بررسی استدلالهای عجیب مهدی خزعلی و چند سوال کلیدی از او

مهدی خزعلی همگام و همصدا با علی خامنه‌ای از مردم دعوت کرده است که در انتخابات حکومتی شرکت کنند. وی در این راستا به تلاشی بی وقفه و شبانه روزی دست زده و در حمایت از طرح خود مبنی بر «تک رای به علی مطهری» دلایل عجیبی را ارائه میکند. در زیر به بررسی اجمالی برخی از این استدلالهای عجیب و بعضا متناقض میپردازم:

۱- مهدی خزعلی از یک سو به موفقیت کم نظیر مردم در تحریم نمایش انتخاباتی روز ۱۲ اسفند اذعان میکند و شهر در آن روز را شهر مردگان میخواند:

در دور نخست ـ دوازدهم اسفند ـ تن به نظرسنجی فضای مجازی داده و به احترام همه، از کانديداتوری منصرف و نوشتم که از خانه بيرون نميايم و رای نخواهم داد و پيش بينی کردم که شهر بوی مرده خواهد داد. آری چنين شد و شهر شهر مردگان بود

با این وجود وی در مطلب دیگری (+) و نیز در ویدئوی منتشر کرده مدعی میشود که تحریم بی نتیجه است و برای گفته خود دلیل می‌آورد که اپوزیسیون نظام ۳۳ سال است که تحریم کرده‌اند اما به نتیجه ای نرسیده اند! وی میگوید ما هر جا به نتیجه رسیدیم از طریق شرکت در انتخابات بود و در این مورد انتخابات سال ۷۶ را مثال میزند.

استدلال اول مهدی خزعلی یک ایراد اساسی دارد و آن اینکه بعد از تشکیل حکومت از سال ۵۷ تاکنون، این اولین باری بوده است که اکثریت مطلق گروهها و احزاب از احزاب درون حکومتی مثل مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی گرفته تا رهبران نمادین جنبش سبز در کنار تحریم کنندگان سنتی انتخابات قرار گرفته بودند و در نتیجه اولین باری بود که یک تحریم تمام عیار و تقریبا بی نظیر شکل گرفته بود و به همین خاطر روز رای گیری شهر دقیقا به شهر مردگان تبدیل شده بود؛ به گونه‌ای که با گذشت چندین هفته از زمان رای گیری هنوز ریز نتایج هر حوزه را منتشر نکرده‌اند! علاوه بر این به نظر من حرکت حکومت به سمت کوتاه آمدن از مواضع قبلی خود در قضیه هسته‌ای که از ابراز رضایت کشورهای ۵+۱ از مذاکرات مشهود بود خود یکی از نتایج این تحریم گسترده بود. تحریم گسترده مردم یکی از عوامل تاثیر گذاری بود که حاکمیت را به سرکشیدن جام زهر مجبور کرد و موجب شد که سران حکومت از بلندپروازی‌های هسته‌ای خود که میرفت تا کشور را به جنگی خانمان برانداز با غرب و اسرائیل بکشاند کوتاه بیایند.

استدلال دوم مهدی خیلی هم بی اساس است، چه آنکه در دوران اصلاحات برای مدت ۸ سال، دولت و مجلس در اختیار اصلاح طلبان بود اما آنها نتوانستند کاری از پیش ببرند و شاهد لغو امتیاز فله‌ای مطبوعات، سرکوب مردم و دانشجویان در جریان کوی دانشگاه، قتلهای زنجیره‌ای و رد پی در پی طرحها و لوایح در شورای نگهبان بودیم که به روشنی و در عمل، عدم اصلاح پذیری رژیم با قانون اساسی کنونی را به اثبات رسانید.

مهدی خزعلی باید با شفافیت توضیح دهد چرا اینطور بر طبل انتخابات حکومتی میکوبد و تلاش میکند ضمن جلوگیری از تکرار حماسه تحریم گسترده انتخابات حکومتی، با فریب گروههایی از معترضان، شخصیت متحجر و واپسگرایی چون علی مطهری که مردان را چشم چران نامیده و با رسوم ایرانی و زبان فارسی سر جنگ دارد را روانه مجلس کند؟! اصلا فرض کنیم علی مطهری از بقیه بهتر است، کل مجلس اصلاحات نتوانست کاری از پیش ببرد، یک نفر در آن مجلس میخواهد چه کند؟!

۲- مهدی خزعلی در ویدئو منتشر شده از وی مدعی میشود که اکثر شخصیت‌های اصلاح طلب و مجمع روحانیون مبارز از جمله خاتمی، موسوی خویینی‌ها، منتجب نیا و غیره در نمایش حکومتی ۱۲ اسفند شرکت کرده‌اند و از این طریق میکوشد که برای طرح خود دلیل بیاورد. اگر واقعا این افراد رای داده‌اند [که داده‌اند] این افراد خیانت خود به خون کشته شدگان جنبش را نشان داده‌اند. این افرادی که رای داده‌اند دروغ گویی و بدقولی خود را اثبات کرده‌اند چرا که پیشتر اعلام کرده بودند تا مهیا نشدن شرایط شرکت نمیکنند، اما با وجود اینکه هیچ چیزی تغییر نکرده بود و بسیاری از افراد هنوز در زندان هستند و موسوی و کروبی در حصر خانگی به سر میبرند، شرکت کردند! با وجودی که مرتضوی قاتل کهریزک ارتقا مقام یافته بود و قاتلین ندا و سهراب و غیره پیدا نشده و مجازات نشده‌اند شرکت کردند! آقای خزعلی آن کسانی که رای دادند خائن هستند، شما هم اگر میخواهی به عنوان خائن شناخته بشوی برو رای بده! چه قبول کنید و چه نکنید، بازی در نمایش حکومت، تایید غیر مستقیم جنایت‌ها، دزدی‌ها و دروغهاست. شرکت در انتخابات با هر دلیل و توجیهی که باشد به معنای تایید رژیم است. از کی تا حالا کار ناشایست یک عده میتواند توجیه کننده کار ناشایست دیگری باشد؟! اینهایی که رای دادند به دنبال قدرتند، مردم ما خواهان تغییر و بهبود امور هستند که با رای دادن حاصل نمیشود زیرا رژیم از ریشه فاسد است!

۳-  مهدی خزعلی در مقاله خود در گویا مینویسد «در زندان که بودم نمی‌دانيد بازجوی من چه مانوری می‌داد که فلانی و فلانی و فلانی رای دادند». آقای خزعلی چطور شما متوجه نمیشوی که چیزی که بازجوها و بالادستی‌های آنها را خوشحال میکند همین رای دادنهاست؟ چرا تلاش میکنید که با اقدامات خود آنها را خوشحال کنید؟ روز شنبه پس از انتخابات را تصور کنید که بازجوهای اوین و رجایی شهر کرج و غیره بر سر زندانیان نگون بخت سیاسی ریخته و رای احتمالی شما را همچون پتک بر سر آنها میکوبند و تلاش میکنند که با پررونق نشان دادن انتخابات، آنها را از لحاظ روانی بشکنند. آیا با فکر کردن به این موضوع دچار عذاب وجدان نمیشوید؟ چرا با طرح خود سوهان روح زندانیان سیاسی میشوید و تن جانباختگان را در گور میلرزانید؟!

۴- مهدی خزعلی در چند مطلب مختلف در وبسایت خود مدعی میشود که به دلیل رقابت میان نماینگان دولت و اصولگرایان نزدیک به خامنه‌ای، نظارت بر انتخابات کنونی زیاد است و از این موضوع نتیجه گیری میکند که احتمال تقلب بسیار پایین می‌آید! این استدلال هم بسیار عجیب است. بالاخره ما یا تقلب در انتخابات سال ۸۸ را قبول داریم یا نداریم! اگر قبول داریم پس بایستی بپذیریم که وزارت کشور همان وزارت کشوری است که آن تقلب گسترده را انجام داد و شورای نگهبان هم تغییری نکرده است فلذا احتمال تقلب وجود دارد. آقای خزعلی باید توضیح دهد که چه تضمینی وجود دارد که تقلب و جا به جایی در آرا صورت نگیرد و آرای ما را به نفع باهنر، توکلی، کوثری، بذرپاش و بقیه نوچگان ولایت یا دولت شمارش نکنند؟

با توجه به توضیحات داده شده، از مهدی خزعلی انتظار میرود که به صراحت و با شفافیت به سوالات زیر پاسخ دهد:

۱- چه اختلافی میان دعوت علی خامنه‌ای از مردم و دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات حکومتی وجود دارد؟ چرا او همسو و همراستا با خواست حاکمیت حرکت میکند؟

۲- چرا مهدی خزعلی تلاش میکند که موفقیت باشکوه مردم در تحریم گسترده انتخابات در روز ۱۲ اسفند را لوث کند، آن را بی نتیجه نشان دهد و از تکرار آن در روز ۱۵ اردیبهشت جلوگیری کند؟

۳- چه تضمینی وجود دارد که در انتخابات پیش رو رای مردم شمرده شود و آرای مردم به نفع نامزدهای مورد حمایت رهبری یا دولت شمرده نشود؟! چرا مهدی خزعلی این انتخابات را مستثنی میداند و میگوید تقلبی نمیشود؟!

۴- وقتی کل مجلس اصلاحات (مجلس ششم) به دلیل قانون اساسی غیر دموکراتیک (وجود شورای نگهبان و رهبری) نتوانست هیچ کاری از پیش ببرد و هیچ طرح یا لایحه متفاوتی به تصویب نرسید، چطور یک فرد میتواند (اگر فرض کنیم بخواهد) نقش تعیین کننده‌ای ایفا کند؟

مطالب مرتبط:

مهدی خزعلی به دنبال چیست؟ پروژه اصلاح طلبان برای سوء استفاده از جنبش سبز

آیا آزادی مهدی خزعلی از زندان مشروط به گرم کردن تنور انتخابات حکومتی بوده است؟

گمانه‌زنی‌ها درباره چرایی تلاش شبانه روزی مهدی خزعلی برای گرم کردن تنور انتخابات حکومتی

در اعتراض به دعوت مهدی خزعلی از مردم برای شرکت در انتخابات غیر آزاد و انتخاب «بد» از میان «بدترها»

پاسخی به پاسخ دکتر مهدی خزعلی؛ راهکار: تحریم فعال انتخابات / خودتان را از قطار انقلاب بیرون بیندازید!

دعوت جمعی از بلاگرها به تحریم فعال نمایش انتخاباتی حکومت ایران

11 پاسخ به “بررسی استدلالهای عجیب مهدی خزعلی و چند سوال کلیدی از او

  1. کاوه مه 2, 2012 در 8:34 ب.ظ.

    نباید با یک اظهار نظر تمام گذشته یک نفر رو زیر سوال برد. البته مخالفت منطقی مشکلی نداره، اما از لحن نوشته شما بوی بی‌احترامی میاد

  2. سلیم مه 2, 2012 در 8:40 ب.ظ.

    تجربه چند سال گذشته ثابت کرده هیچگاه استراتژی تحریم صددرصد موفق نبوده. دلیلش هر چی میخواد باشه (ترس یا ارتقای شغلی یا رقابت محلی و قومیتی …). باید واقعیتها رو بپذیریم وگرنه محکوم به شکست هستیم. استراتژی تحریم انتخابات مجلس فقط در تهران، اون هم نه به‌طور کامل پیروز شد.

  3. کیا مه 2, 2012 در 8:59 ب.ظ.

    ما از رژیم زیاد بازی خوردیم. از پسر آقای خزعلی بیش از این انتظار نمی رود. سازنده برنامه های تلویزیونی آنچنانی ناگهان به اعتصاب غذا می رود تا حق مردم را بگیرد! مثل فلان سردار که یکی دوسال در مالزی و اینور و آنور ماند و یک عده را بازی داد که از رژیم «بریده» و یک مشت اطلاعات سوخته را که در همین بالاترین نقل مجلس بود به عنوان افشاگری بیرون داد و بعد هم مثل قهرمان برگشت و گفت که برای خر کردن جنبش ماموریت داشته. جالب است که اینها تنها کسانی هستند که تند ترین حملات را به جمهوری اسلامی می کنند اما در نهایت چهل پنجاه روز به زندان می روند و بیرون میایند. آن هم در کشوری که پسر رئیس تشخیص مصلحتش از ترس زندان فراریست.
    از این بریده ها و سوپاپ ها زیاد داریم. آدمهایی که رهبر معظم در آستین دارد تا به موقع رو کند. خدا کند که اشتباه کرده باشم ولی منتظرم ببینم تاریخ مصرف جناب آقای نوری زاد کی فرا می رسد تا سر بزنگاه با یک «رهنمود» ملتی را سر یک پیچ مهم دیگر نیز به پرتگاه راهنمایی کند.

  4. دشمن مه 3, 2012 در 4:43 ب.ظ.

    من رای خواهم داد، ولی بر خلاف نظر مهدی خزعلی به مطهری رای نمی دهم بلکه به لیست مصباح یزدی رای خواهم داد، آنها در نابود کردن باقیمانده های جمهوری اسلامی بی نظیر هستند. نابودی به دست خودشان، پس بشتابید که با رای خود به لیست مصباح فردا مشت محکمی به دهان جمهوری ولایت فقیه بزنیم.

  5. حسن مه 3, 2012 در 4:50 ب.ظ.

    رای یعنی‌ نظر و عقیده، رای دادن یعنی‌ اظهار عقیده و نظر کردن. آقای خزعلی به این نتیج رسیدند که باید نظرشونو اعلام کنند. اگر به بازی دمکراسی پایبندیم ایشون حق داره نظرشو اعلام کند به هر دلیل و انگیزیی. در ضمن رای دادن یکی‌ از دمکراتیک کهست و مخالفت با ری دادن کاری غیر دمکراتیک. البته من معتقدم زمانی‌ که رای اصلا شمرد نمی‌شه، و اصلاً نظر مردم اهمیتی نداره، رای دادن کاری اشتباه هست، اما به نظرم سرزنش و نقد عمل یا درخواست دکتر خزعلی هم همونقد اشتباه هست. می‌شه وعده گفت خزاعلی میگه رای بدید ما هم میگیم ندید.

    • احمد مه 3, 2012 در 5:04 ب.ظ.

      غلط کردی که رای دادن ولایت فقیه دادن نظر هست؟؟
      چس چرا توی آلمان نمیگذارن به طرفداران هیتلر رای بدن و حتی کسی بتونه نام هیتلر را بیاره؟؟؟
      نظام ستم شیخی هم از هیتلر بدتره رای دادن به این نظام خمینی گرایی را مبلغ شدن گناهی است که کیفرش در خوشبیناه ترین حالت اشد مجازات است
      مرگ بر خامنه ای مرگ بر خمینی پیر کفتار جماران

  6. بازتاب: «بسیجی خیبر» جاعل و دروغگو از آب درآمد…! « گاه نوشته‌های آلفرد

  7. mahgoon مه 4, 2012 در 3:51 ق.ظ.

    دوست عزیز.
    با وبلاگ شما امرو آشنا شدم. جدیت شما در نوشتن مقالات منتقدانه ستودنی است.
    از آنجائیکه روشنگری و فهم چیستی و چگونگی رودیداهای و تکالیف اجتماعی از عناصر حیاتی امروز ملت ماست و بمنای نوشته‌های منطق و اصول مردمسالاری و دمکراسی است لذا مایل بودم در صورت لزوم متقابلا به دلایل اینچانب نیز توجه کنید و نظرتان را بیان نمائید.
    اما در باره ای این نوشته چند سوال داشتم که به تدریج مطرح میکنم که امیدوارم به آن پاسخی مجاب کننده ای داشته باشد و یا در کنار شما با هم به نتیجه‌ی محکمی برسیم.
    شما نوشته‌اید:
    تحریم گسترده مردم یکی از عوامل تاثیر گذاری بود که حاکمیت را به سرکشیدن جام زهر مجبور کرد و موجب شد که سران حکومت از بلندپروازی‌های هسته‌ای خود که میرفت تا کشور را به جنگی خانمان برانداز با غرب و اسرائیل بکشاند کوتاه بیایند.
    پرسش من این است:
    بر چه اساس و منطق و مستند قوی فکر میکنید عامل اصلی درست برداشتن از بلندپروازیهای هسته ای تحریم مردم بوده است؟
    به نظر من در کشورهای دیکتاتوری که در بازیهای بین‌المللی از لحاظ حکومتی و سیاست خارجی (نه الزاما سیاست داخلی و مردمی) نقش دموکراتیک ندارند چنانچه نقششان تخاصم‌برانگیز باشد و منافع بین‌المللی را مخدوش نمایند ممکن است مورد فشار جدی بین‌امللی قرار گیرند. نمونه‌ی کشوری که علی رغم دیکتاتوری داخلی نقش موجهی در جهان دارد عربستان سعودی است. و نمونه‌ی دیگرش لیبی. البته به نظر من موضوع مصر جنسش با لیبی فرق میکرد.
    اما برایم مهم است بدانم چرا عقب‌نشینی ایران را نتیجه‌ی فشارهای بین‌المللی ناشی از حرکتهای مداخله‌جویانه و تنش زای خارجی نمیبینید. اصولا من سندی ندارم که واکنش ایران را منتسب به سیاستهای داخلی بدانم.
    با تشکر.

    • آلفرد مه 4, 2012 در 4:11 ق.ظ.

      تشکر از شما. به نظر من تحریم ها به ویژه تحریم نفتی و تحریم بانک مرکزی در تغییر رفتار حکومت در زمینه هسته ای موثر بوده است. اما نمیتوان از این موضوع بی اعتنا گذر کرد که حکومتهایی که از پشتوانه مردمی برخوردار هستند، در عرصه بین المللی میتوانند مواضع محکمتر و باصلابت تری را اتخاذ میکنند و سیاستهای خود را پیش ببرند. خیلی ساده چون از حمایت مردمی برخوردار هستند. برعکس رژیم هایی که از حمایت مردمی بی بهره اند مثل رژیم جمهوری اسلامی باید مرتبا به این کشور و آن کشور خاص باج بدهند تا بتوانند پابرجا بمانند و در مناسبت و مذاکرات بین المللی مواضع شکننده ای دارند و قادر نخواهند بود سیاستهای خود را از موضع قدرت جلو ببرند زیرا از پایگاه مردمی که پشت و پناه و قدرت اصلی یک دولت است، بی بهره اند! عدم حضور مردم در انتخابات و تحریم گسترده که برای اولین بار در ۳۰ سال گذشته اتفاق افتاد، قطعا این پیام را به رژیم داد که از پشتوانه مردمی بی بهره است و آنها میدانند که اگر وارد رویارویی های بیشتری با غربی ها بشوند ممکن است سقوط کنند. لذا مجبور خواهند بود به غربی ها و چین و روسیه باج بدهند تا در قدرت باقی بمانند!

  8. mahgoon مه 4, 2012 در 4:09 ق.ظ.

    ,و اما راجع به سؤالاتتان مایلم اول این مقدمه را مطرح نمایم:
    اولا معتثدم معنای یک عمل مشترک بین دو نفر با دو نیت با هم فرق میکند. یعنی ضمن اقرار اینکه از نیات درونی آقای خزعلی مطلع نیستم و تنها میتوانم به بیانات او توجه کنم اما به نظر من ایشان ظاهرا و به دلایل متعدد هم مسیر با خامنه‌ای نیست. آب مایه‌ی حیات است. آب کثیف ما را بیمار میکند. شنا بلند نباشی در آب غرق میشوی و آب مایه‌ی ممات و مرگ میشود. آیا با اینهمه آب در هر مکان و زمان یک معنا دارد؟
    به نظر من باید ببینید هر عملی آیا به نفع مردم است یا به ضرر و به چه دلایل؟
    انتخابات نمایشی به نظر من یک میدان مانور فیزیکی است نه به دلیل اعتماد به صندوق رای و کاندیداهای منصوبش در غالب کاندیدا به قصد عوامفریبی. به نظر من مردم باید از هر میدانی به نفع خود استفاده کنند.
    با این مقدمه فکر میکنم پاسخ تمام پرسشهایتان را داده باشم. برای توضیح منطقی تر و بیشتر توجه تان را به نوشته ی زیر جلب میکنم.
    —————————–
    و اما نوشته‌ی من:
    در این شکی نیست که نه «قانون اساسی بسته» و نه «حکومت تمامیتخواه» هیچ‌کدام پتانسیل انتخابات آزاد ملی را ندارند! بنابراین تعیین هدف در هر نمایش انتخاباتی باید به‌منظور در اختیار گرفتن میدان برای اهداف بهینه و خاص باشد نه به قصد گزینش نماینده‌ای ملی و واقعی(!) که این هدف غیرواقعی، خیالبافی و تغافلی بیش نیست! در این معرکه آن‌چه مهم به‌نظر می‌رسد این است که از هر فرصت و میدانی چگونه باید بهره‌ی کاربردی و مفید به نفع اعمال اراده‌ی مردم حاصل شود؟ تا بر توهمات خوش‌خیالانه و تاخیری به نفع تمامیتخواهان افزوده‌ نشود! با این حساب به نظر می‌رسد بخش عمده‌ای از اپوریسیون داخلی و خارجی هنوز خود نمی‌دانند راهبردهای عملیاتی معنادار چیست؛ و متاسفانه و مذبوحانه پتانسیل‌‌های ملی را بی‌هیچ ثمر قابل سنجشی از جیب ملت هدر می‌دهند و به رجزخوانی هزینه‌بار، سر خود و مردم را گرم می‌کنند!…من با تمام اختلافی که می‌توانم با عقاید آقای دکتر خزعلی داشته‌باشم اما در این مقطع ایده‌ی او را می‌پسندم و به نفع مصالح ملی و اراده‌ی مردم ایران می‌بینم. اگر بی‌غرض باشیم و اگر احساس اجازه دهد طرح ایشان (به این دلایل) عاقلانه‌ترین راه مفید در این مقطع است که هیچ ثمری برای تمامیتخواهان جز ضرر ندارد! اما انفعال مردم در این مقطع، برای تثبیت استبداد مفید فایده است! توجه داشته باشیم که کنشها و واکنشهای سلبی و ایجابی، هر یک در موقعیت زمانی و مکانی خاص بار معنایی و کاربردی خاصی را می‌گیرند و قابل تعمیم برای تمام زمانها و مکانها نیستند! و هوشمندی در این مقطع نیازمند درک بار معنایی حضور فعال و سمبولیک نمایشی اعتراض‌آمیز مردم تهران در تک-رای به مطهری بعد از تحریم دور اول است!
    ================
    البته اذعان کنم که به دلیل عدم استقبال جنبش این حرکت موفقیت آمیز نخواهد بود اما اگر هماهنگی لازم میشد هر حضوری میتواند برگ برنده‌ای برای مردم باشد نه به دلیل تنها رای بلکه به دلایلی که در وبلاگم نوشته ام و متعاقبا در وبلاگم درج میکنم. به نظر من با موضوعاتی که به رشد و بلوغ و منافع عمومی مربوط است نباید احساسی و هیجانی برخورد کرد. موضوع هزینه-فایده است.

  9. بازتاب: در پاسخ به مجتبی واحدی؛ چرا مهدی خزعلی را جاعل و دروغگو نامیدم…؟ « گاه نوشته‌های آلفرد

دیدگاه خود را با دیگران به اشتراک بگذارید (لطفا فارسی بنویسید). توجه: کامنتهای اسپم یا حاوی دشنام و یا کلمات رکیک منتشر نخواهند شد.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: