چرا حمایت اپوزیسیون از حمله نظامی به ایران نابخردانه است؟ راهکار رهایی از وضع موجود کدام است؟

اینروزها و پس از انتشار گزارش اخیر آژانس بین المللی انرژی اتمی در مورد احتمال وجود ابعاد نظامی در برنامه هسته ای ایران، بحث احتمال حمله نظامی به ایران در محافل مختلف به شدت داغ است.

به دلایل متعدد همچون ۱) پرهزینه بودن، ۲) ناثباتی اقتصاد کشورهای غربی، ۳) عدم اطمینان از نابودی کامل برنامه اتمی ایران به دلیل پراکندگی و محافظت زیاد، ۴) عدم وجود اپوزیسیون یکپارچه یا اپوزیسیونی غالب که بتواند در صورت سقوط حکومت، جایگزین آن شود و در نهایت ۵) ترس از برانگیخته شدن احساسات ناسیونالیستی در میان ایرانیان و در نتیجه افزایش ناگهانی محبوبیت حاکمیت، احتمال حمله نظامی خارجی به ایران را بسیار بعید میدانم. همچنین به نظر میرسد که سخنان چندباره مقام های اسراییلی در مورد حمله پیشدستانه جهت توقف برنامه هسته ای ایران هم تنها جهت افزایش فشار به غرب و به چین و روسیه برای موافقت با وضع تحریم های شدیدتر و سخت تر بر علیه حکومت ایران باشد (سرمقاله گاردین). این رفتاری است که اسرائیل همواره در چند سال اخیر از خود بروز داده است به گونه ای که کشورهای عضو شورای امنیت همواره از ترس حمله اسرائیل، حاضر شده اند تحریم ها را تشدید کنند تا بلکه رضایت اسرائیل را فراهم آورند.

اما چیزی که نگران کننده است و دلیل اصلی نوشتن این مطلب میباشد، حمایت کورکورانه بخشی از اپوزیسیون ایرانی از حمله نظامی به عنوان تنها راه رهایی از حکومت استبدادی جمهوری اسلامی است. چیزی که علیرغم ۵ موردی که بالاتر ذکر شد، ممکن است گروههای جنگ طلب در غرب یا دولت تندرو حاکم در اسرائیل را تشویق به حمله کند. متاسفانه اخیرا به وفور مشاهده میشود که عده ای این بحث احساسی را پیش میکشند که هزینه حمله نظامی خارجی به ایران به مراتب کمتر از هزینه ادامه حکومت کنونی خواهد بود و چنین حمله ای تضمین کننده پیدایش حکومتی دموکراتیک در ایران خواهد شد!

به نظر من حمایت از حمله نظامی خارجی به ایران نابخردانه و امید به آمدن دموکراسی در پی آن، کوته بینی و خوش خیالی است! بیایید انواع حمله نظامی به ایران را بررسی کنیم. اساسا حمله خارجی به ایران در شرایط کنونی میتواند به دو شکل صورت بگیرد:

۱- حمله ای که تنها با هدف نابودی تاسیسات هسته ای ایران صورت میگیرد. چنین حمله ای محدود خواهد بود و هدف نه سقوط رژیم که توقف برنامه هسته ای ایران که موجب نگرانی غرب و اسرائیل شده است، میباشد. یعنی اینکه تلاش میشود از طریق هوایی تاسیسات هسته ای مهم ایران هدف قرار گیرد تا برنامه هسته ای رژیم به کلی نابود یا متوقف شود. به گواه اکثر کارشناسان امنیتی و نظامی، چنین حمله ای به دلیل پراکندگی فوق العاده زیاد این تاسیسات در ایران و محافظت شدید از آنها و نیز ساخته شدن برخی از آنها در اعماق زمین، به احتمال قوی منجر به نابودی کامل برنامه هسته ای ایران نشده و تنها منجر به کند شدن آن یا به تعویق افتادن پیشرفت های هسته ای ایران برای چندین سال خواهد شد.

عواقب چنین حمله ای که منجر به سرنگونی رژیم نمیشود برای اپوزیسیون بسیار وخیم خواهد بود. در اثر چنین حمله ای ۱) حکومت مصمم به ساخت بمب اتمی میشود و آنرا تنها راه برای حفظ موجودیت خود تشخیص خواهد داد. ۲) گروههای مخلتف درگیر در داخل حاکمیت حداقل برای مدتی اختلافات را کنار گذاشته و با یکدیگر متحد خواهند شد. ۳) فشار بر منتقدان بیش از پیش افزایش خواهد یافت و اساسا هرگونه اعتراض و انتقادی با توجیه وجود دشمن خارجی و شرایط جنگی – امنیتی با مشت آهنین سرکوب خواهد شد. ۴) مسوول ناکارآمدی های داخلی، مشکلات اقتصادی و سوء مدیریت ها همگی جنگ و دشمن خارجی عنوان خواهد شد. ۵) حکومت با تبلیغات وسیع موفق خواهد شد احساسات میهن پرستانه عده زیادی از مردم در داخل کشور را برانگیخته و آنها را با خود همراه کند. چیزی که بیش از پیش شرایط را برای اپوزیسیون دشوار خواهد کرد. ۶) حتی احتمال دارد گروهی تندرو در داخل حاکمیت یا سپاه در حرکتی احمقانه و خودسرانه در مقام پاسخگویی به حمله خارجی برآید که آنگاه ایران و غرب ناخواسته وارد جنگی همه جانبه که خرابی های بسیاری را به همراه خواهد داشت و عده زیادی از غیر نظامیان را به کشتن خواهد داد، خواهند شد. از مجموع این موارد چنین استنباط میشود که چنین حمله ای به هیچ وجه به سود اپوزیسون نیست.

۲- حمله ای که با هدف سرنگونی حکومت انجام میشود، یا اینکه شرایط به طور ناخواسته و بر اثر پاسخگویی ایران به حمله از نوع حالت اول به جنگی تمام عیار مبدل میشود.

ابتدا باید بگویم که به دلیل هزینه زیاد و احتمال طولانی شدن، احتمال انجام چنین حمله ای از سوی غرب یا اسرائیل بسیار کم است اما وقوع چنین چیزی به هر حال غیر ممکن نیست. عواقب چنین حمله ای برای اپوزیسیون ایرانی در صورتی که منجر به سرنگونی رژیم شود، نامشخص و غیرقابل پیش بینی خواهد بود. اما عواقب این جنگ تمام عیار به اختصار عبارتند از: ۱) وجود شرایط جنگی برای مدتی نامعلوم و احتمالا بسیار طولانی، ۲) خرابی های گسترده در بخش های مختلف صنعتی، راه، ساختمان و خدمات کشور که به سالها زمان برای بازسازی نیاز دارد، ۳) کشتار وسیع غیرنظامیان (نکته: در حمله آمریکا به عراق، حداقل ۱۱۰ هزار نفر به طور مستقیم بر اثر حمله آمریکا کشته شدند. منبع)، ۴) افزایش شدید قیمت نفت و شوک شدید به اقتصاد جهان. (نکته: در صورت بسته شدن تنگه هرمز از سوی ایران، این شوک اقتصادی و افزایش قیمت بسیار شدیدتر خواهد بود)، ۵) احتمال وقوع جنگ داخلی و تجزیه ایران بر اثر هرج و مرج زیاد، آشوب گسترده و تضعیف حکومت مرکزی یا اساسا عدم وجود حکومت مرکزی.

پس از سقوط حکومت از طریق حمله خارجی، هیچ تضمینی برای شکلگیری نظامی دموکراتیک مبنی بر خواست مردم و بر پایه احترام به حقوق بشر وجود ندارد. تجربه تاریخی نشان داده است که جنگ برای هیچ کشوری دموکراسی به ارمغان نیاورده است. برای رسیدن به دموکراسی بایستی ساختارهای فکری و نظری شکلگیری نظام دموکراتیک در جامعه مذکور شکل گرفته باشد. بایستی افراد جامعه به سطحی ازآگاهی، شعور و درک اجتماعی – سیاسی از اطراف و نیز تحمل نظرات دیگران و گروههای فکری مختلف رسیده باشند. بایستی افراد قانونمند شده باشند و استبداد درون خود را جهت رسیدن به مهمی بزرگتر یعنی جامعه دموکراتیک سرکوب کرده باشند. وجود مشکلات متعدد اجتماعی در جامعه کنونی ایران مثل کتک زدن زنان، اسیدپاشی، کودک آزاری، عدم احترام به قوانین از جمله قوانین راهنمایی رانندگی، بیداد کردن دروغ و کلاهبرداری، همه و همه گواه آن است که هنوز ظرفیت پذیرش یک جامعه دموکراتیک مبتنی بر قانون در وجود اکثر ما ایرانیان ایجاد نشده است. وقتی اپوزیسیون ما هنوز نمیتواند با یکدیگر گفت و گو کند و نظرات مخالف خود را با حرف زدن و مباحثه بدون درگیری بشنود و بدون فحش و ناسزا به شکلی منطقی آن را نقد کند، وقتی ما هنوز مشکلات اساسی در انجام کارهای گروهی داریم و همواره کارهای فردی را بهتر از کارهای گروهی و تیمی انجام میدهیم، وقتی حاضر نیستیم برای رسیدن به خواستی ارزشمند و والا با یکدیگر همراه و متحد شویم، خوش خیالی است که تصور کنیم حتی با سقوط حکومت بر اثر حمله خارجی، به دموکراسی و جامعه ای مبتنی بر حقوق بشر خواهیم رسید. اساسا هیچ تضمینی برای وقوع چنین چیزی وجود ندارد. تضمینی وجود ندارد که پس از حمله و حتی پس از سقوط رژیم مجددا حکومتی مستبد و خودکامه بر سر کار نیاید، زیرا زیرساخت های شکلگیری یک حکومت دموکراتیک هنوز در افکار ما و در جامعه ما به وجود نیامده است. جامعه ما هنوز استبدادپرور است.

راهکار:

همانطور که بالاتر هم اشاره کردم، به نظر میرسد که ما ایرانیان هنوز برای دستیابی به دموکراسی و پایبندی به حقوق بشر و احترام به نظر دیگران آمادگی نداریم و لذا حتی پس از سقوط حکومت در نتیجه حمله خارجی هم تضمینی برای شکلگیری حکومتی مردمی وجود ندارد.

در بعد نظری و فرهنگی راهکار من تلاش برای افزایش سطح آگاهی عمومی از طریق مطالعه، ارتقای فرهنگ انتقادپذیری، احترام به آزادی بیان، تمرین دموکراسی، احترام به حقوق افراد و حس مسولیت پذیری در میان تک تک ایرانیان میباشد. میتوانیم این موارد را از داخل خانه و از محیط خانواده خود آغاز کنیم. همچنین بایستی نگرش و رفتار استبدادی را در درون خود سرکوب کنیم. ملت اتمیزه شده ما باید به نقطه ای از اتحاد و یکپارچگی برسد که خواستش سقوط این حکومت و جایگزینی حکومتی دموکراتیک و سکولار بر پایه مبانی حقوق بشر باشد. ما باید آماده دادن هزینه در این راه باشیم!

در بعد عملی باید از طریق اهرمهای قدرتمند نافرمانی مدنی مثل اعتصاب به جنگ با رژیم برویم. مردم ما هنوز به نقطه ای نرسیده اند که حاضر باشند برای سرنگونی رژیم هزینه بدهند. هیچ کدام از ما حاضر نیستیم در این راه هزینه بپردازیم!

به نظر من اینهایی که از حمله خارجی حمایت میکنند انسانهای تنبل و سست عنصری هستند که رخوت تمام وجودشان را گرفته و کاستی و عدم انگیزه خود برای سقوط حکومت را میخواهند با حمایت از حمله خارجی جبران کنند! میخواهند کس دیگری بیاید جور آنها را بکشد و دموکراسی را دو دستی آماده شده به آنها تقدیم کند! این خیالی باطل است. اینان مثل دانش آموز تنبلی هستند که درس نخوانده سر جلسه امتحان رفته و میخواهد با کمک دیگران (تقلب) بدون هیچ تلاشی نمره قبولی بگیرد!

اپوزیسیون حاضر در خارج از کشور بایستی اختلاف ها را کنار گذاشته و حداقل در راستای سرنگونی رژیم و تا زمان انتخابات آزاد در ایران، با یکدیگر متحد شوند. به نظر من ایده کنگره ملی که توسط مجتبی واحدی مطرح شده است بسیار راهگشاست. بسیار شرم آور است که اپوزسیون ما هنوز یک تلویزیون مستقل و موثر ندارد!

در بعد خارجی به نظر من تحریم نفتی یا تحریم بانک مرکزی میتواند به مردم ایران برای سرنگونی حکومت کمک کند. چنین تحریمی اگرچه بر مردم فشار وارد میکند اما شاهرگ حیاتی درآمد حکومت یعنی نفت را مسدود کرده و حکومت برای سرکوب اعتراض ها یا پشتیبانی مالی گروههای تروریستی و نیز پیشبرد برنامه هسته ای نظامی خود با مضیقه روبرو خواهد شد. حکومت به هیچ وجه نمیتواند چنین فشاری را تحمل کند. به ویژه اینکه در چنین شرایطی نارضایتی میان ایرانیان به شدت فزونی یافته و انگیزه برای نافرمانی مدنی افزایش می یابد.

 نتیجه گیری:

مطمئن ترین راه برای رسیدن به نظامی دموکراتیک بر پایه حقوق بشر، نه سقوط حکومت فعلی از طریق حمله خارجی که سقوط آن از طریق خود مردم ایران و از طریق نافرمانی مدنی است.

11 پاسخ به “چرا حمایت اپوزیسیون از حمله نظامی به ایران نابخردانه است؟ راهکار رهایی از وضع موجود کدام است؟

  1. sufii نوامبر 15, 2011 در 2:29 ب.ظ.

    سلام. اولا این دیدگاه نبود بلکه یک نوشته از نوع نگارش یک دیکتاتور بود که همش میگفت : ما باید این را انجام دهیم. ما مجبوریم . ما موظفیم و……..
    تمام تحلیل های شما آبدوخیاری و احساسی و غیر واقعی بود.مگر حاکمان فعلی مخصوصا از سه سال پیش تا کنون کمتر از نظامیان آمریکائی مثلا در عراق و افغانستان جنایت میکنند؟ مگر مردم در کشور خودشون اسیر یکسری جنایتکار نیستند؟؟ چرا باید یک نسل کاملا از بین بره و از زندگی هیچی و هیچی نفهمه که حالا ما میخوایم ثبات در منطقه باشه یا قیمت نفت بالا بره و حتی ایران تجزیه بشه. به درک که بشه. اینقدر کلیشه ای حرف نزنین. ملت (حداقل قشر فرهیخته) و اونائی که سرشون میشه دارن زیر فشار له میشن. من خودم 3 سال پیش اگه کسی حرف حمله خارجی رو میزد میخواستم خفه اش کنم. اما بعد از دیدن ملموس جنایت این حاکمان.الان حاضرم به این. این حرفای خنده دار نافرمانی مدنی و این چیزا مال مردم سوئیس و نروژ است و به درد ایران نمیخوره. تو ایران برای الله اکبر گفتن یارو را دو ماه شکنجه میکنند. شماهائی که تا حالا یک چک تو گوشتون نخورده خوب بلدین موعظه کنین. عین شبه روشنفکر های خارجی. جمع کنین بابا

    • رضا نوامبر 15, 2011 در 3:22 ب.ظ.

      اگر چه کامنت شما خيلي بي ارزش تر از آن است که نياز به پاسخ داشته باشد. ولي خوب است که نصيحتتان کنم اول شما جمع کنين اين افکار آب دوغ خياري و خائنانه تان را بعد به حرف افراد عاقل گوش بدهيد تا فهمتان بالا برود.
      اوج حماقت امثال شما که جاي امن و نرم و گرم نشستيه ايد اين است که مي گوييد: «ایران تجزیه بشه. به درک که بشه.»!!!!!!!
      من به عنوان يک ايراني حق دارم هر آنچه زشتي و نکبت است نثار کسي کنم که تجزيه ايران را مي خواهد يا به تجزيه شدن آن اهميت نمي دهد
      ما قبل از اينکه سراغ رژيم برويم بايد حسابمان را با شما وطن فروشها روشن کنيم
      من دست آن سانديس خوري که به ايران عشق مي ورزد و در عين حال نوکر ديکتاتوري است مي بوسم و به روي وطن فروشهايي که براي رسيدن به آرزوهاي سرکوب شده شان، کشور را نابود کنند … مي اندازم
      شما و اربابانتان مي خواهيد براي ما دمکراسي بياوريد؟ همين کلامتان گويايي همه چيز است.
      مشکل ما عده اي هستند که مثل شما فکر مي کنند . درست کپي افکار شيطاني رجويست ها! حکومت به هر قيمت! تجزيه ايران..به …. کشتار مردم از هر دو طرف به …

  2. فاضل نوامبر 15, 2011 در 8:03 ب.ظ.

    اگر حکومت ماسونی -آخوندی طول بکشد بدانیدکه حتما جنگ داخلی در پیش رو خواهیم داشت …اشتباه نکنید! منتها ملت دست خالی در برابر رژیم مزدور مسلح اگر تصمیم به جنگ هم بگیرند ماهها وشاید سالها طول خواهد کشید وکشته ها وخساراتش حداقل 5 تا 7 برابر دخالت نظامی غرب خواهد بود وزیر ساختها واقتصاد کشور نابود خواهد شد مردم اگر دیوانه شوند شاید تصمیم به نابودی تاسیسات برق – آب – گاز وو….. همه چیز بگیرند درآنوقت هیچ رژیمی حتی به کمک اربابان جهان نیز قادر به حکومت نخواهد بود وتازه بعد از پیروزی (انشاالله ) گروههای براندازنده حکومت آخوندها بر سر سهم خود با هم خواهند جنگید …پس درمقابل این سرنوشت محتوم جنگ دخالت غرب بهتر است باور کنید ضمن اینکه شخصا اصلا مایل به اشغال کشورم نیستم ولی متاسفانه باید بگویم ایران 33 سال پیش توسط مشتی آشغال ..اشغال شده است ! آدم یاده شعر داریوش میافته : » پشت سر …پشت سر …..پشت سر جهنمه روبرو ….روبرو ….قتلگاه آدمه !

  3. حسین نوامبر 15, 2011 در 8:08 ب.ظ.

    متاسفانه همه چیز مایوس کننده شده …..من درجنگ قبلی 2.5 سال درجبهه بودم وحالا دچار عذاب وجدان هستم ….حاصل آنهمه رنج وعذاب افتادن مملکت بدست دزدها و قاتل ها بود …متاسفم ! اگر جنگ جدیدی دربگیرد من در خانه ام مینشینم وفقط با کسی که به در خانه ام حمله کند میجنگم .

  4. لطفا کمک کنی! بالاترین نمیشه با فیلترشکن تور لاگین کرد! نوامبر 18, 2011 در 1:22 ب.ظ.

    لطفا کمک کنید!
    الان چند روزه توی بالاترین با فیلترشکن TOR نمیشه لاگین کرد. اصلا صفحه لاگین را باز نمیکنه با تور. بعدش هم گاها ارور https میده که صفحه نا امنه و اطلاعات شما ممکنه لو بره! میشه اگر شما دسترسی به بالاترین دارید این موضوع را مطرح کنید بر طرف بشه! ما اینجا گیر کردیم نمیتونیم توی بالاترین با تور لاگین کنیم و لینک بدیم!
    ممنون از شما

  5. بازتاب: افسانه رسیدن به آزادی از طریق دخالت نظامی خارجی « گاه نوشته های آلفرد

  6. بازتاب: با ادامه رخوت و سکوت کنونی تنها دو حالت برای آینده ایران متصور است؛ «کشوری اتمی اما قحطی زده»، یا «ویران و جنگ زده»! « گاه نوشته‌های آلفرد

  7. محمود فوریه 20, 2012 در 2:59 ق.ظ.

    متا سفانه برخی ادبیاتشون ایراد داره انتقادشون با نیش و کنایه است و باید بیاموزیم چگونه دور یک میز تبادل افکار کنیم و تا این مهم سر مشق قرار نگیره باید دیگران برایمان تصمیم بگیرند و اون گروه سومی که از عدم تعادل دو گروه زینفع حد اکثر سود را میبره پس بیایید بجای مرده باد زنده باد این شخص و اون شخص و نفی کیش شخصیت با هم فریاد بزنیم زنده باد قانون دموکراتیک تا بتدریج درذهن همه نهادینه بشود .

  8. بازتاب: فدرالیسم برای ایران به مثابه نواختن از سر گشاد سرنا! « گاه نوشته‌های آلفرد

  9. بازتاب: تشکیل شورای ملی؛ اصول و مزایا، بررسی ماهیت مخالفان و چرایی وحشت آنها از تشکیل شورا « گاه نوشته‌های آلفرد

  10. بازتاب: چرا تحریم‌ها بر ضد حکومت، گریبانگیر ایرانیان شده است؟! مقصر کیست؟ « گاه نوشته‌های آلفرد

دیدگاه خود را با دیگران به اشتراک بگذارید (لطفا فارسی بنویسید). توجه: کامنتهای اسپم یا حاوی دشنام و یا کلمات رکیک منتشر نخواهند شد.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: