دو بزرگمردی که از آنها بسیار آموختم…!

7 پاسخ به “دو بزرگمردی که از آنها بسیار آموختم…!

  1. هرمز ژوئن 9, 2012 در 3:14 ق.ظ.

    متاسفانه تا به حال از بهرام مشیری نه نوشته ای خوانده ام و نه برنامه ای دیده یا شنیده ام. ولی در دوران دانشجویی اکثر کتابهای زنده یاد احمد کسروی را خوانده ام. ایشان تاثیر شگرفی بر من داشته و در رفتار و زندگی ام کاملا موثر بوده است.
    روانش شاد و یادش گرامی

  2. احمد ژوئن 9, 2012 در 3:46 ب.ظ.

    آقای آلفرد آیا میدانستی آقای مشیری به همراه برخی دیگر مثل هادی خرسندی آقای حسین فرجی و پرویز صیاد برای خروج مجاهدین از لیست سازمانهای تروریستی نامه امضا کردن؟؟جمعا تقریبا چهل خرده ای نفر بودن

    • آلفرد ژوئن 9, 2012 در 5:35 ب.ظ.

      البته همین آقای مشیری انتقادات زیادی را از مجاهدین به ویژه سرکردگان آنها کرده.

      • احمد ژوئن 10, 2012 در 4:56 ب.ظ.

        ما انتظار نداریم همه ما را قبول داشته باشن
        هر کسی میتونه منتقد و وحتی از بیخ مخالف باشه ولی کسی که میگه مجاهدین باید در لیست تروریستی بمانه یعنی اینکه خواهان کشتار مجاهدینه و این ریشه در این داره که خواهان مانگاری رژیم هستن

        چرا تریتا پارسی همین دیروز یا پریروز در وزارت خارجه امریکا سخنرانی کرده خبرش پخش شده از دولت امریکا خواسته که مجاهدین را از لیست خارج نکنه ؟؟بعد گفته اگر دولت امریکا اینکار را بکنه ایران تلافی میکنه باعث ایجاد جو بی اعتمادی و این جو باعث تنش میشه وتنش هم باعث بالارفتن قیمت نفت میشه که در نهایت منجر به عدم انتخاب دوباره اوباما خواهد شد
        مثل کدیور مثل شادی صدر مثل امیر احمدی مثل تریتا پارسی مثل حقیقت جو مثل رسول نفیسی مثل رامین جهانبگلو
        و برخی دیگر
        رهبران مجاهدین هم هیچوقت نگفتن که تافته جدا بافته هستن ضمن اینکه تصمیمات در بین انها با نظر جمع گرفته میشه نه فرد
        انتقاد مخالفت مهم نیست باید دید که آیا ما بقی گروهها که هر چند نه به اندازه مجاهدین ولی تا حدودی در اشل مجاهدین بودن مثل توده و فداییها ایا امروزه وجود دارن؟؟خیر
        پس این نشان میده که مسیر را اشتباه نرفتن
        آیا شما تاریخ معاصر را خواندی؟؟
        در ماهها و سالهای اول انقلاب مجاهدین کنار چه گروههایی قرار گرفتن؟؟
        جاما نهضت ازادی جبهه ملی جنبش مسلمانان مبارز و افرادی مثل دکتر سامی و متین دفتری
        البته بین این گروهها نهضت آزادی زودتر از همه عقب کشید
        ولی تنها حرف من اینه که اگر مجاهدین گول بخور بودن باید میرفتن کنار جمهوری اسلامی یا حداقل توده و فداییها
        چرا نرفتن ؟؟که نیاز به کمی توضیح داره همان روزهای اول انقلاب در نشریه مجاهد سلسله بحثهایی با مسعود رجوی صورت گرفت
        تحلیهای درونی جمهوری اسلامی در مورد این مصاحبه ها چنین مینویسه
        نوشته یک ویژه نامه درونی رژیم
        در تاریخ 16 بهمن 69 سلسه گفتگوهایی با رجوی در نشریه مجاهد به چاپ میرسه با عنوان ((نیروهای سیاسی و موضع گیریهای آنها))این مصاحبه ها که جنجالی هست هفته به هفته در نشریه منعکس میشود
        در این مصاحبه ها مجاهدین ابتدا دولت موقت و نهضت آزادی را نقد میکنن .در شماره دوم سوم حزب توده و اکثریت و موضع گیری آنها نقد میشود.در نقد حزب توده سیاست نزدیکی ان حزب به نیروهای خط امام نقد میشود.در این گفتگوها در 30 بهمن رجوی میگوید((کدام حاکم ضد شرع و کدام دادستان ضد خلق میتواند از مبارزه مردم جلوگیری کند))
        کلماتی که رنگ بوی انقلابی گری پیش از انقلاب را میدهد .رجوی در اعتراض میگوید که در بحبوحه فداکاریهای مجاهدین در جبهه خلق علیه تجاوز عراق حاکم ضد شرع آبادران دستور دستگیری اعضا و هواداران مجاهدین را میدهد.در شماره چهارم که در هفت اسفند منتشر میشه رجوی بحث لیبرالیزم ارتجاع را مطرح میکند و اینکه خطر اصلی ارتجاع است خصیصه ارتجاع را هم ضد مبارزه مسلحانه و ضد مجاهد وضد نیروهای انقلابی (مارکسیست) میشناسد و میگوید اینها دارند ماهیت خودشان را بروز میدن.در همین شماره حمله مستقیمی به بهشتی میکند او را وابسته میخواند.سرمقاله نشریه مجاهد میگوید آقای بهشتی!خودتان رابطه ها را بگویید ما را از زحمت افشای روابط با امپریالیستها خلاص کنید.
        بعد نشریه داخلی رژیم اضافه میکنه که
        در ان ایام تصویر عمومی از مجاهدین در مجموع مثبت بود ،خاطره هایی که مردم از شهدای مجاهدین ،محمد حنیف نژاد،سعید محسن،علی اصغر بدیع زادگان،وبخصوص خانواده رضاییها وبعد هم مجید شریف واقفی ومجموعه اینها داشتند .اما در همین حاکمیت که پس از پیروزی انقلاب به وجود امد در اوائل نام مجاهدین بر بسیاری از میادین مراکز و خیابانها گذاشته شد مثل میدان رضاییها(هفت تیر)خیابان حنیف نژاد یا بیمارستان مهدی رضایی …..گرچه به فاصله کوتاهی همه این نامها حذف شد اما یک نام هنوز که هنوز است بر جای مانده و آن نام مجید شریف واقفی بر دانشگاه شریف است که در آن درس میخواند.
        بهمن 58 در زمانی که مجاهدین حضوری حتی نمادین در حد یک یا دو کرسی مجلس ندارند در شرایطی که بدنه تشکیلاتی مجاهدین به شدت متورم و بزرگ شده است مصادف میشود با کشته شدن یکی از هواداران سازمان به نام عباس عمانی در حین پخش پوستر و پلاکاردهای تبلیغاتی(5 بهمن 58) انتخابات .به این مناسبت و همچنین سالگرد شهادت احمد رضایی اولین شهید سازمان در زمان شاه ،سخنرانی توسط مسعود رجوی در دانشگاه تهران برگزار میشود با عنوان اینده انقلاب.در این سخنرانی رجوی اشتباه فاحشی را مرتکب میشود که کشته شدن عباس عمانی را با شهادت احمد رضایی هم طراز میداند.
        نتیجه بلافصل این مقایسه آن است که حاکمیت شاه و حاکمیت جدید به فاصله کمتر از یک سال از پیروزی مقایسه پذیر است.اشتباه دوم آنجمله معرف وی است((وای به روزی که تصمیم بگیریم مشت را با مشت و گلوله را با گلوله پاسخ بدیم))رجوی بلافاصله اضافه میکند آنروز خودتان پشیمان خواهید شد آنروز خودتان افسوس خواهید خورد.چنان اظهاراتی اگر چه خوشایند هواداران ونیروهای ناراضی وتحریک شده شرکت کننده در مراسم سوگواری است ،اما به لحاظ سیاسی وبه اصطلاح دیپلماتیک در بین حاکمیت و اپوزیسیون که مجاهدین باشند انشقاقی شدید پدی می اورد.
        پیش از این در تاریخ 2 آذر ماه 58 میلیشیا تشکیل میشود
        میلیشیا یا چریک نیمه وقت عمدتا از میان نیروهای دانش اموزی و محلات تشکیل شده بود که بسیار پر شور و پر انرژی بودن.به گفته مجاهدین میلیشیا بازوی انقلاب و هسته اصلی ارتش مردی را تشکیل میدهد.اما حاکمیت جدید از میلیشیا تصویری دیگر دارد.میلیشیا برای حاکمیت جدید نیروی نظامی آینده سازمان مجاهدین بود.
        مجاهدین نیز آنگونه که ادعا میکردن نمایندگان اسلام راستین و تشیع سرخ علوی ویا انقلابیون ضد امپریالیست منحصر به فرد نبودن.بر فرض که گیریم بودن،گیریم که حاکمیت نوپای جمهوری اسلامی حکومت خلفای راشدین یا بنی امیه بودند.علی که از منظر مجاهدین الگوی عقیدتی و مظهر حق حقانیت بود بیش از 25 سال با آنها مدارا کرد بلکه مشیرو دلسوز بودو این باسبک زباله دان تاریخ مجاهدین از زمین تا آسمان تفاوت داشت.

        همه اینها را نوشتم که به شما بگم که اگر مجاهدین خواهان سهم بودن به شما قول میدم که اگر تنها یک لبخند به خمینی میزدن به شما قول میدم که از تمام نیروها بیشتر سهم میگرفتن
        ولی اهل سهم و سهم خواهی نبودن
        تا جایی که رژیم خودش را خلفای راشدین بنی امیه و مجاهدین را علی فرض میکنه و بعد میگه مجاهدین باید مثل علی 25 سال سکوت میکردن
        اما مجاهدین
        اهل سازش کنار امدن نبودن وگرنه که رژیم از خداش بود دشمنی مثل مجاهدین نداشته باشه

  3. عباس آقا ژوئن 9, 2012 در 6:35 ب.ظ.

    بچه جون این بهرام دستی معلوم نیست حرف حسابش چیه.حتی پهلوی پرست ها هم قبولش ندارند.میفهمی؟

    به جنبش سبز و موسوی و کروبی و خاتمی هم پریده دیگه بدتر!

    • آلفرد ژوئن 9, 2012 در 7:26 ب.ظ.

      🙂

  4. عباس آقا ژوئن 11, 2012 در 9:03 ب.ظ.

    آق مجاهد شما میشه بفرمایید احیانا در کمپ تشریف دارین یا در گوشه ای از دنیا از این گروه مواجب میگیری؟

    تصمیم به صورت جمعی گرفته میشه!اکی.شما تا حالا کسی جز خودتون را قبول داشتین.شده اگر کسی پیدا بشه از گروه های سیاسی دیگه سلطنت طلب ، جمهوری خواه و.. شما را جدی بگیره و بخواد همکاری کنه میپذیرین؟ شما تو این تلویزیونتون شده تا حالا با یک غیر مجاهد مصاحبه کنین؟

    آخه شما که هیچ کس جز خودتون را قبول ندارین بدتر از جمهوری اسلامی هستین

دیدگاه خود را با دیگران به اشتراک بگذارید (لطفا فارسی بنویسید). توجه: کامنتهای اسپم یا حاوی دشنام و یا کلمات رکیک منتشر نخواهند شد.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: