پرچمی که باید مایه اتحاد باشه، شده نماد تفرقه و اوقات تلخی!

205318_rLVgD1uFچند روز پیش با چند نفر از دوستان رفته بودم یه بار ایتالیایی تو مرکز شهر که بازی ایتالیا – انگلیس را ببینیم. بازی را دیدیم، حسابی هم حال داد چون ایتالیا برنده شد و با توجه به اینکه اکثر افراد حاضر در بار، ایتالیایی الاصل بودند، حسابی زدند و رقصیدند! ما هم فیضی بردیم اون وسط! بعدش زدیم بیرون، شروع کردیم قدم زدن داخل شهر. همین جور که قدم می زدیم به یه مغازه رسیدیم که تو پیاده رو کلی پرچم و اینها آویزون کرده بود که از قضا پرچم ایران (پرچم الله نشان) هم بینشون بود! یکی از دوستان گفت بریم داخل تا برای بازی ایران – نیجریه، تی شرت تیم ملی و پرچم ایران را بخره! گفتیم اوکی رفتیم داخل، داخل مغازه هم پرچم شیر و خورشید موجود بود و هم پرچم الله نشان! فکر کنم از بین اون همه پرچم از کشورهای مختلف تنها کشوری که دو تا پرچم داشت ایران بود! خلاصه این رفیق ما پول پرچم و تی شرت را به آقای مغازه دار داد و اومدیم بیرون!

محله ای که ازش رد می شدیم محله ایتالیایی ها بود و لذا پیاده رو پر از آدم بود که همگی در حال رقص و شادی بودند! ماشین ها هم همه بوق میزدند! اکثرا هم پرچم ایتالیا را در دست داشتند یا اینکه لباس تیم ملی ایتالیا را به تن کرده بودند! از اونجایی که جو به شدت فوتبالی بود، این دوست ما هم جوگیر شد و اون پرچمی که خریده بود را بیرون آورد و انداخت روی دوشش! به راهمون ادامه دادیم، فکر کنم یه ۲۰ دقیقه ای همینجور پیاده رفتیم تا اینکه یه دفعه یکی از اون طرف خیابون به سمت ما فریاد زد «مردک مزدور، اون پرچم آخوندی چیه انداختی رو دوشت؟!» نگاه کردم دیدم صاحب یکی از مغازه های ایرانی اون طرف خیابون، کسب و کارش را ول کرده، با قیافه برافروخته وایساده بیرون مغازه! این رفیق ما هم در جواب دراومد بهش گفت «مردک سلطنت طلب …!». احتمالا به این خاطر که طرف تو سوپرمارکتش، پرچم شیر و خورشید میفروشه! یعنی چون پرچم شیر و خورشید میفروشه، این دوست من اینطور برداشت کرده بود که طرف سلطنت طلب تشریف داره! حالا شاید هم بود، من نمیدونم، اما از پرچم شیر و خورشید به تنهایی که نمیشه چنین استنباطی  کرد! از اون طرف این دوست آتئیست پای ثابت آبجوخوری های آخر هفته ما هم قطعا «مزدور جمهوری اسلامی» نیست! این بیچاره اصلا به مسائل سیاسی علاقه ای نداره، از آخوند جماعت هم متنفره! بیچاره فقط جرمش این بود که پرچم کشورش را انداخته بود روی دوشش، منتهی پرچمی که نشان وسطش شیر و خورشید نبود!

واقعا تاسف آور و ناراحت کننده بود چونکه پرچمی که قائدتا باید نقطه اتحاد ایرانی ها باشه، شده بود مایه تفرقه و پراکندگی! که دو تا ایرونی تو غربت وسط خیابون، لیچار بار همدیگه بکنند! ۲۰ دقیقه قبلش کلی ایتالیایی احتمالا با تفکرات سیاسی مختلف داشتند کنار همدیگه و در کنار پرچمشون، پیروزی تیم ملی کشورشون را جشن میگرفتند، اون وقت ما ایرونی ها بر سر پرچممون هم با هم اختلاف داریم! واقعیت اینه که پرچم قدیمی شیر و خورشید الزاما دلیلی بر سلطنت طلب بودن یک فرد نیست چون پرچم های ایران از  خیلی قدیم یعنی حدود ۴۰۰ سال پیش به این طرف همگی یا نشان شیر داشته یا خورشید یا هر دو. از اون طرف اینکه کسی پرچم الله نشان دستش باشه هم الزاما دلیل بر مزدور بودن و آخوندی بودن طرف نیست! موضوع اینه که خیلی ها به خصوص آدمهای غیر سیاسی که کمتر از ۳۵ سال سن دارند و در داخل ایران بزرگ شده اند، از همان ابتدا در مدرسه، در ادارات و سازمانها، در سربازی، در محل کار، تو تلویزیون همه جا این پرچم را دیده اند و اینطور براشون جا افتاده که این پرچم ایرانه! از طرفی خیلی ها حالا یا به دلیلی که گفتم یا به دلیل اطلاعات کم تاریخی، واقعا نمیدونند که پرچم شیر و خورشید یک پرچم قدیمی است و الزاما نشان دهنده وابستگی یا اعتقاد به نظام سلطنتی نیست! پس بهتره در چنین مواقعی یک کمی خوددارتر رفتار کنیم و سریع به طرف مقابل انگ و برچسب نزنیم!

واقعا زشته که ما نمیتونیم بر سر یه پرچم توافق بکنیم! الان ۳ نوع پرچم ایران در بازار وجود داره که فکر نکنم در مورد هیچ کشور دیگه ای چنین چیزی مصداق داشته باشه!!

اعدام گروهبان دانایی فر و تفاوت رفتار جمهوری اسلامی در قبال گروگانهای سپاهی و غیر سپاهی

جیش العدل

ساعتی پیش گروه سنی افراطی جیش العدل اعلام کرد که یکی از سربازان ایرانی به گروگان گرفته شده با نام گروهبان جمشید دانایی فر را به تلافی کشته شدن فردی با نام «»علی نارویی» توسط جمهوری اسلامی، اعدام کرده است. همچنین این گروه به مقام های جمهوری اسلامی هشدار داده است که اگر تا ۱۰ روز دیگر زندانیان سنی دربند را آزاد نکند، یک نفر دیگر از سربازان به گروگان گرفته شده را اعدام خواهد کرد.

این اتفاق را از چند جهت میتوان مورد بررسی قرار داد:

۱- بی تفاوتی مقام های نظام

با وجود گذشت ۶ هفته از به گروگان گرفته شدن این افراد که از سرهای تراشیده شده شان مشخص است سربازان وظیفه بوده و در مرزبانی خدمت میکرده اند، جمهوری اسلامی هیچ توفیقی در جهت آزادی آنها نداشته است. حتی به نظر میرسد تلاش دیپلماتیک، اطلاعاتی یا نظامی چندانی هم برای آزادی آنها صورت نگرفته است. این بی تفاوتی و بی عملی را مقایسه کنید با تلاش شبانه روزی ارگانهای مختلف جمهوری اسلامی برای آزادی حدود ۴۰ سپاهی که حدودا ۱ سال پیش در سوریه و توسط مخالفان بشار اسد به گروگان گرفته شده بودند! این موضوع نشان می دهد که جمهوری اسلامی به هیچ وجه ارزشی را که برای نیروهای سپاهی و بسیجی خود قائل است برای سربازان وظیفه قائل نیست وگرنه به جای اعزام  چند سرباز وظیفه آموزش ندیده با تجهیزات اندک به چنین منطقه خطرناکی، از نفرات زبده تر و آموزش دیده تر خود در سپاه استفاده میکرد.

۲- توهین روزمره به اقلیت سنی مذهب در ایران و محروم نگه داشتن استانهای مرزی

یکی از اصلی ترین دلایل شکل گیری گروههای افراطی مانند جندالله و بعد از آن جیش العدل، توهین، تحقیر و محدودیتهای روزمره ای است که آخوندهای شیعه افراطی در قدرت در کشور به اقلیت سنی مذهب روا می دارند. به عنوان مثال جیش العدل عملیات اخیر خود  برای گروگان گرفتن سربازان ایرانی را «حضرت عثمان» نام گذاری کرده بود که اشاره ای است به اهانت هایی که چند روز قبل از انجام این عملیات توسط آخوند حکومتی آیت الله مصباح یزدی به یکی از خلفای اسلامی مورد احترام اهل سنت یعنی عثمان صورت گرفته بود. یا مثلا در تهران با این جمعیت زیاد، اجازه ساخت حتی ۱ مسجد برای اهل سنت داده نمیشود! از سوی دیگر عدم تقسیم ثروت و درآمدهای ملی در سطح کشور و تمرکز منابع و امکانات در شهرهای مرکزی، موجب محروم ماندن استانهای مرزی و بالابودن بیکاری و فقر در این مناطق شده است که نارضایتی مردم را به همراه خواهد داشت.

 ۳- دخالت رژیم در سوریه و سرکوب کلیه خواسته های مدنی

شکی نیست که جیش العدل دستکم از نظر مالی، از سوی دولتهای عرب منطقه حمایت میشود. اما نکته مهم  این است که اساسا چرا  ما باید بر خلاف منافع ملی خود از دولت بشار اسد جنایتکار که به خاطر ماندن بر قدرت، تاکنون صدها هزار نفر از مردم این کشور را کشته است حمایت کنیم؟! چرا به جای حمایت از مردم یک کشور، از دولت جنایتکار آن کشور حمایت میکنیم؟ چرا  به جای صرف درآمدهای نفتی در داخل کشور و جهت مقابله با فقر و بیکاری، میلیاردها دلار سرمایه ملی مردم ایران صرف سرکوب مردم سوریه میشود؟! مسلما در چنین شرایطی کشورهای منطقه از فرصت استفاد میکنند و با حمایت مالی و  تحریک کردن گروههای افراطی، شرایط برای پر و بال گرفتن ایدئولوژیک  و ابراز وجود  گروههای مسلح با خواسته های فرقه ای چون جیش العدل فراهم میشود!

از سوی دیگر واکنش خشن مقام های جمهوری اسلامی با خواسته های مدنی و سرکوب کلیه منتقدین با مشت آهنین و اعدام های زیاد نیز در افزایش تنش در جامعه موثر است. اساسا چرا این تعداد زیاد سنی مذهب در زندانهای ایران هستند؟ مگر آنها چه کار کرده اند؟ چرا جمهوری اسلامی تحمل کوچکترین خواسته مدنی یا انتقادی را ندارد؟! مسلم است که در چنین شرایطی امکان گفتگو وجود نخواهد داشت و گروههای منتقد رفته رفته افراطی تر شده و نهایتا به مبارزه مسلحانه برای دستیابی به خواسته های خود متوسل خواهند شد

در چنین شرایطی خشک و تر با هم خواهند سوخت و امثال گروهبان دانایی فر که تنها به کار مرزبانی مشغول بوده و هیچ نقشی در جنایتهای جمهوری اسلامی و یا اعمال سیاستهای آنها نداشته اند در آتش انتقام و خشم افراطیون از یک طرف و اهمال و بی تفاوتی از طرف دیگر، پر پر میشوند! 

در همین زمینه:

جیش العدل، فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی را تحقیر کرد!

محکوم کنیم هم تروریسم و گروگانگیری و خشونت را و هم اعدام و محرومیت و تبعیض را

بت پرستی فراگیر در نزد ایرانیان و لزوم تلاش همه جانبه برای ریشه کن کردن خریت در کشور!

بدرقه ضریح جدید امام حسین در قم!

بدرقه ضریح جدید امام حسین در قم!

تنها تفاوت انسان با حیوان، برخورداری از قدرت تفکر و اندیشیدن است. انسان باید با استفاده از عقل خود بتواند درست را از غلط تشخیص بدهد. انسانی که تنها تقلید میکند و کورکورانه و بدون اندیشیدن کارهای نیاکان خود را تکرار میکند و به دنبال دیگری براه می افتد، عملا خود را از تنها وجه تمایز انسان با حیوانات یعنی اندیشیدن و قدرت استدلال، بی بهره ساخته و همچون گوسفند به دنبال گله به راه افتاده است! در چنین حالتی اگر گله به سمت چاهی در حرکت باشد، انسان خردباخته، به همراه دیگر اعضای گله به درون چاه خواهد افتاد و آنجاست که دیگر راه نجاتی نیست! تنها راه نجات انسان خردباخته، بیدار کردن او از خواب غفلت از طریق آموزش تفکر و اندیشیدن و یادآوری این نکته به اوست که عقل سلیم حکم میکند که انسان قبل از انجام هر کاری اول فکر کند و تنها پیرو منطق و خرد خود باشد.

شما این تصاویر اخیر منتشر شده در خبرگزاری ها درباره به راه افتادن مردم به دنبال در ساخته شده برای حرم امام هفتم شیعیان را نگاه کنید (+ +). ببینید چگونه عده ای انسان خردباخته خود را و پارچه ها و لباس خود را به این در می مالند! آخر مگر یک تکه چوب و فلز که تا همین دیروز در کارگاهی زیر دست نجار و آهنگر بوده چه چیز متفاوتی با در و دیوارهای دیگر دارد که آن را از بقیه متمایز میکند؟! این در دقیقا چه زمانی و از طریق چه پروسه شگفت انگیزی متحول و به یکباره چنین قدرت فوق العاده ای پیدا کرده است که میتواند موجب شفای بیماران یا ایجاد برکت و افزایش روزی برای افراد شود؟! به راستی بوسیدن و یا مالیدن این پارچه ها و لباسها به این «در مقدس»، موجب چه تحولی میشود که عده ای این کارها را نجام میدهند؟!

من قویا معتقدم دوام و بقای این حکومت مذهبی تا زمانی است که خرافات و نادانی در میان ایرانیان جایگاه دارد. به محض اینکه مردم غفلت زده آگاه شوند و از این جهالت، بت پرستی و تقلید کورکورانه دست بردارند و تفکر کردن، متفاوت اندیشیدن و منطقی رفتار کردن را یاد بگیرند، شیشه عمر این حکومت هم خواهد شکست! شما نگاه کنید ببینید چگونه تعداد امامزاده ها از اول انقلاب تاکنون چندین برابر شده است! ببینید چگونه سالی چند ده هزار میلیارد تومان صرف سفرهای زیارتی (مرده پرستی و قبرپرستی) به مشهد، قم، کربلا، دمشق و عربستان میشود و چه پول هنگفتی به داخل ضریح ده هزار امامزاده موجود در کشور و جیب اعراب منطقه ریخته میشود! ببینید با این پول هنگفت به هدر رفته بر سر جهل و نادانی، چه کارهای مفیدی می شد انجام داد …

در همین زمینه:

امامزاده‌ای که با یک زمین لرزه با خاک یکسان میشود، چگونه میتواند شفا بدهد؟!

در و پیکر فلزی تشکیل دهنده ضریح امامان و امامزادگان، دقیقا چه زمان و چگونه متبرک شدند؟

خریت نه تنها علف خوردن است! مالیدن گرد و غبار حرم امام رضا به بدن و سر و صورت کودکان سرطانی…!

با داشتن ۴۰ میلیون بی سواد و کم سواد و سرانه مطالعه ۲ دقیقه ای، وضعیت ایران اصلا تعجب آور نیست…!

جیش العدل، فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی را تحقیر کرد!

جیش العدلامروز فیلمی چند دقیقه ای در اینترنت منتشر شده که نحوه غافلگیر شدن و دستگیری ۵ نفر از نیروهای نظامی جمهوری اسلامی توسط گروه «جیش العدل» در جنوب شرق ایران را به تصویر می کشد. در ابتدای فیلم، نام عملیات «حضرت عثمان» معرفی میشود که اشاره ای است به اهانت هایی که چند روز قبل از انجام این عملیات توسط آخوند حکومتی آیت الله مصباح یزدی به یکی از خلفای اسلامی مورد احترام اهل سنت یعنی عثمان صورت گرفته بود. میتوان اینگونه نتیجه گیری کرد که مصباح یزدی موجب جریحه دار شدن احساسات اعضای گروه جیش العدل که سنی مذهب هستند شده است و در نتیجه جرقه انجام این کار توسط آنها جهت «انتقام جویی» را زده است. سرتاسر ویدئو پر است از خواندن آیه های قرآن و جملاتبا مضامین مذهبی و حتی فیلمبردار جیش العدل در حین عملیات مرتب ذکر میگوید! این نشان میدهد که این یک جنگ با انگیزه فرقه ای بین دو گروه شیعه و سنی است!

در ادامه فیلم نحوه غافلگیر شدن و دستگیری نظامیان ایرانی که از سرهای تراشیده شان مشخص است اکثرا سرباز وظیفه هستند به تصویر کشیده میشود. گویا همگی در چادر در حال چرت زدن یا استراحت بوده اند و علیرغم داشتن یک تیربار سنگین در کنار چادر، نتوانسته اند از آن استفاده کنند. چادری که آنها در آن هستند بسیار بدقواره و پوسیده و فاقد هرگونه امکانات اولیه است! این را مقایسه کنید با یال و کوپال سهمگین ماموران سرکوبگر رژیم و امکانات و ادوات  به غایت پیشرفته و مدرن آنها برای سرکوب هرگونه اعتراض و انتقاد مردمی در خیابانها. این واقعیت نشان می دهد که رژیم دیکتاتوری اسلامی آنقدری که از مردم داخل ایران وحشت دارد از دشمنان خارجی وحشت ندارد!

علاوه بر این فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی انقدر کثیف و خبیث هستند که عده ای سرباز وظیفه را به چنین نقطه مرزی خطرناکی فرستاده اند علیرغم اینکه میدانسته اند در ماههای گذشته گروه جیش العدل در منطقه فعال بوده است. به عبارت دیگر از این سربازان به عنوان گوشت قربانی استفاده شده است والا چرا از چند نفر نظامی کادری باسابقه و آموزش دیده با تجهیزات کافی برای مرزبانی استفاده نشده است؟! شکی نیست که در هر کجای دنیا چنین فضاحتی رخ داده بود، چندین فرمانده ارشد نظامی استعفا داده و بقیه هم توبیخ شده بودند!

موضوع خنده دار اینکه جمهوری اسلامی که ناتوان و عاجز از برقراری امنیت مرزهای خود است و قادر به مقابله با یک گروه چند نفره مسلح نیست و بعد از گذشت ۲ هفته از بازداشت ۵ نظامی خود قادر به آزادی آنها نیست، پس چگونه مرتب رجزخوانی میکند و ارتش قدرتمند و مدرن آمریکا را حریف می طلبد؟! آدم وقتی این چادر پوسیده، ادوات زهوار در رفته، نیروهای چرتی و ناکارآمد و عدم وجود پشتیبانی اطلاعاتی از آنها را می بیند واقعا خنده اش میگیرد از آن همه رجزخوانی ها و هارت و پورت کردن و حریف طلبیدن های بی حد و اندازه مقام های ارشد جمهوری اسلامی و فرماندهان نظامی وابسته به آنها در بستن تنگه هرمز و با خاک یکسان کردن اسرائیل و شکستن هژمونی آمریکا در جهان و …

شکی نیست که علت انتشار فیلم از سوی گروه جیش العدل، تحقیر نظامیان جمهوری اسلامی و افزایش فشار افکار عمومی بر رژیم به منظور تلاش بیشتر برای آزادی گروگان ها از طریق رسیدن به توافق با گروه جیش العدل می باشد که خواسته خود را قبلا اعلام کرده که خواهان آزادی عده ای از نفرات زندانی خود و عده ای از سنی های دربند جمهوری اسلامی است.

اما نکته آخر اینکه همانطور که در مطلب قبلی در این مورد هم نوشتم، مقام های جمهوری اسلامی نمیتوانند انتظار داشته باشد که همه گروههای مذهبی و قومی را سرکوب کنند، به آنها توهین کنند، استانهای آنها را عقب مانده و فاقد امکانات نگه دارند و با کلیه درخواستهای آنها با مشت آهنین پاسخ دهند و از آن طرف هیچ واکنشی را دریافت نکنند!

در همین زمینه:

محکوم کنیم هم تروریسم و گروگانگیری و خشونت را و هم اعدام و محرومیت و تبعیض را

قصاص آسمان را زمین گیر کرد! قصاص نه تنها غیر انسانی که حکمی وحشیانه و البته متحجرانه است

جمله ای که موجب توقف انتشار روزنامه آسمان شد

جمله ای که موجب توقف انتشار روزنامه آسمان شد

خوراک خرافات و مایه دوام و بقای حکومت های مذهبی، جهل و نادانی و دشمن این دو، تفکر، خردورزی و ایجاد پرسش است. از اینرو هرکس که با سخنان و نوشته های خود، جرقه تفکر را در ذهن مغفولان و در خواب ماندگان در عالم توهم و خرافه بزند، کاری بس گرانمایه در هدایت جامعه به سمت خروج از عقب ماندگی و تضعیف حاکمیت مذهبی انجام داده است. حدت و شدت برخورد ملایان در مسند قدرت در جمهوری اسلامی با اندیشمندان، متفکران، روشنفکران و به طور کلی «اهل خرد» در ۳۵ سال گذشته را از همین زاویه میتوان مورد تحلیل و بررسی قرار داد.

امروز و در ادامه برخوردهای قهری و حذفی حاکمان مذهبی با کلیه صداهای مخالف و منتقد و حتی تنها اندکی متفاوت موجود در ایران، حاکمیت دینی تیغ سانسور و قیچی جهل و تحجر خود را بر یکی دیگر از صداهای متفاوت انداخت و روزنامه آسمان که تنها ۶ روز از عمرش گذشته بود را مسود و ممنوع الانتشار اعلام کرد و مدیر مسوول آن را به دلیل انتشار مطلبی درباره بیانیه دهه ۶۰ جبهه ملی ایران که در آن حکم قصاص از سوی آن جبهه غیر انسانی خوانده شده بوده، به دادگاه فراخوانده است. اولا اینکه اینها انقدر حقیر هستند که به هر ترفندی دست میزنند تا صدای متفاوت را خاموش کنند چرا که  روزنامه مذکور تنها به بیانیه ۳۰ سال پیش پرداخته است و خود به طور مستقیم چنین حرفی را نزده که قابل پیگرد قانونی باشد.

دوما: نه تنها حقوقدانان و وکلای خبره و فعالین حقوق بشر بل که هرکسی که از حداقل های درک و شعور بهره مند باشد میتواند بفهمد که قانون چشم در برابر چشم، گوش در برابر گوش، دست در برابر دست و جان در برابر جان که در فقه اسلامی به آن «قصاص» میگویند، قانونی بس وحشیانه، عقب مانده و متحجرانه است زیرا قرار نیست من و شما به طور کلی و حاکم شرع و قاضی به طور اخص، خود را تا حد یک جنایتکار یا متجاوز به عنف پایین بیاوریم و برای مجازات جانی به همان سبعیت و درنده خویی که او به آن دست زده است، متوسل شویم تا بلکه عدالت را اجرا کرده باشیم!! پس تفاوت آن جنایتکاری که در اقدامی جنون آمیز، بر صورت دخترکی نگون بخت اسید می پاشد و چشم های او را کور میکند با قاضی ای که در جایگاه عقل و عدالت با خونسردی حکم قصاص چشم در برابر چشم را صادر میکند در چیست؟ مگر نه اینکه هر دو به یک میزان وحشیانه هستند؟

سوم اینکه اگر نگاهی به کشورهای پیشرفته که در آنها عقل و خرد و اندیشه جمعی و نه احکام دینی هزاران ساله ی منسوب به ماور الطبیعه و جهان غیب، حکومت میکند بیندازیم در می یابیم که مجازات های غیر انسانی چون قصاص، مدتهای مدیدی است که دیگر اجرا نمیشود و آنها موفق شده اند با اجرای مجازات جایگزین مانند زندانهای طولانی مدت و البته همزمان با بهبود شرایط اقتصادی مردم و برقراری امنیت از طریق تقویت پلیس خدمتگزار، نه تنها شرایط برای ایجاد ندامت و پشیمانی در مجرم و بازگشت او به جامعه را فراهم کنند بل که اساسا نیروی محرکه برای ارتکاب جرم و جنایت و زمینه وقوع آن را از بین ببرند یا دستکم کاهش دهند.

اما نکته آخر که نباید مغفول بماند آن است که درست که حاکمان مذهبی ایران، قصاص را به دلیل وجود آن در قرآن لازم الاجرا میدانند اما از اجرای مستمر و با شدت و حدت آن بهره بزرگ و مهم دیگری هم میبرند و آن اینکه این جنایتکاران از قطع دست و پا، شلاق زدن، کور و کر کردن و اعدام و کشتار مجرمان برای ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه بهره برداری میکنند و لذا این احکام ضد انسانی چه بسا برای آنها همچون «موهبتی» کم نظیر است که با اجرای آنها با یک تیر دو نشان میزنند!

در همین زمینه:

و در این عکس نشانه هایی است، باشد که ایمان آورید…!

محرم ماه شکنجه جسمی و روحی کودکان + چند تصویر

امامزاده‌ای که با یک زمین لرزه با خاک یکسان میشود، چگونه میتواند شفا بدهد؟!

عید قربان؛ مراسم زشت کشتار حیوانات در اظار عمومی و اثرات تخریبی آن بر روان کودکان

در و پیکر فلزی تشکیل دهنده ضریح امامان و امامزادگان، دقیقا چه زمان و چگونه متبرک شدند؟

محکوم کنیم هم تروریسم و گروگانگیری و خشونت را و هم اعدام و محرومیت و تبعیض را

جیش العدل

در ارتباط با جریان موسوم به «جیش العدل»

خشونت، تروریسم و اسیر کردن ماموران مرزداری ایران که اکثرا هم عده ای سرباز وظیفه هستند کاملا محکومه، در این شکی نیست. اما از سوی دیگر نباید ستم ها، جنایتها و تبعیض وحشتناکی که جمهوری اسلامی در سالهای طولانی بر اقوام ایرانی و از جمله قوم بلوچ و اقلیت سنی مذهب کشور روا داشته است را فراموش کنیم. ۲ ماه پیش ۱۵ نفر را جمهوری اسلامی به دلایل واهی در زاهدان اعدام کرد. همین چند روز پیش شمار مشابهی را در چابهار اعدام کرد که ۷ نفر از آنها را شبانه و به شکل مخفیانه و بدون بررسی پزشکی قانونی دفن کردند! به هر حال حاصل کشت باد، درو کردن توفان است. وقتی مردم استانی را عمدا محروم و فقیر نگه میدارند و درصد بیکاری و اعتیاد سر به فلک میگذارد، وقتی با کوچکترین انتقادها با مشت آهنین و طناب دار پاسخ داده میشود، به هر حال دیر یا زود این موج خشم و نفرت به شکلی غلیان کرده و خود را نشان میدهد و آنجاست که تر و خشک احتمالا با هم خواهند سوخت!

لذا به نظر من باید هر دو روی سکه را دید اگر واقعا به دنبال یافتن راهکاری درازمدت برای حل این گونه مشکلات هستیم.

محکوم کنیم هم تروریسم و گروگانگیری و خشونت را و هم اعدام و کشتار و تبعیض را.

تصویر لو رفته از لحظه قبل از شلیک گلوله توسط مداح اهل بیت حاج محمود کریمی و رفقا

GTA - Copy

مطلبی دیگر در همین زمینه:

واکنش شریعتمداری به خبر هفت تیر کشی مداح اهل بیت!!

شغل جدید حسین درخشان: برگزاری دوره های آموزشی حکومتی

حسین درخشان مثلا به ۱۹ سال زندان محکوم شده بود، حالا شده سخنران دوره های آموزشی برنامه های حکومتی از جمله  این یکی با نام «سینمای رژیم صهیونیستی – پنجره ای به یک جامعه پرتنش»! هیچ وقت حس خوبی نسبت به این فرد نداشتم نه آن زمانی که به رژیم فحش میداد و نه آن زمانی که به یکباره هوادار دوآتشه احمدی نژاد و حامی سیاستهای جمهوری اسلامی شد و نه آن زمان که برای مقاصد خاص به اسرائیل سفر کرد و تظاهر میکرد بی دین شده است…! به راستی تفاوت بسیار است میان وبلاگ نویسی مانند ستار بهشتی که در زندان زیر شکنجه جان میدهد با فردی همچون حسین درخشان که ظاهرا به زندان محکوم میشود اما تقریبا همیشه در مرخصی به سر میبرد و در عمل به استخدام حکومت ایران در آمده است.

گفتنی است در مهرماه ۱۳۸۹ خبرگزاری های مختلف خبر دادند که حسین درخشان از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به جرم «همکاری با دول متخاصم، تبلیغ علیه نظام اسلامی، تبلیغ به نفع گروهک‌های ضد انقلاب، توهین به مقدسات، راه اندازی و مدیریت سایت‌های مبتذل و مستهجن» مجموعا به «۱۹ سال و نیم حبس تعزیری، پنج سال محرومیت از عضویت در احزاب و فعالیت در رسانه‌ها و بازگرداندن وجوه اخذشده به مبلغ ۳۰ هزار و ۷۵۰ یورو، ۲ هزار و ۹۰۰ دلار و ۲۰۰ پوند انگلیس» محکوم شده است!

این پوستر تبلیغاتی را درخشان خودش در گوگل پلاسش به اشتراک گذاشته است.

پوستر تبلیغاتی برنامه آموزشی حکومتی که حسین درخشان آن را برگزار خواهد کرد.
پوستر تبلیغاتی برنامه آموزشی حکومتی که حسین درخشان آن را برگزار خواهد کرد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: