در پاسخ به مجتبی واحدی؛ چرا مهدی خزعلی را جاعل و دروغگو نامیدم؟

جناب مجتبی واحدی در واکنش به مطالب اعتراضی برخی از وبلاگ‌نویسان نسبت به اقدام تعجب برانگیز روز پنج شنبه مهدی خزعلی در انتشار یک بیانیه جعلی، مطلبی را منتشر کرده‌اند. به عنوان یکی از کسانی که به این بدعت زننده خزعلی واکنش شدید نشان داده بودند بر خود لازم میدانم خطاب به آقای واحدی، پاسخی را درج نمایم. دیروز گفتم بیانیه جعلی، هنوز هم معتقدم جعلی است، زیرا شورایی که هنوز اعلام موجودیت نکرده بوده و هیچ کجا حتی اسمش هم مطرح نبوده است، نمیتواند به یکباره در شب انتخابات آن هم از جانب جنبش سبز بیانیه بدهد! من فکر نمیکنم در هیچ کجای دنیا اینگونه باشد که کسی مطلبی را در وبلاگش یا وبسایتش منتشر کرده و مدعی کل یک جنبش چند میلیونی شود! آیا هرکسی به تنهایی میتواند برای پیشبرد اهداف خود مدعی شود که شورایی تشکیل داده و از قول جنبش سبز بیانیه بدهد؟! اگر اینطور است پس من هم از قول جنبش سبز بیانیه بدهم! به نظر شما مسخره نیست؟!

مجتبی واحدی مینویسد:

آنها ابتدا این فرضیه رامطرح کرده‌اند که «خزعلی، عنوان شورای هماهنگی راه سبز امید را سرقت نموده است». سپس «عمل سرقت» توسط خزعلی را تقبیح ونهایتا حکم «مهدور الدم بودن» را همراه با «مجوز هتک حرمت» او اجرا نموده‌اند.

تشکیل شورا ضوابط و شرایطی دارد. بایستی ابتدا شورا اعلام موجودیت نماید و همزمان اساسنامه‌ای بیان کننده اصولی که شورا بر مبنای آنها شکل گرفته، ضرورت شکل‌گیری و اهداف شورا منتشر گردد. اعضا باید به طور علنی مشخص و شورا باید دارای دفتر، سخنگو و سایت باشد. با توجه به برخوردهای احتمالی حاکمیت، میتوان درک کرد که شورا [به ویژه اگر در داخل از کشور تشکیل شود] ممکن است نتواند نفرات خود را اعلام کند. قبول…! اما حتما پیش از صدور بیانیه بایستی اعلام موجودیت شود و اساسنامه و اهداف شورا در رسانه‌ها منتشر گردد تا مردم بدانند آیا شورای مذکور مورد قبول آنها هست و در جهت خواست آنها حرکت میکند یا نه! هیچ کدام از این مراحل درباره شورای کذایی طی نشده است! هر عقل سلیمی با دیدن یک اعلامیه از سوی یک گروه ناشناس در یک وبلاگ شخصی متوجه میشود که یک جای کار میلنگد! چگونه است که این شورای ناشناس به یکباره در شب انتخاباتی که مهدی خزعلی از ۳ هفته پیش یکسره برای گرم کردن تنور آن تبلیغ میکرده است تشکیل میشود و بیانیه‌ای را در سایت او و در حمایت از طرح او برای جلوگیری از تکرار حماسه تحریم دور اول انتخابات مجلس صادر میکند؟!  من از جناب واحدی تعجب میکنم که به عنوان یک فرد سیاسی، به جای اینکه به بیانیه جعلی منتشر شده در سایت خزعلی اعتراض کرده و از وی درباره چند و چون کار پرسش نمایند، به حمایت از وی میپردازند! شاید هم در پشت ماجرا هماهنگی‌هایی صورت گرفته است و ما بی‌خبریم!؟

هیچکس هم تاکنون از طرف خدا یا خلق خدا، جنبش سبز را به صورت یکجا تقدیم دوستانی که من هم اکثریت آنها را نمی‌شناسم ـ شورای هماهنگی راه سبز امید ـ نکرده نا هیچکس دیگر حق نداشته باشد از عنوان «جنبش سبز» برای انجام فعالیت سیاسی استفاده کند.

من خودم نسبت به ناشناس بودن نفرات شورای هماهنگی راه سبز معترض بوده و هستم. اما دستکم آنها منشوری (اساسنامه) را منتشر کرده و اهداف و اصول خود را آنجا بیان نموده‌اند! منِ نوعی به عنوان یک وبلاگ‌نویس میتوانم بروم منشور آنها را بخوانم و ببینم آیا آنها را میتوانم سخنگوی خود بدانم یا نه! با داشتن اساسنامه میتوانم از آنها انتقاد کنم (کماینکه کرده‌ام)، میتوانم بررسی کنم ببینم اقدامات و بیانیه‌های آنها در راستای اهداف ذکر شده در اساسنامه هست یا نیست!

باور کنید نمی‌توانستم آنچه را که می‌دیدم باور کنم. گویی همه فعالان اپوزیسیون، به صورت یکجا دچار مکاشفه شده و عامل اصلی همه نابسامانی‌ها وظلم ها در داخل ایران را شناسایی کرده‌اند . طبق این مکاشفه یا کشفیه، اگر مهدی خزعلی در حین اعتصاب غذا در زندان جمهوری اسلامی ، جان به جان آفرین تسلیم می‌کرد امروز، «ایران» یک «گلستان به تمام معنا» بود

جناب واحدی برداشت من این است که مردم با کسی عقد اخوت نبسته‌اند. شخصیت‌های سیاسی تا زمانی مورد حمایت و توجه مردم هستند که حرف دل آنها را بزنند و در جهت خواسته‌های آنها فعالیت کنند. سیاستمداران و فعالین سیاسی مادامی که در این مسیر حرکت میکنند مورد حمایتند اما به محض اینکه از مسیرِ خواست مردم منحرف شدند، مورد انتقاد قرار گرفته و چه بسا مغضوب و مطرود میشوند. در مورد جناب خزعلی هم دقیقا همین اتفاق افتاد. تا زمانیکه ایشان [تا حدودی] در کنار مردم بود و افشاگری میکرد و از حاکمیت انتقاد مینمود، از حمایت نسبی مردم برخوردار بود، اما به محض اینکه در جهت گرم کردن تنور انتخاباتی حکومت حرکت کرد مورد انتقاد قرار گرفت. مهدی خزعلی باید از خود بپرسد که در این مدت پس از آزادی از زندان چه کرده است که حامیان خود را به منتقدان جدی مبدل نموده است؟ وقتی کسی دست به تلاشی شبانه روزی میزند و با انتشار دهها مطلب وبلاگی گوی سبقت را در گرم کردن تنور نمایش انتخابات از رسانه‌های حکومتی میرباید، مسلم است که مورد انتقاد قرار میگیرد. وقتی مهدی خزعلی به جای پاسخ دادن به دهها سوال مطرح شده درباره طرح بحث برانگیز خود و شنیدن صدای انبوه مردم تحریم کننده، سخنان آزادی خواهانی چون پیمان عارف را به جهت پیشبرد اهداف خود تحریف و از قول زندانیان سیاسی بی نام و نشان بیانیه حمایتی منتشر میکند و نهایتا در جهت پیشبردن اهداف خود اقدام به انتشار بیانیه جعلی تکنفره از سوی جنبش سبز نموده و از این طریق در صفوف جنبش انشقاق و چند دستگی ایجاد مینماید، بدیهی است که از چشم مردم می‌افتد و حامیان خود را از دست میدهد! واقعیت این است که انتخابات سال ۸۸ نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران بود. به اعتقاد من انتخابات در جمهوری اسلامی به خط قرمزی برای مردم تبدیل شده است و هرکسی از این خط قرمز رد شود به سرعت مورد خشم و نفرت عمومی قرار میگیرد چه آنکه در مورد خاتمی دیدیم که چطور با رای دادن خود منفور مردم گردید. شرکت در انتخابات حکومتی تا زمانیکه قاتلان کشته‌شدگان اعتراض‌های پس از انتخابات سال ۸۸ مجازات نشده‌اند و نخبگان مملکت در زندان‌های رژیم به سر میبرند، خط قرمز باقی خواهد ماند.

توضیح:

۱- نگارنده ایرادات اساسی نسبت به اساسنامه منتشر شده از سوی شورای هماهنگی راه سبز امید دارد و به ویژه آنجاییکه بر قانون اساسی رژیم تاکید شده است را قبول ندارد و با آن مخالف است.

۲- نگارنده پیشتر در هنگامه اعتصاب غذای مهدی خزعلی نسبت به وخامت حال او ابراز نگرانی نموده و پس از آزادی او قلبا خوشحال شده است! منتهی نگارنده بت و پیغمبر ندارد، از کسی بت نمیسازد، اگر اعتراضی بوده به خفه کردن صدای مخالف از سوی حاکمیت و به زندان بردن بی‌دلیل یک وبلاگ‌نویس منتقد و برای دفاع از آزادی بیان و عقیده بوده است. منتهی اگر سخنی را نابجا تشخیص دهد با دلیل و منطق با آن مخالفت میکند حتی اگر از سوی کسی باشد که مورد قبول همه مردم است!

مطالب مرتبط:

«بسیجی خیبر» جاعل و دروغگو از آب درآمد…!

بررسی استدلالهای عجیب مهدی خزعلی و چند سوال کلیدی از او

وقتی مسعود بهنود برای «استاد قفس ساز» بازارگرمی می‌کند…!

مهدی خزعلی به دنبال چیست؟ پروژه اصلاح طلبان برای سوء استفاده از جنبش سبز

آیا آزادی مهدی خزعلی از زندان مشروط به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی بوده است؟

گمانه‌زنی‌ها درباره چرایی تلاش شبانه روزی مهدی خزعلی برای گرم کردن تنور انتخابات حکومتی

در اعتراض به دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات غیر آزاد و انتخاب «بد» از میان «بدترها»

6 پاسخ به “در پاسخ به مجتبی واحدی؛ چرا مهدی خزعلی را جاعل و دروغگو نامیدم؟

  1. saeed zadeh مه 5, 2012 در 7:03 ق.ظ.

    خیلی خودتو جر میدی شک میکنم به صداقتت در مبارزه با رژیم حاکم بر تهران.

  2. علی مه 5, 2012 در 8:05 ق.ظ.

    به شکل مردم ایران بایستی یا د بگیرند که با هم گفتگو کنند ما هم زیان نخواهیم کرد اگر نرمتر با هم صحبت کنیم حالا هر پیز اقا مهدی بد باشه این روجیه عملگاریی او قابل ستایش هست هرچند به بیراه زده دشمن تراشی بس هست مردم ایران در حال حاضر یک دشمن دارند و ان هم ولایت مطلق هست هر چه خواستید به این ولایت بگوید به ویژه اینکه هنگامیکه از غار نورانی مادرش خارج میشده تظاهرات کرده و علی گویان علی گویان بوده که باباش هم بهش گفته علی یارت

    • آلفرد مه 5, 2012 در 8:25 ق.ظ.

      شما یا خوابی یا خودت را زدی به خواب! دشمن ایران، رژیم جمهوری اسلامی و اصلاح طلبان هر دو با هم هستند. اصولا اصلاح طلبان که این خزعلی هم جزو آنها به حساب می آید، معتقد به رژیم و انقلاب و آرمانهای امام جنایتکار خود هستند و فقط موجبات تداوم عمر حکومت را فراهم میکنند. باید با هر دو مقابله کرد و ریشه هر دو را همزمان زد، هم حکومت و هم اصلاح طلبان حکومتی، که البته خودشان جزیی از حکومتند! حکومت هر چند صباحی یک بار، یک یا چند نفر از میان خود را به عنوان اپوزیسیون بی خطر مطرح میکند تا با استفاده از آنها مردم را به بازی بگیرد! داستان مهدی خزعلی هم در راستای همین اپوزیسیون سازی صوری رژیم است که البته حالا با این دروغ ها و جعلیات جناب خزعلی و تشویق های دنباله دار جهت گرم کردن تنور انتصابات حکومتی دیگه گند کار درآمده است!

      • احمد مه 6, 2012 در 3:33 ب.ظ.

        آقای الفرد نوشته شما کاملا به حق بود باید از این خزعل پرسید چطوری بیانیه جعلی صادر میکنه
        البته از بسیجی خیبر بیش از اینم نباید انتظار داشت گویا داشته تقیه میکرده
        به قول خمینی حفظ نظام از اوجب واجبات است
        این دروغ مصلحتی هم برای حفظ نظام و ولایت بود زیاد جدی نگیرید
        آقا آلفرد من ایرانم باور کنید تا قبل از این انتخابات 12 اسفند وشوراهای سال فکر کنم 81 بود که احمدی نژاد را شهردار کردن بی رونق ترین بود
        ولی واقعا دور دوم انتخابات مجلس دیگه شاهکار بود من هر چقدر نگاه میکردم ببینم کسی میره داخل حوزه رای بده واقعا بی سابقه بود
        شاید یک چهارم انتخابات 12 اسفند
        تازه این در حالی بود که من شنیدم از حوزه های رای گیری تهران 1000 تا هم کم شده از حدود 4000 به 3000تقلیل پیدا کرده بود تا شاید کمی از کسادی این نمایش رسوا مخفی بمانه ولی گویا این تشت رسوایی دیگر از بام به زمین افتاده
        جالبه طالقانی سال 58 که نفر اول تهران بود تقریبا دو برابر نفر اول دور اول انتخابات که حداد قاتل بود رای اورده!!!حالا شما حساب کنید سال 58 جمعیت ایران چقدر بوده جمعیت تهران چقدر بوده واجدین شرایط رای دادن چقدر بوده
        الان که تهران توی از فرط جمعیت داخل متروش نمیشه تکان بخوری توی خیابون که هیچی از بوی گند دود ترافیک حال آدم بد میشه جالبه ترافیک توی محله ها هم آمده

  3. tahmooreth مه 5, 2012 در 8:38 ق.ظ.

    اصولا آخوند زاده ها قابل احترام و اعتنا نیستند چون از مال حرام تعذیه کرده اند و از خون مردم خورده اند، هرچند خودشان مقصر نیستند و گناه به گردن پدر دزد و مفتخورشان هست.
    تا جایی که من مطلع هستم، در بین مردم عادی به همین علت خرعلی نه شناخته شده است و نه مورد احترام و حمایت.
    فقط در رسانه های فارسی زبان وابسته به کشورهای خارجی یا اصلاح طلب هاست که ایشان آدم حساب می شوند و حتا گوزیدنشان هم در اخبار منعکس می شود.

  4. احمد مه 6, 2012 در 6:26 ب.ظ.

    الان خبرهای ریاست جمهوری فرانسه رالحظه با لحظه دنبال میکردم بالاخره اولاند سوسیالیست پیروز شد
    وقتی تصویر مردم فرانسه را توی خیابون دیدم که چطورآزادانه میان طیفهای رنگین نامزدها از کمونیست تا سوسیالیست از سبزها تا راست افراطی راست میانه شخص مورد نظرشان را انتخاب کردن، آهی از ته دل کشیدم
    ما هم همین جمعه قبل انتخابات داشتیم
    باید بین مطهری ارتجاعی که احمدی نژاد را به خاطر مخالفت با دوهمسری حرف زدن از ایران و ملی گرایی نا مطلوب میداند نه به خاطر جنایتهایش
    و رسایی کوچک زاده فاشیست که معتقدند مردم چه حقی برای انتخاب دارن که بخوان ولی فقیه را زیر سوال ببرن یا انتخاب کنن، انتخاب میکردیم
    بین حداد قاتل و لاریجانی!!!!
    واقعا که بدا بحال ملت ایران که باید بین یک همچین جنایتکارانی کسی را انتخاب کنن
    بعد هم یک حرامزاده ای مثل خزعل بیاد به ما توصیه کنه که برید تک رای بدید به مطهری
    تک رای بخوره تو سرت تف هم نثار مطهری کردن حیفه
    واقعا سنگ پای قزوین کم اورده جلوی وقاحت اینها
    دیگه آزادترین انتخابات انتخابات سال 88 بود که باید مابین موسوی احمدی نژاد انتخاب میکردیم
    خدا را شکر که من حتی در سال 88 هم رای ندادم

دیدگاه خود را با دیگران به اشتراک بگذارید (لطفا فارسی بنویسید). توجه: کامنتهای اسپم یا حاوی دشنام و یا کلمات رکیک منتشر نخواهند شد.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: