انقلاب ۵۷ ادامه حرکت مردم ایران برای رسیدن به آزادی و دموکراسی بود

راهپیمایی‌های مردمی در سال ۱۳۵۷ در اعتراض به دیکتاتوری محمد رضا شاه پهلوی

امروز در فضای مجازی با طرحی با نام «طرح غرامت جوانان ایران از انقلابیون ۵۷ که به اشتباه خود اقرار نکرده‌اند» برخوردم. در این مطلب آمده:

ما جوانان ایران از انقلابیون 57 که هنوز به اشتباه خود اقرار نکرده اند و باعث بدبختی، فساد، تیره روزی، فحشا، زندان و اعدام بهترین جوانان این سرزمین شده اند و خواهران ما را در برقعه پیچیدند و برادران ما را وادار به گذاشتن ریش طالبانی کردند. ما را به روزی رسانده اند که با مدرک های عالیه دانشگاهی کاری برایمان وجود ندارد. همه داشته های قبل را نابود و چیز جدیدی ارائه ندادند. در جنگ 8 ساله ما را سپر گوشتی در مقابل صدام جنایتکار قرار دادند هر نوع آزادی را از ما گرفتند. دوست داشتن را از ما گرفتند و زیبایی را. محبت و عشق را از ما گرفتند. گروه عظیمی از ما را وادار به مهاجرت کردند که در غرب و ترکیه و عراق و یونان هر بلایی به سرمان بیاورند و در کل بهترین سالهای زندگی ما را در یک کشور غنی و ثروتمند نابود کردند و عاملان اصلی آن همان انقلابیون 57 هستند که از کردار خود ابراز پشیمانی نمی کنند ادعای خسارت و غرامت میکنیم. حال ای هموطن اگر با ما همراه و هم سو هستید به این صفحه بپیوندید.

این بیانیه به گونه‌ای نوشته شده گویی انقلاب سال ۵۷ نه حاصل حضور مردم که در نتیجه قیام عده‌ای محدود یا احزابی به خصوص به وقوع پیوسته است! حال اینکه واقعیت این است که انقلاب سال ۵۷ در نتیجه حضور میلیونی مردم در خیابان‌ها و در اعتراض به دیکتاتوری شاه صورت گرفت. من موافقم که اکثریت مطلق مردم خواهان قدرت گیری حکومت سرکوبگر و مستبد فعلی نبودند اما با اینکه  اصولا انقلاب سال ۵۷ را اشتباه بنامیم کاملا مخالفم. اصولا مردم برای رسیدن به یک وضعیت بدتر قیام نمیکنند. قطعا هدف مردم رسیدن به شرایطی بهتر بوده است. منتهی اینکه خواست مردم عملی نشده و جهت حرکت مردم به سوی دموکراسی منحرف شده است، بحث دیگری است و باید آن را ریشه‌یابی و علت‌یابی کرد.

انقلاب سال ۵۷ در ادامه حرکت ایرانیان به سوی دموکراسی اتفاق افتاد. حرکتی که از انقلاب مشروطه در سال ۱۲۸۵ شروع شده بود و در آن زمان موفق شده بود قدرت شاه زمان (مظفرالدین شاه) را محدود و او را از فراقانونی بودن خارج سازد. این موفقیت و حرکت تدریجی به سمت دموکراسی و نظر مردم اما با به قدرت رسیدن پهلوی متوقف و نیمه کاره ماند! در دوره رضا شاه به ویژه در بازه زمانی ۱۳۱۰ تا ۱۳۲۰ موسوم به دوره استبداد رضا خانی، عده زیادی از مخالفان و منتقدین شاه به طرز مشکوکی به دستور رضا خان کشته شدند. مجلس فرمایشی شد و کوچکترین انتقادها با مرگ یا تبعید همراه بود. این دوره سیاه خفقان تا سال ۱۳۲۰ و اشغال ایران توسط متفقین ادامه یافت. اگرچه در بازه زمانی سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۳ به دلایل مخلتف از جمله ضعف شاه جوان، قدرتمند بودن مجلس و شکل گیری احزاب و روزنامه های منتقد و آزاد، شاهد فضای باز سیاسی کم‌نظیری در تاریخ معاصر ایران بودیم، اما دیری نپایید که این دوره با کودتای ۲۸ مرداد آمریکا و بریتانیا بر علیه دولت مردمی دکتر محمد مصدق به پایان رسید و بار دیگر ایران شاهد دیکتاتوری و سرکوب مخالفان و سیاسیون منتقد بود. در زمان محمد رضا شاه اگرچه به یمن افزایش قیمت نفت شاهد شکوفایی اقتصادی و صنعتی ایران بودیم اما آزدی سیاسی مطلقا وجود نداشت. منتقدین سیاسی به تبعید یا زندان‌های طولانی مدت محکوم میشدند. همچنین شاه به شدت به دولتهای غربی وابسته بود. وجود کاپیتولاسیون یا مصونیت قضایی برای خارجی‌های مقیم ایران از دیگر موارد ننگین کارنامه پهلوی بود. دیکتاتوری و سرکوب تا زمانی که شاه در دی ماه ۱۳۵۷ احساس خطر کرد و نخست وزیری را به بختیار سپرد، ادامه داشت. در دوره کوتاه یک ماهه نخست وزیری بختیار تا انقلاب اگرچه مجددا شاهد فضای باز سیاسی بودیم اما دیگر بسیار دیر شده بود و مردم تنها به یک دگرگونی اساسی (پایان سلسه پهلوی) راضی میشدند!

لذا علت وقوع انقلاب مردمی در سال ۵۷ را میتوان در چهار مورد زیر خلاصه کرد:

  ۱- اعتراض به دیکتاتوری مطلق، سرکوب و فضای بسته سیاسی؛ مواردی چون فرمایشی بودن مجلس، عدم وجود آزادی مطبوعات

  ۲- وابستگی شدید شاه به غرب و وجود مواردی چون مصونیت قضایی برای بیگانگان

  ۳- فساد دربار و سوء استفاده‌های گسترده مالی در قالب سازمان عریض و طویل و فراقانونی به نام «بنیاد پهلوی«

  ۴- ورود یکباره مفاهیم و فرهنگ غربی در جامعه شدیدا سنتی و مذهبی ایران

هدف مردم قطعا دستیابی به شرایطی بهتر و جهت رسیدن به دموکراسی بوده است. منتهی به دلیل عدم شناخت از خمینی و اسلام‌گرایان، مردم در دام آنها گرفتار آمدند و در نتیجه انقلاب مردم توسط اسلام‌گرایان تندرو ربوده و حرکت مردمی به سمت حکومت اسلامی و فاشیسم دینی منحرف شد.

واقعیت این است که مردم شناخت چندانی از خمینی نداشتند چرا که او ۱۵ سال در تبعید و خارج از ایران به سر برده بود. خمینی به محض به قدرت رسیدن حرفهایی که قبل از انقلاب و در زمان اقامت در نوفلو شاتو زده بود را ۱۸۰ درجه تغییر داد! در نوفلو شاتو وی تلاش کرد خود را دموکراتیک، منعطف و کسی که خواهان به قدرت رسیدن نیست، نشان دهد. بازتاب جهانی گفتگوها و مصاحبه‌های او در زمان اقامت در فرانسه و به ویژه نقش بی بی سی در مطرح کردن و محبوب کردن خمینی در ایران غیر قابل انکار است. خمینی مار خوش خط و خالی بود که مردم ایران و حتی نخبگان تصور کردند منجی آنها برای رسیدن به دموکراسی و آزادی است!

قطعا مردم و حتی نخبگان جامعه هیچ‌گاه فکر نمیکردند ممکن است در اثر آن حرکت مردمی و در اعتراض به دیکتاتوری شاه، ممکن است در نهایت گرفتار دیکتاتوری دینی بشوند به گونه‌ای که نه تنها به دموکراسی و آزادی سیاسی نرسند که حتی آزادی‌های اجتماعی موجود در زمان شاه هم از بین برود و حکومتی به شدت توتالیتر و سرکوبگر بر سر کار بیاید که با منتسب کردن خود به خدا و اسلام، شدیدترین سرکوبها را نجام دهد.

لذا خطاب به نویسندگان این طرح باید متذکر شد اینکه تصور کنیم که انقلاب سال ۵۷ مردمی نبوده و تنها در نتیجه حضور عده‌ای معدود یا حزب و گروهی خاص رخ داده است، نادانی است. همچنین اینکه از مردم بخواهیم به خاطر تلاش خود برای رسیدن به دموکراسی و جامعه ای بهتر، عذرخواهی کنند، شگفت‌آور و در عین حال مضحک است! به نظر من ارائه اینگونه طرح‌های احساسی هیچ سودی برای خروج ما از وضعیت فعلی ندارد. بهتر است تاریخ را بهتر بخوانیم تا دچار سوء‌تفاهم‌هایی از این دست نشویم!

——-

توجه: برای درک بهتر وقایع یک قرن گذشته ایران میتوانید به دو کتاب تاریخی خوب از یرواند آبراهامیان با نام‌های ایران بین دو انقلاب و تاریخ ایران مدرن که خوشبختانه هر دو هم به فارسی ترجمه شده‌اند، مراجعه کنید.

10 پاسخ به “انقلاب ۵۷ ادامه حرکت مردم ایران برای رسیدن به آزادی و دموکراسی بود

  1. سپهر دسامبر 26, 2011 در 2:34 ق.ظ.

    در مورد کاپیتولاسیون فکر میکنم که یه مقدار توقع مردم زیاد بود. این قانون، نه تنها در ایران، بلکه در تمام کشورهایی که امریکا حضور فعال داره، هنوز وجود داره. (33 سال بعد از انقلاب ایران). از جمله در ژاپن، آلمان، ایتالیا…. همین چند سال پیش یک سرباز امریکایی به یک دختر ژاپنی تجاوز کرد، اما مجرم رو به پلیس ژاپن تحویل ندادند و در دادگاه نظامی امریکا محاکمه اش کردند. تا اینکه چندین تظاهرات شدید بر علیه امریکاییها برگذار شد و قضیه به شدت سیاسی شد و «ناچاراً» به پلیس ژاپن تحویلش دادند. در کشوری مثل ایران که نه تنها کل ارتش وابسته به مستشاران امریکایی بود، بلکه صنایع ما نیاز به مستشاران اروپا-امریکایی زیادی داشت، نمیشد هم این امتیاز رو بهشون نداد و هم ازشون میخواستیم که بیایند فناوری و دانش شون رو در اختیار ما بذارند. دنیا، دنیای بده و بستان هست. قبل از ستاندن هر چیزی، یک چیزی باید «بدهیم».

    • آلفرد دسامبر 26, 2011 در 5:54 ب.ظ.

      در هر حال به نظر من و تصور میکنم به نظر اکثریت مردم آن زمان این قانون بسیار توهین آمیز به ایرانیان بوده است و یک جور برتری برای خارجی ها قائل میشده که غیر قابل قبول است. من در مورد اینکه آیا کاپیتولاسیون در کشورهای دیگر بوده یا نبوده اطلاعی ندارم. اما میدانم که در جنگ آمریکا بر علیه عراق بود و یکی از دلایلی که آمریکا حاضر شد از عراق خارج شود همین نکته بود که دولت عراق گفته بود حاضر نیست از ابتدای سال ۲۰۱۲ چنین امتیاز ویژه ای را برای آمریکایی های مقیم عراق قائل شود.

      • لعیا ژوئیه 3, 2013 در 7:19 ب.ظ.

        آیا فکر میکنی با براندازی حکومت سلطنتی ایران باید خود سوزی ملی کرد تا قانون کاپیتولاسیون را براندازیم , ملتی که تیشه به ریشه خودش میزند که یک لانه موریانه را از شاخه خود جدا کند ملت احمق و بی فکری است. و به نظر من جوانان ایران حق دارند که از انقلابیون ( شورشیان) سال 57 شاکی باشند برای اینکه هیچکدامشان شعور و فهم سیاسی نداشتند یا از روی تعصبات مذهبی و یا فریب خورده گی و یا حس قهرمان بازی دست به انقلاب زدند.

  2. dariush دسامبر 26, 2011 در 7:38 ق.ظ.

    دوست عزیز من,

    پرسش اینکه چند نفر در دوران سلطنت رضا شاه به دستور او کشته شدند؟۱۰، ۱۰۰، ۱۰۰۰، ۱۰۰۰۰۰؟ کشته شدن ۱ انسان هم اشتباه است ولی‌ یک مثال -حتی یک مثال- در کل تاریخ نشان بدهید که به هیچ کس ظلم نرفت و جان هیچ انسان بی‌ گناه‌ای گرفته نشد!

    انتقاد من هم به بکار بردن واژه رضا خان است..منصب رسمی‌ ایشان پادشاه مملکت بود و حتی اگر از ایشان نفرتی باشد، صحیح است که از او به عنوان «رضا شاه» نام برده شود!

    در مورد کپیتلاسیون هم به نظر من قضاوت شما درست نیست و برای اینکه شرایط را بیشتر درک کنیم، بهتر است به کتابی‌ در این مورد به قلم «ایرج پزشکزاد» مراجعه شود که با جزئیات شرح داده شد. کاش هنگامی که از این قانون می‌‌گفتید، از انقلاب سفید و تحولات دیگری که در دوران محمد رضا شاه رخ داد هم نام می‌‌بردید.

    در مورد این هم که گفتید مردم تنها به سقوط شاه می‌‌اندیشیدند به نظر من صحیح نیست و بازگویی تاریخ نشان می‌‌دهد که بسیاری هیچ تمایلی به تغییر شاه نداشتند و صرفاً هدفشان اعتراض و تغییر در وضعیت بود و گرچه بسیاری از همان‌ها هم امروز افسوس می‌‌خورند که چرا زمانی‌ که شاه گفت «صدای انقلاب شما را شنیدم»، بر احساسات‌شان غلبه نکردند!

    • آلفرد دسامبر 26, 2011 در 6:17 ب.ظ.

      داریوش جان اطلاعات دقیقی درباره تعداد کشته شدگان نیست اما به نظر من تعداد باید بسیار بسیار زیاد باشد. چون علاوه بر مخالفان و منتقدین سیاسی، رضا شاه دست به کشتار قبایل، عشیره ها و خوانین زد. اگرچه این کار در جهت متحد کردن ایران، حفظ یکپارچگی کشور و افزایش قدرت دولت مرکزی صورت گرفت اما خوب عده زیادی هم کشته شدند. قضیه مسجد گوهرشاد هم که مشخص است و همه از آن باخبرند. در هر حال شما نمیتوانید دوران سیاه خفقان و استبداد رضاخانی به ویژه در سالهای ۱۳۱۰ تا ۱۳۲۰ را منکر شوید. دوره رضا شاه را به دو دوره دیکتاتوری و استبداد تقسیم میکنند. در مورد بخش بعدی سخنان شما، این مطلب به دنبال بررسی کارنامه دوره پهلوی نبوده است، من هم معتقدم که رضا شاه و محمد رضا نکات مثبت زیادی هم در کارنامه خود دارند، همچون حفظ یکپارچگی کشور، ارتقای صنعتی، نظامی و آموزشی ایران. منتهی در این مطلب تنها مختصری در مورد علل وقوع قیام مردمی در سال ۱۳۵۷ توضیح داده شده است. هدف من از نوشتن این مطلب پاسخ به مطرح کنندگان طرح دریافت غرامت بوده و اینکه آنها تلاش کرده بودند بگویند کسانی که انقلاب کردند اشتباه کردند و اینکه میخواستند اینطور القا کنند که فقط گروه و حزب خاصی انقلاب کرده، بوده است. واقعیت این است که مردم انقلاب کردند، اشتباه هم نکردند چرا که میخواستند دیکتاتوری وابسته را سرنگون کنند. منتهی نهایتا دچار دیکتاتوری دیگر شدند! به نظر من مردم میدانستند که چه نمیخواهند اما نمیدانستند که چه میخواهند! و اینکه اصولا کسی از حکومت اسلامی شناختی نداشت و مردم فکر نمیکردند که حکومت اسلامی چنین مار هزار سر و سرکوبگری است که الان گریبان آنها را گرفته است! خمینی هم مردم و هم نخبگان جامعه را گول زد. حرفهایی که او در زمان فرانسه و در مصاحبه ها بیان کرد به هیچ وجه با عملکرد بعدی او در زمان قدرت همخوانی ندارد!

  3. Vivairan دسامبر 26, 2011 در 7:47 ق.ظ.

    جالبه! به این می گن تحول و حرکت به سوی بلوغ

  4. ارتش سبز دسامبر 26, 2011 در 2:17 ب.ظ.

    سلام.
    دوست گرامی دو مطلب بسیار مهم در وبلاگ ارتش سبز نگاشته شده است. از شما خواهشمندم در صورت امکان در وبلاگ خود به این دو مطلب لینک دهید.
    اولی راهنمای کاملی هست درباره روشهای عبور از فیلترینگ اینترنت:

    – فیلترشکن جدید، فیلترشکن قوی، مجموعه آموزش های کاربردی عبور از فیلترینگ اینترنت!

    و دومی راهنمای بسیار مفیدیست پیرامون چگونگی مسافرت ارزان قیمت به خارج از کشور آن هم با کمترین هزینه ای که فکرش را هم نمی کنید!

    – راهنمای سفر کم خرج و ارزان قیمت به خارج از کشور؛ با کمترین هزینه ممکن در کشورهای خارجی توریست شوید!

    در واقع ما با نگاشتن این دو مطلب، روش آسان گشت وگذار آزاد در دنیای مجازی اینترنت و هم سیر و سیاحت در دنیای واقعی زندگی را به ایرانیان داخل کشور هدیه می کنیم تا با برقراری ارتباط با دنیای آزاد، ایده های بهتری را برای زندگی مدرن تر در ایران آزاد آینده به دست بیاورند.

    لطفا در صورت امکان از این دو مطلب در وبلاگ خود با لینک دادن پشتیبانی به عمل آورید.
    با سپاس فراوان از شما
    به امید آزادی و آزادگی

  5. بازتاب: نامه تاریخی بختیار، سنجابی و فروهر به محمد رضا شاه پهلوی «۲۲ خرداد ۱۳۵۶» « گاه نوشته‌های آلفرد

  6. بازتاب: تحریفات تاریخی در پیام اخیر رضا پهلوی به مناسبت سالگرد انقلاب مشروطه « گاه نوشته‌های آلفرد

  7. محمد مصدقپناه ژوئیه 3, 2013 در 8:40 ق.ظ.

    در 57 ما نیازی به انقلاب نداشتیم. فقط باید شاه را مجبور به اطاعت از قانون مشروطه می کردیم. از نظر من دلیل اصلی انقلاب آن چهار چیزی که شما نوشتید نبودند. دلیل اصلی تحولات شدید اقتصادی مانند آن چه که امروز در ترکیه و برزیل است بود. مملکت را نمی توان با رای خیابانی مردم اداره کرد. باید سیستم مستقل و آزاد پارلمانی داشت و گرنه هر آخوندی می تواند مردم را به خیابان کشانده و انقلاب کند. انقلاب گزینه پر هزینه ای است و نتیجه اش را نمی توان پیش بینی کرد.

دیدگاه خود را با دیگران به اشتراک بگذارید (لطفا فارسی بنویسید). توجه: کامنتهای اسپم یا حاوی دشنام و یا کلمات رکیک منتشر نخواهند شد.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: