مقاله جهت‌دار سایت جرس گواهی است بر هراس اصلاح طلبان از افزایش اقبال عمومی به رضا پهلوی

سایت جرس وابسته به اصلاح طلبان در مطلبی جهت‌دار و مغرضانه با عنوان «اما و اگرهایی درباره یک شاهزاده» اقدام به باز نشر مطالب تایید نشده و غیر مستند بر علیه رضا پهلوی نموده است. قسمت بزرگی از این مطلب آکنده از جملات مجهول و شایعه‌گونه با منابع نامشخص، با استناد به داستان پردازی های یکی از افرادی که در گذشته به خاندان پهلوی نزدیک بوده اما مدتی است که با اجازه جمهوری اسلامی در ایران زندگی میکند، نوشته شده است. این فرد که «احمد علی مسعود انصاری» نام دارد برای چند سالی پس از انقلاب کارهای مالی خاندان پهلوی را انجام میداده است تا اینکه پس از شکایت رضا پهلوی در سال ۱۹۸۹ در دادگاه به خیانت در امانت و وارد کردن خسارت مالی و حیثیتی محکوم شده و در پی آن به ایران میگریزد (+). وی در سالهای اخیر در داخل ایران دو کتاب درباره خاندان پهلوی [با نامهای «من و خاندان پهلوی» و «من و رضا»] منتشر و مصاحبه‌های متعددی (+) را با شبکه‌های تلویزیونی جمهوری اسلامی انجام داده است. بدیهی است که هر عقل سلیمی متوجه میشود که چاپ دو کتاب تاریخی و در اختیار گرفتن تریبون در تلویزیون رژیم، بدون موافقت و هماهنگی قبلی وزارت ارشاد و وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی غیر ممکن بوده و سخنان وی قطعا بایستی در راستای منافع رژیم باشد.

در قسمت دیگری از این مطلب، نویسنده مقاله به شکلی موزیانه با استناد به مطلبی قدیمی (۶ سال پیش) از مجله نیویرکر تلاش میکند که رضا پهلوی را مرتبط با پرویز ثابتی نشان دهد، حال آنکه رضا پهلوی در مصاحبه اخیر خود با سایت خودنویس (+) صراحتا هرگونه رابطه با ثابتی را رد کرده و میگوید که اساسا در مرحله انجام کارهای اطلاعاتی یا نظامی نیست که نیازمند استفاده از یک مهره اطلاعاتی در اطراف خود باشد.

انتشار این مطلب در یکی از سایت‌های اصلی اصلاح طلبان نشان دهنده چیست و هدف از نوشتن آن چه میتواند باشد؟ 

استناد دست‌اندرکاران این سایت اصلاح طلب – نزدیک به کدیور، مهاجرانی و مزروعی – به مطالب بیان شده در تلویزیون جمهوری اسلامی و یا نوشته شده توسط افراد مشکوک در کتابهای تاریخی مجوز چاپ گرفته داخل ایران، مصداق عینی تناقض است. این افراد باید تکلیف خود را حداقل با خودشان روشن کنند و با خود روراست باشند، اگر در نظر آنها در تلویزیون جمهوری اسلامی فقط راست و حقیقت بیان میشود پس بایستی در همه حال چنین نظری داشته باشند. پس بایستی ۶۳ درصد رای احمدی نژاد را هم بپذیرند، پس بایستی روایت حکومت درباره جنبش سبز و وابسته دانستن آن به خارج، دریافت پول از عربستان و صحنه‌سازی عنوان کردن قتل ندا و دیگر کشته شدگان اعتراض‌های پس از انتخابات را هم قبول داشته باشند. با چنین رفتاری حضرات کدیور و مهاجرانی حتما باید از فیلم «قلاده‌های طلا» هم خیلی خوششان بیاید چون دقیقا همان حرفهای حکومتی‌ها درباره جنبش سبز را به تصویر کشیده است! اما اگر چنین نیست، پس نتیجه میگیریم که اصلاح طلبان مدعی اخلاق و اسلام رحمانی، به شکل بی‌شرمانه‌ای مرتکب بی اخلاقی شده‌اند، زیرا برای تخریب رقیب (در اینجا رضا پهلوی)، به دروغ و جعلیات رژیم متوسل می‌شوند! البته حتی خودی‌ها هم از دست دروغ پردازی‌های جرسیان در امان نبوده‌اند. به عنوان مثال چند ماه پیش همین سایت جرس پس از اعتراض مجتبی واحدی به محمد خاتمی اقدام به انتشار خبری دروغ بر علیه وی کرد که البته به سرعت توسط سحام نیوز تکذیب گردید (+).

هدف اصلاح طلبان از انتشار این گزارشهای غیر مستند، تخریب وجهه و جنگ تبلیغاتی علیه رضا پهلوی میباشد. دلیل هم واضح است. رضا پهلوی در طی ماههای گذشته به دلیل تاکید مکرر بر حقوق بشر، دموکراسی، سکولاریسم و حق مردم در انتخاب نوع حکومت پس از سرنگونی رژیم و نیز به دلیل تلاش برای ایجاد یک کنگره ملی متشکل از گروههای مختلف اپوزیسیون معتقد به براندازی و اقدام جهت شکایت از علی خامنه‌ای به عنوان نماد نقض گسترده حقوق بشر مردم ایران در دادگاه کیفری بین‌المللی (+) مورد توجه افکار عمومی به ویژه طیف برانداز جنبش سبز که از اصلاحات رویگردان شده‌اند، قرار گرفته است. علاوه بر اینها شهامت وی در اذعان به محدودیت آزادی بیان، عدم وجود آزادی احزاب سیاسی و وجود شکنجه در زندانهای ساواک در زمان حکومت پدرش و البته محکومیت قاطعانه آنها، صداقت در گفتار وی را نشان داده است. از آن طرف اصلاح طلبان به دلیل تحریف شعارها و عدم شنیدن خواسته‌های مردم، تاکید بر قانون اساسی رژیم که در آن دیکتاتوری به شکل ولایت فقیه نهادینه شده است و نیز به دلیل رفتارهای ضد مردمی سران آنها همچون خاتمی در گرم کردن تنور انتخابات و البته حمایت بعدی بقیه آنها از این عمل، مورد غضب و خشم جنبش سبز قرار گرفته و چه بسا منفور شده‌اند.

لذا اصلاح طلبان که بقای خود را در دوام حکومت میدانند و تنها به دلیل عدم حضور در بدنه قدرت به طیف مخالفان نزدیک شده بودند، حالا و پس از مشاهده افزایش اقبال عمومی به رضا پهلوی هراسان شده و تلاش میکنند که با لجن پراکنی و تکرار ادعاهای جمهوری اسلامی، چهره او را مخدوش کنند. اصلاح طلبان بهتر است به جای متوسل شدن به این بی اخلاقی‌ها و دست یازیدن به سناریوهای نخ نمای طراحی شده توسط وزارت اطلاعات جهت تخریب اپوزیسیون، از عملکرد رضا پهلوی در ماههای گذشته درس بگیرند. رمز افزایش اقبال عمومی به سمت وی، بیان خواسته‌های مردم همچون دموکراسی، حقوق بشر و سکولاریسم و حرکت برای عملی کردن براندازی رژیم از طریق کنگره ملی و شکایت از خامنه‌ای بوده است. در مقابل اصلاح طلبان نه تنها خود را با خواست مردم همراه نکردند که با تحریف شعارهای مردمی همچون «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» (+) و موضع گیری علیه شعار کلیدی «جمهوری ایرانی» تلاش کردند که خواسته‌ها و منویات خود را بر خواست مردم مقدم قرار دهند، چیزی که نهایتا منجر به شرایط کنونی یعنی نفرت مردم و گریزانی از آنها شده است.

مطالب مرتبط:

درخواست شورای هماهنگی راه سبز امید از مردم برای راهپیمایی در سکوت، خیانت به خون شهدای جنبش سبز است

توجه! وبلاگ‌نویسان امضا کننده بیانیه اخیر مبنی بر تحریم فعال انتخابات، بیانیه منتشره در سایت جرس را امضا نکرده‌اند!

رای دادن خاتمی تعجب برانگیز نیست! اما مهم نه حضور امثال وی که عدم حضور خیل عظیم مردم در شوی انتخابات است

آیا همزمانی انتشار خبر بر علیه مجتبی واحدی و سانسور نامه محمد نوریزاد از سوی سایت جرس با حل شدن ناگهانی مشکلات مالی این رسانه، تصادفی است؟

پی نوشت: مسئولان محترم سایت گویا لطف کردند و این مطلب را در سایت خود قرار دادند. (لینک به گویا نیوز)

9 پاسخ به “مقاله جهت‌دار سایت جرس گواهی است بر هراس اصلاح طلبان از افزایش اقبال عمومی به رضا پهلوی

  1. اسلام = تروریسم مارس 29, 2012 در 8:06 ب.ظ.

    اسلام = تروریسم
    مسلمان = تروریست

    » کورش فردوسی «

  2. independentjournalists مارس 31, 2012 در 8:55 ق.ظ.

    با تاسف میبینیم که حساب کاربری بالاترین شما بسته شده . باید متاسف شد که بالاترین وچند تن از بالایاراناش به مثابه زندان اوین و بازجویاناش رفتار میکنند . شرم بر مهدی یحیی نژاد .

  3. مریخ مارس 31, 2012 در 9:20 ق.ظ.

    در نوشته ی بالا گفته شده است: «پس از مشاهده افزایش اقبال عمومی به رضا پهلوی…» کدام اقبال عمومی!!!! بر اساس کدام یافته های آماری؟!!! خواب؟ خیال؟ توهم؟ تلقین؟ آرزو؟ آخر تا کی باید تخیلات و آرزوهای خودمان را جای واقعیت بنشانیم و بر اساس آن حتی دست به قلم ببریم و کلی قلمفرسایی کنیم؟

    گفته شده است: «علاوه بر اینها شهامت وی در اذعان به محدودیت آزادی بیان، عدم وجود آزادی احزاب سیاسی و وجود شکنجه در زندانهای ساواک در زمان حکومت پدرش و البته محکومیت قاطعانه آنها، صداقت در گفتار وی را نشان داده است.» کجا؟ کی؟ چرا ما نمی بینیم؟ کل بدنه ی سلطنت به سیاست های استبدادی گذشته پایبند است، حتی اگر رضا پهلوی نباشد. از آن گذشته، به چه دلیل باید ایشان سنت قدیم استبداد سلطنتی را کنار بگذارندو ناگهان دمکرات، طرفدار حقوق بشر و غیره و ذالک شوند؟

    الباقی نوشته هم به همین سیاق است. کل این نوشته، اساسا غیردمکراتیک و مستقر بر همان بنیان های استبدادی گذشته است. حمله ی این نوشته به بزرگترین بخش از اپوزیسیون، یعنی اصلاح طلب ها و جنبش سبز، نشان دهنده ی عدم تحمل آنها در برابر دیگران و دگر اندیشان است. کسی که به شاه و شیخ اعتماد کند، یعنی که نه از دوران گذشته ی استبدادی چیزی آموخته است و نه از روزگار سیاهی که در آن به سر می بریم: زنده باد آزادی، پیش به سوی آینده ای آزاد از هر گونه استبداد و هر گونه حاکمیت فرد بر جمع

    • آلفرد مارس 31, 2012 در 6:48 ب.ظ.

      عزیز من اگر شما اطلاعی از گفته های رضا پهلوی در وبلاگش نداری یا مصاحبه هایش را دنبال نمیکنی مشکل شماست. عدم آگاهی شما از این گفته ها به معنای عدم گفته شدن آنها نیست! شما مثلا به همین مصاحبه اخیر خودنویس با وی که در مطلب هم لینکش را گذاشته ام اگر مراجعه کنی کاملا نظر وی درباره شکنجه در ساواک وجود دارد. همچنین به وبلاگ خودش مراجعه کنید مطلب او درباره ۱۶ آذر را بخوانید.
      شما نوشته ای که «کل بدنه سلطنت به دیکتاتوری پایبند است حتی اگر رضا پهلوی نباشد»! خوب شما که از پیش قضاوت خود را کرده ای، پس نمیتوان انتظار داشت که چیزی متفاوت از آن چیزی را که از پیش برای خود متصور شده ای را قبول کنی! آخه این جمله که حتی اگر رضا پهلوی نباشد، اصلا مبنای عقلی و منطقی ندارد! یعنی چه این جمله؟! رضا پهلوی همچون بقیه انسانها یک فرد است و نظرات خاص خود را دارد. شما برای شناخت از افراد باید به خودشان مراجعه کنی، نه اینکه همه را با چوب از پیش تعریف شده خود برانید و به قول معروف خود ببرید و خود بدوزید! این طرز فکر غلط است!
      شما نوشته ای «کل این نوشته غیر دموکراتیک و بر بنیانهای استبدادی است»! اصولا مگر نوشته های شخصی یک وبلاگ نویس که نظرات شخصی او را بیان میکند، میتواند خدشه ای به حقوق دیگر افراد جامعه وارد کند یا آزادی بیان و اندیشه آنها را محدود کند که شما مدعی غیر دموکرتیک بودن یک نوشته میشوی؟! مگر من قانون اساسی نوشته ام و میخواهم آن را بر بقیه تحمیل کنم که شما میگویی غیر دموکراتیک و استبدادی است؟! حال شما خوبه؟! آیا در قاموس شما افراد مختلف فقط باید چیزهایی را بنویسند و دقیقا همانطوری فکر کنند که شما دوست داری تا دموکراتیک محسوب شود؟! اصلا دموکراسی میدانی یعنی چه؟ دموکراسی یعنی حاکمیت اکثریت ضمن رعایت حقوق اقلیت! اصلا فرض کن من نوعی و اندیشه من نوعی در اقلیت باشد. آیا من نوعی حق حرف زدن دارم یا ندارم؟! این شما هستی که غیر دموکراتیک می اندیشی و اندیشه مخالف را بر نمی تابی! دیکتاتور درون خود را خراب کن لطفا!
      شما در پاراگراف آخر تلاش میکنی که ۱- اصلاح طلبان و جنبش سبز را یکی نشان دهی، در حالیکه بنده بین اصلاح طلبان با جنبش سبز تفاوت قائل هستم. جنبش سبز شامل طیف برانداز هم هست همانها که شعار جمهوری ایرانی و شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران سر دادند. آنها قائل به اصلاح نیستند. اما اصلاح طلبان را من اصلا شامل اپوزیسیون نمیدانم! اپوزیسیون کسیانی هستند که معتقد به براندازی اند. اصلاح طلبان چنین اعتقادی ندارند و حداکثر به دنبال اصلاح همین نظام فعلی هستند و نشان داده اند که تا زمانی که در قدرت نقشی دارند، با پایه های استبدادی این رژیم مشکلی ندارند. ۲- تلاش کرده ای که من را مقابل جنبش سبز قرار دهی که به هیچ وجه چنین چیزی نیست. من خودم را جزو جنبش سبز میدانم منتهی معتقد به براندازی هستم و رژیم فعلی را فاقد امکان اصلاح میدانم زیرا دیکتاتوری و استبداد به شکل ولایت فقیه در قانون اساسی آن نهادینه شده و نیز معتقد به سکولاریسم هستم که این حکومت برعکس آن یعنی نماد همراهی دین با حکومت است!

    • kiaa آوریل 1, 2012 در 11:56 ق.ظ.

      واقعن ادم وقتی کامنت امثال شماها را میخواند میگوید الحق که حکومت اسلامی برای امثال شما بهشت است یک سئوال شما دختر یا خانم آخوند کدیور دروغگو ی معرف نستید ? البته ببخشید ها که سئوال خصوصی می پرسم

  4. بازتاب: مسدود شدن حساب کاربری من در بالاترین به دلیل واهی ارسال لینک تکراری! « گاه نوشته‌های آلفرد

  5. همواره مارس 31, 2012 در 11:40 ب.ظ.

    جناب آقاي آلفرد سلام عليكم
    بنده چند نكته را لازم دانستم كه به عرض برسانم:
    اينكه حضرتعالي ميگوييد ايشان به اقدامات پدرشان واقف اند و آنها را نيز بيان ميكنند مطلبي است محمرض پهلي نيز در ابتداي سلطنتش به آ اذعان ميكرد وجالب تر آنكه ايشان به مقام هم رسيده بود وآن چند سال را هم نياز نداشت (البته اگر از حواشي آن بپرهيزيم) ولي ديديم كه چه كرد با اينكه ظلم پدرش را ديده بود
    درثاني جناب آقاي رضا پهلوي نيز زاده خانوئه سلطنتيست ودر آن رشد ونمو پيدا كرده است پس تعلقات سلطنت معابانه ايشان قابل نفي نيست
    وهمانطور كه ايشان خود در مصاحبه با راديو فردا اعلام ميكنند مخارج زندگيشان را مادرشان ميپردازد كه اين خود يك محملي براي التزام به سلطنت است كه اين فعاليت هاي ايشان با پولي كه در زمان سلطنت پدر جمع شده ميچرخد
    ونكته ديگر اينكه باز ايشان خود را يك مبارز ميداند وبراي خود يك حيثيت رهبر گونه براي مبارزاتشان ميدانند پس ايشان براي برسي اوضلع حتما به مشاور امنتيتي باتجربه مثل آقاي ثابتي نياز دارند كه با توجه به نزديكي ثابتي خانواده پهلوي اين مشاوره بردوش ايشان باشد واين نكته ايست كه حضور آقاي ثابتي را توجيح ميكند.

  6. kiaa آوریل 1, 2012 در 11:59 ق.ظ.

    کامنت من مربوط به کامنت مریغ بود که نمیدانم چرا در زیر کامنتش منتشر نشد

دیدگاه خود را با دیگران به اشتراک بگذارید (لطفا فارسی بنویسید). توجه: کامنتهای اسپم یا حاوی دشنام و یا کلمات رکیک منتشر نخواهند شد.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: