مناظره اخیر گواهی است بر خردمندی داوکینز و پایبندی او به اصول منطقی و علمی

اخیرا ریچارد داوکینز در مناظره‌ای مودبانه با دکتر روآن ویلیامز اسقف کانتربری انگلیس در دانشگاه آکسفورد در جواب سوالی گفته است که «او کمتر از ۱۰۰ درصد اطمینان دارد که خالقی وجود ندارد» (+). ظاهرا این جواب موجب خوشحالی دینداران شده و تصور کرده‌اند که داوکینز به عنوان مشهورترین آتئیست (خداناباور) جهان از موضع خود عقب نشینی کرده است! حال اینکه چنین چیزی به هیچ وجه واقعیت ندارد.

واقعیت این است که پروفسور ریچارد داوکینز یک دانشمند است و یک فرد علمی هیچ گاه چیزی را به شکل ۱۰۰ درصد نمیپذیرد یا حرف و نظریه‌ای را به شکل مطلق بیان نمیکند. اصولا اساس علم بر شک و تردید است که به دنبال خود پرسش ایجاد میکند. داوکینز در کتاب «توهم وجود خدا» به تفصیل دلایل رد وجود خدا و عدم نیاز به وجود خالق را بیان نموده است، اما هیچ گاه ادعا نکرده است که به شکل ۱۰۰ درصد مطمئن است که خالقی وجود ندارد. چیزی که او میگوید این است که با توجه به نظریه علمی تکامل، نیازی به وجود خدا نیست و جهان هستی از «هیچ» پدید آمده است.

داوکینز در ادامه تشریح نظریات خود در مناظره مذکور بیان میکند که اگر میزان آگنوستیک بودن افراد را در بازه‌ای از ۱ تا ۷ در نظر بگیریم (۱ کسی که به وجود خدا اعتقاد دارد و ۷ کسی است که به کلی وجود خدا را منکر میشود)، او خود را در رده ۶ یعنی چسبیده به ۷ میداند. اما از آنجاییکه اثبات وجود یا عدم وجود یک چیز ماورای طبیعی (همچون خدا) به طریق علمی غیر ممکن است، بدیهی است که داوکینز به عنوان یک دانشمند و یک فرد علمی خود را نه در جایگاه ۷ (که نیازمند ارائه دلایل علمی برای اثبات عدم وجود خدا میباشد) که در رده‌ای بسیار نزدیک به آن قرار میدهد. او صراحتا میگوید که احتمال وجود یک خالق را بسیار بسیار کم میداند.

لذا داوکینز چیزی برخلاف گفته‌های قبلی خود بیان نکرده است. منتهی عده‌ای به دلیل عدم مطالعه دقیق کتابهای او تصور کرده‌اند که او از حرف خود برگشته است یا از موضع خود عقب نشینی کرده است، در حالیکه به هیچ وجه چنین چیزی نیست. او تنها خرد و پایبندی خود به گفتگو به شیوه منطقی و علمی را نشان داده است.

کتاب «توهم وجود خدا» اثر ریچارد داوکینز ترجمه شده به زبان فارسی را میتوانید از اینجا دریافت کنید.

ویدئو مناظره را میتوانید در اینجا مشاهده کنید:

مطالب مرتبط:

ننگ بر آیینی که در آن یک جوان تنها به خاطر ابراز عقیده بایستی کشته شود!

عدم حضور دانشجویان مسلمان در کلاسهای زیست شناسی در انگلیس به دلیل تضاد نظریه تکامل با قرآن

پی نوشت:

این مطلب را هم در همین ارتباط مشاهده کنید:

ویدیو با زیرنویس فارسی/پاسخ دندان شکن پرفسور ریچارد داوکینز به افرادی که سعی به سو استفاده از سخنان اخیر او کرده اند…!

17 پاسخ به “مناظره اخیر گواهی است بر خردمندی داوکینز و پایبندی او به اصول منطقی و علمی

  1. اصلان فوریه 26, 2012 در 7:05 ق.ظ.

    ممنون جالب بود، بە خصوص لینک کتاب داوکینز، من نمی دانستم این کتاب بە زبان فارسی هست

  2. armin فوریه 26, 2012 در 7:48 ق.ظ.

    همینه دیگه!! به این احمق ها باید گفت دلیل شما برای وجود خالق چیه ؟ اگه خالقی وجود داره تا حالا فکر کردید خودش از کجا اوومده؟؟؟ و تا قبل از اینکه جهان رو خلق کنه بر چی خدایی میکرده؟؟؟ یه مشت اراجیف تو کتابهای عهد عتیق شده دلیل برای وجود خدا هه هه هه

  3. jam فوریه 26, 2012 در 8:48 ق.ظ.

    هیچ و رها زهیچ من هر چه زهیچ آفرم!
    گوهردل زدل برم ، دل برودل برآورم!

  4. mike فوریه 26, 2012 در 7:15 ب.ظ.

    نمیگه ۶.۹ میگه من در رده ۶ قرار دارم. لطفا تصحیح کنید

    • آلفرد فوریه 26, 2012 در 7:19 ب.ظ.

      بله درست میفرمایید ۶ صحیح است.

  5. کارلین فوریه 26, 2012 در 7:24 ب.ظ.

    توضیحی که لازم میدانم بیان کنم این است که واژه هایی مانند «اعتقاد» و «ایمان» و «باور» به خودی خود علمی نیستند. یک دانشمند به چیزی باور پیدا نمیکند، بلکه احتمال درستی فرضیه یا موضوعی را با توجه به شواهد و قرائن بالا یا پایین میداند. اگر یک آتئیست را به عنوان کسی که «باور» دارد خدا وجود ندارد تعریف کنیم، باید از او بخواهیم که ادله این عدم وجود را بیان کند، کاری که اساساً امکان پذیر نیست. اما اگر تعریف را به این گونه بیان کنیم که آتئیست به وجود خدا «باور ندارد» (تعریفی که اغلب ترجیح داده میشود)، آن گاه دلیل نظریه اش را به راحتی بیان خواهد کرد: چون دلیلی برای وجود خدا وجود ندارد. به چیزی که دلیلی برای وجودش ندارم ایمان پیدا نمیکنم.

    برتراند راسل در مقاله «آتئیست یا آگنوستیک» درباره خودش میگوید که اگر فردی عادی در خیابان از من بپرسد که آتئیستم یا آگنوستیک، به او خواهم گفت آتئیست. اما اگر یک فیلسوف یا متفکر همین پرسش را مطرح کند خواهم گفت آگنوستیک، زیرا اطلاعاتی که دارم مرا به وجود خدایی نمیرساند (نقل به مضمون). احتمالاً او هم نمیخواهد خود را درگیر این پرسش کند که «حالا که میگویی خدا وجود ندارد دلایلت را بگو!».

    ما به خدا اعتقاد نداریم، درست به مانند هزاران موجود موهوم دیگر. احتمال وجود الله یا یهوه، از نظر منطقی، به اندازه وجود زئوس و ونوس است. در حالی که هیچ یک از پیروان مذاهب خود را ملزم به رد افسانه های هومر نمیدانند.

    • آلفرد فوریه 26, 2012 در 7:35 ب.ظ.

      سپاس از کامنت زیبای شما. کاملا درست میگویید. داوکینز از آنجایی که در یک مناظره علمی شرکت کرده است اگر خود را در جایگاه ۷ (عدم اعتقاد به وجود خدا) قرار دهد، باید برای آن دلیل بیاورد که مسلما نمیتوان یک چیز ماورای طبیعی را با ابزار و روش علمی اثبات یا رد کرد. لذا خود را در جایگاه ۶/۹ قرار داده و با توجه به دلایلی که قبلا در رد دلایل خداباوران و نیز در نظریه تکامل ارائه کرده است، احتمال وجود خدا را بسیار بسیار کم بیان میکند.

  6. احمد فوریه 27, 2012 در 6:23 ب.ظ.

    حداقل میرفتید مارکسیست میشدید
    چون نظریاتش بسیار بیشتر منطبق با علم هست
    الان کیه که قانون تکامل داروین که یکی از اصول فلسفی و اجتماعی مارکسیسم هست را زیر سوال ببره؟؟
    این اقایونم اومدن ادای مارکسیستها را دربیارن که بیشتر شبیه کاریکاتورش هستن لااقل مارکسیسم نصف دنیا را فراگرفت حالا چه به زور چه با تبلیغ

    من کتاب روان شناسی در شوروی را خواندم که یک کتاب بسیار قطوری هم هست
    الان به وضوح همان اصول کتاب پایه علم روانشناسی نوین شده ولی جالب اینجاست که هیچ کسی صداشو درنمیراره که بابا این اصولی که شما دارید ارائه میدید که همان روانشناسی ماتریالیستی شوروی هست
    برای مثال در روانشناسی شوروی هیچ مبنایی برای روح یا مسائلی از این قبیل وجود نداره بدن انسان به صورت یک دستگاه کاملا علمی تعریف شده که در برابر هر چیزی واکنش مشخص نشان میده
    برای احساس هیچان یا ترس یا استرس یا خوشحالی یا ناراحتی گریه کردن یا درد هیچکدام با روح یا روان بستگی نداره تمام گزینه ها دلیلش ترشح یکی از غده های بدن هست که که ترشح این غدد هم به دلایل مشخص مثل ضربه خوردن باعث درد یا یک اتفاق باعث ترس یا نگرانی از وقوع یک حادثه در اینده باعث استرس و…..انجام میگیره باعث اینطور احساسها در بدن میشه

    • حامد مه 24, 2013 در 10:52 ق.ظ.

      دوست خوبم.شما مطالعات خوبی داشتی.قوانین علمی بر پایه بالاترین و صحیح ترین آمار مشاهده شده از تجربیات بنا شده و خودت استادی و بهتر میدونی و لازم نیست ما حتما نظریات فبلی را قبول کنیم چرا که علم سعی میکند با مطرح کردن پرسش و شک نظریات فبلی را بیازماید و در مورد آن استثنا( با توضیح در مورد چگونگی استثنا بودن آن پدیده پیدا کند).مثلا نظریات فروید بخشهایی از آن پذیرفته و بخشهایی از آن ناپذیرفتنی است.هم اکنون نظریات یونگ به عنوان قابل قبول ترین نظریات روانشناسی مطرح میشود.

  7. سیف الله مارس 2, 2012 در 3:35 ب.ظ.

    اگر زیرنویسی از این مناظره وجود داره میشه لینکش رو در اینجا قرار بدید یا به میل من بفرستید.

    • آلفرد مارس 2, 2012 در 6:23 ب.ظ.

      زیرنویسی پیدا نکردم. اما همین قسمت ۲ دقیقه ای ویدئو که بحث برانگیز شده است را دوستی ترجمه کرده و منتشر کرده است. http://stgnu.blogspot.com/2012/02/blog-post_26.html

  8. بازتاب: خدای سنگدلِ بی‌عرضه …! « گاه نوشته‌های آلفرد

  9. بازتاب: اثبات وجود یا عدم وجود خدا غیر ممکن است « گاه نوشته‌های آلفرد

  10. حامد مه 24, 2013 در 11:31 ق.ظ.

    ریشه های مذهب
    اول مذهب و عقیده زاییده تخیل بشریت است و البته این عقیده به تدریج ریشه پیدا کرد و به صورت آیین و مذهب درآمد.همیشه افرادی نابغه و احساساتی و البته شارلاتان در جامعه بوده اند و توانسته اند در نهایت به عنوان هدایت مردم نام پیامبر را بر خود بگذارند.نمونه جدید مذاهب بار پرستی است .در نهایت مذهب در اختیار حکومتها برای کنترل مردم کم خرد(که معمولا قانون ناپذیر هستند)قرار گرفت.این چیزی است که از ظاهر منطقی قضیه پیداست
    در دیدگاه مذهبی خدا مانند مرلین جادوگر با چوبی جادوگری در حالت تولید ماده و انرژی است.این خدا با وجود دانایی مطلقش بر تمام احوال بشریت مرتب در جاهای مختلف به مشکل بر میخورد مجبور است که مرتب پیغمبر ارسال کند. با وجود اینکه به اصطلاح خودش عنان تمام امور به دست اوست و حتی برگی از درخت به زمین نمی افتد مگر با اراده اش در عین حال بشریت را در نهایت پاداش و عذاب میدهد.در مجموع خدایست که هیچکس او را نمیشناسد و خودش میگوید مرا نشناسید و خیلی ها به او اعتقاد وافر دارند. حتی در تعدادی از کتب مذهبی مطالبیست که دیدن آنها آدمی را شگفت زده میکند -خدای ریاضیدان – خدای کشتی گیر- خدای نشسته بر تخت – خدای نماز خوان – خدایی که از آسمان می آید- خدایی که خدم و حشم دارد – خدایی که اموراتش هزار سال طول میشکد تا به زمین برسد – خدایی که با خدایی دیگر هماهنگ میکند!ووو… اگر بخواهیم بخش کوچکی از اینها را بپذیریم باید بگوییم که خدا یک موجودی شبیه خودمان است!با توجه به شواهد یافت شده میتوانیم حدس بزنیم که ریشه مذهب زنتیکی و فرازمینی باشد.یعنی تمایل به خدا انگاری ژنتیکی و به دلیل خاصی در ژنتیک ما جایگذاری شده باشد.البته منظورم خدای فراطبیعی نیست و بلکه خدای فرازمینی است.یعنی موجوداتی بسیار پیشرفته که مدتها قبل پلکان تکامل را طی کرده اند و در تکامل زمین دستبرده اند(چرا؟).دلایل این ادعا در مناطق باستانی و متنیهای باستانی شگفتی است که فقط با کمی دیدگاه تکنولوژیک بسیار فابل توضیح و البته با زمان خودشان ناهمگون میشوند(به عبارت دیگر تا نباشد چیزکی مردم نگوییند چیزها).خدای فرازمینی در متون باستانی مانند باقیمانده های اسناد سومریان بسیار ملموس است.

    البته خدایی هم هست به اسم خدای دانشمندان دیندار! خدایی است که با دقت تمام پیچهای عالم را تنظیم کرده و بعد یک جرقه زده و عالم شروع شده تمام امورات عالم برای او بد خوب ندارد و برایش هم مهم نیست که برای بشریت چه اتفاقی می افتد.از نشانه های وجود او نیروی جاذبه ، مقدار بار الکترکی الکترون ، نظم سیهاچاله ها و کهکشانهاست.این خدا خودش نیازی به توضیح وجودی ندارد و به انواع بسیاری(تقریبا به تعداد معتقدانش!) تقسیمبندی میشود.تنها نقطه مشترک این اعتقادات همان جرقه بدون توضیح است!عملکرد این خدا نه تنها از مشاهدات بدست می آید بلکه از ندیده ها هم میتوان او را نتیجه گرفت!یعنی هر چه نمیدانید چیست به او نسبت دهید.

  11. mohammad moosavi سپتامبر 8, 2013 در 2:47 ق.ظ.

    با سلام به همه دوستان
    نظرات جالبی بود
    به نظر من چون تمدن بشیریت از بین النهرین شروع شده پس اولین جرقه های تفکر و تعقل نیز در همین منطقه بوجود آمد … آنگاه انسان با عقل و شعور خود را در برابر نیروهای قوی طبیعت یافت و دید هیچ کنترلی بر آنها ندارد پس آنها را نیروی مافوق خود مجسم کرد و به تدریج این نیروهای مافوقی تبدیل به خدایانی چون خدای باد خدای خورشید و سایر خدایان شد و بعدها در اثر رشد فکری بشر در این منطقه به این نتیجه رسیدند که چند خدا ممکن است با هم درگیر شوند و فرضیه تک خدایی مطرح گردید و از آن پس باب شد.
    دلیل این مدعا هم این است که ادعا میشود یکصد و بیست و چهار هزار پیغمبر برای هدایت بشریت مبعوث گردیدند که همه آنها در شبه جزیره عربستان و بین النهرین (عراق و سوریه و فلسطین امروزی) بودند.
    انگار سایر مردم دنیا فراموش شده بودند که نیاز به پیغمبر دارند و خدا تمام انرژی خود را برای خاور میانه گذاشته بود. اگر دین باعث سعادت بشریت است پس آن مردمی که از وجود پیغمبر و در نهایت دین که عامل خوشبختی است محروم بودند مورد ظلم واقع شده اند.
    به نظر من مهمترین و ارزشمندترین جمله داوکینز این است که مسئله وجود خدا در محافل فقط بصورت تئوری مورد بحث قرار میگیرد و هیچ واقعیت علمی در آن مد نظر قرار نمیگیرد.

    • ماندانای تن فروش دسامبر 3, 2014 در 9:23 ق.ظ.

      احمق جون منم بخدا اعتقاد ندارم ولی فک میکنی چندهزارسال پیش غیر از خاورمیانه مردم وتمدن دیگری هم وجود داشته؟کشورهای اروپایی و امریکایی که چند صد ساله بوجود اومدن تازه خدا پرستها بهت ایراد می گیرن ومیگن ببین عربها وایرانیا که نوع عقب مونده عربهان چقدر فاسد وزبون نفهم بودن که خدا همه تمرکزشو رو اینا گذاشته

  12. kami سپتامبر 20, 2014 در 12:48 ق.ظ.

    باسلام خدمت همه دوستان عزیز
    من از نظر دوستی دراینجا متعجبم که می گوید چون در آثار باستانی شکلهای عجیبی وجود دارد که این دوستمون اونها رو به فرازمینی ها نسبت میده و بعد استدلال میکنه که تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها به این نتیجه میرسه که خدایی نیست و مارو 1سری موجودات پیشرفته تر از خودمان به وجود آورده اند که مطمنا این طرز فکر دوستمون بخاطر دیدن مجموعه ما و فرازمینی هاست که تو اون مجموعه 1سری آدم بدون حتی داشتن 1 مدرک معتبر و علمی این فرضیه ها رو می بافن و بارها برای اینکه خودشون رو توجیه کنن در برنامه خودشون اذعان داشتند که هیچ مدرک معتبری ندارن و فقط حرفاشون فرضیه است و چیزی که باز منو متعجب کرد این هست که این دوستمون میگه تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها ، من نمیدونم این دوست عزیز چرا حرفای جمعیت اکثریت جهان که خداباورند و اکثر ادیان به طریقی به یکتا پرستی در اوج خودشون میرسن ، اشاره ای ندارد و فقط از دید این دوستمون عده اندکی که فرضیه هایی بی دلیل و بدون حتی 1 مدرک رو میبافن رو مردم حساب میکنه و حرفشون رو سند اما حرف اینهمه خدا باوررو نمیشنوه این نکته اول بود و ضمنا به لحاظ منطقی حرفها چیزی رو اثبات نمیکنن نه حرف گروه کثیر نه حرف گروه اندک اگر بی دلیل باشد .
    ثانیا بنده با اینکه با آقای داوکینز موافق نیستم اما برای ایشون احترام قایل هستم چون با علم و خرد به نتیجه ای رسیدن اما دوستان دراین وبلاگ که نظر گذاشتن بنده از نظراتشون احساس کردم ( البته این فقط برداشت بنده از نظرات دوستان هست که ممکنه برداشت بنده درست نباشد ) دوستان بیشتر کینه دارن از خدا تا اینکه واقعا مثل آقای داوکینز خودشون به نتیجه ای رسیده باشن و از نظرات دوستان برمیاد که دوستان از سیاستهایی که به اسم دین بهشون قالب شده تنفر دارن تا اصل دین اگر دوستان 1بار معانی قرآن رو جدا از تفسیر و غرض مطالعه کنند بسیاری چیزها براشون روشن میشه و دراونجا میبینن که حتی قرآن کسانی رو مثل آقای داوکینز ، سرزنش نکرده و میفرماید هرکسی را به اندازه عقلش بازخواست میکنیم و این مطلب بدین معنا نیس که آقای داوکینز در گمراهی هست بلکه ایشون براساس عقلش و علم بدین نتیجه رسیده و اگرم واقعا خدا وجود داشته باشه که به اعتقاد بنده وجود دارد هیچگاه آقای داوکینز را مواخذه نخواهد کرد زیرا این عقل و علم رو خودش به ایشان داده ( در صورتی که خدا باشد ) و عقل آقای داوکینز با بررسی شواهد به این نتیجه رسیده پس جایی برای بازخواست نیست چون عقلشو بهش خدا داده و اون ازش استفاده کرده و اگه ایرادی داشته از خالق هست که عقل ایشون رو جوری نیافریده که قانع شه و اما دوستانی که برحسب کینه توزی چشاشون رو بستن و با نفرت خدارو انکار میکنن بدونن که به راه درستی نرفتن اگر کسی بدون غرض و کینه و با عقلانیت و براساس علم دانست که خدا نیست اشکالی ندارد اما چشم بسته انکار خدا امری است بیهوده و لطفا دوستان دلالیل علمی دانشمندان و فلاسفه خداباور را هم مطالعه کنن و بدون پیش داوری به نتیجه گیری بپردازن تا حداقل پیش خودمون شرمنده نباشیم .
    موفق و موید باشید.

دیدگاه خود را با دیگران به اشتراک بگذارید (لطفا فارسی بنویسید). توجه: کامنتهای اسپم یا حاوی دشنام و یا کلمات رکیک منتشر نخواهند شد.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: