوره بدَر – ورنه میکنم بپا چکمه های پدر
    مستشار گفت با تمسخر و خنده – این فعل و صفت نیست تو را زیبنده
    چو دیدی خشم مردم سر به سر – زود فرار کن به خارج بی درد سر
    پدرت را نام بود قربان قلچماق – خلق لرزان ز ترسش در دشت باغ
    او معیشت میکرد از باج سبیل – ملک میگرفت بضرب چوب و بیل
    چنین، ثروت و دولت بنیاد کرد – دل آیندگانش زخود شاد کرد
    بهتر که ببری ز یاد قلچماقی را ـ حاجی شده، باز کنی بقّالی را
    چو شوی متدین و ظاهر صلاح – چپاول کنی خلق را بدون سلاح

    حاج قربان شد و دیانت اغاز کرد ـ یک دکّان فروش روغن هم باز کرد
    عکسش داد زینت بشکه ها را – بدلخواه تائين میکرد او بها را
    گر شاکیی بُد زین کسب و حساب -میدادش فحش خارمادر به جواب
    پرسید فحاشیش از بهر چیست – این بی ادبیش را استاد کیست
    گفتند جدّش قربانقلیِ چاروادار بود – بیابانگردی بیسواد و خردار بود
    چوبدستش بود همچون گرز سام – فحشهاش شهره نزد خاص و عام
    این بفکر خویش نه فحاشی کند – راه و رسم نیاکان پاسداری کند

    حاج قربان جیبها پر پول ساخت ـ خلق آزُرد و دلها پر خون ساخت
    پنهان نمود سکه در زیر زمین – تا نیابد کس آگهی در سرزمین
    عاقبت مردم جمله بفریاد امدند – کار رها کرده به میدان امدند
    خروشید شب و روز مردم ده – که قربان برو ، حق ما پسده
    شنید خشم ملت و داستانش را – بترسید و لرزه فتاد دستانش را
    بخواند رائ زنان و مستشاران را – که تدبیری کنند بنجات ایشان را
    گفتند تو اطعام مساکین کن – دل رعيت را خالی از کین کن
    قنبر اشپز را گو تا فسنجان و پلو – حاضر کند برایشان،با کباب و چلو
    گفت اشپز و پخت و پز نمیخواهم ـ باطیارهٔ ز رستوران ماکسیم می ارم
    بخواند رجال و خوانین املاک را – زیاد برد خلق پژمرده در خاک را
    بیاورد رامشگران ز نزدیک و دور – تا نوازند و کنند شادی و سرور
    سیاه بازی وشبیه خوانی بر پا کرد – بابا کرم و رقص عربی هم اجرا کرد
    رجالِ میهمان نوشیدن و بلعیدند – بریش حاج قربان و ملتش خندیدند

    ان جشن و سرور پایان یافت – خشم مردم ده التیام نیافت
    همه فریاد کشان، گره به جبین ـ که قربان بروَد برون ز زمین
    اینبار وزیران و رأی زنان مکارش – نمودند حیله ائی دگر در کارش
    گفتند این ملایِ ده دعا گویِ تست ـ جیره خوار سفره ات بوده دُرُست
    انچه خواهی از دل و جان می کُند – خلق را برایت نرم و آرام می کند
    چو رعیتند خشمگین ، همه – میکنیم عوض چوپان را در رمه
    واعظ است و زبانِ عام میداند – نصیحتشان کرده براه میراند
    بده ملک و رعیت، بدست ملایِ پیر – سال دگر بیا و امانت را پس گیر
    اندیشه مکن ز حاصل و مخارج – عایدیت بیاید بحساب در خارج
    گفت نی ملا نباشد این را لایق – اوست در ده رزل ترین خلایق
    ز بهر پول میچسبد چون سریش – گیوه پاره و شپش دارد بریش
    گدائی کرده راه معاش خویش – هر زنی دیده کرده عیال خویش
    اخر پذیرفت رهنمود رندان را – زناچاری ترک نمود گلستان را
    گریست و با بقچه به طیاره شد ـ ترسید ز مردم وسویِ بیگانه شد

    چو ملا گرفت بدست زمامِ امور ـ ز یاد بُرد عدل و بنا نهاد زور
    او بست ملت را بچوب و فلک ـ مال اندوزی نمود با دوز و کلَک
    چو ز علم ودانش واهمه داشت ـ برواج جهل وخرافه همّت گماشت
    کهنه ریخت و شد شیکِ نو نوار – خر فروخت و شد مرسدس سوار
    خلق را هنوز نانِ خوردن نبود ـ ز ترسِ چوب و فلک نایِ گفتن نبود
    حاج قربان پیغام داد ملا را ـ چه کردی سهم و عایدیِ ما را
    بجایِ پول او را یک بیلاخ داد ـ امانت را حواله بر سر شاخ داد
    از ان بیلاخ حاج قربان بمرد ـ دق کرده در غربت جان سپرد

    از او ماند وارث بدنیا یکنفر ـ مردکی تنبل ، بی‌ عقل‌ و هنر
    نبُدش بجز عیش فکر دگر ـ از ان پدر بشاید چنین پسر
    این زمان رندان بفکر افتادند ـ تا حاج زاده را سر کار بگذارند
    تا عهد قدیم استوار نمایند ـ بزر و سیم،خود رستگار نمایند
    ساده لوح و طماعش یافتند ـ بهر بکار گیریش زود بشتافتند
    متملق وچاپلوس رفتند بدرش ـ چنان که مرسوم بود زمان پدرش
    الحق که پسر حاجی توئی ـ چاق و چله بهتر از باجی توئی
    در عالم برتر از فکر تو نیست ـ بگو که همطرا زِ تو کیست
    در اختر تست سالاری و مهی ـ در گوهرت پیدا خوبی و فربهی
    این ده ،ملکِ سزاوارِ تست ـ یادگارِ ان جدّ بزرگوار تست
    خلق نخواهد دگر ملا را ـ بجای پدر ، میطلبد شما را
    بشو رعیت را تو شبان و ولی ـ میکند شکر به کفن دزد اولی
    چون پدر اطعام مساکین کن ـ خلق را ز خویش بی کین کن
    بده ابگوشت ودوغ و بستنی ـ خوابشان کن با دروغ و گفتنی
    تسبیح بدست و عابد نما شو ـ مردم بفریب و فرمانروا شو
    حاج زاده خشنود ز ان سخن ـ کرد هوس میوه و باغات وطن
    ـ ادامه داردـ
    کوهستانی

دیدگاه خود را با دیگران به اشتراک بگذارید (لطفا فارسی بنویسید). توجه: کامنتهای اسپم یا حاوی دشنام و یا کلمات رکیک منتشر نخواهند شد.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: